فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۰۱ تا ۶٬۶۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
Journal of Applied Linguistics, Vol.۸, No.۱۶, Spring ۲۰۱۵
94 - 109
حوزههای تخصصی:
Reading comprehension is one of the most important skills, especially in the EFL context. One way to improve reading comprehension is through strategy use. The present study aimed at investigating the effect of question-generation strategy on learners' reading comprehension. The participants in the study were 63 intermediate students from three intact groups in Resa institute in Boukan, They were randomly assigned to two experimental and one control groups. They were given two samples of the reading section of the standardized Preliminary English Test (PET) as the pre- and post-tests. The students in the experimental group A generated text-based reading comprehension questions individually, and in the experimental group B in groups of three but the learners in the control group answered the reading comprehension questions provided in the text. The results of ANOVA revealed that the students in the experimental group B, who employed group-question generation strategy, outperformed the experimental group A, who employed individual- question generation strategy and the control group in the reading comprehension post-test. The findings can have some implications for EFL teachers and syllabus designers.
بررسی ریشه شناختی واژه هایی از گویش فیروزآبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پذیرش ادبی گوستاو فلوبر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گوستاو فلوبر، پایه گذار مکتب رئالیسم و جزو نخستین نگارندگان رمان مدرن به شمار می آید. او علاوه بر دقت و وسواس بی حد در گزینش جملات که سبک نگارش وی را از دیگر نویسندگان متمایز می کند، نگاهی روان کاوانه به مسائل و دردهای اجتماعی دارد. شاهکار او رمان مادام بواری است که تأثیر بسزایی بر نگارش بسیاری از رمان های بزرگ جهان داشته است. باوجوداینکه برخی از آثار وی توسط مترجمان بنام به فارسی ترجمه شده اند اما مترجمان دیگری نیز، دست به ترجمه دوباره و چندباره این آثار زده اند که این مسئله خود به نوعی گواه اهمیت و حضور این نویسنده و آثار وی در ادبیات فارسی است. این مقاله خواهد کوشید تا به بررسی جایگاه این نویسنده، آثار وی و میزان تأثیرگذاری او بر نویسندگان ایرانی و سیر داستان نویسی فارسی بپردازد.
تحلیل حوزه های معنایی اشعار باقی مانده از رابعه بنت کعب قزداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابعه بنت کعب قزداری، براساس اسناد موجود، نخستین شاعر زن پارسی گوی است. پژوهش ها دربارة او بیشتر به زندگی او معطوف بوده تا شعرش. نگارندگان در این پژوهش با روشی زبان شناختی، یعنی تحلیل حوزه های معنایی، به بررسی علمی شعر او می پردازند. نظریة حوزه های معنایی یکی از نظریات برجسته در معنی شناسی ساختگراست، که خود زیرمجموعة زبان شناسی ساختگرا قلمداد می شود. تحلیل حوزه های معنایی شعر رابعه گامی است به سوی سبک شناسی لایه های فکری او. در این پژوهش چندوچون آن دسته از حوزه های معنایی شعر رابعه که بالقوه مشخصة سبکی اند آشکار می شود. از قِبَل این فرآورده، زنانه یا مردانه بودن زبان رابعه، عارفانه یا غیرعارفانه بودن شعر او، و متمایزبودن یا نبودن وصف عشق در شعر او در مقایسه با شعر هم عصرانش نیز مشخص می شود.
ترتیب واژه در سمنانی از منظر رده شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رده شناسی زبان هم بر همگانی های زبانی و هم بر تنوعات زبانی تأکید دارد وهمگانی های زبانی در رده شناسی زبان بر اساس ملاحظات معنایی، کاربردشناختی، گفتمانی، پردازشی و شناختی تبیین می شوند. در تحقیق حاضر، ترتیب واژة زبان سمنانی بر اساس مؤلفه های بسیت و چهارگانة درایر (1992) از منظر رده شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هدف این تحقیق تعیین ترتیب واژة زبان سمنانی از منظر رده شناسی است که نتایج تحقیق می تواند در مطالعات رده شناسی زبان تأثیرگذار باشد. داده های تحقیق نیز از طریق مصاحبه با گویشوران سمنانی جمع آوری شده است. داده های تحقیق حاکی از آن است که زبان سمنانی دارای 17 مؤلفه از مؤلفه های فعل پایانی قوی و 16 مؤلفه از مؤلفه های فعل میانی قوی در مقایسه با گروه زبان های اروپا- آسیا و همچنین دارای 16 مؤلفة فعل پایانی قوی و 14 مؤلفة میانی قوی در مقایسه با گروه زبان های جهان است. بنابراین زبان سمنانی گرایش به ردة زبان های فعل پایانی دارد. البته فاصلة چندانی بین مؤلفه های فعل پایانی قوی و فعل میانی قوی در تحقیق نیست که این نکته نشان دهندة تحول و تغییر زبان سمنانی به سمت ردة زبان های فعل میانی است. همچنین داده های تحقیق نشان می دهد که مطابقة جنسیت دستوری بین فاعل و فعل وجود دارد و تمامی مصدرها دارای نشانة نمود کامل هستند.
نقش روابط مفهومی در توسعه و دگرگونی معنایی نشانه ها ی زبانی (مطالعه موردی نیاز در شعر حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آفرینندگان متون ادبی برای بیان نگرش خود به پدیده ها، گاه معانی برخی نشانه ها را گسترش می-دهند تا آنجا که گاه این معانی را دگرگون می کنند. این نشانه ها واژگان کلیدی هستند که دسترسی به معانی آن ها دشوار به نظر می رسد. امروزه معناشناسی و روابط مفهومی میان واژگان و جملات، می تواند امکان تحلیل عینی روند گسترش یا دگرگونی معنایی نشانه ها را فراهم کند و با بررسی روابط مفهومی نشانه ها، به نگرش آفرینندگان این متون نیز دست بیابد. در میان روابط مفهومی تضاد معنایی و شمول معنایی میان واژگان و از میان روابط مفهومی میان جملات، تضمن معنایی از کارآیی ویژه ای در تحلیلِ معنای نشانه های زبانی در متن برخوردارند. برای بیان نقش روابط مفهومی درگسترش و دگرگونی معنایی نشانه های زبانی، «نیاز» در شعر حافظ برگزیده شد. یافته ها نشان می دهند؛ روابط مفهومی میان واژگان و میان جملات، پیوندهای معنایی میان؛ «زهد» و« عُجب»، «خودبینی»، «کبر»، «فریبکاری» و «ریا»، معنای «زهد» را گسترش داده چنانکه با «ریا» شمول معنایی پیدا کرده و ترکیب «زهد ریا» را پدید آورده است. معانی بافتی کلید واژگان؛ «زهد» و «ریا» و «نیاز» نشانگر آن است که حافظ در کنار روند آسیب شناسی اجتماعی و فردی «زهد»، پیوندهای پیچیده ای از دلالت ها و ارجاعات معانی ضمنی مبتنی بر تقابل میان «نیاز» و «زهد» آفریده که معنای نشانه ی «نیاز» را گسترش داده است و با پیوند و همپوشانی معنایی « نیاز» با اصطلاح «فقر عرفانی» مفهوم «زهد حافظانه» را در آن گنجانده است. بنابراین روابط مفهومی علاوه بر توان دستیابی بر نگرش شاعر، زمینه ی شناخت معانی گوناگون واژگان کلیدی متن را نیز فراهم می کند.
ارتقای گره راست: ساختاری ناهمگن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، تبیینی مناسب از ساختار ارتقای گره راست در زبان فارسی است. در پیشینه تحقیق مرتبط، سه تحلیل متفاوت از این ساختار پیشنهاد شده است که عبارت اند از: «ارتقای گره راست به منزله حاصل حرکت متوازی»، «ارتقای گره راست به منزله حاصل فرآیند حذف» و «ارتقای گره راست به منزله اشراف چندگانه». استدلال هایی مانند ناسازه ها به عنوان هدف ارتقای گره راست، عدم تبعیت از جزیره ها، تخطی از محدودیت سقف راست و عدم امکان حرکت برخی از سازه ها، نشان می دهند که ارتقای گره راست زبان فارسی حاصل عملکرد حرکت متوازی نیست. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ساختار ارتقای گره راست زبان فارسی همگن نیست و می توانیم این ساختار زبان فارسی را به دو گروه متفاوت تقسیم کنیم؛ بنابراین، برای تبیین آن به بیش از یک رویکرد نیاز داریم. استدلال هایی ازقبیل مطابقه جمعی، خوانش درونی صفات رابطه ای و سور «هریک»،نشان می دهند که برخی از نمونه های ارتقای گره راست حاصل اشراف چندگانه هستند و استدلال هایی ازقبیل ناسازه ها به عنوان هدف ارتقای گره راست، نحوه مطابقه در برخی نمونه ها، برخی نمونه ساخت های نظارت و همسان نبودن هم پایه ها در قطبیت، نشان می دهند که برخی نمونه های دیگر حاصل عملکرد فرآیند حذف هستند.
نقد و بررسی مجموعه فرهنگ های سخن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Effect of Item Modality and Note-taking on EFL Learners’ Performance on a Listening Test(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The pivotal role of listening comprehension in second/foreign language learning requires that researchers conduct studies which investigate factors that affect test takers’ performances. The present study was set out to examine whether item modality (i.e., written vs. oral items) affects listening comprehension test performance. In addition, it investigated whether allowing test takers to take notes while listening would also affect their performances. To this end, two different tests, each containing 20 multiple choice items, were administered to 66 (35 female and 31 male) upper-intermediate EFL learners. The first test was administered to look into the role of item modality, and the second test was employed to investigate the effect of note-taking. The application of independent samples t-tests to analyze the data revealed that that test takers performed better when the items were provided in written rather than oral form, and that test takers’ performances did not differ significantly when they were allowed to take notes. More detailed findings and implications are discussed in the paper.
معرفت شناسی زبانی درون ماندگار نزد سوسور و یلمزلف: یک بررسی تطبیقی
حوزههای تخصصی:
ایده پردازی های اساساً بدیع سوسور در باب زبان و مسئلة نشانه که با انتشار کتاب گردآوری شدة دورة زبان شناسی عمومیبه ساحت علوم انسانی معرفی شد، نوید چرخشی پایه ای در معرفت شناسی و ایجاد یک علم عمومی نوین جبرگون و رابطه بنیاد را می داد. این ایده ها را خیل عظیمی از زبان شناسان و دیگر دانشمندان علوم انسانی پی گرفتند که به طور کلی از ایشان با عنوان «ساختارگرا» (و بعضاً «پساساختارگرا») یاد می شود. در این میان، لویی یلمزلف از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار است. برخی اندیشمندان وی را خلف راستین سوسور می دانند. پیوندگاه راستین نظرگاه سوسور و یلمزلف پیرامون معرفت شناسی علم زبان (و متعاقباً معرفت شناسی عمومی) حول مفهوم «درون ماندگاری» قابل بازیابی است. در پژوهش حاضر، ما ابتدا مؤلفه های بنیادی معرفت شناسی زبانی سوسور را با تمرکز ویژه بر دست نوشته ها و دوره های درسی ارائه شدة وی و با توجه به پژوهش های جدید سوسورشناختی استخراج کرده ایم و آنگاه جرح و تعدیل های اساسی مربوط به هر یک را در نظرگاه گلوسم شناسی یلمزلف ردیابی نموده ایم. سپس اهمیت تغییرات معرفت شناختی اعمال شده از سوی یلمزلف را بررسی کرده ایم. در پایان، بر پیامدهای مثبت نظرگاه معرفت شناختی گلوسم شناسی برای نیل به «علم جبر زبانی درون ماندگار» صحه گذاشتیم و توجه دوباره به اندیشه های یلمزلف این مهرة کلیدی و مغفول ماندة نظریه پردازی زبان را پیشنهاد داده ایم.
Knowledge of Grammar, Oral Communication Strategies, and oral Fluency: A Study of Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study tested the impact of implicit and explicit knowledge of grammar on learners’ use of oral communication strategies (OCSs) and the interface of OCSs and oral fluency. The study was performed on 24 male and 36 female Iranian university students of English Translation studying at Payame Nour Universities of Lar, Khonj, and Evaz chosen based on availability and ease of access. The data were gathered using Timed Grammaticality Judgement Test (Dekeyser, 2000) as a measure of implicit knowledge of grammar, a structure section of TOEFL Paper-based Test (version 2004) as a measure of explicit knowledge of grammar, Oral Communication Strategies Inventory (Nakatani, 2006), and two oral production tasks for measuring learners' oral fluency. Analysis of the data using Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) and Pearson’s Correlation showed that both implicit and explicit knowledge of grammar affect learners’ use of oral communication strategies; however, no relationship was found between overall use of OCSs and oral fluency which can be suggestive of greater or possibly overriding impacts of some other variables on oral fluency compared to OCSs. The findings of the study are supposed to provide guidelines for learners, teachers and syllabus designers concerning the use of OCSs, especially with regard to other variables considered in this study.
Proceduralization and Transfer of Linguistics Knowledge as a Result of Form-focused Output and Input Practice(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study compared the effects of two types of form-focused tasks on proceduralization and transfer of linguistics knowledge in case of English modals. All participants of the study attended pretests, posttests and delayed posttests. The procedural comprehension and production knowledge were measured through the groups’ performance on a timed dual task test that resembled the context of practice. The transfer of knowledge was measured by evaluating the performance of participants on a timed dual task test in a context dissimilar from or reverse to the practice context. Three intact classes of intermediate EFL learners were randomly assigned to experimental and control groups. The output group (n= 27) received explicit grammar instruction and a combination of three output practice, while the input group (n=25) received explicit instruction and a combination of three input practice. Identical texts were exposed to the control group (n=25) through listening and reading tasks. The texts were followed by some questions irrelevant to English modals. On the procedural knowledge posttests, the experimental groups outperformed the control group. The participants were able to transfer the knowledge to dissimilar contexts. The results may help language teachers design more effective activities for the learners considering the institutional constraints
Nominalization in the Writing of Novice vs. Experienced Members of Academic Communities: A Comparative Discourse Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The language register used in academic communities has the special features of density, complexity, and abstractness which are associated with nominalization with which new members of the communities might not be familiar. To explore the possible distance between novice and established members regarding their awareness of this grammatical feature, the present study investigated the employment of nominalization in the writings of Iranian graduate students (both MA and PhD students) and experienced figures in applied linguistics. Forty five research articles in the discipline by the three groups of writers served as the corpus of the study. A rigorous analysis began by identifying and outlining nominalization instances manually through and per all rhetorical sections of the articles. The occurrences of the two types of nominal expressions was counted and normalized. So as to detect the possible significant differences between the samples, chi-square tests were run. The results revealed that the experienced writers used significantly more nominalization in their writings. However, although the total nominal expressions used in MA texts were more than those used in PhD texts, the difference turned out not to be significant. There were also similarities and variations in the ranking patterns of the two types of nominalization in four rhetorical sections of the three groups of the articles. It can be concluded that the differences might reflect the distance between the novice and the established authors regarding their awareness of the importance of nominalization in academic writing. The implications of the study for EAP courses were also discussed.
Oral Presentation vs. Free Discussion: Iranian Intermediate EFL Learners’ Speaking Proficiency and Perception(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Speaking is a significant skill that many foreign language learners are trying to master. In this study, the effectiveness of two different speaking activities, i.e. oral presentation vs. free discussion, was investigated from quantitative and qualitative points of view. To achieve this purpose, 44 intermediate learners from a language institute in Tehran participated in the study. Half of the participants experienced oral presentation while the other half (22 in two other classes) experienced free discussion for eight sessions. The two activities were exchanged between the two groups after the end of the quantitative phase of the study for eight more sessions. The results of an independent samples t-test performed on the scores ofthe speaking section of a sample Preliminary English Test (PET, 2012 ) after the first phase of the study (the first 8 sessions) indicated that the learners who experienced oral presentation significantly outperformed the learners who experienced free discussion though both activities proved to be significantly useful. Furthermore, the results of the interview with 10 participants from each activity through purposeful sampling, after the second phase of the study (the second 8 sessions) through thematic analysis indicated that both free discussion and oral presentation activities had some merits and demerits. Based on the results it can be advisable to include the two activities as complementary.
تأثیر هنجارها بر روند ترجمه (موردپژوهی: ترجمه های معاصر قرآن مجید)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد گیدئون توری، ترجمه رفتاری مبتنی بر هنجار است: مترجم در جریان آموزش های مستقیم و غیرمستقیم خود، هنجارهای زبانی، فرهنگی و اجتماعی متداول میان مترجمان عصر خود را می آموزد و آن ها را آگاهانه یا ناآگاهانه در شیوه ترجمه خویش بکار می برد؛ به عبارت دیگر، ترجمه تحت تأثیر محدودیت های زبانی، اجتماعی و فرهنگی که فرهنگ مقصد بر ترجمه اعمال می کند صورت می گیرد. بااین حال، به اعتقاد توری، مترجمان در پذیرش یا رد هنجارها آزادی دارند هرچند که عموماً تمایل دارند از هنجارها تبعیت کنند؛ چون تبعیت از هنجارها پاداش به دنبال دارد و نقض هنجارها ممکن است با طرد و مخالفت روبرو شود. این تحقیق بر اساس این فرضیه است که در دوره معاصر، عمدتاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سبکی جدید در ترجمه قرآن پدید آمده که ریشه های اجتماعی و فرهنگی دارد. این سبک جدید بر خلاف سبک تحت اللفظی پیش از خود و در تقابل با آن مشخصاً سبکی ادبی است. تا قبل از انتشار ترجمه مرحوم قمشه ای ترجمه ها تحت اللفظی بودند و هنجارهای ترجمه و انتظارات خوانندگان قرآن بر یکدیگر منطبق بود. پس از انتشار ترجمه مرحوم قمشه ای، حرکتی متفاوت به سوی سبکی جدید آغاز شد؛ سبکی ادبی که رد پای آن به وضوح در تمامی ترجمه های معاصر قرآن دیده می شود. بنا بر فرضیه تحقیق، ترجمه های متعددی که در این دوره به چاپ رسیده اند مثالی از تأثیر هنجارها بر ترجمه است. اگرچه انتظار می رود که هر ترجمه قرآن تجربه ای زبانی و سبکی متفاوتی باشد، ولی تحقیق نشان می دهد که همه ترجمه ها در سبک اشتراک دارند و در تفسیر معنی قرآن است که با یکدیگر متفاوت اند و با توجه به اینکه کسانی که به ترجمه قرآن پرداخته اند غالباً ادیب به حساب می آیند می توان ترجمه های معاصر قرآن را طبع آزمایی ادبی مترجمان ادیب در حوزه ترجمه قرآن نامید.
A Critical Discourse Analysis of Selected Iranian and Saudi Arabian Print Media on Civil War in Syria(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۳, Issue ۱۱, Autumn ۲۰۱۵
67 - 78
حوزههای تخصصی:
This study tried to examine the relationship between language strategies/sources and ideologies, and how ideologies are constructed and expressed through language strategies in different English newspapers with different political contexts. The focus of the study was on the style of representation of Syrian civil war in Tehran-Times and Asharq Al-Awsat newspapers. The data from these newspapers were culled from 2012 to 2013. The analyzed texts, which was conducted on the basis of Van Dijk’s (2000) Us-Them and M.A.K. Halliday’s (1985) Transitivity Theory, revealed that the newspapers passivized, downgraded, legitimatized, delegitimized, euphemized, and demonized the involved parties in the war in order to show their desired parties’ standpoint as positive, their positive actions overstated and their negative actions understated. The findings of the study provides implications for syllabus designers, material developers, and language teachers to equip language learners with decent communication and increase their awareness regarding the use of different language sources in a variety of communication contexts.
دو نوع وابسته اضافه ای در زبان فارسی: مضاف الیه اسمی و مضاف الیه وصفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت های اضافه ای براساس معیارهای مختلف، ازجمله امکان جابه جایی وابستة اسمی و وصفی آنها، به دو نوع مضاف الیه وصفی (که بی هیچ اشکالی هم پیش از صفت می آیند و هم پس از آن) و مضاف الیه اسمی (که جز با تغییر معنا و یا غیردستوری شدن گروه اسمی، پیش از صفت واقع نمی شوند) قابل تقسیم است. در این مقاله ابتدا از این منظر به بررسی و طبقه بندی ساخت های اضافه ای پرداخته ایم، سپس آنها را به دو گروه کلی ساخت های اضافه گزاره ای و ساخت های اضافه غیرگزاره ای تقسیم کرده ایم و توضیح داده ایم که الگویِ آهنگِ «هسته + مضاف الیه وصفی» هرچند تاحدی شبیه الگوی آهنگی اسم های مرکب است، اما این مضاف الیه درواقع یکی از وابسته های پسین اسم است که عمدتاً در نقش افزوده خاص اسم در ساخت های اضافه غیرگزاره ای ظاهر می شود
بررسی تغییرات نحوی در روند ترجمة قرآن کریم به زبان فارسی بر مبنای نظریة ایکس تیره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر در چارچوب نظریة ایکس تیره2 به بررسی تغییرات نحوی در ترجمة قرآن کریم از زبان عربی به زبان فارسی پرداخته و متن مبدأ و متون مقصد را با یکدیگر مقایسه کرده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نوع گروه های نحوی در متن قرآن کریم و بررسی نوع و میزان تغییرات این گروه ها در روند ترجمه و مقایسة متن عربی و دو ترجمة فارسی آن است.
در این مطالعه، بررسی علمی و کاربرد گروه های نحوی در فرآیند ترجمه عبارت است از: مقایسة کاربرد گروه های محتوایی3 اسمی و فعلی، مقایسة کاربرد گروه های نقشی4 تصریف، متمم نما و حرف تعریف در متن مبدأ و دو متن ترجمة آن به فارسی. از این رو ساخت های نحوی دو زبان با یکدیگر، مقایسه و تفاوت های ساختاری آن ها مشخص می گردد و آنچه در این مطالعه مورد نظر است، بررسی پیکره ای قرآن، شناسایی مقوله ها و تعیین نوع تغییر و تبدیل آن ها به یکدیگر در ترجمه های فارسی آن ها است تا چگونگی نوع و میزان تغییرات دستوری یا تغییرات معنایی در مسیر ترجمة قرآن به زبان فارسی مشخص شود.
تحلیل فرآیندهای گفتمانی در سورة «قارعه»، با تکیه بر نشانه شناسی تنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله پیاده سازی نشانه شناسی تنشی در تحلیل فرآیندهای گفتمانی سوره های قرآن کریم است و از این جهت، نخستین کوشش محسوب می شود.
یک «کلّ معنادار» از دو منظر قابل مطالعه است: ازمنظر «زایشی» که ناظر به مطالعة«فرآیند»تولیدآن است و ازمنظر «تأویلی» که ناظر به تحلیل «ساختار» شکل یافتة کل معنادار است. نشانه شناسی «گفتمان» یا تعبیر تفصیلی «فرآیند گفتمان» به هردو منظر توجه می کند؛ زیرا در ساحت تحلیل گفتمان، فرآیند تولید یا «گفته پردازی» هم پیوند با فرآوردة تولیدشده یا «گفته» است. در مقالة حاضر، از چنین منظری به گفتمان سوره های قرآن می نگریم و برای نمونه، فرآیندهای گفتمانی در سورة «قارعه» را تحلیل می کنیم.
در روش تحلیل، روشن است که این رویکرد کل گرا به گفتمان، از فروکاست و تقلیل گرایی در روش فاصله دارد و مسیری تکثرگرا را برگزیده است. بستر نظری روش تحقیق، الگوی تنشی دلالت، از دستاوردهای نشانه شناسی پساگریماسی است. این الگوی نظری در بخش اول روش شناسی معرفی شده است. بخش دوم روش شناسی به تبیین «ساختارهای تنشی گفتمان» و «میدان عملیات گفتمان»، به مثابة ابزارهای تحلیلی متناظر و مکمل، اختصاص دارد. «ساختارهای تنشی» شاکلة گفتمان را درقالب تنش و هم پیوندی فشاره- گستره (قبض- بسط) تحلیل می کنند و «میدان عملیات گفتمان» جریان تولید گفتمان را در تحلیل فرآیند های گفتمانی گسست- پیوست بازمی نماید.
فرآیندهای گفتمانی سورة قارعه در کلیت آن، مطابق ساختار تنشی نزولی و در جهت گسست گفتمانی پیش رفته است؛ اما گفتمان آیة 10 با ساختار تنشی صعودی و پیوست به فضای گفته پردازی، همچون رویدادی خلاف انتظار در فرآیند نزولی- گسستی گفتمان سوره است.