مطالب مرتبط با کلیدواژه
۵۸۱.
۵۸۲.
۵۸۳.
۵۸۴.
۵۸۵.
۵۸۶.
۵۸۷.
۵۸۸.
۵۸۹.
۵۹۰.
۵۹۱.
۵۹۲.
۵۹۳.
۵۹۴.
۵۹۵.
۵۹۶.
۵۹۷.
۵۹۸.
۵۹۹.
۶۰۰.
معماری
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
59 - 90
حوزههای تخصصی:
از موضوعات مهم، چگونگی ارتباط و برهم کُنش فرهنگ معنوی و مادی است؛ معماری به مثابه فرهنگی مادی دامنه وسیعی دارد و گستردگی این دامنه سبب ارتباط آن با علوم متعددی شده است که برخی از آن ها زیرمجموعه علوم غریبه اند و نشان از تأثیر فرهنگ معنوی بر مادی دارد. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی کاربرد شاخه های مختلف علوم غریبه در مراحل مختلف شکل گیری معماری است و با هدف واکاوی بخشی از ارتباط علوم غریبه با معماری با استناد به متون تاریخ و جغرافیا نوشته شده است که از دید پژوهشگران دیگر مغفول مانده است؛ بنابراین، این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی تلاش دارد ارتباط معماری و علوم غریبه را از جنبه های گوناگون بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مرحله پایه گذاری شهرها و بناها از علوم اختیارات نجوم (شاخه ای از هیمیا) و برای ساخت بنا از کیمیا، سیمیا، هیمیا، لیمیا و ریمیا استفاده شده است؛ همچنین در مرحله بهره برداری، از طلسمیات به مثابه عناصر الحاقی معماری در قالب حجاری، نقاشی و کتیبه استفاده می شده است. مستندات نشان می دهد از بین علوم غریبه، نقش طلسمیات در معماری و شهرسازی بیشتر از سایرین بوده است و عناصر الحاقیِ تصاویر و کتیبه ها از ابزار اصلی به کاررفته در فضاهای معماری بوده است که ساحران و طلسم سازان برای مقاصد متفاوتی مانند حفاظت، آبادانی و یا تسخیر افراد استفاده می کردند. این طلسم ها در قالب تصویر شامل نقوش انسانی، حیوانی، پرندگان، مخلوقات عجیب و تصاویر نجومی بوده است.
درون بودگی و حدوث آن در فضای داخلی شهری
منبع:
اندیشنامه معماری داخلی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
10 - 32
حوزههای تخصصی:
درون و بیرون و ارتباط آنان با یکدیگر، از موضوعاتی هستند که همواره مورد علاقه صاحب نظران بوده اند. در نگاهی جامع، درون اغلب به عنوان فضای خصوصی و بیرون به عنوان فضای عمومی قلمداد شده است. حال آن که امروزه، این مفاهیم از تعاریف گذشته خود فاصله گرفته اند و دوگانگی و مرز میان آن ها به صورت بنیادین در حال تغییر و بازنگری است. جامعیت این مفاهیم باعث شده تا این تغییر و بازنگری به حوزه های فضای شهری و فضای داخلی نیز راه یابند. هدف این مقاله بازتعریف فضای شهری _به عنوان فضای عمومی_ از دیدگاه فضای داخلی _به عنوان فضای خصوصی_ و چگونگی تجلی کیفیت درون ذیل مفهوم «درون بودگی» در فضای شهری است. در این راستا، ابتدا درون بودگی و تعاریف آن از دیدگاه صاحب نظران این حوزه بیان گردید؛ و در ادامه مفاهیم «فضای داخلی عمومی» و «فضای داخلی شهری» ذیل مفاهیم درون و بیرون و حوزه های عمومی و خصوصی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفتند. در ادامه به ارتباط فضای داخلی شهری با درون بودگی از دیدگاه صاحب نظران پرداخته شد؛ و در آخر با استفاده از مولفه های به دست آمده از بررسی منابع کتابخانه ای در رابطه با درون بودگی و عوامل موثر بر ادراک آن، نحوه حدوث آن به شیوه های مختلف در فضای شهری، در چند عکس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. لذا به صورت کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، به چگونگی تجلی درون بودگی در فضای بیرونی و شهری پرداخته شد و این نتیجه حاصل آمد که در تلاقی مفهوم درون بودگی و فضای شهری، دو بعد کالبدی و روانی نمودار می شود. از هم افزایی درون بودگی و ابعاد کالبدی، فضای داخلی شهری معنا می یابد؛ و از هم افزایی درون بودگی و ابعاد روانی، درون بودگی شهری معنا می یابد؛ که هر دو وسیله ای است در جهت التیام گمگشتگی انسان در جهان پیرامون از طریق بازتعریف خود و هویت خود، در دنیایی که انسان در آن غریب است.
سنجش و مقایسه تأثیرپذیری حس تعلق زائر از حس مکان با تأکید بر مؤلفه های آن در بناهای زیارتگاهی، مطالعه موردی: زیارتگاه علی ابن مهزیار در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر تحلیل و شناسایی عوامل مؤثر بر حس مکان در بناهای زیارتگاهی و ارتقا این عوامل برای درک عمیق تر حس مکان در این بناها است. روش تحقیق توصیفی -تحلیلی بوده و حجم نمونه براساس جدول مورگان 78 نفر تعیین گردید. آنچه این پژوهش را با پژوهش های مشابه متمایز می سازد، تحلیل و بررسی مؤلفه های حس مکان در زیارتگاه علی ابن مهزیار به عنوان شاخص ترین بنای زیارتگاهی درون شهری اهواز است که تاکنون در این زمینه پژوهشی تدوین نشده است. نتایج آزمون پیرسون ضمن تأیید همبستگی تمام معیارها و زیر معیارها با حس مکان، نشان داد. متغیر آرامش و معنویت بالاترین و متغیر امنیت پایین ترین ضریب همبستگی را با میزان حس مکان دارد. طبق نتایج آزمون رگرسیون خطی، ابعاد ادراکی و کالبدی بیش ترین اثر و ابعاد عملکردی و اجتماعی تأثیر کم تری در القاء حس مکان را دارند. نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر چهار مؤلفه کالبدی، معناشناختی، اجتماعی و خدمات، مؤلفه های دیگری بر ایجاد حس مکان در بناهای زیارتگاهی دخالت دارند. بنابراین می توان ضمن توجه به ابعاد پنهان مؤثر، با فراهم نمودن زمینه برای دو مؤلفه کالبدی و معناشناختی به تعمیق حس مکان میان زائران در بناهای زیارتی دست یافت. مؤلفه کالبدی از طریق نشانه ها و نمادها، بافت، مصالح، رنگ، نورپردازی، و مؤلفه معناشناختی از طریق تزیینات مزین به آیات قرآنی، استفاده از نقوش اسلیمی ایرانی و کاشی کاری، می تواند حس آرامش و معنویت در زائرین و در نهایت القای حس مکان و هویت بخشی به اماکن زیارتگاهی را موجب شوند.
ارائه مدل مؤلفه های تأثیرگذار با رویکرد قرآنی در معماری مسکن آپارتمانی معاصر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۷
275 - 288
حوزههای تخصصی:
توجه به کمیت و عدم توجه به کیفیت و تهی بودن مسکن آپارتمانی از معنا، عدم ارتباط معنادار، بین فرهنگ معماری مسکن ایرانی اسلامی و معماری مسکن آپارتمانی تقلیدی، وارداتی غربی، باعث گسست هویت، پیوند معماری مسکن ایرانی اسلامی، با گذشته ی درخشان تاریخ معماری این سرزمین شد. بنابراین این پژوهش با سوءال: مؤلفه های تأثیرگذار با رویکرد قرآنی در معماری مسکن آپارتمانی معاصر کدامند؟ و با هدف ارائه مدل مؤلفه های تاثیرگذار با رویکرد قرآنی در معماری مسکن آپارتمانی معاصر تهران. انجام گردید. این تحقیق بروش کمی _کیفی (ترکیبی: Mixed Method) بصورت همزمان و در سه فاز مکمل هم انجام شد. اهم مؤلفه های تحصیل شده تاثیر گذار در معماری مسکن آپارتمانی معاصر پس از ادغام و پایش 33 مورد بود که در جدول شماره 6 بخش تاثیرگذاری زیاد آن، نشان داد: 12% مؤلفه ها در معماری مسکن آپارتمانی معاصر و 88% در معماری مسکن سنتی تاثیرگذار بوده است. و اخص مؤلفه ها که به عنوان موئلفه های نهایی (مدل) معرفی شدند با درصد اهمیت آنها به عنوان یک مدل ارزشمند اسلامی، عبارتند از: آسایش و امنیت 98%، محرمیت 96%، کرامت انسانی94%، عبودیت و بندگی 94%، حریم خصوصی 92%، ایمنی، استحکام و استواری 92%، تواضع و فروتنی 90%، عوامل زیستی پایدار 90%، خلاقیت 88%، فعالیت پذیری 82%. در بررسی تطبیقی نتایج این پژوهش و شش مقاله در خصوص مسکن مهر، مؤلفه های بدست آمده از نتایج پژوهش حاضر جامعیت مادی و معنوی کامل تری دارند. در بخش بررسی آسیب شناسی معماری مسکن آپارتمانی معاصر بعلت کم رنگ شدن و فقدان مؤلفه های تاثیرگذار ، معماری فضاهای مختلف آپارتمانی آسیب جدی دیده اند. کاربرد این پژوهش می تواند در برنامه ریزی وزارت راه و شهر سازی، وزارت کشور و شهرداری ها و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، سازمان نظام مهندسی کشور، برای کنترل، نظارت و هدایت، به عنوان الگویی برای مسکن اسلامی در شهر و روستا باشد. پیشنهاد می گردد پژوهشگران آینده همین تحقیق را بارویکرد کتاب های مقدس آسمانی دیگر در سایر نقاط جهان انجام و نتایج آن را با این پژوهش مقایسه کنند.
ارزیابی معماری مدرن در کوچک سازی تفکیک های شهری و پیامدهای آن بر اراضی کشاورزی
منبع:
کولوژی انسانی سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
393 - 404
حوزههای تخصصی:
اهداف : بیش از پنج دهه از تهیه طرح های شهری در قالب طرح های هادی و جامع شهر به عنوان ابزارهای قانونی هدایت و کنترل توسعه ی شهر در ایران می گذرد لیکن بررسی وضع موجود شهرها حاکی از شکاف زیاد میان واقعیت ها و تصاویر ارائه شده در طرح مذکور است. این طرح ها به منظور ایجاد زمینه توسعه کالبدی موزون و هماهنگ تهیه می شوند، گرچه تغییرات قابل توجهی در منطقه بندی کاربری ها و رعایت ضوابط و مقررات ساختمانی داشته اند اما بنا به دلایلی به تمام اهداف اصلی مورد نظر دست نیافته اند که از این جمله می توان به عدم توانایی در کنترل روند فزاینده ی تبدیل اراضی کشاورزی و باغات به کاربری مسکونی و سایر کاربری ها اشاره نمود. هدف این مطالعه ارزیابی معماری مدرن در قالب طرح های توسعه شهری در کوچک سازی تفکیک های شهری و پیامدهای آن بر اراضی کشاورزی در شهر زنجان می باشد.روش تحقیق: این تحقیق از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای آمیخته کیفی-کمی و پیمایشی با رویکرد اکتشافی بوده و از نظر هدف از نوع کاربردی است . جامعه آماری نیز متشکل از دو گروه کارشناسان اداره راه و شهرسازی و جهاد کشاورزی که براساس روش گلوله برفی 30 نفر انتخاب شدند و شهروندان شهر زنجان بوده و از محلات با تفکیک های متفاوت که بصورت تصادفی سیستماتیک 142 نفر انتخاب شدند.یافته ها: یافته های حاصل ازروش دلفی و آزمون t تک نمونه ای که ماحصل پخش پرسشنامه مابین دو گروه نخبگان و شهروندان بود ؛ نمایانگر پیامدهای معماری مدرن در عدم توجه به فضاهای باز و نیمه باز و حذف حیاط و جایگزینی آن با بالکن که از نتایج کوچک سازی مسکن بوده است. نتایج: نتایج حاصل از تحقیق به آسیب شناسی طرح های توسعه شهری درکوچک سازی مساکن شهری به همراه عدم توجه به نظام باغشهری و پیامدهای آن در تغییر کاربری اراضی کشاورزی پرداخته است. لذا پیشنهاد این تحقیق در گنجاندن نظام باغشهری در طرح های توسعه شهری است که تاحد زیاد از قربانی شدن اراضی کشاورزی درجه اول به نفع خانه باغها جلوگیری می کند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتخاب نوع معماری و پهنه بندی براساس شرایط اقلیم (مورد مطالعه: کلان شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتخاب نوع معماری و پهنه بندی براساس شرایط اقلیم با روش بهترین و بدترین بود. جهت گرداوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. ابزار گرداوری داده ها بانک های اطلاعاتی مربوط به اقلیم شناسی در کلان شهر اهواز می باشد. جهت تعیین وزن هر یک از عوامل با توجه به نظرات خبرگان و ANP استفاده شد و با توجه به وزن هر یک نیز رتبه بندی عوامل صورت گرفت. یافته ها نشان داد در بین اوزان بدست آمده جلوگیری از نفوذ آلودگی با وزن (0.099)، ساعات آفتابی با وزن (0.097) و دسترسی با وزن نسبی (0.096) دارای بیشترین اوزان در بین زیر شاخصهای بدست امده است که در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند. سایر اوزان با توجه به وزنهای بدست آمده در سایر رتبه ها واقع شدند. سایر اوزان با توجه به وزنهای بدست آمده در سایر رتبه ها واقع شدند.
تاثیر عوامل موثر در گسست هویت مسکن معاصر شهر تبریز (مطالعه موردی محله ولیعصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ ویژنامه ۱
159 - 170
حوزههای تخصصی:
هویت شهری مجموعه ای از ارزشها است که اصطلاحات مختلف فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی را در بر می گیرد و یک شهر را از بقیه جدا می کند. در این میان معماری و برنامه ریزی شهری نقش بسیار مهمی در حفظ هویت و فرهنگ یک جامعه دارد، در ایران با ورود مدرنیته به کشور، در شهر تبریز هم بدون توجه به هویت – فرهنگ، معماری تبریز را تحت تاثیر قرار داد باعث بروز بی هویتی در شهر و مسکن معاصر در شهر تبریز شده است. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر دگرگونی بنیان های اندیشه ای در گسستگی هویت مسکن معاصر شهر تبریز است. تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل همه متخصصین، اساتید متخصص در این زمینه بوده، حجم نمونه برابر 12 نفر از خبرگان و اساتید می باشد. پایایی برابر 585/0 بدست آمد. برای تجزیه تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد که ابتدا از طریق نرم افزار SPSS، داده ها را آنالیز و سپس برای تبیین مدل نهایی از نرم افزاز Smart PLS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بیشترین تاثیر بر گسست هویت مسکن معاصر از نظر دگرگونی بنیانهای اندیشه ای، به فراموشی سپردن و تخریب وسیع هر آنچه مربوط به گذشته با بار عامی 92/0 و تولید نمونه های شاخص در شرایط گلخانه ای اندیشه با بار عاملی 20/0 کمترین تاثیر گذاری را داشته اند. بنابراین بین دگرگونی اندیشه ای و گسست هویت معماری در مسکن معاصر ولیعصر تیبریز رابطه مستقیمی وجودارد.
تبیین نسبت رابطه انسان و مکان در فرآیند طراحی معماری با رویکرد پدیدار شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه رویکرد پدیدارشناسی اساسا بحثی فلسفی است که از سوی فیلسوفان بزرگی چون هوسرل، هایدگر، مرلوپونتی و باشلار شرح و بسط یافته است، اما دامنه نفوذ و تاثیر آن هرگز بر فلسفه محدود نگردیده است، بلکه عرصه های مختلف دانش و هنر از دین و جامعه شناسی گرفته تا نقد هنری را در بر گرفته است. در این میان معماری و شهرسازی جایگاه ویژه ای دارد. زیرا پدیدارشناسی فلسفی توانست نقطه عزیمت مطمئنی را برای آنها فراهم آورد و افقی نو به روی درک و دریافت معماری و محیط بگشاید. در این پژوهش از روش نظریه زمینه ای برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی استفاده شده است. در این راستا، با انجام مصاحبه های باز و عمیق نسبت به گردآوری اطلاعات اقدام شده و عناصر و اجزای بازنمونی مؤلفه ها، تحت 16 مفهوم اولیه شناسایی و کدگذاری باز گردیده و در نهایت 4 مولفه اصلی شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، حس مکان موجب رابطه احساسات، افکار، تجارب و خاطرات عموما مثبت درباره یک مکان خواهد شد و خط سیر رابطه انسان و مکان اغلب منجر به دلبستگی به مکان می شود. علت ایجاد این دلبستگی این است که مکان ترکیبی حداکثری از ویژگی های مطلوب را برای انسان در پی دارد. الگوی پارادایمی پژوهش نشان می دهد که عوامل موثر در رابطه انسان و محیط در رویکرد پدیدار شناسانه شامل عوامل فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی و زمان، مهم ترین عوامل در رابطه انسان و مکان با رویکرد پدیدار شناسانه هستند.
تحلیل ماهیت نشانه شناختی فرم در بناهای عمومی دوره پهلوی دوم در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران، پژوهش های متعددی در زمینه معناشناسی و نشانه شناختی معماری دوره های مختلف، با دیدگاه های متفاوت انجام شده که در این میان، معماری دوره پهلوی دوم به دلیل تحولات فکری و ساختاری بنیادین، واجد ارزش برای تحقیقات بیشتر و عمیق تر است. در این پژوهش، با تکیه بر نظریات نشانه شناسی، ضمن شناخت بیشتر تحولات فرم معماری در برخی آثار شاخص دوره پهلوی دوم، تلاش خواهد شد معانی و نشانه های قابل تاویل در فرم معماری این دوره شناسایی و تحلیل شود. این پژوهش از نظر محتوا، کمی-کیفی است که با دیدگاه توصیفی-تحلیلی و با در پیش گرفتن نگرشی تحلیلی، با رویکردی نشانه شناسانه و کاربرد آرا و نظرات علمی متخصصان و صاحبنظران این حوزه انجام شده است. قلمرو زمانی پژوهش، بناهای عمومی دوره پهلوی دوم ایران است که در سه دوره مجزا پس از سال 1320 مشتمل بر دوره پهلوی دوم انتخاب شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بازشناسی عوامل موثر بر تغییرات و تحولات رخ داده در ساختار نشانه شناختی معماری معاصر در ایران و تبیین و بررسی این علل و عوامل، کمک بسزایی بر هویت شناسی معماری معاصر ایران خواهد گذاشت. وجه تمایز تحقیق حاضر توجه به ماهیت نشانه شناختی آثار شاخص دوره پهلوی دوم به صورت توام و کیفیت سنجی مطالعات انجام شده در سال های اخیر می باشد.
بازشناسی مانایی مفاهیم نماد، در شکل گیری ماهیت کالبد معماری اصیل سنتی ایران و تأثیرات آن بر معماری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش به نماد و نشانه ها در معماری سنتی، معماری معاصر و حتی معماری مدرن همواره مورد توجه خاص بوده است از زمان غارنشینی بشر و بررسی آثار انسان های اولیه به دلایل فنی و کارکردی نمادها و نقاشی های بر روی دیوارهای غارها انجام شده اند. در طی تکامل بشر و با روی کار آمدن مکاتب، ادیان و فرهنگ ها این روند در طول تاریخ ادامه پیدا کرد و در جامعه ی امروز دیگر کمتر بستری را می توان یافت که در آن نشانی از نماد و نشانه نباشد. به ویژه این امر در معماری معاصر بسیار مشهود است. این پژوهش با هدف بازشناسی مانایی مفاهیم نماد، در شکل گیری ماهیت کالبد معماری اصیل سنتی ایران و تأثیرات آن بر معماری معاصر انجام شد. شیوه پژوهش به روش توصیفی، میدانی با استفاده از اسناد کتابخانه ای و پیمایشی استخراج و نقش نمادها در معماری معاصر مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و اساتید دانشگاه می باشد. با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته داده های تحقیق از حدود 250 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری شد با استفاده از نرم افزار spss و با بهره گیری از آزمون رگرسیون خطی تاثیر ابعاد نمادها در معماری معاصر مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که اشکال هندسی، رنگ ها، نقوش گیاهی، اسلیمی و ختایی، نقوش حیوانی و ارکان آتش، باد، آب و خاک نماد ارکان چهار وضعیت بنیادی ماده بر شکل گیری معماری معاصر اثر مبتنی دارند. از نتایج حاصل از این تحقیق می توان جهت خلق فضاهای با هویت ایرانی اسلامی بهره جست.
شناخت بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان بر اساس ویژگی های معماری در راستای هماهنگی کالبدی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
۳۲-۱۹
حوزههای تخصصی:
بررسی معماری بناها در شهرها از جنبههای شکلی، اقلیمی و تاریخی-تکاملی در راستای هماهنگی کالبدی شهری، حائز اهمیت ویژهای است. شهر زاهدان با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، از بناهای خاصی در دوره پهلوی برخوردار است که سردر این بناها از شاخص ترین بخش های آنها محسوب میشود. در این پژوهش هدف بررسی معماری بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان در راستای هماهنگی کالبدی شهری با تمرکز بر تزئینات است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع کمی-کیفی است. اطلاعات از طریق مصاحبه با 10 کارشناس درباره 13 اثر مهم این دوره در شهر زاهدان گردآوری شده است. از طریق ابزار پرسش نامه و با استفاده از روش AHP، ویژگیهای بناها و همچنین 13 بنای مهم این دوره تاریخی اولویتبندی شدند. بررسی نتایج کمی و مقایسه این بناها بر اساس تزیینات نما نشان می دهد که ساختمان دادگستری با وزن نهایی 247/0 نسبت به 12 بنای دیگر به عنوان مهمترین بنای دوره پهلوی با توجه به ویژگی های مختلف معماری شناخته شده است که در رتبه اول این اولویت بندی قرار گرفته است. رتبه دوم این اولویت بندی اهمیت بناها، مربوط به موزه پست زاهدان با وزن 2020/0 می باشد. همچنین خانه ابویی با وزن 113/0 و خانه شمس به وزن نهایی 092/0 در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. بر اساس نتایج، مجموع کوی کارگران با وزن 014/0 و همچنین مجموعه کوی قدس با وزن 017/0 در رتبه های 13 و 12 این اولویت بندی قرار گرفته اند. بنابراین بر اساس نتایج بناهای دادگستری و موزه پست مهمترین بناهای دوره پهلوی در شهر زاهدان شناخته شده اند که به نسبت دیگر بناها از ارزش و معماری قابل توجه ای برخوردار هستند و می توانند به عنوان الگویی جهت طراحی بدنه معابر شهری مورد استفاده قرار بگیرند.
تأثیر بکارگیری آموزش الکترونیکی سازه های معاصر بر ارتقاء کیفیت یادگیری در رشته معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش الکترونیکی بهعنوان یکی از روشهای آموزش از راه دور، به سرعت در اکثر نظامهای آموزشی گسترش یافته است. آموزش سازههای معاصر و یادگیری آن بهصورت مؤثر و کاربردی به دانشجویان معماری، از مهمترین موضوعات برنامههای آموزشی معماری است. واقعیت مجازی ابزارهای جدیدی هستند که با بکارگیری رایانه و تواناییهای آن، تصور ساختن مفاهیم انتزاعی را امکانپذیر ساخته که تأثیر مثبتی بر یادگیری و انتقال دانش دارند؛ و بهتبع دانشجو بهصورت فعال در فرآیند یادگیری قرار میگیرد. پژوهش حاضر با هدف، بررسی تأثیر آموزش الکترونیکی سازههای معاصر بر ارتقا کیفیت یادگیری دانشجویان معماری، شکل گرفته است. این تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ ماهیت، روش پیمایشی و شیوه تحلیل دادهها، توصیفی تحلیلی است. برای رسیدن به نتایج، دو نوع پرسشنامه تخصصی و عمومی تهیه گردید. جامعه آماری پرسشنامه تخصصی، 33 نفر از اساتید و کارشناسان حوزه معماری و آموزش چندرسانهای و در پرسشنامه عمومی دو گروه از دانشجویانی که درس سازههای معاصر را بهصورت آموزش حضوری و آموزش الکترونیکی دریک بازهی زمانی مشخص گذرانده بودند، به تعداد 50 نفر انتخاب گردیدند. روایی بر اساس اعتبار محتوایی سنجیده و به تائید اساتید از طریق روش دلفی و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ به میزان 756/0 تائید شد. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمونهای تحلیل عاملی و رگرسیون و فریدمن با نرمافزارهای Spss,Lisrel انجام شد. آزمون تحلیل عاملی تأییدی مؤلفههای 4 گانه تأثیر آموزش و یادگیری الکترونیکی بر ارتقا کیفیت یادگیری دانشجویان شناسایی و با میزان بار عاملی بالای 4/0 تائید شدند. با آزمون رگرسیون و میزان ضریب تعیین تعدیل شده[1] مشخص شد، شاخصها به میزان 53% واریانس ارتقاء کیفیت یادگیری را پیشبینی میکند. بر اساس آزمون رگرسیون؛ مؤلفهی بهرهگیری از فناوری دیجیتال بالاترین تأثیر را بر روی ارتقاء کیفیت یادگیری دارد (788/0 beta=). نتایج آزمون ضریب همبستگی نشان دهنده این است که میان انواع تعامل، «یادگیرنده-یادگیرنده» دارای بیشترین اهمیت است. اولویتبندی مؤلفههای تأثیر آموزش و یادگیری الکترونیکی بر ارتقاء کیفیت یادگیری و پیشرفت دانشجویان به ترتیب آزمون رتبهبندی فریدمن عبارتاند از: بهرهگیری از فناوری دیجیتال (96/8)، خود فراگیر (82/8)، واقعیت مجازی (70/8)، تعامل (06/8). طبق نتایج، شاخصهای شبیهسازی، انگیزش، نقش فعال یادگیرنده، همزمانی، محتوا-محتوا، دانشجو- محتوا، مهارت، انتقال محتوا، خلاقیت، ساخت دانش، دانشجو- دانشجو، تفکر-تصمیم، دستیابی به محتوا، دانشجو با استاد؛ به ترتیب اولویت و همبستگی آزمون پیرسون بر ارتقاء کیفیت یادگیری دانشجویان، تأثیر مثبت دارد. در نتیجه آموزش الکترونیکی درس سازههای معاصر به روش واقعیت مجازی باعث ارتقا سطح کیفیت یادگیری دانشجویان نسبت به روش حضوری در رشتهی معماری میشود.
ارزیابی شاخص های کالبدی سپهرهای خصوصی در شکل گیری مرز-فضاهای خاکستری؛ نمونه موردی منطقه 22 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره معاصر، مرزخاکستری یا مرز-فضاهای خاکستری، دستهای از فضاهای بینابینی بوده که بدلیل ماهیت وجودی آنها، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. از آنجاکه میزان امکان رمزگشایی یک فضا به توانایی خوانش از آن فضا بستگی دارد، شناخت عوامل کالبدی تاثیرگذار در کشف مرزهای بینابین معماری و شهر، میسر نخواهد بود مگر با شناخت عناصر تشکیل دهندهی شکل و گونههای تشکیل دهنده فرم شهری، نحوه شکل گیری سیستم فضاهای عمومی و خصوصی، بررسی وضعیت فضاهای همگن و ناهمگن، فضاهای مربوط به حرکت و مکث که همگی در شکلدهی مرز-فضاهای خاکستری حائز اهمیت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، ارزیابی و تدوین معیارها و عوامل و شاخصهای تاثیرگذار در پیدایش این دسته فضاها در منطقه 22 شهر تهران صورت گرفته که با توجه به گونههای کالبدی موجود، در 6 محدوده منتخب، بررسیها انجام شده است. رویکرد استفاده شده در این پژوهش از ترکیب روشهای کیفی و کمی به صورت تو در تو، برای ارزیابی امکان شکلگیری مرز-فضاهای خاکستری استفاده میشود. بدین منظور در گام اول، به منظور انتخاب موضوع مورد مطالعه از ابزار تحلیل محتوی اسناد، مشاهدات میدانی و طرح پرسشنامه استفاده شده است. سپس چهار معیار، دسترسی، نوع مرز، شرایط مالکیت و تنوع کاربری، شناسایی، و تحلیل این شاخصها با استفاده از نرم افزارSocNetV صورت گرفته و در نهایت مقایسهای تطبیقی و توصیفی، میان مشاهدات، ادبیات جهانی و تحلیلهای صورت گرفته در نرمافراز، جهت ارزیابی شاخصهای موثر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد؛ اهمیت فضاهایی با مالکیت خصوصیِ عمومی شده(یا مالکیت عمومیِ خصوصی شده) در پیدایش مرزهای خاکستری بیش از فضاهایی با مالکیت خصوصی یا عمومیِ صرف است. همچنین در ساختمانهایی با شاخصههای کالبدی فرم آزاد و مرزهای نرم و غیرقابل پیشبینی، میتوان شاهد شکلگیری فضاهای خاکستری قویتری بود. در این میان، نقش دسترسی و نحوه ارتباط نقاط و فضاهای موجود، به طور اخص به صورت پیاده، در شکلگیری تعاملات و مشارکت در این فضاها حایز اهمیت است.
تبیین مدل اختصاصی رضایت تحصیلی دانشجویان معماری، بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری (SEM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناسایی و الویت بندی عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در راستای اختصاصی کردن مدل رضایت تحصیلی در رشته معماری انجام شده است که مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال های تحصیلی 1397-1400 بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با بهره گیری از روش کوکران،170 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته، با طیف پنج درجه ای لیکرت، استفاده شده است. ضریب پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ تأیید گردیده است. برای تنظیم پرسشنامه، عوامل رضایت تحصیلی دانشجویان از ادبیات نظری استخراج شده و داده ها با استفاده از دو نرم افزار Spss vs.20 و lisrel.10 و با روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج، نشان از برازش مناسب و مطلوب مدل ارائه شده، دارد. طبق نتایج تحقیق، عوامل«خدمات آموزشی»، «فرهنگی-اجتماعی»، و «هوش عاطفی» به ترتیب بیشترین تأثیر را در میان عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان معماری دارند. در مقابل، عامل "اقتصادی-کارآفرینی» کمترین تأثیر را داشته است. تبیین مدل اختصاصی رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته معماری که مهمترین بداعت پژوهش حاضر به شمار می آید، می تواند گامی در جهت اختصاصی کردن عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته های تحصیلی مختلف باشد و بخش تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها را برای شناخت همه جانبه عوامل تأثیرگذار بر رضایت تحصیلی دانشجویان مختلف ترغیب کند و با بهبود تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های آموزشی و غیر آموزشی، افزایش سطح رضایت تحصیلی دانشجویان را ممکن سازد.
بررسی معیارهای محیطی مهدکودک مطلوب کودکان (نمونه موردی: مهدکودک های شهر ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کودکان سرمایه های با ارزش جامعه می باشند و عوامل متعددی بر رشد مطلوب آنها موثر است. یکی از مهم ترین عوامل، محیطی است که کودک در آن به یادگیری می پردازد. هدف این پژوهش دست یافتن به معیارهای محیطی مهدکودک مطلوب کودکان جهت استفاده در طراحی معماری می باشد. پژوهش حاضر از دو بخش تشکیل شده که در بخش اول از طریق روش کیفی توصیفی به بررسی ویژگی های کودکان از نظر ادراک ذهنی و همچنین تحلیل نقاشی های کودکان بر این اساس می پردازد. جامعه ی آماری در این پژوهش، کلیه ی کودکان مهدکودک های چهار ستاره شهر ارومیه به تعداد 192 نفر دختر و پسر 4 تا 6 سال می باشد و ابزار پژوهش، نقاشی های کودکان تحت عنوان "ترسیم مهدکودک مورد علاقه شان" می باشد. نتایج بدست آمده، نشان می دهد عواملی همچون فضای باز، محل استراحت، طبیعت، امکانات بازی، تنوع رنگ، تنوع فضا، فضای جمعی، روشنایی، دسترسی آسان، مبلمان، امنیت، موسیقی و انعطاف پذیری ویژگی هایی هستند که کودکان از مهدکودک مورد علاقه خود انتظار دارند. بخش دوم پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش کمی است. پس از دستیابی به شناخت عوامل مورد انتظار کودکان، جهت سنجش پایایی تحقیق، پرسشنامه ای به صورت نیمه باز در قالب طیف لیکرت تنظیم و در اختیار 10 نفر از خبرگان این حوزه قرار داده شد. سپس به روش تکنیک دلفی در سه دور بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد عوامل اشاره شده توسط کودکان، معیارهای محیطی مهدکودک مطلوب از دیدگاه متخصصین هستند.
واکاوی مفهوم معماری در امتزاج با رسانه در جهان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۱۷۲-۱۵۷
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش بر آنست تا با توجه به گسترش مرزهای دانش معماری معاصر و ضرورت رویکردهای میان رشته ای بر آن و با کمک نظریه پردازی مبتنی بر بازاندیشی پارادایم و با هدف خلق مفهوم، نظام فکری جدیدی در فضای میان رشته ای از دو پدیده اجتماعی رسانه و معماری طرح ریزی نماید که واکاوی مفهوم خلق شده مستلزم درک معنای اپیستمه به ادبیات فوکویی، تشخص زمانی یعنی عصر جهش رسانه ای حاضر ،عصر آنتروپوسین و تشریح مدل ارتباطی یعنی امتزاج است. روش ها: با رویکردی برخواسته از پارادایم ماده گرایی نوین و با استفاده از الگوریتمی ملهم از شیوه پیرس، نظریات حوزه رسانه و معماری به مثابه داده و با قیاس و استقرا ترکیب و نتایج پس کاوی می شوند. سپس به شیوه پساکیفی مفاهیم جدید در قالب یک گزارش خلق می شوند. با توجه به گستره این نظام، با طرح چند مثال از امتزاج داده ای نظریات رسانه ای در نظریه پذیرفته در پژوهش (معماری به مثابه رسانه)بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های ماخوذ از پس کاوی نظریات تاریخی حوزه رسانه و معماری، شکل دهنده سامانی از گزاره های مفهومی در بستر پساکیفی و با بکارگیری خلاقیت نگارنده را می دهند. نتیجه گیری: این پژوهش حاکی از امکان خلق نظامی دانایی بر مبنای گزارشی ریزوماتیک را می دهند که می تواند با ادبیات فوکویی به نام اپیستمه معماری در امتزاج با رسانه در عصر آنتروپوسین خوانده شود که در بستر رویکرد پژوهش قابل واکاوی است و احتمالا می تواند به عنوان میراثی از معماری معاصر، ساختاری بنیادین در مطالعات میان رشته ای از حوزه رسانه و معماری را پی ریزی نماید. واژگان کلیدی: اپیستمه، معماری، امتزاج، عصر آنتروپوسین، رسانه، معماری معاصر، مبانی نظری معماری، معماری مدرن
شکل گیری مدارس نوین در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۶)
89 - 126
حوزههای تخصصی:
فضاهای آموزشی همواره تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی دستخوش تغییرات شده اند. این تغییرات، به ویژه در معماری مدارس، متناسب با شرایط فرهنگی، نیازهای آموزشی و تأثیرات خارجی شکل گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی- تاریخی است که ترکیبی از تحلیل اسناد و مدارک تاریخی به بررسی سیر تحول معماری مدارس نوین در ایران طی دوره های قاجار و پهلوی اول و دوم (۱۲۵۰ تا ۱۳۲۰ شمسی) می پردازد. روش پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی - کتابخانه ای، بررسی تطبیقی و بازدیدهای میدانی استوار بوده و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که معماری مدارس از اواخر قاجار، تحت تأثیر ورود نهادهای خارجی، میسیونرها و اندیشه های مدرن غربی دگرگون شده است. این تأثیرات در سازمان دهی فضاها، نحوه طراحی ساختمان ها، تغییر در شیوه استقرار کلاس ها و استفاده از مصالح مدرن مشهود است. مدارس از ساختار سنتی درون گرا فاصله گرفته و به سمت برون گرایی و الگوهای فضایی اروپایی سوق یافته اند. از مهم ترین تغییرات کالبدی می توان به تحولات در دستگاه ورودی، حیاط مدارس، افزایش تعداد کلاس ها، تغییر در ابعاد و تناسبات فضاهای آموزشی و ارتقای کیفیت نورگیری اشاره کرد همچنین، تلفیق سبک های معماری سنتی و اروپایی منجر به شکل گیری بناهایی با سبک التقاطی شد که در آن ها، علاوه بر حفظ برخی عناصر بومی، از شیوه های مدرن ساخت، فناوری های جدید و روش های بهینه سازی فضا بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که معماری مدارس نوین در ایران بازتابی از تغییرات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بوده و تحت تأثیر سیاست های کلان کشور در دوران قاجار و پهلوی بوده است. این پژوهش می تواند زمینه ای برای مطالعات تکمیلی در حوزه معماری فضاهای آموزشی نوین، بررسی تأثیرات سبک های وارداتی و تطبیق آن با نیازهای آموزشی معاصر فراهم نماید
مطالعه تطبیقی منشورهای منتخب اخلاق حرفه ای معماری در ایران و کشورهای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
1 - 28
حوزههای تخصصی:
اخلاق و منشورهای اخلاقی تأثیر مستقیم بر کیفیت معماری دارد. هدف این پژوهش مطالعه تطبیقی منشورهای منتخب اخلاق حرفه ای معماری در ایران و غرب جهت بهبود و ارتقای منشورهای اخلاقی معماری در ایران است. این پژوهش از نوع مطالعات تطبیقی است و برای نیل به هدف پژوهش، ابتدا اصول اخلاق حرفه ای با تکیه بر مبانی نظری و پیشینه استخراج شده است. سپس با رویکرد قیاسی به تحلیل محتوای منشورهای اخلاقی معماری در پنج منشور اخلاق معماری در غرب و دو منشور اخلاق معماری در ایران اقدام شده است. مقایسه دو منشور اخلاقی در ایران با پنج منشور اخلاق مورد مطالعه، نشان می دهد که از لحاظ فراوانی مؤلفه های اخلاقی منشور اخلاقی مهندسی ساختمان نسبت به منشور اخلاقی جامعه مهندسان مشاور، با منشورهای غربی مشابهت بیشتری دارد. محتوای بسیاری از مؤلفه های اخلاقی در این منشورها یکسان و هم مفهوم است و در برخی موارد بر اساس زمینه و مسائل غیر اخلاقی موجود در معماری و حوزه ساخت و ساز کشور موردنظر، دارای برخی اصول اخلاقی منحصربه فرد هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که منشورهای اخلاقی بیشتر در راستای تأمین منافع خود حرفه تدوین شده اند. بازنگری منشورهای اخلاقی معماری باید علاوه بر تأمین منافع حرفه معماری و معماران، به ارزش ها و کرامت انسانی توجه ویژه داشته باشد.
طراحی الگوی معماری شبکه های نوآوری بر اساس بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه در ایران
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی الگوی معماری شبکه های نوآوری بر اساس بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه در ایران می باشد. در این پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده شده است؛ زیرا ابتدا با استفاده از روش اکتشافی و بررسی تعداد 64 مقاله در حوزه حکمرانی شبکه های نوآوری و حکمرانی شبکه ای تعداد زیادی پیشران در قالب تحلیل تم به دست آمده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان مرتبط با موضوع در حوزه مدیریت می باشند که به منظور رسیدن به اجماع نظری تعداد 25 نفر با روش مصاحبه به عنوان نمونه انتخاب شدند و اطلاعات موردنیاز جمع آوری گردید. برای تجزیه وتحلیل داده-های کیفی و استخراج عوامل تأثیرگذار بر شبکه های نوآوری و عوامل تأثیرپذیر از آن، از روش تجزیه وتحلیل مضمون (تحلیل تم) استفاده شد. برای شناسایی روابط بین متغیرها و شبکه های نوآوری و حکمرانی شبکه، از مدل سازی ساختاری- تفسیری استفاده شده است. یافته های پژوهش شامل تشریح الگوی شبکه های نوآوری با تمرکز بر بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه و تحلیل نتایج نفوذ- همبستگی است. یافته های پژوهش نشان دهنده این می باشد که سطح همکاری شبکه های نوآوری بر اساس بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه ای در دولت شبکه ای بالا، پایدار و همه جانبه است. مدت قرارداد و روابط شبکه های نوآوری بر اساس بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه ای افزایش پیدا می کند و پایدار می باشد. توانمندی های مدیریت در شبکه های نوآوری بر اساس بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه ای در حال افزایش و همه جانبه می باشد. 18 بعد برای طراحی الگوی معماری شبکه های بهره مندی از مزیت حکمرانی شبکه ای شناسایی شد. نتایج پژوهش حاکی از تأثیرگذاری ساختار شبکه و تخصصی سازی بر روابط و قراردادهای بخش عمومی و خصوصی، اکوسیستم نوآوری و درنتیجه اقتصاد پایدار دارد.
پژوهشی در الگوهای طراحی معماری در توسعه محیط شهری؛ اهمیت، ضرورت و نمونه های کاربردی در تعالیم اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
103 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه وهدف: اسلام به عنوان شریعتِ تضمین کننده سعادت بشر،برای پاکسازی اعتقادات و اعمال انسان ها اصول وقواعد خاصی را تعیین کرده که افراد را از امیال پوچ واندیشه های بیهوده رها می سازد،و به زندگیِ هدف دار رهنمون می نماید.هدف از این مقاله، شناخت وتحلیل اهمیت، ضرورت ونمونه های کاربردی الگوهای طراحی معماری در تعالیم اسلامی است. انجام تحقیقات هدفمندِ علمی در راستای تبیین الگوهای طراحی معماری بر اساس تعالیم اسلامی،به سلامت سبک زندگی،ارتقای روابط کاری، شکوفایی خدمات مهندسی ودوری از انحرافات منجر خواهد شد. روش: روش تحقیقِ این پژوهش توصیفی و تحلیلی، و مطالب آن به صورت کتابخانه ای و استفاده از منابع اینترنتی جمع آوری شده است. یافته ها: مهم ترین الگوهای طراحی معماری که مطابقت بیشتری با آموزه های اسلامی دارند عبارتند از: به کارگیریِ باورهای درست، تکیه بر ارزش های الاهی وتوجه به هویت اسلامی، توجه به بعد روحی ومعنوی انسان، پرهیز از تجمل گرایی واَشرافی گری، پرهیز از خودنمایی، شهرت طلبی وفخرفروشی درساختمان سازی، توجه به طبیعت، باد وخورشید، توجه به قداست واهمیت مسکن، توجه به وسعت مسکن، اهمیت استحکام بنا، دقت در آپارتمان سازی وآپارتمان نشینی، اهمیت ارزش حیا، حفظ حریم ها وحرمت ها، حفظ ارزش مَحرمیّت، مراعات حقوق شهروندی، توجه به کودکان، سالمندان ومعلولان، اجتناب ازمُنکَرات شهروندی، رعایت حق الناس، عدم اِشراف به مِلک همسایه، رعایت ضوابط بازشوها وپنجره ها، عدم تقلید از فرهنگ غرب و اهتمام به ضوابط نمای ساختمان. بحث ونتیجه گیری: دین اسلام که ب رای نیکبختی و موفقیت بشر در ابعاد مختلف برنامه ریزی دارد، م عماری وجایگاه آن را نادیده نگرفته وسفارش های گوناگونی پیرامون آن مطرح کرده اس ت. آیات وروایات، گواهی بر ضرورت واهمیت معماری والگوهای مستخرج از آن در اسلام است. اسلام، شاخص های منحصر بفردی از مسکن مناسب و درخور انسان مسلمان را تبیین م ی کند ک ه توجه به هر یک تأمین کننده سعادت دنیایی وآخرتی انسان است. توجه به این شاخص ها ونمونه های کاربردیِ آن، گویای عظمت فرهنگ اسلامی ومحافظت از منزلت انسانی است. ای ن شکل از معماری، به تدریج در اثر آشنایی بافرهنگ غرب وتقلید از آن، دچار آسیب جدی شد. در این جهت، مهندسان باید با در نظر گرفتن تعالیم اسلامی والگوگیری از معماری گذشته مسلمانان، از تشبه به کفار و تسلط معماری غ ربی ب کاهند. ب دیهی است برای تحقق این امر، فرهنگ سازان و علمای م ذهبی از جمله فقها ن قش مهمی را برعهده دارند.