فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۷٬۲۱۵ مورد.
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵)
129 - 111
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه مشوق های مالی و سوابق شغلی و سواد مالی اعضای هیات مدیره بر ریسک غیر سیستماتیک شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. از این رو، تعداد 157 شرکت در طی سال های 1394 الی 1398 از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به روش غربال انتخاب شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که ارتباط منفی و معناداری بین مالکیت مدیریتی، حق الزحمه هیات مدیره با ریسک غیر سیستماتیک شرکت ها وجود دارد. همچنین بین سوابق شغلی اعضای هیات مدیره با ریسک غیر سیستماتیک رابطه منفی و معناداری وجود دارد ولی رابطه معناداری بین سواد مالی اعضای هیئت مدیره و ریسک ویژه یافت نشد. لذا در این تحقیق بر آنیم متغیرهای گفته شده را از طریق آزمون مورد بررسی قرار دهیم.
توسعه اجتماع محور: واکاوی عناصر مؤثر بر اجرای اجتماع محور خط مشی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
169 - 190
حوزههای تخصصی:
مردم ایران بیش از یک قرن است که اراده خروج از عقب ماندگی و نیل به پیشرفت و توسعه دارند. در این مدت هر چند دولت، نخبگان و تحصیل کردگان ایرانی رویکردهای مختلف رشد و توسعه و به طور مشخص الگوهای توسعه آمرانه و مرکز پیرامون را به آزمون گرفته اند، اما کشور به یک توسعه موزون و پایدار نرسیده است؛ زیرا مدل های توسعه اجرا شده ناقص، تک ساختی و فاقد مشارکت و نقش آفرینی مردم بوده است. باید گفت مشارکت اجتماعی یکی از ارکان اساسی توسعه می باشد که می بایست مورد توجه قرار گیرد. ازاین رو، پژوهش حاضر سعی دارد تا به بررسی عناصر مؤثر بر اجرای اجتماع محور خط مشی ها به عنوان یکی از راهبردهای اساسی توسعه اجتماع محور بپردازد. این پژوهش از نوع کیفی و فلسفه حاکم بر آن تفسیری می باشد، که با استفاده از تحلیل مضمون انجام گرفت. بدین منظور از تکنیک کدگذاری و نرم افزار NVivo 12 استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش نیز شامل خبرگان حوزه خط مشی گذاری می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. درنهایت یافته های پژوهش حاکی از آن است که پس از طی فرایند کدگذاری، 17 کد تفسیری به دست آمد که در سه مرحله پیشران ها، ظرفیت سازها و توانمندسازها سازماندهی شدند.
بررسی اثر فرهنگ سازمانی بر عدالت و سلامت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
103 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر عدالت و سلامت سازمانی در بیمارستان تخت جمشید کرج می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی - پیمایشی قرار دارد، که داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) و سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1996) است. جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش، کلیه کارکنان بیمارستان تخت جمشید کرج بودند که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 161 نفر به عنوان اعضای نمونه آماری انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنان توزیع گردید. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از نرم افزار Smart PLS 3 استفاده گردید. درنهایت، یافته های پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی بر عدالت و سلامت سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
تأثیر بازاریابی خیرخواهانه بر قصد خرید مصرف کننده (مورد مطالعه: مصرف کنندگان تک ماکارون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازاریابی خیرخواهانه بر قصد خرید مصرف کنندگان تک ماکارون انجام شد. برای رسیدن به این هدف، از طریق مطالعات گذشته، عواملی که در این موضوع دخیل بودند شناسایی شدند و با استفاده از متغیرهای بازاریابی خیرخواهانه، جذابیت برند، هویت مصرف کننده با شرکت، بدبینی مصرف کننده، احساسات اخلاقی، و قصد خرید مدل پژوهش شکل گرفت. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیقی توصیفی است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه بود. تعداد 350 پرسشنامه بین مصرف کنندگان محصول تک ماکارون شهر تهران در فاصله زمانی آبان ماه تا دی ماه 1394 توزیع و تعداد 330 پرسشنامه قابل قبول جمع آوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار AMOS18 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد بازاریابی خیرخواهانه بر جذابیت برند، احساسات اخلاقی، و قصد خرید مصرف کننده تأثیر مثبت و معنادار، اما، بر بدبینی مصرف کننده اثر معکوس و معنادار می گذارد. همچنین، احساسات اخلاقی و هویت مصرف کننده با شرکت نیز بر قصد خرید تأثیر مثبت و معنادار می گذارد. در نهایت بدبینی مصرف کننده بر قصد خرید محصول بازاریابی خیرخواهانه اثر معکوس می گذارد.
پیامدهای گزارشگری مالی متقلبانه بر منابع انسانی شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴
175 - 153
حوزههای تخصصی:
گزارشگری مالی متقلبانه، آثار سوئی بر گروه های برون سازمانی و داخل سازمانی از جمله منابع انسانی شرکت ها به جا می گذارد. اگر کارکنان تحت تاثیر گزارشگری مالی متقلبانه شرکت قرار بگیرند، همراه با سایر سهامداران آسیب می بینند. هدف از این پژوهش، بررسی پیامدهای گزارشگری مالی متقلبانه بر منابع انسانی شرکت ها است. به این منظور از نمونه ای شامل 165 شرکت حاضر در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ی 10 ساله از سال 1388 تا 1397 استفاده شد. پژوهش حاضر از لحاظ طبقه بندی برحسب روش، از نوع تحقیقات توصیفی-تحلیلی است و ازآنجایی که از اطلاعات تاریخی شرکت ها استفاده شده است، بر مبنای هدف نیز از نوع تحقیقات کاربردی است. برای اندازه گیری منابع انسانی از دو شاخص تغییرات تعداد کارکنان و همچنین حقوق و دستمزد آن ها استفاده شده است. داده های پژوهش از صورت های مالی شرکت ها استخراج گردیده و با استفاده از مدل رگرسیونی به روش داده های ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزار ایویوز قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که در سال های مورد بررسی بین گزارشگری مالی متقلبانه و تغییرات تعداد کارکنان در دوره ی تقلب و دوره های قبل و بعد از تقلب رابطه ی معناداری وجود داشته و همچنین بین گزارشگری مالی متقلبانه و حقوق و دستمزد کارکنان در دوره ی تقلب و دوره های قبل و بعد از تقلب رابطه ی معناداری وجود دارد. این روابط در شرکت های با رشد بالا و رشد پایین دارای تفاوت معنا داری است.
چارچوب ارزش آفرینی مدیریت منابع انسانی در پلتفرم های حمل ونقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۱
26 - 49
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به رشد و توسعه پلتفرم های حمل ونقل در سال های اخیر و اهمیت روزافزون منابع انسانی، نیاز به بررسی چگونگی ارزش آفرینی، از طریق مدیریت منابع انسانی در این شکل جدید از کسب و کار محسوس است. هدف این مقاله، تعیین ارزش های ذی نفعان و چگونگی ایجاد ارزش، از طریق مدیریت منابع انسانی در کسب و کارهای پلتفرمی حمل و نقل برای ذی نفعان است. روش: روش این پژوهش آمیخته متوالی است. پژوهش حاضر در دو مرحله اجرا شده است. در مرحله نخست، با استفاده از ادبیات و روش تحلیل تم، فهرستی از ارزش های ذی نفعان شناسایی شد و از نمونه آماری منتخب از جامعه ذی نفعان در دو پلتفرم حمل ونقل مشهور ایرانی، درخواست شد که میزان اهمیت ارزش های استخراج شده یا سایر ارزش های مدنظر را در قالب پرسش نامه باز مشخص کنند. در مرحله دوم، از طریق مصاحبه با گروهی از خبرگان که به صورت هدفمند انتخاب شدند، قابلیت های ارزش آفرین در پلتفرم ها و چگونگی ایجاد ارزش از طریق مدیریت منابع انسانی در پلتفرم های حمل ونقل، به کمک روش تحلیل تم مشخص شد. یافته ها: در این پژوهش، 12 ارزش مدنظر ذی نفعان اصلی در پلتفرم های حمل و نقل، 2 قابلیت ارزش آفرین (مدیریت الکترونیکی فرایندها و مدیریت اطلاعات) و 2 روش ایجاد ارزش (بهبود برنامه ریزی کار و کارایی سیستم کنترلی) از طریق مدیریت منابع انسانی استخراج شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش به چارچوبی متشکل از قابلیت های ارزش آفرین، روش های ایجاد ارزش و ارزش های ذی نفعان منجر شد. از این چارچوب می توان برای فهم بهتر و به کارگیری مؤثرتر مدیریت منابع انسانی، در رابطه با ارزش آفرینی هر چه بیشتر برای ذی نفعان در پلتفرم های حمل و نقل بهره برد. در انتها، بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش، برای مدیران و عملگران توصیه های عملی و برای پژوهشگران پیشنهادهای پژوهشی ارائه شده است.
تدوین الگوی شایستگی های حرفه ای مهندسان برای سازمان های نوین صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی شایستگی های حرفه ای مهندسان برای سازمان های صنعتی نوین ، انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها کمی ازنوع توصیفی- تحلیلی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل؛ 1)اعضای هیئت علمی متخصص، دارای دکتری مهندسی و فعال در حوزه صنعت، 2)مدیران و کارشناسان خبره شاغل در سازمانهای صنعتی با تجربه 5 سال یا بیشتر و و دارای مدرک مهندسی که از 5 دانشگاه و 4 سازمان صنعتی برتر به تعداد 467 نفر که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، حجم نمونه ای به تعداد 216 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت شناسایی شایستگی های حرفه ای مهندسان برای ورود به سازمانهای صنعتی، پیشینه پژوهش های انجام شده و سایت onet مورد بررسی قرار گرفته، سپس شایستگی های استخراج و بر مبنای آن به دو دسته کلی ؛ عمومی و تخصصی طبقه بندی شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 42 گویه ای استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ برای همه شاخص ها زیربنایی ابزار 3/82 به دست آمد. جهت بررسی روایی پرسشنامه نیز از نظر خبرگان مرتبط و هم چنین روایی سازه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد: 1- شایستگی های حرفه ای مورد نیار شامل؛ شایستگی های عمومی (شایستگی شخصیتی، برنامه ریزی، شناختی) و تخصصی (سیستماتیک، کاربردی، اخلاق حرفه ای و استراتژیک) می باشد 2- مدل کلی پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد برازش قرار گرفت. 3- همه نشانگرها به طور معنی داری با عامل زیربنایی خود مرتبطبودند و مدل اندازه گیری طی ارزیابی شاخص های جزئی مطلوب بود.
شناسایی و رتبه بندی راهکارهای ارتقاء مدیریت منابع انسانی در کسب وکارهای گردشگری در پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴
200 - 175
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت عنصر انسانی در فرایند بازسازی کسب وکارهای گردشگری در پساکرونا به عنوان یکی از آسیب دیده ترین بخش های اقتصادی در اثر بحران پاندمی کرونا در سطح جهان، مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقاء مدیریت منابع انسانی در کسب وکارهای گردشگری در پساکرونا طراحی و اجرا گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهشی کاربردی است که در دسته پژوهش های آمیخته قرار می گیرد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از روش بررسی نظام مند ادبیات در بخش کیفی نشان می دهد که راهکارهای ارتقاء مدیریت منابع انسانی در کسب وکارهای گردشگری در پساکرونا می توانند در 4 راهکار (بعد) اصلی و 20 راهکار فرعی مورد توجه قرار گیرند. مراجعه به تحلیل های انجام شده در بخش کمی با استفاده از مجموعه راف بهترین- بدترین نشان می دهد مهمترین راهکارهای اصلی ارتقاء مدیریت منابع انسانی در کسب وکارهای گردشگری از دیدگاه خبرگان و فعالین این صنعت عبارت اند از راهکارهای آموزش و توسعه منابع انسانی، راهکارهای کارمندیابی، انتخاب و تامین منابع انسانی، راهکارهای جبران خدمات و مزایا و راهکارهای بکارگیری منابع انسانی. بررسی ها همچنین نشان می دهد مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر، بازنگری و اصلاح برنامه های توسعه مدیریت، متناسب سازی پرداخت ها به کارکنان با توجه به ویژگی های شغل ها و وظایف سازمانی در دوران پساکرونا و بازنگری برنامه های آموزش و توسعه منابع انسانی و انتقال دانش و مهارت های مورد نیاز در شرایط جدید به کارکنان را به عنوان مهمترین راهکارهای فرعی در این ارتباط معرفی کرده اند.
ارائه چارچوب وظایف مدیر ارشد دیجیتال به عنوان حکمران تحول دیجیتال در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۹
1 - 25
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیدایش مفهوم تحول دیجیتال، به معنای ایجاد تغییرات اساسی در رویکردهای تولید و ارائه محصول یا خدمت، چند سالی است که زمینه ساز اقدام های نوینی در صنایع مختلف شده است. مدیر ارشد دیجیتال، به عنوان حکمران و پیش برنده اهداف تحول دیجیتال در سازمان، نقشی است که برای موفقیت برنامه های تحول دیجیتال در سازمان ایجاد شده است؛ اما چارچوب مدونی برای وظایف وی وجود ندارد. این پژوهش، به دنبال ارائه چارچوبی برای وظایف این مدیران در سازمان است. روش: این مقاله با هدف ارائه چارچوبی برای وظایف مدیر ارشد دیجیتال، از استراتژی دو مرحله ای برای تبیین چارچوب وظایف بهره جسته است. در گام اول با استفاده از روش فراترکیب، 198 مقاله در این حوزه استخراج شد و پس از ایجاد چارچوب وظایف اولیه از 18 مقاله نهایی، با هدف اصلاح و تکمیل چارچوب، طی مصاحبه با 8 خبره حوزه تحول دیجیتال از صنایع مختلف، چارچوب نهایی تدوین شد. یافته ها: پس از اتمام مراحل فراترکیب و مصاحبه با خبرگان، چارچوبی متشکل از 12 وظیفه کلان و 73 وظیفه خرد برای مدیر ارشد دیجیتال در سه حوزه کلان «طرح ریزی و هدایت تحول دیجیتال»، «هماهنگی و هم نواسازی اقدام های تحول دیجیتال» و «پایش محیطی و شبکه سازی اکوسیستم تحول دیجیتال» ارائه شده است. نتیجه گیری: تحقق اهداف تحولی در سازمان، مهم ترین وظیفه مدیر ارشد دیجیتال است. به کمک چارچوب وظایف ارائه شده در این مقاله، نقشه راهی در برابر مدیران ارشد دیجیتال قرار گرفته تا با بهره گیری از آن، سفر دیجیتال سازمان را مدیریت کنند.
تجربه زیسته استادان دانشگاه شهرکرد از تعارض کار و خانواده: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۹
73 - 101
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ایفای هم زمان نقش های کاری و خانوادگی، افراد را با فشارهای سنگینی مواجه می کند که هم بر سلامت جسم و روان و هم بر عملکرد آنان در سازمان تأثیر منفی می گذارد. این پژوهش، به مطالعه تجربه زیسته استادان یکی از دانشگاه های شهر کرد، در خصوص پیشایندها و پیامدهای تعارض کار و خانواده پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، کیفی است و با رویکرد استقرایی و تفسیری اجرا شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، استادان دانشگاه شهرکرد بودند که پس از انتخاب 20 نفر از آنها به روش نمونه گیری هدفمند، مصاحبه های عمیقی با آنها انجام شد. روش پژوهش، روش پدیدارشناسی بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات، از روش اصلاح شده استوتیک، کولایزی و کن استفاد شد. شایان ذکر است که روایی نتایج، از جنبه های بیرونی، توصیفی و تفسیری، ارزیابی شد و به تأیید رسید. یافته ها: تجربه زیسته مشارکت کنندگان، در خصوص پیشایندهای تعارض کار و خانواده، در سه مقوله اصلی پیشایندهای شخصی، خانوادگی و شغلی و همچنین، پیامدهای تعارض کار و خانواده در سه طبقه پیامدهای شخصی، خانوادگی و شغلی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: پیامدهای زیان بار نشئت گرفته از تعارض کار و خانواده میان استادان مشارکت کننده، ایجاب می کند که با ارتقای دانش و مهارت توازن سازی میان نقش های کاری و خانوادگی، موقعیتی ایجاد شود تا آنها بتوانند بهتر و بیشتر از عهده انجام هم زمان این وظیفه ها و انتظارهای دوگانه برآیند. بدین منظور، توجه به عوامل مؤثر بر تشدید تعارض کار و خانواده و ارائه راهکارهای مناسب برای کاهش آنها ضروری است.
بهینه سازی برون سپاری آموزش و توسعه منابع انسانی با تکنیک مارکوس (نمونه پژوهی: شرکت برق و انرژی صبا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
74 - 96
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رقابت شدید سازمان ها برای جذب افراد شایسته و مستعد در عصر کنونی، باعث شده است که سازمان ها برای توانمندسازی منابع انسانی خود بکوشند و برای برتری یافتن در این مسئله، به فرایند آموزش و توسعه خود توجه ویژه ای کنند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی معیارهای مؤثر در برون سپاری فرایند آموزش منابع انسانی و انتخاب مؤسسه آموزشی برتر است.
روش: این پژوهش، به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و به لحاظ روش، در دسته تحقیقات کمّی قرار می گیرد. در گام نخست، با مطالعه پیشینه های نظری و تجربی و همچنین نظرخواهی از خبرگان، معیارهای مؤثر بر انتخاب مؤسسه آموزشی شناسایی شد. در گام بعد با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس، چهار مؤسسه آموزشی منتخب رتبه بندی شدند. در این راستا، جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان واحد منابع انسانی شرکت برق و انرژی صبا و شرکت های زیرمجموعه بود که از بین آنها شش مدیر و کارشناس به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که از بین ابعاد بررسی شده، بُعد «مزایا» بیشترین وزن و از بین مؤسسه های آموزشی، مؤسسه «A2» بالاترین امتیاز را به دست آورده است. افزون بر این، استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس در حوزه مدیریت منابع انسانی، یکی از دستاوردهای بسیار مهم این پژوهش است.
نتیجه گیری: مدیران ارشد و مدیران منابع انسانی شرکت های زیرمجموعه هلدینگ برق و انرژی صبا، برای دستیابی به اهداف بلندمدت و کوتاه مدت خود، باید به جنبه های مختلف برون سپاری فرایند آمورش منابع انسانی توجه ویژه ای کنند. در این مسیر، توجه به بُعد مزایا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای برون سپاری فرایند آموزش، تکنیک های تصمیم گیری انتخاب مطلوب تری را ارائه می دهد.
طراحی الگوی استراتژیک آموزش و بهسازی منابع انسانی با هدف توفیق در بازارهای داخلی و خارجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶)
36 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت توفیق در بازارهای داخلی و خارجی با استفاده از آموزش و بهسازی منابع انساتی میباشد. رسیدن به اهداف سازمان بستگی به توانایی کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر دارد. اجرای آموزش و بهسازی نیروی انسانی سبب می شود تا افراد بتوانند متناسب با تغییرات سازمانی و محیط، به طور موثر فعالیت های شان را ادامه داده و بر کارایی خود بیفزایند. بدین منظور با توجه به مرور ادبیات و تجزیه و تحلیل نظرات کارشناسان، خبرگان و مدیران و استفاده ازروش تحقیق کیفی از نوع اکتشافی استفاده شد و از مصاحبه نیمه ساختاریافته، تحلیل محتوا، گروه کانونی و گروه بندی خبرگان استفاده شده و با توجه به اینکه پژوهش حاضر از نوع کیفی می باشد ابتدا داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و همچنین مقالات متعدد بدست آمده که در جدول فصل۴ مجموع 140 کد استخراج گردید که از طریق ۱۵ مصاحبه انجام شده بدست آمد در ادامه با توجه به اینکه محقق کدهای را غربالگری نمود به 64 کد غربال شده رسید که در جلسه گروه بندی خبرگان به 7 مولفه و 3 بعد توسط خبرگان گروه بندی شد.
واکاوی الزامات ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی سازمان های دفاعی بر مبنای بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۹
54 - 72
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهره وری سرمایه های انسانی، یکی از پیشران های مهم برای ارتقای بهره وری پایدار در سازمان به شمار می رود و ضروری است که متناسب با الزامات راهبردها و جهت گیری های کلان سازمان توسعه یابد. از این رو، در پژوهش حاضر، به شناسایی و طبقه بندی الزامات ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی در سازمان های دفاعی، از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) پرداخته شده است. روش: این پژوهش کاربردی است و با رویکرد تفسیری استقرایی اجرا شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش، گزیده هایی از فرمایش های مقام معظم رهبری، در خصوص بهسازی منابع و سرمایه های انسانی، در دیدار با مسئولان سازمان های دفاعی و دولتی است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نگاشت شناختی و به کمک نرم افزار مکس کیودا تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها: از تحلیل متن سخنرانی ها، 201 کد اولیه در خصوص عوامل مؤثر بر بهره وری سرمایه های انسانی دفاعی شناسایی شد که پس از تلفیق، در چهار طبقه اصلی، بدین ترتیب دسته بندی شدند: 1. آمادگی روحی؛ 2. آمادگی معنوی؛ 3. آمادگی علمی و فنی؛ 4. الزامات مدیریتی. نتیجه گیری: طرح های توسعه سرمایه های انسانی در سازمان های دفاعی، باید متناسب با ماهیت مأموریت این سازمان ها، انتظارها و درایت های مرتبط و با رویکردی همه جانبه تدوین و اجرا شوند تا آمادگی سرمایه های انسانی برای پیشبرد راهبردهای سازمانی و انجام مؤثر وظایف و نقش های مدنظر و آرمانی تقویت شود.
طراحی الگوی بازآفرینی دولت با تأکید بر نقش جامعه مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
61 - 85
حوزههای تخصصی:
گفتمان درباره احیای دولت عمدتاً بر مفهوم سازی مجدد دولت متمرکز شده است تا حکومت علاوه بر اثربخشی بیشتر، بتواند از فناوری برای اداره بهتر با هزینه ای کمتر استفاده نماید. کمبود چارچوب نظری در این حوزه محققان را بر آن داشت تا در این مقاله دست به شناسایی عوامل مؤثر در بازآفرینی دولت به روش تحلیل تم بزنند. مقاله حاضر بخشی از یک تحقیق کیفی است. ابتدا، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان حوزه دانشگاهی و اجرایی دولت، عوامل مؤثر در بازآفرینی دولت شناسایی و کدگذاری شد و سپس با استفاده از تکنیک تحلیل تم، 4 تم اصلی مشخص گردید و درنهایت به طراحی الگویی جهت بازآفرینی دولت پرداخته شد. نتایج نشان داد که اولاً تأکید بر کارایی و کاهش هزینه، همچنان که بسیار مطلوب است، بدون ضمانت های مناسب برای پاسخگویی دموکراتیک و عدالت اجتماعی در اهداف خود شکست خواهد خورد. دوم اینکه، ارتباط و قابلیت اجرایی دولت بازآفرینی شده در کشورهای درحال توسعه محدود است؛ زیرا موجودیت نهادهای دموکراتیک مؤثر و حاکمیت قانون این امکان را از بانیان و طرفداران بازآفرینی دولت می گیرد. سوم و شاید مهم تر از همه اینکه، اشتیاق واضح و اغلب غیرانتقادی اصلاح نظام مبتنی بر بازار حکومت، مسئولیت پذیری دموکراتیک را تضعیف کرده و ممکن است نگرانی برای دولت به عنوان ضامن عدالت اجتماعی به وجود آورد. درنهایت نیز با خالی شدن تدریجی دولت، جامعه مدنی می تواند نقش بیشتری را بر عهده گرفته و به عنوان یک شریک، همراه با دولت و بازار، در اداره کشور قرار گیرد.
ارائه چارچوبی برای مدیریت برون سپاری فرایندهای منابع انسانی: پژوهش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۹
26 - 53
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طی سال های گذشته، بسیاری از سازمان ها بنا به ملاحظات مدیریتی، به برون سپاری فرایندهای منابع انسانی خود اقدام کرده اند، به این امید که از مزایای آن استفاده کنند. هدف این پژوهش، طراحی چارچوب جامع و منسجم برای مدیریت برون سپاری فرایندهای منابع انسانی است. روش: روش پژوهش حاضر، از نظر پارادایم، تفسیری و از لحاظ نوع گردآوری داده ها کیفی است و به صورت فراترکیب اجرا شده است. داده ها و اطلاعات آن، به روش کتابخانه ای و مبتنی بر بررسی اسناد و مدارک، شامل مقاله ها، کتاب ها، کنفرانس ها و پایگاه های معتبر علمی در بازه زمانی 1937 تا 2020 جمع آوری و از طریق تحلیل محتوا، تحلیل شده است. یافته ها: این چارچوب، چهار بخش ارزیابی و سنجش، طراحی و توسعه، اجرا و اداره و اصلاح و بهبود را شامل می شود. سازمان ها با استفاده از نتایج این چارچوب، می توانند مدیریت فرایندها را به صورت جامع و کلان راهبردی کنند. نتیجه گیری: استفاده از این چارچوب و رعایت ملاحظات حاکم در هر مرحله از آن، به سازمان ها کمک می کند تا فرایند برون سپاری خود را به صورت علمی و تخصصی مدیریت کنند و از مزایای آن بهره مند شوند. این موضوع نیز، بستری برای اجرای پژوهش های آتی در خصوص تخصصی سازی هر فعالیت، در هر مرحله و برای هر سازمان یا مجموعه های مختلف فراهم می کند.
ارائه چارچوبی برای معرفی مؤلفه های درونی خودمدیریتی کارکنان (موردمطالعه: کارکنان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، حاصل پژوهشی با هدف طراحی الگوی مؤلفه های درونی خودمدیریتی کارکنان مبتنی بر روش شناسی آمیخته با رویکرد توصیفی اکتشافی صورت گرفته است. جامعه آماری برای مرحله کیفی، شامل خبرگان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در حوزه مدیریت سرمایه های انسانی و برای مرحله کمی، کلیه کارکنان این وزارتخانه بوده است. نمونه آماری در بخش کیفی با رویکرد هدف مند قضاوتی به تعداد 20 نفر و در بخش کمی به روش طبقه ای تصادفی به تعداد 205 نفر انتخاب شده است. ابزار جمع آوری داده ها در مرحله اول شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و در مرحله دوم پرسشنامه 41 سؤالی است که روایی آن به روش صوری و پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ (897/0) تأیید شده است. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و داده های کمی به روش تحلیل عامل تأئیدی در نرم افزار Amos 21 انجام شده است. نتایج نشان داد که خودمدیریتی درونی کارکنان از دو منظر مؤلفه های رفتاری و شناختی تشکیل شده است. همچنین در بین مؤلفه های شناختی، خودانگیزشی (با بار عاملی 970/0) بیشترین و خودسازی (با بار عاملی 929/0) کم ترین و بین مؤلفه های رفتاری خودمدیریتی، خودکنترلی (با بار عاملی 970/0) بیشترین و خود مراقبتی (با بار عاملی 663/0) کم ترین حمایت را از مدل اندازه گیری مربوط به خود داشته اند.
شناسایی الگوی رفتاری مسامحه کارکنان در پست بانک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
159 - 192
حوزههای تخصصی:
رفتار مسامحه در کارکنان، یکی از نمونه های مظاهر رفتار انحرافی کاری است که نقش مهمی در کاهش عملکرد مطلوب سازمان و افزایش متغیرهای نامطلوب سازمانی دارد. باتوجه به پیامدهای نامطلوب این رفتار برای فرد، سازمان و جامعه، این پژوهش به دنبال کشف الگوی رفتاری مسامحه کارکنان در پست بانک ایران است. فلسفه پژوهش، تفسیری است، رویکرد آن کیفی و راهبرد مورداستفاده، داده بنیاد مبتنی بر رویکرد ظاهرشونده است. نمونه موردمطالعه، دوازده نفر از مدیران امور شعب در پست بانک ایران هستند که رسیدن به اشباع نظری به صورت نمونه گیری غیرتصادفی هدف مند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. نتایج به دست آمده از تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری در دو مرحله کدگذاریِ حقیقی و نظری نشان می دهد که الگوی رفتار مسامحه در کارکنان شامل 173 کد باز است که چهارکد مربوط شرایط میانجی، تعداد پنج کد مربوط به زمینه، تعداد 28 کد مربوط به نتایج، تعداد هفت کد مربوط به اقتضائات، تعداد 11 کد مربوط به عوامل همبسته، 101 کد برای شرایط علی و تعداد 17 کد مقوله محوری را که رفتار مسامحه آمیز است، دربر می گیرد. شناخت این عوامل می تواند زمینه ای را فراهم آورد تا با شناخت دقیق این عوامل، مانع از توسعه و گسترش این رفتارها در سازمان ها شد. باتوجه به اینکه مهارت مدیریت مسامحه کاری، قابل آموزش است، ازاین رو سازمان ها می توانند برنامه هایی برای آموزش مدیریت رفتار مسامحه کاری برای کارکنان و مدیران اجرا کنند و از این راه کارایی و اثربخشی سازمان افزایش یابد.
طراحی مدل احتمالاتی زنجیره تأمین پایدار در صنعت برق با نفوذ تولیدات تجدیدپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش انتشار گازهای گلخانه ای، گرمایش زمین و حمایت دولت ها از منابع تجدید پذیر از یک سو و پیشرفت های اخیر در تولید برق و فناوری های مرتبط با آن ازسوی دیگر باعث نفوذ تولیدات مبتنی بر انرژی های تجدیدپذیر در زنجیره تأمین شبکه برق شده است. نفوذ این منابع باوجود قطعیت نداشتن در توان خروجی آنها، برنامه ریزی زنجیره تأمین شبکه برق را با چالش های جدی مواجه کرده است. در این پژوهش یک روش مؤثر و کارآمد برای برنامه ریزی امنیتی و احتمالاتی توسعه زنجیره تأمین شبکه برق با در نظر گرفتن عدم قطعیت تولید منابع تجدیدپذیر و عدم قطعیت پیک بار مصرفی ارائه شده است. در روش پیشنهادی حد بالایی برای میزان قطع بار مجاز در نظر گرفته شده است و اثر عدم قطعیت های موجود و تغییرات حد بالای قطع بار بر هزینه سرمایه گذاری زنجیره تأمین ارزیابی شده است. روش پیشنهادی به وسیله نرم افزار MATLAB روی شبکه پیاده سازی و به وسیله الگوریتم ژنتیک حل شده است. مدل نهایی این روش را می توان به طور مؤثر برای برنامه ریزی زنجیره تأمین شبکه برق با نفوذ تولیدات مبتنی بر انرژی های تجدیدپذیر به کار گرفت.
بررسی رابطه بین ابعاد بازاریابی عصبی و رضایت مشتریان در بانک مسکن استان کردستان
منبع:
منابع و سرمایه انسانی دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
161 - 140
حوزههای تخصصی:
صنعت بانکداری در جهان بهنگامی آغاز گردید که داد و ستد و مبادله کالا (غیر از مبادلات جنس به جنس) بین مردم شروع و حتی با گسترش تجارت پیش از آنکه پول به مفهوم جدید مورد استفاده قرار گیرد نیاز به خدمت موسسات بانکی محسوس تر گشت و احتیاج به یک وسیله پرداخت و سنجش ارزشها و بالاخص وصو ل مطالبات از مشتریان دور و نزدیک با وجود خطرات ناشی از نقل و انتقال پول ایجاب میکرد که این فعل و انفعال توسط مؤسساتی بنام بانک انجام گیرد. یکی از مباحث مهم در عملکرد رفتار مشتریان ، درک چگونگی تصمیم گیری مشتریان می باشد که همیشه مورد توجه محققان ، بازاریان و مدیران صنعتی است. بازاریابی عصبی حاصل ادغام دو رشته علمی علوم اعصاب و بازاریابی می باشد. بازاریابی عصبی شاخه ی جدیدی از تحقیقات بازاریابی است که به مطالعه ی بررسی پاسخ موثر حسی، شناختی و عاطفی محرک های بازاریابی مشتریان می پردازد. در گذشته فرض براین بود که از راه تطبیق با نیازهای مشتریان می توان به وفاداری مشتری دست یافت. با توجه به تعداد زیاد جامعه آماری، محقق اقدام به نمونه گیری چند مرحله ای کرده که به صورت خوشه ای و تصادفی ساده بوده است. ابزار اندازه گیری این پژوهش پرسشنامه است که برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون آماری متناسب با سوالات استفاده شده است . نتیجه این پژوهش حاکی از این است که ابعاد بازاریابی عصبی بر رضایت مشتریان تأثیر گذار است .