فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
رویکرد نوین در مطالعات زبان شناختی یا یک پدیده زبانی بر اصل وجود مجموعه ای از داده های زبانی گردآوری شده نهادینه شده است؛ بنابراین به تهیه یک پیکره زبانی نیاز است که از تولیدات واقعی گویشوران و نه براساس شمّ زبانیِ فردی گردآوری شده است. این شیوه پژوهشی برای بررسی داده های زبانی تاریخی که جزء زبان های مرده است و اکنون هیچگونه گویشوری ندارد از اهمیت به سزایی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش، تهیه پیکره زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) و ساماندهی آن در یک پایگاه است. برای هر واژه، شش لایه اطلاعاتی، اعم از حرف نویسی متن پهلوی، آوانویسی واژه ها به همراه ترجمه فارسی آنها، تعیین مقوله دستوری دانه ریز واژه ها، بن واژه سازی واژه ها و تعیین هزوارش بودن آنها، تعریف شده است. برای مقوله دستوری دانه ریز واژه ها، مجموعه برچسب مقولات دستوری فارسی معاصر تهیه شده توسط بی جن خان و همکاران (2011) و ساختارمندشده توسط قیومی (2014) باتوجه به نیازهای زبان پهلوی جرح و تعدیل شده است و از مجموعه جدید برای برچسب گذاری واژه های پهلوی استفاده شده است. پس از نشانه گذاری واژه ها و ساماندهی اطلاعات، امکان استخراج اطلاعات آماری وجود دارد که می تواند بینش عمیق تری از محتوای متن منتقل نماید. ازاین رو، اطلاعات آماری از پیکره به دست آمده استخراج شده و توضیح داده می شود تا دورنمای کلی نسبت به منابع تشکیل دهنده این پیکره به دست آید.
زبان فارسی معیار. ناصرقلی سارلی، تهران: هرمس، 1399، 366 صفحه.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
315 - 325
حوزههای تخصصی:
کتاب زبان فارسی معیار صورت بازنویسی شده رساله دکتری ناصرقلی سارلی است که در سال 1382 از آن دفاع کرد. این اثر برای نخستین بار در سال 1387 منتشر شد و چاپ دوم آن نیز در سال 1399 انتشار یافت. در کتاب حاضر، سارلی ضمن بهره گیری از آثار پژوهشگران پیشین درباره فارسی معیار، در 5 فصل به بررسی زبان فارسی معیار پرداخته و آن را به عنوان نخستین کتاب مستقلی که به زبان فارسی معیار و روند شکل گیری و تحول آن پرداخته، به دست چاپ سپرده است. در اینجا به اختصار این کتاب را معرفی می کنیم.
On the Evaluation of Fairclough’s Interpretation Stage through a Goodness Criterion: An Iranian Case(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
48 - 66
حوزههای تخصصی:
The present study was an evaluation attempt to investigate the practicality of interpretation procedures proposed by Fairclough (1989) in the critical analysis of Persian texts. The evaluation was implemented on the basis of a goodness criterion, analytical induction (AI) framework developed by Silverman (1993). In so doing, we went about the interpretation of the inaugural speech made by the president of Iran, Dr. Rohani to the United Nations General Assembly in New York in 2013. The interpretation was done according to the Fairclough’s interpretation model in light of AI theoretical framework. The outcome of the study supported the practicality of the overall interpretation model in the Iranian context. However, considering Iranian special sociolinguistic context, the study also put forward some suggestions with respect to the interpretation of local coherence and text structure in the lower section of the model as well as situational context and intertextual context in upper section.
الگوی آهنگیِ ساخت اطلاعی در لهجه کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی آهنگ پاره گفتارهای کاشانی در انواعِ کانون گسترده، محدود و تقابلی با ساخت های نحوی متفاوت است. این ساخت های نحوی با تغییر ترتیب سازه های فعل، فاعل و مفعول حاصل شده است. داده ها شامل چهار جمله در سه ساختِ نحوی با کانون گسترده، یک ساخت نحویِ بی نشان در کانون های محدود و تقابلی (درمجموع پنج حالت) از هشت گویشور زن و هشت گویشور مرد کاشانی است که در فضای آکوستیک با فرکانس نمونه برداری 22050 هرتز ضبط شد. تمامی 320 جمله ضبط شده در دو لایه نواخت و آوا در نرم افزار پرات برچسب گذاری شد و فرکانس پایه هر کلمه در پنج فاصله زمانی اندازه گیری شد، و بعد از محاسبه میانگینِ آن ها، منحنی آهنگ پاره گفتارها در نرم افزار آماری spss ترسیم شد. نتایج نشان داد منحنی تغییرات زیروبمی پاره گفتار کاشانی در حالت بی نشان، تابع الگوی نزول منحنی است، به علاوه، منحنی آهنگ به جایگاه فعل، به عنوان هسته حساس است. فعل آخرین سازه دریافت کننده تکیه زیروبمی در جمله است و سازه های بعد از خود را تکیه زدایی می کند. در نهایت آنکه، سازه کانونی در انواع کانون های محدود و تقابلی با دامنه فرکانس و برجستگی بیشتر، در مقایسه با دیگر سازه ها، در جمله ظاهر می شود. همچنین، ترادفِ قله تکیه زیروبمی در تمام هجاهای تکیه بر با واکه هجای بعد از هجای تکیه بر انطباق دارد. نتایج این پژوهش می تواند در رده بندی لهجه ها و گویش ها و نیز در شناسایی گویشورانِ گویش های مختلف کاربرد داشته باشد.
بررسی تلفظ اسم های جمعِ دارای واکۀ پایانی در گویش قاینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درگویش قاینی در واژه های مختوم به واکه های /ou/،/ɑ/و/a/، نشانه جمع به صورت [au] بازنمایی آوایی دارد و در واژه های دارای واکه های /i/،/u/ و/e/ نشانه جمع به صورت [u] تلفظ می شود. این صورت های روساختی مؤید صورت زیرساختی /-ɑn/ برای نشانه جمع در قاینی است. در تبیین این امر براساس رویکرد بهینگی لایه ای، نگارندگان داده های پژوهش را در سه سطح ستاک، واژه و فراواژگانی بررسی کردند. نتایج یافته ها نشان داد فرایندهای واجی افراشتگی پیش خیشومی و رفع التقای واکه ها در سطح ستاک و فرایندهای تغییر واکه و حذف / n/ی پایانی در سطح واژه رخ می دهند. اشتقاق روساختی داده ها پیش از اعمال سطح فراواژگانی بیانگر تیرگی تعامل زمینه برچین بین فرایندهای افراشتگی پیش خیشومی و حذف /n/ی پایانی بود. در سطح های فراواژگانی که در دو حالت افزودن ضمیر متصل ملکی سوم شخص مفرد /in/ و ضمیر ناپیوسته اول شخص جمع /mɑ/ به برون داد سطح واژه بررسی شد فرایندهای واجی ای مانند حذف /n/ی پایانی و ساده شدن واکه مرکب دخیل هستند. در سطح فراواژگانی نیز تیرگی تعامل زمینه چین بین فرایندهای حذف کسره اضافه و حذف /n/ی پایانی مشاهده می شود. ازاین رو، در این پژوهش، در چارچوب بهینگی لایه ای تعامل های تیره موجود در اشتقاق های روساختی اسم های جمع دارای واکه پایانی در گویش قاینی بررسی می شود. بهینگی لایه ای نسبت به بهینگی موازی در تبیین تغییرات آوایی تیره در مرز تکواژها کارایی بیشتری دارد.
سببیت در زبان فارسی (تحلیلی بر اساس دستور نقش و ارجاع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستور نقش و ارجاع در راستای تحلیل ساخت های مرکب چارچوبی ارائه می دهد که «سلسله مراتب روابط میان بندی» نام دارد و به عنوان قاعده ای کلی برای بررسی های بینازبانی به کار می رود. این سلسله مراتب خود متشکل از دو « پیوستار معنایی» و «پیوستار نحوی» است و بر اساس تصویرگونگی بنا نهاده شده است، به این معنی که ساخت هایی که دارای همبستگی زیاد معنایی هستند در قالب ساخت های نحوی مستحکم تری بیان می شوند و برعکس. در این سلسله مراتب، ساخت های سببی نیز جای دارند و محور مطالعه پژوهش حاضر قرار گرفتند. ساخت های سببی در مطالعه حاضر به سه نوع سببی نوع یک، سببی امری و سببی نوع دو تقسیم شدند. بر این اساس نخست به بررسی ابعاد نحوی، معنایی و تعامل این دو بعد در ساخت های سببی پرداختیم. در بعد نحوی نوع رابطه الحاق-پیوند و در بعد معنایی، سلسله مراتب معنایی مورد بحث بودند. یافته ها حاکی از آن است که سببی های نوع یک در رابطه هم وابستگی هسته ای و سببی های نوع دو و امری در رابطه هم وابستگی مرکزی به سر می برند. تعامل دو سطح نحو و معنا در ساخت های سببی نیز در قالب الگوریتم های پیوندی تبیین شدند. در نهایت چنین محرز شد که یافته های زبان فارسی در جهت تائید «سلسله مراتب میان بندی» عمل می کنند و از این رهگذر می توان بر کفایت تبیینی آن صحه گذارد.
اثر جنسیت کودک، شغل و تحصیلات والدین، تک فرزندی و سبک های فرزندپروری بر رشد معناشناسی، نحو و تولید کلمه در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد زبان در کودکان تفاوت هایی با هم دارد و عوامل مرتبط با کودک و خانواده ممکن است روی تسهیل یا تضعیف رشد زبان اثر بگذارد. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر جنسیت کودک، تعداد فرزندان خانواده، شغل والدین (پدر و مادر)، تحصیلات والدین و سبک های فرزندپروری بر روی رشد مؤلفه های زبانی (معناشناسی، نحو و تولید کلمه) بود. جامعه شامل کودکان پیش دبستانی و خانواده هایشان در شهر کرج بودند. از 98 خانواده و کودک نمونه گیری انجام شد. آزمون رشد زبانی (نسخه سوم) روی کودک اجرا شد و پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه اقتدار والدگری روی والدین اجرا شد. یافته ها نشان داد عملکرد دختران در مؤلفه های درکِ نحوی، تکمیل دستوری و استفاده از واژگان ربطی بهتر از پسران بود. تفاوتی بین خانواده های تک فرزند و چند فرزند در مؤلفه های رشد زبانی وجود نداشت. شغل پدر تأثیر معنا داری بر روی شاخص های رشد زبانی نداشت، اما عملکرد کودکانی که مادرانشان شغل بیرون از خانه داشتند نسبت به مادران خانه دار، بهتر بود. کودکانی که والدینشان تحصیلات بالاتری داشتند عملکرد بهتری در خرده آزمون های درک نحو، تکمیل دستوری و استفاده از واژگان ربطی داشتند. به علاوه، سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیر رابطه مثبت با رشد نحو و معنا شناسی داشتند، در حالی که سبک فرزندپروری مستبدانه رابطه منفی با درک نحو و معنا شناسی داشت. می توان گفت وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده (به صورت خاص سطح تحصیلات والدین و شاغل بودن مادر) و سبک های فرزندپروری روی اکتساب زبان کودکان اثرگذار است و توانایی زبانی در حوزه معنا شناسی و نحو در دختران، در دوره پیش دبستانی، بهتر از پسران است.
An Investigation into the Impact of Language Learning Strategy Instruction on the Less Successful Iranian EFL Learners’ L2 Achievement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study investigated the impact of language learning strategy instruction on the enhancement of less successful Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners’ L2 achievement. To this end, 40 less successful EFL students took part in the study, 20 of whom were trained based on CALLA (Cognitive Academic Language Learning Approach) and the rest formed the control group. A complete TOEFL PBT test was administered to the 40 participants of the study to homogenize them in terms of language proficiency.The results of two independent samples t-tests and two separate paired samples t-tests indicated that explicit strategy instruction had a significant positive impact on L2 achievement of less successful Iranian EFL learners as the participants in the experimental group significantly outperformed their counterparts in the control group. The results of the current study might contribute to the educational policymakers, materials writers, syllabus designers, curriculum developers, and foreign language teachers to incorporate learning strategies in their policies, curricula, syllabi, materials, and instructional tasks if they intend to boost EFL learners’ L2 achievement.
واکاوی نقش زبان اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ برای اهداف عمومی، تخصصی و تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داﻧﺸﺠﻮیﺎن ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺗﺨﺼﺼﯽ رشته خود را ﺻﺮﻓﺎً از ﻃﺮیﻖ ﺧﻮاﻧﺪن نمی آموزند. ﺗﺼﻮری ﮔﻤﺮاه ﮐﻨﻨﺪه دورهﻫﺎی اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ را اﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮده اﺴﺖ ﮐﻪ بیان می کند ارائه ﻣﺘﻮن ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺑﻪ زبان آموزان ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰایﺶ داﻧﺶ زﺑﺎﻧﯽ آن ها می شود. ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﯿﺎﺑﺎن یک ﻄﺮﻓﻪ هستند ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺪرت مهارت دستوری و ارﺗﺒﺎﻃﯽ زبان آموزان را بهبود ﻣﯽﺑﺨﺸﻨﺪ. زبان آموزان اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ برای یﺎدﮔﯿﺮی زﺑﺎن و ﮐﺴﺐ ﺗﻮاﻧﺎیﯽ در اﺳﺘﻔﺎده از آن، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ اﻧﻮاع ﻣﺘﻮن، ﺗﮑﺎﻟﯿﻒ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎ و ﺗﻤﺮیﻨﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ دارﻧﺪ. ﻣﻘﺎله ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ایﻦ موضوع می ﭙﺮدازد ﮐﻪ داﻧﺸﺠﻮیﺎن اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﺗﻮاﻧﺎیﯽ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ زﺑﺎن را از ﻃﺮیﻖ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻫﺴته ﻣﺸﺘﺮک و یﮑﭙﺎرﭼﮕﯽ ﭼﻬﺎر ﻣﻬﺎرت زﺑﺎﻧﯽ ﮐﺴﺐ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. داده های این تحقیق از طریق رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، مشاهده کلاس و یادداشت های میدانی جمع آوری شدند. شرکت کنندگان شامل 60 دانشجو و 16 مدرس زبان بودند. تحلیل نتایج بر پایه پنج ساختار برنامه درسی ارائه شده توسط براون (1995, p. 20) : اهداف، تحلیل نیازها، تدریس، مطالب درسی و آزمون انجام گرفت. در ایﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺳﻌﯽ بر این بود که ﻧﮕﺎه ﺗﺎزه ای ﺑﻪ ﺟﺎیﮕﺎه اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﻫﺪف و ﺑﺮﻧﺎمه اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ و ﺗﺨﺼﺼﯽ یﺎ آموزش ﺑﺮاﺳﺎس ﻣﺤﺘﻮا، ﻓﺮﺿیه ﻫﺴته ﻣﺸﺘﺮک، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﯿﺎزﻫﺎ، دانشجویان، ﻣدرسان، ﻣﻄﺎﻟﺐ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎ و آﻣﻮزش اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ داشته باشیم. ایﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ همچنین کاربردهای ﻗﺎﺑﻞ تأملی ﺑﺮای ﻣدرسان اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ، ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن، ﻃﺮاﺣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ های درﺳﯽ، ﻧﻮیﺴﻧﺪﮔﺎن ﻣﻄﺎﻟﺐ درسی و ﻣﺤﻘﻘاﻦ در زﻣﯿنه اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺮای اﻫﺪاف ﺗﺨﺼﺼﯽ دارد.
Power Dominance and Interaction Features in Iranian EFL Teachers’ Classroom Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Classroom discourse refers to the language and interaction used by the teacher and the students to communicate and shape learning in the educational context. The present study focused on Iranian EFL teachers’ classroom discourse by observing their dominancy, teacher talk, question types, and interactions in their classes. To do so, through a non-experimental, descriptive research design, 20 female experienced teachers with the age range of 30-40, teaching at an upper-intermediate level in different language institutes in Isfahan, Iran were selected based on the convenience sampling. Two classes of the teachers were observed, the sessions were recorded, and their classroom discourses were transcribed and later analyzed. Moreover, to increase the validity and reliability of the research, a semi-structured interview was conducted with volunteer participants; their reflections on their communication with the learners and discourse types were collected and analyzed using descriptive statistics in terms of frequency and percentages. The findings of the study showed that the teachers made use of specific discourse to ascertain their dominance and control in their classes. The findings also revealed that the teachers used more monologic discourse patterns in their classes rather than dialogic ones. Teacher talk far exceeded student talk, Initiation-Response-Feedback pattern dominated the classroom discourse; and display questions were used more frequently than referential ones. These findings could benefit teachers to be more conscious about type of CD and its effect on student-to-student and teacher-to-student interactions. It could also serve the purpose of critical classroom discourse analysis
استفاده از منطق فازی در ارزیابی مداخلات فراشناختی در رابطه با شنوندگان مبتدی و حرفه ای زبان دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
139 - 152
حوزههای تخصصی:
مداخله ی فراشناختی به عنوان یکی از روش های موثر بر افزایش مهارت و درک شنوایی شناخته می شود. اخیرا تحقیقاتی بر روی شنوندگان مبتدی و حرفه ای زبان دوم صورت گرفته است و نشان داده است که مداخله ی فراشناختی به شنوندگان مبتدی زبان دوم، بیشتر از شنوندگان حرفه ای زبان دوم کمک می کند. اما، از آن جا که شنوندگان حرفه ای زبان دوم به درجه ی بالایی از یادگیری رسیده اند، دستیابی به پیشرفت بیشتر، برای آن ها دشوارتر خواهد بود. بنابراین، مقیاس پیشرفت بین شنوندگان مبتدی و شنوندگان حرفه ای، متفاوت است، و برای تجزیه و تحلیل میزان پیشرفت، صرفاً یافتن میزان مهارت در قبل و بعد از آزمون کفایت نمی کند. در این مطالعه، از رویکرد تجزیه و تحلیل منطق فازی استفاده شده است تا ابتدا مقیاس های متفاوت را یکسان سازی و سپس پیشرفت را مقایسه کند. برای بررسی سؤالات تحقیق از رویکرد کمی و از طرح نیمه آزمایشی استفاده شده است. 65 دانشجوی ایرانی شامل 31 شنونده ی مبتدی و 34 شنونده ی حرفه ای انتخاب شدند. آموزش بر اساس مداخله ی فراشناختی در هشت جلسه صورت گرفت. نتیجه ی به دست آمده بر اساس روش تجزیه و تحلیل منطق فازی نشان داده است که کاملاً برخلاف مطالعات قبلی، مداخلات فراشناختی تاثیر بیشتری در پیشرفت شنوندگان حرفه ای، نسبت به شنوندگان مبتدی، داشته است. این مطالعه در زمینه ی ارزیابی مفید است. ارزیابی ها فقط بر اساس تفاوت نتایج پیش/پس آزمون ممکن است در برخی موارد کافی و مناسب نباشد. محققان و معلمان بهتر است عوامل دیگری را نیز در قضاوت های خود لحاظ کنند.
Towards a Critical Language Teacher Identity: Contributions of a Critical Teacher Education Course(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۲ , ۲۰۲۱
89 - 110
حوزههای تخصصی:
The importance of language teacher identity has been widely recognized recently as teachers’ professional development is highly influenced by the ways teachers view themselves. Critical orientation towards identity has also received considerable attention recently. The present study, thus, investigated the effect of a Critical Teacher Education Course (CTEC) on EFL teachers’ identity (re)construction. The participants included thirteen teachers who were first interviewed using a 20-question interview checklist whose items enabled the researchers to elicit teachers’ professional identity with a focus on critical pedagogical orientation. The teachers then attended an in-service CTEC held for ten sessions. The course was primarily dialogue-based where different premises of transformative education and critical pedagogy were introduced and discussed. This was followed by the second interview session in which the teachers were asked the same questions as the first interview. In the meantime, the teachers were also required to critically reflect on their classroom practices through reflective journals. The data were subjected to content analysis (inductive category development). The findings revealed that prior to their participation, the teachers viewed teaching English as a neutral act unaffected by contextual factors, whereas after the CTEC, they became more aware of the social, cultural, economic and political factors that might affect the whole process. Secondly, compliance with the rules and regulations, policies, and the status quo marked teachers' identities. However, they changed to more integrative teachers with critical orientations after CTEC. The findings might imply that EFL teacher training/education programmes become more localized, dialogic, interaction-based, negotiation-oriented and integration-driven.
بررسی رده شناختی ضمیر ابقایی در ساخت موصولی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کاربردهای ضمیر ابقایی در ساخت موصولی برخی زبان های دنیاست. براین اساس، ضمیر ابقایی اشاره به ضمیری هم نمایه با هسته اسمی ساخت موصولی دارد که درون بند موصولی ظاهر می شود. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با بررسی کارکرد ضمیر ابقایی در انواع ساخت های موصولی هسته دار فارسی، میزان انطباق رفتار این زبان با جهانی ها سنجیده شود. براین اساس دو هدف عمده در این پژوهش وجود دارد. هدف نخست مربوط به تعیین شیوه تولید ضمیر ابقایی در ساخت موصولی فارسی طبق سه الگوی جهانی موجود است. هدف دوم، بازبینی رفتار فارسی در سلسله مراتب دسترسی کینان و کامری (1977) است. نتایج پژوهش در رابطه با هدف نخست، نشان می دهد که فارسی با توجه به استفاده از متمم-نمای «که» در ابتدای بند موصولی، داشتن ضمیر ابقایی در ساخت جزیره ای قوی و خوانش یکسان جمله هنگام کاربرد ضمیر ابقایی و خلا، این ضمیر را به صورت پایه زایشی تولید می کند. نتایج پژوهش در رابطه با هدف دوم نیز حاوی پیشنهادی در رابطه با جایگاه فارسی در راهبرد حفظ ضمیر در سلسله مراتب دسترسی است. در حالی که طبق نظر کینان و کامری (1977) راهبرد موصولی سازی فارسی با هسته فاعلی لزوما خلا و با هسته متممی لزوما حفظ ضمیر است، به نظر می رسد در هر دو ساخت فوق می توان تحت شرایط خاص از راهبرد رقیب نیز بهره برد.
اصل توالی رسایی در خوشه های انسایشی در واژه های بسیط در مقایسه با توالی های انسایشی در مرز ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به طور سنّتی تصوّر بر این است که سازمان دهی اجزاء در یک هجا و در میان هجاها از اصول رسایی پیروی می کند. عامل رسایی نه تنها در چینش واحدهای واجی در سطح هجا محدودیت ایجاد می کند، بلکه در حوزه واژه و در تعیین نوع توالی های موجود در مرز هجاها نیز تأثیرگذار است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان تخطّی خوشه ها و توالی های انسایشی ها از اصل توالی رسایی است. به منظور پاسخ به این پرسش (15446) واژه مرکّب و مشتق - مرکّب برای بررسی توالی و (14336) واژه بسیط برای بررسی خوشه از فرهنگ های فارسی جمع آوری شده و اطّلاعات واج شناختی مربوط به هر واژه استخراج شده است. نتایج نشان می دهد که الف: بسامد انسایشی ها به مثابه عضو دوم در خوشه (7/5) برابر عضو اوّل و در توالی (3/2) برابر عضو اوّل است؛ ب: بسامد محدوده رسایی منفی در خوشه (82%) و در توالی (74%) است؛ همچنین میزان تخطّی از اصل توالی رسایی در خوشه (18%) و در توالی (26%) است؛ ج: همه موارد تخطّی از اصل توالی رسایی در خوشه های موجود در واژه های بسیط مربوط به وام واژه ها است.
واژه بست های ضمیری کردی موکری: تحلیلی نوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه بست ها به طور کلّی ماهیتی بیناحوزه ای دارند و رابط حوزه های واج شناسی، ساخت واژه و نحو هستند. این عناصر ازلحاظ آوایی فاقد استقلال آوایی هستند و به منظور بازنمایی به میزبانی با استقلال آوایی نیاز دارند. توزیع واژه بست ها تابع حوزه های پیش گفته است. واژه بست های ضمیری کردی موکری در نقش های متعدّدی ازجمله مطابقه، مفعول (مستقیم و غیر مستقیم)، مالکیت اسم و ... ظاهر می شوند و از قابلیت حرکت بالایی برخوردار هستند. از این رو عناصر مختلفی متعلّق به مقوله های مختلف، می توانند نقش میزبانی آن ها را بپذیرند. در نوشتار پیش رو با بهره گیری از نظریه واج شناسی نوایی (سلکرک، 1995؛ تراکنبرات، 1999 و آندرسن، 2005) و سلسله مراتب سطوح هفت گانه آن، به مثابه یکی از حوزه های واج شناسی زایشی، جایگاه واژه بست های ضمیری کردی موکری بررسی می شود. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و میدانی انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها نگارنده از شمّ زبانی خود (به منزله گویشور کردی موکری (گویش موکریانی، اُشنویه)) و نیز گویشوران اصیل این زبان به همراه فیش برداری از کتاب ها، مجلاّت و نوشتارهای سایت ها و ضبط حدود پانزده ساعت صدای گویشوران گویش مورد نظر یاری می جوید. مطالعه و بررسی داده های کردی موکری نشان داد که واژه بست های ضمیری به طور نظام مند پس از اوّلین گروه واجی (کلمه نوایی) در درون حوزه فعلی خود واقع می شوند.
بررسی اثر بخشی بازخورد همسالان در یادگیری زبان انگلیسی در محیط وب2.0 (بازخورد همسالان2.0)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
556 - 570
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعات مطرح در تحقیقات آموزشی بررسی تأثیرات بازخورد و انواع مختلف آن در آموزش است. نتیجه مطالعات موجود نشان دهنده اهمیت نقش بازخورد، به عنوان یکی از قدرتمندترین عناصرِ یادگیری و آموزش، در فرایند یادگیری است. در عین حال، تعامل در فرایند یادگیری از مهم ترین کارکردهای شبکه های اجتماعی برخط است که به بازخورد منتهی می شود. هدف این مطالعه بررسی نقش بازخورد همسالان در یادگیری زبان در محیط شبکه های اجتماعی برخط است که این امر از طریق مقایسه دو گروه مورد مطالعه (گروه آزمایش و کنترل) صورت گرفته است. در این روش تأکید بر بازنمود ادراک کاربران نسبت به بازخورد همسالان بود، نتایج حاکی از این است که هر دو گروه احساسات مثبتی در ارتباط با بازخورد همسالان داشته اند. همچنین، نتایج نشان دهنده وجود شباهت ها و تفاوت های معنادار بین دو گروه تحقیق است، از جمله اینکه تفاوت های اساسی بین بازخوردهای تولید شده در دو گروه به لحاظ شکل و تعداد وجود دارد. در هر دو گروه، بازخورد اصلاحی به وفور ارائه شده است؛ با این وجود، میانگین به دست آمده از گروه آزمایشی حدوداً دو برابر میانگینِ گروه رودررو (حضوری) بود. در نهایت، انواع مختلفی از بازخورد همسالان (تحسین، تحسین توضیحی و اصلاحی) در هر دو گروه ثبت گردید. اگرچه بازخورد تولید شده در گروه آزمایشی از لحاظ کمی و کیفی بیش از گروه کنترل بود.
Iranian EFL Teachers’ Conceptions and Practices of Communicative Language Teaching Curriculum(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Enabling learners to communicate both in an inter-personal level and with people of other nations is greatly emphasized in language learning programs. The present study seeks to analyze the conceptions of Iranian teachers after they implemented the new communicative language teaching (CLT) curriculum. To do so, two teachers were asked to record one session of their classes and subsequently participate in semi-structured interviews to elaborate on their rationale of what they did in the classroom. One of the teachers was a male with over 20 years of teaching experience, and the other was a female with almost the same years of teaching experience as the male. The analysis of the data showed wide discrepancies between teachers’ actual activities and the curriculum recommendations. The teachers highlighted their previous schooling as a student as well as contextual realities as factors influencing their teaching. The study highlighted the point that if teachers’ beliefs and the contextual realities are not in tune, teachers filter the curriculum in their own preferred ways leading to divergences from the proposed curriculum. Therefore, the study has clear implications for curriculum developers to consider contextual realities when proposing any innovations. It can also be of use for teachers to be aware of the need to be more cautious when implementing a new curriculum.
Historiography of Translation of Novels of Resistance Literature from English to Persian
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۲, Spring ۲۰۲۱
57 - 70
حوزههای تخصصی:
Resistance literature deals with concepts such as subjugation and deliverance. Translation of this type of literature has played an important role in transferring such concepts to other countries. The purpose of this study is to present a quantitative-analytical study of the novels of resistance literature translated from English to Persian during the four administrations which were in power in Iran between 1978 and 2005. To this end, historiography approach proposed by Pym (2014) was applied. Primarily, the themes of the novels were classified based on Harlow (1987) and DeShazer’s (1994) model of classification of resistance literature. The themes include race discrimination, class conflict, war, colonialism, post-colonialism, and totalitarianism. Then, the translated novels of each administration were examined to see which ones covered the above themes. The results indicated that only 6% of the published translations of the period under study was allocated to resistance novels. It can be concluded that translation of resistance novels was marginalized, and Iranians were basically reading novels covering themes other than resistance literature.
بازبینی ساخت دستوری جمله در نظریه های زبان شناسی معاصر بر اساس دستورهای نگارش یافته در زبان فارسی
منبع:
رخسار زبان سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
5-25
حوزههای تخصصی:
La description réaliste en question dans Le Chiendent et Les Fleurs bleues de Raymond Queneau(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La description joue un rôle fondamental dans l’œuvre des écrivains réalistes. Ces derniers pensent effectivement que la multiplication des détails renforce « l’effet de réel » existant dans un texte donné. La description aura donc pour fonction de décrire des milieux, des faits et de représenter la réalité. Le roman dit " réaliste " est en quelque sorte, un passage de l'oralité à la visualité à travers, entre autres, les descriptions minutieuses et souvent détaillées. Ainsi, la description est-elle l’un des mécanismes par lesquels le roman traditionnel produit l'illusion de la réalité. Chez le narrateur de ce genre de roman, tous les détails sont importants, même les détails apparemment insignifiants et inutiles, car ils rendent du moins l’histoire vraisemblable et crédible. Ayant un effet de réel, les descriptions réalistes affectent la fiction. Autrement dit, elles sont là pour « faire vrai ». Ainsi, la description est le mode d'expression privilégié du romancier réaliste et l’un des mécanismes par lesquels le roman traditionnel produit l'illusion de la réalité. Au XX e siècle, Queneau, l’écrivain adhéré au mouvement surréaliste, met ce genre de description en jeu et en parodie. Dans cet article, nous nous demanderons comment Queneau, cofondateur de l’Oulipo, met en question les descriptions réalistes qui étaient jusque-là toujours chargées du souci de la réalité. Les descriptions données par Queneau sont souvent destructrices; loin d’aider le lecteur à imaginer les personnages et les choses, elles en retardent les images.