فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۶۱ تا ۶٬۶۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
از زمان ظهور جنبش اصلاحی یا انقلاب در روش دستور- ترجمه در اواخر قرن نوزدهم، فرآیندهای تسلط بر زبان دوم تغییرات زیادی را در غرب پشت سر گذاشته است؛ اما در حوزة آموزش زبان عربی برای فارسی زبانان، بیشتر بر همان روش دستور- ترجمه، به بُعد خواندن و درک متن و توانش زبانی دانشجویان توجه می شود.
در پژوهش حاضر، با روش توصیفی– تحلیلی می کوشیم با توجه به چالش ها و نیازهای زبان آموزان، در راستای ایجاد توانش ارتباطی، یک الگوی مناسب با نام اختصاری ATN-D ارائه کنیم که به ترتیب متشکل از چهار روش Audio Lingual Method (روش شنیداری- گفتاری)، Task based Approach (روش کارمحور)، Functional Syllabus Notional (روش مفهومی- کاربردی) و Desuggestopedia (روش تلقین زدایی) است. در روش نخست موضوع تکرار- جهت تثبیت ساختارهای زبانی و واژگان، در روش دوم ایجاد یک محیط محاوره ای طبیعی، در روش سوم بُعد ارتباطی و کنشی زبان و در روش جانبی چهارم بحث تلقین- تلقین زدایی را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.
مهم ترین نتیجة پژوهش حاضر این است که برای تقویت و تثبیت توانش ارتباطی، دیالوگ محوری مناسب، استفادة درست از ساختارهای دستوری، تقویت و تلقین توانایی به کارگیری عبارت های مناسب در موقعیت های اجتماعی خاص، توانایی در شروع، ورود، مشارکت و خاتمة مکالمه، توانایی در ایجاد ارتباط با تصحیح فرآیند گفت وگو و ... از نقش بسزایی در فراگیری دو مهارت شفاهی (شنیدن و صحبت کردن) زبان عربی برخوردار هستند.
بررسی میزان کارآمدی آموزش زبان عربی عمومی در مقطع متوسطه، ازنظر دبیران و دانش آموزان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر را با هدف بررسی میزان کارآمدی آموزش زبان عربی عمومی در مقطع متوسطه، ازنظر دبیران و دانش آموزان شهر کرمان، انجام داده ایم. این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی، پیمایشی و کمی است و برای اندازه گیری نظر دبیران و دانش آموزان، از دو پرسش نامة محقق ساخته استفاده کرده ایم. جامعة این پژوهش شامل همة معلمان زن و مرد عربی و دانش آموزان دختر و پسر سال سوم متوسطة رشته های ریاضی و تجربی دبیرستان های دولتی شهر کرمان، در سال تحصیلی 90- 91 است. نمونة مورد بررسی را به شیوة تصادفی طبقه ای و با انتساب متناسب انتخاب کردیم که شامل 30 دبیر زن، 30 دبیر مرد و 236 دانش آموز است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان هماهنگی هدف آموزش زبان عربی (فهم متون دینی) با معیارهای انتخاب هدف در برنامه ریزی درسی، میزان تطابق محتوای کتاب های درسی عربی با معیارهای انتخاب محتوا در برنامه ریزی درسی، میزان آمادگی دبیران عربی برای تدریس درس زبان عربی، میزان تحقق اهداف برنامة درسی عربی، میزان تسلط دانش آموزان به مهارت های زبانی، میزان انگیزه و علاقة دانش آموزان به یادگیری زبان عربی و میزان آشنایی دانش آموزان با مهارت ها و راهبردهای یادگیری زبان عربی پایین تر از حد مطلوب است. با توجه به این یافته ها نتیجه می گیریم که به آموزش زبان عربی به عنوان زبان دوم/ خارجی، به طور علمی توجه نشده است و تا حد مطلوب فاصلة زیادی دارد و برای رسیدن به نتایج مطلوب، تحولات جدی و همکاری بخش های مختلف لازم است. از مهم ترین راهکارها برای بهبود این وضعیت، ارتقای سطح آموزش پیش و ضمن خدمت معلمان زبان عربی است.
بررسی فعل های وجه نمای کمکی زبان فارسی در چهارچوب الگوی نیرو-پویایی تالمی و الگوی شناختی آرمانی لانگکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی فعل های وجه نمای کمکی زبان فارسی در چهارچوب الگوی نیرو-پویایی تالمی (1985) و الگوی شناختی آرمانی لانگکر (1991) است. الگوی نیرو-پویایی، در اصل، ناظر بر فعل و انفعالات فیزیکی حاکم بین اشیاء موجود در جهان خارج است که ابتدا توسّط تالمی جهت بررسی مفاهیم الزامی عناصر وجه نما و سپس توسّط سویتسر (1990) جهت بررسی معانی معرفتی وجه نماها بکار رفت. الگوی معرفتی نیز یک نمونه از الگوی شناختی آرمانی استعاری است که توسّط لانگکر و تحت تأثیر نظریه الگوهای شناختی آرمانی لیکاف ارائه گردیده است. بررسی دو خوانش الزامی و معرفتی فعل های مذکور بر اساس الگوی نیرو-پویایی تالمی و برهم کنش نیروهای عامل و پادعامل موجود در معانی آنها از بُعد استعاری، نشان دهنده تضمین نبودن وقوع عمل و محقّق شدن موقعیّت در جهان غیرواقعی است. از طرف دیگر، بررسی فعل های مذکور در چهارچوب الگوی شناختی آرمانی استعاری لانگکر (موسوم به الگوی معرفتی)، نشان داد اعمالی که این وجه نماها ناظر بر آن هستند تحت کنترل معرفتی نیستند و در حیطه فراواقعیّت قرار می گیرند و به نسبت میزان قطعیت و عزم موجود برای انجام کار در فاصله نزدیک تر یا دورتری نسبت به واقعیّت بلافصل قرار می گیرند. با تطبیق نتایج حاصل از این دو الگو، مشخّص گردید که تحت کنترل معرفتی نبودن عمل، معادل تضمین نبودن وقوع عمل، و محقّق شدن موقعیّت در جهان غیرواقعی نیز معادل قرار گرفتن آن در حیطه فراواقعیّت می باشد؛ بنابراین، این دو الگو در کنار هم و بطور مشترک فعل های وجه نمای کمکی فارسی را مفهوم سازی می کنند.
جنسیت و ارزیابی در جلسات دفاع از پایان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مطرح در مکالمه کاوی، ارزیابی است. معمولاً خوانندگان یا شنوندگان، از این ارزیابی ها آگاهی چندانی ندارند چون که این روند به صورت مبهمی درون متن ها شکل می گیرد. در این مقاله ارزیابی در مکالمات دانشگاهی جلسات دفاع از پایان نامه دانشجویان با تمرکز بر جنسیت آن ها مورد بررسی قرار می گیرد. جهت انجام این تحقیق 9 جلسه دفاع مردان و 9 جلسه دفاع زنان از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی و اجتماعی با انگاره ارزیابی مارتین و وایت (2005) مورد واکاوی قرار گرفته است. تحلیل های کیفی و کمی بیانگر این است که جنسیت به تنهایی نقشی در ارزیابی گفتمان دانشگاهی نداشته بلکه مجموعه ای از عوامل مانند بافت و جامعه کنشی و هویت و وجهه بر نوع ارزیابی ها نقش دارد.
اسم خودمانی الگویی جهت بازنمایی رفتار کلامی اعتراض و رضایت در کردی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ساخت اسم خودمانی در کردی کرمانشاهی می پردازد. این پژوهش با بررسی ساخت اسم خودمانی، ضمن معرفی الگو یا الگوهای رایج ساخت اسم خودمانی، ابزارهای زبانی رمزگذاری رفتارهایی از قبیل رضایت و خشنودی را با توجه به مؤلفة سن، جنسیت و بافت مورد بررسی قرار می دهد. شیوة انجام پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است که طی دو مرحله اقدام به گردآوری داده ها از مدارس پسرانة روستایی، حومة شهر و داخل شهر کرمانشاه شده است. ابتدا صورت های خطابی اسم های خودمانی یک کلاس 30 نفری و سپس، برای بررسی تأثیر مؤلفة جنسیت، سن و بافت اقدام به گردآوری داده در بین خانواده های جامعة آماری بالا گردید. بررسی نتایج نشان داد عامل جنسیت تأثیری در شکل گیری این فرایند ندارد، اما مؤلفه های سن و بافت نقش اصلی را ایفا می کنند. همچنین در کردی کرمانشاهی، بازنمایی رفتار کلامی اعتراض و خوشنودی از طریق آمیزه ای از دو فرایند ترخیم و وندافزایی که از یک الگوی هجایی ثابت (CV.CVC) پیروی می کند، رمزگذاری می شود (bahman→bahəl). بر اساس الگوی اسم خودمانی مانند #بهل# که از حذف عناصری از یک اسم خاص مانند #بهمن# و افزودن پسوندهای اسم خودمانی ساز (-əg, -əl, -i, -a) به دست می آید، امکان ابراز اعتراض یا خشنودی از رفتار مخاطب را برای گوینده در سطح صرف فراهم می کند. در پایان با استفاده از نظریة بهینگی محدودیت های حاکم بر ساخت اسم خودمانی شناسایی و مرتبه بندی شده اند.
بررسی انواع هم معنایی میان فعل های سادة فارسی و متناظر صوری- معناییِ مرکب آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر پژوهشی معنی شناختی است که به منظور بررسیِ معناییِ فعل های سادة زبان فارسی و متناظرهای مرکبِ صوری معنایی آن ها صورت گرفته است، تا مشخص شود از میان انواعِ گوناگون هم معنایی، کدام انواع میان فعل های یادشده برقرار است و کدام انواع میان آن ها برقرار نیست. در این بررسی، نخست، طرز تلقی نگارنده از فعل ساده و مرکب بیان شده و سپس، اشاره ای کلی به روش های ساخت افعال مرکب از متناظر سادة آن ها شده است. پس از آن، انواع تناظر میان فعل های ساده و مرکب معرفی شده اند. پس از بحثی کوتاه دربارة انواع گوناگونِ هم معنایی، کوشش شده به صورت مستدل و با ارائة نمونه، انواعِ گوناگون هم معنایی مشخص شوند و اینکه کدام نوع یا انواعِ هم معنایی میان فعل های سادة زبان فارسی و متناظرهای صوری معنایی مرکب آن ها برقرار است. برای دستیابی به این هدف، آن گروه از فعل های سادة فارسی که دارای متناظرهای صوری معناییِ مرکب اند، از فرهنگ سخن برگرفته شده اند و پیکرة موردبررسی را در این مختصر تشکیل داده اند. با بررسی این پیکره که 363 فعل دارد و در انتها، در بخش پیوست آمده، مشخص شده است که هم معنایی مطلق و ضمنی میان فعل های یادشده نیست؛ اما سایر انواع هم معنایی میان آن ها برقرار است.
نگرش نسبت به هنجارهای زبان انگلیسی در حلقه ی درحال توسعه: طراحی و اعتبارسنجی یک مدل و پرسشنامه جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به شرح، طراحی و اعتبارسنجی یک مدل و پرسشنامه جدید برای بررسی نگرش زبان آموزان زبان انگلیسی ایرانی درباره هنجارهای بومی و غیربومی زبان انگلیسی می پردازد. برپایه بررسی جامع ادبیات مرتبط و مصاحبه با متخصصان حوزه زبان انگلیسی ٥ عامل تعیین کننده در نگرش نسبت به هنجارها شناسایی شدند. پیشنویس پرسشنامه که دارای ٤٠ جمله بود بر اساس ٥ عامل شناسایی شده طراحی شد. بررسی مقدماتی پرسشنامه بر اساس پاسخ های ٢٧٣ زبان آموز زبان انگلیسی به پرسشنامه انجام شد و آزمون آماری تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که تعداد پنج عامل به صورت صحیح شناسایی شده اند. برای بررسی برازش مدل ارائه شده، ٥٥٤ زبان آموز دیگر زبان انگلیسی به پرسشنامه پاسخ دادند و از آزمون آماری تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتیجه آزمون تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل از شاخص های برازش قابل قبولی برخوردار است و یا به بیان دیگر عامل های شناسایی شده یعنی ابزارگرایی زبانی، قابلیت ارتباط گیری، نسبیت فرهنگی، صیانت زبانی و اعتبار زبانیبراساس واریانس تصادفی نبوده اند.
On the Functions of Students Code Switching in ELT Classrooms Abstract(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Code-switching is known to be a widespread phenomenon among bilinguals and in ESL/EFL teaching/learning process; it refers to any alternate use of two codes or languages
within the same conversation or even the same utterance. The present study is an attempt to investigatethe functions, types and frequencies of code switching in students discourse in the context of ELT classrooms.The study also explores the relationship between the language proficiency level of the students and their use of code switching. To achieve this end, two groups of students (at two different levels of proficiency) from two classes of general English courses in an institutional program in Oil Ministry Center of Isfahan were selected as participants. All sessions of an entire semester were videotaped. A coding scheme was developed for classifying students’ instances of CS into relevant functions.The data were tabulated, and frequencies and
percentages were conducted by SPSS program. The findings indicate that the majority of CS in the classroom is highly purposeful, and related to pedagogical goals. Also, the research found that pedagogical functions were more frequently fulfilled through CS compared to social functions. The findings of this research suggest that code switching is a necessary
tool for teachers due to a number of pedagogical considerations in ET classrooms and can give teachers a clue to have a better understanding of student code switching in ELT classrooms and use CS in the direction of teaching and effective learning.
Syllable structure in Old, Middle and Modern Persian: A contrastive analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Evolution of languages has always been of interest to linguists. In this paper we
study the natural progress of the syllable structure from Old Persian (O.P) to
Middle Persian (Mi.P) and up to the Modern Persian (Mo.P). For this purpose all
the words containing consonant sequences are collected from specific sources of
each of these languages, and then analysed according to the syllabification
principles. Pulgram (1970) distinguishes three principles for this matter which is
stated in Hyman (2003:279).The first one, is the maximum open syllable
principle, the second, the minimum coda and maximum onset principle and the
last one is the irregular coda principle. In addition , to find the syllable structure
of the words, phonological rules are also applied. Greenberg (1978) suggests a
number of rules specifying the collocation constraint of phonemes and
phonological structure of the word, which are: Obligatory Contour Principle
(OCP), Sonority Sequencing Principle (SSP) and Syllable Contact Law (SCL).
On basis of these rules and principles the clusters are separated from sequences,
and the syllable structure of each language is acquired. Finally the progress of the
syllable structure change is studied through representing the data from all three
languages, and investigating the process taken for clusters to reach the present
time. As the data exhibits, in O.P initial consonant clusters are frequently
observed and also, through syllabification, some final syllable clusters will be
obtained. In Mi.P also both initial and final clusters fully exist, with growing
number of final ones. Initial consonant clusters are completely omitted in Mo.P
and only final clusters remain. Deletion and vowel insertion are the two most
occurring processes in these processes.
Negative Labeling as a Crucial Psychological Variable in Teaching EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the psychological variables which may have a long-lasting effect on our life is labeling, and students’ accomplishments might be severely undermined through the teacher’s labeling. In spite of this issue, few studies have been carried out on the ramifications of labeling in the educational contexts, in general, and EFL classrooms, in particular. The current study is an attempt to investigate the occurrence possibility of negative labeling and how such labels eventually influence students’ psychological/academic potentials. Since it was not possible to expose the students to the experience of negative labels in their real situations, the 100 high-school female participants of the study were asked to make predictions on social/academic success of a fictitious student who was labeled as dyslexic (Hunt, 2006). Besides, they were given a modified 11-item questionnaire (Mwania & Muola, 2013) about their experiences of being labeled. The participants were also asked to fill in the Coopersmith Self-esteem Inventory (SEI) (1967) to determine if there is a relationship between their labeling experiences, their self-esteem and their reported academic achievements. The collected data was then processed using SPSS. The findings of the study indicate that teacher’s negative labeling was significantly related with students’ self-esteem, their academic potentials, and their future life/success/expectations.The study bears some significant implications for teachers’ education since the findings show that the negative ramifications of labeling in EFL contexts should be taken into more serious consideration in teaching.
کارآیی انگارة صرف واژگانی؛ تحلیلی براساس داده های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال بررسی نظام ساختواژی زبان فارسی در چارچوب انگاره صرف واژگانی- مطرح شده توسط کیپارسکی- است. هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان فارسی است. بدین منظور، پس از معرفی این انگاره در قالب سه پرسش به تحلیل داده هایی پرداخته می شود که در نگاه نخست انطباق چندانی با انگاره موردنظرِ این مقاله ندارند. در ادامه به کمک معیارهای مختلف نحوی، معنایی و شناختی آشکار می شود که اغلب داده ها نهایتاً نوعی همسویی و انطباق با انگاره موردنظر نشان می دهند. تأکید می شود که میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان انگلیسی- زبانی که انگاره براساس آن بنا شده بیشتر از کارایی آن در زبان فارسی است. افزون بر این، نگارنده در جهت رفع نقصی که انگاره کیپارسکی در تحلیل گروه واژه ها در زبان فارسی دارد، پیشنهادِ وجود حلقه ای ارتباطی داده است که بتواند نمایانگر نوعی حرکت چرخه ای یا رفت و برگشتی میان دو سطح واژگان و نحو زبان باشد؛ زیرا خاستگاه اولیه گروه واژه ها سطح نحو زبان است که پس از واژگانی شدن بار دیگر به سطح نحو بازمی گردند. به نظر می رسد وجود این حلقه، ضریب کارآمدیِ الگوی کیپارسکی را افزایش می دهد.
همخوان انسدادی چاکنایی در پیوستار وضعیت چاکنای
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر به بررسی گونه های همخوان انسدادی چاکنایی در جایگاه های مختلف واژه، در گونة گفتاری فارسی تهرانی، می پردازد. بررسی شواهد صوت شناختی نشان می دهد که تولید گونه های آوایی متنوع این همخوان، شامل انسداد چاکنایی، واک بازداشته یا جیرجیری و کشش واکه به جبران حذف یا تضعیف آن، در مجموع بافت های مستعد وقوع همخوان انسدادی چاکنایی در جایگاه های آغازی، میانی و پایانی واژه، منطبق بر پیوستار واک سازی در حنجره است. پرده های صوتی در حنجره، به هنگام عبور جریان هوای ششی، وضعیت های مختلفی به خود می گیرند که این امر، به نوبة خود، باعث تغییر در میزان باز بودن فضای چاکنای می شود. این تغییر به صورت پیوستاری است؛ به طوری که با تغییر وضعیت چاکنای، به تدریج از حالت کاملاً بسته به نیمه باز و سپس به کاملاً باز، به ترتیب، جلوه های آوایی انسداد کامل (وضعیت بی واکی)، واک جیرجیری، واک اصلی و در مواردی نیز واک نفسی بروز می کنند که هر یک متناظر با یکی از واجگونه های همخوان انسدادی چاکنایی است.
تحلیل ساختار زبان قرآن در چارچوب نظریه ی معاصر استعاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های اعجاز قرآن داشتن ظاهری آراسته و ساختاری منطبق بر تفکرات بشری است که با استفاده از زمینه های حسی و مادی ، زمینه های مجرد و معنوی را نشان می دهد . هدف این پژوهش تحلیل و توصیف ساختارهای استعاری زبان قرآن در چارچوب نظریه ی معاصر استعاره و تقسیم بندی استعاره های مفهومی لیکاف است. دراین نظریه، استعاره به هرگونه فهم وبیان مفاهیم انتزاعی در قالب مفاهیم ملموس تر اطلاق می شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی صورت پذیرفته؛ بدین ترتیب که نگارنده پس از معرفی ساختار زبان قرآن ، داده های پژوهش را به شیوه ی کتابخانه ای و به کمک فیش برداری ،از جای جای قرآن استخراج و در چارچوب نظری تحقیق مورد تحلیل قرارداد -گرچه گستردگی ساختارهای استعاری قرآن در این پژوهش نمی گنجد که با تحلیل آنها در این رویکرد، نتایج ارزشمندی حاصل گردید؛ از جمله اینکه، بخش قابل توجهی از ساختارهای زبان قرآن، استعاریست و استعاره های قرآنی فراتر از استعاره های زبانی ویا ادبی هستند .دیگر این که اختلاف مفسّران در تعیین معانی برخی از ساختارهای استعاری زبان قرآن ، از عدم توجه به نقش و مفهوم شناختی استعاره ها نشأت می گیرد و در نهایت این که سبک بیان و ساخت معنایی ومفاهیم قرآنی به صورت ترکیبی از زبان های متعدد (عرفانی ، سمبولیک و تلفیقی )وحتّی استعاری می باشد و میان اجزاء ساختاری زبان قرآن پیوند منظم و رابطه ای منسجم برقرار است.
تأثیر بازخورد تصحیح کننده بر پیشرفت جنبه های کلامی و فراکلامیِ نگارش: مقایسة بازخورد تصحیح کنندة کتبی و شفاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات فراگیری زبان دوم/ خارجی، همواره بر نقش مثبت بازخورد تصحیح کننده، چه از نوع کتبی و چه شفاهی، بر پیشرفت جنبه های مختلف زبانی تأکید شده است. یکی از حوزه هایی که بازخورد تصحیح کننده در آن مطالعه شده است، مهارت نگارش است. اما بیشتر این مطالعات به بررسی نقش بازخورد تصحیح کننده در پیشرفت ابعاد دستوری، واژگانی و نشانه گذاری متن پرداخته اند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر مقایسة دو روش ارائة بازخورد تصحیح کنندة کتبی و شفاهی از نوع فرازبانی و بررسی تأثیر هر یک از آن ها بر پیشرفت جنبة کلامی و فراکلامی مهارت نگارش در زبان آموزان ایرانی می باشد. بدین منظور، زبان آموزانی در سطح متوسط انتخاب شده و به دو گروه تقسیم شدند. زبان آموزان سپس در پیش آزمون نگارش شرکت کرده و بازخورد تصحیح کنندة فرازبانی کتبی و شفاهی دریافت نمودند. به گروه اول، بازخورد فرازبانی کتبی و به گروه دوم، بازخورد فرازبانی شفاهی ارائه شد. در انتهای تحقیق، هر دو گروه از طریق پس آزمون با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد گروهی که بازخورد تصحیح کنندة شفاهی دریافت کرده بود، از لحاظ جنبة کلامی و نیز استفاده از نشانه های فراکلامی در نگارش، از گروه دیگر (دریافت کنندة بازخورد تصحیح کنندة کتبی) برتر بود. همچنین مشخص شد که نشانه های گذر و الزام آور به ترتیب بیشترین و کمترین استفاده را در هر دو گروه، پس از دریافت بازخورد تصحیح کننده داشته اند. می توان نتیجه گرفت در پیشرفت ابعاد کلامی و فراکلامی نگارش، بازخورد شفاهی بر بازخورد کتبی برتری دارد. این یافته ها محققان، مدرسان زبان و طراحان برنامه های درسی را یاری می نماید.
نشانگرهای تعدیل در کنفرانس های مطبوعاتی سیاسی رئیس جمهور دورة دهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانگر تعدیل، یک راهبرد بلاغی است که سخنگو آن را در جهت عدم تعهد به گفته ای یا عضویت کامل در گروهی، یعنی تعدیل محتوا یا به منظور تعدیل نیروی غیر بیانی گفته به کار می برد. نشانگر تعدیل را باید به عنوان یک عمل عمدی تلقی کرد که سخنگو با انتخاب یک ابزار زبانی، ورای محتوای گزاره ای پیام، بر تعبیر گفته تأثیر می گذارد؛ چنان که محتوا یا نیروی آن را اصلاح می کند. نشانگرهای تعدیل علی رغم فقدان معنی واژگانی مشخص، دارای معنی نقشی و کاربردشناختی قدرتمندی هستند. مقالة حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف تعریف و معرفی کاربردهای نشانگرهای تعدیل بر اساس الگوی فریزر (2009) و درنهایت، تحلیلی موردی از این کاردبردها در گفتمان سیاسی از کنفرانس های مطبوعاتی داخلی رئیس جمهور (دورة دهم) با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی به نگارش درآمده است. یافته های تحلیل موردی نشان می دهد که رئیس جمهور (دورة دهم) در راستای پایبندی به زبان دیپلماتیک از نشانگرهای تعدیل، به عنوان یکی از تدابیر ماهرانه در گفتار سیاسی در جهت ابهام و طفره، بهره برده است و نشانگرهای مجهول و ضمایر مبهم بیش از سایر انواع نشانگرها در گفتمان او مشاهده می شود.
عوامل مؤثر بر تناوب سببی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زبان شناسان، ساخت موضوعی و تظاهر موضوع ها را در تناوب های سببی/ خودانگیخته ازمنظر رویکردهای واژگان گرا بررسی کرده اند. در مقاله حاضر، انشعاب های مختلف رویکردهای واژگان گرا را بررسی، نقد و مقایسه می کنیم و سپس فرضیه اصلی این رویکردها را مورد آزمایش قرار می دهیم. در این رویکردها، فرض این است که ویژگی های معنایی و واژگانی فعل تعیین کننده ساخت موضوعی و تناوب موضوعی است. در این مقاله، مبتنی بر داده های زبان فارسی نشان می دهیم که ویژگی های معنایی فعل نقشی اساسی در تعیین تناوب موضوعی ایفا می کنند؛ اما نمی توانیم شرکت یا شرکت نکردن فعل در تناوب سببی را تنها به محتوای واژگانی فعل نسبت دهیم. به طور کلی، یافته های این پژوهش بر نتایج پژوهش های پیشین سایه تردید می افکنند و نشان می دهند که عوامل دیگری ورای ویژگی های واژگانی فعل در تعیین ساخت موضوعی و شرکت فعل در تناوب سببی ایفای نقش می کنند. در این ارتباط، هدف دیگر این مقاله تعیین عوامل مؤثر بر شرکت افعال زبان فارسی در تناوب سببی است.ازمیان این عوامل می توانیم به عوامل بافتی، همچون ویژگی معنایی موضوع های فعل و سازه های غیرموضوع و همچنین دانش دایرة المعارفی که در سطح بازنمون منطقی در تعامل با یکدیگرند، اشاره کنیم.
بررسی حرف تعریف در گویش اردکان فارس در چارچوب نحو کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی حرف تعریف و ساختار توزیعی آن در گویش اردکان فارس در چارچوب برنامه کمینه گرا می پردازد. بررسی داده های زبانی گویش اردکان فارس نشان می دهد که در ساختار گروه تعریف این گویش دو حرف تعریف معرفه حضور دارد که یکی از آن ها تنها به صفت متصل می شود. هدف از انجام این پژوهش، تعیین جایگاه تولید مناسب برای حروف تعریف معرفه و نکره و تبیین چگونگی هم آیی آن ها با دیگر عناصر گروه تعریف نظیر اسم، صفت، تکواژ جمع، اسم ملکی و صفت اشاره و رسیدن به ترتیب خطی مورد نظر در این گویش می باشد. در این پژوهش، از گروه اضافه (EZ P) که دارای خاصیت تکرارپذیری می باشد برای اضافه کردن بعضی از عناصر به یکدیگر در ساختار گروه تعریف استفاده می شود. با وجود این که نشانه اضافه در گویش اردکانی در بیشتر موارد فاقد نمود آوایی آشکار می باشد، گروه اضافه در ساختار گروه تعریف این گویش تولید می شود و نشانه اضافه در هسته آن قرار می گیرد.