فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۰۱ تا ۶٬۶۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
ترجمه، فرآیندی فعال است که در هنگام انتقالِ ساختار و مفاهیم از متن مبدأ به مقصد، ما را با دو نظام معنایی و ارزشی مواجه می کند. نظام معنایی به معناهای بسیط و خرده معناها قابل تقسیم است. نظام ارزشی نیز می تواند از ارزش های ارجاعی تا ارزش های انتزاعی گسترده شود. در این پژوهش که بر خرده- معناها و رابطهآن ها با نظام ارزشی در ترجمه تأکید دارد، به تبیین مبانی خرده معناهای ذاتی و اجتماعی- فرهنگی ، بر اساس دیدگاه فرانسوا راستیرمی پردازیم و سپس با توجه به مساله بینا فرهنگی،تفاوت های فرایند معناسازی در ترجمه را با رویکردی معناشناختی مورد تحلیل قرار می دهیم. فرض ما این است که خرده معناهای ذاتی به منزله پاسخی مقدماتی به نیازهای اولیه ترجمه و خرده معناهای اجتماعی- فرهنگی پاسخی به نیازهای اصلی ترجمه محسوب می شوند.بااین وجود دخالت نظام ارزشی گفتمان می تواند فرآیند شکل گیری معنا در کنش ترجمه را تحت تأثیر خود قرار داده و مرزهای معنایی را جابجا کند. هدف از این پژوهش، تحلیل جایگاه خرده معناها در فرایند ترجمه و رابطه آن با نظام ارزشی گفتمان هنگام کنش ترجمه است.
تحلیل حوزه های معنایی اشعار باقی مانده از رابعه بنت کعب قزداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابعه بنت کعب قزداری، براساس اسناد موجود، نخستین شاعر زن پارسی گوی است. پژوهش ها دربارة او بیشتر به زندگی او معطوف بوده تا شعرش. نگارندگان در این پژوهش با روشی زبان شناختی، یعنی تحلیل حوزه های معنایی، به بررسی علمی شعر او می پردازند. نظریة حوزه های معنایی یکی از نظریات برجسته در معنی شناسی ساختگراست، که خود زیرمجموعة زبان شناسی ساختگرا قلمداد می شود. تحلیل حوزه های معنایی شعر رابعه گامی است به سوی سبک شناسی لایه های فکری او. در این پژوهش چندوچون آن دسته از حوزه های معنایی شعر رابعه که بالقوه مشخصة سبکی اند آشکار می شود. از قِبَل این فرآورده، زنانه یا مردانه بودن زبان رابعه، عارفانه یا غیرعارفانه بودن شعر او، و متمایزبودن یا نبودن وصف عشق در شعر او در مقایسه با شعر هم عصرانش نیز مشخص می شود.
بررسی آوایی کاهش واکه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی آوایی کاهش واکه ای در زبان فارسی می پردازد. کاهش دیرش و کیفیت واکه های زبان فارسی در موضع فاقد تکیه با بررسی الگوی تغییرات دیرش و فرکانس سازه های F1 و F2 در بافت های همخوانی مختلف مورد برسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که دیرش واکه های تکیه بر به طور منظم و مستقل از نوع واکه و بافت همخوانی نسبت به واکه های بدون تکیه بیشتر است. اما تغییرات فرکانس سازه ها تا حد زیادی وابسته به نوع واکه است. بیشتر واکه ها تغییرات فرکانسی کمی دارند و جهت گیری تغییرات آن ها به سمت مرکز فضای واکه ای صورت نمی گیرد. اما واکة /a/ تغییرات بیشتری داشته و جهت تغییرات آن نیز به سمت مرکز است. این نتایج هیچ یک از دو فرضیة تولیدی «مرکزی شدگی» و «کاهش بافتی» را در ارتباط با کاهش کیفیت واکه در زبان فارسی تأیید نمی کند و بالعکس، نظریة «پراکندگی شنیداری درک گفتار» را تأیید می کند. بر اساس این نظریه، توزیع یا بازتوزیع عناصر واجی در فضای آوایی یک زبان به گونه ای صورت می گیرد که تقابل شنیداری آن ها با یکدیگر به حداکثر میزان ممکن برسد.
کارآیی انگارة صرف واژگانی؛ تحلیلی براساس داده های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال بررسی نظام ساختواژی زبان فارسی در چارچوب انگاره صرف واژگانی- مطرح شده توسط کیپارسکی- است. هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان فارسی است. بدین منظور، پس از معرفی این انگاره در قالب سه پرسش به تحلیل داده هایی پرداخته می شود که در نگاه نخست انطباق چندانی با انگاره موردنظرِ این مقاله ندارند. در ادامه به کمک معیارهای مختلف نحوی، معنایی و شناختی آشکار می شود که اغلب داده ها نهایتاً نوعی همسویی و انطباق با انگاره موردنظر نشان می دهند. تأکید می شود که میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان انگلیسی- زبانی که انگاره براساس آن بنا شده بیشتر از کارایی آن در زبان فارسی است. افزون بر این، نگارنده در جهت رفع نقصی که انگاره کیپارسکی در تحلیل گروه واژه ها در زبان فارسی دارد، پیشنهادِ وجود حلقه ای ارتباطی داده است که بتواند نمایانگر نوعی حرکت چرخه ای یا رفت و برگشتی میان دو سطح واژگان و نحو زبان باشد؛ زیرا خاستگاه اولیه گروه واژه ها سطح نحو زبان است که پس از واژگانی شدن بار دیگر به سطح نحو بازمی گردند. به نظر می رسد وجود این حلقه، ضریب کارآمدیِ الگوی کیپارسکی را افزایش می دهد.
نگرش نسبت به هنجارهای زبان انگلیسی در حلقه ی درحال توسعه: طراحی و اعتبارسنجی یک مدل و پرسشنامه جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به شرح، طراحی و اعتبارسنجی یک مدل و پرسشنامه جدید برای بررسی نگرش زبان آموزان زبان انگلیسی ایرانی درباره هنجارهای بومی و غیربومی زبان انگلیسی می پردازد. برپایه بررسی جامع ادبیات مرتبط و مصاحبه با متخصصان حوزه زبان انگلیسی ٥ عامل تعیین کننده در نگرش نسبت به هنجارها شناسایی شدند. پیشنویس پرسشنامه که دارای ٤٠ جمله بود بر اساس ٥ عامل شناسایی شده طراحی شد. بررسی مقدماتی پرسشنامه بر اساس پاسخ های ٢٧٣ زبان آموز زبان انگلیسی به پرسشنامه انجام شد و آزمون آماری تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که تعداد پنج عامل به صورت صحیح شناسایی شده اند. برای بررسی برازش مدل ارائه شده، ٥٥٤ زبان آموز دیگر زبان انگلیسی به پرسشنامه پاسخ دادند و از آزمون آماری تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتیجه آزمون تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل از شاخص های برازش قابل قبولی برخوردار است و یا به بیان دیگر عامل های شناسایی شده یعنی ابزارگرایی زبانی، قابلیت ارتباط گیری، نسبیت فرهنگی، صیانت زبانی و اعتبار زبانیبراساس واریانس تصادفی نبوده اند.
Exploring Persian Commercials Based on the Halliday’s Systemic-Functional Grammar(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Advertisement has long been used as a tool for informing and attracting audiences in different ways. This study aims at investigating the linguistic tools of advertisement in Persian on the basis of Halliday’s systemic-functional grammar theory. The data of this study were gathered from written and verbal commercial advertisements which were recorded and rewritten in order to investigate verbal groups in the sentences in terms of process and function types and subsequently compare the two bodies. The results showed that material and relational processes had highest frequency in Persian language in terms of ideational metafunction. From the interpersonal metafunction perspective, information function was frequent in most cases. Regarding these factors, there was no significant difference between verbal and written bodies.
Negative Labeling as a Crucial Psychological Variable in Teaching EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the psychological variables which may have a long-lasting effect on our life is labeling, and students’ accomplishments might be severely undermined through the teacher’s labeling. In spite of this issue, few studies have been carried out on the ramifications of labeling in the educational contexts, in general, and EFL classrooms, in particular. The current study is an attempt to investigate the occurrence possibility of negative labeling and how such labels eventually influence students’ psychological/academic potentials. Since it was not possible to expose the students to the experience of negative labels in their real situations, the 100 high-school female participants of the study were asked to make predictions on social/academic success of a fictitious student who was labeled as dyslexic (Hunt, 2006). Besides, they were given a modified 11-item questionnaire (Mwania & Muola, 2013) about their experiences of being labeled. The participants were also asked to fill in the Coopersmith Self-esteem Inventory (SEI) (1967) to determine if there is a relationship between their labeling experiences, their self-esteem and their reported academic achievements. The collected data was then processed using SPSS. The findings of the study indicate that teacher’s negative labeling was significantly related with students’ self-esteem, their academic potentials, and their future life/success/expectations.The study bears some significant implications for teachers’ education since the findings show that the negative ramifications of labeling in EFL contexts should be taken into more serious consideration in teaching.
بررسی و مقایسة ابعاد مختلف توانایی زبانی در کودکان 5 تا 8 ساله مبتلا به اتیسم و کودکان طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستاوردهای رویکرد ارتباطی در بهره وری بیشتر واحد مکالمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واحد دانشگاهی مکالمه با توجه به زمان بسیار محدود و تعداد زیاد دانشجو در یک کلاس، برای حصول نتیجه، برنامه ای بسیار دقیق و حساب شده می طلبد. در واقع، این واحد درسی بر خلاف آنچه گاهی تصور می شود تنها زمانی برای تمرین صحبت به زبان خارجه نیست بلکه فرصت ایجاد و تقویت یک سری عادت های زبانی و آموزشی در میان دانشجویان و ارائه راهکارهایی است که باید در سایر واحدهای درسی تمرین و دنبال شود. با الهام از رویکرد ارتباطی، اتخاذ برنامه ای دقیق بر اساس اولویت های آموزشی این واحد، با به کارگیری فنونی مانند کار گروهی و انجام «کار» و فعالیت های معنادار به عنوان تمرین که غالباً به صورت گروهی انجام می شود و گسترش فعالیت ها به خارج از محیط کلاس و عوامل آن، می توان بازدهی این واحد را چندین برابر کرد و از نتایج مطلوب آن در دیگر کلاس ها استفاده نمود.
The Effect of Listening to English Songs on Iranian EFL Pre-intermediate Learners’ Listening Comprehension(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Applied Linguistics, Vol.۸, No.۱۶, Spring ۲۰۱۵
159 - 176
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to find out whether listening to English songs can improve pre-intermediate EFL learners’ listening comprehension. To this end, a non-randomized pretest-posttest control group design as one of the quasi-experimental research designs was employed. The sample of the study consisted of 40 male and female English learners from two classes in an Institute in Marand, Iran. The two classes were randomly assigned into the experimental and control groups. Then, a PET test was used to check the homogeneity of both groups. The listening section of PET was also considered as the pretest of the study. Then, fifteen English songs were used in the experimental group during the treatment period. Each session, within 45 minutes, one song was played for and practiced with the learners. Meanwhile, the control group had their usual teacher -fronted class without listening to songs. At the end, both groups were post tested on their listening comprehension using the listening section of another version of PET. The collected data were analyzed using Independent-Samples and Paired-Samples t-tests. The results revealed a statistically significant improvement in the performance of the experimental group. It is implied that songs are not only an entertaining tool but they can also be used as a pedagogic material in improving learners’ listening comprehension.
خودمحوری گفتار پزشکان و نقش جنسیت در مکالمه پزشک و بیمار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط کلامی پزشک- بیمار، پزشکان خودمحوری کلامی بیشتری دارند. یکی از عوامل تأثیرگذار در تغییر میزان خودمحوری کلامی، نقش متغیر جنسیت است. هدف از این مطالعه، بررسی میزان خودمحوری در ارتباط کلامی پزشک- بیمار و تغییرات حاصل از متغیر جنسیت است تا با آگاهی از آن بتوانیم مدل ارتباطی مناسب تری در این تعامل پزشکان و بیماران تعریف کنیم. برای رسیدن به این هدف، به جمع آوری اطلاعات 26 پزشک و 101 بیمار در مراکز آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران پرداختیم، مکالمات را ضبط و پیاده کردیم، به کدگذاری و شمارش پاره گفتارها براساس «سبک پاسخگویی کلامی» استایلز پرداختیم و با استفاده از آزمون های آماری، میزان خودمحوری و تأثیر جنسیت را تحلیل کردیم. پزشکان 4/10 برابر بیماران از پاره گفتارهای مؤثر بر خودمحوری استفاده کردند. بیشترین میزان خودمحوری در بیماران، در مرحلة نتیجه گیری و کمترین آن در مرحلة معاینه بود. بیشترین میزان خودمحوری پزشکان در مرحلة معاینه و کمترین آن در مرحلة شرح حال گیری بود. در بیماران، بین خودمحوری زن و مرد اختلاف معنی دار وجود داشت (05/0 <P) دربین بیماران، روستاییان، افراد با تحصیلات پایین تر و سن 61 به بالا، خودمحوری بیشتری داشتند. بین خودمحوری پزشکان زن و مرد اختلاف معنی دار وجود نداشت (05/0 <P)؛ اما سن کمتر و درجة علمی پایین تر باعث افزایش آن شد. تفاوت جنسیتی بین پزشک و بیمار باعث افزایش خودمحوری پزشکان و تشابه جنسیتی باعث کاهش آن شد. پزشکان نسبت به بیماران خودمحوری بیشتری داشتند. در شرح حال گیری، پزشک بیشتر به جمع آوری اطلاعات می پردازد؛ اما در معاینه، بیمار کاملاً حالت انفعالی دارد. خودمحوری با موقعیت و طبقة شغلی ارتباط مستقیم داشت. زمانی که تفاوت جنسیتی وجود داشت، طبقة اجتماعی تعیین کننده بود و موجب بالا رفتن خودمحوری پزشک شد. رعایت آداب کلامی ازسوی بیمار از خودمحوری کاست.
عدم رعایت ادب و قدرت: رویکرد منظورشناختی بین زبانی به استفادهاز الگوهای غیرمؤدبانه با توجه به قدرت(Impoliteness and Power: An Interlanguage Pragmatic Approach to the Use of Impolite Patterns in Terms of Power)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه تعداد بسیاری از تحقیقات در مورد مسایل منظورشناختی در کل و به صورت اختصاصی تر در مورد موضوعرعایت ادب صورت گرفته است، موضوع عدم رعایت ادب بسیار نادیده گرفته شده است. در این تحقیق از شرکت کنندگان درخواست شده که به نسخه های فارسی و انگلیسی یک پرسشنامه کتبی تکمیل گفتگو (WDCT) پاسخ دهند. پاسخ های جمع آوری شده به منظور تجزیه و تحلیل رابطه میان عدم رعایت ادب و قدرت بررسی شدند. بعلاوه پاسخ های پرسشنامه فارسی با پاسخ های معادل انگلیسی آن مقایسه شدند تا تفاوت آنها از نظر رابطه میان عدم رعایت ادب و قدرت بررسی گردد.نتایج حاصله بر اساس تعداد موارد عدم رعایت ادب نشان داد که علیرغم وجود رابطه ای مستقیم میان عدم رعایت ادب و قدرت در داده های زبان فارسی، هیچ رابطه ای در پاسخ های جمع آوری شده به زبان انگلیسی مشاهده نشد. از نظر رابطه میان عدم رعایت ادب و قدرت تفاوت معناداری میان داده های زبان فارسی و انگلیسی مشاهده شد. می توان نتیجه گرفت که زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان دوم، علیرغم آگاهی از رابطه میان عدم رعایت ادب و قدرت در زبان اول خود، دانش کافی در مورد این ارتباط در زبان دوم خود ندارند.
ارزیابی پیوستگی بین تصویر و متن در کتاب های آموزش زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش توصیفی-تحلیلی، بررسی روابط بین تصویر و متن در کتاب های آموزش زبان انگلیسی کاتینگ ایج و امریکن انگلیش فایل براساس چارچوب نظریه نقش گرای هلیدی و نظریه نشانه-شناسی کرِس و فان لیوین است. این نظریه ها با مشخص کردن روابط بین تصویر و متن ، روشی را برای درک بیشتر معنا در کتاب های آموزشی زبان انگلیسی به زبان آموزان ارائه می دهند. این پژوهش سه معنای اندیشگانی، بینافردی و متنی را در تصاویر و متن بررسی می کند . نتایج این پژوهش در برگیرنده چند نکته می باشد. نخست، بررسی معنای اندیشگانی حاکی از این است که روابط بین تصاویر و متن در دو گروه تفصیلی و بروز کلامی و ذهنی افکار خلاصه می شود. دوم، بررسی معنای بینافردی نشان می دهد این روابط به دو نوع معنای تعاملی و سنجشی تقسیم می شوند. سوم، بررسی معنای متنی رابطه بین تصویر و متن را در دو گروه اطلاعات کهنه و نو، و اطلاعات واقعی و ایده ال تقسیم می کند. سرانجام، این پژوهش بر اهمیت این روابط معنایی برای فهم متن های چند شیوه ای و تاثیر آن بر مخاطب تأکید می کند.
خلاقیت زبان آموزان غیرفارسی زبان دانشگاه بین المللیِ امام خمینی و توانایی آنها در تشخیص استعارات زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
در مطالعه حاضر، تأثیر متغیر خلاقیت زبان آموزان غیرفارسی زبان بر توانایی آنها در تشخیص برخی از جملات استعاری (مرده و نو) و لفظی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، 45 نفر از زبان آموزان سطح پیشرفته مرکز آموزش زبان دانشگاه بین المللی امام خمینی در آزمون خلاقیت و آزمون تشخیص جملات استعاری زبان فارسی شرکت کردند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که متغیر خلاقیت رابطه معناداری با تشخیص جملات استعاری زبان فارسی دارد. هر چند خلاقیت زبان آموزان با توانایی آنها در تشخیص استعارات مرده و جملات لفظی نیز دارای رابطه معناداری بود، اما این متغیر با تشخیص استعارات نو زبان فارسی رابطه قوی تری داشت.
ساختار سطح آوایی واژگان ذهنی فارسی زبانان: بر اساس شواهد انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انگاره های فعّال سازی انتشاری ارائه شده از ساختار واژگان ذهنی، این مخزن را به چند سطح (معنایی، نحوی، آوایی) تقسیم می نمایند. هر سطح، شبکه ای از گره هایی است که با هم پیوند یافته اند. این پیوندها در هر سطح ماهیتی متفاوت دارند. مطالعات انجام شده بر روی زبان انگلیسی نشان داده است که در سطح آوایی، صورت های آوایی واژه ها از طریق پیوندهایی که بر اساس شباهت های واجی و هم چنین وزنی شکل گرفته اند، به یکدیگر متّصل اند. در این پژوهش، با استفاده از یک آزمون انگیزش آوایی در پی شناخت نوع پیوندهای میان صورت های آوایی واژه ها در واژگان ذهنی فارسی زبانان بوده ایم. 30 نفر در این آزمون انگیزشی پوششی شرکت کردند و نتایج حاصل، پس از تحلیل های آماری، مشخص کرد که سطح آوایی واژگان ذهنی در فارسی زبانان وزن-محور است و شباهت های واجی نقش کم رنگ تری را ایفا می نمایند.
بررسیِ تأثیر پوششِ صورت بر ویژگی های آکوستیکی سایشی های بی واک زبان فارسی: پژوهشی در چارچوب آواشناسی قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در چارچوب آواشناسی قضایی به بررسی تأثیر پوشش های مربوط به صورت بر ویژگی های آکوستیکی سایشی های بی واک //f, s, ʃ در زبان فارسی می پردازد. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا پوشش های مربوط به صورت بر ویژگی های آکوستیکی سایشی های بی واک //f, s, ʃ تأثیر می گذارد؟ به این منظور، صدای پنج گویشور زن فارسی زبان در محیط آزمایشگاهی و در پنج موقعیت عادی، دارای ماسک جراحی، ماسک پلاستیکی، کلاه اسکی و کلاه کاسکت موتورسواری ضبط شد. نمونه های آوایی با استفاده از برنامه ی PRAAT نسخه ی ۳۴، ۲، ۵ مورد تجزیه و تحلیل آکوستیکی قرار گرفت و تحلیل آماری داده ها و مقادیر به دست آمده از بررسی آکوستیکی نمونه های آوایی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ی ۰/۲۱ صورت گرفت. پارامترهای مربوط به مشخصه های طیفی و شدت سایش مانند مرکز تجمع انرژی، قله ی طیفی و شدت برای تحلیل انتخاب شد. تحلیل داده ها نشان می دهد که پوشش های صورت به طور معناداری بر مقدار شدت، قله ی طیفی و مرکز تجمع انرژی سایشی ها بی واک //f, s, ʃ تأثیر می گذارد که این امر به دلیل اختلالاتی است که برخی پوشاننده ها در جریان تولید آواها به وجود می آورند و در نهایت ویژگی های آکوستیکی آواها را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. همچنین نتایج حاکی از آن است که بیشترین میزان تغییرات در شدت سایشی-های بی واک مورد بررسی در حالت دارای کلاه کاسکت و بیشترین میزان تغییرات در مرکز تجمع انرژی در حالت دارای کلاه کاسکت و ماسک پلاستیکی رخ داده است. نتایج نشان می دهد که قله ی طیفی سایشی های بی واک /f, s, ʃ/ نسبت به شدت و مرکز تجمع-انرژی شان تغیرات کمتری داشته است.
نقد و تحلیل تعدیلات ساختاری در ترجمه طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تفاوت های ماهیتی و ساختاری زبان مبدأ با زبان مقصد و سایر عوامل فرهنگی و سبکی، مترجم ناگزیر به اعمال تغییراتی در متن مبدأ است؛ لذا مقصدگرایانی نظیر لادمیرال مترجم را به اعمال تغییرات در حوزه های مختلف ساختاری فرا می خوانند تا سلاست وخوانایی متن ترجمه افزایش یابد و خصیصه بازآفرینی در ترجمه پدید آید. پژوهش پیش رو می کوشد تعدیلات ساختاری ترجمه طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب را از چهار منظر تعدیل در ساخت نحوی کلام، تعدیل در شیوه خطاب، تعدیل بلاغی و تعدیل آوایی مورد نقد و تحلیل قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که طسوجی و اقلیدی رویکردی مقصدگرا در جابه جایی و تعدیل ساختار جمله دارند. در ترجمه اقلیدی نمونه های فراوانی را می توان یافت که تعدیلات ساختاری مناسبی در آن صورت گرفته و در پاره ای از موارد عدم ایجاد تعدیلات ساختاری به ویژه در بخش آوایی موجب زیبایی ترجمه او نسبت به ترجمه طسوجی شده است. طسوجی نیز تعدیلات عمده ای در هر چهار لایه یادشده اعمال نموده و این رویکرد، نقش عمده ای در خوانایی ترجمه او ایفا نموده هر چند که لطمه ای سبکی نیز به اصل کتاب وارد کرده است. در نتیجه طسوجی بیش از اقلیدی به تعدیلات ساختاری روی آورده و ترجمه او از شیوایی و جذابیّت بیشتری برخوردار است.
تحلیل بهینگی فرایند تضعیف در کُردی سنندجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر بر اساس اصول و روش های واج شناسی بهینگی به بررسی فرایند آوایی تضعیف به ویژه نوع صفیری شدگی آن، یعنی تبدیل یک همخوان انسدادی به یک همخوان سایشی یا ناسوده، در گویش کردی سنندجی می پردازد. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که فرایند مذکور در همه جایگاه هایی که تحت عنوان ضعیف شناخته می شوند، یعنی جایگاه های آغازه هجا، پایانه هجا و میان-واکه ای و با یکی از انگیزه های رسایی (در خوشه های دوهمخوانی پایانه هجا و به منظور حفظ انطباق آنها با اصل توالی رسایی)، یا همگونی در میزان رسایی با یک آوای مجاور که از میزان رسایی بالاتری برخوردار است، به وقوع می پیوندد. اما در نوع خاصی از تضعیف در این گویش که عمدتاً محدود به بافت های واجی می شود و بافت های صرفی مانع اعمال آن می شوند، با وجود یکسانی انگیزه وقوع، یعنی همگونی در میزان رسایی، تغییر نه در نوع انسداد بلکه در میزان آن در یک آوای واحد رخ می دهد.
فرافکن های نمود و زمان در صفت های فاعلی مرکب بر پایه نظریه صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه اخیر رویکردهای مختلفی در تبیین ساخت واژه سربرآورده اند که گاه تفاوت های بنیادی با یکدیگر دارند. از آن میان، صرف توزیعی، در تقابل با نظریه های واژه گرا، برآن است تا تحلیلی همگون از ساخت سازه های مرکبی مانند کلمه، گروه و جمله به دست دهد. براین اساس، پژوهش حاضر می کوشد تا با بررسی مرکب های ترکیبی زبان فارسی و به ویژه تمرکز بر اشتقاق صفت های فاعلی مرکب این زبان، این فرضیه را تأیید کند که در ساخت واژه این کلمات که مانند جمله در نحو شکل می گیرند، دو عنصر دستوری نمود و زمان حضور دارند. برای این منظور، پس از معرفی مبانی صرف توزیعی، ساخت جملات ساده در این چارچوب نظری تحلیل می شود و در ادامه استدلال می شود که همین ساختار و سلسله مراتب فرافکن های واژگانی و نقشی، درون ساختار صفت های فاعلی مرکب نیز یافت می شود. بدین ترتیب، این تحلیل بر پایه ملاحظات نظری و شواهد تجربی ارائه شده، نتیجه می گیرد که الگوهای توصیفی دستور سنتی در بازشناسی صفت های فاعلی زبان فارسی چندان کارآمد و دقیق نیستند و برای مثال، جفت هایی همچون «درس خوان» و «درس خوانده»، فارغ از این که از ستاک حال یا گذشته ساخته شده اند، هر دو تعبیر فاعلی دارند و تنها در ارزش مشخصه زمان و بود یا نبود گروه نمود کامل در ساختار درونی شان متفاوت اند.