مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی دوره دوازدهم بهار 1399 شماره 2 (پیاپی 46)

مقالات

۱.

پاندمی کرونا به مثابهٔ یک جنگ آشکار نادیدنی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۴۰۷
با سرعت انتشار بی سابقه و تداوم غیرقابل تصور در به چالش کشیدن تعاملات کوچک و کلان انسانی، ویروس کوید 19 اکنون به دغدغه ای مهم برای متخصصان و همچنین مردم عادی در سراسر جهان تبدیل شده است. ویروس کرونا نه تنها سلامت انسان ها را به خطر انداخته، بلکه حتی زیست جهان انسانی را مختل کرده است. فواصل زمانی وقوع پاندمی ها در حال کاهش است و در عین حال، هر بار بر شدت و قدرت ویرانگری هر پاندمی جدید افزوده می شود. این بدان معناست که عالم بشری تنها از طریق ویروسی مشخص تهدید نمی شود، بلکه در حال تجربهٔ روند ویرانگر پاندمی های تشدید شونده است. این مقاله تلاش دارد تا با این پدیده از منظری میان رشته ای مواجه شود. آنچه در اینجا ادعا شده این است که پرسش ها فقط زمانی پاسخ های مقتضی را خواهند گرفت که به واقعیات مربوط به منشأ این ویروس توجه شود. ویروس کرونا معلول علت یا علل معینی نیست، بلکه در بطن عالم زندگانی بشر، که شامل «طبیعت» هم می شود، نشانه ای است که بر اختلالی قابل توجه، اما اغلب نادیده گرفته شده، در عالم انسانی دلالت دارد. در عالمیت تکنیکی شدهٔ دوران مدرن جنگ افزار تکنولوژیکی منشأ پاندمی ها و ویروس هاست. به عبارت دیگر، در جهان تکنولوژیکی هم طبیعت و هم زیست جهان انسانی به نحوی نظام مند تخریب و مختل شده اند.
۲.

بحران کرونا و بازاندیشی فرهنگی در ایران

تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۶۰۳
این مقاله تحلیلی فرهنگی از پیامدها و تأثیرات فرهنگی بحران ویروس کرونا در ایران است. در ماه هایی که بحران ویروس کرونا شکل گرفته است این پرسش در کانون توجه جامعه و اندیشمندان ایران بوده است که این بحران چه دلالت هایی برای شیوهٔ زندگی و فرهنگ در ایران دارد؟ نگارنده در پی ارزیابی این پرسش است. در قسمت مقدمهٔ مقاله هدف و چگونگی و پرسش های اصلی مقاله را توضیح داده می شود. در قسمت دوم مقاله به تحیلی از مسئله مندی فرهنگ در ایران امروز پرداخته می شود و این که چگونه ذهنیت جمعی مردم ایران متأثر از بحران ویروس کرونا هوشیار و حساس و شده و  به پرسشگری از امور بدیهی و طبیعی فرهنگ می پردازد. سپس سه دیدگاه دربارهٔ نحوهٔ صورت بندی کردن این پرسشگری ارائه می شود: 1) گفتمان تداوم؛ 2) گفتمان گسست؛ و 3) گفتمان بازاندیشی انتقادی. در قسمت سوم مقاله این گفتمان ها شرح داده می شود. رویکرد نگارنده به موقعیت کرونایی همسو با گفتمان بازاندیشی است. از این رو بخش مهم مقاله را به ویژگی ها و ابعاد این بازاندیشی انتقادی اختصاص داده شده است. نگارنده استدلال می کند که انفجار اطلاعات و دانش، آشنایی زدایی، بازاندیشی در نظام اولویت ها، دیجیتالی شدن مضاعف، افزایش توانش تطبیقی، افزایش تقاضای اجتماعی برای دانش، و در نهایت افزایش سوژگی و عاملیت، مجموعه عواملی هستند که گفتمان بازاندیشی را شکل می دهند. روش نگارنده در این مقاله تحلیل دیدگاه های شکل گرفته دربارهٔ پیامدهای فرهنگی بحران کرونا در ایران است. در عین حال، از تجربه های زیسته و درک های شهودی ام نیز کمک گرفته ام. تجزیه وتحلیل نظری مفاهیم و دیدگاه ها یکی از راهبردها برای فهم روایت های شکل گرفته از پیامدهای بحران کروناست.
۳.

فهم واقعیات و پیامدهای اجتماعی بحران کوید 19 بر مبنای نظریه سیستم های اجتماعی نیکلاس لومان

تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۳۶۱
در همه گیری کوید 19 با یک بحران اجتماعی تأثیرگذار بر تمامی ابعاد زندگی انسان ها روبه رو هستیم. فهم ابعاد دقیق این دگرگونی مستلزم به کارگیری مدلی مفهومی یا رویکردی میان رشته ای است. ازهمین رو، هدف اصلی مقاله حاضر فهم تأثیرها و واقعیات بحران کووید 19 بر مبنای نظریه سیستم های اجتماعی نیکلاس لومان و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی است. سؤالی این است که بحران کووید 19 چه ابعادی از حیات انسان ها را متأثر ساخته و شامل چه واقعیاتی می شود؟ فرضیه مورد آزمون عبارت است از: «بحران کرونا در سه سطح سیستمی تعاملاتی، سازمانی و جامعوی قابل بررسی است و در خرده سیستم هایی چون قانون، علم، دین، سیاست، اقتصاد و آموزش و پرورش قابل فهم است». نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که تغییر رویکرد در بستر سیستم تعاملات اجتماعی باعث دگرگونی اساسی در تعاملات روزمره افراد شده است. در سیستم سازمانی برخی سازمان ها منتفع و برخی زیان دیده اند و کنش سازمانی برخی نهادها به داخل منازل کشیده شده است. سیستم جامعوی که خود شامل شش قسمت می شود نیز تغییراتی مهم در زمینه اقصادی، ظهور قوانین جدید در بسیاری از ابعاد زندگی شهروندان، تحوّلی عمیق در زمینه باورهای دینی، تغییر رویه در شیوهٔ آموزشی، توجه ویژه به علوم تجربی و تمرکز گرایی در حوزهٔ خرده سیستم سیاست را تجربه نموده است.
۴.

فرهنگ دیجیتال و مطالعات بصری: نوستالژی و خیال بافی در رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۸۹
شیوع ویروس کرونا با شدت هرچه تمام تر به مرزهای نظم زندگی روزمره ایرانی شوک ایجاد کرد. مرگ و بیماری حاصل از شیوع ابتلا به ویروس کرونا موجب شد تا در ایران وضعیت اضطراری ایجاد شود. مدارس و دانشگاه ها تعطیل شد و مردم باید در خانه قرنطینه می شدند. همچنین، شیوع ویروس کرونا به رخدادهای دیگری مانند قرنطینگی منجر شد و به دنبال آن بحران های اقتصادی، روحی، و خانوادگی نیز به وجود آمد. بزنگاه رخداد شیوع ویروس کرونا در ایران همزمان با مراسم سنتی خرید شب عید، مسافرت ، و دیدوبازدیدهای نوروزی بود، درحالی که تمامی سنت روابطی ایام عید از هم فروپاشیده بود. با تعطیل شدن شهر، ضرورت عدم جمع شدن در کنار یکدیگر و ماندن در قرنطینه، فضای دیجیتال مهمترین ابزار ارتباطی مردم بود که به واسطه شبکه های اجتماعی می توانستند احساسات خود ناشی از هراس و اضطراب پرتاب شدن به میدان رخداد را با یکدیگر در میان بگذارند و پیوند عاطفی ایجاد کنند. بنابراین، یکی از مهمترین احساساتی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می شد احساس نوستالژی درباره زمان پیشاکرونا و خیال بافی پیرامون آینده بود. بر این اساس، با اتخاذ رویکردی میان رشته ای بین مطالعات فرهنگی دیجیتال و مطالعات بصری، هدف اصلی مقاله بررسی چگونگی خودبیان گری احساسات نوستالژی و خیال بافی کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام و فیسبوک است. در نتیجه، یاد کردن شهر به مثابه خانهٔ امنی که از دست رفته است و فکر کردن درباره آینده مبهم و پیش رو در قالب خیال بافی نشان از گیر افتادن در میدان رخدادِ شیوع ویروس کرونا است.
۵.

تعلیق، هراس و بازاندیشی: برداشت جوانان از زندگی اجتماعی در شرایط کرونایی

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۶۵
بحران ناشی از شیوع ویروس کرونا سراسر جهان را فراگرفته و علاوه بر اثرات بهداشتی و پزشکی،  پیامدهای اجتماعی و فرهنگی مهمی برای زندگی انسان هاو جوامع داشته است. بررسی چنین پدیده فراگیر و چندبعدی، نگاه میان رشته ای را می طلبد. پژوهش را با هدف کشف تجربه کنشگران اجتماعی در زندگی در شرایط بحران کرونا و قرنطینه اجرا کردیم. مشارکت کنندگان شامل 43 نفر از جوانان حاضر در شبکه های اجتماعی است که با استفاده از شیوهٔ نمونه گیری هدفمند (در دسترس و با حداکثر تنوع) انتخاب کردیم و با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام دادیم. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در پایان هفت مقولهٔ اصلی کشف شد که عبارت اند از: آشفتگی روانی/رفتاری، افزایش خودمراقبتی، تنگنای تعاملات، تنگنای معیشت، بازاندیشی معنوی، تلخی رسانه و مرور و بازیابی خویشتن. براساس جمع بندی مفاهیم و مقوله ها، تعلیق در هراس و بازاندیشی  به عنوان مقوله نهایی ارائه شد. در فضای تاحدودی غیرقابل کنترل بیرونی، ارتقاء خودمراقبتی، تقویت سازوکارهای ذهنی و هم افزایی اجتماعی می تواند غلبه بر ابعاد منفی این شرایط را تسهیل کند.
۶.

غریبه های قریب: بررسی تجربه زیستهٔ دانشجویان افغانستانی ساکن ایران در بحران کرونا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
موقتی پنداشتن حضور میلیونی اتباع افغانستان در چهار دههٔ گذشته به عنوان مسئله ای اجتماعی بسترساز چالش های متعددی برای هر دو طرف شده است. این نوشتار به دنبال فهم دلالت های موقعیت پاندمیک کرونا بر تجربه زیستهٔ دانشجویان افغانستانی در چارچوب شناخت کلی تر وضعیت مهاجران افغانستانی ساکن ایران است. جمع آوری داده ها از طریق تکنیک مردم نگاری مجازی بوده و مدل ادغام اردال و اپن بستر نظری این مقاله را شکل می دهد. فرضیهٔ محوری این است که موقعیت همه گیری کرونا تأثیرات گسترده ای بر ابعاد آموزشی، اقتصادی و اجتماعی مهاجران به طورعام و دانشجویان افغانستانی به طور خاص گذاشته است، مهمترین تأثیر منفی این اضطراب اجتماعی در تقاطع با ملیّت، جنسیت و طبقه، فربه شدن نابرابری های آموزشی و جنسیتی در زیست روزمرهٔ مهاجران است. از سوی دیگر مهمترین تغییر مثبت ناشی از موقعیت کرونا، مرئی شدن حضور مهاجران در سطح افکار عمومی و عرصه سیاستگذاری است که زمینه های ادغام ساختاری مهاجران را تاحدی تسهیل نموده است. بحران کرونا با فربه کردن مفهوم هم سرنوشتی دستگاه سیاستگذار را متوجه این موضوع کرده که همه اعضای جامعه در یک قایق سوار هستند و مغفول گذاشتن بخشی از جمعیت کشور برخلاف منافع ملّی بوده و پتانسیل تهدید دارد. در نتیجه، با مرئی کردن حضور میلیونی مهاجران به صورت محدود و قطاعی فرایند ادغام ساختاری مهاجران را تسریع نموده است.
۷.

آینده پژوهی تأثیرات بحران کووید 19 بر آموزش عالی

تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۷۹
در این مقاله به آینده های محتملی خواهیم پرداخت که بر اثربحران کرونا پیش روی آموزش عالی قرار خواهد گرفت. این مقاله از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی اکتشافی و از نظر روش، زمینه یاب مقطعی است. آینده پژوهی به عنوان یک حوزهٔ میان رشته ای جهت گیری این مقاله را تشکیل می دهد نحوهٔ جمع آوری داده ها میدانی است. داده ها از طریق ابزار پرسش نامهٔ بسته محقق ساخته گردآوری شد. در تهیه پرسش نامه از مقیاس گاتمن استفاده شد. پاسخگویان جمعی از خبرگان و متخصصان آموزش عالی هستند که به صورت راهبردی و هدفمند انتخاب شدند. نتایج در قالب سناریوهای آینده ارائه شده اند. سناریوهای محتمل برای کشف و اعتباربخشی سناریو مرجح در اختیار عده ای از خبرگان آموزش عالی قرار گرفت. در پیمایش مربوط به اعتباربخشی، 84 نفر از متخصصان و صاحب نظران آموزش عالی مشارکت داشتند. سناریوهای محتمل در هفت مؤلفه سازماندهی شدند: 1) هویت و جایگاه دانشگاه؛ 2) توجه به پایداری 3) ورود به دانشگاه؛ 4) تغییر سبک زندگی دانشگاهی؛ 5) بین المللی شدن؛ 6) یادگیری الکترونیکی؛ و 7) حکمرانی و مدیریت. یافته ها نشان داد خبرگان آموزش عالی اصل وجود تأثیرات و پیامدهای بحران کووید 19 برآموزش عالی را پذیرفته اند. همچنین، از دیدگاه آنان این تأثیرات بسیط و ساده نبوده و دارای ابعاد وسیع و متنوّعی است. همان گونه که ملاحظه شد، در هر یک از ابعاد هفت گانهٔ معطوف به آینده حداقل یک سناریو مرجّح با میانگین بالای 50درصد موافق وجود دارد. سه روند کلان که بیشترین احتمال وقوع را از نظر پاسخگویان دارند به ترتیب عبارت انداز: 1) تقویت یادگیری الکترونیکی(اما نه به صورت تحوّل بنیادین و مجازی شدن کامل)؛ 2) تغییر در سبک زندگی دانشگاهی؛ و 3) توجه بیشتر به مقولهٔ پایداری. این سه روند بیشترین سناریوهای مرجّح را در درون خود جای داده اند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۱