فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدّمه و هدف: این پژوهش دو هدف محوری موازی و البته مکمل را دنبال می کند؛ ابتدا، ضمن معرّفی و نقد روش های مرسوم، شاخص طلاق در ایران طی 15 سال اخیر را با روشی بدیل برآورد کرده سپس، تغییرات رُخ داده در ازدواج را با شاخص های مقتضی واکاوی می کند. روش و داده ها: پژوهش از سنخ مطالعات اسنادی و از لحاظ داده ای، از نوع تحلیل ثانویه مبتنی بر داده های ثبت احوال و سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور است. در تحلیل ها، از شاخص های مختلف برآورد وضعیت ازدواج و طلاق به همراه تغییرات نسبی آن ها استفاده شد. یافته ها: روش جایگزین برآورد طلاق که نسبت طلاق را به عنوان زیرمجموعه ای از جمعیت متأهل واقعی در نظر می گیرد، نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، وضعیت طلاق در ایران مسأله ای بحرانی نیست. همچنین، توجه را به این واقعیت مهم جلب می کند که با افزایش جمعیت زنان متأهل، انتظار افزایش میزان طلاق در جامعه نیز می رود. شاخص های میانگین سن در ازدواج اول، نسبت تجرد در گروه های سنی، تجرد قطعی و تغییرات نسبی آن ها نیز حاکی است که در شرایط کنونی، تأخیر در ازدواج و کاهش عمومیت آن، مسأله ای جدی تر از طلاق در جامعه ایران است. بحث و نتیجه گیری: سنجه های خام در بررسی وضعیت و روندهای طلاق دچار بزرگنمائی هستند. این امر ممکن است هراس از ازدواج و یا مذموم بودن ازدواج در سنین بالا و در نتیجه تجرد قطعی را به همراه داشته باشد. لذا، در پرداختن به مقولات اجتماعی از این دست که با یکی از نهادهای اصلی جامعه (خانواده) مرتبط است، بایستی با حساسیت و رویکرد علمی نگریست. پیام اصلی: این پژوهش ضمن پرهیز از عادی سازی مسأله طلاق، اذعان می دارد که؛ مسأله مندبودن ازدواج، یعنی رکود ازدواج، در مقایسه با افزایش طلاق اهمیت بیشتری دارد و بر این اساس، تدوین سیاست های عملی ناظر بر رفع موانع ازدواج جوانان را پیشنهاد می کند.
نابرابری و فساد؛ شناسایی مسیرهای برون رفت از دام نابرابری_فساد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۴
75 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله آزمون مدلی از اسلانر در ارتباط بین نابرابری و فساد است که «تله نابرابری» نام گرفته است. تله نابرابری با میزان بالای نابرابری شروع می شود و از طریق پایین آوردن اعتماد تعمیم یافته به بالا رفتن سطح فساد و سپس تعمیق نابرابری می انجامد. در این مقاله با استفاده از شاخص های گذار پروژه برتلسمان به بررسی فرضیه تله نابرابری با رویکرد نهادگرایی پرداختیم. برای این منظور از میان 136 کشور مورد بررسی در مطالعه برتلسمان تعداد 19 کشور منطقه مِنا به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شد. سپس با روش تطبیقی-فازی چهار شرط موثر در سطح نهادی شامل ظرفیت حکمرانی، حاکمیت قانون، رسانه های آزاد و سرمایه اجتماعی بر متغیر نتیجه یعنی دام نابرابری-فساد و خروج از آن به صورت منفرد و ترکیبی تحلیل شد. نتایج حاصل از تحلیل های علی منفرد نشان داد که فقدان هر یک از چهار شرط در رخداد فساد یک شرط لازم است و مسیرهای علی معطوف به نابرابری-فساد نیز دو مسیر مجزا را در مجموعه کشورهای مورد بررسی آشکار ساخت یک مسیر، فقدان ظرفیت حکمرانی و دیگری ترکیبی از سه شرط نبود و یا ضعف در حاکمیت قانون، رسانه های آزاد و سرمایه اجتماعی. به علاوه تحلیل های علی معطوف به برون رفت از دام نابرابری-فساد در کشورهای موفق نیز مشخص کرد در این کشورها وجود یک حکمرانی باظرفیت در ترکیب با سرمایه اجتماعی و یا رسانه های آزاد برای تحقق نتیجه کافی است.
فرهنگ سیاه پوشی و بازنمایی ارزش ها (مطالعه پسران سیاه پوش ایلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
109 - 126
حوزههای تخصصی:
با توجه به شکل گیری و تقویت سبک ها و خرده فرهنگ های خاص در جامعه شهری ایران، پژوهش حاضر با هدف مطالعه پدیده سیاه پوشی به عنوان ابزاری فرهنگی برای نمایش ارزش ها در بین پسران سیاه پوش ایلامی صورت پذیرفته است. رویکرد پدیدارشناسی چارچوب متدیک جهت دهنده پژوهش است؛ برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه عمیق و برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک بهره گرفته شده است. جامعه هدف پسران سیاه پوش شهر ایلام می باشد و از نمونه یابی زنجیره ای در جهت دستیابی بهتر به اطلاع رسان ها بهره گرفته شده است و پس از مصاحبه با 24 نفر بر اساس اصل بسندگی اشباع نظری اتفاق افتاد. نتایج به دست آمده بیانگر آن هستند که سیاه پوشان بیش از آنکه خود عامل اثرگذار در فرایند زندگیشان بوده باشند معلول شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند . جامعه ای که سازوکار های لازم برای ایجاد همنوایی را از آنها سلب و نوعی طغیان درونی را در وجودشان به ارمغان نهاده تا از طریق رفتار های کجروانه و چالش زا، مسیر اصلی را دچار خدشه و مسیری تازه از حیات اجتماعی و لو پرمخاطره را برای خود ترسیم سازند تا از این طریق آمال و امیال سرکوب شده خود را جویا شوند.
پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار از حمایت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
113 - 138
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شواهد نشان می دهد برخلاف روند افزایشی سرپرستی خانوارها توسط زنان، کیفیت و کمیّت حمایت های اجتماعی از ایشان ارتقا نیافته است؛ این امر به بروز و تشدید مشکلات و آسیب هایی فردی و اجتماعی دامن زده است؛ از این رو در پژوهش حاضر تلاش شد تا با واکاوی در تجربه زیسته ایشان از حمایت های اجتماعی و شناخت عمیق مسائل و معضلات این قشر در معرض آسیب، راهکارهای مناسب ارائه شود. روش: این پژوهش با روش پدیدار شناسی و مصاحبه با 21 زن سرپرست خانوار شهر مشهد، که به شیوه هدفمند و با روش های نمونه گیری ملاکی و بیشینه پراکنش انتخاب شده بودند، اجرا شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند، گردآوری و سپس با روش کُلایزی تحلیل شد. یافته ها: زنان سرپرست خانوار، حمایت های اجتماعی را در چهار مضمون شامل «تجربه زیسته از حمایت»، «عزت نفس»، «رفتار حمایت کننده» و «پیوندهای اجتماعی» ادراک می کنند. حمایت ها برای عده ای موجب رشد عزت نفسشان می شود؛ در مقابل، گروهی معتقدند که عزت نفسشان کاهش می یابد. همچنین براساس اینکه این حمایت ها توسط چه کسانی و با چه هدفی صورت می گیرد، ادراک آنان در قالب مضامین دیگری تجربه می شود. برخی معتقدند که این حمایت ها پیوندهای اجتماعی شان را مستحکم می کند و گروهی اعتقاد دارند که منزوی تر شده اند. فضای حمایتی برای بیشتر آنان بر بی اعتمادی، به خصوص نسبت به مردان بنا شده است؛ بنابراین همنوایی و کناره جویی، محورهای اصلی پیوندهای اجتماعی آنان است؛ ولی برای بیشتر آنان این حمایت ها به عنوان یک ضربه گیر روانی عمل می کند.
فهم فساد از دیدگاه جوانان، مورد مطالعه: استان اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ادراک از فساد به معنی تصور و نگرش افراد جامعه به وضعیت فساد و مصادیق آن است. مفهوم فساد مانند بقیه مفاهیم اجتماعی تاریخمند و مشروط بوده و در گذر زمان و در بین بافت های گفتمانی بصورت های مختلف تعریف و برداشت می شود. از آنجا که گفتمان، سازنده واقعیت است با نحوه گفتار و نوشتار مردم می توان به واقعیت های اجتماعی معنا بخشید و افق نگاه افراد را نسبت به پدیده های اجتماعی از جمله فساد کشف نمود.این پژوهش باهدف شناخت عمیق فساد ادراک شده در فهم جوانان استان اردبیل با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. روش نمونه گیری، هدفمند است که مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12نفر از جوانان استان اردبیل تا اشباع نظری ادامه یافت، نیز شیوه تحلیل داده ها با ورود داده های متنی به نرم افزار MAXQDA در سه مرحله 1- تجزیه و توصیف متن، 2- تشریح و تفسیر متن، 3- ادغام و یکپارچه کردن مجدد متن انجام شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد؛ جوانان استان اردبیل مضمون فساد ادراک شده را با سه مقوله 1- شناختی، 2- احساسی،3- رفتاری تعریف می کنند. از دیدگاه جوانان، داوری و قضاوت مثبت افراد نسبت به روند و مبارزه با شیوع فساد موجب بسط اعتماد و عدالت اجتماعی می شود و نگرش منفی نسبت به آن به تنزل سرمایه اجتماعی منجر می شود.
ناکارآمدی نهادهای خانواده و مدرسه: مطالعه ای درباره زندانیان مرد زندان پذیر شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۵
1 - 40
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش است که «زندانیان مرد زندان پذیر شده چگونه نهادهای خانواده و مدرسه را تجربه کرده اند؟ آیا این تجربه آنان را به انحراف سوق داده است؟ » این پژوهش با استفاده از رهیافت کیفی نظریه بنیانی انجام شده است وگردآوری اطلاعات از طریق مشاهده و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۲۰ نفر از زندانیان مرد 33 تا 05سال که تجربه ارتکاب جرم و بازگشت مجدد به زندان را داشتند، انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که زندانیان مرد که بارها به زندان بازگشته اند در دو الگوی پارادایمی متفاوت «نوجوانان سرگشته» و «جاه طلب های بی ابزار» قرار می گیرند. هر دو پارادایم حکایت از ناکارآمدی نهادهای خانواده و مدرسه دارد. حاصل هر دو پارادایم زندان پذیری است. در پارادایم اول، خانواده و مدرسه به عنوان نهادهای اصلی اجتماعی کننده فرد، آمادگی لازم را برای مواجهه با هیجانات شدید دوران نوجوانی در فرد ندارند. در پارادایم دوم، فرد هیجانات دوران نوجوانی را آسان تر طی می کند اما در عین حال آماده مواجهه با چالش های جدیدتر در خانواده، شغل و تحصیلات نیست. نکته مهم آن است که همه افراد زندان پذیر شده لزوما از درون خرده فرهنگ بزهکار ظاهر نشده اند، بلکه ناکارآمدی نهادهای خانواده، مدرسه و اجتماع محلی منجر به آن شده است که فرآیند جامعه پذیری افراد حتی در خانواده های به هنجار ناقص و ناکارا باشد. در این میان سازمان رسمی زندان تنها فرآیند جامعه پذیری ناکارآمد را تکرار و سازمان غیررسمی زندان، نهایتا اجتماعی را که فرد به آن احساس تعلق دارد در اختیار او قرار می دهد.
تحلیل جامعه شناختی میزان اثرگذاری صدا و سیمای سراسری، شبکه استانی و شبکه های ماهواره ای کُردی بر ابعاد هویت جمعی ساکنان منطقه اورامانات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
92 - 107
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش مقایسه میزان اثرگذاری صدا و سیمای سراسری ایران، شبکه ی استانی و شبکه های ماهواره ای کُردزبان بر شکل گیری ابعاد مختلف هویت جمعی ساکنان منطقه اورامانات کرمانشاه می باشد. پژوهش با روش پیمایشی انجام گرفته است. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده که در میان نمونه ای 400 نفری از شهروندان چهار شهرستان جوانرود، پاوه، روانسر و ثلاث باباجانی توزیع شد و داده ها از طریق نرم افزار spss پردازش و تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که میزان استفاده از صدا و سیمای سراسری (1/45 دقیقه) از شبکه استانی (0/5 ساعت) بیشتر بوده است، اما میزان مصرف هر دو اینها در مقایسه با شبکه های ماهواره ای کُردزبان به مراتب کمتر بوده است. همچنین رضایت پاسخگویان از برنامه های صدا و سیما و شبکه استانی بسیار پایین است. این دو در مجموع سیزده درصد از مولفه های مختلف برسازنده هویت پاسخگویان را تبیین می کنند. شبکه های ماهواره ای کُردی تأثیری معناداری بر هویت جمعی ساکنان داشته و بخشی از واریانس هویت این ساکنان مربوط به این رسانه های برون مرزی کرد زبان است. به علاوه، متغیرهای زمینه ای مثل سن و جنس و تحصیلات تأثیر معناداری بر نحوه مصرف رسانه ها دارند و نقش متغیری میانجی را در شیوه های برساخت هویت جمعی تحت تأثیر رسانه ها ایفا می کنند.
نقش تعدیل گری ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر- کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
519 - 531
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین رابطه خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر کودک و مشخص ساختن نقش تعدیل گرانه ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین این دو متغیر بود. نمونه آماری شامل 270 مادر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سه پرسش نامه مزاج کودکی میانه، ظرفیت تأملی والدین و مقیاس رابطه کودک مادر پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. تحلیل یافته ها نشان داد که به جز مؤلفه حواس پرتی، بقیه مؤلفه های خلق وخوی کودک رابطه معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. همچنین هر سه مؤلفه ظرفیت تأملی مادر شامل پیش ذهنی سازی، اطمینان به وضعیت ذهنی و علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی، ارتباط معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون برای بررسی فرضیه تعدیلگری ظرفیت تأملی مادر نشان داد که پیش ذهنی سازی مادر تعدیلگر معنادار رابطه سطح فعالیت کودک، پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. همچنین علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی در مادر نیز به طور معناداری تعدیل کننده رابطه پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. در بقیه موارد، تعدیلگری مؤلفه های ظرفیت تأملی مادر در ارتباط مؤلفه های خلق و خوی کودک با کیفیت رابطه مادر-کودک تأیید نشد.
تحلیل و تبیین جامعه شناختی توسعه اقتصادی- اجتماعی و توسعه پایدار در ایران از سال 1400- 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف توسعه پایدار تامین نیازهای حال، آینده و رسیدن به وضعیت متوازن در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است. در واقع توسعه پایدار ارز دیجیتال توسعه است. نظام اجتماعی ایران علیرغم وجود پتانسیل های لازم جهت توسعه اقتصادی-اجتماعی، توسعه ای تک بعدی است که حالت آنومی اقتصادی-اجتماعی به خود گرفته است. هدف این مقاله تحلیل و تبیین جامعه شناختی ساختار و کارکرد توسعه اقتصادی- اجتماعی و توسعه پایدار در ایران از سال 1400-1357 می باشد. روش بکار رفته در این مقاله اسنادی، تکنیک مورد استفاده تحلیل محتوی بوده و از رویکرد بومی دکتر سیف اللهی شامل: عناصر جغرافیایی- اقلیمی، معیشتی- اجتماعی، قومی-جمعیتی، فرهنگی و مدیریتی- سیاسی استفاده شده است. همچنین دو مولفه خاص گرایی و توسعه محلی توسط نگارنده به آن اضافه گردیده است. یافته های به دست آمده حاکی از آن است عدم توجه و شناخت ساختارهای توسعه به وجود آورنده ی وضعیت فعلی و توسعه ناپایدار کشور است. در نتیجه (1) ناپایداری توسعه ایران به دلیل شرایط داخلی، شرایط خارجی و نظام جهانی (2) بودجه بندی و بودجه ریزی کشور بر اساس نفت، توسعه ایران را دچار تقلیل گرایی از نوع نفت گرایی کرده که اخیرا این تقلیل گرایی از نفت گرایی به تقلیل گرایی جناحی- سیاسی تغییر جهت داده است. تمامی این موارد در بحرانی شدن و بروز مشکلات و آسیب های مختلف اجتماعی از قبیل فقر، اعتیاد، فحشا، خودکشی بی هنجاری مدگرایانه، تورم، مدرک گرایی، لمپن گرایی، استفاده بی رویه از منابع طبیعی و تخریب محیط زیست نقش اساسی داشته است.
بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی (مطالعه موردی: معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی انجام شد.روش شناسی: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 278 نفر از معلمان به طور تصادفی جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد مدیریت استعداد(Cunningham, 2007)، جامعه پذیری سازمانی(Taormina, 1997) و سرمایه های روانشناختی(2007،Luthans, Youssef , Avolio) استفاده گردید.داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه مدیریت استعداد با سرمایه های روانشناختی (28/0) با آماره تی 29/4 مثبت و معنادار می باشد(01/0P<)همچنین رابطه جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی (64/0) با آماره تی 36/7 مثبت و معنادار بود(01/0P<).بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضراز عوامل اثر گذار بر سرمایه های روانشناختی می تواند مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی باشد.
مدل سازی شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
255 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه بحث توسعه فرصت های کارآفرینانه در همه رشته ها از جمله ورزش مورد تاکید است. بنابراین، هدف این مطالعه مدل سازی شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی بود.روش شناسی:روش پژوهش از نظر راهبرد آﻣﯿﺨﺘﻪ با طرح اکتشافی- متوالی و هدف کاربردی- توسعه ایمی باشد.که بامصاحبه هاینیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری و اجماع دربخش کیفی: 40 نفر از خبرگان دانشگاهی، کارآفرینان و مدیران ورزشی با نمونه گیریهدفمند نظری مشارکت داشتند.در بخش کمّی: با نمونه گیری تصادفی 164 نفر از کارآفرینان ورزشی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی مدیریت ورزشی، انتخاب شدند. ابزار پژوهشمصاحبه های نیمه ساختاریافتهو ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ی محقق ساخته در مقیاس5 ارزشی لیکرت جهت تعیین اﻫﻤﯿﺖمقوله ها و برازش مدلبود که رواییابزار توسط اعضای گروه دلفیو پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. تجزیه و تحلیلداده ها به روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار آماری واریانس محور «Smart PLS(3)» انجام ﺷﺪ.یافته ها: یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی دارای 52 گویه در 8 عامل محیط کسب وکار کارآفرینانه، هوشیاری کارآفرینانه، آموزش کارآفرینانه، پژوهش کارآفرینانه، بازاریابی کارآفرینانه، زیرساخت های آموزشی و پژوهشی کارآفرینانه، عوامل فردی و شبکه های اجتماعی بود که بار عاملی، روایی همگرا با روش میانگین واریانس استخراج شده و پایایی برای همه آنها بالاتر از 70/0 محاسبه شد. همچنین، مدل شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی برازش مناسبی داشت و مدل مذکور بر هر یک از هشت عامل مذکور اثر مثبت و معناداری داشت (001/0P<).بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از هشت عامل مهم و موثر برای توسعه فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی بود. بنابراین، برای بهبود فرصت های کارآفرینانه ورزشی در حوزه آموزش و پژوهش ورزشی می توان شرایط را برای بهبود و ارتقای محیط کسب وکار کارآفرینانه، هوشیاری کارآفرینانه، آموزش کارآفرینانه، پژوهش کارآفرینانه، بازاریابی کارآفرینانه، زیرساخت های آموزشی و پژوهشی کارآفرینانه، عوامل فردی و شبکه های اجتماعی فراهم آورد.
تدوین و اعتباریابی الگوی آموزش مهارت های فراشناختی بر مبنای تفکر کوانتومی به دانشجو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
359 - 370
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش تدوین و اعتباریابی الگوی آموزش مهارت های فراشناختی بر مبنای تفکر کوانتومی در دانشجو معلمان بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه بخش کیفی کتاب ها و مقاله های مرتبط با مهارت های فراشناختی و تفکر کوانتومی در سی سال اخیر بودند که پس از بررسی آنها تعداد 50 مورد (12 کتاب و 38 مقاله) با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شد. جامعه پژوهش در بخش کمی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان شیراز در سال تحصیلی 400-1399 بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 100 نفر از آنها با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی یادداشت برداری از کتاب ها و مقاله ها و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته (33 گویه ای) بود که ویژگی های روانسنجی آنها تایید شد. داده ها در بخش کیفی با روش کدگذاری در نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-23 و Smart PLS نسخه ای 3 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که الگوی آموزش مهارت های فراشناختی بر مبنای تفکر کوانتومی در دانشجو معلمان 129 شاخص، 33 مولفه و 8 مقوله داشت که مقوله ها شامل حوزه سیاست کلان، محتوی برنامه درسی فراشناختی و تفکر کوانتومی، فرایندهای یاددهی و یادگیری، استفاده از فناوری اطلاعات، تعامل با مراکز علمی پژوهشی، مبانی روانشناختی، روش های ارزشیابی و ویژگی های فراگیران بودند. همچنین، یافته های بخش کمی نشان داد که 33 گویه در 8 مقوله مذکور قرار گرفتند؛ به طوری که بار عاملی همه گویه ها و مقوله ها بالاتر از 70/0، میانگین واریانس استخراج شده همه مقوله ها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی همه مقوله ها بالاتر از 90/0 بود. دیگر یافته ها نشان داد که الگوی آموزش مهارت های فراشناختی بر مبنای تفکر کوانتومی در دانشجو معلمان برازش مناسبی داشت و اثر الگوی مذکور بر هر هشت مقوله حوزه سیاست کلان، محتوی برنامه درسی فراشناختی و تفکر کوانتومی، فرایندهای یاددهی و یادگیری، استفاده از فناوری اطلاعات، تعامل با مراکز علمی پژوهشی، مبانی روانشناختی، روش های ارزشیابی و ویژگی های فراگیران معنادار بود (05/0P<).بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مسئولان و برنامه ریزان دانشگاه فرهنگیان می تواند جهت بهبود تدریس، آموزش و یادگیری از الگوی شناسایی شده و اعتباریابی شده آموزش مهارت های فراشناختی بر مبنای تفکر کوانتومی در دانشجو معلمان استفاده نمایند که برای این منظور بهره گیری از مولفه ها و مقوله ها مستخرج از پژوهش حاضر ضروری است.
مطالعه تطبیقی توسعه صنعتی در ایران و مصر (2010- 1990)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
147 - 176
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش ناظر بر مطالعه تطبیقی توسعه صنعتی در ایران و مصر (2010-1990) است. هر دو کشور در این بازه زمانی، توسعه صنعتی را به عنوان راه حلی برای مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیگیری کرده اند؛ مسائلی مانند نیاز مبرم به بازسازی خسارت های جنگی در ایران، بحران بدهی خارجی در مصر و رشد بالای جمعیت در هر دو کشور. بررسی نمودار رشد GDP که سنجه قابل اعتمادی برای اندازه گیری تولیدات صنعتی است، نشان دهنده ی نوسان های متعدد و همچنین بی ثباتی در نرخ رشد اقتصادی ایران و مصر است. پرسش اساسی این پژوهش چرایی ناکامی دو کشور ایران و مصر در توسعه صنعتی علی رغم در دستور کار قرار دادن آن توسط دولت در بازه زمانی ذکرشده است. برای پاسخ دادن به این پرسش، با بهره گیری از نظریه دولت توسعه گرا، بر شاخص «ظرفیت دولت» تأکید شده است. همچنین دستگاه نظری پژوهش با دو مؤلفه «یکپارچگی اقتدار دولت» و «رابطه دولت با جامعه» به منظور بررسی ظرفیت دولت مبنای مطالعه قرارگرفته است. در این پژوهش از روش تطبیقی-تاریخی در دو سطح تحلیل درون کشوری و تحلیل بین کشوری استفاده شده است. در تحلیل درون کشوری، با استفاده از تکنیک تحلیل روایتی، و در سطح بین کشوری از روش توافق میل، تفسیری تاریخی از تجربه توسعه صنعتی در ایران و مصر ارائه شده است. یافته های پژوهش دلالت بر آن دارد که فقدان یکپارچگی و اجماع میان نخبگان، عدم تعهد دولت به کار با طبقه سرمایه دار و تولیدکننده و نیز شکست در تدوین و اجرای یک سیاست اجتماعی کارآمد از عوامل مهم ناکامی در توسعه صنعتی ایران و مصر بوده اند.
امکان سنجی ضابطه مندی ازدواج موقت بر مبنای شاخصه های سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲شماره ۱۷
63 - 88
حوزههای تخصصی:
در فقه امامیه ازدواج موقت از عقود مشروع بوده و علاوه بر مصالح و منافع، دارای احکام و آثاری ازجمله عدم لزوم رفع نیازهای مالی و عاطفی زوجه است. عدم تبیین ضابطه مند حدودوثغور جواز و درنتیجه امکان سوءاستفاده از مشروعیت مطلق آن، موجب بازتاب های منفی و درنتیجه ایصال گزارش های متعددی از طرف کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی و ارجاع نامه ها توسط سازمان هایی همچون فرهنگ و ارتباطات اسلامی به دانشگاه ها جهت تعیین میزان مشروعیت ازدواج موقت شده است. ازاین رو این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی امکان ارائه ملاک برای سنجش جواز یا عدم جواز ازدواج موقت بر مبنای شاخصه های سبک زندگی اسلامی پرداخته و با جمع آوری داده ها از طریق اسنادی، به تبیین عرصه ها و معیارهای همسو و متعارض ازدواج موقت با سبک زندگی اسلامی پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که ازدواج موقت نمی تواند به طور مطلق محکوم به جواز باشد؛ بلکه امکان ضابطه مندی بر اساس شاخصه های سبک زندگی اسلامی را دارد و درجایی که مؤلفه های سبک زندگی اسلامی با جواز ازدواج موقت در تغایر باشد بایسته است که جواز ازدواج موقت محدود شود. نتیجه اینکه با درنظرگرفتن شرایط، شاخصه ها و قابلیت نوسان حکمی ازدواج موقت میان وجوب تا حرمت، لازم است قوانین و به تبع آن فرهنگ جامعه اسلامی در راستای تحقق کارکرد ازدواج موقت مشمول تغییرات پیشنهادی گردد.
جایگاه بسیج تدارکی، تدافعی و تهاجمی بازار در انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
412-381
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت نقش بسیج سیاسی بازار در انقلاب 57 مبنی بر حمایت بی شائبه ای که در زمینه هایی چون احداث مساجد و تکایا و درمانگاه هایی که به رایگان مردم را درمان می کردند و تأمین مالی روحانیت، جامعه توانست قشر بازار را در میان توده های جامعه موردتوجه قرار داده و از ارکان مهم جامعه به شمار آید. در این مقاله تلاش شده است که کنش بازار و بازاریان را به عنوان یک نیروی اجتماعی تأثیرگذار در جریان انقلاب اسلامی با رویکرد بسیج مورد بررسی قرار گیرد و به این سؤال پاسخ دهد که بسیج سیاسی بازار سنتی چه نقشی در روند کنش جمعی در انقلاب اسلامی سال 57 ایران ایفاء کرده است؟ در پاسخ به این سؤال، باتکیه بر نظریه کنش جمعی چارلز تیلی به بررسی نقش بسیج سیاسی تدارکی و تدافعی و تهاجمی بازار بر انقلاب سال 57 پرداخته می شود و نظر به بررسی نقش بازار در بسیج تدارکاتی در زمینه هایی چون احداث مساجد و تکایا و درمانگاه هایی که به رایگان مردم را درمان می کردند و تأمین مالی روحانیت پرداخته می شود و همچنین در بسیج تهاجمی با حضور در تشکل های سیاسی همچون هیئت مؤتلفه اسلامی و در بسیج تدافعی در پیوستن بازاریان به اعتصابات سراسری جهت حمایت از انقلاب سال 57 اذعان داشت به بررسی نقش بازار نقشی در انقلاب 57 پرداخته می شود.
خانواده ایرانی و تحولات فرهنگی-اجتماعی: تحلیل نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده ایرانی محل استقرار، حضور و عمل سه نسل متفاوت است. با توجه به تغییرات رفتاری و نگرشی خانواده ایرانی در چند دهه اخیر، توجه به این تغییرات در میان نسل ها اهمیت دارد، زیرا آن ها به طور متفاوتی در معرض تغییرات بوده اند و درنتیجه تغییرات اجتماعی را به گونه ای متفاوت درک، باور و عملیاتی کرده اند. درک تفاوت های نسلی می تواند به شناخت تغییرات رُخ داده در خانواده و همچنین پیش بینی پتانسیل موجود برای تغییرات آینده خانواده کمک کند. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل ثانویه کمّی، به تحلیل داده های «طرح پیمایش ملّی خانواده» (۱۳۹۶) در بین ۵۰۰۰ نفر از افراد متأهل ساکن در مناطق شهری کشور با هدف آگاهی از نظرات آن ها در زمینه مسائل مربوط به خانوار و خانواده شامل ازدواج، نگرش های جنسیتی، ساختار قدرت و خشونت خانگی پرداخته است. بر اساس نتایج این مطالعه، شاهد نگرش مثبت و سنتی نسل های مختلف خانواده ایرانی به ازدواج و همزمان رشد نگرش مدرن به ازدواج (نگرش مدرن به ازدواج، توجه بیشتر به معیارهای مدرن همسرگزینی و الگوی فردمحور) در میان نسل سوم خانواده ایرانی هستیم. از نظر خشونت خانگی شاهد کمترین میزان خشونت در نسل سوم خانواده ایرانی هستیم و همچنین ساختار قدرت در نسل سوم متمایل به الگوی خانواده مدنی شده است.
هنر مهاجرت در مجسمه سازی معاصر ایران (مطالعه موردی آثارهنری تندیس گران پناهنده آذربایجان روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
186 - 202
حوزههای تخصصی:
پناهندگان آذربایجان روسیه جزو محنت دیده ترین گروه میان پناهندگان قفقاز بودند. آنان جزو اجتماعاتی بودند که مورد غفلت محققان قرار گرفتند. این پناهندگان در شکل گیری تندیس گری و نقاشی معاصر ایران نقش بسزایی داشتند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات هنرمندان پناهنده آذربایجانی بر تندیس گری و نقاشی معاصر ایران و تأثیر بسترهای فرهنگی اجتماعی ایران بر آثار آنان پرداخته است. روش مورد استفاده نشانه شناسی فرهنگی است که پنج اثر و زندگی نامه هنرمند پناهنده آذربایجانی نامی را مورد بررسی قرار داده است. نویسندگان با به کارگیری مفاهیم متن، ضایعه فرهنگی، سپهر نشانه ای، هویت و فرم اجتماعیِ غریبه این متون را مورد تحلیل قرار داده اند. در این پژوهش هنرمندان پناهنده آذربایجانی معرفی و جایگاه آنان در ایجاد و تثبیت هنر نوگرا در ایران مطرح شده است. در تحلیل متن ها جمعا 136 مدلول استخراج شده است. سه رمزگان یادمانه ایران، زیست دشوار و بحران هویت در این متون کشف شدند. با تحلیل نشانه شناسی این رمزگان و دال ها سازوکارهای طرد و جذب فرهنگ (متنیت) ایرانی برای پناهندگان یافت شد. گمشدگی و وفاداری به عناصر متینت ملی از محصولات این سازوکارها است. با نشانه شناسی این متون چهارچوب هویت پناهندگان آذربایجانی در سپهر نشانه ای هنر معاصر ایران یافت شد. آنان با وجود آثار مطرح در هنر شهری و سهم شان در آموزش هنر مجسمه سازی با فراموشی اجتماعی جامعه هنری ایران مواجه شدند.
رابطه رضایت جنسی و نگاه جنسیتی با گسست خانواده (مورد مطالعه: شهروندان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
437 - 459
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی وجود دارند که کارکردهای خانواده را دچار اختلال می کنند و ممکن است به گسست خانواده منجر شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه رضایت جنسی و نگاه جنسیتی با گسست خانواده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است. جامعه آماری افرادِ ساکن در مناطق 5، 7 و 8 شهر تبریز هستند که بر اساس فرمول کوکران 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری بررسی شده اند. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده برای انتخاب نمونه استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین رضایت جنسی با گسست خانواده رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، به طوری که هرچقدر رضایت جنسی زوجین در زندگی زناشویی بیشتر باشد، گسست خانواده کمتر اتفاق می افتد. همچنین یافته ها حاکی است، بین نگرش جنسیتی سنتی با گسست خانواده رابطه مستقیم وجود دارد. به عبارتی، هرچقدر نگرش جنسیتی سنتی افراد بیشتر باشد، احتمال گسست خانواده بیشتر می شود. نتایج نشان می دهد در صورت همسان بودن زوجین در زمینه تحصیلی و بالاتر بودن سطح تحصیلات، بنیان خانواده کمتر دچار اختلال می شود. بخش دیگری از نتایج گویای آن است که گسست خانواده در بین زوجینی که مشاغل مناسبی از نظر جایگاه اجتماعی دارند، کمتر رخ می دهد.
تحلیل مسیر رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
153 - 181
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کمی و پیمایشی است، که رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید- 19 را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری سالمندان(60 سال و بالاتر)، در شهرستان اهواز است، که 384 نفر به روش تصادفی ساده گزینش شده اند. همچنین داده های جمع آوری شده به روش قیاسی و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون هایی نظیر رگرسیون ساده، ضرایب همبستگی و همچنین تحلیل مسیر با استفاده از آزمون معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای pls-smart3 و spss تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس زمینه و هدف پژوهش مشخص شد که، بین فعالیت بدنی بیشتر و افسردگی کمتر سالمندان در زمان شیوع بیماری کووید- 19 ارتباط معناداری وجود ندارد. همچنین انزوای اجتماعی بیشتر، افسردگی بیشتر را به دنبال دارد. جهت روش کار از مقیاس فعالیت بدنی سالمندان، مقیاس افسردگی سالمندان و انزوای اجتماعی پرومیس استفاده گردید، که در این راستا، تحلیل مسیر برای ارزیابی رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی بعمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که از 384 نظرسنجی بعمل آمده، بر حسب مدل نظری پژوهش، انزوای اجتماعی بالاتر، بیشترین ضریب تاثیر را بر افسردگی سالمندان داشته است(408/0). همچنین مشخص شد که رابطه بین متغیرهایی نظیر: سن و تحصیلات با انزوای اجتماعی مورد تایید قرار نگرفت.
تعیین کننده های اجتماعی رفتار مسئولانه زیست محیطی با تأکید بر مدل KAP (مورد مطالعه: شهروندان شهر شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تعیین گرهای اجتماعی رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر شوش با تأکید بر متغیرهای مستقل آگاهی زیست محیطی، نگرش زیست محیطی و احساس تعلق مکانی است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و نمونه آماری شامل 382 نفر از شهروندان 15 تا 65 سال شهر شوش است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش پرسشنامه بوده است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین رفتارهای مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر شوش در حد متوسط (88/59) است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد بین متغیرهای احساس تعلق مکانی شهروندان، نگرش زیست محیطی و رفتارهای مسئؤلانه زیست محیطی آنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای احساس تعلق مکانی (194/0)، آگاهی زیست محیطی (456/0)، نگرش زیست محیطی (225/0) به صورت مستقیم بر رفتار مسئولانه زیست محیطی تأثیر دارند. طبق یافته های تحقیق، متغیر احساس تعلق مکانی از طریق نگرش زیست محیطی 176/0 درصد اثر غیر مستقیم بر مسأله تحقیق داشته است. در مجموع، متغیرهای وارد شده در مدل توانستند 35/0 درصد تغییرات رفتار مسئؤلانه زیست محیطی را تبیین نمایند. مقایسه ضرایب بتاها نشان می دهد که اثر کل آگاهی زیست محیطی (476/0) در مقایسه با سایر متغیرهای وارد شده در مدل، بیشتر بوده است.