فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۴۱ تا ۶٬۵۶۰ مورد از کل ۶٬۶۶۵ مورد.
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
119 - 138
حوزههای تخصصی:
مجموعه های تاریخی شهرها به عنوان مکانی واجد ارزش های میراث فرهنگی، نمود هویت، تاریخ، اندیشه ها و نوع نگرش مردم در ادوار مختلف تاریخی می باشند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و سرمایه گذاری در قالب گردشگری فرهنگی ایفا نمایند. بر این اساس هدف مطالعه حاضر تبیین تأثیر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی است. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار یعنی جذابیت محتوا، بیان تجارب، تقویت اعتماد و سوابق حرفه ای بر توسعه گردشگری فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه ها، مؤلفه جذابیت محتوا با ضریب مسیر 256/0 دارای بیشترین تأثیر بوده است. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه گردشگری فرهنگی شهر تهران لازم است که در حوزه بازاریابی و مخصوصاً بازاریابی تأثیرگذار حوزه گردشگری فرهنگی برنامه ریزی داشته باشند تا از این طریق زمینه برای جذب گردشگر و بهره مندی از منافع حاصل از توسعه گردشگری فراهم گردد.
آیا ساختار جغرافیایی محیط شهری مهم نیست؟ مرور انتقادی بر ادبیات شناخت فضایی در افراد دارای اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد اصلی زندگی روزمره، شناخت فضایی است. بااین حال وجود اختلالات جسمی و ذهنی، شناخت فضایی افراد را با مشکل مواجه می کند. در این راستا، در تحقیق حاضر یک مرور انتقادی بر ادبیات شناخت فضایی در افراد دارای اختلال انجام شده است. هدف این مرور، بررسی رویکردهای موجود نسبت به شناخت فضایی در افراد دارای اختلال و برجسته کردن غفلت از نقش اساسی محیط جغرافیایی دراین ارتباط است. ما جست وجوی خود را به گروه خاصی از اختلالات یا حوزه خاصی از مطالعات محدود نکردیم. بعد از غربالگری، 79 مقاله باقی ماندند. نتایج نشان داد که مقالات دارای شش هدف اصلی هستند شامل ارزیابی توانایی ها و استراتژی ها (9/51%)، توسعه و ارزیابی کارایی ابزارهای کمکی (19%) و بررسی مکانیزم های عصبی مرتبط با شناخت فضایی (9/8%) بیشترین سهم در این حوزه از مطالعات را دارند. همچنین مطالعات دارای سه رویکرد اصلی هستند شامل رویکرد روانشناسی-عصب شناسی (8/46%)، رویکرد فناورانه (1/29%) و رویکرد فیزیولوژیکی (5/21%). 6/2% از مطالعات نیز رویکرد آموزشی در ارتباط با این حوزه دارند. یافته های ما نشان داد که با وجود تأثیر و نقش بسیار حیاتی آن، تأثیر ساختار محیط جغرافیایی بر شناخت فضایی افراد دارای اختلال در ادبیات موجود موردتوجه قرار نگرفته است و در تمامی تحقیقات اختلالات موجود به وجود اختلال در خود این افراد نسبت داده شده است. این نتایج برای محققان علوم جغرافیایی و مخصوصاً برنامه ریزی شهری علاقه مند به شناخت فضایی در افراد دارای اختلال و ارتباط آن با ساختار محیط جغرافیایی در مناطق شهری بسیار کارآمد است.
از بندر تا شهر: درک روابط میان بندر و شهر در حوزه ساحلی دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
151 - 183
حوزههای تخصصی:
بنادر به عنوان مکان های کلیدی در تجارت و شبکه های حمل و نقل، نه تنها دروازه های اقتصادی ملی و منطقه ای محسوب می شوند، بلکه ارتباط متقابل و پویایی با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شهرهای میزبان خود دارند. توسعه بنادر می تواند رشد اقتصادی این شهرها را تقویت کند، اما در عین حال، جهانی شدن و پیشرفت های فناوری، این رابطه را پیچیده تر کرده است. این پژوهش با رویکرد پژوهشی مبتنی بر توصیفی-تحلیلی از نوع کمی به بررسی این روابط پیچیده میان بنادر و شهرهای میزبان آن ها در منطقه دریای کاسپین می پردازد و برای دست یابی به این هدف از روش تصمیم گیری چندمعیاره (فوکام و مارکوس)، همبستگی اسپیرمن و شاخص مرکزیت نسبی بهره می برد. نتایج نشان می دهد که همبستگی مثبتی میان توسعه بندر و رشد شهر وجود دارد، اما نوع این رابطه در شهرهای مختلف متفاوت است. در برخی شهرها، فعالیت بندر بر فعالیت شهر غلبه دارد و شهر برای توسعه، وابسته به بندر است (مانند انزلی، نوشهر، ترکمن باشی، اکتائو و ماخاچ قلعه)، در حالی که در برخی دیگر (مانند باکو)، شهر استقلال اقتصادی خود را حفظ کرده و فعالیت های شهری بر فعالیت های بندری غلبه دارد. این یافته ها نشان می دهد که رویکردهای برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بنادر و شهرهای بندری باید با توجه به ویژگی های خاص هر منطقه اتخاذ شود. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که دولت ها برای تضمین توسعه پایدار، به کاهش اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های بندری، تقویت همکاری های بین مدیران شهری و بندری و تنوع بخشی به اقتصاد شهرهای بندری توجه ویژه ای داشته باشند.
ارزیابی الگوی زمانی پارک خودرو در پارکینگ های خیابانی مدیریت شده؛ مطالعه موردی خیابان های «ارتش شمالی» و «فردوسی» شهر تبریز
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 33
حوزههای تخصصی:
پارکینگ حاشیه ای بخش بسیار مهم فضاهای شهری و خیابان ها را تشکیل می دهند. لازم به ذکر می باشد که اهمیت آن ها بویژه برای افرادی که نزدیک مراکز تجاری هستند، بسیار بیشتر است. مدیریت این نوع پارکینگ اهدافی مانند توزیع عادلانه جای پارک، جلوگیری از توقف های طولانی مدت در مناطق پرتقاضا، کاهش سفرهای غیرضروری، پیشگیری از تخلفات پارک (مانند توقف دوبل یا پارک در مکان های ممنوع) و استفاده از درآمد حاصل برای احداث پارکینگ ها و اجرای طرح های ترافیکی را دنبال می کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف فوق الذکر در دو خیابان «ارتش شمالی» و خیابان «فردوسی» شهر تبریز که بخشی از محدوده پروژه پارکینگ حاشیه ای می باشند، طراحی گردیده است. جهت برداشت داده های مورد نیاز از شیوه میدانی استفاده شده است. از ساعت 7:30 لغایت 20 اقدام به شمارش و ثبت پلاک تمامی جایگاه های پارک حاشیه ای و پارک دوبل (در صورت وجود سوبل) گردید و هر نیم ساعت یکبار به تمامی جایگاه ها جهت مقایسه و کنترل پلاک ثبتی برداشت قبلی مراجعه شد. در صورتی که خودرو جدید، اقدام به پارک در جایگاه کرده بود، پلاک آن ثبت شده و مدت زمان پارک برای آن جایگاه بازنشانی گردید. بر اساس نتایج به غیراز ساعات اولیه صبح، در سایر زمان ها تقاضا بیشتر از ظرفیت بوده است. نتایج بررسی مدت زمان پارک خودرو نشان می دهد که الگوی غالب پارکینگ حاشیه ای در خیابان ارتش شمالی (61 درصد) و فردوسی (76/51 درصد) از نوع بلندمدت است. همچنین، ساعت شروع و پایان پارک بلندمدت، دقیقاً مطابق با ساعات کاری ادارات و کسبه های محدوده می باشد؛ بنابراین، غالب افرادی که از پارکینگ حاشیه ای به صورت بلندمدت استفاده می کنند، کارمندان و اصناف محدوده می باشند.
تحولات معاصر نظام شهری ایران :تحلیلی شبکه مبنا از پویایی های روابط بین شهری در بستر جریان های هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
192 - 206
حوزههای تخصصی:
مقدمه شهرهای معاصر بیش از هر زمان دیگر به طور فزاینده ای در شبکه های پیچیده ای از روابط چندسطحی اقتصادی، اجتماعی و فناورانه به هم پیوند خورده اند. در این چشم انداز، موقعیت شهرها دیگر امری ایستا نیست، بلکه برآمده از هم تکاملی مداوم لایه های متکثر شبکه ها و الگوهای اتصال بین شهری است. این فرایندهای چندبعدی، نظام های شهری معاصر را به سامانه ای پویا و پیچیده تبدیل کرده که ساختار آن به طور مداوم بازآرایی می شود و الگوهای جدیدی از تمرکز/عدم تمرکز و نقش آفرینی شهرها پدیدار می سازد. از منظر شبکه ای، دو مفهوم مرکزیت و قدرت شبکه ای برای تبیین جایگاه شهری به کار می روند. مرکزیت، جایگاه یک گره بر اساس تعداد، شدت و موقعیت پیوندها است و تصویری از میزان اتصال پذیری و موقعیت نسبی شهرها ارائه می دهد، در حالی که قدرت به توانایی یک شهر در هدایت و کنترل جریان ها وابسته است. این نوع قدرت، ماهیتی افقی و توزیع شده دارد و هر شهر بسته به جایگاه خود، سهمی از آن داراست. با تقسیم بندی کانون های شبکه شهری بر اساس تمایز جایگاه قدرت و مرکزیت، هم شهرهای پراتصال ولی فاقد نفوذ راهبردی و هم شهرهای با مرکزیت پایین و دارای نقش کنترلی یا دروازه ای، قابل شناسایی هستند. این پویایی های نظام های شهری به شدت تحت تأثیر وابستگی تاریخی پیوندها، قیود نهادی و زمینه ای اندازه مبنا و شبکه مبنا هستند. پژوهش حاضر در تلاش است مبتنی بر رویکرد تعاملی جریان مسافران هوایی در بازه زمانی 1355 تا 1395 و با اتکا به شاخص های مرکزیت و قدرت بازگشتی در سطح خرد، و تحلیل ساختار کلی شبکه بر اساس ویژگی الگوهای مقیاس آزاد و جهان کوچک در سطح کلان، و با استفاده از مدل ERGM، این پویایی های نوین شبکه شهری ایران را تحلیل و تبیین کند. نوآوری پژوهش، تحلیل توأمان روندهای بلندمدت و بررسی اثرات وابستگی های نهادی و زمینه ای است. شناسایی کانون های مرکزی و قدرتمند در شبکه شهری معاصر ایران و بازنمایی الگوهای فضایی حاکم بر تحولات آن ها، در پیوند با عوامل درونی، بیرونی و وابستگی های تاریخی شبکه، محورهای پرسش های این پژوهش است. مواد و روش ها این پژوهش در سه سطح طراحی و اجرا شد: (۱) شناسایی کانون ها، با سنجه های استاندارد مرکزیت/قدرت؛ (۲) بازنمایی تحول ساختاری شبکه با شاخص های شبکه های پیچیده؛ و (۳) برآورد جهت و شدت اثر عوامل جمعیتی، نهادی و زمینه ای. روش به کار رفته، توصیفی تحلیلی است. برای بازنمایی شبکه جریان هوایی، از داده های آماری پروازهای داخلی استفاده شد و تلاش شد با تمرکز بر روندهای پایدار، اعتبار تحلیلی حفظ شود و نتایج در چارچوب ظرفیت واقعی داده ها تفسیر شود. برای سنجش جایگاه عملکردی شهرها، از دو شاخص مرکزیت بازگشتی (RC) و قدرت بازگشتی (RP) استفاده شد. با رویکرد چهاربخشی، شهرها در چهار دسته عملکردی شامل کانون های کنترلی، مراکز پیونددهنده، شهرهای دروازه ای و پیرامونی طبقه بندی شدند. برای تحلیل ساختار شبکه، از تحلیل ویژگی های دو الگوی جهان کوچک و مقیاس آزاد با کمک نرم افزار Gephi استفاده شد. برای تحلیل علل مؤثر بر شکل گیری پیوندهای شبکه از مدل نمایی تصادفی شبکه ای (ERGM) استفاده شد. این مدل با در نظر گرفتن هم زمان عوامل ساختاری درونی (چگالی و تمرکز روابط)، متغیرهای بیرونی (جمعیت و جایگاه نهادی شهرها)، و وابستگی های تاریخی، امکان شناسایی الگوهای پنهان در ایجاد یا عدم ایجاد روابط شبکه ای را فراهم می سازد. تخمین پارامترهای مدل با استفاده از نرم افزار MPNet انجام گرفت. این چارچوب، امکان تحلیل دقیق تر و چندلایه از نقش آفرینی شهرها در شبکه شهری را فراهم کرد. یافته ها یافته های پژوهش نشان می دهد آرایش کانونی شبکه جریان هوایی کشور، از ساختار سلسله مراتبی هسته پیرامون به شدت تهران محور، به الگویی تک هسته ای در بعد قدرت و چندمرکزی نسبی در بعد مرکزیت گذار کرده است: طی این دوره، تهران یگانه هسته ملی پایدار باقی مانده، در حالی که مشهد و تا حدی شیراز، اصفهان، کیش و اهواز به هاب های پراتصال ارتقا یافته اند، بی آنکه جهش متناظری در نفوذ/ قدرت کنترلی به دست آورند. در مقابل، و با بقای بخش بزرگی از شهرها در نقش پیرامونی، بازتولید الگوی هاب و اسپوک تهران محور تقویت شده؛ الگویی که مانع شکل گیری تعادل در نقش آفرینی شهری شده و ویژگی های یک شبکه تلفیقی جهان کوچک/مقیاس آزاد را در سطح کل شبکه جریان هوایی پدیدار ساخته است. برآوردهای حاصل از اجرای مدل ERGM نشان می دهد شبکه پروازهای داخلی ایران طی این دوره، عوامل ساختاری مانند گرایش به تمرکز در اطراف هاب های ترافیکی، عوامل نهادی سیاسی مانند جایگاه پایتخت و مراکز استانی، و وابستگی تاریخی شبکه به مسیرهای گذشته، همگی نقش پایدار و معناداری در شکل گیری پیوندهای پروازی داشته اند. همچنین، عامل جمعیت نیز به عنوان نیروی محرک کلیدی در جذب مسیرها، اهمیت فزاینده ای یافته است. در مجموع، تکامل شبکه نتیجه تعامل هم زمان نیروهای ساختاری، نهادی، زمینه ای و جمعیتی است. نتیجه گیری در پاسخ به تحولات نظری و نیازهای عملی در مطالعات روابط بین شهری، این پژوهش با تکیه بر چارچوبی شبکه مبنا طراحی شد تا تمایز مفهومی میان «اتصال پذیری» و «قدرت کنترلی» شهرها را برجسته سازد. با تحلیل هم زمان جایگاه شهرها و ساختار کلی شبکه پروازهای داخلی، تصویری چندبعدی از پویایی ها و بازآرایی های فضایی در نظام شهری ایران در بستر جریان های هوایی ارائه کرد. نتایج حاصل از تحلیل سنجش نقش و جایگاه شهری، الگوی روشنی از پویایی های کانون های اصلی شبکه جریان هوایی کشور را پدیدار کرد: طی پنج دهه گذشته، مرکزیت شبکه از تمرکز مطلق فاصله گرفته و در چند هاب توزیع شده است، در حالی که این پراکنش مرکزیت به انتقال قدرت کنترلی منجر نشده است. به این ترتیب، استمرار تک هسته ای بودن قدرت در کنار چندمرکزی بودن نسبی مرکزیت شبکه جریان هوایی نه یک ناسازگاری، بلکه پیامد مستقیم دو فرایند متمایز بازتولید مرکزیت و بازتولید قدرت در شبکه است. بر این اساس، گذار از ساختار متمرکز شبکه جریان هوایی ایران، مستلزم بازاندیشی در سیاست گذاری فضایی و ارتقای کارکردی هاب های ثانویه و میانجی است. دستیابی به شبکه ای متوازن تر و تاب آورتر، در گرو تقویت پیوندهای افقی میان خوشه های منطقه ای، کاهش وابستگی به هاب مرکزی و توسعه شهرهای دروازه ای با نقش کنترلی است. این امر نیازمند طراحی مداخلاتی است که به طور هم زمان سه عامل کلیدی را مد نظر قرار دهند: مزیت های نهادی (همچون مرکزیت سیاسی و استانی)، الگوهای جمعیتی و تقاضای سفر، و اینرسی تاریخی شبکه. تنها با لحاظ این متغیرهای پایدار و زمینه ای، می توان به تخصیص هوشمند ظرفیت های پروازی، تنوع بخشی مسیرها و تقویت پیوندهای کم بدیل دست یافت. تحقق چنین ساختاری، مستلزم تلفیق برنامه ریزی نهادی با سازوکارهای انگیزشی مبتنی بر داده و آینده نگرانه، در چارچوبی سازگار با حافظه تاریخی شبکه است؛ روندی که می تواند پراکنش مرکزیت را به بازتوزیع واقعی قدرت و بهبود کارایی و پایداری فضایی نظام شهری ایران پیوند دهد.
مروری سیستماتیک بر شاخص های زیست پذیری شهری از منظر شهرسازی بیوفیلیک با رویکردی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1210 - 1228
حوزههای تخصصی:
جهت بقای انسان ها در اکوسیستم، ضرورت دارد مداخلات و فعالیت های انسانی که به تخریب زیست بوم ها منجر می شوند، کنترل شوند. این مرور با دیدگاهی انتقادی نسبت به مطالعات و مفاهیم مطرح شده بوده و درپی پیشنهاد چارچوب شاخص های متناسب با ابعاد متنوع موضوع است. روش این پژوهش بر مبنای رویکردی انتقادی جهت مرور مفاهیم و مطالعات مرتبط، طبقه بندی شاخص های کلیدی تحلیل مقالات داخلی و خارجی در بازه زمانی 10 سال از 2014 تا 2024 بررسی شدند. در این بررسی 280 مقاله بر حسب کلمات کلیدی مرتبط با پژوهش و نشریه های منتشر شده تطبیق داده شدند. یافته های پژوهش در دو بخش دسته بندی شدند. بخش اول، تحلیل سیستماتیک که شامل بررسی کمی منابع بر حسب سال انتشار، نوع منابع و نشریات و البته روش هریک و بخش دوم شامل تحلیل موضوعی بر حسب محتوی و موضوعات مقالات با دیدگاه انتقادی و جهت جمع بندی در چهار دسته، دسته بندی شدند. در بررسی صورت گرفته از 280 مقاله بیش از 40 درصد منابع از روش های کمی بهره بردند و مقالات غیر مروری از مفاهیم و کلیدواژه های اصلی مورد نظر کمترین سهم را داشتند. با تطبیق نظری شاخص ها و مطالعات نظری حول شاخص های سنتی زیست پذیری و شاخص های بیوفیلیک شهرها می توان در چهار دسته بررسی و ضمن اذعان به محدودیت های آنها، ادغام دیدگاه طبیعت محور در آنها طبقه بندی کرد. هم چنین، انواع رویکردهای روش شناسی ارزیابی زیست پذیری در چهار دسته کمی، کیفی، ترکیبی و مکانی تحلیل شدند. درنهایت چالش ها و فرصت ها در اجرای شهرسازی بیوفیلیک متناسب با شرایط جامعه در بخش اجرا و مطالعه تدوین شد. این کاوش، تأثیر متقابل پیچیده ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی را نشان می دهد لنز بیوفیلیک با برجسته کردن نقش حیاتی تعامل انسان و طبیعت در تقویت رفاه و پایداری، ارزیابی را غنی می کند. ادغام عناصر طبیعی، از فضاهای سبز و جنگل های شهری گرفته تا اصول طراحی بیوفیلیک در ساختمان ها، به طور قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی ساکنان تأثیر می گذارد و جوامع پر جنب وجوش و انعطاف پذیری را تقویت می کند. بااین حال، تحقق پتانسیل شهرسازی بیوفیلیک نیازمند پرداختن به محدودیت های اقتصادی، تضمین برابری اجتماعی و غلبه بر چالش های اجرایی عملی است.
طراحی الگوی برنامه ریزی و توسعه اکوتوریسم در زمینه امنیت اقتصادی مناطق مرزی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
203 - 235
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اکوتوریسم در سال های اخیر به عنوان ابزاری مؤثر برای توسعه پایدار در مناطق مرزی، با اهدافی چون توانمندسازی اقتصادی و حفظ منابع طبیعی مطرح شده است. استان اردبیل با ویژگی های اقلیمی و فرهنگی منحصربه فرد، ظرفیت مناسبی برای بهره برداری از این الگو دارد. این پژوهش به طراحی مدلی جامع برای توسعه اکوتوریسم با تأکید بر امنیت اقتصادی در مناطق مرزی استان اردبیل می پردازد.
روش شناسی : پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، از نظریه داده بنیاد برای شناسایی مؤلفه ها استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان جمع آوری و با نرم افزار ATLAS.ti 24 تحلیل شد. در مرحله کمی، پرسش نامه ای بر پایه یافته های کیفی بین ۱۷۷ نفر توزیع و داده ها با ضریب همبستگی اسپیرمن در SPSS 26 تحلیل شدند.
یافته ها : نتایج نشان داد متغیرهایی چون آموزش و توانمندسازی، بازاریابی و اطلاع رسانی، برندسازی، فناوری و نوآوری، ظرفیت های طبیعی و فرهنگی و شبکه سازی نهادی بیشترین ارتباط معنادار را با ارتقاء امنیت اقتصادی دارند. مشارکت و حکمرانی محلی ضعیف ترین رابطه را نشان داد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : مدل مفهومی ارائه شده، الگویی یکپارچه از تعامل عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر با راهبردها و پیامدها ارائه می دهد که در مناطق مرزی می تواند راهنمایی اثربخش برای سیاست گذاران باشد. این مدل نشان می دهد ارتقاء امنیت اقتصادی نیازمند نگاهی سیستمی، تقویت ظرفیت های نرم افزاری و بهره گیری از رویکردهای مشارکتی است. همچنین تقویت برند منطقه ای، سرمایه گذاری در آموزش و اتصال تولیدکننده محلی به زنجیره ارزش گردشگری از مسیرهای کلیدی دست یابی به توسعه پایدار در مناطق مرزی است.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه داده بنیاد و تحلیل آماری، در تلاش است تا مدلی بومی شده و چندبعدی از تعامل اکوتوریسم و امنیت اقتصادی در مناطق مرزی ارائه دهد که قابلیت تطبیق در سطح ملی و بین المللی داشته باشد.
شناسایی چالش های شبکه گردشگری سلامت شهر تهران با رویکرد مدیریت شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
87 - 110
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : گردشگری سلامت، زیرمجموعه ای برجسته از صنعت گردشگری، تأثیرات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد. شهر تهران با مراکز درمانی معتبر، نیروی متخصص و موقعیت استراتژیک، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری سلامت منطقه ای و بین المللی داراست. فقدان مدیریتی شبکه ای، چالش اصلی برنامه ریزان است. این پژوهش با رویکرد کیفی، به شناسایی چالش های موجود در مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران می پردازد. روش شناسی : این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از 15 مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با اساتید دانشگاه، مدیران بیمارستان ها، آژانس های گردشگری سلامت، کارشناسان وزارت بهداشت و گردشگری و مسؤولان بیمه ای جمع آوری شدند. نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی اجرا شد. یافته ها : تحلیل داده ها نشان داد که توسعه گردشگری سلامت در تهران با چالش های ساختاری (موازی کاری و نبود زنجیره ارجاع)، نهادی (ضعف هماهنگی و تعدد نظارت ها)، و فناورانه (کمبود زیرساخت دیجیتال و سامانه یکپارچه) مواجه است. نتیجه گیری و پیشنهادات : بدون چارچوب یکپارچه، بهره برداری از ظرفیت ها ممکن نیست. پیشنهادها شامل واحد مرکزی هماهنگی، سامانه اطلاعاتی، استانداردسازی خدمات، ارتقاء فناوری و روابط بین سازمانی است. این چارچوب الگویی برای سایر شهرها می شود. نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه های شبکه ها و نهادگرایی، برای اولین بار به شناسایی چالش های مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران پرداخته است.
پیش بینی شدت وارونگی دما در شهر اصفهان در یک دهه ی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
95 - 115
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی و پیش بینی انواع وارونگی و شدت آن ها در شهر اصفهان به رشته تحریر درآمده است. در این پژوهش داده های رادیوسوند ایستگاه اصفهان برای ساعت 00 گرینویچ (5/3 محلی) طی سال های 2010 تا 2020 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که 46 درصد از وارونگی های اصفهان از نوع تابشی، 7 درصد جبهه ای و 47 درصد فرونشینی می باشد. به دلیل نشست هوا زیر پرفشار جنب حاره، سهم وارونگی فرونشست بیشتر است. میانگین شدت وارونگی ها نشان داد که شدیدترین وارونگی با ضریب 023/0 از نوع تابشی است. از نظر رتبه شدت، وارونگی های متوسط با 7 درصد و وارونگی های شدید با 64 درصد دارای کمترین و بیشترین فراوانی در شهر اصفهان بوده اند. نتایج همبستگی نشان داد که بین شدت وارونگی با دما، فشار و ضخامت لایه همبستگی مثبت با ضرایب 910/0 ، 968/0 و 591/0 و بین شدت وارونگی و ارتفاع، همبستگی منفی با ضریب 967/0- برقرار است. در واقع با افزایش دمای لایه وارونگی، ضخامت لایه وارونگی بیشتر شده، در نتیجه شدت وارونگی ها در شهر اصفهان نیز بیشتر شده است؛ نتایج پیش بینی حاصل از مدل های رگرسیونی نشان داد که الگوی اصلی برای فراوانی وارونگی ها در شهر اصفهان هنچنان ادامه خواهد داشت. بر اساس این تحلیل، الگوی فصلی قوی وارونگی ها در اصفهان حداقل تا سال ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت. همچنین ثبات در تعداد انتظار نمی رود بلکه تعداد کل وارونگی ها در سال به طور چشمگیری افزایش یا کاهش یابد. نوسانات حول یک میانگین ثابت (حدود110 رویداد در سال) خواهد بود. نتایج نشان داد فصل زمستان از نظر فراوانی وارونگی همچنان بحرانی باقی می ماند. ماه های دی و بهمن کماکان بحرانی ترین دوره از نظر تعداد و شدت وارونگی ها خواهند بود که پیامد مستقیمی بر آلودگی هوای اصفهان دارد.
دلبستگی به مکان و تأثیر آن بر ادراک خطر سیلاب و رفتار پیشگیرانه: مقایسه میان فرهنگی بین ایتالیا (,ویبو والنتیا) و ایران (بابل)
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
با تغییرات سریع اقلیمی، خطر مخاطرات محیطی، از جمله سیل های ناگهانی و ویرانگر، به شدت افزایش یافته است. تغییرات آب وهوایی جهانی باعث ناپایداری الگوهای بارندگی، افزایش شدت طوفان ها و بالا رفتن سطح آب رودخانه ها شده که در نهایت منجر به بروز سیلاب های گسترده در مناطق مختلف می شود.در کنار عوامل طبیعی، نحوه واکنش جوامع انسانی به این خطرات نقش مهمی در میزان آسیب پذیری آن ها دارد. مفاهیم روان شناختی مانند دلبستگی به مکان به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری ارتباطات انسان و محیط مطرح می شوند. دلبستگی شامل پیوندهای عاطفی، شناختی و تجربی افراد با مکان زندگی شان است و می تواند بر میزان ادراک خطر و اقدامات پیشگیرانه تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر این فرضیه را مطرح می کند که رابطه بین دلبستگی به مکان، ادراک خطر محیطی و رفتار پیشگیرانه در کشورهای مختلف، بسته به زمینه های فرهنگی، متفاوت است. این مطالعه دو شهر ویبو والنتیا (ایتالیا) و بابل (ایران) را که احتمال وقوع سیل در آن ها بسیار بالا است، مقایسه کرده است. نتایج حاکی از آن است که افراد با دلبستگی بالا به مکان، ادراک بیشتری از خطر دارند و تمایل بیشتری به اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه نشان می دهند. همچنین تأثیر دلبستگی به مکان بر ادراک خطر و رفتار پیشگیرانه در بابل بیشتر از ویبو والنتیا بود. پژوهش حاضر بر اهمیت عوامل روان شناختی در مدیریت مخاطرات محیطی تأکید دارد و نشان می دهد که توجه به دلبستگی به مکان می تواند به سیاست گذاری های مؤثرتر جهت کاهش خسارات ناشی از بلایای طبیعی کمک کند. با بررسی تفاوت های فرهنگی، نتایج این مطالعه می تواند در تدوین برنامه های مدیریت بحران بسیار مفید و کاربردی باشد.
واکاوی تغییرات زمانی-مکانی جزیره حرارتی شهر بابلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
37 - 56
حوزههای تخصصی:
مطالع؛ پیش رو به بررسی جزیره حرارتی بابلسر پرداخته است. گسترش این پدیده در بعد مکان و زمان متغیر است. در این پژوهش از ماهواره لندست استفاده شده است. برای این منظور از سنجنده های TM و OLI وTIRS جهت استخراج شانزده تصویر مربوط به فصل تابستان و زمستان از سال 1985 تا 2020 استفاده شده است. در این راستا تصحیحات اتمسفری و رادیومتریکی اعمال شد و از طریق شاخص NDVI مقدار Emissivity مورد محاسبه قرار گرفت و تغییرات درجه حرارت سطح زمین به دست آمد. در مرحله بعد با اندازه گیری میانگین درجه حرارت حومه شهر و اختلاف آن با مقدار دمای سطح زمینLST)) جزیره حرارتی شهر برای هر یک از تصاویر به دست آمد. یافته ها نشان داد که اثر جزیره گرمایی شهریUHI)) در بابلسر در طول فصل تابستان بیشتر از فصل زمستان است که احتمالاً به دلیل عواملی مانند افزایش ساعات روز، تقاضای بیشتر برای سیستم های خنک کننده و کاهش پوشش گیاهی در طول ماه های تابستان است. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین NDVI و شدت UHI در هر دو نواحی مرکزی و حومه بابلسر در سطح اطمینان 99 درصد رابطه معکوس وجود دارد. این همبستگی نشان می دهد که فضاهای سبز شهری ممکن است نقشی حیاتی در کاهش اثر UHI ایفا کنند. تجزیه و تحلیل نقشه های حرارتی در دوره 35 ساله و استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، دمای بالا را در مناطق مرکزی بابلسر برجسته کرد. زمین های ساخته شده و بایر بالاترین دما و فضاهای سبز کمترین دما را نشان دادند. کاهش پوشش گیاهی، همراه با افزایش جمعیت و متعاقب آن گسترش شهری، درمجموع به افزایش دمای مشاهده شده در بابلسر کمک کرده است.
ارزیابی عوامل مؤثر بر عملکرد محیط زیستی کارکنان هتل (مورد مطالعه: هتل های شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
111 - 142
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : این مطالعه در راستای افزایش نگرانی ها نسبت به محیط زیست در صنعت گردشگری، به بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد محیط زیستی کارکنان هتل های شهر یزد انجام گرفته است. هتل ها به عنوان بخش مهمی از صنعت گردشگری تأثیر مهمی بر محیط زیست دارند و عملکرد کارکنان نقش کلیدی در هدایت هتل ها متناسب با ملاحظات پایداری محیط زیستی دارد. روش شناسی : در این تحقیق از روش کمی به منظور سنجش متغیرها و آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شده است. جامعه هدف این تحقیق، کارکنان و مدیران هتل های 4 و 5 ستاره شهر یزد می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 245 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS-4 انجام گرفت. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که رفتار شهروندی و رفتار حامی محیط زیست تأثیر معناداری بر عملکرد محیط زیستی کارکنان دارد. اما تأثیر مشارکت محیط زیستی و تعهد سازمانی بر عملکرد محیط زیستی کارکنان هتل در شهر یزد مورد تأیید قرار نگرفت. از نتایج دیگر تحقیق، اثر معنادار مشارکت محیط زیستی، تعهد سازمانی و رفتار شهروندی بر رفتار حامی محیط زیست؛ اثر معنادار مشارکت محیط زیستی بر تعهد سازمانی و اثر معنادار مشارکت زیست محیطی و تعهد سازمانی بر رفتار شهروندی می باشد. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای مشارکت، رفتار شهروندی، تعهد و رفتار حامی محیط زیست بیش از 79 درصد از تغییرات عملکرد محیط زیستی کارکنان هتل را تبیین و پیش بینی کنند. نتیجه گیری و پیشنهادات : یافته های تحقیق اهمیت عملکرد محیط زیستی را در صنعت هتل داری نشان می دهد و مدیران هتل ها می توانند از طریق توجه به محیط زیست و تعریف آن در قالب اهداف سازمانی به بهبود عملکرد کلی هتل و ملاحظات محیط زیستی هتل خود کمک نمایند. نوآوری و اصالت : از نوآوری و اصالت این تحقیق می توان به تأکید بر نقش کارکنان در عملکرد محیط زیستی هتل، تمایز بین رفتارهای رسمی و غیررسمی کارکنان و برجسته سازی مسائل محیط زیستی در فعالیت های بخش هتل داری می باشد.
بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس با تکیه بر هنرهای نمایشی بر گسترش گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاران شهری برای بهره گیری از مزایای گردشگری، به ویژه گردشگری خلاق، بر ابزارهای نوینی مانند میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرده اند که با تقویت هویت شهری، به تمایز مقاصد گردشگری کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس بر توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی بود. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی (با جامعه آماری گردشگران ورودی به تهران و حجم نمونه ۳۸۴ نفر) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید گردید و روایی آن نیز در دو سطح صوری (نظر خبرگان) و واگرا (شاخص AVE) سنجیده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نشان داد که مؤلفه های میراث ناملموس شامل اصالت ضریب 31/0، ارزش (38/0)، جذابیت (48/0) و کیفیت (45/0) تأثیر مثبت و معناداری بر گسترش گردشگری خلاق دارند. نتایج بیانگر آن است که مدیریت هدفمند میراث ناملموس تهران، مبتنی بر هویت مکانی، نه تنها به برندسازی مقاصد گردشگری می انجامد، بلکه از طریق ایجاد مزیت رقابتی، امکان تمایز این شهر از سایر مقاصد را فراهم می کند. این پژوهش بر ضرورت توجه سیاست گذاران به میراث ناملموس به عنوان ابزاری کارآمد در توسعه پایدار گردشگری شهری تأکید دارد.
شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر بندر ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه در بسیاری از جوامع گردشگری به عنوان یکی از پدیده های مهم اجتماعی و اقتصادی توجه بسیاری از مدیران و برنامه ریزان شهری را به خود جلب نموده است. یکی از موضوعات قابل توجه در گردشگری، وفاداری گردشگر به مقصد گردشگری است؛ لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری بود.
روش شناسی: از نظر هدف، کاربردی و به روش آمیخته کیفی-کمی در بین10 نفر از اساتید دانشگاهی انجام شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد این عوامل در چهار سطح می باشند که عوامل (کیفیت رفتار جامعه میزبان، کیفیت تجربه گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، رضایت گردشگر، خانواده گردشگر) در سطح اول و عوامل (حمل و نقل جاده ای مناسب، هویت مقصد، اعتماد به مقصد، شخصیت مقصد، امنیت اجتماعی) در سطح دوم و عوامل (غذاهای محلی، تنوع جاذبه های طبیعی، آداب و رسوم مقصد، گروه های مرجع) در سطح سوم و عامل طبقه اجتماعی گردشگر در سطح چهارم قرار دارند و عوامل (رضایت گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، کیفیت تجربه گردشگر، کیفیت رفتار جامعه میزبان) در خوشه وابسته، عوامل (گروه های مرجع، خانواده گردشگر، امنیت اجتماعی، شخصیت مقصد، تنوع جاذبه های طبیعی، هویت مقصد، غذاهای محلی، حمل و نقل جاده ای مناسب) در خوشه پیوندی و عوامل (طبقه اجتماعی گردشگر و آداب و رسوم مقصد) نیز در خوشه مستقل قرار دارند.
نتیجه گیری و پیشنهادات: وفاداری گردشگران به مقاصد گردشگری از موضوعات مهمی است که می تواند موفقیت یا عدم موفقیت مقاصد در زمینه جذب گردشگر را تبیین نماید؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران با احیای برخی مشاغل سنتی و مراسم قدیمی به عنوان آداب و رسوم بومی شهر زمینه موفقیت را در جذب گردشگر فراهم کنند.
نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با رویکرد ساختاری- تفسیری، علاوه بر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری در شهر بندرترکمن، جریان ها و موضوعات جدید را به پژوهشگران فعال در این حوزه پژوهشی نشان می دهد.
ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
34 - 47
حوزههای تخصصی:
در دهه گذشته، توسعه نظریه های مرتبط با شهرهای پایدار، شهرهای اکولوژیک، اکوسیستم ها، شهرهای هوشمند و شهرهای سبز، توجه طراحان و برنامه ریزان شهری را به ضرورت ایجاد هماهنگی میان طراحی شهری و طبیعت معطوف کرده است. متخصصان همواره بر اهمیت پایداری محیط زیست، مواجهه با چالش های اقلیمی و ادغام اصول اکولوژیکی در برنامه ریزی شهری تأکید داشته اند. این رویکرد بیانگر تعهدی گسترده به ایجاد محیط های شهری تاب آور است که نه تنها با تغییرات اقلیمی سازگار می شوند، بلکه تأثیرات منفی آن را نیز کاهش داده و زمینه ساز زندگی پایدار می شوند.این پژوهش به بررسی ویژگی های ریزاقلیم شهری که بر محله های مسکونی تأثیرگذار است، از طریق برنامه ریزی و طراحی شهری می پردازد. فرم های مختلف بلوک های شهری، ریزاقلیم های گوناگونی ایجاد می کنند که سطح آسایش متفاوتی برای شهروندان فراهم می آورد. پژوهش حاضر، به مقایسه موضوع آسایش حرارتی فضای باز در فصل زمستان (۲۰ دسامبر) شهر تبریز برای سه فرم رایج بلوک های مسکونی (حیاط دار، خطی و منفرد) پرداخته است. برای این منظور، از نرم افزار ENVI-met جهت شبیه سازی دمای هوا، شاخص میانگین پیش بینی شده (PMV)، سرعت باد و رطوبت نسبی استفاده شده است تا مشخص شود کدام یک از این بلوک های رایج برای اقلیم سرد تبریز مناسب تر است. هدف اصلی پژوهش، روشن سازی تأثیر فرم بلوک ها بر آسایش حرارتی فضای باز در مساکن تبریز است. در این مطالعه، با حفظ تراکم ساختمانی ثابت، اثرات فرم های مختلف شهری بر آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در فصل زمستان، مدل های حیاط دار و منفرد تأثیر بیشتری بر آسایش حرارتی فضای باز ساکنان دارند. شبیه سازی مدل خطی حاکی از آن است که این فرم در این منطقه مناسب نیست و نمی تواند آسایش حرارتی مطلوبی برای مساکن در فصول سرد فراهم کند.
تبیین نقش تفرق سیاسی در عدم تحقق اهداف طرح مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1476 - 1493
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تمرکز بر «تفرّق سیاسی» و ضعف های حکمروایی چندسطحی، علل ناکامیِ اجرای طرح مجموعه شهری تهران را واکاوی می کند. رویکرد تحقیق، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادیِ هدایت‑شده است: اسناد بالادست، مصوبات و گزارش های رسمی منتخب در دوره ی پس از ۱۳۷۴، با معیارهای ورود/خروج مشخص و بر پایه ی چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، شبکه شهری–منطقه ای و نظریه های برنامه ریزی منطقه ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد فقدان نهاد هماهنگ کننده ی فرامنطقه ای، تداخل کارکردی و تعارض میان سازمان های بخشی، تمرکز اختیارات و منابع در تهران، و غلبه منطق بازار بر منطق سیاست گذاری فضایی، موجب گسست عملکردی تهران و پیرامون و بی اثر شدن اهداف طرح شده است. مقاله با عملیاتی سازی ابعاد «تفرّق سیاسی» (حکمرانی، برنامه ریزی، قلمرو/فضا، کنشگران، بستر نهادی) و ارائه ی یک مدل مفهومی چهار بُعدی (ساختاری، فرایندی، کنشگران، سیاست گذاری فضایی)، راهکارهایی چون ایجاد نهاد هماهنگی فرامنطقه ای، تفویض اختیارات به سطوح محلی، تنظیم توافق نامه های فضایی بین شهری و تمرکززدایی هوشمند خدمات عمومی را پیشنهاد می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای بازمهندسی حکمروایی در منطقه کلان شهری تهران باشد.
اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند شهری (نمونه موردی: حوز مطالعاتی منتخب از مناطق ۱۱ و ۱۲ تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
144 - 163
حوزههای تخصصی:
مقدمه صنعت گردشگری به عنوان ستونی بنیادین در پایداری و شکوفایی شهری شناخته می شود. ظهور فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات مفهومی نوین با عنوان «گردشگری هوشمند» را معرفی کرده است؛ پارادایمی که با اتکا بر پیشرفت های فناورانه نظیر اینترنت اشیا، کلان داده ها و هوش مصنوعی، در پی ارتقای کیفیت تجربه گردشگری و بهینه سازی بهره وری منابع شهری است. این رویکرد، توسعه پایدار را در کانون توجه خود قرار می دهد. با این وجود، کلان شهرهای در حال توسعه، از جمله تهران، با موانع ساختاری و مدیریتی قابل توجهی دست و پنجه نرم می کنند. ناهماهنگی زیرساخت ها و فقدان سامانه های اطلاعاتی جامع، از جمله چالش های اساسی پیش روی این شهرهاست. مناطق 11 و 12 تهران، با توجه به پیشینه تاریخی غنی و جاذبه های فرهنگی منحصر به فرد خود، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری هوشمند دارند. پیچیدگی های مرتبط با مدیریت شهری، برنامه ریزی استراتژیک و هوشمندانه را در این مناطق بیش از پیش ضروری می سازد. پژوهش حاضر، با هدف رفع کمبودهای موجود در ادبیات علمی، به شناسایی و اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در محدوده مطالعاتی منتخب مناطق 11 و 12 تهران می پردازد. این مهم با به کارگیری مدل های تصمیم گیری چندمعیاره محقق خواهد شد تا مسیری شفاف برای توسعه ای پایدار و هوشمندانه در این مناطق ترسیم شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی از منظر هدف و توصیفی تحلیلی در چارچوب روش شناسی، به شیوه ترکیبی (کمی و کیفی) به بررسی موضوع می پردازد. گردآوری داده ها از منابع گوناگونی شامل مشاهدات میدانی، توزیع پرسشنامه، و مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را 19,953 نفر از ساکنان محله های فردوسی و انقلاب در مناطق 11 و 12 شهر تهران تشکیل می دهند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم، 377 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در میان این جامعه توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اولویت بندی محورهای پژوهش، از روش آنتروپی شانون برای امتیازدهی و تکنیک ARAS به عنوان یکی از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) بهره گرفته شده است. شایان یادآوری است که ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 15 گویه ای، 0/830 محاسبه شده که این رقم مؤید پایایی بالای ابزار اندازه گیری در این پژوهش است. یافته ها یافته های این پژوهش در ابعاد گوناگونی قابل تأمل است. از منظر ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان، 53 درصد را مردان و 47 درصد را زنان تشکیل داده اند. همچنین، بیشترین فراوانی سنی (30 درصد) به گروه 25 تا 35 سال اختصاص دارد که نشان دهنده مشارکت قابل توجه نسل جوان در این مطالعه است. در ارتباط با وضعیت فعلی گردشگری هوشمند، برخی ابعاد نظیر سامانه های حمل ونقل هوشمند، خدمات بهداشتی و درمانی هوشمند، و پورتال های آنلاین گردشگری در سطح رضایت بخشی قرار دارند. با این حال، چالش های اساسی همچنان پابرجا هستند. مشارکت محدود شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری (58 درصد مشارکت پایین)، نقص در آموزش های مرتبط با فناوری های گردشگری، و ضعف هماهنگی بین نهادهای دولتی (39/9 درصد نارضایتی) از جمله مهم ترین موانع محسوب می شوند. اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند، با استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیاره، نتایج جالبی را به همراه داشته است. محور نوفل لوشاتو با شاخص 0/826 در جایگاه نخست قرار گرفته که نشان دهنده پتانسیل بالای آن برای توسعه هوشمند است. خیابان ولیعصر با شاخص 0/707 در رتبه دوم و خیابان فردوسی با شاخص 0/470 در جایگاه سوم قرار گرفته اند. محورهای لاله زار، جمهوری و انقلاب نیز به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفته اند. همچنین، این پژوهش مهم ترین شاخص ها در هوشمندسازی گردشگری شهری را شناسایی کرده است. «هماهنگی بین دستگاه های دولتی» (C10) با وزن 0/086 به عنوان حیاتی ترین عامل شناخته شده است. پس از آن، «پایش کیفیت آب و هوا و مدیریت انرژی (C4)» با وزن 0/084 و «فرهنگ سازی و مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های شهری (C3)» با وزن 0/082 از اهمیت بالایی برخوردارند. این نتایج بر لزوم یکپارچگی سیستمی، توجه به پایداری محیط زیست، و دخیل کردن شهروندان در فرایندهای برنامه ریزی و توسعه گردشگری هوشمند تأکید می کنند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت به پرسش اصلی خود در خصوص اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در مناطق 11 و 12 تهران پاسخ داده است. نتایج مؤید آن است که دستیابی به توسعه پایدار گردشگری هوشمند در این نواحی مستلزم اتخاذ رویکردی متوازن است؛ رویکردی که نه تنها بر پیشرفت های فناورانه متمرکز باشد، بلکه به طور هم زمان چالش های ریشه ای در ابعاد انسانی، مدیریتی و زیست محیطی را نیز مرتفع سازد. علی رغم وضعیت نسبتاً مطلوب ابعاد فناورانه، مشارکت ناکافی شهروندان، آموزش های نامناسب و عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی، به عنوان موانع کلیدی بر سر راه تحقق هوشمندسازی جامع و پایدار شناسایی شده اند. تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره به وضوح نشان می دهد محور نوفل لوشاتو بالاترین اولویت را برای سرمایه گذاری دارد و پس از آن، محورهای ولیعصر و فردوسی در رتبه های بعدی قرار می گیرند. این اولویت بندی کمی، نقشه راهی ارزشمند برای تخصیص بهینه منابع و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حوزه توسعه گردشگری هوشمند ارائه می دهد. این مطالعه با ارائه یک مدل روش شناختی نوین و بومی سازی شده، گامی مهم در جهت پر کردن خلأ موجود در ادبیات علمی برداشته است. از این رو، یافته ها و چارچوب پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان یک الگوی کاربردی برای سایر شهرهای ایران و کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد و به تسریع فرایند هوشمندسازی گردشگری در این مناطق کمک شایانی کند.
هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری؛ به سمت شهر خودمختار اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از داده ها و راه کارهای داده محور در خط مشی گذاری و برنامه ریزی شهری، به شدت با استقبال شهروندان و مدیریت شهری مواجه شده است. در این راستا صنعت و تکنولوژی جهت تأمین رفاه زندگی انسانی با سرعت چشمگیری به تولید محصولاتی تحت عنوان هوش مصنوعی گام نهاده اند. درنتیجه عملکرد شهرها با استفاده از این ابزارها در حوزه های اقتصاد، جامعه، محیط زیست و حاکمیت ممکن است تغییر کند. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است؛ سپس بر پایه مبانی نظری حاصل شده و با استفاده از روش دلفی، شاخص ها و متغیرهای اثرگذار در شهر خودمختار در ابعاد هشت گانه حکمرانی، امنیت، نهادی، اقتصادی، پشتیبانی تصمیم، زیست محیطی، فناوری و نظارت استخراج گردید. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری)، امتیازدهی و در محیط نرم افزار MICMAC مورد تحلیل قرار گرفت و عوامل پیشران و کلیدی شهر خودمختار با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که سیستم شهر خودمختار، سیستمی پایدار بوده و عوامل پیشران با تأثیرگذاری، عواملی چون خدمات رسانی باهوش مصنوعی، ایجاد پلتفرم های دیجیتالی، خدمات دیجیتالی، حمل ونقل عمومی متصل و ایجاد مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی دارای بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و عواملی چون به روزآوری سیستم های قدیمی، خودکارسازی فرآیندهای مالی و کشف تقلب، مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی، نصب حسگرها، ایجاد اتوماسیون دارای بیشترین تأثیر غیرمستقیم و از اصلی ترین عوامل بر توسعه شهر خودمختار می باشد.
تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
48 - 65
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه ریزی های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می بایست برنامه ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، زمین شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه ها در فاصله ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می شوند.
تبیین نحوه تحول تکنولوژی ساخت در بناهای عمومی دوره پهلوی (نمونه موردی: بناهای عمومی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1130 - 1147
حوزههای تخصصی:
تکنولوژی همواره جزء جدایی ناپذیر معماری است و ان زمان که در جایگاه مناسبش قرار گیرد می تواند، رشد و اعتلای معماری را سبب شود. از سوی دیگر، بهره گیری نامناسب از تکنولوژی، اصالت و هویت معماری را خدشه دار می کند. ماهیت روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی-اکتشافی-تحلیلی آمیخته با پیمایشی است . حجم نمونه تحقیق شامل خبرگان که 30 نفر انتخاب شد. متغیرهای اصلی تحقیق شامل فرمی (کالبدی) و سازه است. جهت بررسی پایایی پرسشنامه، از آلفای کرونباخ استفاده شد. محاسبات در نرم افزار Spss، Amos انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که براساس تحلیل عاملی مرتبه دوم بارهای عاملی تمام عوامل فرمی (کالبدی) و سازه بر روی معماری بناهای عمومی دوره پهلوی از نظر تکنولوژی با سطح احتمال 99% باهم معنی دار هستند. در میان زیر شاخص ها، پلان با بار عاملی 83/0 بیشترین و اقلیم و محیط با بار عاملی 11/0 کمترین تأثیر را از نظر تکنولوژی ساخت در معماری بناهای عمومی دوره پهلوی در شهر تبریز دارد. بنابراین تبیین نحوه تحول و اثرگذاری تکنولوژی ساخت در معماری بناهای عمومی دوره پهلوی بسیار قابل توجه و قابل تامل است. نتایج این پژوهش که مبتنی بر نظرات متخصصان معماری بود نیز نشان داد که در بناهای مورد مطالعه استفاده از تکنولوژی ساخت در معماری بناهای عمومی دوره پهلوی در شهر تبریز خودنمایی می کند.