معجزات
منبع:
الهیات سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
27-49
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله در پیِ آن است که با پرداختن به مفهوم معجزه نشان دهد که هیچ مرز مشترکی میان فهم علمی و فهم دینی وجود ندارد و این دو حوزه را باید حوزه های جدا از یکدیگر در نظر بگیریم؛ به این معنا که این دو گونه فهم، در رقابت برای توضیح پدیده هایی یکسان نیستند. او تحلیل مفهوم معجزه را در روشن شدن ماهیت هر دو نوع فهمِ نامبرده بسیار سودمند می داند. او معتقد است که مفهوم معجزه، به معنایی که وی در نظر گرفته است، در بافتی دینی معنا و کاربردی مشروع می یابد و نمی توان آن را با زور وارد حوزه علم کرد و در مورد عجایب و چیزهای خارق العاده و امور توضیح ناپذیری که معجزه آسا می نمایند نیز، که نوعی از محدودیت را بر علم و دعاوی اش وضع می کنند، به نظر نویسنده مشکلی برای علم ایجاد نمی شود. به باور او نباید تصور کرد که با دست یازی به امور و رویدادهای معجزه آسا می توان برای جهان بینی علمی دردسر ایجاد کرد و دانشمندان را وادار به پذیرش و به کارگیریِ مفاهیم دینی نمود. نویسنده نهایتاً می خواهد با پیش نهادنِ استدلال های خود بر پایه تحلیل مفاهیمی گوناگون به این نتیجه برسد که مناقشه ای میان علم و دین در کار نیست، زیرا آن ها مرزی با یکدیگر ندارند.