فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه های مردان به عنوان والد ناتنی و چالش های ارتباطی آنان با فرزند ناتنی طراحی شده است. روش پژوهش، کیفی و به شیوه نظریه زمینه ای انجام شده است. 15 نفر از مردان ساکن در شهر اصفهان که تجربه ازدواج مجدد پس از طلاق و زندگی در خانواده با حضور فرزند ناتنی را داشتند، به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شدند. داده ها به شیوه مصاحبه عمیق، گردآوری و به روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. نتایج نشان داد «کارکردزدایی ناشی از فشار نقش» به عنوان مقوله هسته، عملکرد خانوادگیِ خانواده ناتنی را مسئله مند می کند. مردان مشارکت کننده به دلیل طیفی از شرایط فردی، بسترهای کارکردزدای درون / برون خانوادگی و فراگردهای فرهنگی - اجتماعیِ هنجار ها، فشار نقش سنگینی را احساس کرده بودند که رضایت مندی آنان از زندگی در این نوع خانواده ها را چالش برانگیز می کند. مردان مشارکت کننده خواستار برقراری ساختار و نظم سنتی خانواده و ثبات مفاهیم مردانگی در خانواده بودند؛ اما شرایط متفاوتی ازجمله ارجح بودن فرزند بر همسر، بی قدرتی والدگری و ... موجب بی ثباتی حوزه مردانه در خانواده و تشدید نارضایتی آنان شده بود. مردان مشارکت کننده در مواجهه با فشارِ نقش تجربه شده و نارضایتی حاصل از آن، راهبردهای متفاوتی از جمله راهبرد پیشگیرانه و ناسازگارانه را انتخاب می کنند. راهبرد پیشگیرانه، پیامدی سازنده داشته و موجب تقویت حریم خانوادگی شده است؛ اما راهبرد ناسازگارانه منجر به طلاق مجدد شده بود؛ درنتیجه، عوامل زمینه ساز فشارِ نقش و راهبردهای اتخاذ شده، عملکرد خانوادگی خانواده های ناتنی را تحت الشعاع قرار می دهد.
تحلیل تجربه زیسته فقرای شهری از طرد اجتماعی از بازار کار مورد مطالعه؛ مناطق 17، 18 و 19 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر فهم تجربه زیسته فقرای شهری از علل موثر بر فقر است. روش تحقیق، گرندد تئوری و جامعه مورد مطالعه، شامل سرپرستان خانوارهای تهیدست شهری ساکن در مناطق 17 و 18 و 19 شهرداری تهران بوده است نمونه گیری ابتدا به صورت هدفمند و تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. در نتیجه مقوله هسته ای با عنوان طرد اجتماعی از بازار کار ظاهر گردید. یافته های تحقیق بر اساس مدل پارادیمی پژوهش در پنج محور( شرایط علی، شرایط مداخله گر و شرایط زمینه ای، راهبردها و پیامدها) قرار گرفت. در این مقاله شرایط علی مقوله طرد از بازار کار مطرح می شود. شرایط علی بر اساس نظر مشارکت کنندگان شامل چهار مقوله اصلی با عنوان های ضعف سرمایه اقتصادی، ضعف سرمایه انسانی، شرایط نامساعد اقتصادی و شرایط نامساعد اشتغال است. براساس یافته ها بسیاری از فقرای شهری ساکن در مناطق مورد مطالعه پیشینه فقر روستایی داشتند که بارزترین وجه آن ضعف سرمایه های اقتصادی و انسانی است. همچنین شرایط اشتغال آنان در شهر بسیار متاثر از شرایط نامساعد اقتصادی(مانند: تحریم های اقتصادی، شیوع بیماری کرونا، مکانیزه شدن تولید و ارائه خدمات و حضور اتباع خارجی) و شرایط نامساعد اشتغال (مانند: آسیب پذیری جسمی، آسیب پذیری روانی، درامد اندک، فقدان حمایت های اجتماعی و استثمار) بوده، به گونه ای که این شرایط منجر به تداوم فقر بین نسلی آنان شده است.
شناخت هویت های معاصر و فرزند ناخواهی در میان زوجین جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۷
125 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه نگرش به پدیده فرزند در دنیای کنونی می باشد. در دنیای کنونی، شاهد تحول و تغییر در همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی هستیم. دگرگونی هایی که ناگزیر و لازمه جهانی ست که ما را در بر گرفته است. از این رو بسیاری از نقش های جنسیتی و منابع هویتی از قبل موجود، اولویت خود را برای انسان مدرن امروزی از دست داده و امکان های جدیدتری را برای عرضه خود و احساس ارزشمندی در اختیار او قرار داده است. نگرش زوجین به فرزند، به همان اندازه که یک تصمیم و انتخاب فردی و یا زناشویی است، می تواند یک برآمده از تغییر هویت زوجین در عصر جدید می باشد که در هر دو صورت (خواستن یا نخواستن فرزند )، پیامدهای متفاوت تری بر زوجین دهه اخیر نسبت به زوجین نسل های قبل را در بر خواهد داشت. روش این نظریه داده بنیاد می باشد. داده های مورد نیاز این پژوهش حاصل مصاحبه نیمه ساخت یافته با 18 نفر از زوجین جوان می باشد. شیوه انتخاب مشارکت کنندگان، هدفمند و در دسترس و تعیین تعداد آن ها با رسیدن به مرحله اشباع، تعیین گردیده است. بر اساس نتایج پژوهش، دو پدیده محوری " توافق ناپایدار یک طرفه" و " تقدم رهابودگی به تقیّد"، به عنوان پدیده های محوری و پدیده انتخابی " سیّالیت هویت" به عنوان پارادایم اصلی انتخاب گردید. از علل این پدیده، هویت بازاندیشی شده و خودآگاهی فرآیندی می باشد که در پیامد آن پذیرش اجتماعی فرزند نا خواهی در جامعه می باشد.
Exploring the Dimensions and Components of Empowerment and Promoting the Position of Female Educational Managers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to explore the dimensions and components of empowerment and promote the position of female educational managers. Methodology: The present study was a qualitative research of contractual content analysis. The sample size included 27 written documents related to the research topic and 19 interviews with academic experts, successful educational administrators and senior administrators who were selected by purposive sampling method. Semi-structured interviews were used to collect data. To analyze interview information and documents; Inductive and content analysis methods were used. Findings: Findings from the analysis of interviews and documents showed components and dimensions to empower and promote the position of female educational managers in the field of information 3 dimensions (general, educational and managerial information), in the field of self-personality 2 dimensions (existential personality) Manager and interpersonal personality), in the political field 2 dimensions (government view and qualification), in the field of management attitude 3 dimensions (human relations management, special knowledge management and performance and efficiency), in the environmental field 4 dimensions (information from the environment, View of society, family and environmental impact) and in the economic sphere there is only one dimension of credit. Conclusion: The results showed that the most important components and dimensions for empowerment and promotion of female educational managers are: information field, personality, political, managerial, environmental and economic attitudes, respectively
نقش برنامه ی طنز تلویزیونی دورهمی در میزان نشاط اجتماعی- فرهنگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
113 - 135
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف تعیین نقش برنامه طنز تلویزیونی دورهمی در میزان نشاط اجتماعی- فرهنگی مخاطبین از دیدگاه کارکنان صدا و سیما در تابستان 1398 انجام پذیرفت. روش تحقیق پیمایشی از نوع توصیفی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه کارکنان سازمان صدا و سیمای شهر تهران به تعداد430 نفر بود. 203 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری طبقه ای- نسبتی از بین کارکنان بخش های مختلف به عنوان نمونه انتخاب شدند. در فرآیند گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای برگرفته از ابزار اندازه گیری آکسفورد و نظریه هزارجریبی و مرادی (1393) برای نقش برنامه دورهمی در نشاط اجتماعی در سه بعد احساسی- شناختی- رفتاری و با اضافه کردن بعد آگاهی رسانی در نشاط فرهنگی استفاده شد. روایی پرسشنامه از طریق نظر متخصصان و پایایی متغیرهای پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و بالای 7/0 بدست آمده و مورد تایید قرار گرفتند. داده ها از طریق آزمون تی تک نمونه ای با نرم افزارآماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج حاصل نشان داد؛ برنامه شاد دورهمی در افزایش میزان نشاط اجتماعی- فرهنگی و ابعاد آن شامل احساسی، شناختی، رفتاری و آگاهی رسانی نقش دارند (05/0p<). نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نیز نشان داد: نقش برنامه شاد دورهمی در بعد آگاهی رسانی رتبه اول، در بعد رفتاری رتبه دوم، در بعد شناختی رتبه سوم و در بعد احساسی آخرین رتبه را داشته است (05/0p<).
مطالعه و واکاوی عوامل مؤثر بر نزاع و درگیری پس از تصادفات رانندگی در شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
217 - 244
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تصادفات رانندگی امری اجتناب ناپذیر است اما نزاع و درگیری پس از تصادف و مقصر جلوه دادن همدیگر ازجمله مسائلی است که علاوه بر اینکه نظم و امنیّت جامعه را خدشه دار می کند، هزینه ها و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناگواری نیز در پی دارد و نیازمند بررسی است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی عوامل تأثیرگذار بر نزاع و درگیری رانندگان مرد پس از تصادفات در شهر کرمانشاه انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل رانندگان مرد شهر کرمانشاه است که از این جامعه بر اساس فرمول کوکران، تعداد 280 نفر با روش تصادفی و در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته و برای روایی گویه های مربوط به متغیرها از روایی صوری (مراجعه به متخصصان و خبرگان) استفاده شده است و پایایی تحقیق بر اساس تکنیک آلفای کرونباخ برای تمام متغیرها در حد مطلوب (73%) بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، رگرسیون خطی و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت.یافته ها: تجزیه وتحلیل داده های پژوهش حکایت از این دارد که متغیرهای مالی – بیمه ای با مقدار (t=27/10)، روانی -شخصیتی (t=25/09)، قانونی - آموزشی (t=23/85) و اجتماعی - فرهنگی (t=27/77) در سطح معناداری 000/0 بر نزاع و درگیری تأثیر دارند. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیر مالی - بیمه ای با مقدار (β=%14)، روانی - شخصیتی (β=%21)، قانونی - آموزشی (β=%25) و اجتماعی- فرهنگی (β=%19) به عنوان متغیر مستقل، نزاع و درگیری را پیش بینی می کنند.نتیجه گیری: نزاع و درگیری پس از تصادفات رانندگی به عنوان یک رفتار نامناسب اجتماعی معلول عوامل مختلفی است؛ بنابراین طراحی و اجرای برنامه ریزی آموزشی دقیق درزمینه نزاع و پیامدهای آن و همچنین توجه به بُعد رفتاری در آموزشگاه های رانندگی، بازبینی قوانین بیمه در تعیین خسارات مالی، حضور به موقع پلیس در صحنه تصادف، بازبینی قوانین مجازات درگیری و اعمال محدودیت های رانندگی می تواند گامی مهم و مؤثر درزمینه کاهش این بیماری اجتماعی باشد.
مطالعه جامعه شناختی تاب آوری شهری (مطالعه موردی: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری شهری به منظور ایجاد قابلیت پیش بینی برای مقابله با رویدادهای غیرقابل پیش بینی و ارائه هرچه بهتر خدمات در شهرها و رسیدن به شهری مقاوم و پایدار در دنیا مطرح است، این پژوهش نیز با هدف بررسی وضیعت تاب آوری شهر یزد در ابعاد (اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) صورت گرفته است. روش کلی پژوهش حاضر از نوع کیفی است. داده ها ازطریق مصاحبه عمیق بدون ساختار به دست آمده است و روش تحلیل داده ها، تحلیل مضمون می باشد. یافته ها بیانگر این است که شهر یزد در زمینه تاب آوری شهری در ابعاد (اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد. دین داری، تعلق به مکان بالا و سرمایه اجتماعی درون گروهی بالایی که در بین یزدی ها وجود دارد از نقاط قوت در بُعد تاب آوری اجتماعی است. در بُعد تاب آوری اقتصادی، روحیه کارآفرینی و اخلاق اقتصادی بالا به عنوان نقاط مثبت قلمداد شده اند. یافته ها بیان کننده این است که عدم کیفیت ابنیه و مسکن، عدم مکان یابی صحیح و رشد افقی و بی رویه شهر یزد، وضعیت تاب آوری کالبدی را در سطح نسبتاً ضعیفی نگه داشته است. تنوع زیستی بالا به عنوان نقطه مثبت و عدم ارزیابی توان اکولوژیکی نقطه منفی در بُعد تاب آوری زیست محیطی به شمار می رود.
پدیدارشناسی تجارب بی عدالتی آموزشی و پژوهشی دانشجویان مبتنی بر رویکرد قابلیت (مطالعه موردی: یک دانشگاه جامع دولتی در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی بی عدالتی های آموزشی و پژوهشی موجود نسبت به دانشجویان در حین تحصیل بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی بود. به این منظور، از رویکر کیفی پدیدارشناسی بهره گرفته شد. جامعه این پژوهش، دانشجویان یکی از دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند. تعداد 20 دانشجو طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری معیار انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. روایی محتوایی ابزار مصاحبه توسط متخصصان موضوع و پایایی آن نیز با روش پایایی بین دوکدگذار با ضریب %78 مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها نیز، روش تحلیل مضمون فان کام به کار گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بی عدالتی آموزشی هشت مضمون اصلی و 45 مضمون فرعی و بی عدالتی پژوهشی پنج مضمون اصلی و 21 مضمون فرعی داشت. مضمون های اصلی بی عدالتی در زمینه آموزشی، شامل ضعف اساتید در یاددهی، جدی نگرفتن درس و آموزش، انتقادپذیری پایین اساتید، بی ضابطه بودن ارزیابی دانشجویان، تخریب انگیزه دانشجو، تحقیر دانشجو، به رسمیت نشناختن تنوع دانشجویان، و محدود بودن امکان دسترسی به استاد بودند. در زمینه پژوهشی نیز، مضمون های اصلی بی عدالتی شامل تبعیض در پذیری دکتری، ایجاد محدودیت در همکاری با اساتید، ضعف و تبعیض در ارائه راهنمایی علمی، نگاه ابزاری به دانشجو، و مشکلات تأمین منابع مورد نیاز پژوهش ها می شدند. این بی عدالتی ها به عنوان عواملی هستند که تأثیرات منفی بر ایجاد و تقویت قابلیت های اساسی دانشجویان، یعنی احترام و کرامت، دانش و تخیل، انسجام عاطفی، آمادگی یادگیری، صدا، داشتن آرزو، استدلال عملی، و روابط و شبکه های اجتماعی می گذارند.بحث و نتیجه گیری: برگزاری کارگاه های آموزشی برای اساتید با موضوع عدالت آموزشی و پژوهشی، افزایش تنوع اساتید و محتوای آموزشی ارائه شده متناسب با تفاوت های دانشجویان، توجه به نظرات دانشجویان در مسائل مختلف دانشگاه و رسیدگی به اعتراض های آنان، راهکارهایی هستند که برای رفع بی عدالتی های موجود توصیه می شوند.
بررسی مؤلفه های هویتی در تصویر زنان در نقاشی انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر آثار کاظم چلیپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر در موضوعات و رویدادهای پیچیده ای مانند انقلاب ها، جایگاهی مهم و اساسی پیدا می کند. انقلاب اسلامی تغییرات گسترده ای را در دیدگاه اقشار مختلف جامعه نسبت به موضوع های مختلف به وجود آورد و آثاری که در دوران انقلاب اسلامی توسط هنرمندان نقاش به نقش درآمده اند، نشان دهنده تأثیر فضای حاکم آن دوران بر هنرمندان است. هنرمندان بسیاری با موضوعاتی همچون شهید، شهادت، فداکاری، زن و... آثاری را در زمانه انقلاب اسلامی خلق کرده اند، اما به صورت خاص، حضور و مشارکت حقیقی زن در جامعه یکی از مهمترین مسائلی بود که با ظهور انقلاب اسلامی رخ داد و این تغییر به خوبی در آثار هنرمندان آن دوران انعکاس یافته است. در مقاله حاضر سعی شده است مؤلفه های هویتی در تصویر زنان در آثار نقاشی هنرمندان انقلاب اسلامی با تأکید بر آثار کاظم چلیپا به عنوان یکی از نقاشان دوران انقلاب اسلامی ایران که شخصیت زن محوریت اصلی را در آثارش دارد، مورد بررسی قرار گیرد. در این مسیر ضمن تحلیل و بررسی آثار، به واکاوی شیوه تجلی هویت با محوریت نقش زن، در قالب نمادها و نشانه های به کار رفته در آثار مورد نظر پرداخته شده است. این پژوهش نتیجه می گیرد که در آثار نقاشان انقلاب اسلامی که زنان در آن ها حضور دارند، هنرمندان تلاش کرده اند با استفاده از عناصر مضمونی، زیبایی شناختی و بصری، شاخص های اصلی هویتی که از گفتمان و دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی استخراج می شود را به نمایش بگذارند و در این کار توفیق نسبی یافته اند. داده های این پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری و پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
بستر نهادی نظام سلامت و تحولات آن در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۱
۱۲۷-۸۷
حوزههای تخصصی:
مقد مه: نظام سلامت به عنوان متولی اصلی بهداشت و درمان در ایران تاریخچه ای نزدیک به یک قرن دارد و در این بازه زمانی تغییرات زیادی را شاهد بوده است تا به شکل و ساختار کنونی درآمده است. این تحقیق با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری و تحولات نظام سلامت و روند سیاست گذاری در آن با دیدگاه بین رشته ای انجام شده است. روش: تحقیق به روش تاریخی انجام گرفته و متون تاریخی راجع به نظام سلامت و زیربخشهای آن اعم از بهداشت و درمان و آموزش با رویکرد نهادگرایی مرور و تحلیل شده است. یافته ها: دولت، جامعه مدنی، بخش خصوصی، خانواده و نهادهای بین المللی کارگزاران اصلی سیاست سلامت در ایران از ابتدا تاکنون بوده اند که در بستر عوامل موقعیتی، ساختاری، فرهنگی و خارجی به نظام سلامت و تحولات آن در ایران جهت داده و در موفقیتها و ناکامیهای آن مؤثر بوده اند. بحث: هرچند از همان ابتدا کارگزار اصلی سیاست سلامت در ایران دولت بوده است، اما عوامل نهادی زیادی بر کارایی و عملکرد آن درزمینه سلامت مؤثر بوده اند و این نهاد جهت تدوین سیاستهای سلامت و هموارکردن مسیر برقراری عدالت اجتماعی نیازمند توجه جدی تر به عناصر جامعه مدنی و ویژگیهای خانواده ها و سپردن امور به بخش خصوصی است و در این راه تعامل با نهادهای بین المللی و استفاده از تجارب آنها به خصوص درزمینه بهداشت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
اعتباریابی الگوی تدریس مبتنی بر هوش هیجانی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
217 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی الگوی تدریس مبتنی بر هوش هیجانی در آموزش عالی انجام شد.روش شناسی: پژوهش حاضر آمیخته یعنی کیفی و کمی بود. جامعه بخش کیفی خبرگان رشته های علوم تربیتی آموزش عالی استان های خراسان و جامعه بخش کمی دانشجویان کارشناسی همه رشته های آموزش عالی استان های خراسان در سال 400-1399 بودند. حجم نمونه بخش کیفی طبق اصل اشباع نظری 15 نفر برآورد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و حجم نمونه بخش کمی طبق فرمول کوکران 350 نفر برآورد که با توجه به شیوع کووید-19 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته 92 گویه ای بودند که روایی مصاحبه ها با روش مثلث سازی تایید و پایایی آن با روش هولستی 94/0 و روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان تایید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 75/0 برآورد شد. داده ها با روش های کدگذاری و تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج بخش کیفی نشان داد که 92 کد باز و 26 کد محوری در قالب پنج کد گزینشی وجود داشت که شامل خودشناسی (با سه کد آگاهی هیجانی، خودارزیابی صحیح و خودباوری)، تعامل عاطفی (با پنج کد شناخت و درک دیگران، بالندگی دیگران، خدمت مداری، هدایت تنوع و آگاهی سیاسی)، روابط جمعی (با هشت کد نفوذ، ارتباطات، مدیریت تضاد، رهبری، تسریع تغییر، پیوندسازی، تشریک مساعی و مشارکت و ظرفیت های گروهی)، خودمدیریتی (با پنج کد خودکنترلی، وظیفه شناسی، قابلیت اعتماد، انطباق پذیری و نوآوری) و خودانگیختگی (با پنج کد رشدگرایی، تعهد، ابتکار، خوش بینی و کنش های اخلاقی) بودند. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و بار عاملی همه کدهای باز، محوری و گزینشی معنادار بودند (001/0P<).بحث و نتیجه گیری: با توجه به معتبربودن الگوی تدریس مبتنی بر هوش هیجانی در آموزش عالی، استفاده از آن می تواند به بهبود عملکرد و اثربخشی آموزش عالی کمک کند.
جوانان و تجربه گریز در فضا های شهری
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
59 - 96
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، جامعه شناسان و انسان شناسان شهری به موضوع جوانان و استفاده آنان از فضا های عمومی شهری اقبال بیشتری نشان داده اند. در این خصوص از طرفی شاهد تحقیقاتی هستیم که با رویکرد های جرم شناسانه با فضای شهری مواجه شده اند و در کنار آن، رویکرد هایی که با تکیه بر مفاهیمی همچون به حاشیه راندن، طرد و محروم سازی گروه های اجتماعی از فضا های عمومی شهری، تحقیقات خود را سامان داده اند. در این تحقیقات به موضوعاتی همچون طرد و در مقابل مقاومت جوانان پرداخته می شود و این پرسش مطرح است که جوانان با اتخاذ استراتژی هایی همچون شخصی سازی مکان و قلمروسازی در قلب فضا های عمومی، چگونه تلاش می کنند تا امضای خود را بر فضا ثبت کنند. مطالعه حاضر با تکیه بر مردم نگاری شهری در پیاده راه برادران مظفر شمالی شهر تهران انجام شده است. هدف اصلی پژوهش آن است تا لایه های مختلف استراتژی محروم سازی و به حاشیه راندن توسط نهاد های رسمی و اجتماع محلی که برخی از محققان شهری از آن با عنوان «پالایش مکان» یاد می کنند، شناسایی شده، همچنین استراتژی های مختلف جوانان حاضر در این میدان (پیاده راه) برای کنار آمدن، خنثی کردن و مقاومت در برابر طرد نشان داده شود. یافته ها نشان می دهد که این پیاده راه برای جوانان، محل گریز از نگاه خیره نهاد های رسمی به شمار می رود. همچنین به کارگیری استراتژی طرد و دوری جستن از استراتژی دربرگیری که نهاد های رسمی و اجتماع محلی اعمال می کنند، موفق نبوده و موجب شکل گیری سویه های مقاومت در بین جوانان گشته است.
هم گرایی شهری-روستایی مرتبط با رویکردهای جمعیت شناختی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۸
243 - 268
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی تحقیق حاضر، معطوف به بررسی الگوها و تعیین کننده های هم گرایی شهری-روستایی مرتبط با رویکردهای جمعیت شناختی است. پرسش کلیدی تحقیق و ضرورت و اهمیت مطالعه آن ریشه در این واقعیت دارد که از یک سو جهان معاصر شاهد تحولات بنیادین در جهت گیری های افراد نسبت به ارزش های جامعه و خانواده است (ویلیام گود، 1963؛ گیدنز، 1373؛ اینگلهارت، 1977؛ ون دکا 1987؛ لشتاگه و سورکین، 2008؛ رولاند، 2012)؛ و ازسوی دیگر، تکنولوژی پیشرفته ارتباطی و رسانه ای با ایجاد «جامعه جهانی» (می یر، 2010) و «دهکده جهانی» (مک لوهان، 1964) سبب شده است تا این قبیل تغییرات ارزشی و نگرشی همه جوامع و افراد در سرتاسر جهان را دربرگیرد. آیا این اصل بر نقاط شهری و روستایی نیز صدق می کند؟ بدین معناکه آیا روستاییان و شهرنشینان نیز به یک نوع هم گرایی و هم سویی رسیده اند و رویکردهای جمعیت شناختی آنان کمابیش همانند و مشابه هم دیگر است؟ به طور خلاصه، نتایج این تحقیق نشان داده است که منطبق با «فرآیند جهانی شدن» منبعث از پیشرفت های تکنولوژیک در عرصه های ارتباطی و رسانه ای، شهرها و روستاها به طور چشمگیری با تغییرات بنیادین در جهت گیری های افراد نسبت به ارزش های جامعه و خانواده مواجه شده اند؛ به طوری که رویکردهای روستاییان و شهرنشینان نسبت به مؤلفه های جمعیت شناختی، مانند الگوهای ازدواج، فرزندآوری، طلاق و مهاجرت بیشتر به سوی یک نوع هم سویی و هم گرایی سوق پیدا کرده است. علاوه براین، نتایج این تحقیق بر این نکته اساسی نیز صحّه می گذارد که لازم است تا نقش و تأثیرات سایر عوامل تعیین کننده، مانند متغیر سن و سطح تحصیلات نیز موردتوجه و مطالعه قرار گیرد تا زمینه مطلوب برای شناخت هرچه بهتر و بیشتر هم گرایی شهری-روستایی مرتبط با رویکردهای جمعیت شناختی فراهم گردد.
Presenting a Model of Self-handicapping Based on Time Perspective and Intelligence Beliefs mediated by Academic Self-efficacy in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This research was conducted with the aim of presenting a model of self-handicapping based on time perspective and intelligence beliefs mediated by academic self-efficacy in students. Methodology: Present study was cross-sectional from type of correlation. The research population was all secondary high school students of Tehran city in 2019-20 academic years. The sample size was considered 400 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. The research tools were the revised self-handicapping scale (Jones & Rhodewalt, 1982), time perspective questionnaire (Zimbardo & Boyd, 1992), intelligence beliefs scale (Abd-El-Fattah & Yates, 2006) and academic self-efficacy scale (Jinks & Morgan, 1999). Data were analyzed by structural equation modeling method in SPSS-25 and Amos-23 software. Findings: The findings showed that the model of self-handicapping based on time perspective and intelligence beliefs mediated by academic self-efficacy in students had a good fit. Also, time perspective and intelligence beliefs had a direct and positive effect on academic self-efficacy and time perspective, intelligence beliefs and academic self-efficacy had a direct and negative effect on self-handicapping. In addition, time perspective and intelligence beliefs with mediated by academic self-efficacy had an indirect and negative effect on self-handicapping (P<0.05). Conclusion: According to the results of this study, planning is necessary to reduce students’ self-disability which for this purpose, school counselors and psychologists can improve their time perspective, intelligence beliefs and academic self-efficacy through workshops
The Role of Political Actors in the Process of Brain Rotation in the Educational System and Model Presentation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was the role of political actors in the process of brain rotation in the educational system and model presentation. Methodology: In terms of nature and purpose, the present study was in the field of applied research, which was the role of political actors in the process of brain rotation in the educational system and model presentation. In this research, a quantitative research method was used. The statistical population includes all experts who have researched in the field of education, politics and sociology during the years 2019-2020 in North Khorasan province, including 522 people. Sampling method was selected through stratified proportional sampling in terms of region and using trained questionnaires, data were collected in person and the sampling volume using Krejcie and Morgan (1977) table was 192 people were selected. Data collection methods in this study were divided into two categories: library and field. In this study, an expert questionnaire was used to collect research data. In order to estimate the validity of the questionnaire, after calculating the CVR, the number 0.62 was obtained, so it was found that all the questions of the questionnaire had the necessary validity. Findings: In the model obtained in the present study, priority consists of 3 dimensions, 13 components and 52 indicators, respectively. Dimensions of research Developing a model of human resource training based on the rotation of brains in the educational system and presenting a model that is considered and deals with the main structure of the research to achieve the desired result and what was the motive and causes and effects of the components of this elite movement process. . These dimensions are: 1- Effects of pattern on elite migration 2- Factors of elite migration 3- Motivation of model providers to intervene in elite migration. Conclusion: The fact that the departure of elites from the cycle of service to society is a universal issue, in other words, this issue is not specific to a country or a group of countries. Today, developed and developing countries are grappling with this issue, but studies have shown important developments in this regard, in other words, traditionally selected people and the emergence of developing countries to the country. Developed countries migrated, but today, we are witnessing a wave of migration from developed countries to developing countries.
Constructing of Self-Learning Assessment Tool in the University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the role and importance of self-learning in academic success and performance, the present study was conducted with the aim of constructing of self-learning assessment tool in the university. Methodology: The present study in terms of applied purpose and in terms of how it was performed, it was cross-sectional. The population and sample of the research in the first part were the professors of Islamic State and Islamic Azad universities of Tehran and Gilan provinces in the academic year 2019-2010, from which 60 people were selected by multi-stage cluster sampling method. And in the second part, the students were from the same universities, from which 450 people were selected by multi-stage cluster method. Based on literature review and interviews with professors, 91 items were designed in six dimensions: Hitagogic ability, self-regulation, critical thinking, knowledge management, adult education, and learning styles. To evaluate the face and content validity of experts, to evaluate the construct validity by exploratory factor analysis and to evaluate the reliability of Cronbach’s alpha coefficients in SPSS software version 19. Findings: The findings showed that according to experts’ opinion 15 items were removed and the final form of the scale had 76 items. Also, the results of confirmatory factor analysis showed that the self-learning assessment scale in the university had six factors of Hitagogic ability, self-regulation, critical thinking, knowledge management, adult education and learning styles that reliability through Cronbach’s alpha coefficient for all factors above 0.70 and for the whole scale was 0.932. Conclusion: According to the results of this study, the self-learning assessment scale in the university had appropriate psychometric indices and can be used as a suitable and valid tool in other studies to assess self-learning.
عملیات روانی - رسانه ای مؤثر بر تعامل سازمانی برای مدیریت بحران های امنیّتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
193 - 220
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : رسانه ها با توجه به پیشرفت روزافزون بشری، شکل دهنده و منعکس کننده افکارعمومی هستند. رسانه ها، انسان را در خزانه بی پایان اطلاعات قرار داده و بدون مشارکت آن ها تصمیم ها به سامان نمی رسد. این مقاله با هدف شناسایی عملیات روانی - رسانه ای مؤثر بر تعامل سازمانی در مدیریت بحران های امنیّتی تدوین شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته است. جامعه آماری خبرگان، فرماندهان و مدیران حوزه های انتظامی و امنیّتی و صاحب نظران دانشگاهی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند در بخش کیفی 38 نفر و در بخش کمّی 46 نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمّی پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی سازه و پایایی ترکیبی آن مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمونی و در بخش کمّی از مدل تأیید عاملی سه سطحی در نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها : پس از تحلیل مضمونی متن مصاحبه های پیاده شده، 5 شاخص در فضای مجازی و 9 شاخص در محیط واقعی احصا شد. تحلیل داده های بخش کمّی نشان داد که به ترتیب پاسخگویی سازمان ها و رضایت مندی مردم، تعامل دستگاه ها با یکدیگر، مقابله با ناهنجاری ها، پایبندی جامعه به ارزش های خودی، همبستگی جامعه، تحمل جامعه در برابر ناهنجاری، فعالیت ها و مراسم های مذهبی، بصیرت جامعه و شناخت دشمن، فعالیت رسانه ها در امیدافزایی، استفاده از نرم افزار داخلی، حفاظت حریم خصوصی، شفافیت و صداقت در ارائه اطلاعات و پایبندی جامعه به قانون بر تعامل سازمانی تأثیرگذار هستند. نتیجه گیری : عملیات روانی - رسانه ای با شاخص های احصایی بر تعامل سازمانی در مدیریت بحران های امنیّتی مؤثر است.
تحولات معنایی عشق و رویه های کنش عاشقانه در بستر تجربه ارتباطی آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق شامل طیف گسترده ای از عواطف نظیر اشتیاق، صمیمیت، همراهی و به هم پیوستن است که در ساحت های گوناگون تجلی می یابد. با ظهور اینترنت، عشق و روابط رمانتیک در این فضا نیز به تدریج میان افراد شکل گرفت و عشق آنلاین به منزله نوعی از تجربه غیرحضوری از عشق است که با وساطت شبکه های اجتماعی پدید آمده است. هدف این مقاله، درک تحولات معنایی عشق و رویه های کنش عاشقانه در بستر تجربه ارتباطی آنلاین در شبکه های اجتماعی است. روش این پژوهش، براساس تحلیل پدیدارشناختی و تحلیل داده ها مبتنی بر فرایند 7 مرحله ای کولایزی و حجم نمونه آن، شامل 19 مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته است که اعضای نمونه براساس منطق حداکثر تنوع و مبتنی بر هدف پژوهش انتخاب شده اند. بر مبنای انجام کلیه گام های پژوهشی راهبرد کولایزی، 13 زیرمقوله در 4 مقوله قرار گرفته اند که به طور کامل پدیده مدنظر پژوهش را توصیف می کنند. مقوله نخست عشق را در گستره ای از معانی نظیر همزیستی، همراهی و تبادل برابر گونه عواطف می داند. مقوله دوم تحولات لایه های ادراکی کنشگران نسبت به برقراری روابط عاشقانه در فضاهای آنلاین چون تصنعی شدن عواطف، سیالیت روابط، میل افراد به رویکرد تعویض رابطه به جای رویکرد مبتنی بر ترمیم و تعدیل شرم های اجتماعی و فروریزی تابوهای جمعی را نشان می دهد. مقوله سوم، توصیف کننده اشکال کنشگری در ساحت رابطه عاشقانه مجازی است و در نهایت، مقوله چهارم رویه های رفتاری افراد در لحظه شروع، امتداد و اتمام رابطه را نشان می دهد.
نقش سرمایه فرهنگی در گرایش به کارهای دولتی (مطالعه موردی : سازمان های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
27 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه فرهنگی در گرایش به کارهای دولتی انجام گردید. روش پژوهش حاضر توصیفی است و جامعه ی مورد مطالعه 384 نفر از کارکنان بخش دولتی در شهر تهران بودند که بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ی استاندارد سرمایه ی فرهنگی بوردیو و پرسشنامه ی پژوهگر ساخته ی گرایش به مشاغل دولتی است. یافته های به دست آمده از پرسشنامه های پژوهش توسط نرم افزار SPSS21 و آزمون های آماری رگرسیون خطی، همبستگی پیرسون و همبستی جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که سرمایه ی فرهنگی بر گرایش به کارهای دولتی تاثیرگذار است. بین سرمایه ی فرهنگی تجسم یافته و عینیت یافته با گرایش به کارهای دولتی رابطه ی معنی داری وجود ندارد اما بین سرمایه ی فرهنگی نهادینه شده و گرایش به کارهای دولتی رابطه ی معنی داری مشاهده گردید. همچنین، مشاهده شد که سرمایه ی فرهنگی با توجه به زمینه ی اقتصادی و خانوادگی بر گرایش به کارهای دولتی تاثیرگذار است اما سرمایه ی فرهنگی با توجه به زمینه ی اجتماعی تاثیری بر گرایش به کارهای دولتی نداشت.احساس نیاز به شغل خاص باعث می شود که آن شغل برای فرد با ارزش شود. در جوامع جهان سوم، وقتی پدیده های جدید با روش های مختلف از خارج وارد می شوند یک تغییر ناگهانی در نظام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روی می دهد.
تحلیل گلدمنی قهرمان مسئله دار در آثار جمال میرصادقی (درازنای شب و کلاغ ها و آدم ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
20 - 1
حوزههای تخصصی:
رمان، درمقام مهم ترین شکل ادبی دوران مدرن، به روایت سرگذشت انسان مسئله دار و توصیف جریان های اجتماعی می پردازد. تحلیل شخصیت و وضعیت قهرمان مسئله دار در رمان را نخست جرج لوکاچ و سپس لوسین گلدمن مطرح کرد. از منظر این رویکرد، کارکرد اصلی رمان، جستجو و ورایت تباهی انسان در جامعه مدرن است، چراکه این تباهی پیوندهی ناگسستنی با ساختارهای اجتماعی مدرنیته دارد. رمان به مثابه گونه ادبیِ همزاد مدرنیته پابه پای تحّولات جامعه مدرن تحول می یابد و قهرمان آن همان فرد معمولی است که در متن زندگی روزمره مدرن با مسایل و معضلات این عصر دست و پنجه نرم می کند. جمال میرصادقی نویسنده ای است واقع گرا که آثارش بازتابی از حوادث و وقایع تاریخی است و می توان شاخصه های شخصیت پروبلماتیک را به طور خاص در دو رمان او، درازنای شب و کلاغ ها و آدم ها ، مشاهده کرد. این پژوهش به شیوه ای تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از نظریه گلدمن به بررسی مهم ترین ویژگی های شخصیت پروبلماتیک در این دو رمان می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که قهرمان، در هر دو رمان ، شخصیت پروبلماتیکی است که بنا به ویژگی هایی چون فردیت، پیروی از ارزش های راستین، مخالفت با اجتماع و درحاشیه بودن شاهد تباهی ارزش های راستین در جامعه است و در نهایت تداوم همین مسیر مرگ او را درمقام انسانی مسئله دار رقم می زند.