بررسیِ چگونگی و نحوه به کارگیریِ فنون بلاغت در اندرزنامه های دوره اسلامی (با تکیه بر سیاست نامه، قابوس نامه، گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
19 - 51
حوزههای تخصصی:
اندرز و پند، یادآورِ روزگاران و اعصاری بس کهن و طولانی در سرزمین ایران است. از دورانی که کتابت به معنای امروزی رواج نداشته است، پندها و اندرزهای قابل توجهی به دست ما رسیده است و رنگ و بوی قدمت و دیرینگی از لابه لای واژگان و جملات شان آشکار است. اندرز ایرانی، هیچ گاه تعلق به یک و یا چند دوره تاریخی نداشته است، بلکه در تمامی ادوار تاریخی و متناسب با مقتضیات زمان، به حیات خود تداوم بخشیده است. از آنجایی که در نوعِ ادبی اندرز و ادبیات تعلیمی، مضمون آفرینی و خلق معانی تازه -به نسبت دیگر گونه های ادبی- با دشواری بیشتری همراه است، اندرزگویان و به ویژه اندرزگویان دوران اسلامی کوشیده اند تا از ابزارها و امکاناتی که روح زبان در اختیارشان نهاده است در جهت بازآفرینیِ متفاوت و هنری تر مضامین اخلاقی پیشینیان، بهره گیرند. در همین راستا، این پژوهش می کوشد تا با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای به مطالعه و بررسیِ فنون بلاغی و شیوه های به کار رفته در اندرزنامه های دوره اسلامی بپردازد. بدین معنا که در بیانِ اندرزهای دوره اسلامی، از کدام شیوه های بلاغی بیشتر استفاده شده و میزان کاربرد و به کارگیری کدامیک از آرایه های ادبی کمتر است؟ از مهم ترین یافته های آن نیز می توان به بسامد چشمگیر صناعات ادبی و شیوه هایی همچون ارسال المثل، تکرار، تمثیل و تضاد و نیز کاربردِ اندک آرایه هایی مانندِ تشابه الاطراف و حُسن تعلیل اشاره کرد.