مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۱٬۲۴۱ تا ۷۱٬۲۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه دشواری تنظیم هیجان و تحمل پریشانی در دانشجویان با علائم افسرده و غیرافسرده انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که تعداد 384 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) بک و همکاران (1996)، مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS) گرتز و رومر (2004) و پرسشنامه تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2008) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس یک طرفه انجام شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین دو گروه دانشجویان با علائم افسرده و غیرافسرده در تمام مولفه های دشواری تنظیم هیجان (عدم پذیرش هیجان های منفی، دشواری در انجام رفتارهای هدفمند، دشواری در مهار رفتارهای تکانشی، دستیابی محدود به راهبردهای اثربخش تنظیم هیجان، فقدان آگاهی هیجانی و فقدان شفافیت هیجانی) و تحمل پریشانی (تحمل، ارزیابی، جذب و تنظیم) تفاوت معنادار وجود دارد (01/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش، توانمندی دانشجویان در تحمل پریشانی و راهبردهای تنظیم هیجان می تواند با کاهش افسردگی در آنها همراه باشد.
اثربخشی تقویت حافظه کاری بر توجه، پردازش شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۲ آذر ۱۴۰۲ شماره ۹ (پیاپی ۹۰)
۱۱۶-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تقویت حافظه کاری بر توجه، پردازش شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان 9 تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز مشکلات یادگیری خاص ناحیه سه تبریز در نیمه دوم سال 1400 بود. نمونه آماری شامل40 کودک بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه پردازش شناختی (CPI) کروز (1999) و پرسشنامه تنظیم هیجان (CERQ-K) گارنفسکی و همکاران (2012) و پرسشنامه توجه (JADDI) جردن (1992) بود. در این پژوهش، شرکت کنندگان گروه آزمایش برنامه تقویت حافظه کاری را طی 16 جلسه 50 دقیقه ای در هشت هفته (هفته ای دو جلسه) دریافت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون توجه، پردازش شناختی و تنظیم هیجان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری در سطح 01/0 وجود داشت. با توجه به این یافته ها می توان مطرح کرد که مداخله تقویت حافظه کاری درمان موثری برای بهبود توجه، پردازش شناختی و تنظیم هیجان در کودکان بوده است.
اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر واقعیت درمانی بر تاب آوری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی واقعیت درمانی بر تاب آوری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان با آسیب بینایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانش آموزان دارای آسیب بینایی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر، 15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984 PASS,)، تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004 ARI,) و پروتکل واقعیت درمانی گلاسر (2010) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت حضوری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تاب آوری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه می توان روش آموزشی واقعیت درمانی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید مثبت نگر جهت ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای آسیب بینایی با اثرات نسبتاً پایدار، برای افزایش تاب آوری تحصیلی به کار برد.
Structural Equation Modeling of Brand Development in Tourism of Natural Places(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Brand development in tourism of natural places can play a vital and effective role in attracting tourists. Therefore, the aim of this study was to investigate a structural equation modeling of brand development in tourism of natural places. Methodology: This study was applied in terms of its objective and quantitative in its approach. The research population consisted of employees of organizations and cultural heritage institutions in Tehran city (1,200 individuals). The sample size was determined as 384 individuals using the Krejcie and Morgan table, and they were selected through multi-stage cluster sampling. The research instrument was a researcher-made questionnaire on brand development in tourism of natural places with 23 items, whose content validity was confirmed by 20 experts, and its reliability was calculated using Cronbach's alpha as 0.82. Data were analyzed using exploratory factor analysis and structural equation modeling in software such as SPSS and LISREL. Findings: Seven factors were identified: place value, communications and information, tourist facilities and services, physical factor, awareness of the tourism destination brand, attachment to the place, and contextual conditions. All of them had factor loadings exceeding 0.60, the extracted variances were all over 0.70, and the Cronbach's alpha for all of them was higher than 0.80. Furthermore, the model of brand development in tourism of natural places had a good fit, and brand development in tourism of natural places had a positive and significant impact on all seven mentioned factors (p < 0.05). Conclusion: Based on the results of this study, to attract tourists, conditions can be provided for the realization of place value, communications and information, tourist facilities and services, physical factor, awareness of the tourism destination brand, attachment to the place, and contextual conditions.
Identifying the Dimensions of Mentoring for School Principals of Tehran Province(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Mentoring creates a competitive advantage for the organization in compared to the competing organizations. As a result, the aim of this study was identifying the dimensions of mentoring for school principals of Tehran province. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative from type of synthesis research and content analysis. The research population was articles related to mentoring in domestic and foreign valid databases in the 2000 to 2023 years and academic experts and officials with experience in education of Tehran province in the 2021-2022 academic year, which number of 18 articles and 17 experts and officials of education according to the principle of theoretical saturation were selected as a sample with the purposive sampling method. Data were collected by taking notes from articles and semi-structured interviews with academic experts and education officials and were analyzed by using thematic analysis method in MAXQDA-V12 analysis software. Findings: The findings showed that based on the review of articles and interviews with experts and officials, mentoring for school principals of Tehran province had 81 sub-themes in 16 main themes of knowledge, attitude, skill, participation-oriented, focus, organization, support, educational leadership, educational communication, development of inherent skills, development of communication skills, development of technical skills, development of environmental skills, innovative performance, competitive performance and educational performance. Finally, a themes network of mentoring for school principals of Tehran province was drawn. Conclusion: According to the findings of this study, can be taken an effective step in order to implement the school principals mentoring of Tehran province through the realization of the identified sub-themes and main themes.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و مواجهه مبتنی بر واقعیت مجازی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ زمستان (بهمن) ۱۴۰۲ شماره ۱۳۱
۲۳۷۴-۲۳۵۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است. ترس از ارزیابی منفی دیگران یکی از مهم ترین مشخصه های اختلال اضطراب اجتماعی است. در مطالعات مختلف، اثربخشی درمان های شناختی - رفتاری و مواجهه مبتنی بر واقعیت مجازی بر علائم اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب اجتماعی بررسی و تأیید شده است، اما تا کنون مطالعه ای در مورد مقایسه اثربخشی این دو نوع روش درمانی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در مدارس شهر قائم شهر در سال تحصیلی 1402-1401 بود ند . 51 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هرگروه 17 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش اول و دوم هر یک به ترتیب طی 12 و 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت مداخله شناختی - رفتاری و مواجهه از طریق واقعیت مجازی قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه هراس اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) و فرم کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی (لری، 1983) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو مداخله درمان شناختی - رفتاری و مواجهه از طریق واقعیت مجازی در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی شدند ( 01/0 P<) و تأثیر هر دو روش مداخله تا مرحله پیگیری یک ماهه حفظ شد. همچنین یافته ها حاکی از این بود که درمان شناختی - رفتاری در مقایسه با درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی دارای اثربخشی بیشتری بود (01/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود مشاوران و درمانگران حوزه کودک و نوجوان و همچنین مشاوران مدارس از دو روش مداخله ای درمان شناختی - رفتاری و درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی با اولویت درمان شناختی - رفتاری به طور خاص در جهت کاهش ترس از ارزیابی منفی و به طورکلی در کاهش علائم اضطراب اجتماعی دانش آموزان استفاده کنند.
طراحی محیط یادگیری آموزش مجازی مبتنی بر روش های خلاقانه سنجش و اثربخشی آن بر یادگیری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ زمستان (اسفند) ۱۴۰۲ شماره ۱۳۲
۲۵۲۴-۲۵۰۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: سنجش مسئله مهمی در فرآیند آموزش است که در تمام مراحل آموزش باید وجود داشته باشد که عبارت اند از: سنجش آغازین، سنجش تکوینی و سنجش پایانی. با انتخاب و افزودن ابزارها و امکانات یادگیری آموزش مجازی به فرایند آموزش و یادگیری و تبدیل آن به یک فعالیت تعاملی و سازنده آموزشی، همچنین بهره گیری از الگوهای طراحی محیط یادگیری فعال مانند 5E در مدارس می توان یادگیری را در دانش آموزان افزایش داد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی محیط یادگیری آموزش مجازی مبتنی بر روش های خلاقانه سنجش و تعیین اثربخشی آن بر یادگیری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی است. روش: طرح پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق ترکیبی یا آمیخته، در دو مرحله انجام شد. مرحله اول پژوهش به شیوه تحلیل محتوا، با بهره گیری از ادبیات حوزه محیط یادگیری آموزش مجازی مبتنی بر روش های خلاقانه سنجش و یادگیری دانش آموزان، به همراه جدیدترین مقالات نوشته شده داخلی و خارجی از طریق پایگاه های اطلاعاتی انجام شد. مرحله دوم پژوهش با استفاده از روش شبه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع ابتدایی منطقه هفده تهران بود. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. نمونه این پژوهش شامل دانش آموزان پایه ششم دبستان ۱۷ شهریور در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ بود. تعداد این دانش آموزان ۶۰ نفر بودند و در این پژوهش به صورت جایگزینی تصادفی افراد در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه ۳۰ نفر) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که تفاوت بین نمرات پس آزمون در دو گروه آزمایش و گواه معنادار است. نتیجه گیری: بنابراین طراحی محیط یادگیری مبتنی بر روش های خلاقانه سنجش بر یادگیری و ابعاد آن شامل درگیرسازی، اکتشاف، توضیح، گسترش موضوع و گزارش دهی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی تأثیر دارد.
استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین برای مدل سازی منابع آب زیرزمینی در دشت موسیان استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
۱۸۲-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
امروزه میزان برداشت از آبهای زیرزمینی بیش از میزان تغذیه آبهای زیرزمینی است که این عامل باعث افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی شده است. مراتع و جنگل ها بعنوان اصلی ترین مکان های تغذیه سفره های آب زیرزمینی محسوب می شوند، درحالی که بیشترین برداشت از این منابع در کاربری کشاورزی انجام می شود. هدف اصلی از پژوهش حاضر استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین شامل رگرسیون جنگل تصادفی و تابع آنتروپی شانون برای مدل سازی منابع آب زیرزمینی در مراتع نیمه خشک غرب ایران می باشد. برای این هدف، ابتدا لایه های اطلاعاتی شامل: درجه شیب، جهت شیب، ارتفاع از سطح دریا، فاصله از گسل، شکل شیب، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، بارندگی، لیتولوژی و کاربری اراضی تهیه شد. پس از تعیین وزن پارامترها با استفاده از تابع آنتروپی شانون و سپس تعیین طبقات آن ها، در محیط سامانه های اطلاعات جغرافیایی، از ترکیب وزن پارامترها و طبقات آن ها نقشه نهایی مناطق دارای پتانسیل منابع آب زیرزمینی مدل سازی گردید. بعلاوه، برای اجرای مدل جنگل تصادفی از نرم افزار R 3.5.1 و بسته randomForest استفاده شد. در تحقیق حاضر از اعتبارسنجی ضربدری k-fold برای صحت سنجی مدل ها استفاده گردید. به منظور ارزیابی کارایی مدل های جنگل تصادفی و آنتروپی شانون برای پتانسیل یابی منابع آب زیرزمینی، از شاخص های آماری MAE، RMSE و R2 استفاده شد. نتایج ارزیابی نشان داد که مدل جنگل تصادفی با دقت (RMSE: 3.41, MAE: 2.85 R² = 0.825,) دارای دقت بالاتری نسبت به مدل آنتروپی شانون با دقت (R² = 0.727, RMSE: 4.36, MAE: 3.34) می باشد. یافته های مدل جنگل تصادفی نشان داد که قسمت زیادی از منطقه مورد مطالعه دارای پتانسیل متوسط (22/26954 هکتار) و مساحت خیلی اندکی (61/205 هکتار) بدون پتانسیل آب زیرزمینی می باشد. از طرفی، نتایج مدل آنتروپی شانون نشان داد که قسمت اعظمی از منطقه مورد مطالعه دارای پتانسیل متوسط (05/24633 هکتار) و مساحت خیلی اندکی (12/1502 هکتار) بدون پتانسیل آب زیرزمینی می باشد.
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه شهر بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت عمومی به یکی از ابزارهای اصلی و عنصر کلیدی در فرایند تصمیم گیری در حوزه های مختلف شهری با هدف ارتقای زندگی شهروندان بدل گردیده است، از این رو هدف مقاله حاضر، تبیین و شناسایی پیشران های موثر بر مشارکت شهروندان در توسعه شهر بجنورد می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از دیدگاه ماهیت، تحلیلی - اکتشافی می باشد و از روش ترکیبی اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. در این راستا پس از برگزاری جلسات مصاحبه با 20 نفر از متخصصان حوزه شهری بجنورد به عنوان جامعه آماری تحقیق، 17 عامل پیشران با استفاده از تکنیک دلفی، تدوین و وزن دهی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی ساختاری – تفسیری (ISM) و در نهایت از روش تحلیل میک مک ( به منظور اثرگذاری و اثرپذیری) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که، معیار بسترسازی جلب اعتماد شهروندان توسط مدیران، تاثیرگذارترین سطح و ایجاد احساس هویت نسبت به شهر و همچنین مهارت و دانش مقام های رسمی، جزوء تاثیرپذیرترین عوامل موثر در مشارکت شهروندان در توسعه شهر می باشند. همچنین نتایج روش میک مک نشان داد که، مؤلفه های موجود در ناحیه 1 شامل مهارت و دانش و تجربه مقام های رسمی و برنامه ریزان نظیر مهارت های ارتباطی جزو متغیرهای استراتژیک بشمار می روند، زیرا هم قابلیت کنترل توسط سیستم مدیریتی و هم دارای سیستم تأثیرگذاری قابل قبولی می باشند. مؤلفه های موجود در ناحیه 2 شامل تمرکززدایی و توزیع قدرت در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و محلی بسیار تأثیرگذار و دارای قابلیت کنترل بسیار کمی می باشند، درنتیجه برنامه ریزان به ندرت قادر به تغییر این متغیرها هستند و در نهایت مؤلفه های موجود در ناحیه 4 شامل اعتقاد به مشارکت و بهره گیری از طریق جوامع محلی و.... (غیره) نتیجه سایر متغیرها می باشند.
تأثیر مربی گری بر عملکرد شغلی با میانجی گری پشتیبانی همکاری کارکنان آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
۲۰۴-۱۸۵
این تحقیق با هدف تأثیر مربی گری بر عملکرد شغلی با میانجی گری پشیتبانی همکاری کارکنان آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای استان تهران انجام گرفت. جامعه آماری را کارکنان آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای استان تهران تشکیل داد. تعداد حجم نمونه 232 نفر بود. روش نمونه گیری سهمیه بندی تصادفی بوده است. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ جمع آوری داده ها توصیفی– همبستگی بوده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها بهره برداری از شاخص های آمار توصیفی، آزمون معادلات ساختاری و آزمون سوبل بود که توسط نرم افزار PLS اجرا گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که مربی گری بر عملکرد شغلی کارکنان و نیز پشتیبانی همکاری آن ها تأثیر مثبت و معنی دار داشته است. مربی گری بر عملکرد شغلی کارکنان با میانجی گری پشتیبانی همکاری آن ها تأثیر مثبت و معنی دار داشته است. بنابراین مربی گری به صورت های مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد شغلی کارکنان آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای تأثیر مثبت و معنی دار داشته است.
نسق الفحوله المضمر في روایه "مدن الملح" لعبدالرحمن منیف (دراسه على ضوء النقد الثقافي)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد مفهوم النسق من المفاهیم الأساسیه التی یرتکز علیها النقد الثقافی المتعامل مع ما هو مستهلک جماهیریاً، إذ یهتم هذا النقد بالوظیفه النسقیه فی النصوص والخطابات، ویستقصی اللاوعی النصی مقوّضاً اللغه البلاغیه التی تتراوح بین تفکیک المشاکل الاجتماعیه بلغه أکادیمیه متعالیه عن الواقع وبعیده عن المشارکه فی حلحلتها، وبین الانغلاق على الجمال البلاغی دون تجاوزه وإهمال أسئله الفعل والتأثیر. وهذا النسق قد یکون فی الأغانی أو فی الأزیاء أو الحکایات والأمثال مثلما هو فی الأشعار والقصص والروایات والألحان الشعبیّه المسجّعه وغیرها من الفنون. فکل هذه العناصر یتخفى بین ثنایاها الجمالی البلاغی نسق ثقافی ثاوٍ فی المضمر، وهو لیس فی وعی الکاتب فی الغالب، لا یدرکه الناقد إلا باستخدام أدوات خاصه. ویعبر دائماً على نقیض المضمر البلاغی ومن خلاله سیبدو الحداثی رجعیاً. حاولت هذه الدراسه، بالاعتماد على المنهج الوصفی – التحلیلی وعلى ضوء النقد الثقافی الذی یبحث فی الأنساق الثقافیه المضمره، رصد وتحلیل نسق الفحوله المضمر فی روایه "مدن الملح" للروائی عبدالرحمن منیف إذ تعد الروایه من أهم النصوص الناقله للأنساق، وأیضاً تتناول بعض الأفکار والمفاهیم وطرح بعض التأمّلات. ولقد درسنا فی المحاور الفرعیه تمثلات نسق الفحوله فی هذه الروایه التی أخذت صوراً عدّه مثل: القوه، وإنجاب الذکور، ودونیه المرأه وفوقیه الرجل، والأنویه أو تضخیم الأنا. وقد توصلت الدراسه إلى مجموعه من النتائج؛ أهمها: أنّ عبدالرحمن منیف بوعی منه حینا، وعلى غفله أحیاناً، جعل نسق الفحوله وراء النسق الجمالی والأدبی، لذا لا تحتفل روایته بالمرکزی فحسب بل صار الهامش محط نظره کذلک.
مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب و پرخاشگری افراد دارای وسواس فکری- عملی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وسواس فکری- عملی اختلالی شدید و ناتوان کننده اما قابل درمان است که سیری مزمن دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب و پرخاشگری افراد دارای وسواس فکری- عملی انجام شد. روش: مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دختران دارای وسواس فکری- عملی در مقطع متوسطه اول و دوم مناطق ۱ و ۳ شهر تهران در سال ۱۴۰۱ بود، که از بین آن ها ۴۵ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های وسواس فکری عملی مادزلی (۱۹۷۷)، اضطراب بک (۱۹۸۸) و پرخاشگری باس و پری (۱۹۹۲) استفاده شد. در گروه های آزمایش ۱ و ۲ به ترتیب، بسته های درمان شناختی- رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیک اجرا شد. تجزیه وتحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ و روش تحلیل واریانس آمیخته چندمتغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو روش درمان شناختی- رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیک سبب بهبود اضطراب (۵۰/۵۳۹=F) و پرخاشگری (۸۰/۸۷۸=F) افراد دارای وسواس فکری- عملی نسبت به گروه کنترل شد (به ترتیب با ۱۲/۷۵۹- و ۱۲/۶۵۴- =MD در متغیر اضطراب و ۲۰/۴۴۶- و ۲۵/۶۰۹- =MD در متغیر پرخاشگری، ۰/۰۵>P)؛ همچنین روش رفتار درمانی دیالکتیک در کاهش پرخاشگری از درمان شناختی- رفتاری مؤثرتر بود (P<۰/۰۵ ، MD=-۵/۱۴۳). نتیجه گیری: دو روش درمانی شناختی- رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیک سبب بهبود سطح اضطراب و پرخاشگری در افراد دارای وسواس فکری- عملی شد؛ بنابراین، با توجه به مؤثر بودن روش های درمانی، می توان از آن ها به عنوان مداخله روانشناختی مؤثر جهت کاهش اضطراب و پرخاشگری بهره برد.
ره نگاشت سیاستی برای گذار پایدار به ساختمان بسیار کم انرژی (EC++) در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انرژی ایران دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
103 - 121
حوزههای تخصصی:
در ایران و جهان انرژی بخش ساختمان به طور متوسط حدود یک سوم از مصرف کل انرژی است و این امر موجب تمرکز روزافزون کشورها برای برنامه ریزی مدیریت تولید، توزیع و مصرف انرژی شده است. در ایران نیز مقررات ملی ساختمان یکی از اصلی ترین ظرفیت های قانونی برای مدیریت انرژی بخش ساختمان است و ساختمان بسیار کم انرژی از جمله اهداف مندرج در آن است. این مقاله با بهره گیری از ابزار ره نگاشت سیاستی تلاش می کند که گذار پایدار به ساختمان بسیار کم انرژی را طراحی کند. به این منظور با تعیین بیانیه ماموریت و هدف از ایجاد ره نگاشت؛ شناسایی وضعیت موجود و چالش های پیش روی گذار؛ شناسایی پیشران ها؛ تعیین افق های زمانی و تعیین سیاست های پیوسته در بازه های زمانی مختلف برای گذار به ساختمان بسیار کم انرژی، ره نگاشت ترسیم شد. روش شناسی حاضر از نوع روش پژوهش آمیخته (کمی- کیفی) بوده و ماهیت پژوهش کاربردی است. بازه زمانی پژوهش تک مقطعی بوده و هدف آن تجویزی است. نتایج حاصل از این فرایند در قالب ره نگاشت سیاستی گذار ترسیم شده که دارای سه سه بازه زمانی (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) منطبق بر سه سطح عملیاتی، تاکتیکی و راهبردی مدیریت گذار است . ضمنا پیشران ها نیز شناسایی شده و دو عامل «نبود تصویر مشترک از آینده انرژی، صنعت، زیست شهری» و «واگرایی سیاست های موثر بر حوزه انرژی ساختمان در ابعاد اقتصاد، صنعت، شهرنشینی و شهرسازی، فرهنگی و اجتماعی» به عنوان پیشران های اصلی شناخته شدند. مبتنی بر پیشران ها و وضع موجود، سیاست ها در سه لایه سیاست های ملی، برنامه های بخشی و توانمندسازها طراحی شده اند. در این مقاله تلاش شد با انطباق ویژگی های مدیریت گذار با ره نگاشت سیاستی محتوای ره نگاشت گذار به ساختمان بسیار کم انرژی، ره نگاشت تدوین شده توان پاسخگویی به تغییرات بلندمدت و برآورده کردن الزامات مدیریت گذار را داشته باشد.
در ایران و جهان انرژی بخش ساختمان به طور متوسط حدود یک سوم از مصرف کل انرژی است و این امر موجب تمرکز روزافزون کشورها برای برنامه ریزی مدیریت تولید، توزیع و مصرف انرژی شده است. در ایران نیز مقررات ملی ساختمان یکی از اصلی ترین ظرفیت های قانونی برای مدیریت انرژی بخش ساختمان است و ساختمان بسیار کم انرژی از جمله اهداف مندرج در آن است. این مقاله با بهره گیری از ابزار ره نگاشت سیاستی تلاش می کند که گذار پایدار به ساختمان بسیار کم انرژی را طراحی کند. به این منظور با تعیین بیانیه ماموریت و هدف از ایجاد ره نگاشت؛ شناسایی وضعیت موجود و چالش های پیش روی گذار؛ شناسایی پیشران ها؛ تعیین افق های زمانی و تعیین سیاست های پیوسته در بازه های زمانی مختلف برای گذار به ساختمان بسیار کم انرژی، ره نگاشت ترسیم شد. روش شناسی حاضر از نوع روش پژوهش آمیخته (کمی- کیفی) بوده و ماهیت پژوهش کاربردی است. بازه زمانی پژوهش تک مقطعی بوده و هدف آن تجویزی است. نتایج حاصل از این فرایند در قالب ره نگاشت سیاستی گذار ترسیم شده که دارای سه سه بازه زمانی (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) منطبق بر سه سطح عملیاتی، تاکتیکی و راهبردی مدیریت گذار است . ضمنا پیشران ها نیز شناسایی شده و دو عامل «نبود تصویر مشترک از آینده انرژی، صنعت، زیست شهری» و «واگرایی سیاست های موثر بر حوزه انرژی ساختمان در ابعاد اقتصاد، صنعت، شهرنشینی و شهرسازی، فرهنگی و اجتماعی» به عنوان پیشران های اصلی شناخته شدند. مبتنی بر پیشران ها و وضع موجود، سیاست ها در سه لایه سیاست های ملی، برنامه های بخشی و توانمندسازها طراحی شده اند. در این مقاله تلاش شد با انطباق ویژگی های مدیریت گذار با ره نگاشت سیاستی محتوای ره نگاشت گذار به ساختمان بسیار کم انرژی، ره نگاشت تدوین شده توان پاسخگویی به تغییرات بلندمدت و برآورده کردن الزامات مدیریت گذار را داشته باشد.
تحلیل پیشران های مؤثر بر اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومه روستایی با مدل DPSIR؛ مطالعه موردی: منظومه روستایی بخش های مرکزی و دوتپه شهرستان خدابنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۸۳
75 - 90
حوزههای تخصصی:
برنامه آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی، به منظور توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی از طریق انتظام فضایی منظومه های روستایی در قالب شبکه های محلی و ناحیه ای و با تأکید بر روابط و پیوندهای روستایی-شهری و ترغیب حکمروایی محلی از طریق مشارکت مردمی و همچنین، تقویت روابط و مناسبات کارآمد اجتماعی-اقتصادی واحدهای سکونتگاهی منظومه تدوین می شود. این برنامه با محوریت فعال سازی چرخه تولید در فضاهای روستایی و ایجاد اشتغال و کارآفرینی می تواند مسیر برون رفت از بحران توسعه روستایی را هموارتر نماید. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تحلیل مؤلفه های تأثیرگذار بر اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومه روستایی در منظومه بخش مرکزی و دوتپه شهرستان خدابنده است. گردآوری داده ها با مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنین بخش دوتپه و مرکزی به تعداد 93939 نفر است. باتوجه به تخصصی بودن موضوع، از جامعه آماری متخصصین با روش گلوله برفی به تعداد 30 نفر استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از مدل TODIM و روش حداقل مجذور مربعات در قالب مدل DPSIR با کمک نرم افزارExcel و SmartPLS بهره گیری شد. یافته های تحقیق نشان داد که پیشران «نیروی محرکه» با امتیاز 637/0، بیش از دیگر مؤلفه ها بر اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومه روستایی بخش مرکزی و بخش دوتپه در شهرستان خدابنده تأثیر داشته است. علاوه بر این، به منظور اجرای مؤثرتر طرح آبادانی و پیشرفت منظومه روستایی، سازه های P1. سامان دهی مشاغل مرتبط با کارکرد و ظرفیت روستاها و شهرستان (809/0)؛ D2. حمایت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی (782/0)؛ S1. توجه به ظرفیت های اقتصادی و تولیدی خوشه ای در پهنه بندی منظومه (778/0)؛ و P3. امکان پیگیری تخلفات و کم کاری از طریق نهادهای تصمیم گیر (استانداری و فرمانداری) (778/0) بیشترین تأثیرگذاری را دارند. در نهایت، به منظور دستیابی به اهداف طرح آبادانی و پیشرفت منظومه روستایی، ارائه تسهیلات اعتباری از طریق پیگیری و با نظارت دفتر تسهیلگری؛ برگزاری جشنواره های روستایی؛ تقویت ارتباط مستقیم تسهیلگران با کارآفرینان؛ تقویت تشکل های محلی؛ بازنگری در شرح خدمات دفاتر منظومه روستایی ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی برنامه آموزشی سازگاری اجتماعی بر دلزدگی تحصیلی و درگیری تحصیلی در دانش آموزان پسر
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره هشتم ۱۴۰۲ شماره ۵۶
69 - 80
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی برنامه آموزشی سازگاری اجتماعی بر دلزدگی تحصیلی و درگیری تحصیلی در دانش آموزان پسر انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل پسر دوره دوم متوسطه شهر سقز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب گردید و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های دلزدگی تحصیلی پکران و همکاران (2005) و درگیری تحصیلی ریو و تسینگ (2011) بودند. دانش آموزان گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای و به مدت 5 هفته متوالی (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش برنامه سازگاری اجتماعی نجاری و همکاران (1397) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر برنامه ی آموزش سازگاری اجتماعی بر دلزدگی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پسر معنادار بود. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت آموزش برنامه سازگاری اجتماعی بر دلزدگی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پسر اثربخش بود و پیشنهاد می شود که برنامه ی مذکور در دستور کار متولیان آموزش وپرورش برای سازگاری بیشتر دانش آموزان موردتوجه قرار گیرد.
نقد دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی درباره روش های دعوت به دین در آیه ۱۲۵ نحل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
107 - 126
حوزههای تخصصی:
برای تبیین و اثبات معارف دینی و باورهای کلامی، به چند شیوه می توان استدلال کرد. این شیوه ها در قرآن کریم نیز بیان شده است. یکی از آیات مهمّی که شیوه های استدلال بر معارف الهی و دعوت به پروردگار را بیان می کند آیه 125 نحل است: «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ». در این نوستار با روش تحلیل توصیفی به نقد و بررسی دیدگاه علامه طباطبایی درباره آیه مزبور پرداخته می شود. در این آیه شریفه، سه روش از روش های دعوت به دیانت و اثبات حقانیت معارف الهی بیان شده است که عبارتند از: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. از نظر علامه طباطبایی، حکمت، از بین شیوه های استدلال، منحصراً منطبق بر برهان است، چنان که موعظه بر خطابه و جدال بر جدل، منطبق است. ضمن اینکه مطابق نظر ایشان، الزام، گرچه غرض غالبی جدل است اما غرض دائمی نیست؛ ازاین رو ممکن است یک قیاس، جدلی باشد، امّا با هدفِ الزام نباشد. به نظر می رسد حکمت بر تمامی اقسام استدلال عقلی، منطبق می شود؛ البتّه بر فرض اینکه پذیرفته شود که استفاده از مغالطه در استدلالات کلامی، جایز است و موعظه حسنه نیز بر تمامی اقسام استدلال عقلی غیر از برهان، صادق است؛ همان طوری که «جادلهم» بر خصوص جدل، منطبق است و البته، الزام، داخل در هویّت جدل است.
مقایسه تطبیقی دولت های موقت در انقلاب های بزرگ مورد مطالعه انقلاب فرانسه، روسیه، الجزایر و انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۴
159 - 180
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها پدیده هایی هستند که کماکان ضرورت پژوهش را دارند. پژوهش حاضر در منظری تطبیقی - تاریخی در چارچوب نظریه ی کرین برینتون یکی از ویژگی های به ظاهر مشترک انقلاب های بزرگ، یعنی تشکیل و سرنوشت دولت های موقت را مورد بررسی قرار داده است. روایت و اشتراکات و افتراقاتِ دولت های موقتِ چهار انقلاب فرانسه، روسیه، الجزایر و انقلاب اسلامی با کاربست روش تطبیقی تاریخی مورد بحث قرار گرفته است. دولت های موقت اقدامات مشترکی چون تعیین تکلیف قضایی و امنیتی نخبگان سیاسی رژیم پیشین، تدوین مقررات جدید دولت انقلابی و فراهم سازی الزامات ایجاد ساختارهای پایدار نظام سیاسی نوین را رقم می زنند. لکن ترکیب، مراحل شکل گیری، عملکرد و سرنوشت آنان متفاوت است و همین امر در نسبت با نظریه ی برینتون بیانگر آن است که در سطح مراحل تکاملی ادعایی وی در انقلاب ها، ازجمله روی کار آمدن میانه رو ها و سپس رادیکال ها و سرنوشت جبری انقلابیون به اصطلاح تندرو؛ یعنی ترمیدور، خدشه وارد است.
Modality- and Task-Specific Impairments in Speaking and Reading: A Case Report From Persian(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
9 - 30
حوزههای تخصصی:
The question of whether specific patterns of impairment across different language modalities are isolated, associated, or doubly dissociated has been a major theoretical issue in aphasiology. In this paper, we describe modality- and task-specific language impairments in a Persian-speaking patient (AG) with ischemic stroke. AG’s overall language impairments were evaluated using the bedside version of Persian Western Aphasia Battery (P-WAB-1), which indicated an Aphasia Quotient (AQ) index of 86. Moreover, his performance on the Reading subtests of the Persian Diagnostic Aphasia Battery (P-DAB-3) indicated a Language Quotient (LQ) index of 60. We also evaluated his word reading, sentence reading, and sentence repetition using the subtests of the Persian version of the Bilingual Aphasia Test (BAT). Based on his performance on these assessment tools during the chronic post-onset time, AG was diagnosed with transcortical motor aphasia. Notably, he exhibited two striking characteristics, namely, (a) a modality-specific dissociation, with severely impaired reading comprehension in the face of relatively spared auditory comprehension; and (b) a set of task-specific agrammatic symptoms in verbal expression and out-loud sentence reading in the context of relatively well-preserved sentence repetition. The general characteristics of our patient’s grammatical violations also highlight certain universal and language-specific agrammatic impairments. The present clinical linguistic data argue against the existence of monolithic speech-related regions in the brain.
بررسی تطبیقی رمانتیسم زبانی در اشعار هوشنگ ابتهاج و انسی الحاج با رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
143 - 121
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی، به عنوان یکی از شاخه های اصلی علوم شناختی، رویکردی است که به زبان، به مثابه ابزاری برای کشف ساختار نظام شناختی انسان می نگرد. معنی شناسی شناختی، به عنوان یکی از حوزه های اساسی زبان شناسی شناختی، دارای نظریه های مختلفی مانند طرح واره های تصویری، آمیختگی مفهومی، فضاهای ذهنی، مجاز و استعاره است. گرایش شاعران معاصر عرب و ایران به مکتب رمانتیک، نقطه آغازین تحول در شعر معاصر به شمار می رود و رمانتیک ها از گروه های پیشتازی هستند که دگرگونی ادبیات عربی و فارسی و همچنین همگامی آن با عصر جدید، با تلاش های آنان شروع شد. هرچند تعداد این جماعت در ابتدا اندک بود و بیشتر تغییر در حوزه معانی شعر را مدنظر داشتند، اما طولی نکشید که شمار آن ها بیشتر شد و در مدتی کوتاه، محتوا و ساختار شعر معاصر عربی و فارسی را دگرگون ساخت. این تأثیرگذاری به حدی گسترده بود که در فاصله میان دو جنگ جهانی، برجسته ترین شاعران عرب و فارسی گو که آثاری جهانی پدید آورده اند، از پیروان مکتب رمانتیک هستند. پیوند میان نابسامانی های اجتماعی جهان و اندوه که یکی از درون مایه های اصلی شعر رمانتیکی است، از عوامل گسترش و ماندگاری این تأثیرگذاری ژرف به شمار می رود. بدین ترتیب، در تحقیق حاضر تلاش بر آن است تا به «بررسی تطبیقی رمانتیسم زبانی در اشعار انسی الحاج و هوشنگ ابتهاج» پرداخته شود. در این رهگذر از مفاهیم زبان شناسی شناختی و نقد تطبیقی بهره گرفته می شود.
Focusing on the Comprehension Challenge of Different Passive Structure Types by EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
97 - 117
حوزههای تخصصی:
Much of the research on the comprehension of passive sentences has targeted healthy adults, L1 acquirers and people with aphasia. However, a topic that lacks evidence is the comprehension challenges of EFL learners facing different passive structure types. Consequently, this study investigated the comprehension difficulty of different passive structures by 186 intermediate EFL learners. The participants’ task was to read a sentence and choose a corresponding answer in a multiple-choice format via a software application designed for this study. The answers were analyzed in terms of the comprehension accuracy and the reaction time. Compared with the passive sentences, the participants needed less time comprehending active sentences and had a higher success rate. The results suggested that different passive verb types (i.e., regular/irregular, action/state, double-object/single-object, negative/affirmative, and question/statement) imposed different degrees of comprehension challenge to EFL learners; passives with regular verbs (PR) were the least challenging and passives with double-object verbs (PDO) were the most demanding structures. It was also revealed that the participants’ comprehension of different passive structures was significantly different based on their reaction times. The study’s findings may be of insight for EFL instructors and material developers to possibly invest more time for the more challenging passive structures.









