حسین آقاحسینی

حسین آقاحسینی

مدرک تحصیلی: استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه اصفهان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۸ مورد.
۱.

سیر تحوّل «تشبیب» در شعر سبک های خراسانی و عراقی

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۸
    قصیده که از کهن ترین قالب های شعر فارسی است، از دیدگاه بلاغیون به چهار بخشِ «تشبیب»، «تنه ی اصلی»، «تخلّص» و «شریطه» تقسیم می شود. این پژوهش در پی بررسی سیر تحوّل تشبیب قصیده در دو سبک خراسانی و عراقی است  و برای دست یابی به نتیجه ی مطلوب، این موضوع را از جوانب گوناگون مطالعه خواهد کرد؛ بنابراین با بررسی آثار منظوم و منثور دو سبک خراسانی و عراقی در پی پاسخ به پرسش هایی از این قبیل است: تشبیب قصاید در طول دوره ی مطالعاتی این پژوهش چه تغییر و تحوّلاتی یافته است؟ تحوّل تشبیب بر چه اساسی بوده و چه عناصری در این زمینه مؤثر بوده اند؟ دیدگاه شاعر به عنوان یک شعرشناس درباره ی مقدّمه ی قصاید چه بوده است؟ آیا تشبیب از دیدگاه نویسندگان متون منثور با دیدگاه شاعران متفاوت است؟ «وجود مضامین اشعار فارسی در محتوای تشبیب در متون سده های ششم تا هشتم هجری علاوه بر تأثیرپذیری و پیروی از مضامین اشعار عرب»، «معرّفی و شناسایی تشبیب»، «بررسی تحوّلی نو در شناخت تشبیب در اواخر قرن هشتم» و «شباهت ساختاری و محتوایی تشبیب در متون منثور» از نتایج این پژوهش به شمار می آیند.
۲.

سبک شناسی روایت (سبک روایت حکایت های حلاج، بر اساس نظریه سیمپسون)

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف پژوهش حاضر آن است که انواع مؤلفه های سبک شناسی روایت را در چند حکایت بررسی کند. این پژوهش بر روی سه حکایت منظوم عرفانی از عطار با محوریت شخصیت حلاج انجام شده است. پرسش های بنیادین پژوهش این است: الف) مؤلفه های سبکی روایی مبتنی بر کدام سازو کارهای سبک شناسی روایت تبیین می شود؟ و ب) این مؤلفه ها چگونه در گفتمان روایی نمود پیدا می کند؟ این پژوهش به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی است و از متدلوژی سیمپسون در کتاب سبک شناسی بهره گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که با تحلیل فرایندها، میزان مشارکت شخصیت های داستان مشخص می شود. درخصوص زاوی ه دید زمانی نیز چون هر سه حکایت حول محور شخصیت حلاج است، به زمان خاصی اشاره نمی شود. درنگ توصیفی مثال دیگری از این زاویه دید است و تداوم متن در حکایات طولانی تر از تداوم داستان است. البته، در حکایت دوم روایت خلاصه و فشرده بیان می شود. طبیعتاً از منظر زاویه دید مکانی و روانی اشاره به مکان چندان موضوعیت ندارد؛ چون تبیین جایگاه و مقام حلاج مدنظر نویسنده است. وجهیت در حکایات حلاج چند ویژگی دارد: اول، چون راوی با گفتار مستقیم احساسات و حالات حلاج و شخصیت عاشق را روایت می کند، وجهیت مثبت است. این موضوع را می توان با الگوی فالر آسپنسکی تبیین کرد. درخصوص گویش فردی، واژگان به کار رفته عکس العمل عاشق بعد از رویارویی با خاکستر معشوق (حلاج) و یافتن نشانی از او را بیان می کند که بسیار با بافت عارفانه داستان هم خوانی دارد. هر سه حکایت حلاج در قالب «ساختار متنی» لباو قابل بررسی است. درخصوص بینامتنیت نیز دو حکایت «حلاج بر سر دار» و «حلاج با سر بریده در خواب» در متون دیگر نقل شده اند.
۳.

کارکرد تزیینی، توضیحی و نمادین اوصاف در منظومه های غنایی با تکیه بر لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و سلامان و ابسال جامی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
شاعران منظومه های روایی در آفرینش روایتی جذاب، از وصف برای شخصیت پردازی و فضاسازی استفاده می کنند. ژنت به بررسی وصف و ارتباط آن با روایت و روایتگری پرداخته است. وی برای اوصاف، کارکرد تزیینی، توضیحی و نمادین قائل می شود. در این پژوهش، کارکردها در سه منظومه غنایی لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و سلامان و ابسال جامی، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است تا میزان و کیفیت استفاده از اوصاف با کارکردهای گوناگون، در هر منظومه مشخص گردد و در نهایت به این پرسش پاسخ داده شود که اوصاف در منظومه های غنایی غیر از کارکرد تزیینی، چه کارکرد دیگری دارد؟ نتایج حاصل از تحقیق بیانگر اینست که علی رغم باور غالب که کارکردِ نمادین، ویژه متون عرفانی و رمزی است، در سه منظومه غنایی موردنظر، کارکرد نمادین اوصاف، مفاهیم زیادی را در متن گنجانده است، اما با توجه به تفاوت های موجود در روایت سه منظومه برای درک مفهوم نمادین اوصاف باید به حوزه جغرافی، قبیله، قوم، مذهب و تاریخ رجوع شود؛ از این رو برای درک مفاهیم اوصاف با کارکرد نمادین، از نشانه شناسی استفاده شده است. براعت استهلال یکی از انواع کارکرد توضیحی اوصاف است که بیشتر در لیلی و مجنون یافت می شود و برای کارکرد تزیینی اوصاف در منظومه سلامان و ابسال موردی یافت نشد.
۴.

تحلیل زبان عرفانی روزبهان بر اساس الگوی مربع تنشی

تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۸
یکی از وجوه اهمیت روزبهان بقلی از عارفان قرن ششم هجری، بازتاب گسترده تجربه های عرفانی، در آثار وی است. تحلیل زبان عرفانی ویژه او با استفاده از الگوی مربع تنشی امکان پذیر است. فرایند تنشی گفتمان نشان می دهد زبان عرفانی، کنشی ایستا و از پیش تعیین شده نیست، بلکه روند همیشگی صیرورت و سیالیت تجربه عرفانی در ساحت زبان است و فرایند زنده «شدن» را بازمی نماید. فرایند تنشی با استفاده از تعامل دو بعد شناختی و عاطفی گفتمان و به واسطه اصل سیالیت نشانه ها، رابطه های هم سو و ناهم سو را در زبان عرفانی مشخص می سازد. «عبهرالعاشقین» از جمله آثار روزبهان است که به تجربه عرفانی او در آسمان های عالم معنا و کشف و شهودها و دیدارهایی در «ارض ملکوت» و سپس بازگشت به اقلیم خاک و ابتلای او به عشق می پردازد. این پژوهش به تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین بر اساس الگوی تنشی می پردازد و نشان می دهد که الگوی مربع تنشی در زبان عرفانی روزبهان تابع ساختار افزایشی است و زبان او همچون زبان متون غنایی به درونه زبان متمایل است.
۵.

A Review of the Textual Structure of a Story of Attar and Rumi Focused on Bayazid

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۲
The purpose of this study is to find out how the two patterns of textual structure act in stylistics, and which one is a more suitable choice for this type of research. The textual structure is a pattern for analysis of the story structure, which is presented as a component of narrative stylistics in the book  Stylistics  (Simpson, 2004). This research is conducted on an anecdote from Manteq ot-Tayr and an anecdote from Masnavi with Bayazid Bastami as the main character. The research methodology includes reviewing 6 stages of Labov's model and reviewing 31 functions and 7 characters of Prop's model on different parts of both anecdotes. The results of the study show that although both mentioned patterns are introduced for reviewing the textual structure of a story, though Labov's pattern for the textual structure is more suitable for analysis of mystical poems, and through its review, various aspects of the context of narrative discourse in an anecdote can be understood, Prop's model is more suitable for analysis of folk tales, and matches more with the structure of those tales. In folk tales, as prop believes, the story starts with wickedness (A), shortcoming or a need (a), and through some actions of the intermediary, it leads to marriage (w) or some other actions that are considered as the ending to the story, which we are not encountered in mystical poems. Hence, the application of the above models, which demonstrates the structure of the story, could be useful in narrative stylistics and Labov’s model is more efficient for mystical poetic anecdotes.  
۶.

تحلیل زبان تجریدی روزبهان با الگوی مربع نشانه شناسی

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
روزبهان بقلی از مهم ترین چهره های تصوف در قرن ششم است که زبان عرفانیِ ویژه ای دارد. زبان نزد روزبهان اشکال متنوعی دارد. یکی از این اشکال، زبان تجریدیِ اوست. پژوهش حاضر در پی آن است با استفاده از الگوی مربع نشانه شناختی به زبان تجریدیِ روزبهان بپردازد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش آن است که با توجه به بیان ناپذیریِ تجربۀ عرفانی، به تبیین خصایص زبان تجریدیِ روزبهان و به دست دادن بستری برای فهم تجربۀ او دست یابد. از این رو، نگارندگان پس از تبیین کلیاتی دربارۀ زبان عرفانی او، به نظریۀ بیان ناپذیری زبان عرفان می پردازند تا علت توجه عارف به رویکرد تشبیهی، تنزیهی، سلبی و ایجابی تبیین شود. سپس با تحلیل ساز و کار سلبی، ایجابی، تشبیهی و تنزیهی در زبان عارفان، بستری برای رویارویی با زبان تجریدیِ روزبهان فراهم شود. در ادامۀ الگوی مربع نشانه شناختی معرفی و وضعیت های دهگانۀ نشانه ها تحلیل و بررسی می شود. چنین مطالعه ای آشکار می سازد که زبان تجریدیِ روزبهان از میانِ سه تقابل، یعنی تباین منطقی، تضاد و استلزام، گرایش بیشتری به تباین منطقی دارد. این امر از آنجا ناشی می شود که روزبهان معمولاً از مقوله های کلان و عظیم هستی سخن می گوید که در دو قطب کاملاً متناقض قرار دارند. بنابراین، او گاه این دوگانی ها را کنار هم قرار می دهد و جمع می کند و فراواژۀ «مرکب» می سازد. گاه هر دو مقوله را سلب می کند و فراواژۀ «خنثا» می آفریند و گاه با سلب یکی و ایجاب دیگری «نماگر مثبت» می آفریند. گاهی نیز هم زمان یک مقوله را هم سلب و هم ایجاب می کند و فراواژۀ «بی نام» تولید می کند؛ اما به هر روی، از آنجا که روزبهان از ساحتی سخن می گوید که به تعبیر خودِ وی، انسان عارف گویی ناسوتی است که سرّ لاهوت را به زبان می آورد، از این رو تباین منطقی که مستلزم جمعِ ضدّین است، در زبان تجریدیِ وی بیش از همۀ تقابل ها به چشم می آید. در ضمن، فراواژه های مرکب، خنثی، بی نام و نماگر مثبت که مایه های تجریدی تجربه را افشا می کنند از فراواژه های پرکاربرد زبان تجریدی روزبهان به شمار می آیند.
۷.

شیوه های ترغیب در متون عرفانی با تکیه بر منظومه حقیقه الحقّ یا آینه حقّ نما

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۶۸
ترغیب، در متون عرفانی و دینی جایگاه ویژه ای دارد؛ همچنین مهمتر از تحذیر و عامل هدایت غیرمستقیم افکار عمومی است. جستار حاضر موضوع ترغیب در متن حقیقه الحقّ یا آینه حقّ نما اثر عبداللطیف چشتی را به منظور نشان دادن تلاش سراینده این منظومه در جلب سالکان به سمت عرفان توحیدی و نیز چگونگی جاودانه ساختن نام فرقه متبوع خود یعنی چشتیّه را در تاریخ متون عرفانی بررسی می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و شیوه ای نقادانه (برگرفته از شیوه های جدید زبان شناسی و تحلیل متن با الهام از نظریّات کارکردگرایانه یاکوبسن و لاسوِل) طرّاحی شده و به سبک آنان، ترغیب را در پنج محور عقلانی و استدلالی، جوّ ترغیب، محرّک، مخاطب، پاداش و محتوای ترغیب بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد علاوه بر رعایت امتیازات و آرایه های کلامی که ارزش ادبی فراوانی برای این اثر آفریده، کاربست مناسب و پربسامد ترغیب به عنوان یک شیوه آموزشی، بر غنای تعلیمی این متن افزوده است.
۸.

مشرب عرفانی اوحدی مراغه ای

تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
بررسی و تبیین سنت و مشرب عرفانی شاعرانِ عارف از ارزشمندترین پژوهش های ادبی عرفانی و نخستین گام در شناخت آرا و اندیشه های عرفانی آنان است. درواقع تا مشرب عرفانی یک شاعرِ عارف به درستی شناخته نشود و تا معلوم نگردد جزو کدام یک از دو گروه عارفان سنت اول یا دوم عرفانی است، بسیاری از اشعار عرفانی او را نمی توان به درستی فهمید. در این پژوهش پس از مقدمه، تبیین می شود که اوحدی مراغه ای از عارفان کدام سنت عرفانی (سنت اول یا دوم) است؛ درواقع با بررسی هدف و غایت عارف، روش رسیدن به هدف، موضوعات و مفاهیمی که مطرح کرده است، زبان عرفانی و نظام پرورشی شاعر، آشکار می شود که اوحدی از عارفان سنت اول عرفانی است. پس از آن، مشرب عرفانی او بررسی می شود. برای این بررسی به این مسائل در آثار اوحدی توجه شده است: مبدأ و مقصد سلوک، مراحل میان مبدأ و مقصد، ترتیب مراحل سیروسلوک و مبنای تقدم و تأخر آنها، میزان و نوع تأثیر هریک از مراحل سلوک در سیر استکمالی نفس، ویژگی ها و توانایی هایی که برای پیمودن این مراحل لازم است، راه های فراهم آوردن این ویژگی ها و توانایی ها. با روشن شدن این موارد، مشرب عرفانی اوحدی نیز شناخته می شود.
۹.

بررسی تطبیقی مضامین نوستالژی عرفانی در شعر محمدعلی شمس الدین و عطار نیشابوری

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
تأثیر ادبیات عرفانی فارسی بر ادبیات عربی بسیار درخور توجه است. محمّدعلی شمس الدین از شاعران معاصر عرب است که تحت تأثیر اندیشه های عرفانی عطار نیشابوری قرار گرفته و از مضامین ارزشمند عرفانی او در اشعارش بسیار بهره برده است. این پژوهش با تکیه بر روشی تحلیلی تطبیقی می کوشد تا مضامین نوستالژی عرفانی دو شاعر را بررسی کند. دوری از وطن اصلی و دوری از معشوق حقیقی، مضمون نوستالژی دو شاعر است. نتایج این مقاله بیانگر آن است که شمس الدین، مانند عطار، غربت عرفانی برخاسته از فراق محبوب حقیقی و دوری از وطن اصلی را دریافته است. هر دو شاعر به وطن اصلی خود عشق می ورزند و آن را آرمان شهری می دانند که از آن دور مانده اند و در هجران معشوق حقیقی خود، زبان به شکوه می گشایند. در اشعار این دو شاعر، لیلی به نمادی از معشوق حقیقی تبدیل می شود و هر دو، خواهان فنا و بقا در معشوق واقعی اند. البته شمس الدین به سبب آشنایی با جریان های شعری غربی، از توجه به وطن مادی و معشوق های زمینی خود نیز غافل نیست و در اشعارش بسیار از آنها یاد می کند.
۱۰.

جایگاه تصویر در شعر غنایی (با نگاهی به منظومه های عاشقانه)

تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
تصاویر شعری، حاصل پیوند تجربه های عاطفی شاعر با پدیده ها و وقایع پیرامون او است. به بیان دیگر، احساسات و همچنین مفاهیمی که شاعر در صدد انتقال آنها به مخاطب است، ناگزیر در کالبدی از جنس واژگان و عبارات مطرح می شود و شاعر به مثابه یک هنرمند، با ورود عنصر تخیّل، که برجسته ترین ویژگی کلام ادبی شناخته می شود؛ آن را چونان تابلو نقّاشی عرضه می نماید. بدیهی است که این اثر فاخر می تواند با انبوهی از صناعات بلاغی، رنگی از تکلّف و تصنّع بگیرد و یا با عباراتی ساده و عاری از آرایه های ادبی بیان شود. بی شک تصویری که در عینیت بخشیدن به مضامین درونی و حسّی شاعر موفّق تر است، نسبت به تصویری که مانند یک عکس، به محاکات دقیق دنیای اطراف شاعر پرداخته و قادر نیست احساس و گاه مفاهیم انتزاعی شاعر را بیان نماید، هنری تر خواهد بود. بنابراین از یک سو میزان تصرّف خیال انگیز شاعر در زبان و برجسته کردن آن از رهگذر هنجارگریزی و آشنایی زدایی و از سوی دیگر شیوه ی چیدمان کلمات در بیت و میزان نزدیکی مضامین شعری با تجربه ی شاعر، در زیبایی تصویر اهمیّت زیادی دارد. این تصاویر بنابر شرایط گوناگون از قبیل: سبک فردی و تاریخی شاعر، مخاطبان، محتوا و نوع ادبی اثر، دارای ساختار ویژه ای است. در شعر غنایی، مضامین عاشقانه با پوششی از آرایه ها و بر مبنای احساس فردی شاعر مطرح می شود. در این گونه ی ادبی، ساختار تصاویر شعری به طور ویژه ای با تعریف تصویر در زبان ادبی قرابت دارد. این پژوهش کوشیده است ویژگی های تصاویر شعری و جایگاه آنها در شعر غنایی، با نگاهی به پنج منظومه ی عاشقانه تحلیل شود. این آثار عبارت است از: خسرو و شیرین نظامی، شیرین و خسرو امیرخسرو دهلوی، خسرو و شیرین هاتفی، فرهاد و شیرین وحشی بافقی و خسرو و شیرین شهاب ترشیزی.
۱۱.

جایگاه لولی در ادب فارسی باتکیه بر کلیات شمس

تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
برای لولی (کولی یا لوری) در لغت نامه ها معانی مختلفی بیان شده است. حضور لولیان در ادبیات شفاهی و کتاب های اسطوره و تاریخ کهن و آثار معاصر، متفاوت است. در ادب فارسی این کلمه همراه با ملازماتش در کلیات شمس کاربرد برجسته ای دارد. پیش از مولانا، این واژه تنها در حد یک کلمه، بدون نماد و استعاره و رمز کاربرد داشت؛ اما مولانا لولی را هم رتبه رند حافظ و گاه بالاتر از آن قرار داد. در کلیات شمس، سرنا (ساز لولیان) همراه با رقص، موسیقی، بی خانمانی، کارهای خلاف عادت و دیگر ملازمات لولی (مانند نی در مثنوی ) بسیار معنا می آفریند. بازتاب این واژه در کلیات شمس از چند منظر درخور بررسی است؛ گاهی حضور لولی تنها در سطح نشانه است؛ در این هنگام بیشتر، جزیی از تشبیه به شمار می رود؛ گاهی نیز از نشانه و کلمه فراتر می رود و به صورت یک نماد پرمفهوم عرفانی جلوه گر می شود. نتیجه این پژوهش نشان می دهد لولی و ملازمات آن آن چنان که از نقش آن در غزل مولانا برمی آید برخلاف جایگاهش در متون پیش از مولانا، به یک نماد عرفانی تبدیل شده است؛ نمادی که ایستایی و گمنامی و بی نشانی این واژه را به پویایی و شهرت تبدیل می کند و بسیاری از مفاهیم عرفانی را در آن جای می دهد.
۱۲.

دراسه مقارنه للمضامین الأنطولوجیه لمحمد علی شمس الدین وفرید الدین العطار النیسابوری

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
إنَّ محمدعلی شمس الدین شاعر لدیه اتجاهات عرفانیه وهو متأثر من العطار النیسابوری ومن جمله هذه التأثرات إننا نجد مضامین وجودیه ومفاهیم حول وحده الوجود وکذلک الحیره العرفانیه والرؤی حول الموت والفناء فی أشعاره. ورغم من أهمیه المفاهیم حول المعرفه الوجودیه فی أشعار کلا الشاعرین والتألیفات التی دونت حول هذه المعرفه؛ ولکن لم یتم بحثاً وافیاً حول هذا الموضوع. من أجل هذه الغایه فإننا عمدنا إلی دراسه التأثیر والتأثر بین الشاعرین علی طریقه المدرسه الفرنسیه للأدب المقارن بشکل وصفی وتحلیل المحتوی فی أشعار هذین الشاعرین. ونظراً لتأثر شمس الدین من العرفان الإسلامی الإیرانی والمؤلفات حول العرفان فی الأدب الفارسی، فإننا حاولنا فی هذه الدراسه تبیین کیفیه التشابه والخلاف فی توظیف تلک المضامین من خلال المقارنه بین أشعار شمس الدین والعطار النیسابوری. تشیر النتائج الی أن کلا الشاعرین قد تشابها فی التعبیر عن وحدت الوجود و کذلک نظرتهما الی الموت فإنّها توحی بأنّ الموت ولاده جدیده.  
۱۳.

بررسی نوآوری و کهن گرایی واژگانی در آثار برخی از روایت گران دفاع مقدس

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۵
شاعران و نویسندگان برای بیان احساسات و منظور خود گاه از کلمات و اصطلاحات کهن در زبان و ادبیات فارسی بهره می برند (کهن گرایی) و گاه به نوآوری های متعدد در زمینه خلق واژه و ترکیب روی می آورند و بدین ترتیب دایره واژه های خود را وسیع تر می کنند. در میان شیوه های متنوع خلق آثار در ادبیات دفاع مقدس، خاطره نویسی یکی از مهم ترین رویکردهای روایتگری است. در این پژوهش تلاش می شود ضمن معرفی آثار خاطره نویسی از دوران دفاع مقدس، انواع نوآوری و کهن گرایی واژگانی در آنها بررسی شود. بدین منظور، سیزده اثر از روایتگران دفاع مقدس انتخاب شد. پس از بررسی زبان این آثار در سه گونه معیار، زیرمعیار و فرامعیار، انواع نوآوری و کهن گرایی واژگانی استخراج و در شش دسته مشخص شد: 1) آفرینش واژه ها و ترکیبات نو؛ 2) کاربرد واژه ها، ترکیبات، اصطلاحات بیگانه که خود شامل سه بخش می شود: الف) کاربرد واژه ها و اصطلاحات بیگانه خودکارشده در زبان؛ ب) اصطلاحات و کلمات نظامی و سیاسی؛ ج) کاربرد کلمات دشوار بیگانه؛ 3) کاربرد واژه های بومی؛ 4) کاربرد واژه ها و اصطلاحات روزمره و عامیانه؛ 5) کاربرد نام های خاص؛ 6) استفاده از واژه های کهن. بنابر یافته های این پژوهش، در این آثار کاربرد کلمات بیگانه به شکل های مختلف از همه بیشتر است؛ درمقابل، واژه های نو کمتر استفاده شده است؛ همچنین کهن گرایی یا آرکائیسم نیز در این آثار نمود اندکی دارد.
۱۴.

کاربرد صفت در شعر معاصر

کلید واژه ها: صفت هنجارگریزی زبان معیار زبان شعر هنجارگریزی نحوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۱ تعداد دانلود : ۵۴۸
هنجارگریزی از زبان معیار، انحراف از قوانین حاکم بر همنشینی واژه ها، افزودن قاعده هایی به برونه زبان معیار، به هم ریختن نحو جمله ها و دخل وتصرّف در ساختمان دستوری زبان معمول و متعارف، مجموعه روش هایی است که اغلب شاعران برای برجسته سازی زبان از آن بهره می برند. این برجسته سازی ها به شکل هنجارگریزی هایی صورت می گیرد که خود انواع گوناگونی دارد؛ چون هنجارگریزی نحوی، که کاربردهای خاصّ صفت، زیرمجموعه آن قرار می گیرد. صفت که نقشی فرعی در ساختمان جمله دارد، به دلیل انعطاف پذیری بالا، همواره بستر مناسبی برای دخل وتصرّف شاعران بوده و هنجارشکنی های شاعران در این حوزه، به ویژه در شعر معاصر، تنوّعی چشمگیر در کاربرد صفات ایجاد کرده است.در این پژوهش، با بررسی گونه های انحراف از قوانین حاکم بر کاربرد انواع صفت در شعر معاصر، به اهمیّت صفتدر هنجارگریزی پرداختیم. افزون بر آن، نقش صفت را نیز در غنای دستاوردهای زبانی شعر فارسی بررسی کردیم، و همچنین نشان دادیم که اغلب گونه های هنجارگریزی در ساختمان صفات، در ادبیات قدیم اعمّ از نظم و نثر سابقه دارد و این نوع دخل وتصرف ها، عملاً رویکردی به سازه های زبانی کهن محسوب می شود.
۱۵.

نشانه شناسی تقابل های دوگانه در حکایت «دختر کعب» الهی نامة عطار (با محوریت ترجیحی رمزگان های «رازداری» و «افشاگری»)

تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۸۰
نشانه شناسی تقابل های دوگانه، بررسی شبکة عناصر نشانه ای حاضر یا غایب در متن است که به طور پیدا و پنهان در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و از طریق تقابل با یکدیگر قابل تفسیر یا قابل فهم می شوند. اگرچه این بررسی، امری نسبی است و با قلمرو فرهنگ هر خوانشگر متن ارتباط دارد، کشف روابط نهفته در دل تقابل ها حاکی از نظام پیچیده تری است. کتمان اسرار عشق در عرفان، اصل بنیادینی است که در تقابل با پرده دری های عشق، ما را به تحلیل نشانه شناختی تازه رهنمون می شود. تحلیل نشانه شناسی حکایت دختر کعب از الهی نامة عطار و درک نشانه شناختی معانی این حکایت، در گرو لحاظ کردن لایه های مختلف روایی و زبانی آن است. محور ترجیحی در بررسی این حکایت دو رمزگان «رازداری» و «افشاگری» است. در این پژوهش بر اساس دیدگاه انسان شناسی عرفانی عطّار، تنش مدام بین این دو رمزگان بر بنیاد یک ماجرای عاشقانه در متن منظوم عارفانه، سه گونة تقابل شخصیتی، زیبایی شناختی و معنایی را به تثبیت می رساند و طرح اسباب استکمال روحی و درونی و تحول شخصیت در عرفان به انجام می رسد. این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی و رویکرد ساخت گرا به بررسی نشانه شناسی «تقابل های دوگانه» و واکاوی این تحول بر شالودة سِرگرایی عرفان می پردازد.
۱۶.

رازداری در داستان های عاشقانة شاهنامه (شاخصة مهم ادب تعلیمی)

کلید واژه ها: شاهنامه رازداری داستان عاشقانه ادب تعلیمی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۶۱
رعایت مرزهای اخلاق انسانی، یکی از برجسته ترین خصوصیات شاعران بزرگ ادب فارسی است. خلق آثار ارزشمندی همچون شاهنامه در کنار ارزش های ادبی آن که در اوج زیبایی است به دلیل رعایت اصول اخلاقی بیشترین تأثیر را در برانگیختن خصایل انسانی در مخاطبان خویش داشته است. یکی از مهم ترین این خصایل، رازداری و کتمان سرّ است که در بسیاری از داستان های شاهنامه از جمله داستان های عاشقانه در دو گونة رازداری ممدوح و مذموم دیده می شود. فردوسی با حفظ تعهد به تعلیم اخلاق رازداری، به بیان ماجرای عشق، در گیرودارهای قومی، نژادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی در جامعة نیمه تاریخی و نیمه افسانه ای داستان ها پرداخته است. این آموزه گاه به شکل پند و نصیحت و گاه در عمل و عکس العمل شخصیت ها همراه با بسیاری از ظرایف و نکات، اوج و فرود می یابد. بررسی رازداری در داستان های عاشقانة شاهنامه با توجه به ویژگی ها و عناصر برجسته ای مانند حماسه، عشق، پهلوانی، آیین سوگند و امثال آن اهمیت دارد. بررسی این داستان ها برای اثبات عوامل تأثیرگذار در گسترش تعلیم رازداری و شناخت نقش عناصر اصلی داستان عاشقانه در رازداری های ممدوح یا مذموم و همچنین بررسی تأثیر بن مایه های حماسی و عشق، در پایداری و یا ضعف رازداری اهمیت دارد.
۱۷.

بررسی جنبه های نمایشی حکایت «رابعه، دختر کعب» الهی نامة عطار برای اقتباس تئاتری

کلید واژه ها: جنبه های نمایشی تئاتر ارسطویی الهی نامة عطار حکایت رابعه دختر کعب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۸ تعداد دانلود : ۵۸۵
حکایت رابعه، دختر کعب، از الهی نامة عطار نیشابوری، در بین ده ها حکایت این شاعر و نویسندة صاحب نام، ازجمله معدود حکایت هایی است که حائز ویژگی های نمایشی است. این ویژگی ها که نشأت گرفته از بهره گیری عطار از تصویر و نمایش به جای نقل و توصیف صرف است، به این متن ارزش نمایشی بخشیده است و وجود عناصری چون کشمکش، گره افکنی، بحران، گره گشایی، شخصیت پردازی و صحنه پردازی در بطن ساختار داستانی منسجم و مناسب، همچنین درون مایة ارزشمند و اخلاقی، آن را به متنی مبّدل ساخته است که می توان از آن در ساخت نسخه ای نمایشی (تئاتری) بهره گرفت. مقالة حاضر با دیدگاه ادبیات تطبیقی و به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین جنبه های نمایشی این حکایت بر اساس عناصر تراژدی ارسطویی برگرفته از کتاب فن شعر، می پردازد و ظرفیت ها و جنبه های نمایشی این حکایت کهن ادبی را برای تبدیل به نمایش نامه ای جذاب و تأثیرگذار، به مخاطبان نشان می دهد. علاوه بر آن می کوشد با ارائة تصویری دقیق از عناصر تئاتر ارسطویی، برداشت نسبتاً جامعی دربارة خصوصیات این نوع تئاتر به مخاطب ارائه نماید.
۱۸.

بررسی تحلیلی عشق عذری در لیلی و مجنون مکتبی شیرازی

کلید واژه ها: مکتبی لیلی مجنون عشق عذری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۲۹۵
مکتبی شیرازی از شاعران پایان قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری و یکی از معروفترین نظیره پردازان لیلی و مجنون نظامی است. مشخصة بارز اثر او، چگونگی طرح خصوصیّات عشق عذری در میان برترین مقلّدان نظامی و حتّی خود نظامی است. عشق عذری با توجه به حدیث مشهور پیامبر (ص) سه ویژگی عمده دارد: عشق پاک و عفیف به دور از هرگونه هوای نفسانی 2- مکتوم نهادن راز عشق 3- مرگ عشاق در راه عشق. از دیگر ویژگی های آن، عبارت است از: شدّت گرفتن عشق با گذشت ایّام، کوشش برای دیدار معشوق حتّی به قیمت از دست دادن جان، وجود عوامل بازدارنده، شدّت شور و عشق عاشقانه، وجود یاریگران، طاعنان و حاسدان، پندناپذیری عشّاق، به جنون کشیدن کار عشق ودر پایان مرگ عاشق و معشوق. علاوه بر موارد ذکر شده، از دیگر خصوصیّات منحصر به فرد روایت مکتبی در مورد عشق عذری: ذاتی بودن این عشق در وجود عاشق و معشوق از آغاز تولّد، تحمّل غیر را نداشتن و در مواردی نزدیک شدن عشق عذری به عشق حقیقی و کیهانی است.
۱۹.

جایگاه خبر و انشای طلبی در انتقال اندیشه های تعلیمی خسرو و شیرین نظامی

کلید واژه ها: علم معانی نظامی خسرو و شیرین ادبیات تعلیمی ادبیات غنایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات تعلیمی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت معانی
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۸۹۶
حکیم نظامی از بزرگ ترین شاعران ادب فارسی است که در آثار خود به اندیشه های تعلیمی توجه ویژه دارد. او در غنایی ترین اثر خود یعنی منظومه خسرو و شیرین نیز بسیار به مسائل تعلیمی و اخلاقی اشاره می کند و در این راه به نحو مؤثری از ابزارهای بلاغی و به ویژه علم معانی بهره می برد. این شاعر بزرگ با استفاده از علم معانی و ابزارهای مناسب آن مانند جملات خبری، امری و پرسشی به شیوه ای مؤثر، موفق به انتقال مفاهیم اخلاقی و تعلیم آن ها به مخاطب خود شده است و در عین حال از این طریق حضور مخاطب در متن را نیز برجسته تر نشان داده است. در این پژوهش به بررسی این دسته از جملات و معانی ثانویه آن ها پرداخته شده، لطایف و ظرایف سه مبحث از علم معانی یعنی جملات خبری، امری، پرسشی و نقش و تأثیر آن ها در انتقال مؤثر اندیشه های تعلیمی شاعر در یک متن غنائی تبیین شده است.
۲۰.

رابطة گونة روایی و شتاب منفیِ داستانی با کارکردهای زبان غنایی

کلید واژه ها: شتاب منفی منظومة خورشید و مهپاره گونة روایی کارکرد ادبی زبان کارکرد عاطفی زبان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۵۳۱
نوع غنایی، وسیع ترین نوع ادبی زبان فارسی شناخته می شود که با در برگرفتن شاخه های مختلف با عواطف و احساسات انسانی رابطه دارد. منظومه سرایی عاشقانه که از مهم ترین بخش های ادب غنایی است، بستری مناسب برای پژوهش های ساختاری فراهم می کند، زیرا از یک سو با زبان غنایی و از سوی دیگر با اصول داستان نویسی سروکار دارد. عصر صفوی که دوران رشد و شکوفایی منظومه سرایی عاشقانه است، از این حیث اهمیّت قابل توجهی دارد. خورشید و مهپاره از منظومه های نسبتاً طولانی عصر صفوی است که پژوهشگران کمتر بدان توجه داشته اند. پیرنگ کامل این اثر با داشتن چهار داستان فرعی، نگارندگان را بر آن داشت تا الگوی زبان غنایی را با استفاده از این منظومه استخراج کنند و روابط میان گونة روایی و شتاب منفی را در آن تبیین کنند. با توجه به نقش های شش گانة زبان، زمانی که گونة روایی بر راوی متمرکز است، (+) عملکرد عاطفی زبان و زمانی که کنشگران در محور توجه قرار می گیرند، (+) عملکرد ادبی زبان به اوج می رسد. از سوی دیگر شتاب منفی معلول توصیف ها، عمل ذهنی و تفسیر است. اوصاف آفاقی و بیرونی با کارکرد زبان ادبی و عمل ذهنی انواع شکوائیه، نجوی، واگویه و... با کارکرد عاطفی زبان غنایی ارتباط مستقیم دارد. کارکرد القایی نیز بسیار کم رنگ و در بخش های تعلیمی و تفسیری منظومه نمود یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان