مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۱٬۹۸۱ تا ۱۳۲٬۰۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
پژوهش بدون شک برای شناخت ماهیت حقوقی یک نظریه و چگونگی تأثیر آن بر قرارداد، باید مفهوم و معنای دقیق آن نظریه بررسی و تا جایی که ممکن است تعریف جامع و مانعی از آن ارائه شود. بنابراین هرگونه اظهار نظر درباره نفی یا پذیرش نظریه پیش از آنکه مفهوم آن بخوبی بررسی شود، فاقد هرگونه ارزش علمی است ونمی تواند چهره واقعی نظریه را نشان دهد. از طرفی، تحلیل و تفسیر نادرست حقوق پاره ای از کشورها درباره مدلول نظریه و ناهمگونی و اختلاف نظر درباره آثار حقوقی آن بیانگر این واقعیت است که مفهوم تغییر اوضاع و احوال در حقوق کنونی هنوز کاملاً شناخته شده نیست. به همین دلیل، محققان و نویسندگان حقوقی باید تحقیقات و مطالعات عمیق ترین دراین زمینه انجام دهند. به موحل از آنجا که بررسی شرایط اجرا و آثار حقوقی نظریه، بستگی به شناخت دقیق و کامل آن دارد، طبیعتاً بحث راجع به مفهوم حقوقی نظریه بر سایر مباحث تقدم و اولویت دارد.اصل الزام قرارداد، امنیت و استواری روابط قراردادی را تأمین کرده، مانع تخلف از اجرای تعهد است. لیکن یکی از معاذیری که به عنوان استثناء بر این اصل محسوب می شود، تغییر اوضاع و احوال قرارداد است که تعادل اقتصادی قرارداد را بر هم زده، اجرای آن را دشوار، پر هزینه و غیر متعارف کرده، اما غیر ممکن نمی کند. این نظریه در قوانین ایران تصریح نشده، لیکن مبانی فقهی داشته و بعضی از کشورهای اسلامی، اروپایی و کنوانسیون وین آن را پذیرفته اند. از جمله شرایط تحقق تغییر اوضاع و احوال، ضرری شدن اجرای تعهد، غیر قابل پیش بینی، غیر قابل پیش گیری و خارج از اراده متعهد بودن تغییر است. تعدیل، تعلیق، انحلال و فسخ قرارداد، راهکارهای برخورد با این تغییرات است.
تاثیر یادگیری معکوس بر انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در دوران کووید19
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثیر یادگیری معکوس بر انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانش اموزان پایه دوم شهرستان آمل در دوران همه گیری کوید ۱۹ انجام شد. این پژوهش از نوع تحقیقات شبه تجربی با دو گروه کنترل و آزمایش به همراه پیش آزمون و پس آزمون به منظور بررسی تغییرات حاصله پیش و پس از اعمال متغیر آزمایشی در گروه آزمایش و مقایسه آن با گروه کنترل می باشد. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دوم دوره ابتدایی شهر آمل در سال تحصیلی 1401-1400 بود. روش نمونه گیری نیز به صورت خوشه ای چندمرحله ای بود. لازم به ذکر است در میان مدارس 2مدرسه پسرانه به تصادف انتخاب شد و پس از آن یک کلاس دوم این مدارس به صورت تصادفی به گروه کنترل و یک کلاس دیگر به گروه آزمایش اختصاص داده شد. از پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور(1998) و پیشرفت تحصیلی هرمنس (1970) استفاده شد. روایی این پرسشنامه به وسیله روایی محتوایی و پایایی آن به وسیله آلفای کرانباخ بررسی و تائید شد. .داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس یکطرفه تحلیل گردید. نتایج بیانگر این بود که روش یادگیری معکوس بر پیشرفت تحصیلی و عملکرد تحصیلی در درس ریاضی تأثیرگذار است.
صورت بندی گفتمانی بیانات مقام معظم رهبری پیرامون تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غریزه جنسی را می توان پیشران و نقطه عزیمت فرایند معناسازی در اجتماع انسانی قلمداد کرد؛ ازهمین رو معناسازی، تعامل و بازتولید امر جنسی در ارتباط با سایر ابعاد و ساختارهای نظام اجتماعی (فرهنگ، مذهب، اقتصاد، سیاست، حقوق، آموزش، رسانه و...) ازیک سو می تواند به نظم اجتماعی و ازسوی دیگر به آشفتگی و اضطراب اجتماعی منتهی شود. همین موضوع باعث شده است تا رویکردها و گفتمان های متفاوتی حول آن شکل گیرند؛ گفتمان هایی که تغییرات فرهنگ جنسی را در لایه ها و محورهای گفتمانی خود تحلیل می کنند و در تعامل و مواجهه با تغییرات آن، راهبردهایی متناسب با گفتمان خود پیشنهاد می دهند. در نوشتار حاضر تلاش شده است با استفاده از روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام)، بیانات مقام معظم رهبری به عنوان یک متفکر اجتماعی درباره تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران، صورت بندی گفتمانی شود، زیرا هر گفتمان تغییرات فرهنگ جنسی را ناظر به تأثیر عوامل، اهداف و راهبردهای مشخصی تحلیل می کند. در این پژوهش، چهار محور گفتمانی ناظر به مؤلفه های معنایی و علل و عوامل تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران کشف و صورت بندی شده است. بر این اساس پویایی فرهنگ جنسی، خلأ نظری و سیاستی، تهاجم فرهنگی جنسی و مقابله با تهاجم جنسی به منظور سامان مندی فرهنگ جنسی از محورهای گفتمانی مقام معظم رهبری است.
ارزیابی تأثیر توسعه معماری میان افزا بر مشارکت اجتماعی شهروندان در بافت های تاریخی (مطالعه موردی: گذر تاریخی محمدیه شهر قزوین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
83 - 102
حوزههای تخصصی:
توسعه معماری میان افزا با پرداختن به توسعه در درون و بازتوسعه محدوده، بااستفاده از پتانسیل های آن (مانند تاریخی بودن) سعی در بهره برداری از زمین های بلااستفاده و فرسوده در بافت شهری، از طریق خلق و یا بازسازی فضا، جهت جلوگیری از خزش شهری و بهبود شرایط بافت داشته و در شهرهایی نظیر قزوین که دائما در حال افزایش جمعیت بوده و موانع طبیعی و مصنوعی سبب محدودیت جهات گسترش آن شده، مهم تر می نماید. چون توسعه معماری میان افزا، میان بافت و در ارتباط مستقیم با جامعه شکل می گیرد، مشارکت اجتماعی به معنای فعالیت های ارادی افراد جهت ارتقاء حیات اجتماعی خود، به عنوان پتانسیلی در تمامی مراحل توسعه مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پرداختن به بیان چگونگی رابطه میان دو متغیر فوق بااستفاده از روش تحقیق همبستگی می باشد. پس از مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، شاخص ها، مؤلفه ها و گویه هایی برای متغیرها تبیین، مدلی مفهومی جهت توجیه همبستگی آن ها ارائه و مطابق آن پرسشنامه ای تدوین و توزیع شد که با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ، میزان پایایی آن تعیین و با استفاده از روش SPSS، ضریب پیرسون معادل 0.830 (نشان از همبستگی بالا و مثبت متغیرها) و ضریب معناداری معادل 0.000 (نشان از رابطه ای معنادار میان متغیرها)، محاسبه شد. نتیجه این پژوهش بیان می دارد که مفهوم توسعه معماری میان افزا با هدف تأمین نیازهای همه جانبه کاربران و با توجه به پتانسیل های موجود در محل، سبب ایجاد اعتماد و ارتقاء حس رضایت در افراد و نتیجتا منجر به گسترش همکاری و استفاده از توانایی های بالقوه آنان شده و افزایش مشارکت اجتماعی را در تمامی مراحل سبب می شود.
تبیین زمینه مناسب تحقق طرح های راهبردی در سیاست گذاری شهری با تأکید بر نظریه حکم روایی خوب شهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
1 - 14
حوزههای تخصصی:
امروزه فضای شهرهای جهان سوم منجمله ایران تبدیل به فضایی مشکل زا شده و کیفیت زندگی در متن این فضا را تنزل داده است. همچنین برنامه ریزی و مدیریت شهری نیز نتوانسته است جهت توسعه این فضاها موثر باشد بطوریکه زایش و مشکل زایی این فضاها ادامه دار گشته است. یکی از مسائل برنامه ریزی شهری در این شهرها، فراهم نبودن بستر لازمه جهت اجرا و تحقق، طرحها و برنامه های نوین توسعه شهری می باشد. بطوری که این طرحها و برنامه ها همواره با عبارت عدم تحقق روبرو می گردند. این موارد فرایند مدیریت و برنامه ریزی شهری در این شهرها را از توسعه محور بودن به سمت ساماندهی محور بودن سوق داده است. چرا که به علت فضای مشکل زا و فراهم نبودن زمینه، برنامه ریزی شهری نمی تواند به تحقق طرحهای توسعه شهری منجر گردد و تنها می تواند به ساماندهی مشکلات شکل گرفته در متن فضایی موجود بپردازد. یکی از این طرحهای نوین توسعه شهری، طرحهای راهبردی می باشند که در زمان مدرنیته مطرح شده است. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که طرحهای راهبردی نیز نمی توانند در متن فضایی شهرهای ایران، محقق گشته و به اهداف خویش برسند. روش کار در این پژوهش روش گرند تئوری یا نظریه ای می باشد، نوشتار حاضر سعی در تبیین این مسئله دارد. یافته های نوشتار با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک نیز نشان می دهد که عدم سازگاری زمانی – فضایی و محتوایی، مهمترین عامل عدم تحقق طرحهای راهبردی در شهرهای ایران می باشد. بطوریکه تحت تأثیر این عدم سازگاری، متن فضایی شهرهای ایران زمینه لازمه را جهت خوانش و انتقال معنا (تحقق) طرحهای راهبردی، دارا نمی باشند. با توجه به تئوری زمینه ای، متن فضایی سازگار جهت تحقق طرحهای راهبردی، از طریق وارد شدن به دوران موسوم به مدرنیته، فراهم می گردد. در حالیکه متن فضایی شهرهای ایران، تحت تاثیر زمانه گذار بین سنت و مدرنیته شکل گرفته و این زمانه در مرحله بعد پدیدار عدم سازگاری فضایی و محتوایی را شکل می دهد که سبب فراهم نبودن زمینه جهت تحقق طرحهای راهبردی برای توسعه شهرهای ایران می گردد.
سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال هفتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲
99 - 116
حوزههای تخصصی:
امروزه، اهمیت سبک زندگی و تأثیر رفتارهای مرتبط با آن بر بینش، آگاهی و سلیقه افراد جامعه آشکار است. ازسویی، گرفتاری های روزمره و نوع سبک زندگی سرعت روند زندگی شهری را افزایش داده است و کمبود وقت به شدت احساس می شود. این امر به آسیب دیدن تعاملات اجتماعی، به ویژه در روابط خانوادگی، منجر شده است. بنابراین، به مدیریت زمان با سبکی نوین نیاز است تا بتوان از زمان باقی مانده برای تعاملات اجتماعیِ بهتر بهره برد. در پژوهش پیش رو، با معرفی دیدگاه های نظریه پردازان بزرگ و تبیین عناصر تأثیرگذار بر حیات شبانه، به بررسی ابعاد و مؤلفه های سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه، که نوع جدیدی از زیست در دنیای کنونی و ایران است، پرداخته شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و از منظر روش گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایش/ زمینه یابی است. پژوهشگر با استفاده از ابزار پرسش نامه به دنبال استخراج و بررسی مجموعه عواملی بود که به تبیین رابطه بین سبک زندگی به طورکلی و زیست شبانه بپردازد. نمونه آماری شامل 134 زوج از سه منطقه شهر تهران انتخاب شد که اوقات بیشتری از ساعات شب را در خارج از منزل به فعالیت های گوناگون می پردازند. پرسش نامه زیست شبانه، که ابزاری محقق ساخته با چهارده پرسش و ضرایب اعتبار بین 75 تا 80 درصد است، دارای ضریب آلفای کرونباخ 74 درصد بود. داده های پژوهش احساس رضایت زوج ها از سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه را نشان داد. براساس نتایج به دست آمده، سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه بر همه ابعاد زندگی گروه نمونه اثرگذار بوده و از بین ابعاد چهار گانه سبک زندگی (جسمانی، روان شناسی، معنوی و اجتماعی)، بعد روان شناسی بیشترین، و بعد جسمانی کمترین رابطه را با زیست شبانه دارد.
جایگاه فضاهای عمومی در تحقق سیاست های بازآفرینی بافت های ناکارآمد: مطالعه موردی محله امام زاده یحیی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال نوزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۸
83 - 101
حوزههای تخصصی:
امروزه بیشتر شهرها از کمبود فضاهای با کیفیت برای زندگی جمعی رنج می برند. عدم مطلوبیت فضایی و بی هویتی از جمله عواملی هستند که توجه به مقوله ارتقاء کیفیت زندگی را حائز اهمیت می کند.کیفیت زندگی مقوله ای چند بعدی و پیچیده است و این مفهوم برای افراد و گروه های مختلف و متناسب با شرایط زمانی و مکانی، معانی متفاوتی دارد. امروزه کیفیت زندگی در عرصه های عمومی تنزل یافته و حضور مردم در فضاهای شهری کمرنگ شده است. اگر چه میزان جمعیت حاضر در عرصه های عمومی شهرها بقدری است که ما در برخی مکان ها با ازدحام جمعیت نیز روبرو هستیم اما این ازدحام نیز خود عاملی بر کاهش کیفیت زندگی جمعی شهرها شده است. این جمعیت فضای کافی و تسهیلات لازم برای انجام فعالیت های اختیاری و درنگ در فضا را نداشته و نهایتا تعاملات کمتری میان آنان بروز می کند و از این رو فضاهای شهری ما به عرصه هایی بی روح و عاری از شرایط بروز زندگی اجتماعی بدل گشته اند. کارکرد اصلی شهرها یعنی تسهیل حضور شهروندان در فضاهای شهری و جریان زندگی جمعی قربانی راحتی اتومبیل شده است. از این رو این پژوهش به دنبال تبیین جایگاه فضاهای عمومی در تحقق سیاست های بازآفرینی در بافت های ناکارآمد است به نحوی که با ارتقا فضاهای عمومی شرایط برای ارتقاء کیفیت زندگی مردم در بافت های ناکارآمد (بافت های تاریخی) فراهم گردد.
تحلیل راهبردی مدیریت سکونتگاه های غیر رسمی، مطالعه موردی: شهر پاکدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال نوزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۰
43 - 60
حوزههای تخصصی:
اسکان غیررسمی به عنوان یک مشکل و یکی از جلوه های ضعف مدیریت شهری و شکل گیری بافت های ناکارآمد شهری است. پدیده است که همراه با توسعه شهرها در کشورهای پیشرفته و سپس ممالک درحال توسعه، گسترش بیشتری یافته و درحال حاضر نیز ادامه یافته است. بنابراین مطالعه در راستای ارائه راهبردهای مدیریتی سکونتگاه های غیررسمی اهمیت دارد. پژوهش حاضر نیز با هدف کاربست تکنیک MetaSwot به عنوان تکنیک راهبردی و کاربردی برای برنامه ریزی و مدیریت شهری سکونتگاه های غیر رسمی در شهر پاکدشت انجام گرفته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاردبردی و از روش به صورت توصیفی و تحلیلی است. روش جمع آوری داده ها و تحلیل آنها به صورت کتابخانه ای و پیمایشی بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد وزن منابع و توانایی های داخلی خارجی نسبت به اوزان منابع و توانایی های منطقه به جهت افزایش کیفیت زندگی و ارائه تسهیلات جهت نوسازی و بهسازی محله به ترتیب 2/90،1/40 و 1/30 بیشترین اوزان را دارند که این نشانگر باارزش بودن ،تقلید ناپذیری و تناسب سازمانی نسبت به سایر عوامل در توسعه پایدار منطقه می باشد. همچنین، نتایج متاسوات نشان داد که شهرک انقلاب چه از نظر آسیب های ساختاری و چه زمینه ای و رفتاری بیشترین آسیب را دارد. و غرب شهریار نیز کمترین آسیب را به خود اختصاص داده است.
بررسی تأثیر احساس محرومیت نسبی بر قوم گرایی سیاسی قوم تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
487 - 524
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش، سنجش میزان قوم گرایی سیاسی قوم تالش و هدف آن، تبیین رابطه ی متغیر احساس محرومیت نسبی با قوم گرایی سیاسی این قوم است. قوم گرایی سیاسی یکی از گونه های قوم گرایی است که بر اساس آن، یک قوم علاوه بر تلاش برای حفظ تمایزات خود با اقوام دیگر، خواهان مشارکت در قدرت سیاسی بر اساس مؤلفه های قومی است. چارچوب نظری این مقاله نظریه ی رابرت گر است که احساس محرومیت نسبی را علت خشونت سیاسی می داند. در این مقاله، خشونت قومی و به طور خاص قوم گرایی سیاسی به عنوان یکی از مظاهر و مصادیق خشونت سیاسی در نظر گرفته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه است. جامعه ی آماری پژوهش، کلیه افراد 15 سال و بالاتر در شهرستان های تالش نشین گیلان هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 480 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردیده است. اعتبار ابزار پژوهش با استفاده از روش اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. نتایج تحقیق، در بخش توصیفی نشان می دهد که پاسخ گویان پژوهش از قوم گرایی سیاسی در سطح بالا و از احساس محرومیت نسبی در همه ی ابعاد در حد متوسط برخوردارند. بررسی آزمون فرضیه ها نیز نشان می دهد که هر سه متغیر احساس محرومیت نسبی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی با قوم گرایی سیاسی رابطه دارد، هرچند احساس محرومیت نسبی فرهنگی بیشترین تأثیر را بر قوم گرایی سیاسی دارد. در پایان راهکارهایی برای کاهش قوم گرایی سیاسی و تقویت همبستگی ملی در میان قوم تالش ارائه گردیده است.
جامعه شناسی تطبیقی راهبری گروه های مرجع در برساخت کیفیت زندگی و رفاه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
1 - 30
حوزههای تخصصی:
با رویکرد بین رشته ی، سهم عامل راهبردی "راهبری گروه های مرجع را در برساخت کیفیت زندگی در قلمرو پژوهشی مناطق 10 و 17 شهرداری شهر تهران در سال 1399 "، سنجش کردیم. با بهره مندی از رویکرد نظری تلفیقی و روش ترکیبی هم زمان؛ با روش کمی، 315 خانوار را به شیوه های نمونه گیری خوشه فضایی و G power از جامعه ی آمار ی پژوهش، انتخاب، پیمایش و با روش های کیفی (مصاحبه، مشاهده و فوکوس گروپ) بررسی های پویشی را انجام دادیم تا واریانس کیفیت زندگی ساکنان مناطق مزبور را توصیف و نقش گروه های مرجع را در برساخت آن تبیین نماییم. یافته ها نشان می دهد، اولویت ساکنان محله ی هاشمی (منطقه 10) در انتخاب گروه های مرجع، اجتماعی و مذهبی و محله یافت آباد (منطقه 17) اقتصادی و مدنی است. میانگین کیفیت زندگی این دو محله به دلیل تفاوت گروه های مرجع شان، تفاوت معنی داری دارند. از طرفی ساکنان محله های پژوهشی که براساس متغیرهای زمینه ی، زیستی و ارتباطی شان، گروه مرجع خویش را انتخاب کردند، ابعاد ذهنی و عینی کیفیت زندگی شان را براساس معیارها و قضاوت های گروه های مرجع شان در سطح کنشی تعریف و برساخت می کنند. از طرف دیگر گروه های مرجع به عنوان یک خرده نظام در تعامل با نظام مدیریت شهری در برنامه ریزی های رفاهی در سطح ساختاری در برساخت کیفیت زندگی محله ها تاثیر می گذارند.
مطالعات میان رشته ای ادبیات تطبیقی، رویکردهای روش شناسی آن و بحران هویّت ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال سیزدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
179 - 207
حوزههای تخصصی:
مطالعات میان رشته ای ادبیات تطبیقی، به عنوان یک رهیافت نوین در تحلیل و بررسی های ادبی قادر است تا با رها ساختن ادبیات از انزوا، زمینه گشودن افق های جدید فکری و برقراری رابطه ادبیات با سایر رشته های علوم انسانی از جمله زبان شناسی، هنر و مطالعات فرهنگی را فراهم آورد. همچنین، بسیاری از تنگناهای مطالعات علمی را بر طرف می کند و منجر به غنا، تنوع و گسترش حوزه مطالعات ادبی می شود. در این جستار، نخست نگارنده می کوشد تا پس از بررسی مفهوم میان رشته ای و ضرورت توجه به آن در مطالعات ادبی، با بررسی تحولات میان رشته ای ادبیات تطبیقی، درک روشنی از تفاوت رویکرد سنتی این نظریه و چرخش های میان رشته ای آن در عصر حاضر ارائه دهد. سپس به بررسی مفهوم بحران هویت که به دنبال ورود نظریه های مختلف به حوزه ادبیات تطبیقی مطرح می شود، می-پردازد، علل آن را تبیین می کند و می کوشد تا با بررسی چارچوب های صحیح و نظام مند برای بررسی های میان رشته ای در ادبیات تطبیقی، ضرورت نظام مند بودن و کاربردی بودن این نوع مطالعات را با حفظ مرزبندی های علمی و منطقی میان رشته ها را نشان دهد.
بررسی تطبیقی-انتقادی تعریف سنت و نوآوری در نقد ادبی ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال سیزدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
231 - 252
حوزههای تخصصی:
مفهوم سنت از مفاهیم پرکاربرد در علوم انسانی است و در هر یک از حوزه های آن معنای اصطلاحی خاصی دارد . در این میان، سنت ادبی و نوآوری، به عنوان مفهوم متقابل آن، از اهمیت ویژه ای در ادبیات به ویژه نقد ادبی برخوردار است. این پژوهش با نگاهی انتقادی تعاریف سنت و نوآوری را در آراء صاحب نظران ایرانی بررسی کرده و نتایج به دست آمده را با مهم ترین نظریات منتقدان غربی و عربی تطبیق داده و وجوه شباهت و تفاوت آن ها را نشان داده است. بر اساس نتایج این پژوهش ، در یک نگاه کلی می توان گفت که این تعاریف دارای اختلافاتی از دو جنبه گستردگی عناصر تشکیل دهنده و الزامی بودن یا نبودن شرط تکرار در شکل گیری سنت اند . بر این اساس ، تمامی ویژگی های صوری و محتوایی که در آثار ادبی وجود دارند و پس از گذشت دوره های زمانی کوتاه یا طولانی تکرار و تدوام می یابند، سنت ادبی را تشکیل می دهند . در باب نوآوری نیز باید گفت رابطه پویای آن با سنت، جوهره اصلی آثار ادبی و ضامن موفقیت نوآوری-های ادبی و سبب نوزایی مداوم سنت است.
بررسی چالش میان اخلاق مراقبت و بی طرفی اخلاقی در روابط والدین و فرزندان از منظر اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اگر افراد در یک انتخاب بین کمک به نزدیکان خود و کمک به دیگران قرار گیرند، آیا اخلاقاً مجازند نزدیکان خود را ترجیح دهند یا باید انتخابی بی طرفانه داشته باشند؟ این چالشی است که بین دو دیدگاه بی طرفی اخلاقی و اخلاق مراقبت در مورد روابط اجتماعی وجود دارد. بر اساس بی طرفی اخلاقی، همه انسان ها با هم برابرند و عملی اخلاقی است که بی طرفانه صورت گیرد. اما اخلاق مراقبت می گوید مهم ترین مسئولیت اخلاقی ما در قبال نزدیکان و کسانی است که توانایی مراقبت از آنها را داریم. این پژوهش با تمرکز بر روابط والدین و فرزندان، با هدف دستیابی به راه حل تعارض، به بررسی ادله موافقان و مخالفان دو دیدگاه پرداخته و در این مسیر از روش تحلیل تطبیقی بر اساس الگوی جورج بردی بهره جسته است. نتایج نشان می دهد دلایل هر دو دیدگاه، اتقان کافی ندارد. راهکارهای پیشنهادی این دو دیدگاه غربی نیز یا منطقی نبوده و یا بی ملاک و محدود به امور مادی هستند؛ اما راهکار به دست آمده از آموزه های اسلام بیان می دارد تعهدات خاص والدین و جانبداری آنها از فرزندان، صرفاً منحصر در وظایفی است که دین برای آنها تعیین کرده؛ اما خارج از محدوده این وظایف، ملزم به رعایت بی طرفی بین فرزندان خود و سایر کودکان در همه امور مادی و معنوی هستند.
گرافیتی های شهر کاشان، رسانه ای هدفمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
71 - 100
هنر گرافیتی را می توان وسیله ای ارتباطی و یک رسانه هدفمند قلمداد کرد که به رغم وجود محدودیت ها در مکان های عمومی اجرا شده و ما را از آنچه در لایه های زیرین زندگی شهری جریان دارد آگاه می کند. نوشته ها و تصاویری از وقایع و جریانات نیمه دوم قرن چهاردهم شمسی در ایران، هنوز بر دیوارهای شهر باقی مانده که از طریق آن ها با اعتقادات و باورهای مردم، فعالیت گرو ه های سیاسی و مذهبی آن دوره آشنا می شویم. این آثار دیواری امروزه زیرمجموعه ای از سبک گرافیتی به حساب می آیند. پژوهش حاضر به بررسی گرافیتی های شهر کاشان پرداخته که از سال های پایانی دهه پنجاه هجری شمسی تا سال های اخیر به جا مانده است. هدف این پژوهش توسعه ای،ضمن معرفی و مستندسازی گرافیتی های شهر کاشان ؛ در پی پاسخ به این سؤال هاست: آیا گرافیتی ها در سطح شهر تأثیراتی بر جامعه داشته است؟ و چه میزان توانسته از تحولات پیرامونش تأثیر بگیرد. لذا با رویکرد توصیفی تحلیلی و با داده اندوزی اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخته است. یافته های تحقیق بیانگر این است که گرافیتی های مورد بررسی، محتواهای گوناگونی را از باورها، رویکردهای فرهنگی، سیاسی و مذهبی شامل می شوند که متأثر از جریانات معاصرشان بوده و تأثیراتی متقابل در جامعه داشته اند که به دوره های مبارزات انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و معاصر قابل تقسیم است. اعلام خطا مبنی بر کم بودن تعداد کلمات مجاز در چکیده از طرف سیسیتم اعلام شده ((تعداد کلمات مجاز برای چکیده 250 تا 300 کلمه می باشد)) و متاسفانه مطلب بیشتری نمی توانم به چکیده اضافه کنم.این مطالب اضافی در ادامه چکیده برای ازبین بردن اعلام خطلا و رفتن به مرحله بعد است.
مقایسه تطبیقی جانورنگاری در دیوارنگاره های کاخ چهل ستون اصفهان و قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
7 - 17
حوزههای تخصصی:
نگارگری مکاتب دوره صفوی رابطه تنگاتنگی با هم دارند. جانورنگاری خشی از نگارگری که در دیوارنگاره های اولیه کاخ های چهل ستون اصفهان و قزوین نقش بسته، نشانگر این پیوستگی است. فرضیه نگارندگان مبتنی بر آن است که دیوارنگاره های اولیه ی کاخ های چهل ستون اصفهان و قزوین که مربوط به دوره شاه تهماسب و شاه عباس اول هست ازنظر سبک با هم مطابقت دارند و توسط نسلی از نگارگران انجام شده اند که سابقه کار و هنرآموزی را در مکاتب تبریز و قزوین داشتند. هدف از این پژوهش تطبیق موضوع ها، ویژگی های سبکی و عناصر به کاررفته در دیوارنگاره های اولیه بنای چهل ستون اصفهان و قزوین بود. از این مطالعه چنین برمی آمد که آزادی که در مکتب اصفهان از آن بحث می شود در این نگاره های مذکور قابل رویت نیست زیرا هنوز در این دیوارنگاره ها سبک مکاتب قبلی نمایان است. جانور سازی در نگاره ها گرچه هر سه شیوه جانورنگاری را در برمی گیرد اما در آثار باقی مانده در دو بنای حایز اهمیت دوره صفوی، اثری از جانوران اسطوره ای اژدها و سیمرغ نیست و گرفت و گیر در این دیوارنگاره ها حذف و یا محدود شده است. تغییر و تحولات مذکور در جانورنگاری از سال های پایانی مکتب تبریز دو، آغاز و در دیوارنگاره های چهل ستون قزوین و اصفهان خودنمایی کرده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تطبیقی بوده و در مطالعات از منابع کتابخانه ای و تحقیق میدانی استفاده شده است.
بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در نگاره های رضا عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۹
75 - 89
حوزههای تخصصی:
رضا عباسی، نگارگر مطرح مکتب نقاشی اصفهان، از معدود نگارگران ایرانی است که در حالیکه به عنوان «نقاش مردمی» به جامعه و مردم عادی توجه دارد به عنوان «نقاش درباری» در دربار صفوی تصویرگر سفارشات درباری و پیکره شاهان و اشراف است. از سوی دیگر میخائیل باختین، نظریه پرداز روس قرن بیستم، ایده «متون چندصدا و گفتگومند» را در مقابل «متون تک صدا» ارائه کرد. در نظر باختین متون چندصدا و گفتگومند غالباً در شرایط استبداد و خفقان گفتگو در جامعه به جهت نقد واقعیت استبدادگونه، تمامیت خواه و تک صدا که مسبّب نابودی گفتگو در جامعه شده است خلق می شوند تا به طور موقت چنین تضادهای اجتماعی و طبقاتی را به حالت تعلیق درآورد. احتمال می رود در برخی از آثار رضا عباسی شاهد فضای تعاملی، چندصدا و گفتگومند باشیم که برای نخستین بار در سنت نقاشی ایرانی ظهور می یابد. ازاین رو موضوع این پژوهش بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در آثار رضا عباسی است و هدف از آن شناخت قابلیت های نگارگری ایرانی در تطابق پذیری و تفسیر براساس نظریه ها و مفاهیم فلسفی معاصر است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1. چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی چگونه است؟؛ 2. اوضاع اجتماعی عصر صفوی چگونه بر ماهیت چندصدایی و گفتگویی آثار رضا عباسی تأثیر گذاشت؟؛ 3. هدف رضا عباسی از ارائه تصاویر چندصدایی و گفتگومند چیست؟ با توجه به اینکه تاکنون آثار رضا عباسی با این دیدگاه نظری مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است، لذا پژوهش در این زمینه ضروری می نماید. این پژوهش به لحاظ هدف در زمره پژوهش های توسعه ای قرار دارد و براساس ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی (کتابخانه ای) و با استفاده از ابزار فیش است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی و با رویکرد ایده چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین است. این پژوهش نشان می دهد که مهم ترین ویژگی چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی تضاد و دوگانگی است که در قالب حضور همزمان پیکره های عامه با پیکره های درباری و اشراف ظهور می کند. از آن جا که از میان پیکره های عامه، دراویش، شیوخ و کُتّاب به عنوان شخصیت های ثابت و پایدار نگاره ها حضور دارند و سبب ایجاد فضای تعاملی و گفتگویی در نگاره ها می شوند، این پیکره ها در ارتباط با پیکره های درباری ممکن است چهار نقش «نظاره گر»، «پیر و مرید»، «راوی» و «مغازله گر» داشته باشند. مهم ترین تأثیری که شرایط اجتماعی عصر صفوی بر رضا عباسی گذاشت، ترک یکباره دربار شاه عباس و پیوستن او به مردم عامی و کوچه و بازار بود. افرادی که یا در جامعه عصر صفوی جایگاه اجتماعی خاص و مهمی نداشتند یا اینکه که به سبب شرایط و اوضاع اجتماعی و سیاسی کاملاً مطرود و منفور شمرده شده بودند. این گروه های اجتماعی در لایه های مخفی تر جامعه زیست می کردند و صدای آن ها جزء صداهای مسلط و غالب در گفتمان رایج و رسمی جامعه عصر صفوی نبود. ازاین رو می توان گفت که دوره های زمانی فعالیت هنری رضا عباسی، که متأثر از شرایط اجتماعی دوران اوست، می تواند بر ماهیت گفتگومندی و چندصدایی آثار او نیز تأثیرگذار باشد. تعداد آثار گفتگومند و چندصدایی رضا عباسی در دوره سوم نسبت به دوره اول و دوم او بیشتر است، بعد از آن بیشترین تعداد تصاویر گفتگومند مربوط به دوره زمانی اول فعالیت هنری اوست و تعداد تصاویر در دوره دوم یعنی دوره کناره گیری او از دربار در کم ترین حد ممکن(0 %) است. هدف رضا عباسی از خلق این دست از تصاویر، بیان ضدیت با حکومت و قدرت مسلط بوده است که عرصه نبردی میان نیروهای مرکزگرا یا تک گویانه در قالب پیکره های درباری با نیروهای مرکزگریز یا چندگویه در قالب پیکره های درویشی است.
تقابل شریعت و طریقت در دوران صفوی (با تکیه بر دیدگاه مقدس اردبیلی در کتاب حدیقه الشیعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
87 - 102
حوزههای تخصصی:
صوفیان صفوی که با فعالیت شیخ صفی الدین اردبیلی در قرن هفتم کار خود را آغاز کردند، به مرور زمان از همسویی شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه بهره گرفته و چنان کوشیدند تا جایی که دو قرن بعد همین صوفیان تبدیل به سپاهیان جانبازی شدند که حکومت صفوی را شکل دادند. در دوران پس از شاه اسماعیل صفوی و تثبیت قدرت صفویان، درحالی که بخشی از نیاز به فقه شیعه با مهاجرت علمای شیعه به ایران فراهم شد، به مرور جایگاه فقها ارتقاء یافت. فقهای شیعه با مناسک صوفیان و عمل نکردن به احکام توسط ایشان، مخالف بودند و درصدد بودند تا ولو با توسل به حکومت صفوی از بی توجهی صوفیان به احکام فقهی بکاهند. مقدس اردبیلی به عنوان بارزترین فقیه شیعی در قرن دهم، در زمره مخالفان سرسخت صوفیان بود. مطالعه حاضر برای بررسی علل مخالفت مقدس اردبیلی با صوفیان در کتاب حدیقه الشیعه انجام شده است و بر این نکته تأکید دارد که نظر به جایگاه صوفیان در جامعه صفوی، آیا رویکرد منفی مقدس اردبیلی در قالب تقابل تاریخی فقها و صوفیه بر این رویه اثرگذار بوده است یا موقعیت خاص صوفیان عصر صفوی عامل اصلی آن بود؟ نتایج پژوهش که از بررسی منابع کتابخانه ای با تحلیل محتوا به دست آمده نشان می دهد که فضای تاریخی دوران تثبیت و نیاز به نهادهای دینی و حکومتی، زمینه رقابت فقها و صوفیه را تشدید کرد. مقدس اردبیلی با استناد به منابع فقهی، اعمال و رفتار صوفیان را نامشروع و مجرمانه می داند. او ضمن تکفیر صوفیان، هیچ تمایزی بین خوب و بد این گروه قائل نشده است. اهداف پژوهش: 1.واکاوی علل تقابل طریقت و شریعت در دوره صفوی. 2.بررسی ارتباط طریقت و شریعت از دیدگاه مقدس اردبیلی با تکیه بر کتاب حدیقه الشیعه. سؤالات پژوهش: 1.علل تقابل طریقت و شریعت در دوره صفوی چه بود؟ 2.مقدس اردبیلی در کتاب حدیقه الشیعه چه دیدگاهی درباره شریعت و طریقت دارد؟
بازنمایی تأثیر معماری وارداتی روسیه بر معماری ایران در دوره قاجار (بر پایه سفرنامه های ایرانیان سفرکرده به روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
59 - 83
حوزههای تخصصی:
اقدامات مؤثر پطرکبیر، نقطه عطف معماری روسیه به حساب می آید. وی با سفر به کشورهای اروپایی، علاوه بر مشاهده پیشرفت آنان، با جذب هنرمندان و معماران مختلف کشورهای اروپای غربی، شروع به تقلید از آنها در حیطه های مختلف ازجمله معماری کرد. در این بین، معماری وارداتی روسیه، خود بر تاریخ ساخت وسازهای ایران به روش های مختلف تأثیر گذاشته است. ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد بازنمایی تأثیر معماری وارداتی روسیه بر معماری معاصر ایران است تا به این پرسش پاسخ دهد که معماری روسیه چگونه در ایران موردتوجه و استفاده قرار گرفته است؟ بدین منظور، این پژوهش به کمک تحلیل محتوای یکی از اسناد تاریخی معتبر، یعنی سفرنامه های ایرانیان سفرکرده به روسیه که به کمک نمونه گیری هدف دار انتخاب گشته اند، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی به بررسی این موضوع خواهد پرداخت. هدف اصلی پژوهش، تبیین تأثیر معماری روسیه بر معماری ایران در دوره قاجار است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که به واسطه مسائل سیاسی و تاریخی متعددِ مابین دو کشور، سفرهای مختلفی نیز به تبع آن صورت گرفته است که با مطالعه پژواک سفرها تحت عنوان «سفرنامه» می توان با معماری روسیه آن دوران که به نحوی قدرت برتر اروپا بود، آشنایی پیدا کرد. از نتایج دیگر این پژوهش، می توان به مؤلفه های معماری کالبدی و عملکردی متعدد روسی که با روش های مختلف در دوره قاجارِ ایران عیناً به اجرا درآمده است، اشاره کرد.
غیررسمی بودگی شهری و ابعاد تبیین کننده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غیررسمی بودگی شهری۱ یکی از مهم ترین علل شکل گیری شکاف میان نظریه و عمل در شهرسازی است. ضعف در پرداختن به دوگانه های احاطه کننده مفهوم غیررسمی بودگی شهری و فقدان ارائه تبیینی جامع از ابعاد مختلف آن، خلأ بزرگی در متون نظری پیرامون این مفهوم است. هدف از این مقاله تبیین دوگانه کلیدی جهان شمال۲-جهان جنوب۳پیرامون مفهوم غیررسمی بودگی شهری و عمق و بُعد بخشی به آن است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی از نوع پنهان، متون منتخب مرتبط با مفهوم غیررسمی بودگی شهری موردبررسی قرارگرفته است. متون منتخب از میان ۱۵۲ مقاله منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰-۱۹۷۰ با محوریت عبارت «غیررسمی بودگی شهری» استخراج شده اند. «دوگانه جهان شمال-جهان جنوب و اثر آن بر فهم غیررسمی بودگی شهری» و«ابعاد مختلف غیررسمی بودگی شهری و سازوکارهای هر یک از آنها» دو مقوله هسته ای هستند که ادبیات نظری این مفهوم را شکل داده اند. مقوله هسته ای اول از برهم کنش میان دو کلان مقوله «شهرگرایی تطبیقی و نفی دوگانه جهان شمال و جنوب» و «ویژگی های غیررسمی بودگی شهری در جهان شمال و جهان جنوب» ایجاد شده است. مقوله هسته ای دوم شامل شش کلان مقوله است که ابعاد مختلف غیررسمی بودگی شهری را شکل می دهند و عبارت اند از: ابعاد «فرهنگی»، «اجتماعی»، «اقتصادی»، «حقوقی»، «سیاسی» و «فضایی».
بررسی رتبه بندی کارکنان شعب بانک صادرات شهر تهران از طریق آموزش ضمن خدمت با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره TOPSIS و SAW
منبع:
جهان نوین سال چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
53-64
حوزههای تخصصی:
توجه به نیروی انسانی و ایجاد بستری مناسب جهت آموزش نیروی انسانی توانسته به خوبی اهداف مد نظر سازمان را محقق نماید. برای داشتن یک آموزش اثربخش و مناسب می بایست به سمت آموزش های انعطاف پذیر، ایجاد مسئولیت در قبال آموزش ها، برنامه های خودآموزشی حرکت نمود. آموزش ضمن خدمت برای سازمان هایی همچون بانک ها و مؤسسات مالی که اصلی ترین خدمات را به صورت رابطه مستقیم مشتری کارکنان ارائه می دهند از اهمیت زیادی برخوردار است. در این تحقیق سعی شده تا ۴ شعبه منتخب بانک صادرات شهر تهران را به لحاظ شاخص های تأثیرپذیر از آموزش ضمن خدمت رتبه بندی نماید. ابتدا عوامل تأثیرپذیر کارکنان با اجرای دوره های آموزش ضمن خدمت و سپس با استفاده از پرسشنامه و ماتریس تصمیم گیری، دو تکنیکSAW وTOPSIS اعمال گردید تا گزینه مورد نظر رتبه بندی گردد. نهایتاً نتایج حاصله نشان داد که رتبه بندی هر دو تکنیک یکسان بوده است.









