فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۳۴ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
25 - 62
حوزههای تخصصی:
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
تحلیل انتقادی آموزه های تربیتی قصیده تعلیمی تحفه النصایح به مثابه یک متن درسی دینی در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
86 - 121
حوزههای تخصصی:
تحفه النصایح، منظومه ای تعلیمی، اخلاقی و فقهی از راجوقتال، شاعر و عارف قرن هشتم هجری در هند است که به زبان فارسی سروده شده و در قالب نصایح پدری برای فرزندش سامان یافته است. این مقاله با هدف تحلیل انتقادی آموزه های تربیتی این اثر، آن را به مثابه یک متن درسی در سنت آموزش دینی و اخلاقی شبه قاره بررسی می کند. روش تحقیق بر تحلیل محتوای ابیات اثر بر اساس شاخص های موضوعی، نحوی، و مخاطب محور استوار است. داده ها با اتکا به نسخه چاپ سنگی بمبئی (۱۳۲۶ق) و بهره گیری از روش تحلیل محتوا، و با بررسی ۷۷۶ بیت (متن کامل)در پنج محور اصلی: عقاید (۳۲٪)، عبادات (۲۰٪)، اخلاق فردی (۱۷٪)، رفتار اجتماعی (۱۵٪) و احکام فقهی (۱۵٪) یافته ها در این بخش نشان می دهد که بیش از ۷۰ درصد ابیات ناظر به آموزه های دینی و عبادی اند و تحلیل نحوی و زبانی ابیات نیز نشان داد که حدود ۵۷٪ جملات با در خواست مستقیم (ترکیبی ز امر و نهی) و ۴۳٪ با ساختارهای غیرمستقیم ترغیبی و شرطی به انتقال پیام های تربیتی پرداخته اند. اثر از نظر مخاطب شناسی، آموزه هایی متناسب با سه سطح سنی تربیتی (کودکان، والدین، دینداران عمومی) ارائه می دهد. تحلیل متن همچنین نشان می دهد که سراینده با تلفیق آموزه های عرفانی، فقهی و بلاغت تربیتی، الگویی تربیتی منسجم مبتنی بر اخلاق اسلامی و سنت صوفیانه چشتیه عرضه کرده است. بر این اساس، تحفه النصایحرا می توان به مثابه یک متن درسی غیررسمی در نظام تربیتی مسلمانان شبه قاره تحلیل کرد.
دیدگاه عارفان مسلمان درباره همنشین بد (افتراقی) (با تکیه بر اندیشه های غزالی، سنایی، عطار و مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
28 - 49
حوزههای تخصصی:
عارفان مسلمان با الهام از خط و مشی و آموزه های دینی و کارآزمایی خود در سیروسلوک، بر ارزشمندی پیراستگی نفس و تزکیه روح تأکید دارند. یکی از ارکان این پالایش، گزینش همنشینان و همراهان است. تأثیرگذاری ها و اثرپذیری های معاشران و همنشینان و تأثیر معاشرت ها در رفتار انسان ها به عنوان یکی از ابعاد مهم زندگی، پرسمان و امری به غایت جدی، مهم و انکارناپذیر است. پیشینه مداقه، وارسی و پژوهش درزمینه اثرگذاری و اهمیت معاشرت و مصاحبت بر رفتار و شخصیت افراد به دهه ها بلکه سده های قبل برمی گردد. در روزگار نوین که پیشرفت و گسترش وسایل ارتباط اجتماعی و پیوند و ارتباطات برخط رو به فزونی است و همگان به سادگی و آسانی می توانند با سایرین مراوده داشته باشند و این مناسبت و رابطه توانایی شکل گیری شور و هیجان های مثبت یا منفی را داراست بررسی اهمیت همنشینی و چالش های برآمده و منبعث از آن، از اهمیت و بایستگی ویژه ای برخوردار است. این نوشتار بر مبنای پژوهش بنیادی و با اتخاذ رویکرد تحلیلی توصیفی، به واکاوی تأثیر همنشینی با افراد ناستوده و آسیب زا و نیز ضرورت پرهیز از این معاشرت ها در متون ادبی، به ویژه در آموزه های عرفانی و با تکیه بر اندیشه های غزالی، سنایی، عطار و مولوی اختصاص دارد. از همین روی، با جست وجو در متون مهم عرفانی، اعم از نظم و نثر، این مسئله بررسی و کاوش نموده و بر اهمیت آگاهی بخشی از تأثیرات همنشینی و راهکارهای مؤثر عملی و نظری در راستای آگاهی و بهبود برای رفع مشکلات اخلاقی و روابط اجتماعی بیان کرده است. شایان ذکر است علاوه بر جست وجو و کاوش در متون عرفانی، به اقتضای سخن، از دیگر متون نظم و نثر فارسی نیز سخن رفته است.
آموزه های تعلیمی با تاریخ گریزی داستان بهرام پنجم در شاهنامه و بهرام نامه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
تاریخ نویسان متقدم و متاخر از جمله طبری و مسعودی از زندگی بهرام پنجم گزارش های تاریخی مختلفی بیان کرده اند هرچند شخصیت های ادبی ریشه های تاریخی دارند اماوقتی این شخصیت ها با عناصر ادبی آمیخته می گردند دیگر از رنگ وبوی تاریخی آنان کاسته می شود ، این جستار تقریبا نظریات این تاریخ نگاران را به صورت مختصر بررسی کرده وبه داستان این شخصیت در شاهنامه و هفت پیکر می رسد که دو شاعر توانا ،فردوسی ونظامی جدای از اشارات تاریخی در بسیاری موارد از ازوجه تاریخی دور گشته اند گویا تمام این گریزها رنگ وبوی ادبی داشته است وانگیزه های ایشان ،اخلاق مدارانه و تعلیم گرایانه بوده است و با گریز از واقعیت های تاریخی، داستانهایی با رویکرد اخلاقی به وجود آورده اند و تمام ایدآل های ،تعلیمی ،اخلاقی مورد نظر خویش را در چهره این شخصیت همراه داستان بیاورند و ازاین شخصیت، فردی عدالت گستر، آزاده ، اخلاق مدار و نیک اندیش وجوانمرد باجنبه های دیگر تعلیمی بسازند اگرچه نظامی دراین گریز تاریخی، رغبتی تمام تر به جنبه تعلیمی اخلاقی نسبت به فردوسی از خود نشان داده است و فردوسی پایبندی خود را به تاریخ حفظ کرده است.
تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در تربیت نسل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
63 - 85
حوزههای تخصصی:
قابوس نامه اثر ارزشمند عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر زیاری از جمله متون کلاسیک ادبیات فارسی است که در قرن پنجم هجری به عنوان فرهنگ نامه تربیتی و به گفتار دکتر بهار«فرهنگ ایرانیان قبل از حمله مغول» تألیف شده است. این پزوهش به بررسی و تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در قالب پزوهش کیفی می پردازد. ابزار گردآوری کتابخانه ای و روش اجرای آن بررسی محتوای کتاب قابوس نامه و رویکرد تجزیه و تحلیل داده ها، رویکرد توصیفی تحلیلی، با ارائه الگوهای تربیتی جامع در 44 باب از قابوس نامه است. با تحلیل داده های دریافتی از متن کتاب-آموزه های تربیتی فردی و اجتماعی قابوس نامه و نقش و تآثیر آن- بیان شد که چگونه می توان از حکمت های کهن ایرانی-اسلامی در تربیت نسل جدید بهره برد. خودشناسی، خردورزی، دانش اندوزی، مسؤولیت پذیری فردی، تهذیب نفس، پرورش خلاقیت، مدیریت هیجانات و... از مؤلفه های تربیت فردی و آداب معاشرت، ارتباط مؤثر، انتخاب صحیح دوست، مسؤولیت پذیری اجتماعی، اخلاق حرفه ای، مهارت حل تعارض، همکاری و کار گروهی و...از مؤلفه های تربیت اجتماعی در قابوس نامه هستند. روش های غیرمستقیم و داستان محور قابوس نامه در مقایسه با آموزش های مستقیم امروزی، تأثیر ماندگارتری بر مخاطب داردو در تربیت فردی و اجتماعی و به تبع آرامش در زندگی بسیار مؤثر است.
جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
1 - 27
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
کاربست تعلیمی نظریه ژان ژاک روسو در مطالعه رمان «به هادس خوش آمدید» اثر بلقیس سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
50 - 70
حوزههای تخصصی:
به هادس خوش آمدید داستانی واقع گرا و در بافت خانواده با محوریت شخصیت زن اثرِ بلقیس سلیمانی است. این رمان در زمان جنگ و با توجه به اجتماع دهه شصت ایران ترسیم شد ه است. روسو ناقد «واقعیات جامعه» از انسان، عدالت و حق به صورت فلسفه سیاسی بحث می کند. او انسان ایده ال / بالغ را حاصل تربیتی بر محوریت قانون و آزادی اخلاقی می داند. پژوهش پیش رو با روش کتاب خانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی درپیِ بررسی تعلیم و تربیت در بستر خانواده و نشان دادن آسیب های موجود در این بستر و بازتاب آن در آینده فرزندان است. در این رمان، شخصیت اصلی یا قهرمان سرخورده می شود؛ زیرا در خانواده ای رشد کرده که قانون آن را پدری سنتی و مستبد تدوین کرده و با زور و ارعاب حق انتخاب را از اعضای خانواده و فامیل گرفته است. براثر نظام فئودالی، گفتمان غالب با پدر است و بر خاندان و ایل نفوذ دارد. اعضای خانواده تعلیم و تهذیب نشده اند، لذا به آزادی اخلاقی تن نمی دهند. از طرف دیگر قانون بدون در نظر گرفتن منفعت عمومی و بدون رضایت اعضا تدوین شده است. شخصیت های داستان که نسخه ای از افراد جامعه هستند، در گذر زمان استحاله می شوند و این تغییر به سوی سراشیبی و خسران است. خانواده پرآسیب و غیرایمن و اعضا بالغ نیستند. از این رو عقوبت و مجازات در شخصیت های داستان به ویژ قهرمان داستان دیده می شود.
بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
128 - 146
حوزههای تخصصی:
مفهوم رهبری بیش از هر چیز نفوذ شخصیتی و اجتماعی یک فرد را در میان مردم به ذهن می آورد. این پژوهش به بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری می پردازد. سعدی، در آثار خود به ویژه گلستان و بوستان، و فنلون، نویسنده فرانسوی، در تلماک، اصول مشترکی را درباره رهبری جامعه مطرح کرده اند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. یافته ها نشان می دهد که سعدی و فنلون، با وجود فاصله زمانی و جغرافیایی، در مبانی رهبری همسو هستند: هر دو رهبر را خدمتگزار مردم می دانند، عدالت را شرط حکمرانی می شمرند و بر ارتباط بدون ترس مردم با حاکم تأکید می کنند. همچنین، هر دو از جنگ طلبی و ستمگری پرهیز داده و رهبری مبتنی بر اخلاق و خرد را ترویج می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رهبری مطلوب از نگاه این دو اندیشمند، نه بر پایه زور، بلکه بر مهرورزی استوار است. این اصول می توانند الگویی مناسب برای مدیریت امروز در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند.
تحلیل جنبه های تعلیمی «قصه های مجید» بر مبنای نظریه هوش های چندگانه گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
100 - 127
حوزههای تخصصی:
«قصه های مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیت های داستانی و روایت صمیمانه اش و هم به جهت برخورداری از لایه های عمیق تربیتی، روان شناختی و اجتماعی در شخصیت پردازی قهرمان اصلی اش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوش های چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میان فردی, درون فردی و طبیعت گرا، و مؤلفه های گوناگون ادبیات تعلیمی پرداخته ایم. در ادامه، جلوه های هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیت های کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستان ها، مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوش های کلامی-زبانی، میان فردی و درون فردی است و نویسنده به طور ماهرانه ای از این هوش ها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوه ای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصه های مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذات پنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد.
نظری به عوامل تعیین کننده سرنوشت در غزلیات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
122 - 145
حوزههای تخصصی:
مقولاتی چون جبر، اختیار، تقدیر ازلی و اراده از پرچالش ترین موضوعاتی است که ذهن بشر را به خود مشغول کرده. منظور از جبر و تقدیر، تحقق تخلف ناپذیر و از پیش تعیین شده اتفاقات و آینده بر اثر قوانین ضروری علت و معلول حاکم بر عالم است. از طرف دیگر، بخشی از عوامل تعیین کننده سرنوشت، تحت سیطره و اراده انسان قرار دارند. حاصل این دیدگاه های متفاوت باعث به وجود آمدن دو فرقه ی بزرگ اشاعره و معتزله گردید. مکتب اشاعره سرنوشت مخلوق را در ید اراده خالق می داند. با توجه به این نکته که سعدی از پیروان این مکتب بوده، این تفکرات و اندیشه ها در آثار این شاعر بزرگ فارسی زبان انعکاس یافته است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی-توصیفی به تفکرات و اندیشه های سعدی در باب عواملی که می توانند در سرنوشت انسان تاثیر داشته باشند، می پردازد. یافته های پؤوهش؛ قضا و قدر الهی یکی از مضامینی است که سعدی به کرات به آن پرداخته است. شاعر در برخی اشعارش نگاهی غیرقابل تغییر به سرنوشت دارد و آن را با مسائلی چون بخت و اقبال، گردش افلاک و پیشانی نوشت انسان ها پیوند داده. اما با توجه به اینکه سعدی از شعرای ست که بسیار به موعظه پرداخته و آثارش جنبه تربیتی دارد، پس می توان دریافت که برای انسان، اختیار قائل است. سعدی در برخی اشعارش بر این باور است که عملکرد انسان و رفتارهایی همچون دعا کردن و نیکی روا داشتن به دیگران می تواند سرنوشتی را که از روز عدم برای انسان رقم خورده است را تغییر داد.
یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 163
حوزههای تخصصی:
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.
صفات برجسته جوانمردان در افسانه های مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
71 - 99
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، جوانمردی همان فضایل اخلاقی ارزشی مانند شجاعت، وفاداری، فداکاری، عدالت خواهی، بخشش، مهمان نوازی و مساعدت به ضعفا در نظر گرفته شده است. ریشه این مفهوم در سنت تاریخی ایران قرار دارد. گروه هایی مانند عیّاران یا فتیان که در تاریخ به عنوان حاملان این ارزش ها شناخته شده اند، نقشی مهم در نشر و ترویج این اخلاق دارند. جوانمردان گروهی اخلاقی- تربیتی بوده که پیشینه حضور آنان به ایران پیش از اسلام می رسد. افسانه های عامیانه ازجمله آثار ادبی است که حاوی مضامین اخلاقی بوده و هدفی تعلیمی را در ژرفای خود جای داده اند. در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، «جوانمردی» افسانه های عامیانه ایرانی بررسی شده و نتایج حاکی از آن است که در برخی از افسانه های عامیانه ایرانی شخصیت هایی حضور دارند که ویژگی اخلاقی «جوانمردان» را دارا بوده و با شجاعت و وفاداری و فداکاری به ضعیفان یاری رسانده و به سبب بخشندگی و برپایی عدالت و مهمان نوازی می توان آنان را از جوانمردان و پیروان این آیین دانست. البته تمامی صفات در یک شخصیت دیده نمی شد و ممکن بود فقط یک یا چند صفت در قهرمان داستان دیده شود.
اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
17 - 38
حوزههای تخصصی:
اخلاق حرفه ای را از شعبه های جدید اخلاق است که با مبانی ارزشی و اعتقادی، ارتباط نزدیکی دارد. هر شغل و حرفه ای متناسب با خود، مسئولیت های اخلاقی خاصی ایجاد می کند و اخلاق حرفه ای با توجه به راهکارهای سالم سازی ارتباطات این زمینه نقش مهمی دارد. این مقاله با هدف بررسی اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. روضه-العقول از جمله کتب نثر فارسی و تحریر دیگری از مرزبان نامه است که محمد بن غازی ملطیوی در قرن ششم به رشته تحریر درآورده است. یکی از موضوعاتی که در این کتاب به روشنی تبیین شده جایگاه و اهمیت لشکر و نیروهای لشکری در حکومت و بین طبقات مختلف جامعه است که می توان اخلاق حرفه ای این قشر از جامعه آن روزگار را از آن استخراج کرد. پرسش های اصلی این تحقیق این است که؛ لشکر و لشکریان در روضه العقول چه جایگاهی دارند و به کدامیک از مولفه های اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول اشاره شده است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که صلح-طلبی و پیشی نگرفتن در جنگ، داشتن تعهد و تخصص، صبر و استقامت و تحمل شدائد، رعایت سلسله مراتب و اطاعت از مافوق، آگاهی و آمادگی در برابر دشمن، یاریگری، وفاداری، شجاعت، پرهیز از شبیخون زدن و پرهیز از غارت از جمله اصولی است که در اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول مورد توجه قرار گرفته است.
بررسیِ چگونگی و نحوه به کارگیریِ فنون بلاغت در اندرزنامه های دوره اسلامی (با تکیه بر سیاست نامه، قابوس نامه، گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
19 - 51
حوزههای تخصصی:
اندرز و پند، یادآورِ روزگاران و اعصاری بس کهن و طولانی در سرزمین ایران است. از دورانی که کتابت به معنای امروزی رواج نداشته است، پندها و اندرزهای قابل توجهی به دست ما رسیده است و رنگ و بوی قدمت و دیرینگی از لابه لای واژگان و جملات شان آشکار است. اندرز ایرانی، هیچ گاه تعلق به یک و یا چند دوره تاریخی نداشته است، بلکه در تمامی ادوار تاریخی و متناسب با مقتضیات زمان، به حیات خود تداوم بخشیده است. از آنجایی که در نوعِ ادبی اندرز و ادبیات تعلیمی، مضمون آفرینی و خلق معانی تازه -به نسبت دیگر گونه های ادبی- با دشواری بیشتری همراه است، اندرزگویان و به ویژه اندرزگویان دوران اسلامی کوشیده اند تا از ابزارها و امکاناتی که روح زبان در اختیارشان نهاده است در جهت بازآفرینیِ متفاوت و هنری تر مضامین اخلاقی پیشینیان، بهره گیرند. در همین راستا، این پژوهش می کوشد تا با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای به مطالعه و بررسیِ فنون بلاغی و شیوه های به کار رفته در اندرزنامه های دوره اسلامی بپردازد. بدین معنا که در بیانِ اندرزهای دوره اسلامی، از کدام شیوه های بلاغی بیشتر استفاده شده و میزان کاربرد و به کارگیری کدامیک از آرایه های ادبی کمتر است؟ از مهم ترین یافته های آن نیز می توان به بسامد چشمگیر صناعات ادبی و شیوه هایی همچون ارسال المثل، تکرار، تمثیل و تضاد و نیز کاربردِ اندک آرایه هایی مانندِ تشابه الاطراف و حُسن تعلیل اشاره کرد.
تدوین نظام تعلیم و تربیت عرفانی در اندیشه معصوم علی شاه بر مبنای آموزه های اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
78 - 111
حوزههای تخصصی:
در سنت عرفانی شیعی، تعلیم و تربیت نه صرفاً فرایندی معرفتی، بلکه امری وجودی، شهودی و مبتنی بر سلوک باطنی است. معصوم علی شاه، از چهره های شاخص عرفان امامیه در دوره قاجار، با اتکا به مبانی معرفتی اهل بیت (ع)، نظامی تربیتی- اخلاقی بنیان می نهد که عناصر اصلی آن شامل علم نوری، تواضع، حلم، سکوت و تهذیب نفس است. از منظر وی، عالم حقیقی نه صرفاً دارنده علوم رسمی و ظاهری، بلکه فردی است که با مجاهدت نفسانی، خشیت الهی و فروتنی، قابلیت دریافت علم لدنی را در خود پرورش داده و واسطه فیض الهی شده است. معصوم علی شاه در تقسیم بندی انسان ها، سه گروه را برمی شمارد: عالمان (که امامان معصوم(ع) نمونه اعلای آن اند)، متعلمان (شیعیان اهل بیت) و سایر مردم که در احادیث اهل بیت(ع) با عنوان «همج رعاع» توصیف شده اند. وی ویژگی هایی برای متعلمان حقیقی بیان می کند که تخلق به آن ها، فرد را در زمره شیعیان واقعی قرار می دهد. آموزه های تربیتی او در دو ساحت عقیده و اخلاق قابل تحلیل اند: در بُعد اعتقادی، ایمان به وصایت اهل بیت (ع) به صورت متسلسل و با وجود نص الهی؛ و در بُعد اخلاقی، التزام به فضائلی چون صبر، حلم، تواضع، دنیاگریزی و سکوت، از جمله ارکان سلوک به شمار می روند. از دیدگاه او، تنها با تحقق این ویژگی هاست که سالک می تواند به تناسب ظرفیت خویش، حامل علم اهل بیت و وارث سیرت معنوی ایشان شود.
مضمون پردازی های تعلیمی و اخلاقی در غزلیات کلیم کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
129 - 149
حوزههای تخصصی:
یکی از شاعران توانمند، تصویرپرداز و مضمون ساز سبک هندی کلیم کاشانی است که از پدیده های مختلف طبیعی و غیرطبیعی برای مضمون سازی بهره گرفته است. غزلیات کلیم سرشار از آموزه های تعلیمی و مضامین و معانی حکمی و مفاهیم والای انسانی و اخلاقی است که شاعر هر کجا مجال یافته به پند و اندرز مخاطب پرداخته است. هدف از نگارش این مقاله که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده این است که به بررسی بن مایه ها و زمینه های تعلیمی و اخلاقی غزلیات کلیم بپردازد. در مضامین اخلاقی اشعار وی، دو مورد جلب نظر می کند: 1- زودگذر بودن دنیا و ناپایداری آن 2- ویرانگری و نابودی دلبستگی به مادیات. نوعی نگاه شبه خیام وار که در ادبیات و تاریخ اندیشه ما پیشینه دور و درازی دارد. مورد دیگر اینکه در شعر وی، تأثیر طبیعت و محیط زندگی شاعر مشاهده می شود؛ همان ویژگی ای که شعر سبک هندی را از سبک های پیش از خود متمایز می کند. گویی چنین محیطی بر خلاف فضای درباری شاعران پیشین اقتضای نگاه متواضعانه و اخلاق مدار شاعر را داشته است. نکته دیگر حضور اصطلاحات عرفانی در شعر کلیم است، وی به فراخور موضوع به پیر جام، شیخ، فیض ازلی، زهد و تقوی، توکل، فقر، حیرت، معرفت و استغنا اشاره می کند و در پیوند با عناصر طبیعت، کوچه و بازار و فضای خانه با خلاقیت شاعرانه خود مضامین ناب اخلاقی و تعلیمی خود را می آفریند. در کل، به نظر می رسد ترک دیار و دل بریدن از متعلقات، پیشینه عرفان و تصوف، زندگی در محیط مردمی، باریک بینی و نازک خیالی موجود در سبک
باور به نظام احسن در راستای ایجاد معنای زندگی هدفمند، در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
137 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مشترک در مباحث دینی، فلسفی و روانشناختی معنای زندگی است. درک معنای زندگی و تنظیم حیات مادّی و غیرمادّی بر آن اساس، زندگی انسان را ارزش مند و هدف دار می سازد و فقدان آن امید و سرزندگی را از انسان می ستاند. شاعران که نخبگان فکری به شمار می روند، با شناخت درست از این مسأله، خود و مخاطبان را به فهم معنای زندگی و رفتار متناسب با آن دعوت می کنند. تحقیق پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه ی کتاب خانه ای تنظیم شده در صدد آن است که نگاه ناصرخسرو، باباطاهر، نظامی و عطّار را به موضوع فوق الذکر واکاوی کند و دریابد که این شاعران چه راهکارهایی را برای معنادار کردن زندگی بر اساس اعتقاد به نظام احسن و جاری بودن حکمت خدا در تمامی وقایع هستی دارند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد هر چهار شاعر خداوند را مدبّر و حکیم علی الاطلاق می دانند که کار عبث و لغو نمی نکند و با خوش بینی به حوادث خوشایند و ناخوشایند می نگرند و سر تسلیم فرو می آورند و شرور و رنج های نظام آفرینش را مغایر با اصل توحید نمی دانند. در این نگرش خیریّت تمام امور را باور دارند و لب به اعتراض نمی گشایند.
بازتاب اندیشه های تعلیمی- اخلاقی در آیینه اشعار واعظ قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
1 - 35
حوزههای تخصصی:
ملّا محمّد رفیع قزوینی، متخلّص به واعظ، از خطبا، نویسندگان و شعرای مشهور سده یازدهم هجری است، که با تأسی از پیشینیان و هم اندیشه با شعرای عصر صفوی، مخاطب را به فراگرفتن اندیشه های تعلیمی- اخلاقی تشویق می کند. اندیشه های تعلیمی -اخلاقی در آیینه اشعار واعظ، به سه طریق انعکاس داده شده است. نخست اینکه: به طور مستقیم، نوع انسان را مورد خطاب قرار می دهد. دوم اینکه: طرف خطاب خود شاعر است، امّا غیر مستقیم اندیشه های تعلیمی- اخلاقی را به مخاطب گوشزد می کند. سوم اینکه: فرد خاصی را مورد خطاب قرار داده، غیر مستقیم اندیشه های تعلیمی- اخلاقی را به مخاطب یاد آوری می کند. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اکثر اندیشه های تعلیمی- اخلاقی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. خواستگاه اندیشه های تعلیمی- اخلاقی در دیوان اشعار واعظ قزوینی، متون تعلیمی- اندرزی ایران قبل از اسلام، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اقوال بزرگان دینی است. مطالعه زندگانی وی و اینکه به نیابت از نیای خود، ملّا فتح الله واعظ قزوینی، روزگار خود را در مراسم پند و وعظ و خطابت گذرانیده، ثابت می کند که در اشعار وی، بسامد مضامین تعلیمی- اخلاقی، بیشتر از جنبه های دیگر شعری باشد. در اشعار واعظ، بخصوص غزلیّات، با تأسی از شعرای سبک هندی،اندیشه های تعلیمی- اخلاقی، به دلیل ارتباط افقی غزل و بهره گیری از عنصر خیال تمثیل(اسلوب معادله) از بسامد بسیار گسترده ای در مقایسه با شعرای پیشین برخوردار است.
توضیح نکاتی چند پیرامون ضبط صحیح ابیاتی از بوستان سعدی با بهره گیری از علم تصحیح متن و استناد به شواهد همسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
112 - 137
حوزههای تخصصی:
درک و دریافت یک متن منثور/ منظوم، نیازمند دقت و ژرف نگری فراوانی است که در صورت مغفول ماندن گوشه ای از جزئیات آن، هر آن امکان دارد ذهن به بیراهه برود و تلقی و فهم نادرستی از حقیقت مدلول ارائه شود. افزون بر توجه به معنای واژگان، ترکیبات و اصطلاحات موجود در متن، موارد فراون دیگری نیز وجود دارد که پرداختن به آنها از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. درک ویژگی های زبان متن، محتوا و مضمون، نگرش های شاعر/نویسنده، زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی، آگاهی از بافت زمان و مکان آفرینش اثر، موسیقی درونی و توجه به تصاویر ذهنی و خیالی حاضر در متن، مصادیقی هستند که دقتِ نظر در آنها می تواند درک عمیق تر و دقیق تری از معنای یک متن، به دست دهد که صد البته حصولِ این مهم، نیازمند تحقیق و تأمل فراوان است. سعدی از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان ادب فارسی است که آثار او به اعتبار ظرفیت های چند گانه، همواره مورد توجه پژوهش گران بوده است. با این اوصاف، رسیدن به استخراج متنی اصیل و ضبطی صحیح از آثار او، بر دوام از مباحث چالش برانگیز حوزه ادبیات بوده است. با بررسی های میدانی نگارندگان و بازبینی مختصری از شروح بوستان سعدی، درک و استنباط جدیدی نسبت به چند بیت به دست آمد که در این جستار، به آن اشاره خواهد شد. هدف، این است تا در اثنای مطالعه نسخه ها و شرح های گوناگون بوستان سعدی، با بهره گیری از روش های علمی و اتّکا به شواهد موثق، با رویکرد و نگرشی نو، و با حد اقل خطا به معقول ترین و علمی ترین ضبطِ معنای ابیات مورد بحث برسیم.
تحلیل نگرش زندگی به مثابه فرصت از منظر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
102 - 122
حوزههای تخصصی:
آدمی به اختیار خود پا به هستی نگذاشته تا به اراده خود نیز از اینجا رخت بربندد. با اندکی تسامح، تنها اختیاری که در اختیار وی قرار داده شده، فاصله تولد تا مرگ است که از آن به زندگی/عمر تعبیر می گردد. البته برخی این اختیار را در اثر عواملی نادیده می انگارند و برخی نیز که عمدتاً بینش الهی دارند این مجال را «فرصتی» می دانند که باید به درستی درک شود؛ زیرا با اتکا به این رویکرد هم زندگی این جهانی را می توان سامان داد هم زندگی آن جهانی را. اینان معتقدند این زندگی، اندک است و زودگذر، و زندگی دیگر بسیار است و دائمی؛ پس باید بهترین بهره را از آن یافت. این شیوه از زیستن، دارای مؤلفه هایی چون زیستِ آگاهانه، زیست اینجایی، اندیشه آنجایی، بهره مندی از زندگی به قدر ضرورت و کفایت، عدم وابستگی و دلبستگی، اراده معطوف به غیر/خویش و هزینه کردِ زندگی در امور شایسته می باشد. آدمی با تکیه بر این مؤلفه ها، زندگی کیفی را تجربه خواهد کرد. اساس این نوع زندگی بر «کیفیت» و «چگونگی» است. به این معنا که طول عمر آدمی مهم نیست، بلکه نوع زیست او اهمیت دارد. آنچه باعث می شود تا نوع انسان ها از این نگاه به زندگی غافل شوند، دو عاملِ تربیت نکردن نفس و عدم توجه به مقوله مرگ است. از این منظر تاکنون به آثار عطار توجه نشده. روش تحقیق، کتابخانه ای و تحلیل محتواست.