فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۶۱ تا ۹٬۶۸۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در مقایسه ی مقولات دستوری فعل جزو مقولات انتزاعی محسوب می شود. از آنجا که ناشنوایان به دلیل محدودیت های شنیداری در به کارگیری واژه هایی که دارای مفاهیم انتزاعی هستند خطا می کنند؛ نگارندگان در راستای بررسی مقوله ی فعل حدود 4500 جمله در نوشتار 10 دانش آموز ناشنوای دختر در مقطع دوم و سوم راهنمایی در استان کرمانشاه در طول یک سال تحصیلی گردآوری نمودند. هدف از انجام این مطالعه بررسی کارکرد دو فعل پر بسامد «بودن» و «داشتن» در نوشتار شرکت کننده ها است. در پی این هدف دو پرسش مطرح شد: الف) چه نوع خطاهای معنایی در ارتباط با این دو فعل در نوشتار ناشنوایان یافت می شود؟ ب) ماهیت معنایی و شناختی این دو فعل چه تاثیری در میزان استفاده از این فعل ها و خطاهای مربوط به آنها دارد؟ نتایج این پژوهش نشان داد خطای گزینشی (استفاده از دو فعل «بودن» و «داشتن» به جای یکدیگر یا به جای دیگر فعل ها)، خطای ساختار موضوعی در رابطه با فعل «داشتن» و خطای اضافه نویسی فعل «بودن» به ترتیب خطاهای پربسامد هستند. این امر نشان می دهد برخلاف بسامد بالای استفاده از این دو فعل، شرکت کننده ها به محتوای مفهومی این دو فعل تسلط کافی ندارند. همچنین، با توجه به آموزه های دستور شناختی، نگارندگان بر این باورند از آنجا که تغییری در وضعیت درونی فعل های نامتکامل رخ نمی دهد و در طی زمان ثابتند بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. علت دیگر پربسامد بودن فعل «بودن» محتوای مفهومی اندک و ترسیم طرحواره ای آن است.
Investigating The Effect of Linguistic Knowledge Versus Cultural Knowledge in The Formation of Intercultural Competence Among Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
225 - 252
حوزههای تخصصی:
Intercultural communication is a widespread matter in today’s world with the advent of globalization and social media. Thus, this study focused on exploring the role of cultural knowledge and linguistic knowledge in the formation of intercultural competence. The researchers selected 150 Iranian learners through a purposeful sampling procedure in a qualitative design. By using interviews, observation, and reflective journals the required data was collected. The researchers used inductive analysis and thematic analysis to analyze the collected data. The results revealed that cultural knowledge and linguistic knowledge are both equally important in the formation of intercultural competence of Iranian learners. Also, it is shown that Iranian learners make use of both linguistic knowledge and cultural knowledge to have effective communication, build trust and rapport, conflict resolution, and avoid linguistic and cultural misunderstandings. This study is important for language teachers, book writers, and curriculum developers in that they should pay more attention to both linguistic knowledge and cultural knowledge in their teaching, book writing, and curriculum development respectively.
بررسی میزان رضایتمندی معلّمان درس زبان انگلیسی از آموزش مجازی در برنامۀ شاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
163 - 203
حوزههای تخصصی:
با توجّه به اهمّیّت کلاس های مجازی در دوران کرونا، پژوهش حاضر به بررسی میزان رضایتمندی معلّمان درس زبان انگلیسی در مقاطع متوسطه، از تدریس در شبکه آموزشی دانش آموزان (شاد) در این دوران (سال های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰) می پردازد. همچنین، بررسی نگرش معلّمان این درس به فرصت ها و چالش های برنامه «شاد» و آگاه سازی جامعه آموزشی از راهکارهای رفع موانع این برنامه از دیگر اهداف پژوهش است. شرکت کنندگان این پژوهش، ۵۵ معلّم زبان انگلیسی در مقاطع متوسطه هستند. این تحقیق به دو روش کمّی و کیفی انجام شده است. بخش کمّی شامل پرسشنامه ای است که تلفیقی از چند پرسشنامه در زمینه آموزش مجازی است (روایی پرسشنامه توسّط اساتید گروه زبان انگلیسی دانشگاه شهید چمران اهواز مورد تأیید قرار گرفت و پایایی با روش کرونباخ آلفا 84/0 محاسبه شد) و بخش کیفی حاوی مصاحبه نیمه ساختاریافته است. نتایج نشان می دهد که با استفاده از برنامه «شاد» مسئولیت پذیری و درگیری اولیا با فرآیند یاددهی یادگیری دانش آموزان در این درس افزایش یافته است. شناخته شدن معلّمان توانمند و استفاده از تجارب معلّمان از فرصت های برنامه «شاد» است. معلّمان، مهم ترین چالش ها را مطابق انتظار نبودن سرعت انتقال و یادگیری می دانند.
نشانه ها و آهوی بی نشانی: نابرابرنهادگی و سرگشتگی نام ها و نشانه ها در دو ترجمه ی فارسی از نمایش نامه ی «سالومه» آسکِر وایلد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
177 - 211
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش روی، پژوهشی است کارسنجانه که از دیدگاهی نشانه شناختی و با هدف بررسی کاستی های ترجمه گرا، چیستی و چگونگی الگوی دست کاری های نشانه شناختی را در دو برگردان فارسی از نمایش نامه «سالومه»، نوشته آسکر وایلد، با ترجمه عبدالله کوثری (۱۳۸۵) و ابوالحسن تهامی (۸-۱۳۹۶) مورد بررسی قرار داده است. در این راستا، پرسش کانونی پیش نهاده در این پژوهش بررسیِ چیستی و چگونگیِ دست کاری های نشانه شناختی در دو ترجمه فارسی یادشده با نگاه ویژه به چیستی شناسی برخی نام های ویژه و واژگان کلیدی است. از این روی، روش شناسی به کاررفته در این پژوهش برپایه خوانشی کارسنجانه از دو ترجمه یادشده، خود بر بنیاد و در هم سنجی با بافت ویراست انگلیسی نمایش نامه «سالومه» انجام گرفته است. بر این بنیاد، نخستین و روشن ترین دست آورد پژوهشی در بررسی پیش روی، به گواهِ نمونه های درکاویده از دو ترجمه مورد بررسی، بر رویکرد دو مترجم به بومی سازی و برون گذاری نام های ویژه و نمادها و نشانه های واژگانی کلیدی و پیرو آن بیگانگی زدایی از بافت بُن کار در ترجمه پرتو افکنده است. یک یافته پژوهشی ارزنده دیگر این بررسی این نکته را برجسته می نماید که دست کاری های انجام گرفته در ساختار نشانه شناسی واژه ها و واژه شناسی نام های ویژه این کار ادبی نمایشی، افزون بر دگرشدگی بن مایه های نمایشی بافتاری کلیدی، گسستگی میان بافت ترجمه فارسی و فرابافت فرهنگی زبانی کار را در پی داشته است.
تأثیر تعداد واکه بر فضای واکه ای زبان فارسی در هنگام یادگیری واکه های زبان آلمانی: پیش بینی کلیدی نظریه پراکندگی سازگاریافته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله اعتبار پیش بینی کلیدی نظریه پراکندگی سازگاریافته در مورد سازماندهی واکه ها بررسی شده است که براساس آن، هر چه تعداد واکه در یک نظام واکه ای بیشتر باشد مساحت فضای آکوستیکی جهت ایجاد تمایز ادراکی بین واکه ها بزرگتر می شود؛ بدین معنی که زبان هایی که دارای تعداد واکه بیشتر هستند فضای واکه ای بزرگتری را به خود اختصاص می دهند. جهت بررسی این فرضیه بسامد سازه اول و سازه دوم واکه های مشترک زبان فارسی و زبان آلمانی که توسط فارسی زبانان آلمانی آموز در بافت CV:CC و مساحت فضای واکه ای زبان فارسی و زبان آلمانی که توسط آلمانی آموزان فارسی زبان در سه سطح پایه، متوسط و پیشرفته تولید می شود بررسی شده است. این تحقیق با استفاده از روش پاجت و تاباین(2005) و شاخص های مساحتی بکر-کریستال (2010) که بین تعداد واکه و مساحت فضای واکه ای با استفاده از نرم افزار R و بسته PBSmapping استفاده می کند نشان می دهد رابطه مستقیم مثبت وجود دارد و مساحت فضای واکه ای در زنان در آلمانی آموزان فارسی زبان سطح پیشرفته بزرگتر است و این نظریه در این گروه تایید شد در صورتیکه در بقیه گروه ها و مردان این اصل از نظریه تایید نشد.واژه های کلیدی: فضای واکه ای، کشش واکه ها، مساحت فضای واکه ای، زبان آلمانی، زبان فارسی، نظریه پراکندگی سازگاریافته
English Teachers’ versus Content Teachers’ Language Learning Beliefs and their Practices in English for Specific Academic Purpose Courses
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۱ (۲۰۲۴)
35 - 49
حوزههای تخصصی:
This study endeavored to explore the beliefs that Iranian English for Academic Purposes (EAP) teachers held and scrutinize the extent to which their beliefs can correspond to their actual practices in EAP context. To these ends, a mixed mehod study was conducted in which 40 EAP teachers (20 English teachers & 20 subject-area teachers) teaching EAP courses in Universities of Medical Sciences in Iran participated in this nationwide study. The quantitative data gathered through a belief questionnaire was analyzed by SPSS software and the qualitative data collected through interview and observation of EAP courses was analyzed through content analysis. Analyses of the gathered data disclosed that the participants held different beliefs in terms of teaching strategies so that they did differently in their reading-based performances as well as the teaching and learning strategies. Besides, it was revealed that unlike subject-area teachers whose beliefs and performance were derived from their content-related concerns, English teachers’ beliefs and performance were presided by the students’ real needs, interest, and what is substantiated in the current literature. Within the EAP community of teachers and teacher educators, not only novice teachers who aim to enter into the EAP teaching mainstream can benefit from the findings, but also EAP teachers currently teaching such courses can gain the advantage of reflecting upon the beliefs and their actual practices. In addition, the findings may have implications for all EAP teachers to verbalize tacitly held beliefs, think consciously about them, and be aware of existing challenges and critical areas in EAP teaching.
نشانگر های ساخت کنایی در گویش تالشی سه سار و وابستگی آن به زمان گذشته و نمود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
45 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی حالت کنایی درگویش تالشی می پردازد. این گویش در مناطقی از گیلان رایج است و به سه گونه عمده، یعنی مرکزی، شمالی و جنوبی تقسیم می شود. گونه مورد بررسی در این مقاله از نوع جنوبی است که در روستای سه سار رایج است. داده های این پژوهش به صورت میدانی و از طریق مصاحبه با سی گویشور جمع آوری شده اند. موضوع حالت کنایی به تفاوت و شباهت رفتاری فاعل بند های لازم و متعدی و همچنین مفعول بند متعدی می پردازد. این گویش دارای حالت کنایی گسسته است. به این معنی که در بندهای زمان حال از الگوی فاعلی مفعولی و در بندهای متعدی زمان گذشته (غیر استمراری) از الگوی کنایی مطلق بهره می برد. این پژوهش در پاسخ به این سؤال ها انجام شده است: آیا تنها حالت نمای i- نشانگر حالت کنایی و ساخت کنایی در این گویش است؛ چه ساخت هایی می توانند در این گویش از نوع کنایی باشند و حالت کنایی در این گویش وابسته به چه عواملی است. پس از بررسی شواهد زبانی این نتایج به دست آمد: ساخت کنایی در این گویش تنها محدود به حالت نمای کنایی نیست، بلکه وجود ضمایر غیرفاعلی، صورت های جمع مختوم به -unدر یک ساخت و زمان گذشته و نمود کامل جمله از نشانگرهای ساخت کنایی هستند. به طور کلی می توان چنین نتجه گیری کرد که حالت کنایی در این گویش وابسته به زمان گذشته و نمود کامل است.
بررسی «حضور تدریس» در دوره های برخط آزفا برپایه چهارچوب مفهومی اندرسون : مطالعه موردی مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره های برخط آموزش زبان دوم به سرعت در جهان درحال گسترش است و مدرس، مهم ترین عامل موفقیت در این دوره ها به شمارمی آید. با توجه به عدم حضور فیزیکی مدرس در این گونه دوره ها، لازم است با کاربست راهکارهایی، «حضور تدریس» در کلاس های مجازی تقویت شود. هدف اصلی در این جستار این است که با تکیه بر چهارچوب مفهومی اندرسون و همکاران (2001)، «حضور تدریس» را به عنوان یک مؤلفه تأثیرگذار در دوره های برخط آزفا (آموزش زبان فارسی) به غیرفارسی زبانان در مرکز بین المللی آزفای دانشگاه فردوسی مشهد بررسی کند. روش این پژوهش به صورت توصیفی_تحلیلی است و ابزار آن پرسش نامه ای برگرفته از چهارچوب مفهومی حضور تدریس اندرسون است و علاوه بر تحلیل های کیفی، تحلیل های کمی نیز ارائه شده است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل سی مدرس فعال مرکز آزفای دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که از میان سه شاخصه حضور تدریس شامل طراحی و سازماندهی آموزشی، تسهیل گفتمان و آموزش مستقیم، بیشترین موافقت و کاربست با تسهیل گفتمان بوده است. از میان مؤلفه های شاخصه اول، طراحی روش های تدریس و آموزش آداب معاشرت اینترنتی و در شاخصه تسهیل گفتمان، تشویق مشارکت یادگیرندگان و مشارکت با یادگیرندگان برای برانگیختن بحث بیشترین درصدِ موافقت و کاربست را نشان می دهد. همچنین در شاخصه آموزش مستقیم کمترین درصد در میان تمام مؤلفه ها و شاخصه ها به ارائه مستقیم مطالب و سؤالات اختصاص داشت که بیانگر پذیرش رویکردهای نوین آموزشی در میان مدرسان مرکز فردوسی است.
تاملی در هنجارگریزی به عنوان شگردی در مضمون سازی در منظومه مجنون و لیلی از امیرخسرو دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۶
159 - 181
حوزههای تخصصی:
شاعران با کاربست شیوه های گوناگون زبانی، برای تصاویر ثابت و تکراری، نوآوری می آفرینند و کلام خود را از زبان روزمرّه و عادّی فاصله می دهند. این موضوع باعث اقناع حسّ زیبایی شناسی مخاطب و سهولت در فرآیند انتقال مفاهیم واحد به مخاطبان می شود. در نقد فرمالیستی، هنجارگریزی زبانی و معنایی از جمله روش-های اصلی اهل ادب برای دور کردن کلام از ابتذال و عادت های زبانی معمول و شگردی در راستای مضمون سازی است. امیرخسرو دهلوی در آثار خویش به ویژه مجنون و لیلی با هنجارگریزی های هدفمند و آگاهانه مانع ابتذال کلامی شده و شعری نوآورانه و دارای مضامین جدید آفریده است. به این اعتبار، در پژوهش حاضر با استناد به روش توصیفی-تحلیلی، اصلی ترین شگردهای تمایزگذار امیرخسرو برای گریز از قواعد و مناسبات متعارف زبان روزمرّه در منظومه مجنون و لیلی بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نمودهای اصلی هنجارگریزی در این اثر عبارتند از: «تشبیه»، «استعاره»، «تشخیص» و «کنایه». شاعر به کمک تشبیه، با ایجاد بی ثباتی آگاهانه در معنای دال ها بر پویایی نشانه های زبانی در اشعار خویش افزوده و خطّ مشی ادبی مستقلّ خود را نسبت به نظامی گنجوی ترسیم کرده است. همچنین، به واسطه کاربست استعاره و تشخیص، مدلول های ارجاعی و صریح واژه ها بی اعتبار شده و مدلول های ادبی جدیدی جایگزین گردیده است. افزون بر این، امیرخسرو در غالب موارد از کنایه های زودیاب بهره برده است که این امر در کاهش خلاقیت ادبی و نقش مخاطب در خوانش متن و جایگاه او در فرآیند کشف روابط هنجارگریز اثرگذار بوده است.
Nomadology in Cormac McCarthy's The Crossing and The Road: The Deleuzian Geocritical Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۰, Autumn ۲۰۲۴
147 - 155
حوزههای تخصصی:
In the present essay, the researchers aim at studying two famous novels "The Crossing" and "The Road" in the light of Deleuzian geocritical concepts such as: nomad, rhizome, smooth space, and war machine. Studying space and place in American literature is a new trend. Space and landscape, considered as smooth space and striated space in Deleuze and Guattari's nomadology, are significantly highlighted in American literature. By drawing on Deleuze and Guattari's view of rhizome, which does not follow any plans or structures, the novel can be regarded as a rhizomatic structure in which the characters with nomadic existence move freely in a smooth space- a space without an explicit beginning and a clear destination. Portraying American space and landscape is a dominant theme in Cormac McCarthy's novels, including "The Crossing" and "The Road", in which the characters move from a rooted life to a nomadic life. Through examining these two novels, this paper is going to investigate the movement of nomadic characters in the smooth space of the postmodern world. Moreover, through exploring the relationship between literature, space, and identity, drawing on the philosophical ideas of Deleuz and Guatari, this paper is going to expose in what extent the representation of spaces in literature can reflect and shape cultural and national identities.
کاربرد پیکره های موازی برای تفکیک معنایی/مفهومی در ترجمه و فرهنگ نگاری دو زبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
245 - 267
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه راه کاری عملی و پیکره بنیاد برای تفکیک معنایی واژه ها و یافتن معادل های مناسب برای آنها با رویکرد«متن شناسی مقابله ای» هارتمن (1980) و استفاده از پیکره های دوزبانه نخست در فرایند ترجمه و سپس در تدوین فرهنگ های دوزبانه است. این تحقیق می کوشد مطمئن ترین روش را برای یافتن بهترین معادل ها در بافت های زبانی مختلف ارائه دهد. بدین منظور، پژوهشگران به ترتیب از دو پیکره دوزبانه یا موازی میزان و تهران که جامع ترین و مناسب ترین پیکره های موجود بودند بهره گرفتند. نگارندگان نخست،تعداد 100 واژه را از پربسامدترینواژه های قاموسی دو پیکره که دارای تعدّد معنایی مناسبی بوده یا به اصطلاح چندمعنا بودند با استفاده از ابزار تحلیل پیکره Wordsmith استخراج کرده و آنها را در پیکره انگلیسی جستجو کردند و جمله های شاهد را با ترجمه فارسی تراز شده آنها مقابله کردند تا معانی فارسی به کار رفته را برای این واژه ها در پیکره فارسیگرد آوری و فهرست کنند. سپس معانی یافته شده با معادل های آنها در فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره مقایسه شد تا مشخّص شود کدامیک از این دو منبع (پیکره موازی یا فرهنگ دوزبانه) معادل های گسترده تر و کامل تری را با توجّه به بافت زبانی در اختیار مترجم قرار می دهد.نتایج نشان داد که این پیکره های دوزبانه که از بزرگی و گستردگی چندانی هم برخوردار نیستند، در قیاس با فرهنگ بررسی شده در بیشتر موارد معانی متفاوت، متنوع و گاه بیشتری را در اختیار مترجمان و فرهنگ نویسان قرار می دهند.
ارجاع متقابل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
7 - 36
حوزههای تخصصی:
مطابقه را می توان رخدادی دانست که طی آن، کلمه ای مشخصه های صرفی ای می گیرد که از جای دیگر نشئت می گیرد، و این به معنای وضعیتی است که در آن، صورت هدف دارای نشانه های دستوری ای است که توسط ناظر نظارت می شود. از سوی دیگر، ارجاع متقابل (در خصوص نشان دار شدن فعل) را غالباً می توان، در مورد زبان های ضمیرانداز، برای سازوکاری به کار برد که از رهگذر آن، فعل با عناصری مقید نشان دار می شود تا موضوع های خود را بیان کند. این فعل به تنهایی می تواند بیانگر موضوع هایش باشد، زیرا از لحاظ تصریف غنی است. ازآنجاکه فارسی نیز، به عنوان زبانی ضمیرانداز، دارای ویژگی های مذکور است، پس قاعدتاً این عنوان را می توان برای نظام فعلی فارسی معیار به کار برد؛ اما ظاهراً ارجاع متقابل، در این کاربرد، در زبان فارسی، به طور فنی و جامع بررسی نشده است و در عوض، معمولاً اصطلاح مطابقه در این مورد به کار می رود؛ بنابراین، این پژوهش بر آن شد تا با بررسی 43 فیلم نامه فارسی (معیار، گونه محاوره ای) دریابد: آیا می توان اصطلاح ارجاع متقابل را برای وضعیت رده شناختی نظام مطابقه فعل فارسی نیز به کار برد؟ اجزای ارجاع متقابل و شروط حاکم بر آن چیست؟ آیا برای اصطلاح مزبور می توان حوزه ای مناسب معرفی کرد؟ در این راستا، مطالعه حاضر، در چارچوب رده شناختی، بر مبنای آرای سیویرسکا و بیکر (2005) و کوربت (2006)، اجزای ارجاع متقابل فعل، شروط حاکم بر آن و حوزه فنی مربوط به آن را معرفی کرده و برای انتخاب از میان دو اصطلاح ارجاع متقابل و مطابقه، پیوستاری دوسویه ارائه داده است.
بررسی آرایش سازه ها و ارتباط آن با ساخت اطلاع در گویش گیلکی لاهیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ترتیب سازه های اصلی و عملکرد مبتدا و کانون را با تأکید بر نگاه گفتمانی به نقش هایی مانند گوینده، شنونده، صحنه گفتمان و زمینه کلامی در گویش لاهیجانی بررسی می کند. این بررسی در چارچوب پیشنهادی ارتشیک شایر (2007) و ویلی (1997) به موضوع می پردازد. هدف این پژوهش، تعیین ترتیب سازه در گویش لاهیجانی و چگونگی تعامل آن با ساخت اطلاع است. مکالمات گویشوران بومی به مدت هشت ساعت ضبط و جمعاً 800 جمله گردآوری شد. گویش گیلکی لاهیجانی گویشی است فعل پایان که بیش ترین فراوانی SOV (صورت بی نشان) را نشان می دهد. ترتیب سازه ها آزاد و جزو زبان های غیرترتیبی است. چهار نوع مبتدای صحنه (پنهان در بافت)، دائمی/ موقت، چندتایی و تهی در این گویش شناسایی شدند. برای تعبیر جملات، حضور حداقل یک مبتدا برای تفسیر جمله الزامی است. مبتداها، اطلاعاتی هستند که می توانند هم در ابتدا و هم در انتهای جملات ظاهر شوند. همچنین دو نوع کانون تقابلی و محدود شناسایی شدند. بافت و شرایط کلامی، مبتدا یا کانون بودن را تعیین می کنند؛ پس هم مبتدا و هم کانون می توانند تقابلی باشند. گویش لاهیجانی (در شکل نشان دار خود) هم دارای ترتیب سازه آزاد و انعطاف پذیر و هم دارای ساخت اطلاع آزاد و انعطاف پذیر است که در آن عوامل نحوی و ساخت اطلاع توسط نیت کاربردی گوینده جابه جا می شوند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که عامل اصلی برای این جابه جایی و انعطاف پذیری در جملات نیت کاربردی گوینده است.
بررسی کیفی هویت و سرمایه گذاری بین فراگیران پیشرفته زبان انگلیسی در آموزشگاه های خصوصی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور بررسی هویت و پیامد های آن تحت چارچوب نظریه سرمایه گذاری (Norton, 2000) انجام شده است. 17 شرکت کننده از فراگیران بزرگسال (بالای 18 سال) زبان انگلیسی در موسسات زبان مشهد در ایران، شامل 10 مرد و 7 زن، بر اساس توانش زبانی (سطوح پیشرفته C1 و C2)، به این منظور انتخاب و مصاحبه شدند. با استفاده از نرم افزار MAXQDA 18، محققین مراحل کد گذاری روش تحقیق داده بنیاد را اجرا نموده و نتایج را بطور دقیق تحلیل نمودند. نتایج حاکی از آن بود که بعضی عوامل مهم مانند سخت کوشی، ترس از شکست و تمایلات شخصی ساخت سرمایه گذاری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. همین طور، نتایج نشان می دهند که شرکت کنندگانی که درجات بالایی از مشارکت را نشان دادند، سطوح بالایی از سخت کوشی و دیدگاه مثبتی نسبت به کلاس معلم و یادگیری خود داشتند. دیگر یافته ها نشان داد که توصیف جامعه هدف برای فراگیران باعث افزایش انگیزه آن ها می گردد که به نوبه خود سطح سرمایه گذاری را افزایش می دهد. نتایج همچنین نمایان گر بینش های جدیدی در رابطه ی بین زیرساخت های سرمایه گذاری و عوامل تحکیم بخش آن هستند. نکات عملی آموزشی نیز به معلمین و مدرسین زبان انگلیسی مخصوصا در محیط انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) پیشنهاد گردید.
بررسی افعال مرکب پی بستی در منابع آموزش زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افعال مرکب پی بستی زبان فارسی یکی از مباحث مورد توجه محققین در حوزه زبان شناسی و دستوریان است. وجه مشترک نظرات مختلف درباره این افعال، شکل صرف این افعال است که تاکنون پژوهشی آموزشی در خصوص این افعال صورت نگرفته است. لذا تحقیق در خصوص آموزش این دسته از افعال خود ضرورت ویژه ای دارد و می تواند گام موثری در جهت تسهیل دستیابی به اهداف و پیشبرد آموزش زبان فارسی باشد. مقاله حاضر از جنبه آموزشی به بررسی این افعال پرداخته است. این مقاله به بررسی چهار منبع آموزش زبان فارسی احمد صفار مقدم، یدالله ثمره، زبان فارسی عمومی ضرغامیان و دستورکاربردی فاطمه جعفری(1392) در خصوص چگونگی معرفی و آموزش افعال پی بستی زبان فارسی پرداخته است.هدف از انجام پژوهش حاضر این بوده است که آیا با توجه به جایگاه افعال پی بستی مرکب، در منابع آموزشی زبان فارسی توجه ویژه ای به آن ها شده است و در صورت چنین توجهی در چه دسته ای قرار داده شده اند. بررسی انجام شده نشان داد که این افعال از لحاظ آموزشی مورد توجه قرار گرفته اند و به صورت جداگانه ای نسبت به دیگر افعال در مباحث آموزشی مطرح شده اند. در این راستا توصیف کمی و کیفی آموزش این افعال از لحاظ تنوع و تعداد آموزش این افعال در کتب ذکر شده آورده شده است.
مفهوم سازی غم با حوزۀ شناختی ظرف در زبان های فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۷
281 - 310
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم غم در آن بخش از زبان های فارسی و عربی پرداخته که با حوزه های مبدأ مرتبط با ظرف، تصور و بیان شده است. از این طریق، شیوه اندیشیدن سخنگویان زبان های مذکور در این حوزه درک می شود و شباهت ها و تفاوت های میان آنها نمایان می گردد. افزون براین، سعی شده که نظم نهفته در پَسِ عبارات گسسته و به ظاهر نامنظمِ ظرف انگاری فرد غمگین آشکار گشته و نظام شناختی آن توصیف گردد. روش انجام این تحقیق به صورت تحلیلی و درچارچوب استعاره شناختی است. مطالعات مقایسه ای، شناخت چگونگی ساختارمندی مفاهیم مشترک در نظام مفهومی سخنگویان زبان های مختلف و شناسایی استعاره های فرهنگ بنیاد توانسته اند در درک شناختی فرهنگ ها از یکدیگر نقش مهمی داشته باشند. برای نمونه، می توان به این نکته اشاره کرد که سخنگویان عربی، غم را عمدتاً ماده ای دانسته اند که گلو را بند آورده (غصّ، شجا، جرِض)؛ یعنی این انسداد حلق است که برجستگی داشته، درحالی که فرد فارسی زبان، غم را عمدتاً خوراکی دانسته که آن را خورده است (غم/ غصه خورد). گویی، سختی قورت دادن در آن برجستگی نداشته و مشکل اینجاست که این خوراک در دل (معده) انباشته شده و این اندام را تحت فشار قرار داده (دلم ترکید)، یا اینکه این خوراک باعث آسیب و زخمِ دل گشته است (خونِ دل می خورد)؛ یعنی خوردن غم مایه زخم و خون شدن دل است.
عناصر عدالت ترمیمی در مادیان هزار دادستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مادیان هزار دادستان یا مجموعه هزار داوری، متنی به خط و زبان پهلوی متعلق به دوره پایانی سلسله ساسانیان است. محتوای این متن منحصرا حقوقی است بدون آنکه به موضوعات دینی اشاره کند. قوانین مطرح در این متن بیشتر مدنی است و به ندرت به حقوق جزایی اشاره می کند. مسائلی مانند شراکت، ازدواج، طلاق، پرداخت بدهی، ضمانت، ارث، اجاره، فرزندخواندگی و ... در این متن مطرح شده است. عدالت ترمیمی با تاکید بر ترمیم و جبران خسارت های بزه دیده و مسئول کردن بزهکار در برابر جرمی که مرتکب شده، می کوشد آشتی بین گروه ها و در نهایت در جامعه برقرار کند. برای رسیدن به این مهم، عناصری چون داوطلبانه بودن، اظهار حقیقت، رودررویی، توافق، حمایت و غیر علنی بودن مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. هدف این مقاله بررسی عناصر ترمیمی در متن مادیان هزار دادستان است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا عناصر ترمیمی نام برده شده در این متن حقوقی دیده می شود و آیا قابل بررسی است؟ بررسی ها، شواهدی از وجود این عناصر را ثابت می کند که به چند مورد آن اشاره می شود: در عنصر داوطلبانه بودن، فرد مرگ ارزان، هر گاه به صورت داوطلبانه خود را تسلیم می کرد، این اقدام او موجب می شد، مجازات مرگ از وی برداشته شود. در اظهار حقیقت، هر گاه فردی از تناقض گویی به راست گویی متمایل می شد، محکوم نمی-شد زیرا بررسی در مسیر درست خود که رفع آسیب بود، قرار می گرفت. در رودروریی، کاربرد ضمایر «من» و «تو» در متن مادیان، نشان می دهد دو طرف رودرروی یکدیگر قرار می گرفتند و با هم گفتگو می کردند.
Inspecting Instrument-Based Variability: Effects of Enriching Willingness to Communicate Questionnaire - A Mixed Methods Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۶, No.۳۲, Spring & Summer ۲۰۲۳
79 - 100
حوزههای تخصصی:
The purpose of this cross-sectional mixed methods sequential explanatory study was to find out the effects of enriching McCroskey's (1992) Willingness to Communicate (WTC) questionnaire using oral-visual role-play on EFL responses from comparing the responses of 117 pre-intermediate EFL learners to this instrument before and after the enriching act. This study relates to sociolinguistic research in order to develop more authentic data collection and assessment. The quantitative results indicated no statistically significant effect in average score of the responses, and a decrease in reliability from original to the enriched one, but individual and item internal changes. Then, it followed up with 12 purposefully selected typical respondents to explore those quantitative results in verbal protocol after each administration of original and enriched WTC questionnaire that detected source of variability due to purpose, place, visualization, age, gender, and personality of the interlocutors in the role-plays. The quantitative and qualitative findings from the two phases of the study are discussed with reference to the prior research. Finally, implications and recommendations for EFL instructors, supervisors, and language assessors are provided.
The Relationship between Verb Comprehension and Verb Production among Non-Native Persian Learners Based on Systematic Functional Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
187 - 204
حوزههای تخصصی:
This research has been done to investigate the relationship between verb comprehension and verb production of Persian learners in Persian language writing as a second language, based on the processes of ideational metafunction in Halliday’s systemic functional grammar. The statistical population was the Persian learners of the international center of teaching Persian to non-Persian speakers in Ferdowsi University of Mashhad. The data collection method was based on field study and random sampling method. The data were gathered through tests, interviews and essays which were divided into two parts: verb comprehension and verb production. The results of the tests were analyzed for verb comprehension, while the outputs of compositions were used in verb production. The collected data then were analyzed by SPSS. The results indicated that there was a positive correlation between comprehension and verb production of mental process at elementary levels. On the other hand, no correlation was found between Persian learners’ verb comprehension and verb production at intermediate level. Furthermore, there was a negative correlation between comprehension and production of the behavioral process at intermediate level and the comprehension and production of the material process at the advanced level. This showed the effect of three factors on creating a positive and negative correlation between processes in foreign Persian learners: 1) the objectivity and subjectivity of processes, 2) the versatility of processes, 3) Persian learners’ language level.
طبقه بندی تشخیص های بازپرسی با کمک نشانگرهای ساختاری و سبکی مکالمات دادگاه در چارچوب زبان شناسی حقوقی مک منامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی طبقه بندی ساختار/سبک نوشتاری/گفتاری متهم جهت تنظیم مستندات پرونده جهت دادرسی از امور اولیه دادگاه در تنظیم پرونده از منظرزبان شناسی حقوقی است. این امر شناسایی جهت بررسی هویت نگارنده/گوینده در جایی ضرورت دارد که متهم شواهد کلامی/گفتاری خویش را انکارمی کند. با گسترش وسایل ارتباط جمعی به صورت گفتاری/نوشتاری و پیچیده تر شدن ارتباطات مجازی در جامعه، حضور زبان شناسی حقوقی در بررسی مستندات گفتمانی دادگاه اجتناب ناپذیر است. بنابراین زبان شناس حقوقی یا حداقل بازپرس اگاه از مسایل زبان شناسی حقوقی می تواند با روش های زبان شناسی متقن ثابت کند که نگارنده/گوینده کیست. این تحقیق با استفاده از چارچوب نظری مک منامین (2002) و با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی شواهدی از 20پرونده کیفری از آرشیو مجله حقوقی دادگستری به روش در دسترس پرداخته است. عملکرد زبان شناسی کارشناسان حقوقی پرونده ها در شناسایی هویت گفتاری/نوشتاری متهمان از طریق این رویکرد در سه روش مشابهت، جمعیت و ثبات بررسی شد. نتایج نشان داد که نشانگرهای ساختاری/سبکی در مکالمات دادگاه توانسته بود به شناسایی هویت نوشتاری/گفتاری مجرمین کمک کند. در تحلیل این روشها مشخص شد که روش مشابهت (50 درصد) بیش از روش های ثبات (30 درصد) وجمعیت ( 20 درصد) در شناسایی هویت گفتاری/نوشتاری متهمان موثر بود. بنابراین مشارکت زبان شناسان، کارشناسان حقوقی ویا بازپرسان در کنار سایر ضابطین دادگاه درتهیه مستندات پرونده ضروری می نماید.