مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۰۶۱ تا ۴۵٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
2689 - 2716
حوزههای تخصصی:
وزیر دادگستری نیز مثل هر وزیر دیگری باید دارای وظایف، اختیارات و مسئولیت های روشن، متناسب و متوازن باشد. در این مقاله، ابتدا از جایگاه، وظایف، اختیارات و مسئولیت های عام الشمول وزیران تصویری کلی ارائه می شود؛ مثل مسئولیت های تعیین شده در اصل 137 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، و قواعد تعیین، رأی اعتماد، استعفا، عزل، سؤال و استیضاح آنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. پس از آن، وضعیت خاص وزیر دادگستری تبیین می شود. روشن است که وزیر دادگستری نیز در جایگاه نوعی وزیران قرار دارد، ولی از جهاتی در این جایگاه دارای وضعیتی استثنایی است. اصل این وضعیت از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناشی شده است که به موجب آن، «دادگستری» از قلمرو مدیریت وزیر دادگستری خارج شده است. مسئله پژوهش حاضر این است که روشی که در اصل 160 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 1358، با اصلاحات و الحاقات 1368 پایه گذاری شده است و قانون نحوه اجرای قسمتی از اصل 160 قانون اساسی، مصوب 1394 مجلس شورای اسلامی تا چه اندازه در عمل، پاسخگوی انواع مسائل روابط قوه قضاییه با قوای دیگر و مناسب برای اداره بهینه نظام قضایی کشور، همراه با تأمین کامل استقلال قضایی بوده است. پژوهش حاضر که برای گردآوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و رجوع به اسناد و مدارک و در تحلیل اطلاعات از منطق های حقوقی و قضایی بهره برده، نشان داده است که بعضی از مسائل، حل نشده باقی مانده اند و باید در سطح نظری و در قانون برای آنها راه حل ارائه شود. در این مقاله راه حل هایی ارائه شده است که اهم آنها بر تعیّن مفهوم استقلال قضایی در رسیدگی قضایی و صدور رأی و پرهیز از تسرّی آن به امور اداری، مالی و اجرایی قوه قضاییه استوارند.
رویکرد جرم شناسانه به وظیفه ها و اختیارهای «بازپرس» در فرآیند کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قانون آیین دادرسی کیفری 1392 وظایف و اختیارهای بازپرس در یافته های جرم شناسانه نیز ریشه دارد. بازپرس باید در پرتو یافته های جرم شناسی نظری به شناسایی عوامل جرم زا و بررسی پیامدهای تصمیم های قضایی و بر اساس آموزه های جرم شناسی کاربردی به پیشگیری از جرم، بازپروری مجرمان، بازدارندگی، توان گیری، برقراری سازش میان بزهکاران و بزه دیدگان مبادرت ورزد. بر این اساس، بازپرس هنگام تصمیم گیری در زمینه احضار، دستگیری، قرارهای تأمین کیفری، زداینده های تعقیب، به کارگیری دادرسی فناورانه، تشکیل پرونده شخصیت برای بزهکاران، حمایت از بزه دیدگان، گواهان و آگاهان جرم باید به بنیان و پیامدهای جرم شناسانه آن توجه کند. بنابراین بازپرس باید با یافته های جرم شناسانه آشنا و بهره مند از زیرساخت های لازم برای استفاده نظام مند از اختیارهای برخوردار شود. در این نوشتار، رویکرد جرم شناسی نظری و جرم شناسی کاربردی به وظایف و اختیارهای بازپرس در فرایند کیفری بررسی می شود.
تحلیل پراکنش مکانی-محیطی استقرارهای مس سنگی شهرستان بستان آباد مبتنی بر روش آماری تحلیل خوشه ای
منبع:
Caspian, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
7 - 33
حوزههای تخصصی:
شهرستان بستان آباد واقع در شرق دریاچه ارومیه به دلیل دارا بودن پتانسیل های زیست محیطی از دیرباز کانون شکل گیری استقرارهای انسانی بوده است. نظر به اینکه شکل گیری سکونتگاه های مردمان در طول دوره های مختلف تحت تأثیر قابلیت های محیط زیست پیرامونشان بوده است بنابراین پژوهش حاضر به بررسی نقش عوامل زیست محیطی در شکل دهی و توزیع مکانی سکونتگاه های دوره مس سنگی شهرستان بستان آباد می پردازد. بدین منظور، 55 محوطه که دربرگیرنده آثار دوران مس سنگی هستند با هدف تعیین میزان تأثیر و تأثرات عوامل زیست محیطی در پراکنش مکانی-محیطی سکونتگاه های مس سنگی شهرستان بستان آباد مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل خوشه ای و نرم افزارهای SPSS و ArcGIS نحوه مکان گزینی استقرارهای مس سنگی شهرستان بستان آباد نسبت به ساختارهای طبیعی بررسی شد. نتایج تحلیل های آماری نشان می دهد که محوطه های دوران مس سنگی شهرستان بستان آباد را می توان براساس مطالعات تحلیل خوشه ای به سه گروه A، B و C تقسیم بندی کرد. خوشه اول (%74 محوطه ها) محوطه هایی با میانگین وسعت 4/0 هکتار، ارتفاع 1965 متر از سطح دریا و فاصله 537 متری از رودخانه را شامل می شود. خوشه دوم (%22 محوطه ها) استقرارهایی با میانگین وسعت 2/1 هکتار، در ارتفاع 2027 متر از سطح دریا و فاصله 574 متری از رودخانه را در برمی گیرد. محوطه های خوشه سوم (%4 محوطه ها) با میانگین وسعتی در حدود 2/6 هکتار، در ارتفاع 1977 متر از سطح دریا و فاصله 1517 متری از رودخانه واقع گردیده اند. تحلیل پراکنش مکانی-محیطی استقرارهای مس سنگی بستان آباد نشان می دهد که بین مکان گزینی سکونتگاه های این منطقه و عوامل محیطی رابطه ای مستقیم و متقابل وجود دارد، این امر باعث همزیستی توامان اقوام کوچ نشین و یکجانشین در این منطقه شده است و نشان دهنده سازگاری مردمان دوره مس سنگی بستان آباد با شرایط محیطی در جهت بیشترین بهره گیری از قابلیت های زیستی موجود است.
آسیب های سیاست های سلامت نظام اداری ایران در مراحل تدوین، اجرا و نظارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق اداری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
۳۵-۱۰
حوزههای تخصصی:
بر اساس نتایج بررسی های مراجع بین المللی و ملی درباره میزان فساد در کشورها، با توجّه به شاخص های تعیین شده، رتبه ایران در بین 133 کشور مورد ارزیابی ، 79 است. این میزان فساد، آثار زیانباری بر توسعه همه جانبه کشور دارد. گرچه در ایران، تلاش های زیادی در زمینه ارتقای سلامت اداری صورت پذیرفته است؛ ولی با توجّه به آسیب های مبتلا به سیاست های سلامت اداری، موفقیت چندانی حاصل نشده است. هدف اصلی این مقاله، شناسایی آسیب های سیاست های سلامت اداری در مراحل طرح و تدوین، اجرا و نظارت بر اجرای آنهاست تا بر اساس آن، مدل مفهومی طراحی گردد. از این رو، این پژوهش برای اولین بار در کشور بر اساس مبانی نظری موجود و با روش میدانی، به بررسی مؤلفه های آسیب های سیاست های سلامت اداری پرداخته است. این مقاله به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، جامعه آماری خود را انتخاب کرده است که متشکّل از 390 نفر از دانشگاهیان و کارمندان تحصیل کرده در رشته های علوم سیاسی، حقوق، مدیریت و اقتصاد در پنج استان کشور (تهران، گلستان، آذربایجان شرقی، قم و هرمزگان) هستند. یافته های بررسی نشان می دهد که مؤلفه های به شرح زیر به عنوان آسیب های سیاست های سلامت اداری، مورد تأئید است. آسیب های مربوط به تدوین سیاست های سلامت اداری با 17 شاخص و میانگین، 2.43 آسیب های مربوط به مرحله اجرای سیاست های سلامت اداری با 19 شاخص و میانگین، 2.43 آسیب های مربوط به نظارت بر اجرای سیاست های سلامت اداری با 14 شاخص و میانگین ،2.47
تحلیل عوامل اثرگذار بر امنیت غذایی شهرستان تبریز مبتنی بر کشاورزی ارگانیک با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
182 - 159
حوزههای تخصصی:
امنیت و سلامت غذایی، به دلیل کاربرد نامناسب و بی رویه نهادهای شیمیایی به یک بحران تبدیل شده است. بر این اساس توجه به کشاورزی ارگانیک و تولید مواد غذایی باکیفیت جهت دستیابی به امنیت غذایی مورد توجه قرار گرفت. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف تحلیل و شناسایی مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر امنیت غذایی با تأکید بر کشاورزی ارگانیک در شهرستان تبریز انجام گردید. این پژوهش بر اساس رویکرد آمیخته و بر اساس هدف کاربردی محسوب می گردد. جامعه آماری این پژوهش کارشناسان جهاد کشاورزی شهرستان تبریز است. از حیث گردآوری اطلاعات به دو شکل کتابخانه ای و میدانی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. نمونه آماری در ابتدا با استفاده از نمونه گیری هدفمند و سپس با استفاده از روش گلوله برفی، با 16 نفر تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از مدل شش مرحله ای تم انجام شد. جهت کدگذاری مصاحبه ها از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. پایایی مصاحبه با استفاده از روش بازآزمون(درون موضوعی) انجام شد. برای سنجش روایی از شیوه مقبولیت و قابلیت تأیید بهره گرفته شد. نتایج بخش کیفی شامل هشت تم اصلی، 28 تم فرعی و 62 تم گزینشی بود. بخش کمی پژوهش بر مبنای نتایج بخش کیفی انجام و پرسشنامه ای بر اساس 62 تم گزینشی تنظیم گردید و در اختیار 95 نفر از افرادی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم با کشت محصولات در ارتباط بودند، قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار smart pls3 بهره گرفته شد. نتایج نشان داد ابعاد سیاست گذاری کشاورزی ارگانیک، اقتصادی، سلامت، کیفیت و سطح زندگی، بهنیه سازی تولید، دسترسی و محیط زیست، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر امنیت غذایی دارا بودند.
تحلیل موانع نوآوری سبز در صنعت خودروسازی ایران: رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
117 - 156
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت خودروسازی به دلیل اثرات زیست محیطی قابل توجه به سمت نوآوری های سبز سوق داده می شود، اما این گذار در کشورهای درحال توسعه مانند ایران با چالش هایی مواجه است. شناسایی موانع نوآوری سبز، به دلیل چالش های موجود در انتخاب و به کارگیری فناوری های سبز به یک مسئله مهم در توسعه پایدار تبدیل شده است. این پژوهش یک چارچوب مفهومی با رویکردی ترکیبی به منظور شناسایی و تحلیل موانع نوآوری سبز در صنعت خودروسازی ایران ارائه می دهد. ابتدا موانع نوآوری سبز از طریق بررسی ادبیات و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان مرتبط با ادبیات تحقیق، شناسایی شده اند. سپس با تحلیل محتوای کیفی، 19 مانع فرعی در 6 دسته مانع اصلی (منابع، رفتارها، اطلاعات، فناوری، سازمانی و قوانین و مقررات) طبقه بندی شدند. سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری، روابط علی بین این موانع تحلیل و نتایج بر اساس معیارهای اهمیت و تأثیرگذاری در 5 سطح طبقه بندی شد. «انزوای صنعت خودروسازی از روندهای جهانی»، «خلأ سیاست گذاری»، «پیچیدگی قوانین» و «ناکارآمدی نظام بازدارندگی» به عنوان موانع کلیدی شناسایی شدند که بیشترین تأثیر را بر سایر موانع دارند. این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و ذی نفعان در تدوین استراتژی های توسعه پایدار صنعت خودرو اثربخش باشد.
ساختارسازی مفهومی پیشران های شکل دهنده ی اتحاد استراتژیک در بستر روش TISM (مطالعه ی موردی: صنعت مبل منبت شهرستان ملایر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به جهت اهمیت بالای صنعت مبل منبت بررسی رویش اتحادهای استراتژیک در آن کاملاً ضروری است. در همین راستا، مطالعه ی حاضر در جهت ارائه ی ساختاری مفهومی از پیشران های شکل دهنده ی اتحاد استراتژیک در صنعت مبل منبت اجرا شد. این مطالعه یک طرح آمیخته، توسعه ای، کاربردی و مقطعی است. روش گردآوری داده های آن میدانی و ابزارش مصاحبه و پرسشنامه، موضع فلسفی آن، در بخش کیفی تفسیری، در بخش کمی اثبات گرا بود. 20 خبره به روش هدفمند و گلوله برفی در طرح کیفی و ده نفر در بخش کمی آن به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی و پایایی هر دو ابزار در هر دو بخش کیفی و کمی ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش مدلسازی تفسیری ساختاری جامع استفاده شد. پیشران های تشکیل اتحاد استراتژیک متشکل از پیشران های کلان و محیطی، صنعتی، مرتبط با اتحاد، مرتبط با بنگاه و مرتبط با آمیخته ی بازاریابی می باشد. شواهد به دست آمده از روش مدلسازی تفسیری ساختاری جامع مبین آن بود که سازه ی مفهومی توسعه یافته دارای چهار سطح می باشد که سطح اول آن تشکیل شده از پیشران های مرتبط با آمیخته ی بازاریابی، سطح دوم پیشران های مرتبط با بنگاه و اتحاد، سطح سوم آن پیشران های مرتبط با صنعت و سطح چهارم آن پیشران های کلان و محیطی می باشد. نتایج این مطالعه منجر به شناخت پیشران های شکل گیری اتحاد استراتژیک در صنعت مبل منبت شهرستان ملایر گردید. پیشران های شناسایی شده در چهار سطح قرار گرفته و مؤثرترین آنها پیشران های کلان و محیطی بود.
تمرکز مشتری و سرعت تعدیل اهرم: نقش میانجی نوسانات جریان های نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعدیل اهرم در دهه های اخیر توجه زیادی را از سوی جامعه دانشگاهی و پژوهشگران به خود جلب نموده است. از عوامل موثر بر تعدیل اهرم شرکت، تمرکز مشتری است. مشتریان عمده، از جمله ذینفعان حیاتی و منبع اصلی درآمد شرکت ها هستندکه نقش بسیار مهمی در سودآوری و تصمیمات راهبردی شرکت دارند. هدف این پژوهش بررسی ارتباط میان تمرکز مشتری با سرعت تعدیل اهرم و تأثیر نقش میانجی نوسانات جریان های نقد در این ارتباط است. به منظور آزمون و تحلیل فرضیه ها، از داده های پنلی 113 شرکت عضو بورس اوراق بهادار در دوره زمانی 1389 الی 1402 و رگرسیون چند گانه GLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که تمرکز مشتری بر سرعت تعدیل اهرم تأثیر مثبت و معناداری دارد و نوسانات جریان های نقد می تواند در ارتباط میان تمرکز مشتری و سرعت تعدیل اهرم نقش میانجی داشته باشد. در شرکت های دارای تمرکز مشتری بالا به دلیل حفظ مشتریان و ارزش شرکت، تعدیل اهرم منجر به بهتر شدن شهرت شرکت و رسیدن به اهرم بهینه می شود. مطابق با نتایچ پژوهش حاضر، نوسانات جریان های نقد دارای نقش میانجی معنادار در ارتباط میان تمرکز مشتری و سرعت تعدیل اهرم بوده و تمرکز مشتری بر سرعت تعدیل اهرم از طریق افزایش نوسانات جریان های نقدی تأثیر می گذارد. شرکت ها و سرمایه گذاران می توانند توجه ویژه به تأثیر تمرکز مشتری بر ساختار سرمایه، عوامل تعیین کننده سرعت تعدیل اهرم و نقش نوسانات جریان نقد و در نهایت تصمیم های بازار سرمایه داشته باشند. یافته های پژوهش نقش حیاتی مشتریان را به عنوان ذینفعان کلیدی در تصمیم گیری های ساختار سرمایه، برجسته می نماید.
طراحی الگوی عوامل موثر بر آگاهی بخشی قیمت سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:بورس اوراق بهادار اصلی ترین مرکز برای مبادلات سرمایه ای در ایران می باشد و کارآیی این نهاد مستلزم تصمیم گیری درست عوامل موجود است. سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل، مهمترین گروه فعال در این بازار هستند، تصمیم گیری مناسب آنها بر پایه اطلاعات صحیح مخصوصاً در ارتباط با آگاهی دهندگی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار در زمینه هدایت سرمایه ها است بنابراین شناسایی عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام حائز اهمیت است. روش:در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و بررسی متون و پیشینه تجربی همچنین بهره گیری از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان پژوهش، الگوی حاضر طراحی شد. براساس رویکرد پژوهش 8 مقوله اصلی، 41 مفهوم و 94 کد استخراج گردید. بر این اساس مدیران و سیاستمداران باید ابتدا شناخت و آگاهی دقیقی از عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام را بدست آورند.یافته:در این پژوهش، الگوی عوامل موثر بر آگاهی بخشی اعلان قیمت سهام ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای شناسایی عوامل موثر بر آگاهی بخشی قیمت سهام ارائه نشده است، نتایجی که بدست آماده می تواند برای گروه هایی همچون مدیران شرکت های سرمایه گذاری، مدیران بازار سرمایه ، مدیران واحد های تجاری و تحلیلگران مالی و پژوهشگران مفید می باشد.نتیجه گیری:تصمیمات مدیران و سرمایه گذاران مبتنی بر آگاهی از اطلاعات قیمت سهام است؛ بنابراین ضروری است این آگاهی بخشی و عوامل موثر بر آن مورد توجه پژوهشگران و متولیانِ اجرایی حوزه ی مالی قرار گیرد.. واژگان کلیدی:آگاهی بخشی قیمت سهام،سرمایه گذاران، بورس اوراق بهادار، تحلیل محتوای کیفی
طراحی مدل سلسله مراتبی شاخص های جانشین پروری در دستگاه های اجرایی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
125 - 155
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وضع موجود سازمان ها نشان دهنده کمبود نیروهای مدیریتی و افزایش نیاز آن ها به مدیران و کارمندان برتر و شایسته است. سازمان هایی کنونی به نیروی انسانی خلّاق و هوشمند، مستعد و ماهر، شایسته و توانمند و پویا نیازمند هستند. یکی از حیطه های سازمانی که در مسائل مختلف بحث زیادی را به خود اختصاص داده جانشین پروری است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل سلسله مراتبی شاخص های جانشین پروری در سازمان های اجرایی استان آذربایجان شرقی انجام گرفت. باتوجه به این که فرماندهی انتظامی نیز جزو سازمان های اجرایی کشور محسوب می شود، می توان الگوی احصا شده را در سازمان موردنظر به کار گرفت.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها نیز آمیخته (کیفی کمّی) با رویکرد اکتشافی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مجموعه ای از خبرگان و متخصصان دانشگاهی و خبرگان بخش دستگاه های اجرایی استان آذربایجان شرقی بود. نمونه گیری در این پژوهش با روش هدفمند (قضاوتی) به انجام رسید و ملاک اندازه نمونه نیز، کفایت تئوریک بود که بر این اساس، با 21 خبره مصاحبه انجام شد و پس از تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوا در بخش کیفی 28 متغیر مدل پژوهش تعیین شد. در بخش کمّی پژوهش ارتباط بین این شاخص ها تعیین شد و داده های این بخش نیز با استفاده از ماتریس خودتعاملی که نظرات خبرگان است گردآوری شد و سپس مدل سازی این متغیرها به کمک روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) انجام گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش مدلی پنج سطحی بود که این مدل نشان داد حمایت مدیران ارشد دستگاه های اجرایی در استان آذربایجان شرقی از جانشین پروری و همچنین بازرسی مداوم از فرایند جانشین پروری در این دستگاه ها، تأثیرگذارترین شاخص ها برای دستیابی به جانشین پروری در دستگاه های اجرایی استان آذربایجان شرقی هستند.نتیجه گیری: حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد و همچنین بررسی و کنترل مداوم روند جانشین پروری در دستگاه های اجرایی استان آذربایجان شرقی می تواند شاخص های مهمی در جانشین پروری را همچون بهبود فرهنگ جانشین پروری، برنامه ریزی یادگیری فردی، تعیین دانش و مهارت لازم، انگیزه لازم برای جانشین پروری و... تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیر لحن افشای غیرعادی بر گزارش ابهام نسبت به تداوم فعالیت در شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
103 - 124
حوزههای تخصصی:
لحن افشای غیرعادی که در ارائه گزارش های مالی مورداستفاده قرار می گیرد می تواند نشانه ای از مسائل پنهان در درون شرکت باشد که به صورت غیرمستقیم شواهدی را به استفاده کنندگان بیرونی ارائه می دهد. در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر لحن افشای غیرعادی بر ارائه گزارش ابهام نسبت به تداوم فعالیت در بین 93 شرکت بورسی برای سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ پرداخته شده است. برای این منظور از روش تحلیل محتوا و استفاده از روش حسین و همکاران ]20[ برای محاسبه لحن افشای غیرعادی بهره برده شده که نوآوری کار محسوب می گردد. نتایج حاصل از مدل های رگرسیونی نشان می دهد که لحن افشای غیرعادی بر دریافت گزارش ابهام نسبت به تداوم فعالیت و همچنین بر عدم ایفای تعهدات مالی و عدم انجام قراردادها به عنوان دلیل گزارش ابهام در تداوم فعالیت حسابرس تأثیر مثبتی داشته است. بنابراین افشای غیر عادی اطلاعات در صورت های مالی به طور مؤثری بر گزارش حسابرس و چهره مدیریتی شرکت اثرگذار می باشد.
آثار قرارداد تأمین مالی دعوی از سوی شخص ثالث نسبت به طرفین قرارداد داوری در وضعیت تعارض منافع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی معاصر سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
33 - 59
حوزههای تخصصی:
تأمین مالی ثالث، نهادی است که در آن شخصی که طرف قرارداد نیست، وجه یا سایر حمایت های مادی را فراهم می کند تا طرف دعوی بتواند دعوی را طرح نماید. علاوه بر مزایایی که تأمین مالی شخص ثالث مانند افزایش دسترسی به عدالت دارد، برخی از حقوق دانان نگران مخاطراتی هستند که این نهاد می تواند ایجاد نماید؛ از جمله این مخاطرات تعارض منافع است. تعارض منافع بیشتر بین داوران و طرف های دعوی حاصل می شود. هرچه انواع تأمین کنندگان بیشتر شود، روابط بیشتری ایجاد می شود که زمینه های بروز تعارض را افزایش می دهد. نگارنده نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، آثار تأمین مالی شخص ثالث را در وضعیت تعارض منافع بررسی نموده است. ازجمله نتایج تحقیق اینکه تعارض منافع ممکن است با داور یا یکی از طرفین دعوی رخ دهد که هرکدام تأثیر متفاوتی بر رسیدگی دارند. درحالی که تعارض منافع داور تهدید برای رأی داوری است، تعارض منافع ممکن است به حقوق طرفین دعوی آسیب وارد سازد. برای تعارض منافع داور، این سه طریق باید پی گرفته شود: افشای قرارداد تأمین مالی ثالث، سلب صلاحیت داور، و افشای تعارض منافع. طرفین دعوی باید قرارداد تأمین مالی را برای داور افشا کنند و داور باید حقایق یا شرایطی را که باعث شک و تردید در بی طرفی و استقلال وی می شود، فاش سازد. برای تعارض منافع طرفین دعوی، اجرای قوانینِ رفتار حرفه ای برای وکلا و تأمین کنندگان پیشنهاد می شود تا در صورت وقوع سوء رفتار، موجب مسئولیت شود.
ابعاد فقهی لایک کردن در شبکه های اجتماعی با تاکید بر ادله رضایت و سخط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
463 - 485
حوزههای تخصصی:
با توسعه سریع شبکه های اجتماعی، واکنش های دیجیتال به یکی از مؤلفه های اساسی در ارتباطات معاصر تبدیل شده اند. از جمله این واکنش ها، سازکار «لایک» (پسند) است که به عنوان ابزاری برای ابراز تأیید، همراهی یا حمایت از محتوای منتشرشده عمل می کند. این اقدام، علاوه بر تأثیرگذاری مستقیم بر الگوریتم های انتشار محتوا، از منظر فقهی احکام شرعی گوناگونی دارد که اغلب کاربران از آن بی اطلاعند. پژوهش حاضر به بررسی ماهیت فقهی «لایک کردن» پرداخته و تلاش دارد مبانی اسلامی مرتبط با این کنش را با تکیه بر ادله فقهی رضایت و سخط مورد تحلیل قرار دهد.این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع فقهی و اصولی، جایگاه لایک را در نظام ارزیابی فقهی رفتارهای کاربران واکاوی کرده و دلالت آن را بر ابراز رضایت به فعل حرام بررسی می کند. در این راستا، مفهوم لایک، کارکردهای اجتماعی آن و میزان اثرگذاری آن در گسترش محتوا مورد ارزیابی قرار گرفته و سپس این رفتار از منظر اصول فقهی و مبانی استنباط احکام شرعی تحلیل شده است.از مهم ترین مبانی فقهی در این زمینه، ادله ای است که تحت عنوان «رضایت و سخط» بر مشارکت فرد راضی، در عمل دیگران دلالت دارد. این ادله نشان می دهند که اگر فردی با عمل دیگری موافق باشد و آن را حمایت یا تایید کند، در آثار و تبعات آن نیز شریک است. در مسیر تطبیق این ادله بر لایک و سایر واکنش ها، چالش هایی وجود دارد که در این نوشتار بررسی شده است. با توجه به اثرگذاری گسترده این پدیده و نبود پژوهشی مستقل در زمینه حکم فقهی آن، این تحقیق درصدد پاسخ به این پرسش است که از منظر فقه اسلامی با توجه به ادله رضایت و سخط، لایک کردن در شبکه های اجتماعی چه حکمی دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که تأیید و رضایت از طریق لایک و دیس لایک (نپسند)، پیامدهای سنگینی در حوزه احکام فقهی دارد. این پژوهش تأکید دارد که آگاهی کاربران از ابعاد فقهی تعاملات دیجیتال ضروری بوده و تدوین چارچوب های مشخص فقهی برای این حوزه می تواند به تنظیم رفتارهای دیجیتال در راستای اصول شرعی کمک کند.
شناسایی و تحلیل ساختاری معیارهای تأثیرگذار بر فقر شهری با رویکرد آینده پژوهی در استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقر، ناشی از نبود سازوکارهای صحیح در اجتماع های انسانی ایجاد می شود. فقر مانع توسعه و پایداری یک کشور شده و تخصیص منابع برای فقرزدایی از عوامل بسیار مهم جوامع و دولت های آینده محور به حساب می آید. هدف از این مطالعه شناسایی و تحلیل معیارهای مؤثر فقری شهری با رویکرد آینده پژوهی در استان سیستان و بلوچستان و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این معیارها بر یکدیگر به منظور ارتقاء و ساخت آینده ای مطلوب در استان می باشد. روش پژوهش: پژوهش حاضر بر اساس نوع هدف، توسعه ای کاربردی است. از نظر ماهیت پژوهش، تحلیلی- اکتشافی، روش گردآوری اطلاعات روش کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است. جامعه آماری پژوهش حاضر 40 نفر از صاحب نظران و متخصصان شهرسازی و مدیران عالی شهرداری و کارشناسان علوم اجتماعی به شرط آنکه که درباره فقر شهری از تجارب پژوهشی لازم برخوردار باشند، برای پرسش گری انتخاب خواهند شد. ابتدا ادبیات و مبانی موضوع بررسی شد تا معیارهای تأثیرگذار فقر احصاء شوند. سپس معیارهای فقر شهری در قالب مؤلفه های 6 گانه نهایی با استفاده از روش دلفی و نظر خبرگان شناسایی شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) استفاده شده است؛ که در نهایت 26 معیار از 6 مؤلفه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی، زیست محیطی و زیرساخت و خدمات پایه شناسایی شدند. از میان معیارهای شناسایی شده 12 معیار کلیدی که 2 مؤلفه اقتصادی، 3 مؤلفه اجتماعی، 2 مؤلفه کالبدی، 4 مؤلفه زیرساخت و خدمات پایه و 1 مؤلفه زیست محیطی هستند بر وضعیت فقر شهری در استان سیستان و بلوچستان بیشترین تأثیر را داشته اند.
Validation of the Persian Version of the Student Individual Agency Scale(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to introduce and validate a tool for measuring students' individual agency. Method: The research was descriptive-correlational. The statistical population included 1364 student-teachers at Farhangian University, Kurdistan Province. A sample of 271 students was selected using systematic random sampling. Data was collected using the Individual Resources subscale of the Student Agency Scale (Jääskelä et al., 2017). The subscale has 28 items spread across four dimensions: participation activity, interest and motivation, self-efficacy, and competence beliefs. The questionnaire was translated into Persian, and semantic consistency with the original version was confirmed using the back-translation method. Subsequently, the face validity of tool was verified based on expert evaluations. Data analysis involved first- and second-order confirmatory factor analysis, convergent validity, Cronbach's alpha, composite reliability, and a one-sample t-test. Data analysis software included SPSS19 and Amos23. Results: The first-order factor analysis results indicated that the questionnaire items (after removing three items) could appropriately describe the latent variables. The second-order factor analysis results also revealed that the questionnaire items could be reduced to four components: activity engagement, interest and motivation, self-efficacy, and competence beliefs (RMSEA: .047; CFI: .93). The average variance extracted was 0.55, confirming convergent validity. The overall Cronbach's alpha was 0.87, and the Cronbach's alpha coefficients for the subscales ranged from 0.64 to 0.82. The composite reliability was 0.82. Results also indicated a high level of individual agency among student-teachers at Farhangian University (p < .05).
مروری بر انواع روش های تدریس خلاقانه و اثربخش در علوم تجربی
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر اهمیت آموزش علوم تجربی به طور گسترده ای در میان محققان و متخصصان آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. امروزه مربیان و کارشناسان آموزش علوم تجربی در خصوص روش های تدریس اثربخش این علوم با نظرات، چالش ها و تردیدهای فراوانی روبرو شده اند. در این راستا مربیان به صورت تخصصی تری بر روی روش های علمی بهینه و کارآمد آموزش علوم تجربی در جهت فاصله گرفتن از رویکردهای نظری و سنتی متمرکز شده اند. روش های تدریس علوم تجربی شامل رویکردهای سیستماتیکی است که برای دستیابی به اهداف آموزشی مرتبط با رشد آتی فراگیران اجرا می شود و به همین دلیل حرفه ای بودن مربی تاثیر این آموزش ها را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. هدف این مقاله مروری، تحلیل روش های مهم تدریس در حوزه ی آموزش های علوم تجربی با استفاده از تحقیقات صورت گرفته ی پژوهشگران و متخصصان آموزشی است. با توجه به عوامل ذکر شده، مربیان علوم تجربی می توانند با توجه به سطح خلاقیت خود و موضوع آموزشی مورد بحث، با استفاده از یک یا چند روش بررسی شده در این پژوهش، آن ها را جایگزین تکنیک های آموزشی سنتی متداول نموده و اثربخشی تدریس خود را دو چندان سازند.
بررسی نقش مدیران مدارس به عنوان رهبران یادگیری در تشکیل اجتماعات حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به تاثیر اجتماعات یادگیرنده حرفه ای در مدارس و نقشی که می توانند در رشد حرفه ای معلمان، بهبود فرایندهای آموزشی کلاسی، ارتقای یادگیری دانش آموزان، و بهره وری و کارایی مدرسه داشته باشند، ضروری است که عوامل اثرگذار بر تشکیل و تثبیت اجتماعات یادگیرنده حرفه ای در مدارس، مورد واکاوی قرار بگیرد. این پژوهش با هدف بررسی نقش مدیران مدارس به عنوان رهبران یادگیری در تشکیل و توسعه اجتماعات یادگیرنده حرفه ای معلمان و شناسایی راهبردها و باورهای مدیران دراین باره انجام شده است. روش ها: این پژوهش یک پژوهش کیفی است که حاصل ترکیب یافته های به دست آمده در دو بخش «مرور کیفی نظام مند» و «مصاحبه نیمه ساختاریافته» می باشد. تحلیل و سنتز داده ها در سه سطح کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی صورت گرفته است. قابلیت اعتماد از طریق کنترل توسط مشارکت کنندگان، بازبینی همکاران و سه سویه نگری انجام پذیرفت. یافته ها: 7 مولفه در کد انتخابی «راهبردهای مدیران مدارس در تشکیل و توسعه اجتماعات یادگیرنده حرفه ای معلمان» و 5 مولفه در کد انتخابی «باورهای اساسی مدیران مدارس در تشکیل و توسعه اجتماعات یادگیرنده حرفه ای معلمان» شناسایی گردید. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که جنبه های مختلفی از رهبری مشارکتی، رهبری آموزشی، رهبری تحولی و رهبری حمایتی در اجتماع یادگیری حرفه-ای با یکدیگر تلاقی می کنند. برآیند این تلاقی اجتماع یادگیری حرفه ای را شکل می دهد.
باورهای معلمان درباره مسؤولیت آنان در قبال انگیزش تحصیلی دانش آموزان (یک مطالعه پدیدارشناسانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف باورهای معلمان درباره مسؤولیت آنان در قبال انگیزش تحصیلی دانش آموزان انجام شد. با توجه به لزوم شناخت عمیق باورها و مسؤولیت معلمان، از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. قلمرو پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی مشهد مقدس بوده که از این میان تعداد پانزده نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافت و به طور کلی پنج مضمون و پانزده مؤلفه شناسایی شدند. در پاسخدهی به سؤال نخست، سه بعد مسؤولیت وظیفه گرا، حمایت گرا و اقتضائی و در رابطه با سؤال دوم، مواجهه فعالانه مبنی بر تسهیل گری فرایند یاددهی یادگیری و پیوند خانواده و مدرسه و مواجهه منفعلانه مبنی بر پیچیده بودن فرایند یاددهی یادگیری و محدودیت های فرایند یاددهی یادگیری شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دامنه باور های معلمان در ارتباط با مسؤولیت آنان گسترده بوده و نیازمند تأمل و بازنگری است. بنابراین در خصوص سازوکار شایستگی معلمان، مؤلفه باور های آنان بایستی مورد توجه قرار گیرد که این امر استلزام تربیت همه جانبه را تضمین خواهد نمود.
Evolution of Learning Spaces: Metaverse for Educational Platforms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, online educational platforms are recognized as a vital tool to transfer knowledge and skills in an effective and attractive way. Creating an educational platform in Metaverse is a strategic opportunity to provide educational services to a global and wide community. This educational platform in Metaverse is supposed to provide a multidimensional and interactive space that allows people to access various training courses using virtual reality technology and augmented reality plugins. This platform will be suitable for everyone, from children to adults and from beginners to advanced. Creating an educational platform in Metaverse enables knowledge and skills to be actively transferred to people using new technologies, and in this way, an important step towards the future of education is taken. In order to provide a coherent and comprehensive analysis of metaverse literature in the field of education, this article deals with a deep and organized review of the role of metaverse in this field. By focusing on current and future technologies, along with an analysis of challenges and opportunities, this paper attempts to provide a comprehensive and inclusive perspective. The purpose of this research is to provide a detailed and extensive study of the role and effects of Metaverse in the field of education, so that through the examination and analysis of future perspectives, it will be directed towards the progress and development of educational platforms.
مطالعۀ تطبیقی کنشگرهای روایی در نمایشنامۀ زائر (امجد) و رمان ناتور دشت (سلینجر) با تمرکز بر الگوی مشارکت گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
57 - 69
حوزههای تخصصی:
مطالعه ساختار روایی پی رنگ بر مبنای عاملیت کنش سیاق متداولی است که نظام های تحلیلی ساختارگرا از آن در مواجه با متون مختلف بهره می برند. در چنین زمینه ای پژوهش حاضر بنا دارد با فرض وجود نوعی هم عرضی میان ساختار روایت در رمان ناتور دشت اثر سلینجر و نمایشنامه زائر نوشته حمید امجد، علی رغم تفاوت های فرمی و موقعیت زمانی و مکانی تحقق آثار، به مطالعه تطبیقی الگوی کارکرد کنشگرها در ساختار روایت آن ها بپردازد. بدین رو در رویکرد نظری بحث از الگوی مشارکت گریماس بهره برده خواهد شد که به نظر امکان نیل به اهداف تحقیق را میسر خواهد کرد. الگویی که با حرکت از تنوع عناصر روساختی عینی به سوی ساختارهای معینی گام برمی دارد که در عمق متن واقع شده و واجد معنا هستند. درواقع هدف اصلی این تحقیق علاوه بر خوانش دو نمونه مطالعاتی بر مبنای الگوی مشارکت گریماس، تطبیق وجوه ترادف شالوده روایی آن ها به رغم قالب و جهان متفاوتشان است. روش این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات لازم برای سنجش نمونه ها از طریق بررسی متن و تطبیق یافته ها حاصل شده است. شواهد گویای این واقعیت است که با وجود تفاوت هایی که در اجزاء تشکیل دهنده پی رنگ هر دو اثر دیده می شود، سیاق به کارگیری کنشگرهای روایی مبین تشابهاتی میان دو متن مذکور است. بدین معنی که بر مبنای شش مؤلفه، مشارکت، مدنظر گریماس در الگوی مشارکت، مشارکین موجود در الگوی اصلی به نحوی در پی رفت روایت تأثیرگذار هستند که می توان از تطبیق این دو الگو به یک پی رفت روایی مشترک دست یافت که ازجمله آن ها شخصیت معلم در ناتور دشت و همسانی کنش وی با شخصیت قُطب در زائر یا کارکرد جامعه به عنوان عامل یا کنشگر مخالف در هر دو اثر است. همچنین گزاره بنیادین مشترک مشارکت محور در هر دو اثر این است که انسانی در جهت هدفش در مقابل اجتماع خود قرار گرفته و آرزویی جز نجات و رهایی ندارد و درنهایت نیز به هدف خود، از سر اختیار و نه اجبار، دست می یابد.









