مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۴۸۱ تا ۴۵٬۵۰۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی اسلام، از ابتدا تا به امروز، مورد توجه و بررسی های عمیق علمی و فلسفی قرار گرفته است. آیت الله جوادی آملی به عنوان یکی از چهره های برجسته علمی و فلسفی در مکتب اهل بیت (ع)، تأکید دارد که قرآن نه تنها برای یک قوم یا ملت خاص، بلکه به عنوان راهنمایی برای کل بشریت نازل شده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-استنادی، به تبیین دلایل عقلی و مبانی عقلانی جهانشمولی و جهانی بودن قرآن از منظر ایشان می پردازد و تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که آیت الله جوادی آملی چه دلایل عقلی را برای اثبات جهانی بودن قرآن کریم ارائه می دهد؟ نتایج مطالعه نشان می دهد که قرآن کریم، فراتر از مرزهای زمانی و مکانی، راهنمای جاودانه بشریت است. تطابق قرآن با فطرت انسانی و نیازهای جهانی بشریت، حقیقت واحده و شمولیت پیام قرآن، جامعیت و فراگیری مضامین قرآن، عمومیت خطابات قرآنی، جامعیت معرفتی، تناسب با عقل بشری، هدایت دائمی، عدم محدودیت زمانی و مکانی و دلایل محتوایی قرآن از دلایل عقلی جهانی بودن قرآن از دیدگاه ایشان به حساب می آید.
مسئولیت حاکمیت در امر حجاب با توجه به الگوی سوم زن مسلمان با تاکید بر آیات و روایات
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
75 - 92
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مسئولیت حاکمیت، نسبت به تأثیرات تهاجم فرهنگی و تبلیغات غربی بر حجاب و الگوی زن مسلمان می پردازد. در شرایط کنونی، با توجه به تلاش های مستمر برای ترویج بی حجابی و تخریب الگوی مطلوب زن مسلمان، ضرورت توجه به این موضوع، بیش از پیش احساس می شود. بی توجهی به وضعیت موجود و عدم پیگیری از سوی مردم و حکومت می تواند منجر به گسترش بی عفتی، تضعیف نهاد خانواده و از بین رفتن الگوی اسلامی شود. این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که مسئولیت حاکمیت در امر حجاب با توجه به الگوی سوم زن مسلمان از منظر آیات و روایات چیست و بر این نکته تاکید دارد که مسئولیت حاکمیت، فراتر از یک مسئله فردی و اجتماعی، می باشد. یافته های تحقیق، نشان می دهد که حکومت اسلامی باید با اتخاذ سیاست های فرهنگی جامع و هوشمندانه، زمینه های رشد و شکوفایی الگوی سوم زن مسلمان را فراهم آورد. نتایج این مطالعه بر اهمیت مسئولیت های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی حاکمیت تأکید دارد و بیان می کند که تحقق الگوی سوم زن مسلمان، نیازمند همکاری ملی و تلاش همه دستگاه های حکومتی است. با ایفای نقش محوری حکومت در این زمینه، می توان به حفظ هویت اسلامی جامعه و تقویت بنیان های خانواده کمک نمود.
نقد اختصاص «شعائر الله» به مناسک حج در قرآن کریم(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
167 - 206
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم، به مثابه «ثقل اکبر»، همواره مرجع نخستین احکام و شرایع اسلام بوده و حجیت سنت نیز در پرتو آن معنا می یابد. مرجعیت علمی قرآن سطوح متعددی دارد که یکی از مهم ترین آن ها «اعتبار و حجیت آن در تکالیف دینی» است. یکی از موضوعاتی که قرآن کریم به صورت انحصاری مرجع فهم و تبیین آن بوده، «شعائر الله» است. واژه «شعائر» در چهار مورد از آیات قرآن، به صورت مضاف به لفظ جلاله به کار رفته است. بر اساس نظر مشهور، شعائر الهی یا دینی شامل مجموعه ای از اشخاص، اشیا، اعمال و مناسک است که به عنوان «مظهر و نشانه» دین شناخته می شوند؛ ازجمله پیامبر9 و امامان:، حج و مناسک آن، نماز جمعه و جماعت، مساجد و مشاهد ائمه:، ایام محرم و عزاداری ها. قرآن کریم بر تعظیم شعائر الهی تأکید کرده و از هتک حرمت آن ها نهی فرموده است. یکی از مهم ترین و اساسی ترین مباحث در این زمینه، مفهوم «شعائر دینی» و گستره آن است. پرسش اصلی این است که آیا شعائر دینی به مناسک و مشاعر حج محدود می شود یا معنایی عام تر دارد. این اختلاف نظر ناشی از تفاوت دیدگاه های اهل لغت و مفسران در تعریف این واژه است. این مقاله به روش معناشناسی و تحلیل مفهومی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای تدوین شده و به بررسی مرجعیت قرآن کریم در تبیین مفهوم و گستره معنایی شعائر پرداخته و نشان داده است که این مفهوم به برخی مصادیق خاص محدود نیست. نتیجه این بررسی، تقویت دیدگاهی خواهد بود که عدم انحصار شعائر به مناسک حج را مرجح می داند. دیدگاه مختار این تحقیق که راهی میانه نیز پیشنهاد می دهد، آن است که هرچند قرآن کریم منبع و مرجع اصلی در استکشاف شعائر الهی است و آیات مرتبط با شعائر همگی در بستر مناسک حج نازل شده اند؛ اما با توجه به کاربرد لغوی این واژه در آیات و همچنین از رهگذر کشف ملاک آن، می توان هر امری را که از نظر شرع یا عرف به عنوان «شعائر دینی و الهی» شناخته شده و دارای دو عنصر إعلام (آشکارسازی) و اعتلا (بزرگداشت) باشد، مصداق «شعائر الله» دانست.
واکاوی روند تأسیس و گسترش مدارس نوین در شهرستان شوشتر در دوره پهلوی (1304-1357 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
156 - 191
حوزههای تخصصی:
شوشتر، مدارس نوین، دوره پهلوی، خوزستان، نوسازی.
بررسی و نقد قواعد تفسیری در روش تفسیری ابن عثیمین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۳)
45 - 64
حوزههای تخصصی:
ابن عثیمین، مفسّر برجسته وهابی و شاگرد بن ناصر السعدی و بن باز است که نگاشته های تفسیری وی، با عنوان « الکنز الثمین فی تفسیر ابن عثیمین » در چهارده جلد منتشر شده است. وی به خاطر شرح اغلب آثار ابن تیمیه و ابن قیّم، در میان مفسران وهابی معاصر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در رأس جریان تفسیری عربستان است. تفسیر او بر اساس مبانی، اصول و قواعدی سامان یافته است. مسأله اصلی این نوشتار، نقد قواعد تفسیری ابن عثیمین است. هفت قاعده از واکاوی آثار تفسیرپژوهی و آرای تفسیری ابن عثیمین به دست آمد. برآیند نقد ها، از تأثیر نگرش ظاهرگرایانه، انکار مجاز در قواعد معناشناختی تفسیر، نگاه خطی به جای نگاه ارتباطی به قواعد تفسیری، ساده نگری و ساده سازی قواعد تفسیری و از همه مهم تر، محدویت قواعد تفسیری او نشان دارد.
شناسایی فوائد طرح «مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله» از دیدگاه گروه های همیار(مورد مطالعه: مدارس دوره ابتدایی شهرستان مهاباد)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
85 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی فوائد طرح «مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله» از منظر گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و به روش پدیدار شناسی به انجام رسید. شرکت کنندگان این پژوهش، گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد هستند که در این پژوهش 10 نفر از این افراد وارد مصاحبه شدند. این افراد با استفاده از دو روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد که روایی آن به وسیله درگیری طولانی، بررسی فردی توسط اعضا و کسب اطلاع از همگنان و پایایی آن از طریق تهیه و به کارگیری چارچوبی مدون برای مصاحبه به دست آمد. این چارچوب پس از تایید متخصصان و اطمینان از کارایی آن در پوشش اهداف در تمام مصاحبه ها به کار گرفته شد. همچنین برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از شیوه تحلیل مضمون استفاده گردید. بر اساس مصاحبه ها از گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد در خصوص فواید طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله بیست و شش مضمون پایه و شش مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 توسعه اجتماعی، 2- ارتقای پیوند مدرسه و محله، 3- بهبود کیفیت یادگیری، 4- افزایش بهره وری محله، 5- رشد اثربخشی مدرسه و 6- ارتقای چرخه مالی و در خصوص عوامل مؤثر بر اجرای مطلوب طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله سی و سه مضمون پایه و سه مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 عوامل انسانی، 2- عوامل ساختاری و 3- عوامل برون سازمانی و در خصوص مشکلات و چالش های اجرایی طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله نه مضمون پایه و چهار مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 کاستی در حمایت های برون سازمانی، 2- موانع ساختاری، 3- مشکلات شناختی و 4- چالش پیوند مدرسه و محله آشکار شد. نتیجه کلی این مطالعه بیانگر آن است که این طرح به تقویت ارتباط مدرسه و محله و ارتقای ظرفیت های یادگیری و آموزشی مدرسه و محله بسیار کمک می کند.
نقش و جایگاه مولفه انرژی بر همگرایی کشورهای منطقه خلیج فارس
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
205 - 241
حوزههای تخصصی:
منطقه خلیج فارس به دلیل منابع قابل توجه انرژی، به ویژه ذخایر نفت و گاز طبیعی، از دیرباز منطقه ای بااهمیت ژئوپلیتیک بوده است. موقعیت جغرافیای این منطقه می تواند محل ترانزیت شرق به غرب و جنوب به شمال باشد. خلیج فارس از هشت واحد سیاسی تشکیل شده است دارای ظرفیت های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و... است؛ که هرکدام از آن می تواند دلیلی برای همگرایی یا واگرایی باشد. با وجود تنش های قابل توجه ژئوپلیتیک و تلاش ها برای تنوع بخشی اقتصادی، وابستگی مشترک به منابع هیدروکربنی، وابستگی متقابل اقتصادی و همکاری سیاسی را تقویت می کند. سؤال اصلی که این مقاله قصد بررسی آن را دارد این است که انرژی از چه نقش و جایگاهی در همگرایی کشورهای منطقه خلیج فارس برخوردار است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که همگرایی در محیط خلیج فارس با چالش هایی همراه است که یکی از این حوزه ها انرژی باشد. عبارت اند از اول؛ وابستگی قدرت های بزرگ به انرژی خلیج فارس و دوم؛ نقش خلیج فارس در ترانزیت انرژی حوزه خزر. این پژوهش همچنین نتیجه گیری می کند که در حالی که چالش ها همچنان وجود دارند، همکاری استراتژیک در زمینه انرژی همچنان به عنوان رکن اصلی وحدت و ثبات منطقه ای در خلیج فارس باقی می ماند و نقش حیاتی آن را در چشم انداز انرژی جهانی برجسته می کند.
تاب آوری محوطه های میراث جهانی پارسه پاسارگاد در برابر بحران های زیست محیطی با استفاده از خلاقیت و دانش سنتی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
5 - 40
حوزههای تخصصی:
خشکسالی و برداشت بی رویه آب نتیجه سیاست های چند دهه گذشته در اراضی کشاورزی دشت های مرودشت و پاسارگاد باعث ایجاد ترک ها، فروچاله و اسفنجی شدن بافت خاک و نهایتاً نشست سطح عمومی دشت شده است. این عوارض تهدیدی آشکار برای منطقه تاریخی و محوطه های ارزشمند جهانی به شمار می رود. امروزه رجوع به خلاقیت های به کاررفته برای مهار یا چیرگی بر تأثیرات مخرب محیط طبیعی، می تواند الگویی جهت برون رفت از بحران های منطقه باشد. هدف اصلی این تحقیق، شناخت خلاقیت و دانش سنتی در دوره هخامنشی به منظور چیرگی بر بحران های زیست محیطی است و پرسش اساسی این است که، مهندسی و دانش سنتی استفاده شده در این دوره چه نقشی در مدیریت بحران هایی هم چون سیل و زلزله برعهده داشته است؟ به طورکلی تأمین منابع پایدار آب در منطقه پارسه-پاسارگاد به عنوان یکی از مهم ترین بخش های شاهنشاهی هخامنشی، اهمیت فراوان داشته است. در این مناطق موضوع توسعه کشاورزی به ارتقاء نظام های آبیاری جهت تأمین آب زمین های زیر کشت وابسته بوده است؛ بنابراین طراحان و مهندسان دوره هخامنشی جهت مدیریت خشکسالی که از بحران های همیشگی مناطق نیمه خشک ایران بوده است و هم چنین چیرگی بر چالش سیلاب های گاه و بی گاه فصلی، به طراحی و اجرای یک سیستم گسترده کنترل، ذخیره سازی و انتقال آب در گستره دشت های پاسارگاد و مرودشت نموده اند. امروزه شناخت یکپارچه سامانه های آبی در شکل گیری و توسعه مناطق در دوران باستان می تواند ریشه های تاب آوری میراث را در گذر زمان نشان دهد که حاوی درس های بزرگی است. هم چنین با توجه به لرزه خیزی منطقه، استفاده از مهندسی مناسب در مراحل انتخاب، انتقال و اجرای مصالح و ازجمله بهره گیری از قطعات بزرگ سنگ در معماری، چندلایه بودن سنگ ها در پی و کف بنا و تقویت ظرفیت باربری بستر بناها، ازجمله خلاقیت ها در افزایش پایداری بناها بوده است. پژوه ش حاضر، براساس بررسی های میدانی و مطالعه اسناد و مدارک تاریخی مرتبط به انجام رسیده است. هم چنین با انجام تحلیل های لازم تلاش شده است نقش مهندسی در دوره هخامنشی در چیرگی بر ناملایمات زیست محیطی تبیین گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد شناخت دانش فنی گذشته و به کارگیری مجدد آن نه تنها می تواند هم زیستی انسان را با محیط طبیعی و مخاطرات آن ترمیم نموده و به آن تداوم بخشد، بلکه راهکارهای مناسبی برای حفاظت از محتوای منابع میراث در اختیار قرار دهد که تضمین کننده اصالت آن خواهد بود
گسست بنیادی- دانشی در پارادایم های توسعه: تحلیل تطبیقی پارادایم توسعه غربی و الگوی پیشرفت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، پارادایم های توسعه را به مثابه «فناوری های اجتماعی» تحلیل کرده و استدلال می کند که کارآمدی بلندمدت آنها در گرو انسجام در یک زنجیره تحلیلی متشکل از «مبانی معرفتی»، «دانش تولیدی»، «تجویزهای نهادی» و «پیامدهای عملکردی» است. این مقاله با به کارگیری روش تحلیلی-تطبیقی، به واکاوی ریشه های گسست در این زنجیره در پارادایم توسعه غربی و مقایسه آن با ظرفیت های بدیل در الگوی پیشرفت اسلامی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که آسیب پذیری های ساختاری پارادایم غربی را می توان ریشه یابی شده در چهارچوب معرفتی حاکم بر آن (به ویژه اومانیسم سکولار و فردگرایی) دانست. نوآوری این تحقیق، ارائه یک مدل تبیینی است که نشان می دهد چگونه یک چهارچوب معرفتی خاص، زمینه های بروز بحران های سیستماتیک را فراهم می آورد و در نقطه مقابل، چگونه الگوی پیشرفت اسلامی از طریق یک فرآیند استنباط منطقی از مبانی توحیدی، ظرفیت طراحی نهادهایی با مقاومت ساختاری ذاتی را داراست. این پژوهش با ترسیم یک افق تمدنی بدیل، بر ضرورت عبور از اصلاحات سطحی و حرکت به سوی بازاندیشی بنیادین در مبانی حکمرانی برای تحقق پیشرفت عادلانه و پایدار تأکید می ورزد.
بررسی تحلیلی تعارض روایت «اِنَّما عِمادُ الدّینِ ... العامَّهُ مِنَ الاُمَّه» با آیه «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللهِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت «اِنَّما عِمادُ الدّینِ العامَّهُ مِنَ الاُمَّه» که فرازی از نامه ۵۳ نهج البلاغه است که لزوم اعتماد و تکیه به مردم در جامعه را بیان می کند با آیه «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ ٱللَّه»ِ که آیه ۱۱۶ سوره انعام است و اطاعت از اکثریت مردم را نفی می کند، در تعارض است. گرچه تفاسیر به تبیین آیه پرداخته اند ولی به تبیین تعارض آن با اعتماد به مردم و اطاعت از اکثریت نپرداخته اند. این پژوهش تلاش دارد که تعارض بین این فراز از نامه 53 نهج البلاغه با آیه 116 سوره مبارکه انعام را به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کند. دستاورد مقاله این است که روایت «اِنَّما عِمادُ الدّین» دلالت بر مسائل اجتماعی دارد و بر اهمیت حضور مردم در پیشبرد حکومت و مقابله ی با دشمن اشاره دارد که مسئولان می توانند از آن ظرفیت، به خوبی بهره ببرند و اهداف منطقی و دینی را به پشتوانه ی مردم متدین ولایت مدار محقق کنند. اما آیه ی «وَإِن تُطِع أَکثَرَ مَن فِی ٱلأَرض» دلالت بر مسائل دینی و اعتقادی دارد و به منظور جلوگیری از تقلید کورکورانه از رفتار اکثریت کافر و مومنان ناآگاه و غافل هشدار می دهد. این آیه مسئولان را برحذر می دارد تا مبادا برای خوش آیند آنها، دستورات دینی را نادیده گرفته و از ایشان اطاعت کنند.
تحلیل شناختی طرحواره های تصویری نامه 31 نهج البلاغه با تکیه بر نظریه جانسون و لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرحواره های تصویری به عنوان الگوهای ذهنی، مفاهیم پیچیده را از طریق تصویرسازی های ساده و قابل فهم در ذهن انسان بازنمایی می کنند. در نظریه جانسون و لیکاف، این طرحواره ها ریشه در تجربه های فیزیکی و دنیای عینی انسان دارند و به عنوان ابزاری برای درک مفاهیم انتزاعی به کار می روند. نامه 31 نهج البلاغه، یکی از متون برجسته اسلامی که سرشار از آموزه های اخلاقی، اجتماعی و معرفتی است، دارای ویژگی های زبانی پیچیده و بلاغی خاصی است که در آن طرحواره های تصویری نقشی اساسی در انتقال مفاهیم شناختی ایفا می کنند. هدف این تحقیق، بررسی انواع طرحواره های تصویری و نقش آن ها در فهم و تبیین مفاهیم موجود در این نامه است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل طرحواره های تصویری در نامه 31 نهج البلاغه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که طرحواره های تصویری در این نامه نه تنها در تجسم مفاهیم انتزاعی نقش اساسی دارند، بلکه به طور خاص، طرحواره های حرکتی که بیشترین فراوانی را دارند، بر لزوم شناخت مبدأ، مسیر و مقصد حرکت انسان به سمت کمال و سعادت تأکید دارند. استفاده مکرر از حرف «مِن» در این طرحواره ها، بر اهمیت شناخت نقطه آغازین حرکت انسانی در مسیر تعالی تأکید دارد. در کنار آن، طرحواره های قدرتی از نوع «توقف» نیز اهمیت رفع موانع در مسیر تکامل انسان؛ از جمله «گناه»، «غفلت»، «حرکت بر مبنای جهل» را نمایان می سازند. همچنین، طرحواره های حجمی پس از طرحواره های حرکتی از اهمیت بالایی برای درک موقعیت های شناختی برخوردارند؛ از جمله طرحواره های «زمین خالی» و «قلب جوان» استعاره هایی برای شناخت بهتر ظرفیت های وجودی انسان برای نیل به سعادت هستند.
چگونگی رهایی عکس از معنا و تلنگر آن بر شهود در برابر واقعیت (با تکیه بر آثار عکاسی رینکو کاوائوچی)
حوزههای تخصصی:
عکس به عنوان یک اثر هنری در بیشتر موارد به دنبال تبدیل تأثر به توصیف است؛ چراکه با تبیینِ توصیف، قصد ورود به هزارتوی معنا را بر اساس همپوشانی لایه های معنایی دارد. اما این تصور از هنر عکاسی گاهی رویکرد ضد توصیفی به خود گرفته و سعی در رهاسازی انگاره های معنایی دارد. در میان هنرمندان عکاس معاصر، رینکو کاوائوچی عکاس ژاپنی با بیانی بلافصل از واقعیت، سعی دارد هرآن چه که در روزمره گی رخ می دهد را با بیانی «عیناً هرآن چه که بوده» را نمایش دهد. آثار این هنرمند به دنبال بیان احساسات قابل فهم و مفید بوده و درواقع سوژه در قالب یک اشاره ناب ظاهر می شود، به این صورت که «همانی» است که در واقعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با بررسی عناصری چون احساس تمرکز یافته، اشاره صادقانه به یک لحظه برجسته و در نهایت سکوتِ ستوری در آثار عکاسی کاوائوچی به دنبال چگونگی عدول این آثار از باتلاق معنایی است، و نیز بیان می دارد که این مهم خود در نهایت چطور منجر به «بیداری در برابر واقعیت» می شود؟ ازین رو که همواره شهود در روند نیل به حقیقت بوده است، مطالعه بیداری در مواجهه با واقعیت که خودیافتگی را در پس دارد، با اهمیت جلوه می کند. این پژوهش به صورت کمی و بر اساس اسناد کتاب خانه ای و در قالب توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار می گیرد. بر اساس آن چه از روند پژوهش به دست آمد، کاوائوچی برای تصویربرداری از آثار خود به دنبال هیچ گونه معنای از پیش تعیین شده نبوده و تنها سادگی محض آثار او به عمیق بودنشان صحه می گذارد. آثار این هنرمند در پی بیان تمثیل، نماد و مفاهیم ضمنی نبوده و درواقع با رویکرد آشکار و طبق برخورد روزمره سوژه هایی را برگزیده _یا درواقع طریقی از زندگی عکاس_ که می تواند برای خود جذاب باشد؛ ازاین رو آثار کاوائوچی با مقابل نهادن خویشتن انسان با خودش همچون گزاره ای از یک درس عمیق و آکنده خواهد بود.
بررسی اثر مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ترس از ارزیابی منفی اجتماعی، نشخوار فکری و تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
33 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از اختلالات رایج در نوجوانی اختلال اضطراب اجتماعی است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخله شناختی ذهن آگاهی بر ترس از ارزیابی منفی اجتماعی، نشخوار فکری و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام گرفت. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری شامل نوجوانان پسر 16-14 ساله دارای اختلال اضطراب اجتماعی بودند که به مراکز مشاوره و خانه های سلامت منطقه 1، 2 و 3 شهر اصفهان در سال 1402 مراجعه کرده بودند. تعداد شرکت کنندگان در گروه نمونه به روش هدفمند و با استفاده از روش جی پاور 30 نفر تخمین زده شد و شرکت کنندگان در گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب اجتماعی واتسون و فرند، مقیاس ترس از ارزیابی منفی اجتماعی لری، مقیاس پاسخ نشخواری نولن – هوکسما و مارو، و تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و همکاران استفاده شد. جهت بررسی اثربخشی مداخله شناختی ذهن آگاهی بر متغیرهای وابسته اختلال اضطراب اجتماعی از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: اثربخشی مداخله شناختی ذهن آگاهی بر تمامی متغیرهای وابسته شامل ترس از ارزیابی منفی، نشخوار فکری و راهبردهای سازش یافته و سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان تایید شد (0.05>P). مقادیر اندازه اثر با شاخص مجذور جزئی اتا نشان داد که مداخله شناختی ذهن آگاهی بیش ترین اثربخشی را بر نشخوار فکری با ضریب 0.592 داشت. نتیجه گیری: مداخله شناختی ذهن آگاهی موجب کاهش ترس از ارزیابی منفی، نشخوار فکری و راهبردهای سازش نایافته و موجب افزایش راهبردهای سازش یافته در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی می شود.
صدقِ تبیین های استعاری در پرتو نظریه استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه علم سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
145-169
حوزههای تخصصی:
در مقام توصیف، استعاره ها به شکل گسترده در گفتمان علمی از جمله تبیین های علمی به کار می روند. اما این که تبیین های استعاری، تبیین هایی موجه اند نیازمند واکاوی است. بر طبق رویکرد غالب، یک تبیین علمی موجه باید فهم افزا و صادق باشد. چالش اساسی درباره صدق تبیین های استعاری این است که گزاره های استعاری به دلیل عدم تطابق با واقعیت، کاذب تلقی می شوند؛ درحالی که انتظار می رود تبیین های علمی صادق باشند. در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون نشان می دهیم چگونه تبیین های استعاری فهم افزایی می کنند. سپس، استدلال خواهیم کرد چگونه می توان مطابق با این نظریه، افزون بر فهم افزایی، صدق تبیین های استعاری را پذیرفت. اتکای استدلال اخیر بر این است که فهم، مقدم بر صدق و غالباً در گرو استعاره است. در پایان از چهار مسیر که استدلال بر مبنای استعاره های مرده، استدلال بر مبنای مطابقت جزئی در برابر مطابقت کامل، استدلال بر مبنای هزینه معرفتی و استدلال بر مبنای برازش منحنی نامیده ایم می کوشیم تا موضع صدق تبیین های استعاری را تدقیق و تقویت کنیم.
تدوین الگوی ارتقای امنیت اجتماعی در بافت های فرسوده (نمونه ی موردی: محلات منطقه 12 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
159 - 188
حوزههای تخصصی:
بافت های فرسوده شهری به دلیل عدم تطابق با استانداردها و معیارهای اصلی یکی از معضلات امروز کلان شهرها اس وو مسأله قابل توجهی که در بافت های فرسوده شهری بیش از سایر مسائل و معضلات اجتماعی چشمگیر تر است مسأله امنیت اجتماعی است. هدف از این تحقیق ارائه الگوی ارتقای امنیت اجتماعی با بررسی بایدها و نبایدهای امنیت شهری در بافت های فرسوده منطقه 12 تهران است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است و برای تجزیه وتحلیل یافته ها از نرم افزار MICMAC و برای وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها از روش مقایسات زوجی استفاده شده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و 15 نفر از متخصصان شهری به صورت روش دلفی برای پرسش گری و امتیازدهی به شاخص ها انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای ابعاد کالبدی با مجموع میانگین وزنی 0.0234بیشترین و ابعاد حکمروایی با 0.0153کمترین تأثیرگذاری را بر امنیت اجتماعی منطقه مذکور داشته اند. همچنین در بین پیشران های کلیدی نهایی مشخص شده (جدول شماره 7)، شاخص های توجه کالبدی به ساختمان های کم دوام، فاصله زمانی صرف شده تا محل سکونت، وجود اراضی رهاشده و ساختمان های متروکه، رضایت ساکنین از بهداشت محیطی و رضایت مردم از ایمنی خیابان ها و پیاده رو ها به ترتیب با ارزش عددی 232، 232، 230، 219، 219 بیشترین اثرگذاری را به صورت مستقیم بر امنیت اجتماعی در بافت های فرسوده داشته اند.
اعتبارسنجی شاخص های ایمنی از منظر پدافند غیر عامل در کاربری های آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از جمله مواردی که باعث افزایش امنیت روانی دانش آموزان وخانواده ها می شود، امنیت و ایمن سازی مدارس وکاهش آسیب پذیری و ارتقاء پایداری آن ها است. که یکی از اهداف واجزای مهم پدافندغیرعامل است. بنابراین نظر به اهمیت موضوع، این پژوهش به اعتبارسنجی شاخص های ایمنی از منظر پدافند غیرعامل در کاربری های آموزشی باتاکید بر مدارس ابتدایی حوزه غربی بندرامام خمینی (ره)) با توجه به پنج شاخص انتخاب شده(معماری وطراحی، سازه، تاسیسات، مجاورت ودسترسی، تجهیزات ) و42 زیر شاخص پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق، پیمایشی- ارزیابی با تاکید بر پرسشنامه می باشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران، معاونان، معلمان و تعدادی از کارشناسان اداره آموزش وپرورش شهربندرامام خمینی (ره) بوده که حجم نمونه تعیین شده 117نفر می باشد. به منظور بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کلموگروف- اسمینروف و جهت بررسی وضعیت متغیرهای پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی (PLS) و استفاده از نرم افزار SMARTPLS استفاده شده است. یافته های پژوهش حاصل از نتایج آزمون PLS، نشان می دهد: شاخص تجهیزات با ضریب تاثیر 918/0 بالاترین وشاخص مجاورت ودسترسی با 771/0 پایین ترین میزان اعتبار را در میان شاخص های پژوهش داشته اند.
Cyclical Self-regulated Learning Strategies and EFL Learners’ Accurate Use of Grammatical Structures, and Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Language proficiency seems not to be realized without language learner’s engagement in terms of behavioral, emotional, cognitive, and metacognitive dimensions in the learning process. A mixed method was employed in this quasi-experimental study to examine the effectiveness of self-regulated learning (cyclical with and without emotion regulation) in improving EFL learners’ accurate use of grammatical structures and to compare it with the form-focused (non-SRL) control group. One hundred twenty-two homogenized lower intermediate EFL College students were randomly distributed to the two experimental groups and the control group. Two writing tests were used as the pre-test and post-test. The data analysis of the ANCOVA showed that self-regulated learning (cyclical and ER) had a significant effect on the students' grammatical accuracy in writing, which was followed by the SRL (cyclical) group. The focus on the form group showed the lowest performance. The Emotion Regulation Questionnaire was administered to students in the pretest and posttest phases. The result of the paired sample t-test on emotion regulation represented a large effect size. The content analysis indicated that most students significantly held positive perceptions of the SRL strategies taught. Thus, the findings of this study have pedagogical implications for F/S teachers, students, and material developers who can design SRL tasks in which language skills are met.
سنجش دانش ساخت واژی فارسی آموزان سطح پیشرفته دانشگاه الزهرا (س): موردپژوهی وندهای اشتقاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
161 - 187
حوزههای تخصصی:
دانش واژه و ساختمان آن از جنبه تصریفی یا اشتقاقی در کاربرد تولیدی زبان اهمیت بسزایی دارد. در این پژوهش کوشش شد با تمرکز بر وندهای اشتقاقی زبان فارسی، دانش ساخت واژی فارسی آموزان در رابطه با وندهای اشتقاقی زبان فارسی شامل پسوندها و پیشوند ها بررسی شود. گرد آوری داده ها مبتنی بر پیکره نوشتاری فارسی آموزان و کتاب درسی پارسا، فارسی عمومی (3) است. بر این اساس، 105 نسخه از نگارش های فارسی آموزان سطح پیشرفته (1) و (2) مرکز آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان دانشگاه الزهرا (س) همراه با کتاب درسی پارسا 3 که مشتمل بر 20 درس است، بررسی شدند و واژه های مشتق به کاررفته در آن ها استخراج و به طور جداگانه مطالعه شدند. یافته های به دست آمده از تحلیل توصیفی و کمی داده ها بر اساس آزمون مقایسه یک گروهی نشان داد میزان کاربرد واژه های مشتق در نگارش فارسی آموزان تا اندازه ای بازتاب میزان مواجهه آن ها با واژه های مشتق موجود درکتاب است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم آموزش داده شده است. بنابراین یافته های موردِ اشاره همسو با نظریه پردازش درون داد است که با مهم شمردن نقش درون داد، مواجهه با درون داد را از شرایط لازم در زبان دوم آموزی می داند. یافته های به دست آمده از داده ها نشان می دهد دو تکواژ «-یی/-گی» و «-ه» بالاترین درصد بازنمایی را در نگارش های فارسی آموزان داشته اند. از دیگر یافته های این پژوهش گرایش فارسی آموزان به استفاده از پسوندهای اشتقاقی در مقایسه با پیشوندهای اشتقاقی است. همچنین، بیشترین واژه های مشتق به کاررفته در نگارش فارسی آموزان به ترتیب متعلق به دو مقوله صفت و اسم است.
Framed Memory in Northern Ireland: Unearthing Postmemory Through Pictures in Deirdre Madden’s Time Present and Time Past(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
This article investigates Deirdre Madden’s Time Present and Time Past through the lens of Marianne Hirsch’s theory of postmemory, focusing on the role of photographs in bridging gaps between generations and constructing narratives about traumatic events. Despite a societal inclination towards anti-nostalgia and a desire to forget past concerns in favor of newfound prosperity, the main characters deal with a past that intrudes into the present in a quasi-traumatic form. To assay such fractured identity formation in characters, characteristic of post Celtic Tiger Ireland, this article explores memories as one’s inseparable source of identity. As such, Marianne Hirsch’s notion of Postmemory will be used to understand the connection between traumatic memory-formation and identity formation shared among the survivors of catastrophic events. Such an abstract connection invites an examination of photography as a means to transfer meaning, memory, and identity from one generation to another, meditating the relationship between the past and the present. This article concludes by paying special attention to how postmemory works as a healthy means of grappling with unresolved traumas, leading the characters towards an ethical form of remembering the past.
Ethics of Truths and the Diasporic Novel: Radical Ethics in Ben Okri's The Famished Road(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
19 - 34
حوزههای تخصصی:
This study queries into the ethical functions of diasporic fiction through carrying out a textual as well as a contextual study of The Famished Road. As an account of the politically marginal and the socially displaced, the diasporic novel is imbued with a singularity of form and content. Formally speaking, diasporic fiction is non-canonical, since it belongs to the space between nations and cultures. Furthermore, it partakes of a dialogic form which novelizes minor discourses and genres. In terms of content, the diasporic fiction opens up and narrates a liminal space and consists of the search for a utopian alternative to the dystopian status quo. The concurrence of these four qualities turns the diasporic novel into an account of experience at its extremes. However, the diasporic fiction is ethically radical not because it shows how different human experience is at the moment of exception, but because it points toward what Badiou calls an ethics of truths in singular situations. The diasporic experience results in a radical ethical system of truths that, far from succumbing to an overarching ethics of difference and a logic of us versus them, highlights the human truth at the heart of the experience of diaspora.






