فائزه بنی خزاعی

فائزه بنی خزاعی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تطور هستی شناسی حالات ادراکی در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی شناسی حالات ادراکی ابن سینا سهروردی ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مباحث معرفت شناسی در سنت فلسفه اسلامی پیش از دوره معاصر مجزا از مباحث مابعدالطبیعی مطرح نشده است و همین امر ضرورت پژوهش و استخراج آراء فیلسوفان اسلامی در مباحث معرفت شناسی و نسبت آن با آراء هستی شناختی ایشان را گوشزد می کند. بر این اساس پژوهش پیش رو با دغدغه ی فهم سیر تطور هستی شناسی حالات ادراکی در سنت فلسفه اسلامی، به بررسی ابعاد مختلف مسئله هستی مندی ادراکات و سیر تحول آن، در آراء سه فیلسوف مکتب ساز، ابن سینا، سهروردی و ملاصدار می پردازد. بدین منظور با قرارگیری تحلیل پدیداری ادراک در چارچوب نظام متافیزیکی فیلسوف تصویر او از مدرِک و مبنای نظام معرفتی اش استنباط می شود. از آنجا که در فلسفه اسلامی، معرفت شناسی مبتنی بر هستی شناسی است، تطور هستی شناسی حالات ادراکی، آنجا رخ می دهد که فیلسوف، اختلافی مبنایی در مبانی هستی مندی و شاخصه های پدیدار ادراک با آراء فیلسوف پیش از خود پیدا می کند و تحول در اصول و شاخصه ها منجر به تحول در تبیین فرایند ادراک و مدرِک می شود. ابن سینا ذات گرا و قائل به ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک است. سهروردی با عبور از ذات گرایی و ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک، اضافه اشراقیه را مطرح می کند. ملاصدرا با مبانی نوین خود به خوانش تازه ای از ذات گرایی و وحدت سنخی می پردازد. نفس همواره مدرک است، اما تبیین های گوناگون می یابد؛ در نگاه سینوی، نفس به مثابه آینه ای برای تمثل حالات ادراکی است؛ از منظر سهروردی، نفس همچون بصر است و هویتی چشم گونه دارد که به مشاهده عوالم می پردازد. منطبق با آراء صدرالمتالهین، نفس بازآفریننده ای است که به بازسازی جهان بیرون در جهان درون می پردازد.
۲.

تبیین الگوی معرفت شناسی ابن سینا برمبنای تأثیر مبانی هستی شناختی وی در توجیه پدیدارهای ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا پدیدارهای ادراکی حالات ادراکی مبانی هستی شناختی ادراک نظریه معرفت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۲۶۰
نزد ابن سینا، نفس انسانی به مثابه آینه، همواره مدرک ادراکاتی است که به نحو عرضی بر آن عارض می شود و به عبارت دیگر ادراکات، کیفیات عارض بر نفس هستند. محور ادراکات «تمثّل» است و نفس نیز دو ساحت ادراکی دارد، ساحت تجردی عقلانی که بازنماینده کلیات، طبیعت و ذوات اشیا است و ساحت مادیِ حسی و خیالی که بازنماینده جزئیات و عوارض اشیاء اکنون و گذشته است. ابن سینا، کیفیت هستی مندی ادراکات مختلف حسی، خیالی و عقلی در نفس را با نظریه ارتسام صور و تقشیر تبیین می کند؛ برای تبیین شکل گیری این الگوی معرفتی می توان چنین تصورکرد که فیلسوف حالات پدیداری ادراک را درون نگرانه در خود تصویر، و شاخصه های آن را احصا می کند، سپس با عرضه کردن آن به مبانی هستی شناختی اش نظریه معرفت را بیان می کند. ابن سینا مؤلفه هایی همچون ذهنیت دربرابر عینیت در مسئله وجود ذهنی، عرض بودن علم و تأثیر کلی یا جزئی بودن ادراک را در نگاه پدیداری به ادراک تبیین می کند و به عرضه آن بر مبانی وجودشناسانه ای همچون تفکیک هستی به جوهر و عرض می پردازد و تفسیری معرفتی از عالم براساس همین اصل به همراه نگاه سه گانه به علیت ارائه می دهد و به الگوی خود در معرفت شناسی می رسد. نظام معرفتی سینوی مبتنی بر همین شاخصه ها و مبانی، به حصول نوعی ذات گرایی در تمام تبیین های معرفت شناسانه و پذیرش وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک می رسد.
۳.

جریان شناسی مفهوم «رؤیت» حق تعالی و بازتاب آن در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا رؤیت حق تعالی سهروردی شهود قلبی فارابی ملاصدرا

تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۷۸
مسئله رؤیت حق تعالی که ناظر بر آیات قرآن کریم است، از جمله مهم ترین مباحث مورد توجه متکلمان اسلامی محسوب می شود. اما چگونگی مواجهه فیلسوفان اسلامی در تحلیل این مسئله با توجه به سابقه دینی آنها، دغدغه اصلی این پژوهش است. فلاسفه اسلامی مانند ابن سینا و سهروردی اگرچه به امکان دستیابی علم به خدا و ارتباط با حق اشاراتی داشته اند، اما به صورت مستقل در خصوص مسئله رؤیت نظریه پردازی نکرده اند. البته بر اساس مبانی حکمت اسلامی از جمله فارابی و ابن سینا، مراد از رؤیت، نمی تواند رؤیت حسی مأخوذ در امور مادی باشد؛ بلکه منظور از آن، مرتبه ای از علم حضوری است. اما با بررسی آرای گوناگون و پراکنده حکمای اسلامی مانند سهروردی و به ویژه ملاصدرا، چنین استنباط می شود که انسان در مسیر تکامل و حرکت اشتدادی خود به مرتبه ای می رسد که می تواند حق را با قلب خود مشاهده کند. چراکه نفس تکامل یافته از طریق نور قلب، تجلی متکاملی بر عقل خواهد داشت و آن را برای دست یافتن به مراتبی بالاتر از مراتب عقل صرف، مهیا می سازد. ازاین رو رؤیت قلبی نوعی علم به خداوند و ارتباط با اوست. البته قلبی بودن رؤیت ناظر بر وجدانی و غیرمادی بودن این نوع از علم و ادراک است که برای واصلان به مقام عبودیت حاصل می شود. ازاین رو و به گواهی برخی از آیات، عقل با کمک قلب به مرتبه ای ورای مرتبه عقل محض وارد می شود. البته هر کس به اندازه سعه وجودی خود، می تواند به مرتبه ای از علم و ادراک نسبت به خدا برسد. درواقع نفس انسان بر اساس حرکت جوهری خود، باید مراحلی را طی کند و در این مسیر، عقل نظری و عملی خود را به تکامل برساند تا درنهایت با کنار زدن حجاب ها، البته به اندازه سعه وجودی و تجردی خود، به شهود و رؤیت قلبی حق دست یابد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان