مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۳٬۲۰۱ تا ۶۳٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
جلوه هنر سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
124 - 142
حوزههای تخصصی:
با پیروزی انقلاب اسلامی به هنرهای اصیل ایرانی از جمله نگارگری توجه و تاکید شد و به عنوان مبنایی برای ارجاع به هویت ایرانی در هنر معاصر ایران در نظر آورده شد. با هدف بازجست تصویر امروز هنر نگارگری معاصر، سوال این است که انگارهِ نگارگری معاصر ایرانی در مجلات فرهنگی-هنری در سه دهه پس از انقلاب چگونه برساخته شده است؟ بدین منظور با مطالعه اسنادی، موضوع پژوهش، از طریق تحلیل مضامین شکل داده شده در خصوص نگارگری در 12 مجله: فصلنامه هنر، کیهان فرهنگی، سوره، هنر معاصر، هنرهای تجسمی، بیناب، تندیس، گلستان هنر، ادبستان فرهنگ و هنر، کِلک، آدینه و دنیای سخن، در سه دهه پس از انقلاب اسلامی واکاوی شده است. نتایج نشان دادند که، در جریان اندیشه ورزی مجلات مذکور، انگاره های متفاوتی از نگارگری معاصر ایران در میانه سه پارادایم «سنت گرایی، نوسنت گرایی و نوگرایی»، برساخته شده که متاثر از نگاه به زبان جهانی هنر و عصر و زمان، در هر پارادایم متفاوت می نماید.
تاثیر موقعیت ستارگان بر نگاره های انسانی در دو نسخه صور الکواکب قرن نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۷
125 - 143
حوزههای تخصصی:
«صورالکواکب الثابته» اثر صوفی رازی جزو کتب آموزشی نجوم قدیم است. این کتاب یک راهنمای مصور شناخت آسمان است که توضیحات جامعی درباره مختصات و ویژگی های نجومی اجرام سماوی دارد. در صورالکواکب برای هر یک از صورت های فلکی دو تصویر قرینه دیده می شود که یکی مربوط به آسمان و دیگری مربوط به کره آسمانی است. از میان 48 صورتِ فلکی مندرج در صورالکواکب، چهارده نگاره با پیکره انسان مرتبط است که از نظر ساختار در دو دسته انسانی (شامل یازده صورت) و موجودات پنداری انسان نما (شامل سه صورت) قرار می گیرد. با توجه به ویژگی های تصویرسازی کتاب مذکور، می توان نگاره های آن را به عنوان نمادی از نگارگری دوره های گوناگون مورد مطالعه قرار داد. پژوهش حاضر با هدف روشن نمودن میزان و نحوه تاثیرپذیری طرح و نقش پیکره های آسمانی در دو نسخه از صورالکواکب قرن نهم هجری از موقعیت سماوی اجرام و ستارگان انجام شده است. نگارندگان در پاسخ به این سوال که "نگارگران صورالکواکب در قرن نهم هجری با هدف رعایت ضوابط نجومی و موقعیت ستارگان، چه تغییراتی در پیکره نگاره های انسانی ایجاد کرده اند؟" به آن دسته از تفاوت های ترسیمی در پیکرنگاری و جامه آرایی پرداخته اند که منشا علمی-نجومی دارد. آن مواردی که نگارگران بر اساس ملاحظات نجومی(برای ثبت موقعیت دقیق ستارگان)، ناچار به اعمال تغییراتی در حالت متعارف پیکره ها بوده اند به طوری که جز با دلایل نجومی توجیه پذیر نیست. و یا به واسطه شکل پیکره آدمی، مجبور به جابه جایی های جزیی در موقعیت ستارگان شده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای به تجزیه وتحلیل کیفی چهارده نگاره انسانی و نیمه انسانی در دو نسخه صورالکواکب متعلق به قرن نهم هجری محفوظ در کتابخانه های ملی فرانسه و کنگره آمریکا پرداخته است. نگاره های مربوطه در مقایسه با اصول و قواعد پیکرنگاری رایج در قرن نهم هجری و نیز مطابقت با نقشه آسمان مورد واکاوی قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نگارگران صورالکواکب در قرن نهم هجری توانسته اند در زمینه رعایت وجه زیبایی در کنار حفظ ضوابط نجومی به نوعی از توازن دست پیدا کنند. این نوآوری با اعمال اندک تغییراتی در سنن رایج تصویرسازی صورالکواکب، ازجمله جابه جایی علائم و نشانه های ستارگان بر روی پیکره ها و تغییر در شکل لباس ها و ابزار جانبی آنها انجام شده است.
بررسی زبانی اشعار درویش عباس گزی و فهلویات شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کهن نامه ادب پارسی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
433 - 455
حوزههای تخصصی:
گویش گزی یکی از مهمترین گویش های برجا مانده از پهلوی اشکانی یا پهلوانیک در نواحی مرکزی ایران است که همواره هدف پژوهش بسیاری از محققان داخلی و خارجی قرار گرفته است. دیوان درویش عباس گزی قدیمترین و مهمترین اثر شعری در این زبان است که می تواند منبع موثری در شناخت عمیقتر در بررسی های زبانی این گویش واقع شود. در این تحقیق به بررسی اشعار درویش عباس گزی و فهلویات شیخ صفی الدین اردبیلی در سه سطح واجی، واژگانی و نحوی پرداخته شده است. زبان گزی و آذری کهن، بازماندگان زبان های ایرانی نو و در یک مجموعه زبانی هستند که می توانند به لحاظ زبان شناسی مورد مقایسه قرار گیرند. یافته های این پژوهش شباهت های بسیاری میان کیفیت آوایی و واژگانی دو شاعر نشان می دهد؛ مانند تحول واج «ژ» به «ی» در هر دوگویش. هرچند تفاوت هایی در ساخت آوایی و نحوی سروده های درویش عباس و شیخ صفی دیده می شود. سخنان برجای مانده از دو متفکر، غالباً به صورت شعر و دارای منطق شعری(و در تنگنای وزن و قافیه) است. علاوه بر این هر دو شاعر در این اشعار متاثر از ساختار زبان فارسی هستند. به طوری که بسیاری از واژه ها، ترکیب ها و الگوی دستوری برگرفته از فارسی است.
تحلیل زایش «رئالیسم عرفانی» در سینما و ادبیات ایران تحلیل تلفیقِ معرفت قدسی، محبت و واقعیت در فیلم «خورشید» مجید مجیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲شماره ۹
243 - 281
حوزههای تخصصی:
درعرصه ادبیات و سینمای ایران معاصر -کمابیش همانند جریان های هنری جهانی- عموماً ژانرها و رویکردهای هنری با حفظ وجوه تمایز خود زیست می کنند.بویژه فاصله میان رویکردهای عینیت گرایانه(objective) رئالیستی و رهیافت های ذهنیت گرایانه (subjective) عرفانی، باید ملموس تر باشدچرا که درنگاه اول، پیوند این دو متناقض به نظر می رسد،اما در اخیرا شاهد رخدادهایی هستیم که مرز ژانرهای ادبی و هنری کمرنگ می شودوبرخی متن های ادبی یافیلم ها به سوی بیناژانری حرکت کرده اند.درجریان های فکری بین الاذهانی جامعه مدرن،شکل گیری بیناژانری افزونتر ازادب و هنر کلاسیک و زمان تسلط رمانتیسم صورت گرفته است ودرمتن ادبی و هنری،مفاهیم یا درونمایه ها ومضامین ژانرهای مختلف رقیب،گاه باهم درآمیخته وآشتی کرده اند.درقلمرو فرهنگ،هنر وادب ایران، چنین آثاری ممکن است روابط بینامتنی استوار بامیراث های غنی ایرانی - اسلامی در عالم هنر و ادبیات پیدا کنند و در تراز سرآمدی جای بگیرند. فیلم خورشید مجیدمجیدی با تحولی بارز نسبت به دیگرآثار،واجدچنین ویژگی هایی شده است.مجیدی موفق شدقدسیت وشاخصه های عالم غیب رادر مؤلفه های ژانر رئالیستی فیلم خود؛بازبتاباند و ممزوج سازد در فضا و درونمایه ای عرفانی بنشاند و با این ترکیب نغز، فیلمی بیناژانری ونوآورانه عرضه کند.مسئله این پژوهش،کاویدن وجوه ظهور این بیناژانریت متمایزوبدیع است که به نظر می رسد بانظریه ها و مبانی تحولات متن پژوهانه دهه های اخیر سازگار باشد.روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و برمبنای نمادشناسی و باترکیبی از تحلیل گفتمان، نقدژانرونظریه های متن شناختی وبینامتنی،چهارچوب نظری آن شکل گرفته است.چشم انداز نتیجه تحقیق،نشانگرظهور شاخصههای بیناژانری رئالیستی – عرفانی درفیلم خورشیدمجیدمجیدی است و اودر این فیلم توفیق یافت تا واقعیت را با معرفت قدسی و عرفان و محبت باهم در بیامیزدواز حیث درونمایه،نوآوری و ژرف نگری ویژه ای رادر این فیلم به منصّه ظهور برساند.
بررسی تطبیقی دو نمایشنامه طوفان امه سه زر و چشم در برابر چشم غلامحسین ساعدی با تاکید بر آرای میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتب آمریکایی ادبیات تطبیق بستر مناسبی را فراهم کرده است تا بتوان مضامین، دیدگاه ها و مفاهیم مستتر در آثار ادبی را فارغ از زبان و جغرافیای آن ها مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. در این پژوهش نمایشنامه چشم در برابر چشم غلامحسین ساعدی و طوفان امه سزر را با استفاده از مکتب آمریکایی و با تاکید بر آرا میشل فوکو مورد تطبیق قرار می دهیم و شباهت ها و تفاوت های میان آن دو را بررسی می کنیم. فوکو در کتاب مراقبت و تنبیه به تشریح مجازات دولت ها در عصرهای مختلف پرداخته است. اشخاص قدرتمند با استفاده از دستگاه فکری و مجازات مورد نظرشان اقشار مختلف جامعه را تحت فشار قرار داده و آن ها را تنبیه می کنند. فوکو لزوما این مجازات را بازدارنده و متناسب با جرمِ مجرم نمی داند. همانطور که در این مقاله بررسی خواهد شد، در این نمایشنامه های منتخب، پادشاه به عنوان بالاترین منصب قدرت تنها محل تعیین مجازات است. غیاب دستگاه قضایی و جایگاه محاکمه در هر دو نمایشنامه نشان دهنده ی سلیقه ای عمل کردن دستگاه حکومت در منظر نویسندگان این آثار است. در چشم در برابر چشم تنبیه جسمی بیشتر از تنبیه روحی پسندیده می شود در حالی که در نمایشنامه طوفان بالعکس است. آنطور که فوکو می گوید نمایشی بودن مجازات در جهت تثبیت قدرت و ترساندن مردم می باشد که در این دو نمایشنامه هم دلایل استفاده از تنبیه با این فرضیه همراستاست.
ارزیابی و الگوهای ارزش گذاری بوم گرایانه در دو اثر همراه آهنگ های بابام و آبشوران از درویشیان (قرائتی بوم گرایانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی ها و الگوهای ارزشی از جمله مواردی هستند که بر اساس آن ها می توان متون ادبی را بررسی و تحلیل کرد. این پژوهش بر پایه الگوهای ارزش گذاری متن و با تکیه بر بوم گرایی و دانش بینارشته ای به بررسی و تحلیل دو مجموعه داستان همراه آهنگ های بابام و آبشوران از درویشیان پرداخته است. روش انجام پژوهش توصیفی و تحلیلی است. این دو مجموعه داستان از جمله آثاری هستند که در حوزه واقع گرایی نوشته شده-اند و با تکیه بر الگوهای ارزش گذاری در آن ها می توان کانونی سازی ها، برجسته سازی ها و ارزیابی های نویسنده از بوم را در آن ها سنجید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که درویشیان در قالب عناصر زیست محیطی و برای بیان آلام و رنج های قشر متوسط و ضعیف جامعه در تقابل با قشر مرفّه، دستکاری ها و تخریب های زیست محیطی را هرچند همسو با مظاهر فرهنگ و پیشرفت نیز باشد، نمی پسندد و همواره ارزیابی هایی منفی نسبت به آن ها دارد. همچنین با توجه به الگوهای ارزشی متون می توان فهمید که زندگی مسالمت آمیز در کنار طبیعت و مخاطرات آن، ریشه در احترام به وابستگی های چند سویه سیاسی، اجتماعی و... انسان با طبیعت دارد. ذکر این نکته لازم است که موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی راوی برای شکل دهی دیدگاهی در پیوند با زیست بوم تأثیر بسزایی دارد.
تبیین مسئله فلسفی دعای مستجاب بر اساس مدل استجابت انکشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دعا و عرض حاجت به خداوند، که اصالتاً مفهومی دینی است، همواره از ابعاد گوناگون فلسفی، اخلاقی، معرفت شناختی و زبان شناختی محل تأمل و پرسشگری متکلمان و فیلسوفان، به ویژه فیلسوفان دین، بوده است. نوشتار کنونی، مشخصاً با تکیه بر مفهوم دعای مستجاب، به بررسی یکی از مهم ترین چالش های فلسفی فراروی آن یعنی تبیین سازگاری دعای مستجاب با صفات الهی تغییرناپذیری و تأثیرناپذیری می پردازد. این مهم بر اساس مبانی و اصول حکمت صدرایی صورت می پذیرد، زیرا ظرفیت های موجود در این نظام فلسفی این امکان را فراهم می کند تا به روش تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، مدلی نو و تبیینی جدید از مسئله استجابت دعا به نام «استجابت انکشافی» مطرح شود. در مدل پیشنهادی، تأثیرپذیری و تغییرپذیری خداوند در فرآیند استجابت دعا مستلزم خروج از قوه به فعل نبوده بلکه از سنخ تبدیل بطون به ظهور و یا اجمال به تفصیل است. علاوه بر این تأثیر دعای بندگان بر تصمیم خداوند از وجه فقر وجودی و نیاز محض تبیین شده است که نقش مهمی در حفظ تمایز میان خالق و مخلوق در عالی ترین سطح دارد. برخورداری از مبانی مدلل عقلی، ارائه مدلی سازگار با فهم عرفی از استجابت دعا، و نیز خوانشی متناسب با ساحت الهی از استجابت دعا سبب شده است تا مدل یادشده در مقایسه با مدل های پیشنهادی الهیات اسلامی و مسیحی از مزایای بیشتری برخوردار باشد و با برخورداری از قوّت تبیین فلسفی در برابر چالش های موجود در فلسفه دین تاب آوری بیشتری از خود نشان دهد.
علم یا علم گرایی؟! بررسی انتقادی علم باوری انحصار گرایانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۶
5 - 38
حوزههای تخصصی:
نقش دانش تجربی در ساخت تمدن جدید و تحولات زندگی بشر از جهات مختلفی قابل بررسی بوده و رویکردهای مختلفی را سبب شده است. از جمله جریانهایی که همپای خیزش علمی جدید پا به عرصه ظهور گذاشته و تاثیرات درخور توجهی در عرصه فکر، فرهنگ و معرفت بشری، بویژه در جهان غرب گذاشته علم گرایی است. جریان یاد شده لوازم و اقتضائاتی در حوزه هستی-شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی در پی دارد که همه اندیشمندان حوزه معرفت، از جمله فیلسوفان علم و فیلسوفان دین را به تامل و ژرفنگری در آن فرامی خواند. این، بویژه از آن رو است که رویکرد یاد شده به طور ضمنی دلالتهای حایز اهمیتی نیز در حوزه دین شناسی و رابطه علم و دین داشته و کم ترین تاثیر آن چیرگی مطلق علم بر ساحت دین و معرفت دینی است. بدین روی مقاله حاضر بر آن است تا رویکرد فوق و دلایل حامیان آن را به روش توصیفی بیان و سپس آن را به روش عقلی-تحلیلی در معرض داوری قرار دهد. ماحصل تحقیق این است که حساب علم از علم گرایی جدا است، علم گرایی نه از پایگاه منطقی و معرفتی استواری برخوردار است، نه کارکرد مثبتی در حوزه علم و معرفت خواهد داشت.
تأملی بر مدعای رورتی در خصوص دین: دین به مثابه توقف کننده گفتگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۴
330 - 353
حوزههای تخصصی:
رورتی مدعی است متافیزیک دانان و عالمان دین با تفکیک حوزه عمومی(سیاست) از حوزه خصوصی(دین) هم رأی و متفق القول اند. درحالی که متافیزیک دانان درصدند این هدف را با کشف ذات عمومی و خصوصی دریابند، نظریه پردازان تلاش می کنند این کار را با اولویت دهی عمومی به جای خصوصی و یا برعکس انجام دهند؛ اما رورتی با ایجاد خط انشقاقی بین حوزه خصوصی و حوزه عمومی مدعی است حوزه سیاست نیازی ندارد مبانی خود را از معیارهای فردی حوزه خصوصی که دین نیز بدان تعلق دارد کسب نماید. وی محوریت حقیقت با مشی معرفتی و دینی را از صحنه اندیشه برمی دارد و به جای آن گفتگو (همبستگی با«ما» های مختلف) را می نشاند که در آن هیچ عضوی بنیادی تر از دیگری نیست و هیچ عضوی مجاز به قضاوت در خصوص صلاحیت دیگری نیست. به زعم رورتی استدلال های دینی به مثابه شناختی محدود، نگریسته می شود که غیرقابل مذاکره است و به مثابه یک متوقف کننده گفتگو عمل می کند. اینجاست که دین نه تنها طریقی برای رد مرجعیت بقیه جهان می شود بلکه همچون طریقی جهت انسداد اراده توافق بین انسان ها عمل می کند. فرض ما این است دیدگاه رورتی در مورد دین که مبتنی بر نظریه تقدم سیاست بر دین است با ایده آلش در باب جامعه ای که هم نخبگان کثرت گرایی دینی برایش اهمیت دارد و هم حفظ همبستگی سیاسی، متناقض است.
What a World! The Pluralistic Universe of Innocent Realism(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵
29 - 35
حوزههای تخصصی:
The method of metaphysics: Metaphysics is empirical but depends not, like the sciences, on recondite experience but on close attention to aspects of everyday experience we ordinarily scarcely notice. "Real" is a broader concept than "exists" (which applies only to particulars) and also applies to phenomena, kinds, and laws, which are real, but not, of course, existent entities. But "there are real kinds, laws, etc." doesn't imply that all the kinds and laws we believe are real, are. I call my approach "Innocent Realism" because--though it's certainly not naive--it requires attending to experience, so far as possible, without substantial preconceptions. There is one real world, enormously varied but also integrated. It includes physical stuff, kinds, laws, etc. and, here on earth, a vast array of human artifacts, physical, social, intellectual, and imaginative, all intimately interconnected. All this requires human mindedness (a better word than "mind" because it doesn't suggest that human mentality is an organ like the heart or the liver). Rather, it's a complex congeries of dispositions and abilities: to understand even such a relatively simple thing as what's involved in someone's believing something, we need to take account of the person's dispositions to behavior, verbal and otherwise; to the neurophysiological realizations of these dispositions; and to their connections to the world and to words in the person's linguistic community--this last requiring other people's words-world connection. "Virtual" reality is just one more computer artifact, clever, no doubt, but not metaphysically startling. It's oversold, but this is advertising hype, not serious metaphysics.
Image, Time, and Photography Based on Heidegger’s Kant and the Problem of Metaphysics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۵
72 - 89
حوزههای تخصصی:
In Kant and the Problem of Metaphysics (KPM), Heidegger shows how the initial image-making power of the imagination is pictorial in the pure image of time. He further clarifies the recognized link between the syntheses and the time-visualizing power of images which is pictorial formative power, which can visualize time. The three syntheses of imagination are replaced with the modes of existence of Dasein. Three kinds of photographs resemble the images produced when the transcendental imagination functions as Dasein. We can address the ways to visualize time by considering Dasein with a photographic preoccupation through 1. A possible look in the form of presentation (a photograph shows an immediate look of a house or person as intuitable this-here); 2. An immediate look of the thing, house, or deceased person, as well as a copy or its reproduction as a death mask; and, 3. The manner of contemplation of a likeness is an immediate look of a being present in the form of representation.
زهد راهی به سوی رستگاری در فلسفه شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
143 - 159
حوزههای تخصصی:
زهد یکی از عناصر کلیدی در فلسفۀ آرتور شوپنهاور، به ویژه نظریۀ رستگاری اوست. رستگاری در نظر شوپنهاور رهایی از رنج است و این رهایی از طریق زهد امکان پذیر است. به نظر او زندگی سراسر رنج است و باید راهی برای رهایی از آن جستجو کرد. او علت و منشأ این رنج را اراده و خواست می داند. اراده ازنظر او شی فی نفسه است و عالم را تجلیات و پدیدارهای اراده می داند، بنابراین به نظر او رنج ذاتی بشر و پدیدار و تجلی شی فی نفسه یا اراده است. بدین ترتیب برای رهایی از رنج باید به دنبال انکار، سرکوب و اسکات اراده بود. ازآنجاکه انکار اراده با بی اعتنایی به خواست ها و خواهش ها ممکن می شود، شوپنهاور مفهوم زهد را مطرح می کند و آن را تنها راه رستگاری حقیقی اعلام می کند. نوشتار حاضر بر آن بوده است که مفاهیم زهد و رستگاری موردنظر شوپنهاور را شرح دهد و نشان دهد که چگونه از نظر او زهد می تواند آلام بشری را تسکین و به رستگاری رهنمون شود.
مطالعه تطبیقی روایت و معماری: نقش روایت در افزایش تعاملات اجتماعی مخاطبان در موزه های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
670 - 685
حوزههای تخصصی:
براساس نگرش کارتزینی و دوگانه انگارى تقدم ذهن بر بدن، موزه ها از زمان به کار آغاز آن ها در قرن هفدهم، تحت تأثیر مفاهیم بصری بوده اند و نمایش به عنوان تجربه ای کاملاً بصری در نظر گرفته می شد. با اهمیت یافتن نقش مخاطب در قرن بیستم میلادی به تدریج ظرفیت حافظ بدن در عمل به خاطر سپردن و همدلی مورد توجه قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی روایت و فضا و تحلیل نقش روایت در افزایش تعاملات اجتماعی مخاطبان در موزه های شهر تهران است. تهران به عنوان پایتخت تاریخی و فرهنگی کشور، روایت های متعددی از فضاهای شهری ارائه می دهد. این مطالعه از نوع کاربردی است و براساس نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از این است که حضور مخاطبان در فضا فرصت تعاملات اجتماعی را افزایش می دهد. در فرآیند ادراک بدنمند از موزه ها، مخاطب در رویدادهای گذشته با پیشینیان همدردی می کند، با دیگر بازدیدکنندگان تعامل داشته و در نهایت روایت خود را از فضا می سازد.اهداف پژوهش:شناسایی مؤلفه هایی که روایت از طریق آن کیفیت فضای موزه را بهبود می بخشد.شناخت چگونگی ارتباط مخاطبان با موزه در روند ادراک فضا.سؤالات پژوهش:روایت از طریق چه مؤلفه هایی کیفیت فضای موزه را بهبود می بخشد؟ارتباط موزه و مخاطبان در روند ادراک فضا چگونه است؟
تبیین نقش صوت و مکان در دیالکتیک مخاطب و تعلق به مکان بر ساکنان سازه های معماری معاصر (نمونه موردی: الگوی حیاط مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
238 - 253
حوزههای تخصصی:
معماری آمیزه ای از دانش و خلاقیت است و محصول آن ایجاد «دیالکتیک بین مخاطب و مکان» است. انسان براساس ارزش های فرهنگی خودش به فضا و محیط پیرامونش معنا می بخشد و رفتارش را متناسب با آن تنظیم می کند. پژوهش در زمینه مفهوم «حس تعلق به مکان» در کنار عناصر زندگی مدرن ثابت می کند که این شاخص به عنوان مفهومی مرتبط با دلبستگی به مکان می تواند منجر به تجربه حضور در مکان شود که شکل دهنده حس مکان است. روش انجام این پژوهش کیفی بوده و از نظر هدف نیز کاربردی به شمار می آید. در خانه های معاصر، تراکم جمعیت، تغییرات در سرانه زمین، روابط فضایی و ساختاری، تغییرات در فعالیت های روزانه و سبک زندگی منجر به تغییراتی در ریخت شناسی و معنای مسکن شده است. نیازهای زندگی مدرن، طراحان را به حذف فیزیکی یا معنایی برخی عناصر اجتماعی در مسکن، همچون حیاط در خانه های قدیمی سوق می دهد؛ درحالی که انسان سنتی در خانه ای مجتمع می زیست و حس اجتماع در او پررنگ تر بود. در نتیجه، فرم و صوت در این خانه ها افزایش حس تعلق به مکان را به دنبال داشت اما امروزه تغییرات در نوع روابط میان انسان و محیط موجب کاهش حس تعلق به مکان، تغییرات در فرم فضایی، عدم تطابق با نیازها، تکرار و کمبود وقایع خاطره انگیز، تخریب اعتبار فضایی شده است.. اهداف پژوهش:مقایسه تطبیقی معماری سنتی ایران با معماری نوین غربی در ایجاد حس تعلق به مکان.نقش صوت در تداعی تصاویر ذهنی انسان در خانه های سنتی و آپارتمان های امروزی.سؤالات پژوهش:تفاوت معماری سنتی ایران با معماری نوین غربی در موضوع کیفیت ارتباط بین مخاطب و مکان چیست؟صوت چگونه می تواند بر تصاویر ذهنی انسان تأثیر بگذارد و حس تعلق به مکان را ایجاد کند؟
اصول و راهبردهای روشهای نوین ساخت در پایدار سازی معماری با تأکید بر ساختمان های ساخته شده با تکنولوژی ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
411 - 427
حوزههای تخصصی:
طراحی پایدار یا طراحی بوم شناختی (ecological) که به آن طراحی سبز یا معماری پایدار هم گفته می شود، یک فلسفه است. فلسفه طراحی ساختمان هایی که اصول پایداری بوم شناختی، اقتصادی و اجتماعی را رعایت می کنند. همان طورکه می توان از تعریف معماری پایدار برآورد کرد، هدف از طراحی بناها باتوجه به اصول پایداری و بوم شناختی، کاهش اتلاف انرژی و آلودگی محیط زیست است. معماری پایدار، زیرمجموعه طراحی پایدار و یکی از تحولات مهم معماری معاصر و واکنشی بشردوستانه در برابر بحران های عصر صنعت است. سازه یکی از مهم ترین عناصر طراحی یک ساختمان است که طراحی و ساخت آن امروزه به روش های مختلف و نوین انجام می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پایدارسازی معماری از طریق روش های نوین ساخت می باشد. لازمه این امر وجود مؤلفه هایی برای چگونه طراحی و ساختن سازه های نوین در جهت معماری پایدار است. در راستای این هدف ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و مزایا و معایب آن ها مشخص گردید؛ سپس روشن شد که در هر نمونه از ساختمان کدام اصل معماری پایدار وجود دارد و این خصوصیت از ساختمان چه تأثیری بر پایداری معماری می گذارد. با مشخص شدن خصوصیات ساختمان های ساخته شده با روش های نوین اصول و راهبردهایی معین شد که اساس پایداری معماری را در طراحی معماری و سازه شامل می شود. نتایج بدین صورت به دست می آید که روش های نوین ساخت دارای اصولی هستند که در صورت طراحی و اجرای صحیح مهم ترین عامل در پایدارسازی معماری می شوند.اهداف پژوهش:تجزیه وتحلیل ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت و مزایا و معایب آن ها.بررسی اصول معماری پایدار در ساختمان های مورد مطالعه.سؤالات پژوهش:مشخصات و الگوهای طراحی و اجرای تکنولوژی های نوین ساختمانی و تأثیر آن بر پایداری معماری چیست؟مزایا و معایب و ویژگی های معماری و سازه ای با روش های نوین ساخت و تأثیر آن ها در پیشبرد معماری پایدار چیست؟
طبقه بندی فرش های امضادار محمد ارجمند کرمانی از منظر طراحی و عوامل مؤثر بر شکل گیری آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰)
133 - 156
حوزههای تخصصی:
هنر قالی بافی کرمان در طول تاریخ دارای شهرت جهانی بوده و از دوره صفویه مورد توجه و حمایت حکّام و دولت مردان وقت و به تبع آن سایر اقشار جامعه واقع شده است. در سیر تحولات تاریخ فرش کرمان نام افرادی دیده می شود که در این حوزه تأثیر به سزایی از خود به جای گذاشته اند و بعد از گذشت سال ها و حتی قرن ها، نام آن ها هم چنان زنده است. یکی از این افراد محمد ارجمند کرمانی می باشد که جزو بزرگترین تولیدکنندگان فرش کرمان از اواخر دوره قاجار تا دوره پهلوی به شمار می آید. پژوهش حاضر به طبقه بندی فرش های امضادار تولیدشده توسط محمد ارجمند از منظر طراحی، در بازه زمانی ذکرشده پرداخته است. هدف از انجام این پژوهش، طبقه بندی طرح و نقش فرش های امضادار ارجمند بوده است. در راستای رسیدن به این هدف، این پرسش ها مطرح شدند: ۱. قالی های امضادار تولیدشده توسط ارجمند در کدام یک از گروه های طرح فرش ایران قرار می گیرند؟ 2. مؤلفه های اثرگذار بر شکل گیری طرح های متنوع در فرش های امضادار ارجمند چه بوده است؟ اطلاعات این پژوهش که به لحاظ محتوا، توصیفی تحلیلی است، به صورت میدانی و مصاحبه با خانواده ارجمند و افراد ذیصلاح، هم چنین منابع مکتوب و کتابخانه ای گردآوری و تنظیم شده و در این پژوهش ۲۱ تخته فرش امضادار ارجمند به روش نمونه گیری هدفمند مورد مطالعه قرار گرفته اند. با طبقه بندی آثار ارجمند از منظر طراحی مشخص شد ایشان دسته های متفاوت طرح و نقش ازجمله طرح تصویری و تزیینی را تولید کرده است. از آن جایی که درون هر گروه تنوع طرح و نقش دیده شد، طبقه بندی جزئی تر آثار نیز انجام گرفت. بنابراین هر گروه از طرح ها، دارای دسته های متنوعی است. با وجود تنوع طرح در آثار ارجمند، پایبندی وی به اصالت نقوش فرش های قاجار و صفوی کرمان دیده شد. علاوه بر این ها نتایج پژوهش نشان می دهد توجه به سفارشات و سیستم منحصربه فرد تولید از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری گروه های متنوع طرح در فرش های ارجمند بوده است.
چالش نساجی سنتی ایران در دوره قاجار با تحولات صنعتی اروپا (1211ق. تا 1344ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی با تغییر در شیوه تولید، در صنایع سنتی ملل تأثیرات شگرفی بر جای گذاشت. متأثر از تحولات صنعتی، نساجی ایران در چالش با تولید ماشینی قرار گرفت؛ این تحولات به تدریج سلیقه جامعه ایران قاجاری به ویژه دربار، اشراف و دیگر طبقات جامعه به استفاده از منسوجات ماشینی را نیز تغییر داد. در این دوره، متغیرهایی همچون تنوع در طرح، نقش و رنگ، کاهش قیمت در مقایسه با تولیدات دستی، تغییر سلیقه طبقات مختلف جامعه و توسعه تجارت ناشی از قدرت سیاسی و اقتصادی اروپا، به رواج و گسترش کاربرد منسوجات ماشینی و کاهش مصرف تولیدات وطنی و در نتیجه رکود در بسیاری از شاخه های نساجی داخلی انجامید. در این مقاله با روش تاریخی و شیوه ای تحلیلی و بهره مندی از منابع کتابخانه ای و با اتخاذ چارچوب نظری وابستگی، به این پرسش پاسخ داده می شود که چه عواملی در ایجاد چالش نساجی داخلی موثر بوده است؟ و نتایج آن در رکود نساجی داخلی چه میزان بوده است؟ با تکیه بر نظریه وابستگی، مؤلفه های صنعتی متأثر از قدرت سیاسی و اقتصادی اروپا، نگاه سنتی حاکم بر مناسبات و عدم توانایی در تغییر شیوه تولید و وابستگی حکومت قاجار در ایجاد چالش در نساجی و در نتیجه افول تدریجی بسیاری از شاخه های نساجی و بیکاری صنعتگران نقش داشته است. این یافته ها دلالت بر آن دارد که رها شدن از این وضعیت در گرو تغییر در شیوه تولید، قطع وابستگی به ساختار نظام سرمایه داری و توجه به الگوی توسعه درون گرا بوده است.
تخیل، یوتوپیا و فلسفه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
163 - 185
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش هایی که همواره با مطالعه یا آموزش فلسفه سیاسی مخصوصا برای نوآموزان یا خوانندگان غیرحرفه ای پیش می آید که این ایده های ظاهرا نشدنی و ناممکن چه فایده ای دارند؟ این یوتوپیاها اگر قرار نیست تحقق یابند چرا مطرح می شوند؟ در حوزه تخصصی نیز برای چندین دهه، اندیشه یوتوپیایی در معرض انتقادات تند و تیزی قرار گرفته و کسانی مانند کارل پوپر آنها را منشاء توتالیتارنیسم دانسته اند. با این همه، در سالهای اخیر حوزه مطالعاتی مربوط به تخیل و یوتوپیاها شاهد گسترش و تحول بوده است و تلاش شده است تا وجوه مثبت و کارای آنها مدنظر قرار بگیرد. در این مقاله با استفاده از مطالعات متاخر درباره قوه تخیل و نیز اندیشه یوتوپیایی، تلاش کرده ایم نشان دهیم که قوه تخیل و به همین سان محصول اصلی آن یعنی یوتوپیا، نه تنها ابزارهای اندیشیدن بلکه بخشی لایتجزا از خود فلسفه سیاسی هستند. از این رو، در تربیت و آموزش فلسفه سیاسی باید در کنار پرورش قوه فلسفی و عقلانی، قوه تخیل نیز تقویت شود. روش پژوهش حاضر، تحلیلی- تبیینی است
بازخوانی جامعه شناختی "اخلاق عرفانی" با تکیه بر روایات سلوکی ابوسعید ابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
187 - 212
حوزههای تخصصی:
یکی از بُعدهای اخلاق عرفانی، که عارفان به آن اهتمام داشته اند، جنبه اجتماعی آن است. برخلاف آنچه عموماً تصور می شود، عرفان اسلامی جریانی منفعل نسبت به جامعه نبوده است و مسولیت پذیری عارفان در فتوت نامه ها و توصیه های سلوکی آنان کاملا آشکار است. هدف از این تحقیق، بررسی ابعاد اجتماعی در سیره و احوال عارفان مسلمان است، که بهترین نمونه چنین زیست اجتماعی عرفانی را می توان در فتوت نامه ها و حکایات سلوکی ابوسعید ابوالخیر مشاهده نمود. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که زیست اجتماعی ابوسعید ابوالخیر یکی از بهترین الگوها برای اخلاق اجتماعی عرفانی محسوب می گردد. وی عبادت را فقط عزلت نشینی نمی داند، بلکه یکی از مهم ترین جنبه های دین داری را در مسولیت اجتماعی، جستجو می کند و هیچ گاه بر رهبانیت و فاصله گرفتن از جامعه، تاکید نمی کند. از مهم ترین بُن مایه های حکایات ابوسعید، خدمت به خلق به عنوان یک وظیفه عبادی، توجه به حقوق دیگران، گذشت و ایثار، وفاداری و مسولیت پذیری وی نسبت به جامعه است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به کتب اخلاقی عرفانی و با استناد به اثر اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید، در جهت مصداق یابی اخلاق اجتماعی عرفانی انجام یافته است.
بازخوانی فوکویی از مسئله سازی هویت ایرانیان: از اواخر قرن دوازدهم تا به امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
141 - 168
حوزههای تخصصی:
این مقاله به «مسئله سازی» هویت ایرانیان از اواسط قرن دوازدهم شمسی می پردازد که توسط روشنفکرانی مانند آخوندزاده و آقاخان کرمانی شروع شد و در ادامه وارد زیست-سیاست ایرانیان شد و اندیشه ها و نهادهای مختلفی پیرامون هویت ایرانیان تولید و به یک هدف برای اندیشه و سیاست ورزی قرار گرفت. بر این بنیاد، سؤال اساسی پژوهش حاضر این خواهد بود که چرا هویت ایرانیان مسئله شد و با توجه به این مسئله شدن چه تغییرات گفتمانی و غیر گفتمانی در مناسبات اجتماعی و سیاسی هویت ایرانیان رخ داد؟ برای پاسخ به سؤال فوق الذکر ما با به کارگیری روش تبارشناسی و روابط دانش/قدرت میشل فوکو و همچنین با توجه به مسئله سازی هویت ایرانیان، سامانه ها و روابط قدرتی که در اطراف هویت ایرانیان شکل گرفت را بررسی می کنیم. نتایج تحقیق آن است که از دوره ملکم خان و آقاخان کرمانی، هویت ایرانیان وارد یک مسئله برای اندیشه و سیاست ورزی شد و این مسئله شدن به اشکال مختلف تا امروز ادامه داشته است.









