مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی

مطالعات میان رشته ای در علوم انسانی دوره دهم زمستان 1396 شماره 1 (پیاپی 37)

مقالات

۱.

جستاری در پویایی میان رشتگی در روند تکاملی سیاست پژوهی علم، فناوری، و نوآوری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
این مقاله به کنکاش در نظریه ها و چارچوب های مفهومی در حوزه بین رشته ای سیاست پژوهی علم، فناوری، و نوآوری می پردازد تا با بررسی میزان بین رشتگی، درجه توانمندی این نظریه ها را در رویارویی با چالش های اصلی سیاست گذاری بسنجد. پرسش این مقاله این است که چه تغییری در طبیعت میان رشتگی این قلمرو دانشی درنتیجه چرخش های نظری در انگاره های مفهومی آن پدیدار شده است. واحد تحلیل، برنامه های پژوهشی حاکم بر حوزه مطالعاتی است که حول محور «شکست»، تکوین یافته اند. ابزار سنجش میان رشتگی این قلمرو دانشی، بنیان های فلسفی این انگاره های نظری است. مقاله حاضر با استفاده از آموزه های کلاین و ولش در بعد هستی شناختی و معرفت شناختی درمی یابد که با توجه به چندرشته ای بودن جامعه علمی این حوزه، اولاً سطح تحلیل از خرد به سطح کلان سیستمی و اکنون به نگرش چندسطحی تحول یافته است؛ ثانیاً به تدریج سهم نگرش های کیفی گرا و تفسیری علوم اجتماعی و انسانی در توسعه نظریه و روش ها بیشتر شده و در پایان، صبغه انتقادی این نگرش ها نسبت به صبغه ابزاری آن ها پررنگ تر شده است. این سه ویژگی، نشان دهنده این است که انگاره های مفهومی نوین در این رشته، قابلیت این حوزه را در رویارویی با معضلات پیچیده سیاست گذاری افزایش داده اند.
۲.

واکاوی تطورسازه توانمندسازی در ایران با رویکرد میان رشته ای

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
برساخت یا سازه توانمندسازی به معنای «قدرت دادن» و «تواناسازی» بارها در رشته های مختلف به عنوان یک سازه میان رشته ای بررسی شده است. معنای این سازه در ابتدای رخداد تحول در دو رشته دین شناسی و جامعه شناسی به سهم بندی یا به اشتراک گذاری قدرت مربوط می شد. در سال های بعد که سازه توانمندسازی در رشته های آموزش و پرورش، روان شناسی، و مددکاری اجتماعی مطرح شد، هدف غایی از طرح آن، افزایش رفاه انسان بود و در حوزه مدیریت، به پیوند توانمندسازی با بهره وری توجه شد. هدف این مقاله، واکاوی تطور سازه توانمندسازی بین رشته های حوزه علوم تجربی، انسانی، و اجتماعی در ایران است؛ بنابراین، با استفاده از روش پژوهش کیفی تحلیل محتوا، داده های موردنیاز از 250 مقاله در سامانه مجله های علمی کشور در رشته های مختلف جمع آوری و با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس23 و تکنیک های آماری کروسکال والیس، تحلیل خوشه ای و کای دو تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که این سازه در رشته های مدیریت بیشتر بر ارتقای بهره وری نیروی انسانی، و در رشته های دیگر، بر ارتقای رفاه انسان و سهم بندی قدرت متمرکز بوده است. علاوه بر این، در ایران سعی شده است، مقوله تعالی انسان با رویکرد اسلامی ایرانی الگو سازی شود. پیشنهاد می شود برای درک درست سازه توانمندسازی و طراحی الگوی جامع، با نگاه میان رشته ای به رویکرد روان شناختی یا رویکرد ساختاری و یا ترکیبی از آن ها توجه شود.
۳.

سبک زندگی؛ عنصر مغفول معماری اسلامی

تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
در ادبیات معماری جهان، معماری اسلامی به عنوان یک سنت تاریخی مهم و قابل اعتنا مطرح شده است. این سنت برای ایرانیان، جایگاه به مراتب بالاتری از صِرف یک سنت تاریخی دارد و به عنوان بخشی از هویت معماری در ایران اسلامی شناخته می شود. نظریه های مختلفی به منظور تبیین معماری اسلامی مطرح شده اند که هرکدام، به پیروی از روشی که اتخاذ کرده اند، بخشی از مختصات معماری اسلامی را مشخص کرده اند، ولی به طورکلی، این نظریه ها به دلیل غفلت از مؤلفه های عملی و انضمامی ای که به طور مشخص می توان آن را در واژه «سبک زندگی»خلاصه کرد، قابلیت کاربست درست و کارآمد خود را در زیست امروزین مسلمانان از دست داده اند. هدف این مقاله، پس از طرح و نقد نظریه های مختلف درباره معماری اسلامیِ مطرح در ادبیات پژوهش، بازگرداندن عنصر «سبک زندگی» به معماری اسلامی است؛ عنصری که به نظر می رسد حلقه گم شده نظریه های معماری اسلامی است و امکان بازگشت معماری اسلامی به متن زندگی اجتماعی ایرانیان را فراهم می کند. «سبک زندگی» به عنوان یکی از اصطلاحات معتبر و رایج در حوزه روان شناسی و علوم اجتماعی، دارای این قابلیت است که به عنوان عنصری کارآمد به تعریف های معماری اسلامی بازگشته و وجوه کارکردی معماری اسلامی را به آن بازگرداند.
۴.

جستاری در شناخت ابعاد بوم شناختی آموزه های مذهبی ظهوریافته در فلات ایران

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۹۹
یکی از موضوعات مهم مورد مطالعه در جغرافیای فرهنگی، بررسی رابطه متقابل محیط و فرهنگ و چگونگی تأثیرگذاری متقابل آن ها بر یکدیگر است. در این راستا، بخشی از عناصر فرهنگی، ازجمله دین و مذهب در سرزمین های مختلف، علاوه بر ریشه های تاریخی و اجتماعی، برآمده از ابعاد و ویژگی های طبیعی فضای جغرافیایی خاستگاه و محیط انتشارشان هستند که به شکل آموزه های دینی خاص در آن فضا، تجلی می یابند. اصولاً بخشی از کارکرد دین، ارائه راه حل برای مشکلات مکانی فضایی است. بدیهی است که ادیان در ایران نیز از این مقوله مستثنا نیستند و بخشی از سرچشمه ظهور آموزه های ادیان موجود در فلات ایران نیز متأثر از بنیادهای طبیعی این فضای جغرافیایی است. در این راستا در این مقاله این پرسش مطرح شده است که شاخص های جغرافیایی طبیعی فلات ایران، چگونه پیش از ظهور اسلام و پس از آن، بر ویژگی ها و نوع آموزه های دینی در این حوزه تأثیرگذار بوده اند؟ در این مقاله کوشش شده است که با رویکردی توصیفی تحلیلی، بنیادها و دلایل بوم پایه ظهور آموزه های دینی در ایران بررسی شوند. یافته های پژوهش، نمایانگر این است که شرایط و ویژگی های طبیعی فلات ایران، ازجمله ویژگی های اقلیمی، هیدرولوژیک، و طبیعی، نقش بسزایی در ظهور ویژگی ها و آموزه های ادیان در ایران داشته اند. به عبارت روشن تر، آموزه ها و اعتقادات ادیان ایرانی، ازجمله مذهب تشیع، تحت تأثیر مستقیم بُعد طبیعی فضای جغرافیایی ایران بوده اند.
۵.

دولت توسعه گرا؛ پیش نیاز تحقق حکمرانی خوب

تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۳۹۹
با درنظر گرفتن طیف معنایی گسترده مفهوم «توسعه»، چنین به نظر می رسد که رفع معضلاتی مانند فقر، گرسنگی، ناامنی، و درنهایت، برقراری عدالت، در گرو دستیابی به توسعه است. دو دسته از نظریه های توسعه ای که چگونگی دستیابی به اهداف پیش گفته را صورت بندی کرده اند عبارتند از: «نظریه دولت توسعه گرا» و «ایده حکمرانی خوب». درحالی که طرفداران دولت توسعه گرا دستیابی به توسعه را مستلزم وجود دولتی قدرتمند و دارای قدرت اجرایی فراوان می دانند، طرفداران ایده حکمرانی خوب، توسعه را در گرو ارتقای کیفیت حکمرانی و ایجاد فضای اعتماد میان دولت و شهروندان درنظر می گیرند. این دو دسته از نظریه ها، چالش های تئوریک عمده ای با یکدیگر داشته اند. این مقاله، با بررسی این چالش ها به این نتیجه رسیده است که نظریه دولت توسعه گرا و ایده حکمرانی خوب، هیچ گونه منافاتی با یکدیگر ندارند، بلکه دولت توسعه گرا پیش نیاز حکمرانی خوب است.
۶.

جامعه شناسی بدن و دلالت های آن در حقوق بشر

تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف این مقاله مطالعه آثار ترنر درباره جامعه شناسی بدن و نسبت آن با حقوق بشر است. اگرچه مطالعه شهروندی در جامعه شناسی معاصر رشد قابل توجهی داشته است، اما از ماهیت حقوق در این رشته به طور گسترده غفلت شده است. تنها در دهه 1990 آثار برایان ترنر، سبب توسعه جامعه شناسی نوین حقوق بشر شد. این مقاله از این مدعا که حقوق بشر موضوعی مشروع و قابل قبول برای پژوهش جامعه شناسان است، دفاع می کند. روش گردآوری داده ها در این مقاله، اسنادی است. مطالعات جامعه شناختی ترنر در حوزه های پزشکی، بدن، حقوق بشر و دین را می توان نمونه ای از مطالعات چندرشته ای و میان رشته ای در قلمرو علوم انسانی دانست. ترنر، در آثار خود تلاش کرده است با بهره گیری از مفاهیم و یافته های جامعه شناسی بدن، سیاست، و انسان شناسی فلسفی، مانند جسمانیت و آسیب پذیری، مبنایی ماتریالیستی برای دفاع از دعاوی عام حقوق بشر بیابد. او جامعه شناسی بدن را پایه ای برای دفاع از مفاهیم جهان شمول حقوق بشر، و گفتمانی جایگزین برای سنت حقوق طبیعی می داند. به زعم وی، حقوق بشر به عنوان نهادی فراتر از شهروندی، جایگزین مناسبی برای شهروندی و چالش های مرتبط با آن است. روی هم رفته، براساس استدلال این مقاله، جامعه شناسی حقوق بشر، اهمیت فراوانی دارد، زیرا مفهوم شهروندی که خود بر عضویت در یک دولت ملت مبتنی است، دارای محدودیت های آشکاری است؛ بنابراین،حقوق بشر به عنوان یک مفهوم جامعه شناختی، مکمل مهمی برای اندیشه موجود شهروندی است.
۷.

تأثیر شاخص های کلان اقتصادی بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها

تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۰۹
در سال های اخیر همواره مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شرکت ها و ابعاد تأثیرگذار بر آن، از دیدگاه حافظان محیط زیست و اقشار مختلف استفاده کننده از گزارش ها و صورت های مالی شرکت ها مورد توجه بوده است. مسئولیت اجتماعی سازمان ها از جستارهای «اخلاق کسب و کار» است که به بررسی نقش شرکت ها در حوزه اجتماع می پردازد. مسئولیت اجتماعی شرکتی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که شرکت باید در راستای حفظ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد. همچنین همواره تأثیر ابعاد مختلف اقتصاد کلان، همچون تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم و نرخ بازده بدون ریسک بر مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شرکت ها، برای طرفداران محیط زیست موضوعی مهم تلقی شده است. مقاله حاضر با هدف بررسی رابطه بین شاخص های کلان اقتصادی با تغییرات سطح افشای موارد مرتبط با اجتماعی و زیست محیطی که در صورت های مالی و یادداشت های همراه این صورت ها، انجام شده است. این مقاله به روش شبه تجربی با بررسی 79 شرکت، در سال های 1380 تا 1393 به صورت میان رشته ای بین حسابداری و اقتصاد انجام شده است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه و داده های تابلویی با روش اثرات ثابت استفاده شده و برای سنجش مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی، شاخص کی ال دی به کار گرفته شده است. نتایج تحلیلی داده های پژوهش و آزمون فرضیه ها نشان داد، بین شاخص های کلان اقتصادی همانند نرخ تورم و تولید ناخالص داخلی و نمره تغییرات افشای مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شرکت ها، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین نرخ بازده بدون ریسک و مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی شرکت ها، رابطه معناداری وجود ندارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۰