مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۱٬۳۲۱ تا ۷۱٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
رتبه بندی اعتباری شرکت ها با مقایسه ریسک اعتباری آنها با یکدیگر، تصمیم گیری سرمایه گذاران را تسهیل می کند، از طرفی، رتبه شرکت، هزینه ای که باید شرکت به منظور تأمین مالی در بازار سرمایه بپردازد را مشخص می کند. این مطالعه به بررسی اثرات معاملات اشخاص وابسته بر رتبه بندی اعتباری شرکت ها می پردازد. لذا به منظور آزمون فرضیه تحقیق، نمونه ای متشکل از 105 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1395 تا 1399 انتخاب شد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون بر روی داده های تابلویی انجام شد. نتایج نشان داد که افشای معاملات با اشخاص وابسته تأثیر منفی و معناداری بر رتبه بندی اعتباری دارد. بنابراین پیشنهاد می شود، تحلیلگران مالی و عوامل رتبه بندی اثرات این معاملات را ارزیابی کرده و آنها را در مدل های ارزش گذاری و رتبه بندی اعتباری خود بگنجانند.
سنت تصویری سازه های مهندسی در تمدن و هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سده های نخست تمدن اسلامی در ایران، اختراعاتی در عرصه ی سازه های مهندسی انجام شده که با جزئیات نوشتاری و تصویری، اطلاعات تکنولوژی را ثبت کرده اند. در کتاب “الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعه الحیل” نوشته ی "جزری" (6 ه.ق)، چندین دستگاه با سازوکار (تکنولوژی) روز معرفی شده است. این کتاب، یک کتاب جامع نظری و عملی می باشد و دستگاه های ارائه شده در این کتاب از لحاظ ظاهر و کارایی متفاوت بودند. امروزه دستورالعمل های تصویری آن، بخشی از سنت تصویری ایران را شامل می شود. ضرورت و کاربرد چنین تحقیقاتی، آشنایی با پیشینه ی علمی و هنری گذشته ی هنر و تمدن اسلامی ایران است و شناخت سنت تصویرسازی علمی، استفاده از هنر و چگونگی آن را در سال های اولیه اسلامی در ایران نشان می دهد. این پژوهش یک تحقیق توصیفی بنیادی، به روش تطبیقی عرضی است. در این مطالعه تلاش شده است آغاز سنت مصورسازی علمی و انتقال دانش توسط تصویر، با شرح و ارائه ی دستگاه ها، ارزیابی شود و شاخصه های هنر نقاشی ایران در تصاویر علمی کتاب جزری شناسایی و تبیین شود. نتیجه گرفته می شود که نگاره ها، علاوه بر ارزش هنری، تصاویر ارزشمندی هستند که با رعایت شاخصه های سنتی هنر ایران در ارائه و شناخت وسایل مکانیکی عصر خود موفق بوده اند.
The Impacts of Drawing, Visualization and Rote Memorization on Iranian EFL Students’ English Vocabulary Recall and Retention(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۶, No.۳۲, Spring & Summer ۲۰۲۳
59 - 78
حوزههای تخصصی:
Given the role of lexical knowledge in language learning, strategies for vocabulary learning should be paid more attention in the literature. This study investigated the effects of visualization, drawing, and memorization on Iranian EFL learners' recall and retention of second language vocabulary using a quasi-experimental comparison design . To that end, three intact classes, incorporating sixty students in total , were randomly selected as the experimental groups of this study. Nation’s (2006) vocabulary size test was administered to them to homogenize them in terms of English lexical knowledge. The results of one-way ANOVA demonstrated that there were no significant differences among the three groups in terms of vocabulary knowledge. A piloted researcher-made vocabulary test was administered to the participants as the pretest and post-tests. The one-way ANOVA results showed that there were no significant between-group differences among the groups' performances on the immediate and delayed posttests. However, the results of a repeated-measures ANOVA indicated that the three strategies had a significant within-group effect on the three groups' vocabulary recall, while their vocabulary retention was found to have dropped significantly from immediate to the delayed posttest. All the same, the drawing group had the best performance from the pretest to the immediate posttest, and the control group was the weakest on delayed posttest. Finally, the findings are discussed, and implications are offered for EFL teachers and learners.
شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش تمایل به گردشگری جنگ (سفرهای راهیان نور) با وسایل نقلیه شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری جنگ، گونه ای از صنعت گردشگری است که در دنیا به سرعت در حال رشد است. سالیانه میلیون ها گردشگر به منظور بازدید از آثار به جای مانده از جنگ، به آن مناطق سفر می کنند؛ در ایران نیز این سفر به راهیان نور شهرت دارد. اثر معنوی راهیان نور تا سال ها می تواند در بین افراد جامعه مستمر و آشکار باشد. خانواده به عنوان مهمترین رکن جامعه شناخته شده است و با حضور خانواده ها در راهیان نور، می توان آنها را از گنجینه پنهان راهیان نور بهره مند نمود. هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر تمایل به سفر به مناطق راهیان نور با استفاده از وسایل نقلیه شخصی می باشد. پژوهش حاضر از منظر هدف یک پژوهش کاربردی است. همچنین یک تحقیق توصیفی پیمایشی به شمار می آید و در زمه تحقیقات کیفی در قالب یک مطالعه اکتشافی انجام پذیرفته است. ابزار جمع آوری داده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحلیل داده، روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری، خبرگان فعال در عرصه راهیان نور می باشند. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا سرحد اشباع نظری در 23 مصاحبه حاصل شد. یافته های پژوهش نشانگر آن است که هشت مضمون کلیدی شامل مدیریت کلان و یکپارچه، اندیشه ورزان راهیان نور، امکانات و تجهیزات، محتوای غنی و تأثیرگذاری، چندرسانه ای، مسائل امنیتی، سامانه جامع راهیان نور و مسائل اقتصادی، اصلی ترین عوامل گسترش حضور خانواده ها در سفر راهیان نور به شمار می رود و با فعالیت در هر کدام، می توان شاهد افزایش حضور خودروهای شخصی در راهیان نور بود.
Le récit de filiation de Patrick Modiano et d’Anaïs Barbeau-Lavalette: Sur le sentier de l’Histoire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La chute des métarécits a mené l’homme contemporain à redéfinir son rapport avec le monde et à renouer ses ficelles à son passé pour sortir de cette nouvelle position de bascule dans laquelle il s’est enfoncé. Se foisonne ainsi un nombre considérable des romans fictionnels contemporains marqués par le boom de la mémoire et la recherche de la filiation. Ces deux éléments fonctionnent en effet, comme ancrages auxquels l’auteur essaie de s’attacher afin de procéder à une reconstruction identitaire individuelle autant que collective. Nous nous intéressons dans ce présent article, à l’étude comparée de la démarche scripturale de deux écrivains contemporains, Patrick Modiano et Anaïs Barbeau-Lavalette dans Dora Bruder et La femme qui fuit, dont l’écriture narrative se transforme en espace mémoriel et dont l’approche d’écriture agit comme support de la récupération du passé. Quelles sont les stratégies narratives mises en œuvre par les deux écrivains pour faire de la fiction, espace de relais de la construction mémorielle? Quels objectifs cherchent-t-ils à atteindre en inscrivant le fait mémoriel? Dans quelle mesure ces deux romans se situent à la lignée des récits de filiation? L’analyse de ces romans montre que l’écriture du récit de filiation a largement contribué par le détour vers le passé familial, inscrit sur l’Histoire collective, à soulager les troubles identitaires..
معاصرسازی اصول شهرسازی مکتب اصفهان به منظور ارتقای کیفیت فضای شهری در دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
75 - 88
حوزههای تخصصی:
آنچه در شهرهای امروز ما دیده می شود، نه فضای شهری، که فضاهایی خالی محصول کنار هم قرار گرفتن بناها و تکه هایی باقی مانده از توده هایی است که کمتر معنا و مفهومی را به ذهن متبادر می کنند. شاید این گونه باشد که در شهر ما اول ساختمان ها ساخته می شوند و آنچه باقی می ماند فضای شهری است؛ از همین رو، این مقاله مکتب اصفهان را به عنوان پلی برای ارتباط با گذشته و ایجاد تداوم تاریخی در فضاهای شهری انتخاب کرده است. هدف از این پژوهش معاصرسازی اصول شهرسازی مکتب اصفهان با رویکرد معاصرسازی بر پایه نیازهای کنونی شهر اصفهان است. معاصرسازی در این پژوهش نه به معنای بازگشت به گذشته، بلکه به معنای استفاده بهینه از اصول گذشته و به هنگام کردن آن با شرایط کنونی است. در این پژوهش، اصول شهرسازی مکتب اصفهان هم بر اساس مصاحبه با کارشناسان و هم بر اساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند و در نخستین گام، سنجه های متناظر پژوهش بر اساس تحلیل محتوای کمی مصاحبه کارشناسان و مطالعات کتابخانه ای به دست می آیند. در ادامه، شاخص ها بر اساس آزمون فریدمن اولویت بندی و 17 سنجه اولیه وارد چرخه تحلیل عاملی می شوند. نتایج حاکی از آن است که 6 عامل اقتصادی، اجتماعی، سطح و سرانه، دسترسی، کالبدی و آثار تاریخی از 17 سنجه پژوهش تا میزان 86 درصد پشتیبانی می کنند.
دسته بندی مشتریان بیمه درمان با تکنیک های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مدل سازی اقتصادی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
۱۳۸-۹۶
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی و طبقه بندی مشتریان بیمه درمان به منظور شناسایی جامعه هدف و در نتیجه افزایش سودآوری شرکت های بیمه، ایجاد توازن در پرداختی حق بیمه و طراحی استراتژی بازاریابی. روش شناسی: در این مقاله از 5 الگوریتم یادگیری ماشین درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، بیز ساده و رگرسیون لجستیک به منظور طبقه بندی مشتریان به دو دسته سود ده و زیان ده استفاده شده است. به این منظور از داده ها و اطلاعات تعداد 2897 بیمه نامه درمان یک شرکت بیمه خصوصی در بازه زمانی آذر 1400 تا آذر 1401 استفاده شده است. یافته ها: این مقاله نشان می دهد که با استفاده از روش های یادگیری ماشین و ویژگی های ثبت شده از مشتریان در پرسشنامه سلامت می توان سود ده یا زیانده بودن آن ها را تا حدود مناسبی پیش بینی کرد. این مقاله نشان می دهد که تمرکز بر روی جامعه هدف معرفی شده توسط مدل شانس موفقیت و افزایش سود را به مقدار چشم گیری افزایش می دهد. نتیجه گیری: می توان با استفاده از روش های یادگیری ماشین به درک مناسبی از مشخصه های مشتریان بیمه درمان و نیاز های آنها رسید. پیدا کردن جامعه هدف علاوه بر این که به افزایش سود شرکت بیمه منجر می شود می تواند با تمرکز بر خواسته های مشتریان به افزایش رضایتمندی آن ها نیز منجر شود.
تحلیل تاثیر کاربری اراضی درپایداری محله های شهری، مطالعه موردی: شهر زابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۸۵
57 - 67
حوزههای تخصصی:
توسعه ی پایداردرمقیاس محله به معنای ارتقای کیفیت زندگی درآن وشامل همه ی ویژگیها واجزای زیست محیطی، کالبدی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی بدون ایجاد مانعی برای نسل آینده است. در همین راستا کاربری اراضی شهری به عنوان هسته اصلی نظام برنامه ریزی نقش مهمی در فراهم کردن خدمات رفاهی، دسترسی و تأمین نیازها و خواست های متنوع شهروندان در سطح محلات دارد در صورتی که کاربری اراضی به صورت متوزان و مطلوب در سطح محلات شهری توزیع نشوند موجب پیدایش شکاف و عدم همگنی پایداری در محله های شهری و به طبع آن افزایش نارضایتی طیف گسترده ای از ساکنان شهری از محیط سکونت و کاهش کیفیت زندگی آنها شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی اثر کاربری اراضی شهری در پایداری محله های شهری زابل است. برای همین منظور پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی – تحلیلی است. جمع آوری داده ها به صورت اسنادی و تحلیل با تحلیل فضایی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که در بین محلات از نظر دسترسی به کاربریای خدماتی نابرابریهای وجود دارد و تمرکز و تراکم کاربریهای خدماتی در نواحی 2 و 3 است این امر باعث شده نابرابریهای فضایی و رفاهی بین محلات زیاده شده و همین امر کیفیت زندگی در برخی محلات کاهش داده است.
پیش بینی سرمازدگی تشعشعی بهاره با استفاده از مدل تجربی (مطالعه موردی دشت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۸۶
185 - 197
حوزههای تخصصی:
هر ساله سرمازدگی دیررس بهاره خسارت های زیادی را به بخش کشاورزی وارد می نماید. پیش بینی سرمازدگی تشعشعی برای مبارزه فعال با این پدیده مورد نیاز است. در این پژوهش با استفاده از مدل تجربی پیشنهاد شده به وسیله فائو و داده های ساعتی دو ایستگاه هواشناسی ضرایب مدل تجربی پیش بینی سرمازدگی تشعشعی در دشت قزوین محاسبه گردید. همچنین به منظور بررسی وضعیت اقلیمی سرمازدگی بهاره از داده های دمای حداقل روزانه ایستگاه های قزوین و بوئین زهرا استفاده شد. تحلیل داده های 60 ساله ایستگاه قزوین نشان داد که شدت سرمازدگی کاهش یافته اما فراوانی زمان وقوع سرمازدگی در اردیبهشت ماه بیشتر شده است. با استفاده از داده های مشاهداتی 25 رخداد سرمازدگی تشعشعی شامل دمای هوا و دمای نقطه شبنم 2 ساعت بعد از غروب آفتاب و دمای مینیمم روز بعد ضرایب منطقه ای دو مدل در ایستگاه سیمرغ محاسبه گردید. سپس این دو مدل با استفاده از 14 رخداد سرمازدگی تشعشعی در ایستگاه مزرعه ارزیابی گردید. نتایج نشان داد مقدار متوسط خطای مطلق (MAE) برای تست و ارزیابی مدل1، 71/0 و 21/1 و برای مدل 2، 67/0 و 09/1 درجه سانتی گراد بود. همچنین نتایج مشخص نمود هر دو مدل دقت قابل قبولی در تخمین دمای حداقل روز بعد را دارد. پیشنهاد می گردد این مدل برای دشت های دیگر کشور نیز در پیش بینی سرمازدگی تشعشعی کالیبره شده و برای هر منطقه مدل مناسب ارائه گردد.
جانمایی پهنه های مستعد پناهگاه های شهری با تأکید بر اصول پدافند غیرعامل، مطالعه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲۷
133 - 150
حوزههای تخصصی:
از سیاست های پدافند غیرعامل در اکثر کشورهای جهان و به ویژه ایران، احداث پناهگاه های شهری در راستای حفاظت و نگهداری از جان شهروندان و به حداقل رساندن آسیب های احتمالی در حوزه انسانی است. آنچه در تناسب با سیاستِ مطرح شده اهمیت دارد، موقعیت و انتخاب محل مناسب پناهگاه های شهری است. پژوهش حاضر با هدف جانمایی پناهگاه های شهری با رویکرد پدافند غیرعامل در سطح شهر ایلام انجام شده است. به این منظور 10 شاخص مکان یابی پناهگاه های شهری در قالب چهار معیار کلی (جمعیتی، عملکردی، کالبدی و طبیعی- محیطی)، انتخاب و با بهره گیری از مدل فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP) ضریب اهمیت معیارها و زیرمعیارها مشخص و ضرایبِ به دست آمده در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) در لایه های اطلاعاتی تأثیر داده شد. با همپوشانی آن ها، پهنه های مستعد برای ساخت پناهگاه های شهری شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان داد از بین معیارهای کلی، دو معیار «جمعیتی» و «عملکردی» به ترتیب با وزن 0.427 و 0.305 و از بین شاخص ها، دو شاخص «نزدیکی به مکان های پرتراکم جمعیتی» و «استقرار در فاصله مناسب از اهداف دشمن» به ترتیب با وزن 0.303 و 0.236 بیشترین ضرایب اهمیت را به خود اختصاص داده اند. نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی ANP-GIS نیز نشان داد که هر چهار منطقه شهری ایلام (هانیوان و استانداری و مرکزی؛ سبزی آباد و بانبرز؛ نوروزآباد؛ جانبازان و رزمندگان) مستعد ساخت پناهگاه هستند؛ اما به ترتیب منطقه 2 (سبزی آباد و بانبرز)، منطقه 1 (هانیوان و استانداری) و منطقه 3 (نوروزآباد) در اولویت قرار دارند.
ارزیابی میزان پایداری شهر اردبیل در دوران پاندمی کووید 19 با رویکرد تحقق شهر سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۳
17 - 32
حوزههای تخصصی:
شهر سبز از رویکرد های نوین برانگیخته از مفاهیم توسعه پایدار شهری می باشد که از آن می توان در راستای بهبود کیفیت محیط زیست و توسعه پایدار شهری بهره نمود. در این میان به دنبال شیوع ویروس کووید 19 کاهش و یا توقف برخی فعالیت ها، تاثیرات مثبتی بر محیط زیست داشته است و مدیریت صحیح و حفظ وضعیت مساعد زیست محیطی حاصله از این پاندمی می تواند مسیر نیل به توسعه پایدار را هموار نماید. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان پایداری شهر اردبیل در دوران پاندمی کووید19 با رویکرد تحقق شهر سبز می باشد. پژوهش پیش رو از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد و جامعه آماری آن، شهروندان منطقه سه شهر اردبیل می باشد. روش تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران بوده که 382 نمونه تعین گردیده است. لازم به ذکر است که روش نمونه گیری این پژوهش تصادفی طبقه بندی شده می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از از نرم افزار های Excle و SPSS استفاده گردید. سپس با بهره گیری از مدل بارومتر پایداری محلات هدف سطح بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد امتیاز پایداری بعد اجتماعی (522/0) اقتصادی (489/0) ، زیست محیطی (434/0) و پایداری کل نیز (476/0) بوده و نشان دهنده سطح متوسط پایداری می باشد، امتیاز رفاه اکوسیستم برابر با (434/0) و رفاه انسانی نیز برابر با (495/0) می باشد. در این میان شهرک های آزادی، رضوان، آزادگان و حافظ به دلیل برخورداری از شرایط مطلوب در هر سه بعد پایداری مورد مطالعه بیشترین تاثیر مثبت و در مقابل محلات ملاباشی و ملایوسف به دلیل اینکه جزء سکونتگاه های غیررسمی می باشند در هر سه بعد پایداری علی الخصوص در بعد زیست محیطی، بیشترین تاثیر منفی را بر معیار های مورد مطالعه داشته اند. لذا برنامه ریزی های لازم متناسب با نقاط ضعف و قوت و اولویت هر محله ضروری می نماید.
بررسی افزایش ظرفیت جمعیت پذیری ناشی از عدم انطباق طرح تفصیلی با طرح جامع، مطالعه موردی: منطقه 4 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح جامع شهر تهران در سال 1386 مصوب و طرح تفصیلی شهر تهران در سال 1392 مصوب شده است و طبیعتاً می بایست طرح تفصیلی شهر در قالب طرح جامع و با حداقل تغییرات پهنه های اصلی تهیه می شده است. اما بررسی های انجام شده حاکی از تغییر نزدیک به 20 درصدی پهنه های طرح جامع در طرح تفصیلی مصوب شهر تهران است. این تغییرات باعث پیامدهای مختلف از جمله افزایش جمعیت، کاهش سرانه های خدماتی، افزایش ترافیک و.. خواهد شد. مقایسه میزان عدم انطباق بین طرح تفصیلی و طرح جامع، در بین مناطق شهر تهران نشان داده است که منطقه 4 با 2052 هکتار تغییر (33% پهنه های طرح جامع) بیشترین میزان تغییرات را دارا بوده است. در همین راستا تحقیق حاضر به دنبال بررسی وضعیت تغییرات پهنه ها و زیر پهنه های طرح جامع در طرح تفصیلی منطقه 4 و پیامدهای آن می باشد. نتایج تحقیق نشان داده است که در بین پهنه های چهارگانه منطقه 4؛ پهنه مختلط با 996 هکتار بیشترین میزان تغییر را داشته است. از طرفی بیشترین تغییرات نیز با 824 هکتار به پهنه مسکونی منجر شده است. این تغییر و تحولات درمجموع نزدیک به 470 هزار نفر به ظرفیت سکونتی منطقه افزوده اند (صرفاً ظرفیت سکونت و بدون تأمین خدمات). در مقیاس کلان تر میزان پهنه مسکونی در طرح جامع 2243.4 بوده است که این میزان در طرح تفصیلی به 2517.3 هکتار رسیده است. این افزایش ظرفیت جمعیت پذیری در آینده باعث سکونت افراد زیادی در منطقه 4 با کمترین میزان سرانه های خدماتی خواهد شد. علاوه بر تراکم جمعیت، کاهش سرانه ها، ترافیک، آلودگی هوا و سخت شدن مدیریت بحران در این منطقه خواهد شد که همگی پیامد تغییر پهنه و ضوابط طرح جامع در طرح تفصیلی می باشد.
نقد بررسی دیدگاه قرآن گرایان شبه قارّه پیرامون زکات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵
93 - 106
قرآن کریم و سنت پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام دو منبع اصلی استخراج احکام دین هستند. مسلمانان ابتدا در این مسئله اختلافی نداشتند؛ اما پس از ارتحال آن یگانه دوران، عده ای ندای کفایت قرآن سر دادند و این تفکر تا عصر کنونی با فراز و فرود ادامه یافت. در دو قرن اخیر برخی قرآن گرایان با گرایش به رأی و بی اعتنایی به سنت، در احکام دین ازجمله زکات اختلاف کردند؛ هرچند گزارش هایی نیز مبنی بر قرآن گرایی در قرن اول و دوم هجری ارائه شده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به طرح و نقد استدلال های قرآنیون درباره زکات از آیات قرآن پرداخته است و نتیجه می گیرد: قرآن گرایان با انکار حجیت سنت و گرایش به رأی گروی و عقل گرایی افراطی دست به برداشت های ذوقی از آیات قرآن کریم زده، احکام زکات را به چالش کشیده و با دست کشیدن از ظواهر معتبر قرآنی به تأویل جهت دار و توجیه رأی مدارانه روی آورده اند.
پژوهشی بر کوشک جال محل در نارنائول و کاخ بایرات/ ویراتنگر در راجستان، دو نمونه از الگوی معماری کوشک های واقع در آب/ جال محل/ چشمه عمارت؛ گونه ای متفاوت از معماری منظر در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵
139 - 154
کوشک های واقع در آب، یکی از نوآوری های معماری منظر به شمار می روند. این الگو دیرزمانی در شبه قاره هند و ایران در کنار کوشک های واقع در میان یا کناری از باغات وجهی ممتاز از معماری در چشم اندازها و دستینه ها بودند. اگرچه در جغرافیای ایران به دلیل محدودیت های طبیعی رواج گسترده نیافت، در معماری شبه قاره با تنوع چشمگیری در الگوهای طراحی آبگیر و عمارت مرکزی در گستره ای تاریخی و جغرافیایی ساخته و پرداخته شد. باوجود مطالعات گسترده ای که در تاریخ معماری شبه قاره صورت گرفته، این گونه از معماری منظر آنچنانکه بایسته است، مورد توجه قرار نگرفته. دو نمونه شاخص این الگو که از جهت شیوه طراحی عمارت و آبگیر، نزدیکی قابل توجهی دارند، در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ یکی کوشک «جال مَحَل» در «نارنائول» و دیگری «کاخ بایرات/ویراتنگر» در ایالت «راجستان» است. داده ها در پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و با بهره گیری از «رهیافت تاریخی» تفسیر و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که این دو عمارت در دوره اکبرشاه گورکانی (حک: 1014-963 ه .ق.) ساخته شده اند. اگرچه کاخ بایرات توسط حاکمی غیرمسلمان ساخته شد، می توان علقه های وی را در برگیری از معماری گورکانیان مسلمان، را به روشنی در ساخت و پرداخت آن دید. هر دو نمونه در دو اشکوب ساخته شده اند. دسترسی به عمارت در یکی به وسیله پلی شانزده چشمه و در دیگری به وسیله پلکانی دوردیفه صورت می گرفته است. چهتری های پنج گانه نمای بیرونی بام، از الگویی واحد تبعیت می کند. ساختار برون گرای آن ها، از الگویی پیروی می کند که دیرزمانی در معماری ایرانی و شبه قاره با نام «هشت بهشت» رواج داشت.
واکاوی جامعه شناختیِ پیامدهای هژمونی توتالیتاریسم بعثی در سروده های شریف وَرزِر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
97 - 137
حوزههای تخصصی:
شریف وَرزِر شاعر کُرد عراقی از شعرای معاصر در قرن بیستم است که دوران حیاتش در سایه سیطره رژیم توتالیتر بعث بر اقلیم کردستان سپری شده و شاهد ارتکاب جنایت و نسل کُشی بر ضدّ مردم کُرد و رنج و دردمندی آنان بوده است. در چنین شرایطی، وَرزِر به عنوان شاعری متعهّد، سروده های خود را به آینه بازنمایی رنج های مردم و خشونت سیستماتیک و جنایت های رواداشته شده بر آنان از سوی رژیم بعث تبدیل کرده و روایتگر عذاب های مردمِ بی بهره از حقّ زندگی و آزادی در سیستم افراط گرای فاشیستی توتالیتر گشته است. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی پیامدهای هژمونی رژیم توتالیتر بعث در سروده های شریف وَرزِر نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به تحلیل پیامدهای سیطره رژیم بعث در سروده های شاعر بپردازد. مسأله بنیادین پژوهش حاضر این است که جلوه های اقتدارگرایی و تمامیّت خواهیِ منجر به ارتکاب جنایت و خشونت و نسل کُشی، چگونه و در چه قالب هایی در سروده های شاعر نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی تحلیلی مُبتنی بر بررسی جامعه شناختیِ بُن مایه های سروده هایِ شاعر بهره گرفته است. قتل عام و نسل کُشی، کوچاندن قهری و انتقال به اردوگاه های کار اجباری، شکنجه و خشونت سیستماتیک، ویرانگری و تخریب و آوارگی مردم از بارزترین بروندادهای سلطه رژیم توتالیتر بعث بر مناطق کُردنشین بوده که در سروده های وَرزِر بازنمایی شده است و با رویکرد تاریخی سیاسیِ همه سونگر، روایتگر رنجی جانکاه و خشونت و نسل کُشیِ برآمده از انسانیّت زدایی و قتل عامی چندهزار نفره در فرایند هیچ انگاری دیگریِ بیگانه و غیرِ عرب بوده است.
تفاوت حبسیه های کلاسیک و معاصر در بازنمایی جماعت های تصوّری با تکیه بر شعر مسعود سعد و فرخی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲۱
105 - 125
حوزههای تخصصی:
اگرچه مفهوم حبسیه یا زندان سروده ها، می تواند به عنوان یک ژانر ادبی در طبقه بندی موضوعی و سبکی اشعار شاعران، راهگشا باشد، اما مسئله وحدت ژانر، تجلی جامعه شناختی و گفتمانی حبسیه ها را پنهان می کند. از این رو، به جای سبک شناسی، که به دنبال ترسیم فضاهای یکپارچه از سیطره یک اندیشه است، با تحلیل گفتمان دقیق تر می توان گسست های تاریخی یک ژانر را نشان داد. این مقاله با رویکرد تبارشناختی و با تأکید بر نظریه «امر خیالی» لکان و «جماعت های تصوری» آندرسن نشان می دهد که حبسیه های معاصر از همان جماعت تصوری و امر خیالی پیروی نمی کنند که درحبسیه های کلاسیک حاکم بوده است. خیال مشترکی که مسعود سعد به آن ارجاع می دهد، مشیت مدار، قدسی و عمودی است؛ در حالی که تخیّل جمعی فرخی یزدی، افقی و در سطح زمین است؛ به همین دلیل مسعود سعد برای رهایی، به ستارگان و تصمیم محتوم تقدیر نگاه می کند و فرخی به زمین و آگاهی و قیام مردم. به همین دلیل مفاهیم و استعارات مسعود سعد، معطوف به حفظ وضع موجود است و استعارات و مفاهیم فرخی یزدی معطوف به انقلاب.
منشأ نام اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۲
131 - 152
حوزههای تخصصی:
نام اسفندیار، پسر گشتاسپ، در فارسی نو از نظر آواشناسی تاریخی این زبان خلاف قاعده است زیرا انتظار می رفت این نام مانند صورت فارسی میانه اش به شکل اسپندیاد به فارسی نو برسد، اما چنین صورتی در متون فارسی نو رایج نیست و فقط در آثار عربی دیده می شود. در این مقاله نشان می دهیم که نام اسفندیار در فارسی نو وام واژه ای از زبان های ایرانی شمال غربی منطقه آذربایجان است، زیرا تحول *t ایرانی باستان به r در موضع پساواکه ای و میان واکه ای در زبان آن منطقه امری رایج است. این پهلوان در آن خطه و نواحی قفقاز شهرت فراوانی داشته است، به گونه ای که مناطقی به او منسوب بودند و برخی خاندان های ارمنی و ایرانی حاکم در آنجا نسب خود را به وی می رساندند. همچنین، راه ورود صورت آذربایجانی این نام به تحریرهای خدای نامه و پیکره اصلی حماسه ملی ایران را مشخص می کنیم و نشان می دهیم که این نام به واسطه خاندان پارتی مهران که در آذربایجان و نواحی قفقاز حکومت داشته اند و خود را از اخلاف اسفندیار می دانسته اند به منابع اصلی حماسه ملی ایران راه یافته است. در روایات این خاندان میان سرگذشت اسفندیار و بهرام چوبین که یکی از مهرانیان برجسته بود، شباهتی برقرار شده است. در آخرین مرحله نفوذ این نام در فارسی نو، احتمالاً سامانیان که نسب خود را به بهرام چوبین می رسانده اند این نام را در خراسان و شرق ایران رواج داده اند. به تدریج این صورت آذری صورت برآمده از فارسی میانه را کنار زده و به همین شکل به متون فارسی نو رسیده است.
جایگاه وحدت اسلامی در گفت مان نظام جمهوری اسلامی ایران از منظر امنیت ملی و حقوق کیفری
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع وحدت اسلامی در کشور به لحاظ امنیت ملی و نیز در نظام حقوق کیفری از اهمیت بسزایی برخوردار است. چرا که تحقق یا عدم تحقق این مولفه می تواند آثار مثبت یا منفی را برای امنیت داخلی یا خارجی به همراه داشته باشد. لذا در پژوهش حاضر که از نوع تحقیق کیفی و به روش توصیفی – تحلیلی و به شکل کتابخانه ای انجام یافته است، جلوه های حمایت از مولفه وحدت اسلامی در گفتمان نظام جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه امنیت ملی می توان به آزادی کامل ادیان و مذاهب اسلامی مصرح در قانون اساسی در مراسمات مذهبی و احوال شخصیه؛ نام گذاری ایام هفته وحدت و روز قدس؛ تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی؛ گناه و حرام شرعی شمردن هرگونه گفتار یا رفتارى که سبب اختلاف و تفرقه بین مسلمین گردد (طبق فتاوای حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری)؛ و نیز از منظر نظام کیفری به جرم انگاری جرایم «سب النبی»، «توهین به مقدسات اسلامی»، «اهانت به ادیان یا مذاهب اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام یا به نفع گروه های مخالف نظام» اشاره نمود.
نقش کاداستر در پیشگیری از جرایم علیه انفال (با محوریت اراضی ملی و منابع طبیعی)
منبع:
تعالی حقوق سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
79 - 106
حوزههای تخصصی:
تثبیت امنیت قضایی و تضمین حقوق شهروندی در گرو شناخت پدیده مجرمانه و ارائه شیوه های پسندیده و کاربردی جهت کنترل و کاهش آثار جرم است، از این رو در یک نظام حقوقی مطلوب همواره پیشگیری از وقوع جرم نسبت به برخوردهای کیفری پس از وقوع آن از اهمیت بالاتری برخوردار است، و بالطبع هرچه اهمیت و آثار ارتکاب جرمی بیشتر باشد به تناسب اهمیت پیشگیری از آن جرم نیز افزایش می یابد. امروزه جرایم علیه انفال از جمله معضلات عمده ی سیاست جنایی کشور می باشد که در عمل نیز موجب تورم پرونده ها در محاکم قضایی کشور گشته است. از یک سو، بررسی ها نشان می دهد که احتمال وقوع جرایم علیه انفال در املاکی که تثبیت نشده بیشتر است، و از سویی دیگر، وضعیت موجود ثبت اراضی ملی و املاک دولتی مطلوب نبوده و در مورد تعداد محدودی از املاک دولتی طرح کاداستر انجام گردیده است، همچنین بانک املاک جامع در این رابطه وجود ندارد و همین امر سبب گشته تا مهار کردن کلیه روش های این جرایم با مشکل جدی مواجه گردد، در نتیجه برای مقابله ریشه ای با جرایم مربوط به انفال در گام نخست می بایست مالکیت دولت را تثبیت نمود. طرح کاداستر با قابلیت ترسیم اراضی و املاک تحت مالکیت خصوصی اشخاص، تثبیت میزان منابع طبیعی کشور و همچنین اندازه گیری اراضی مورد وقف، نقش بسزایی در پیشگیری از جرایم علیه انفال ایفا می کند، چرا که استخراج چنین اطلاعاتی موجب مدیریت بهتر در عرصه اقتصاد کشور و بهینه سازی در برنامه ریزی ها ، سیاست گذاری های کلان مدیریت و نظارت بهتر بر دارایی های غیرمنقول کشور خواهد شد. بر همین اساس و با توجه به تجربیات عملی ، نوشتار پیش رو به کارکردهای پیشگیرانه طرح کاداستر در جرایم علیه انفال می پردازد
نظام حقوقی حاکم بر مالکیت سلول های مورد استفاده در شبیه سازی درمانی و سلول های بنیادی حاصله از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
7 - 47
حوزههای تخصصی:
رکن اساسی در شبیه سازی درمانی سلول هایی است که جهت ترکیب با یکدیگر و ایجاد رویان شبیه سازی شده در اختیار دانشمندان قرار می گیرد. سلول های مزبور قابلیت کاشت در محیط آزمایشگاه را ندارند بلکه باید توسط متقاضی در اختیار پژوهشگران قرار گیرد تا رویان شبیه سازی شده جهت استخراج سلول های بنیادی تولید گردد. یکی از چالش های استفاده از فرآیند شبیه سازی درمانی، نحوه دستیابی دانشمندان به سلول های پایه فوق است. همچنین ضرورت استحصال سلول های بنیادی از رویان حاصله، مسأله صاحبان اختیار تصمیم گیری نسبت به رویان های مزبور را مطرح می نماید. چالش دیگر، جایگاه رضایت آگاهانه صاحبان سلول و نقش رضایت در صاحبان رویان می باشد. ارزیابی صورت گرفته در مقاله حاضر مبین آن است عدم شناسایی و یا محدود نمودن اختیار تصمیم گیری برای صاحبان گامت نسبت به سلول های خویش و محصور نمودن واگذاری سلول های پایه به دانشمندان بر مبنای صرفاً اهداء نوع دوستانه، بهره مندی از این فناوری نوین و دستاوردهای ارزشمند آن را با محدودیت های فراوان روبه رو می سازد. در مقابل به رسمیت شناختن اختیار تصمیم گیری صاحبان سلول نسبت به آن سلول ها و پذیرش سازوکارهای پولی و پیش بینی امکان پرداخت هزینه متناسب به صاحبان سلول در عین توجه به ضرورت وجود رضایت آگاهانه آن ها در فرآیند واگذاری، نه تنها انگیزه های متقاضیان اهداء سلول جهت شبیه سازی درمانی را افزایش می دهد، بلکه موجب توسعه روزافزون فرآیندهای علمی مربوط به شبیه سازی درمانی خواهد شد که این خود منشاء کشف درمان بسیاری از بیماری های صعب العلاج می گردد.









