عباس منوچهری

عباس منوچهری

مدرک تحصیلی: استاد علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۲ مورد.
۱.

حق توسعه انسان

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۴
تردیدها و چالش های فراروی «نظریه رشد» برای توسعه و مسیر پرفراز و نشیب آن در دهه های گذشته، موجب شد تا نظریه «توسعه انسان» با تضامین و مقوماتی همچون «اخلاق توسعه» و «حق بر توسعه»، برای تحقق توسعه ای که متعلَق آن «انسان» و مردمان هستند، مورد توجه قرار گیرد. اما از آنجا که مقومات مزبور در آرای آمارتیاسن در نهایت مستلزم فهم و تفسیری از کیستی «انسان» است و در نظریه «توسعه انسان»، این مهم از کفایت نظری لازم برخوردار نیست، در این مقاله سعی شده است تا با انسان شناسی زیستمانی و «حق زیستمانی انسان »، در نظریه توسعه انسان مساهمت فکری شود.
۲.

پدیدار شناسی مدنی و مطالعات توسعه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۲۶۴
 در ایران به چرائی عدم موفقیت برنامه های توسعه، پاسخ های مختلفی داده شده، اما توجهی به اهمیت «مبانی فکری توسعه» نشده است. این در حالی است که نظریه پردازی در باب «توسعه»، در آغاز در مکاتبی چون اقتصاد رشد و مدرنیزاسیون که مبتنی بر مفروضات پارادایمی «علم سیاست پوزیتیویستی» و «علم اقتصاد کلاسیک» پردازش شد. این ابتناء، از یکسو تضمنات نظری و عملی خود را دارد و از سوی دیگر، بی توجهی به آن تبعات معینی برای توسعه اندیشی در بر خواهد داشت. در چند دهه اخیر، نظریه های جدید توسعه همچون نظریه های «اخلاق توسعه» و «توسعه انسان»، به صراحت با رجوع و اتکاء به مبانی فکری متفاوت از نظریه های پیشین توسعه به دو پارادیم مدنی، یعنی «پارادایم عرصه عمومی» و«پارادایم بازار» تاسی جسته و هنجارهائی چون «عدالت»، «آزادی»، و«زندگی خوب» را وارد مباحث توسعه کرده اند. اما، در نهایت تنش میان این دو پارادایم مدنی نظریه های جدید را نیز دچار تنش کرده است در اینجا «پدیدارشناسی امر مدنی» بعنوان نوعی مبنای فکری – فلسفی که می تواند با توجه به اقتضائات زمینه و زمانه، تمهیدگر توسعه اندیشی در ایران فارغ از تنش حاصل از دوگانه مدنی مذکور باشد، مطرح شده است.
۳.

پاندمی کرونا به مثابهٔ یک جنگ آشکار نادیدنی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۴۰۸
با سرعت انتشار بی سابقه و تداوم غیرقابل تصور در به چالش کشیدن تعاملات کوچک و کلان انسانی، ویروس کوید 19 اکنون به دغدغه ای مهم برای متخصصان و همچنین مردم عادی در سراسر جهان تبدیل شده است. ویروس کرونا نه تنها سلامت انسان ها را به خطر انداخته، بلکه حتی زیست جهان انسانی را مختل کرده است. فواصل زمانی وقوع پاندمی ها در حال کاهش است و در عین حال، هر بار بر شدت و قدرت ویرانگری هر پاندمی جدید افزوده می شود. این بدان معناست که عالم بشری تنها از طریق ویروسی مشخص تهدید نمی شود، بلکه در حال تجربهٔ روند ویرانگر پاندمی های تشدید شونده است. این مقاله تلاش دارد تا با این پدیده از منظری میان رشته ای مواجه شود. آنچه در اینجا ادعا شده این است که پرسش ها فقط زمانی پاسخ های مقتضی را خواهند گرفت که به واقعیات مربوط به منشأ این ویروس توجه شود. ویروس کرونا معلول علت یا علل معینی نیست، بلکه در بطن عالم زندگانی بشر، که شامل «طبیعت» هم می شود، نشانه ای است که بر اختلالی قابل توجه، اما اغلب نادیده گرفته شده، در عالم انسانی دلالت دارد. در عالمیت تکنیکی شدهٔ دوران مدرن جنگ افزار تکنولوژیکی منشأ پاندمی ها و ویروس هاست. به عبارت دیگر، در جهان تکنولوژیکی هم طبیعت و هم زیست جهان انسانی به نحوی نظام مند تخریب و مختل شده اند.
۴.

رویکرد فرونتیک به مثابه بنیادی برای علوم انسانی معطوف به توسعه

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
هر نظریه جامع توسعه، یک منظومه گفتاری ( Discursive ) و شامل چند نوع گزاره مرتبط و منسجم است. این گزاره ها را می توان دلالت نامید، و هر نظریه توسعه را شامل چهار دلالت دانست. این دلالت ها عبارتند از دلالت بنیادین، دلالت وضعیتی، دلالت تبیینی، و دلالت هنجاری. دلالت بنیادین به این معناست که یک نظریه توسعه یک منظومه گفتاری‑عملی است با ابتناء به مبانی فکری معینی در باب انسان، جامعه، و تاریخ، چالش ها و بحرا ن های موجود را تشخیص داده و با تبیین ریشه ها و عوامل ایجاد وضعیت موجود، «معیار های توسعه یافتگی را صورتبندی و «سیاستگذاری راهبردی» را تمهید می کند. در این نوشتار با اجتناب از تفکر متافیزیکی – پوزیتیویستی، علم انسانی فرونتیک بعنوان دلالت بنیادین برای نظریه توسعه فراستمند مطرح می شود.
۵.

اندیشه شناسی سیاسی نظریه توسعه انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزه آموزش عالی

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۸
چیرگی انگاره توسعه به مثابه رشد اقتصادی، مهم ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایه انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد های کلیدی -از جمله نهاد آموزش عالی- در روند توسعه را بیش از پیش برجسته و نمایان ساخته اند. هدف از این مقاله، اندیشه-شناسی سیاسی نظریه توسعه انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در سامان بخشی حوزه آموزش عالی است. بر این اساس از نظریه روایت دلالتی به -عنوان چارچوب مفهومی و روش شناسی دلالت پژوهی استفاده شده است. یافته-های این مقاله حاکی از آن است که نظریه توسعه انسانی به پشتوانه اندیشه سیاسی حاکم بر رویکرد قابلیت ها، با فراتر رفتن از دو گانه فرد و اجتماع، ساختار و عاملیت، ارزش و حقیقت، خیر خصوصی و خیر عمومی و یا دولت و بازار، بر نقش مکملی و تکمیلی این عوامل در طراحی و ارزیابی جامعه خوب متمرکز بوده است. در نهایت کاربست این اندیشه جامع و فراگیر در سامان بخشی جامعه آموزش عالی، علاوه بر مشارکت نهاد آموزش عالی در رشد اقتصادی، بر دیگر کارکرد های کلیدی و مغفول مانده این نهاد همچون تقویت آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در روند توسعه تأکید و توجه کرده است.
۶.

شهروندی به مثابه دلالت هنجاری توسعه فراستمند

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۶
رابطه «توسعه» به معنای ایجاد شرایط برای «بهتر شدن زندگی»، با فلسفه سیاسی در سرآغاز های اندیشه مدرن به حاشیه رانده شد و در قرن بیستم، با اتکا به فایده گرایی و اقتصاد بازار، توسعه به مثابه «رشد» مدعی چیزی شد که دانش مدنی/ سیاسی از ابتدا در پی آن بود، یعنی «زندگی خوب». در دهه های اخیر، علوم انسانی- اجتماعی به فرونسیس (حکمت عملی) ارسطو توجه کرده است. این مقاله تلاش می کند تا از این مفهوم برای نظریه پردازی در حوزه توسعه بهره بگیرد. این مقاله، با اخذ مفهوم «فرونسیس» و ارتقای آن، سعی در ارائه یک نظریه توسعه با عنوان «توسعه فراستمند» دارد. نظریه توسعه فراستمند سعی در احیای پیوند اخلاق، اقتصاد و سیاست با توسعه دارد. به تعبیری با واسازی نظریه «رشد اقتصادی» و نشان دادن تقلیل گرایی آن در معنا و اهداف توسعه، برای بازسازی نظریه توسعه با بهره گیری از مقومات اندیشه مدنی/ سیاسی تلاش می شود تا نظریه فراستمندی توسعه با رویکرد دلالتی مطرح شود و نقش و جایگاه شهروندی به عنوان دلالت هنجاری توسعه فراستمند نشان داده شود. بدین معنا «شهروندی مبتنی بر ایده توسعه فراستمند»، مفهومی است که باید در پی تحقق آن باشیم و شاخص ارزیابی توسعه بر اساس میزان تحقق شهروندی در جامعه اندازه گیری شود. دموکراسی به مثابه خردورزی جمعی، مشارکت به معنای ارتقای فرونسیس شهروندان و آزادی، مهم ترین مؤلفه های تحقق شهروندی برای توسعه فراستمند هستند.
۷.

More than Justice ‎“Friendship” in Phenomenology and Mysticism(Erfan)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۲۲۳
In his Nichomachean ethics, Aristotle has introduced Friendshiop (philia) as a civic virtue higher than justice. After Aristotle, Latin and Iranian thinkers articulated on the notions of “Amiticia” and “Dusti” as equivalent to Aristotel’s philia. In the modern times, while justice was regarded as legal system protecting individual rights, Friendship was reduced to a personal concern and was confined to private sphere of life. In recent time once again friendshiop has entered the intellectual melieu both in Iranian and German culture. In this paper three models of Friendship, namely Phronetic, Erfanic, and Phenomenological, are analysed, and, according to what these models pertain to, it is suggested that as regards convergence, it can be brought about by Friendship more than by Justice.
۸.

تأثیر جهانی شدن بر نهادهای مدنی در ایران

تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
در قلمرو مطالعات علوم انسانی در دهه هشتاد میلادی، پدیده «جهانی شدن» و نیز «جامعه مدنی» در کانون توجه قرار گرفت و در این میان نسبت این دو با یکدیگر نیز در مرکز توجه و تحلیل اندیشمندان مختلف بوده است. مقوله جامعه مدنی در ایران نیز در نیمه دهه هفتاد شمسی مورد توجه قرار گرفت که مقارن با اواخر دهه 90 میلادی است. در این مقاله با استفاده از روش رئالیسم انتقادی، تأثیر جهانی شدن بر نهادهای مدنی در ایران تجزیه و تحلیل شده و نشان داده شده است که در سال های 1376-1390، تناظری میان تحول در نهادهای مدنی و جهانی شدن در ایران وجود نداشته است. رئالیسم انتقادی به این معنا که امر واقعی مورد مواجهه، یعنی نهادهای مدنی از سه سطح هستی-شناسانه، واقعیت مندی و داده ای تشکیل شده است. نهادهای عمومی (مشارکتی) به عنوان سطح هستی شناختی امر واقع، نهادهای اجتماعی به عنوان سطح واقعیت مندی امر واقع و نهادهای سیاسی به عنوان سطح داده مند امر واقع در نظر گرفته شده اند.
۹.

اندیشه شناسی سیاسی نظریه سرمایه انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزه آموزش عالی

تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۴۰۷
نظریه سرمایه انسانی نقش مهمی را در ورود و اثرگذاری نظام آموزش عالی در روند توسعه برعهده دارد. هدف از این مقاله، اندیشه شناسی سیاسی نظریه توسعه ای سرمایه انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزه آموزش عالی است؛ براین اساس، از روایت دلالتی به عنوان چارچوب مفهومی و روش شناسی دلالت پژوهی استفاده شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد نظریه سرمایه انسانی با تکیه بر مقومات و دلالت های اندیشه سیاسی مطلوبیت گرایی، مبانی نظری و هنجاری رویکرد اقتصادی و بازارمحور در حوزه نظام آموزش عالی را فراهم کرده و با تأکید بیش ازاندازه بر بُعد اقتصادی آموزش و اولویت دهی به اهداف اقتصادی، بسیاری دیگر از اهداف و کارکردهای غیراقتصادی و فی نفسه ارزشمند نظام آموزش عالی را مورد غفلت و کم توجهی قرار داده است. طبق نتایج به دست آمده، نظام آموزش عالی مبتنی بر تئوری سرمایه انسانی، با انعکاس نگاه تقلیل گرا و محدودیت های حاکم بر مطلوبیت گرایی در تکیه بر انگاره انسان اقتصادی، بی تفاوتی نسبت به مسئله توزیع، تفاوت های میان فردی و فراموش کردن سایر ملاحظات ناوابسته به مطلوبیت، از کفایت نظری لازم برای ارائه تصویری همه جانبه و جامع از نقش و جایگاه نظام آموزش عالی در توسعه برخوردار نیست.
۱۰.

گذار از فرد کنشگر به شهروندی عاملیتی تمهیدی برای نارسایی مبانی انسانی شناسی رهیافت قابلیت «آمارتیا سن »

تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۳۹۲
رهیافت قابلیت هر چند در نقد مبانی هنجاری و اخلاقی اقتصاد، به ویژه اقتصاد رفاه و توسعه از دهه 80 میلادی توسط «آمارتیا سن» به حوزه های دانشگاهی راه یافت، با سرعت زیادی توانست در بیشتر حوزه های علوم انسانی بسط قابل توجهی بیابد. یکی از مهم ترین دغدغه های این رهیافت، به حاشیه رفتن انسان از محور توسعه و رفاه بوده است و نقد عمده ای که این رهیافت بر دیگر رویکردها وارد می کرد، در نظر گرفتن انسان به مثابه موجودی منفعل در آنها بوده است. به عقیده برخی از منتقدان، این رهیافت هر چند تلاش کرد مفهوم جدیدی از انسان در حوزه اقتصاد ارائه دهد، نتوانست از انسان اقتصادی جریان رایج علم اقتصاد پا فراتر نهد و تنها توانسته است مفهومی انسانی تر از توسعه ارائه دهد، نه توسعه برای انسان ها. عمده نقدهایی که بر مبانی انسان شناسی این رهیافت وارد شده است، شامل سه نقد نارسایی مفهوم انسان، پیشاسیاسی - اجتماعی بودن و در نهایت فردگرایی روش شناختی است. در این مقاله سعی می شود ضمن پاسخ به این سه نقد مبتنی بر تعریف عاملیت که آمارتیا سن در رهیافت خود آن را بسط داده است، با گذار از عاملیت کنشگر به شهروندی عاملیتی، تمهیدی نظری- فلسفی برای نارسایی مبانی انسان شناسی رهیافت قابلیت تدوین گردد.
۱۱.

سیاست ورزی ایرانیان ارمنی در دوره های افشاریه و زندیه (فهم تعامل ارامنه و نهاد قدرت در ایرانِ دوره افشاریه و زندیه از منظر نظریه ساخت یابی) 1135-1190 ه.ق./ 1725-1785م.

کلید واژه ها: ایران روسیه دولت مطلقه ایرانیان ارمنی سرمایه داری اولیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۶۴۵
دوران حدود شصت ساله حاکمیت سلسله های افشاریه و زندیه بر ایران سال های مهمی برای سیاست ورزی ایرانیان ارمنی بوده، اما با وجود این تا حد زیادی مورد غفلت واقع شده است. فهم گردشی که در گرایش سیاسی این مردم از سمت ایران به روسیه رخ داد و البته واجد پستی بلندی های بسیاری بود با اتخاذ یک چشم انداز محدود به حوادث روزمره ممکن نیست. هر بررسی در این حوزه باید خود را متعهد به لحاظ کردن خصایص نهاد سیاست در نظام اجتماعی ایرانیان ارمنی و هم زمان قرار دادن آن در متنی از زمان جهانی بداند. این بررسی با بهره بردن از اسناد کمتر دیده شده و مکاتبات محلی و بین المللی ایرانیان ارمنی نشان می دهد که چگونه سیاست ورزی ایرانیان ارمنی از پی تلاقی خصایص نهاد سیاست در آن جامعه با جهان گیر شدن اقتصاد سرمایه داری اولیه در کنار استقرار جهانی نظام دولت های مطلقه دچار تغییراتی جدی گردید.
۱۲.

نسبت میان از خود بیگانگی و شهروندی در اندیشه «هربرت مارکوزه»

تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۵۰۵
بسیاری از اندیشمندان سیاسی که دغدغه انسان و انسانیت را داشته اند، در جست وجوی رهایی بشر به نقد معضلات جامعه مدرن پرداخته اند. یکی از مهم ترین معضلات جهان امروز، «از خود بیگانگی» است که موجب فرو کاستن شهروندی تباهی بشر می شود. «هربرت مارکوزه» از جمله اندیشمندانی است که به انتقاد از وضعیت از خود بیگانگی بشر پرداخته است. برای هربرت مارکوزه، تحقق یک جامعه بهتر، به رهاییِ سوژه ها وابسته است. از نظر مارکوزه، انسان های از خود بیگانه امروز، به صورت منفرد می زیند؛ زیرا همبستگی میان آنها به شکل مؤثری سرکوب شده است، اما این همبستگی اکنون شرط رهایی بشر است. او در نقد معضلات جامعه مدرن و در تقابل با از خود بیگانگی بشر، وضعیت بدیلی را به تصویر می کشد که مختصات شهروندی را دارد؛ شهروندی که به جای انفراد و انزوا و دوری گزینی از خویشتن، با «هم بودگی» و تعامل با دیگران، ارتباطی وثیق و ناگسستنی دارد.
۱۳.

ظرفیت نظری رهیافت قابلیت آمارتیا سن برای مقوله شهروندی

تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۲۹
رهیافت قابلیت آمارتیا سن، هرچند بحث اولیه خود را از حوزه رفاه و اقتصاد شروع کرده است، ولی به سرعت به دیگر حوزه های دانشگاهی (حوزه های اجتماعی و انسانی) گسترش یافت. این رهیافت در بسیاری از حوزه های تخصصی به کار رفته و کاربردی شده است. با وجود بسط رهیافت «قابلیت» در حوزه های علوم اجتماعی و دانش سیاسی، ورود آن به حوزه شهروندی و بسط نظری آن در این فضا، مهجور واقع شده است.هدف اصلی این مقاله پاسخ به این پرسش است که آیا رهیافت قابلیت، از مؤلفه های لازم برای تدوین یک نظریه شهروندی برخوردار است؟ ازآنجاکه همه سنت های شهروندی دارای دو مقوله حق و مسئولیت هستند، در صورت وجود این دو مفهوم در رهیافت قابلیت به گونه ای که نسبت بین آن ها بتواند رابطه فرد با جامعه و دولت را توصیف کند، می توان ادعا کرد که رهیافت قابلیت آمارتیا سن به صورت بالقوه، مقوله شهروندی را نیز دربر می گیرد. در این مقاله مشخص شده است که این رهیافت با تأکید بر مؤلفه هایی مانند «حق اخلاقی» و «مسئولیت متعهدانه»، از ظرفیت لازم برای تدوین مقوله «شهروندی قابلیتی» برخوردار است.
۱۴.

اندیشه شناسی سیاسی الگوی نیازهای اساسی

تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۵۲۴
شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژیها و برنامه های توسعه، از دغدغه ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی ها و برنامه های توسعه و نوع نظریه های توسعه که مبنای برنامه ریزی بوده اند، ارتباط وثیقی وجود دارد. بنا بر نظریه دلالتی- پارادایمی که رابطه میان «نظریه های توسعه» و «اندیشه سیاسی» را تبیین کرده است و نظریه توسعه را یکی از دلالت های کاربردی اندیشه سیاسی محسوب می کند، یکی از شرایط توفیق استراتژی ها و برنامه های توسعه می تواند به بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه های توسعه بازگردد. از این رو بررسی بنیاد اندیشگانی نظریهها و برنامههای توسعه ضروری به نظر میرسد. در این مقاله، با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی نشان داده خواهد شد که بنیاد اندیشگانی سیاسی «الگوی نیازهای اساسی» که از مهم ترین الگوهای توسعه در دهه 1970 میلادی بوده است، بر اساس اصل «کمترین ضرر برای کمترین افراد» متناسب با اندیشه سیاسی «عدالت به مثابه انصاف» جان رالز است.
۱۵.

اندیشه شناسی سیاسی نظریه مراحل رشد اقتصادی روستو

تعداد بازدید : ۱۴۷۳ تعداد دانلود : ۵۸۰
شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژی ها و برنامه های توسعه، از دغدغه ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی ها و برنامه های توسعه و نوع نظریه های توسعه که مبنای برنامه ریزی بوده اند ارتباط وثیقی وجود دارد. بنابه نظریه دلالتی _ پارادایمی که رابطه بین نظریه های توسعه و اندیشه سیاسی را تبیین کرده است و نظریه توسعه را یکی از دلالت های کاربردی اندیشه سیاسی محسوب می کند، یکی از شرایط توفیق استراتژی ها و برنامه های توسعه می تواند به بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه های توسعه بازگردد. در این مقاله، به اندیشه سیاسی پشتوانه نظریه «مراحل رشد اقتصادی روستو» که از اولین و مهم ترین نظریات توسعه می باشد و در دهه 1960 میلادی، موجب تثبیت تفکر این دوره، یعنی «توسعه» به مثابه «رشد»، شده است، پرداخته می شود و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، نشان داده خواهد شد که چگونه بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه «مراحل رشد اقتصادی روستو» بر اساس اصل «بیشترین فایده برای بیشترین افراد» متناسب با اندیشه سیاسی فایده گرایی بنتام است.
۱۶.

دلالت های دوبُنی در اندیشه سیاسی در ایران (قرون 5-7 هجری)

کلید واژه ها: دین عدالت سیاست اندیشه سیاسی وزیر اقتدار نصیحة الملوک دلالت های چهارگانه نصیحت نامه نویسی نصیحت العموم حکمران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۵ تعداد دانلود : ۶۸۲
اندرزنامه های باستانی، سیاست نامه ها و نصیحت الملوک ها همه مصادیقی از اندیشه سیاسی هستند که می توان از آنها با نام مشترک «نصیحت نامه» یاد کرد. این نوع گفتار با معیارهای مختلفی تفسیر و تحلیل شده است. این نوشتار با تحلیل محتوای چند متن نصیحت نامه ای یعنی سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی، نصیحت الملوک امام محمد غزالی و بوستان، گلستان و نصیحت الملوک سعدی نشان می دهد که چهار گونه دو بنی یعنی «نصیحت الملوک-نصیحت العموم»، «دین مداری-سیاست»، «اقتدار-دادگری» و «حکمران-وزیر»، مقوم هر متن نصیحت نامه ای است.
۱۷.

اندیشه شناسی سیاسی الگوی تعدیل ساختاری

تعداد بازدید : ۶۴۵ تعداد دانلود : ۴۴۸
شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژی ها و برنامه های توسعه، از دغدغه ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی ها و برنامه های توسعه و نوع نظریه های توسعه که مبنای برنامه ریزی بوده اند ارتباط وثیقی وجود دارد. بنا به نظریه دلالتی-پارادایمی، که رابطه بین «نظریه های توسعه» و «اندیشه سیاسی» را تبیین کرده است، و نظریه توسعه را یکی از دلالت های کاربردی اندیشه سیاسی محسوب می نماید، یکی از شرایط توفیق استراتژی ها و برنامه های توسعه می تواند به بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه های توسعه بازگردد. از این رو، بررسی بنیاد اندیشگانی نظریه ها و برنامه های توسعه ضروری به نظر می رسد. در این مقاله، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، نشان داده خواهد شد که بنیاد اندیشگانی سیاسی «الگوی تعدیل ساختاری» که مهمترین الگوی و سیاست توسعه در دهه 1980 میلادی، بوده است، بر اساس اصل «آزادسازی از طریق صیانت از حقوق افراد» متناسب با اندیشه سیاسی «استحقاق» رابرت نوزیکمی باشد.
۱۸.

The Right to Excellence Illumination and Human Rights

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۶۲
In the classical Greek thought, the notion of “right” was concomitant with the “truth”. In the modern era, however, the notion of “right” became intertwined with the primacy of   “possessive individuality”. This primacy was, however, from the outset intellectually challenged. In the light of challenges posed, and by invoking the commonalities between Shahaboddin Suhrawardi and Martin Heidegger, the right to excellence is envisioned here as a maximal theory of “human rights”.
۱۹.

اندیشه سیاسی به مثابه دانشی میان رشته ای: روایتی دلالتی - پارادایمی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۴۵۰
اندیشه سیاسی، آن نوع نظرورزی است که در رشته های متعددی صورت بندی می شود. فلسفه سیاسی، ایدئولوژی سیاسی، الهیات سیاسی، و ادبیات سیاسی شاخص ترین انواع اندیشه سیاسی هستند. اگر چه در یک سیر تاریخی «علم سیاست» به «علم قدرت» تبدیل شد، ولی اکنون بار دیگر برای دست یافتن به «زندگی خوب»، «سیاست اندیشی» به سرآغازهای خود باز گشته است. با توجه به چرخش معرفتی «علم سیاست» به اخلاق، از یک سو، و چرخشی که در مطالعات توسعه و علم اقتصاد به اندیشه هنجاری صورت گرفته است، از سوی دیگر، بهره بردن از تضمنات عملی اندیشه سیاسی، ضرورتی تاریخی به نظر می رسد. در این مقاله، ابتدا به تحلیل ها و نظریه های شاخصی که درباره چیستی اندیشه سیاسی ارایه شده اند رجوع می شود، آنگاه روایت دلالتی _ پارادایمی به عنوان شیوه ای بدیل برای تبیین میان رشته ای اندیشه سیاسی ارایه می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان