فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
نویافته های حوزه زبان شناسی رایانشی حکایت از منحصربه فرد بودن بعضی از عناصر دستور گفتاری زبان انگلیسی و تمایز آن از مقوله های گونه نوشتاری آن دارد. پژوهش فعلی کوشیده تا با اتخاذ روش تحلیل محتوا و کاربست چهارچوب تحلیلی کالن و کوو (۲۰۰۷) و تیمیس (۲۰۰۵)، به کتاب های آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران، نشان دهد که مجموعه های فوق تا چه حد از موارد دستور گفتاری زبان انگلیسی استفاده نموده و به چه میزان در فرآیند تدریس به آنها پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که عمده عناصر دستور گفتاری مورد استفاده در کتاب ها متعلق به طبقه دوم چهارچوب کالن و کوو، یعنی عناصر واژگانی-دستوری ثابت و غیرمولد، می باشد و نمود عناصر طبقه اول، یعنی عناصر مولدی که شکل آن ها متناسب با بافت جمله تغییر می کند، در آن ها اندک است. از بعد پرداخت به تدریس این مصادیق، تحلیل فعالیت های کتب درسی بر اساس چهارچوب تیمیس (2005) نیز حاکی از آن بود که از چهار نوع فعالیت جهت تدریس و پرداختن به دستور گفتاری زبان انگلیسی تنها به اصل "درک کلی" در فعالیت ها پرداخته شده و به اصل "بحث زبانی" تنها یک مورد فعالیت در کتاب راهنمای معلم Vision 1 اشاره شده گردیده و به دواصل دیگر توجهی نشده است. لذا، به طور کل میزان پرداخت و اهمیت دستور گفتاری زبان انگلیسی بررسی شده بسیار محدود ارزیابی می شود.
بررسی در زمانی مؤلفه های سبکی عناوین روزنامه های فارسی زبان با تأکید بر ویژگی های نحوی(مطالعۀ موردی: بررسی ویژگی های نحوی مؤثر در سبک تیترهای اول روزنامۀ اطلاعات سال های 1357 و 1399)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
193-222
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده که از ویژگی های نحوی عناوین اول خبری روزنامه اطلاعات، به عنوان عاملی برای مشخص کردن سبک نوشتاری این روزنامه در دو دوره مختلف استفاده شود. پرسش های اصلی تحقیق عبارت از این است که «چه ویژگی های نحوی را می توان به عنوان مؤلفه های سبکی برای بررسی سبک نگارش تیترهای اول روزنامه معرفی کرد؟» و «این ویژگی ها در روزنامه اطلاعات سال های 1357 و 1399 چه تغییراتی داشته است؟» برای این منظور پس از بیان مقدمه ای در رابطه با اهمیت، دلیل و چگونگی انتخاب موضوع، به برخی از پژوهش های مرتبط، که قبلاً انجام شده است، به عنوان پیشینه تحقیق اشاره گردید. در ادامه روش تحقیق و چگونگی انتخاب نمونه آماری و دسته بندی نمونه ها بیان شد. پس ازآن، با توجه به این که مقاله از یک سو به سبک شناسی و از سوی دیگر به دستور زایشی مرتبط بود، درباره هر یک از این موضوعات مطالبی، به عنوان چارچوب نظری تحقیق به اختصار ارائه گردید. در بخش بحث و بررسی با توجه به نمونه های ارائه شده، مواردی همچون میزان استفاده از گروه های اسمی و جمله های مستقل، میزان استفاده از افعال دارای وجه امری و التزامی، میزان نسبی استفاده از فرایندهای گشتار خروج و مبتداسازی و تعداد ساخت های همپایه، مورد بررسی قرار گرفت. در پایان نتیجه ای که به دست آمد این بود که تفاوت های معناداری در عنوان های اول خبری این روزنامه در سال های 57 و 99 بر اساس موارد مذکور وجود دارد. همچنین نتیجه گرفته شد که تمایل روزنامه نگاران در سال99 به استفاده از بندهای خودایستا به عنوان تیتر اول، استفاده از وجه التزامی و بهره گیری از گشتار خروج نسبت به سال 57 بیشتر بوده است در حالی که تمایل به استفاده از گشتار مبتدا ساز وبهره گیری از ساخت های همپایه در عنوان های خبری در سال 57 نسبت به سال 99 بیشتر بوده است.
چالش «تلفظ دقیق» با «تلفظ طبیعی» در برنامه های رادیو و تلویزیون/The Challenge of “Careful Pronunciation” vs. “Natural Pronunciation” in Radio and Television Programs(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
211 - 234
حوزههای تخصصی:
در کتاب ها و کلاس های «فن بیان و گویندگی» چگونگی تلفظ دقیق و از مخرج اصلی هر آوا آموزش داده می شود تا اصالت آنها رعایت شود. نگارنده در طول یک دهه گذشته، با دقت در بخش های خبری صداوسیما، نمونه هایی از اصرار بر رعایت این آموزه ها را در این برنامه ها مشاهده و ثبت کرده است. در مقاله حاضر، به این موضوع پرداخته شده که تلفظ دقیق، در چه مواردی ضروری و در چه مواردی اختیاری است. همچنین، به این پرسش پرداخته شده است که آیا اساساً مقاومت در برابر فرایندهایی مانند همگونی امکان پذیر است و در صورت ممکن بودن، آیا این مقاومت به نتیجه موردنظر یعنی تلفظ دقیق کلمات منتهی می شود. مفهوم «تلفظ طبیعی» در مقاله حاضر، از پژوهش میلانیان الهام گرفته شده است. روش پژوهش در مقاله حاضر، به صورت اَسنادی و شیوه تحلیل داده ها به صورت تحلیل محتوای کیفی بوده است. نتایج نشان داد که رعایت تلفظ دقیق، در برخی موارد خاص مانند تداخل با کلمات هم آوا، قرائت متون ادبی، قرائت متون مقدس و اصطلاحات و اسامی خاص ضروری و در سایر موارد، اختیاری است و به عوامل کنشی مانند سرعت و سبک گفتار بستگی دارد. علاوه براین، گویندگانی که در برابر فرایندهایی مانند همگونی مقاومت می کنند، عملاً به هدف خود یعنی تلفظ دقیق دست نمی یابند؛ آنها تنها جایگاه وقوع همگونی را تغییر می دهند و درواقع، همگونی پیشرو را به پسرو و یا همگونی پسرو را به پیشرو تبدیل می کنند.
مقایسه چگونگی جایگزینی واکه های کوتاهِ وام واژه های انگلیسی و عربی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
127 - 107
حوزههای تخصصی:
جایگزینی یک واجِ زبان وام دهنده با نزدیک ترین آوای موجود در زبان وام گیرنده «جایگزینی واج» نامیده می شود. زبان های انگلیسی و عربی به طور مشترک دارای واکه های افراشته کوتاه /I/ و /U/ هستند که زبان فارسی فاقد آن هاست. هدف این پژوهش توصیفی-تحلیلی که در چارچوب نظریه بهینگی(پرینس و اسمولنسکی، 1993 /2004) انجام شده، مقایسه و تبیین چگونگی جایگزینی این دو واکه در وام واژه های انگلیسی و عربی است. یافته های پژوهش پیشِ رو نشان می دهد دو واکه کوتاه /I/ و /U/ در وام واژه های انگلیسی به ترتیب به نزدیک ترین واکه ها یعنی واکه های افراشته کشیده [i] و [u] تبدیل می شوند. ولی این دو واکه کوتاه در وام واژه های عربی به ترتیب به واکه های نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند؛ زیرا شیوه تلفظ دو واکه کوتاه /I/ و /U/ به نشانه های نویسه ای کسره و ضمه در زبان فارسی بستگی دارد؛ درحالی که کسره و ضمه در زبان عربی به ترتیب به صورت دو واکه افراشته کوتاه /I/ و /U/ تلفظ می شوند، در زبان فارسی به ترتیب به صورت دو واکه نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند. بنابراین تحلیل تلفظ کسره و ضمه با بهره گیری از محدودیت های نویسه ای که به اطلاعات نویسه ای دسترسی دارند انجام شد. این محدودیت ها ایجاب می کنند که کسره و ضمه در زبان فارسی همیشه به ترتیب باید به صورت [e] و [o] تلفظ بشوند.
Mohammad- Ali Eslâmi-e Nodouchane et la poésie francophile en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۴, N° ۸, printemps-été ۲۰۲۴
215 - 237
حوزههای تخصصی:
Ce présent article a pour but de mettre en évidence l’importance de la poésie francophile de Mohammad- Ali Eslâmi-e Nodouchane (1924-2022) à travers ses poèmes Le « Péché » et la « Source » étant le pivot de la nouveauté poétique en Iran. De plus, la traduction des Fleurs du Mal et du Spleen de Paris de Charles Baudelaire fut le motif du parcours littéraire de Nodouchane en France, car il considérait Baudelaire comme le maître de sa création artistique. En outre, la « mélancolie » et la « désillusion » sont deux termes essentiels pour trouver les origines de la poésie francophile où le poète persan s’enthousiasme pour le pessimisme et l’imagination de Baudelaire afin d’être un poète visionnaire vis-à-vis de la destinée humaine. En fait, la francophilie dans sa dimension poétique sera examinée par les différents critères dont la solitude et l’angoisse constituent la trame de l’apport littéraire de Nodouchane en Iran.
بررسی پس اضافه «دَری» /dæri/ در گونه غربی زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر نقش معنایی و کارکرد دستوری پس اضافه /dæri/ در گونه غربیِ زبانِ مازندرانی مطالعه شده است. داده های پژوهش، برپایه شمِ زبانی یکی از نگارندگان و همچنین گفتار طبیعی گویشوران انتخاب گردیده است. تعداد گویشورانِ آزمودنی ۱۵ نفر (مرد و زن) است. آزمودنی ها از ۴۰ تا ۷0 سال و بر زبان فارسی معیار، به عنوان زبان دوم تسلط دارند. داده های تاریخیِ لازم، به روش کتابخانه ای و از طریق جست وجو در فرهنگ نامه ها گردآوری شده و نقش معنایی و کارکرد دستوری حرف اضافه مذکور، براساس زیرنظریه های «حالت» و «تتایی» از نظریه «اصول و پارامتر های چامسکی»، در جملات طبیعی بررسی گردیده است. نتایج بررسی نشان می دهد که پس اضافه /dæri/، تنها در گونه غربی زبان مازندرانی وجود دارد و تنها بر نقش معنایی «خاستگاه» یا «منشأ» دلالت دارد. پس اضافه /dæri/ هسته گروه حرف اضافه ای قرار می گیرد و قابل حذف نیست. این گروه حرف اضافه ای می تواند نقش مکمل (متمم) فعل را در جمله برعهده داشته باشد. گروه اسمی که مکمل (متمم) این حرف اضافه است باید به لحاظ معنایی بی جان باشد؛ مگر اینکه این پس اضافه (dæri) در یک ترکیب شرکت نماید.
Adverse Conditions in the Professional Lives of English Instructors: Recommendations to Ameliorate Teacher Resilience(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
285 - 308
حوزههای تخصصی:
Adverse Conditions in the Professional Lives of English Instructors: Recommendations to Ameliorate Teacher Resilience Abstract The present qualitative study strived to examine Iranian English instructors’ experiences of adverse conditions in their teaching environments. To yield this purpose, 30 novice language institute English instructors in Tabriz (Iran) were selected as the participants. To triangulate the data, we utilized interview and narrative data collection techniques. Adapting inductive, bottom-up approach to analyzing the themes, three main themes were generated: teacher factors, contextual factors, and student factors. The findings of the study were ascribed to the participants’ resilience in their academic settings. The findings can provide the teacher educators and educational psychologists with certain guiding principles regarding teacher resilience. The results of the study has a number of implications for pedagogy and teaching practice as well as the educational psychology and teacher education . Keywords: adverse conditions, emotional regulation, psychological wellbeing, teacher education, teacher resilience
زبان و مراقبت: بررسی کیفی ادراکی زبان آموزان ایرانی بر اساس نظریه مراقبت نادینگز و لوگ استروپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
47 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه کیفی، بررسی روابط میان معلمان و زبان آموزان بر اساس نظریه مراقبت نادینگز (1988) و لوگ استروپ (1997) است. در این پژوهش، مفهوم مراقبت با جنبه های زبان شناختی چون تعامل زبانی و انتقال معنایی بررسی شده است، که از طریق آن ها رابطه مراقبتی میان معلم و دانش آموز ایجاد می شود. برای جمع آوری داده ها، با ده زبان آموز در مدارس مصاحبه انجام شد. سپس داده ها با استفاده از مراحل کدگذاری نظریه داده بنیاد[1] (کربین و استراس[2]، 1990) و نرم افزار مکس کیودا نسخه 24 تحلیل گردید. در این تحقیق، 22 کد فرعی و چهار کد اصلی شناسایی شد و مدل نظری جدیدی برای رابطه مراقبتی معلم-دانش آموز ارائه گردید. مقوله های اصلی این رابطه شامل ارتباط و تعامل، شیوه های آموزشی، درک و حمایت، و ویژگی های فردی معلمان بود. همچنین، مقوله های فرعی شامل احترام، رابطه متقابل، توجه فردی، گوش دادن با حوصله به دانش آموزان، گفت وگو با دانش آموزان، سواد رابطه ای، شجاعت معلم در آغاز ارتباط مراقبتی، صداقت، دلسوزی، تشویق، جذب کامل، جابجایی انگیزشی، حمایت احساسی، ارتباط بر پایه اعتماد، محیط حمایتی، استفاده از روش های آموزشی مناسب، در دسترس بودن معلم، تعامل دانش آموزان، انتظارات واقع گرایانه از دانش آموزان، پاسخ دهی، و ایجاد سرگرمی و طنز بودند. این تحقیق درنهایت نشان می دهد که چگونه ویژگی های روانشناسی زبان و زبانشناسی کاربردی می توانند نقش مهمی در درک و تقویت ارتباطات آموزشی داشته باشند. یافته های این مطالعه با توجه به دیدگاه روانشناسی به چندین پیامد آموزشی برای سیاست گذاران آموزشی، معلمان و زبان آموزان اشاره دارد تا مفهوم «مراقبت» را بهتر بشناسند و به کارگیرند و این امر به رشد حرفه ای معلمان و بهبود آموزشی دانش آموزان کمک خواهد کرد.
پیچیدگی روایت های داستانی کودکان تک زبانه و دوزبانه 4 -6 ساله (مطالعه موردی: تهران و جویبار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
75 - 107
حوزههای تخصصی:
بررسی رشد روایی یکی از ابزارهای کارآمد و پرکاربرد در مطالعات رشد زبان، دوزبانگی و اختلال های زبانی است. به ویژه آزمون های مرتبط با دستور داستان که ساختار روایت را در دو سطح کلان (شناختی) و خرد (زبانی) تحلیل می کنند، در سال های اخیر بسیار موردتوجه زبان شناسان بوده اند. در این پژوهش، پیچیدگی ساختار روایت های داستانی فارسی 16 کودک 4 تا 6 ساله دوزبانه مازندرانی-فارسی ساکن جویبار با 16 کودک تک زبانه فارسی زبان همتای سنی و جنسی آن ها در تهران مقایسه و تحلیل می شوند. متغیرهای مستقل و کنترل در این پژوهش دوزبانگی، جنسیت و سن هستند. ابزار گردآوری داده، بازگویی داستان مصور بی کلام و چارچوب تحلیل، شاخص تی اِن اِل پی آر (TNL-Pr) (گیلام و گیلام، 2009) برای سنجش پیچیدگی ساختار روایت است. بر مبنای یافته ها در هر دو گروه با بالارفتن سن پیچیدگی ساختار روایت به ویژه در سطح ساختار خرد در کاربرد قید، حروف ربط و افعال ذهنی و در ساختار کلان در اشاره به پیامد، بیشتر می شود. میانگین نمره کودکان تک زبانه در همه گروه ها، به ویژه در سنین پایین تر بیشتر از دوزبانه و تفاوت دو گروه در اشاره به رخداد آغازین و پاسخ درونی معنادار است. تعداد واژه در روایت های تک زبانه ها بیشتر از دوزبانه و این تفاوت در گروه سنی 4 تا 5/4 ساله معنادار است. پیچیدگی ساختار روایت در دختران و پسران تفاوت هایی را نشان می دهد، اما تفاوت ها به لحاظ آماری معنادار نیستند. در گروه تک زبانه تعداد واژه و میانگین طول پاره گفتار در دختران بیشتر از پسران و در گروه دوزبانه در پسران بیشتر از دختران است. با وجود این، جنسیت تأثیر معناداری بر طول روایت ندارد.
پدیده حذف درون بند (رویکردی فاز بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
151 - 185
حوزههای تخصصی:
در سنت دستور زایشی، پدیده حذف یا زدایش، ساخت های گوناگونی را دربرمی گیرد که در آن ها عناصر پیش بینی پذیر نحوی ذیل شرایط خاصی از اشتقاق زدوده می شوند. از سرآغاز نظریه اصول و پارامترها، یافت تعمیمی که بتواند همه گونه های حذف را تبیین کند، یکی از مسائل بنیادین زبان شناسان بوده است. مقاله حاضر می کوشد تا در چارچوب کمینه گرایی فازبنیاد گامی به سوی این هدف بردارد و تبیین جامعی از انواع مختلف حذف در جملات زبان فارسی به دست دهد. برای این منظور، نخست به مهم ترین موارد حذف در پیشینه پژوهش نگاهی می افکنیم و تبیین های مختلف از این پدیده زبانی را ارزیابی می کنیم. سپس به معرفی سامانه متمم ساز شکافته و بررسی فرافکن های نقش نمای فراتر از گروه زمان می پردازیم تا از این طریق، فرافکنی را که در زبان فارسی هسته فاز بالایی را تشکیل می دهد، بیابیم. بررسی شواهد زبانی نشان می دهد در فارسی، مانند زبان آلمانی، عناصر متمم سازی مانند «که» و «تا» در هسته گروه ایستایی تولید می شوند و سپس به هسته گروه عامل ارتقا می یابند و بنابراین، گروه ایستایی را باید نقطه فاز بالایی تلقی کرد که برخی از فرایندهای حذف را در درون ساختار بند موجب می شود. در ادامه این مبحث، توصیفی تفصیلی از انواع حذف در درون جمله به دست می دهیم و می کوشیم ساخت های محذوفی همچون کافت، شبه کافت، ارتقای گره راست، حذف گروه فعلی، بندزدایی، پی پرسش و خرده پاسخ را براساس رویکرد کمینه گرا تحلیل کنیم. سرانجام در بخش پایانی پژوهش استدلال می کنیم که انواع حذف درون بند بر فرافکن فاز پایینی (vP) یا فاز بالایی (FinP) اعمال می شوند و هسته ها و/ یا سازه هایی را از اشتقاق نحوی می زدایند. این تحلیل با تکیه بر فرایندهای پسانحوی حذف و ادغام صرفی توضیح می دهد که چرا در محمول های مرکب فارسی، جزء غیرفعلی محمول می تواند حفظ یا حذف شود.
تحلیل آوایی فواصل قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فواصل قرآنی یکی از برجسته ترین ویژگی های لفظی قرآن به شمار می روند. با توجه به اینکه برای بسیاری از موضوعات واجی، تبیینی آوایی وجود دارد، جستار حاضر تلاش دارد تا با رویکردی توصیفی تحلیلی علاوه بر تعیین و توصیف فواصل قرآنی، تبیینی آوایی برای گزینش و حضور واج های مختلف در این جایگاه ارائه دهد. به این منظور، ابتدا تمامی فواصل که همان واج پایانی کلمه انتهایی آیات است (6236 مورد)، استخراج و بسامد آن ها مشخص شد. در ادامه براساس مباحث مطرح در علم تجوید و تطبیق آن ها با مباحث و نظریه های آواشناسی نوین، حضور هر واج مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که عواملی همچون کمّیت و کیفیت سرنخ های شنیداری و ادراکی، میزان دشواری آوایی و همچنین میزان نشانداری یک آوا نقشی تعیین کننده در رابطه با حضور یا عدم حضور هر واج و فراوانی آن در این جایگاه دارد. به عبارت دیگر، آواهایی که از سطح شنیداری و ادراکی بالاتری برخوردارند و شنونده آن ها را درست تر و بهتر دریافت می کند و همچنین از میزان دشواری آوایی و نشانداری کم تری برخوردارند، مانند واکه ها و همخوان های رسا، حضور چشمگیرتری در این جایگاه دارند و در مقابل آواهایی که فاقد چنین ویژگی هایی هستند، مانند همخوان های گرفته یا همخوان هایی با تولید دوّمین، نقش کم رنگ تری را در این محیط ایفا می کنند.
Are Phrases Frozen? Investigating Lexical Bundles in Non-native and Native Reports in MICUSP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the most prominent components of native-like language use, lexical bundles play a crucial role in academic texts. Considering the amount of written language produced by writers, this study explored lexical bundles in non-native and native academic reports. To that end, 100 sample reports of non-native and native writers taken from the Michigan Corpus of Upper-level Student Papers (MICUSP) were selected and analyzed to find non-native and native writers’ use of lexical bundles regarding frequency, structure, and function. Results indicated that native writers generally used a more extensive variety of lexical bundles in their reports. Regarding the structure of bundles, both non-native and native writers tended to employ more noun phrases with of-phrase fragments. In terms of the functions of bundles, both groups of writers tended to use more research-oriented bundles, followed by text-oriented and participant-oriented bundles, respectively. Findings highlight the value of fixed expressions in producing coherent academic texts by proficient writers, hence their importance in materials design and second language instruction.
Mapping the Semiotic Landscape in Education: Language, Multimodality, and Educational Transformation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۸۳)
283 - 311
حوزههای تخصصی:
This bibliometric analysis explores the integration of semiotics within educational contexts, highlighting a transformative shift towards multifaceted understandings of knowledge construction through language, multimodality, and educational transformation. Drawing on 1823 publications from the Web of Science database, this study employs both co-citation and co-word analysis to reveal prevalent themes and keywords in the field of semiotics in education. The co-citation analysis highlights the evolution of semiotic theories and their application in educational practices, from foundational concepts introduced by pioneers such as Saussure and Peirce to modern interpretations that consider the impact of digital technologies on semiotic resources. Co-word analysis, on the other hand, uncovers key research topics such as multimodality, multiliteracies, and the role of technology in mediating semiotic learning processes. This investigation is novel in its comprehensive approach to mapping the semiotic landscape in education through bibliometric methods, offering insights into how semiotic theories shape educational practices and outcomes, especially in language teaching and learning. By synthesizing findings from diverse research clusters, this study emphasizes the importance of adopting a multidisciplinary approach to understand the dynamic interaction between semiotics, technology, and learning. It contributes to advancing educational research by highlighting the transformative potential of semiotics in crafting more engaging, inclusive, and effective learning environments in the digital era.
Considerations and Praxis of Exploratory Factor Analysis: Implications for L2 Research(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Second language (L2) researchers often rely on quantitative methods and measurement instruments like questionnaires and scales to explore latent constructs. They usually borrow sophisticated statistical techniques from disciplines like psychology and education to conduct quantitative analyses in L2 research. However, there are growing concerns about the inappropriate use and reporting practices of such statistical procedures like exploratory factor analysis (EFA). This study aimed to describe and evaluate the methodological issues in EFA research practices, examine the relationship between study features and outcomes, and improve future L2 research practices. This study presented the results of a methodological synthesis study on exploratory factor analysis use published in five universally reputable psychology-related journals since 2000. Specifically, the researchers identified 93 EFA studies and developed a coding scheme of key EFA considerations to analyze how EFA was used and reported in these articles. The article discussed the several results and provides essential recommendations for L2 researchers intending to employ EFA in their works.
Exploring the Validity of Applied Linguistics’ Ph.D. Program Admission Interviews in Iranian Universities: A Validity Argument Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Using Kane's interpretive argument model and Messick's validity argument approach, this study rigorously examined faculty and PhD candidate’s perspectives on PhD admission interviews in Iranian universities. We interviewed 10 professors and PhD interviewees which provided comprehensive insight into nuanced perspectives. We conducted rigorous content analysis to identify prevalent themes, forming a strong foundation for our analysis. This study emphasizes the vital requirement for standardized evaluation criteria, robust support systems, and an enhanced interview process to ensure fair and inclusive admission systems. Additionally, our development of guidelines based on Toulmin's reasoning model underscores the originality of our contribution and its potential to benefit stakeholders and the Ministry of Science, Research, and Technology (MSRT) in Iran. The findings highlighted the importance of standardized criteria, support, and a stronger interview process for fairness and inclusivity in selecting PhD candidates. Faculty stressed clear guidelines to remove subjectivity, while candidates voiced concerns about unclear expectations and proposed added support like mentoring and preparation programs. Based on Toulmin's reasoning model, the study crafted validity argument guidelines for this context. As a result, these proposed changes will impact stakeholders and the MSRT by enhancing the PhD candidate evaluation process and ensuring a fairness and inclusivity. This study provides valuable insights to improve PhD admission procedures at Iranian universities by integrating standardized criteria, enhancing support mechanisms, and fostering fairness in decision-making.
ساختارهای منطق گریز زبان ایتالیایی بنابر اندیشه ویتگنشتاین در رساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
169 - 180
حوزههای تخصصی:
لودویگ ویتگنشتاین (1889-1951)، هدف رساله منطقی-فلسفی خود را مرز نهادن به اندیشه می داند. «ما بایستی بتوانیم بیندیشیم که چه چیز را نمی توان اندیشید.» او رابطه جهان، زبان و اندیشه را از نوع یکریختی تعریف می کند از آنرو که هر سه ساختار منطقی یکسان دارند. نویسنده رساله، با طرح نظریه تصویری زبان، گزاره های زبان را صادق، کاذب یا بی معنا (منطق گریز) برمی شمارد. او اینگونه نسبت واقعیت و تصویر را توضیح می دهد: «برای اینکه یک واقعیت تصویر باشد، بایستی وجه مشترکی با چیز تصویرشده داشته باشد.» از ویژگی های شاخص شیوه نگارش اثر، ایجاز بسیار در یادکرد آبشخورهای فلسفی و به کار نبردن مثال است. او مثالی در تبیین گزاره های پایه نمی آورد و همین شیوه نگارش است که ذهن خواننده را در پی یافتن شاهد برای مفاهیم اندیشه ویتگنشتاین متقدم برمی انگیزاند. در این مقاله با بررسی تطبیقی اندیشه نگارنده رساله و ساختارهای دستوری زبان ایتالیایی می کوشیم تا ساختارهای دارای ارزش درستی (منطق پذیر) و ساختارهای منطق گریز زبان ایتالیایی را از هم جدا کنیم. ویتگنشتاین از زبان نمادین منطقی استفاده محدودی می کند. این امر ذهن ما را برمی انگیزاند که دریابیم از دیدگاه او ساختارهای دستوری زبان های طبیعی چه نسبتی با منطق دارند. تلاش می کنیم تا با بررسی تطبیقی ساختار های خرد زمینه را برای فهم نسبت زبان ایتالیایی و نظریه تصویری زبان آماده سازیم.
معادلهای دروغین در ترکی زنجانی و ترکیِ استانبولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
283 - 306
حوزههای تخصصی:
معادل های دروغین واژه هایی هستند که باوجود دارابودن تلفظ کمابیش یا کاملاً یکسان در زبان مقصد و مبدأ، از جنبه کاربرد و معنا متفاوت بوده و چالش جدی در برقراری ارتباط مؤثر بین زبان ها ایجاد می نمایند. معادل های دروغین به دو گروه کامل و ناقص دسته بندی می شوند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی انواع معادل های دروغین در دو گونه ترکی زنجانی و ترکی استانبولی و نیز تبیین تفاوت فراوانی آن ها از جنبه مقوله های دستوری بود. پژوهش حاضر از نوع ترکیبی (کمی و کیفی) است. بخش کیفی به شناسایی معادل های دروغین و گونه های مختلف آن از جنبه مقوله های دستوری، در این دو گویش می پردازد. بخش کمی شامل سنجش فراوانی و نیز معناداریِ تفاوت فراوانی آن ها، از جنبه مقوله های دستوری است. برمبنای آمار توصیفی، معادل های دروغین در دو گویش از جنبه تعداد مقوله های دستوری، به ترتیب مشتمل اند بر اسم، صدوهفت مورد (5/53 درصد)؛ فعل، شصت ودو مورد؛ (31 درصد)، صفت، بیست وشش مورد (13 درصد) و قید پنج مورد؛ (5/2 درصد). به کارگیری آمار استنباطی، نشان داد که تفاوت معنا داری بین مقوله های دستوری از جنبه معادل های دروغین در دو گویش ترکی استانبولی و ترکی زنجانی وجود دارد. نیمی بیشتر از معادل های دروغین (5/53 درصد) مربوط به مقوله اسم است؛ و پس ازآن، به ترتیب فعل، صفت و قید را دربر می گیرد. این به آن سبب است که در زبان ترکی، به طورکلی مقوله اسم بیشترین فراوانی را دارد؛ یعنی این مسئله، بازنمایاننده پراکندگی این مقوله ها در زبان ترکی است.
A Study of Conflict Resolution Strategies in Translation Prefaces
حوزههای تخصصی:
In the aftermath of conflict, the role of translation extends into the realm of conflict resolution. This study examines how translation prefaces address conflict resolution in the context of post-revolutionary Iran following the Iran-Iraq War, focusing on the resolution strategies employed. To achieve this, criterion sampling was used to select three English books on the Iran-Iraq War, originally written from Iraqi or Other perspectives and translated into Persian by Marz-o-Boom Publications. Data were collected from the prefaces of these translations, emphasizing their treatment of the war and the contentious themes in the source texts. Using Salama-Carr’s (2007) and Webne Behrman’s (1998) definitions of conflict, conflict cases were identified and categorized based on Thomas and Kilmann’s (1974) conflict resolution model. The findings indicate that the competing strategy was predominantly employed (44.4%–54.6%), reflecting strong assertiveness in promoting Iranian state perspectives. The compromising strategy was used to a moderate extent (18.6%–34.4%), indicating some engagement in negotiation, while the collaborating strategy ranged from 18.1% to 33.4%, reflecting fluctuating openness to diverse viewpoints. The accommodating strategy appeared only once (2.3%), highlighting a reluctance to embrace alternative perspectives, while the avoiding strategy was entirely absent, suggesting a deliberate effort to confront the complexities of the conflict. Overall, the findings reveal a pattern of using collaboration within a competitive framework as a nuanced approach to conflict resolution in sensitive translation contexts. This strategy demonstrates a strong commitment to constructive dialogue, enriches the discourse on the conflict, and enhances readers’ understanding of its multifaceted nature.
The Effects of Supplemental Blended Learning on Listening Comprehension in Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study explores the impact of supplementary blended learning on the listening comprehension skills of Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners. A sample of 60 male Iranian EFL learners was selected from a population of 100 learners studying English at Pardis Language Institute, Hamadan, Iran, via double-stage sampling. After being selected, participants were sorted into two groups, that is, a control group and an experimental group. In the treatment sessions, all participants listened to parts of the American English File (book 2). The participants in the control group received the usual procedure of teaching listening in the institute. In the experimental group, the students received target language input via videos and supplementary reading materials before classes so that they had sufficient exposure to the input. The listening topics were uploaded on a common social networking site, i.e., the telegram application, which was also reserved for giving teachers feedback on the students’ questions. The results of the data analysis showed that supplemental blended learning had a statistically significant effect on EFL learners’ listening comprehension. In other words, the research question was answered positively, and the corresponding null hypothesis was rejected.
English Teachers’ versus Content Teachers’ Language Learning Beliefs and their Practices in English for Specific Academic Purpose Courses
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۱ (۲۰۲۴)
35 - 49
حوزههای تخصصی:
This study endeavored to explore the beliefs that Iranian English for Academic Purposes (EAP) teachers held and scrutinize the extent to which their beliefs can correspond to their actual practices in EAP context. To these ends, a mixed mehod study was conducted in which 40 EAP teachers (20 English teachers & 20 subject-area teachers) teaching EAP courses in Universities of Medical Sciences in Iran participated in this nationwide study. The quantitative data gathered through a belief questionnaire was analyzed by SPSS software and the qualitative data collected through interview and observation of EAP courses was analyzed through content analysis. Analyses of the gathered data disclosed that the participants held different beliefs in terms of teaching strategies so that they did differently in their reading-based performances as well as the teaching and learning strategies. Besides, it was revealed that unlike subject-area teachers whose beliefs and performance were derived from their content-related concerns, English teachers’ beliefs and performance were presided by the students’ real needs, interest, and what is substantiated in the current literature. Within the EAP community of teachers and teacher educators, not only novice teachers who aim to enter into the EAP teaching mainstream can benefit from the findings, but also EAP teachers currently teaching such courses can gain the advantage of reflecting upon the beliefs and their actual practices. In addition, the findings may have implications for all EAP teachers to verbalize tacitly held beliefs, think consciously about them, and be aware of existing challenges and critical areas in EAP teaching.