مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۶۱ تا ۲٬۸۸۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
23 - 33
حوزههای تخصصی:
آموزه های و معارف دین مبین اسلام مبتنی بر عقل شکل گرفته و برنامه ای مدون و کامل را برای زندگی دنیوی و اخروی بشر به ارمغان آورده است. دشمنان ادیان توحیدی و رهروان شیطان برای از میان بردن اعتقاد به توحید و دینداری، تمام تلاش خود را کرده و با حربه های مختلف دست به عمل زده اند. از دیرباز حمله به مبانی فکری مورد استفاده بوده و امروزه نیز به صورت های مختلفی اعمال می شود. در این میان، قرآن کریم نیز برای مبارزه با آن، پیروان خویش را ترغیب نموده است. جنگ میان حق و باطل، از روز اولِ خلقت انسان وجود داشته است. این نوع جنگ، راهبردهای خاص خود را دارد. جنگ شناختی عبارت است از: حمله به باورها و اذهان برای کنترل شناخت افراد نسبت به جهان پیرامون آنها. جنگ شناختی در قرآن عرصه های فکری و مبانی اعتقادی دشمنان را هدف قرار داده است. این تحقیق بر اساس منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده و نتایج پژوهش نشان می دهد که خداوند متعال و پیامبران او، راهبردهایی را برای جنگ شناختی بیان کرده اند. از یک سو نسبت به دشمنان لازم است در باورهایشان تزلزل ایجاد کرد و روحیه آنان را در مقابل خداوند متعال و آیات او تضعیف کرد و برای نشان دادن ضعف او، درخواست برهان کرد. تخریب هدفمند نظریه پردازان آنان نیز راهبرد دیگری در این عرصه است. از سوی دیگر، راهبردهایی نیز جزء وظایف خودی هاست که می توان به حفظ وحدت برای موحدان، بهره گیری از فرصت ها و حفظ برتری علمی اشاره کرد.
نگرش های زبانی گویشوران در همزیستی فارسی و مازندرانی در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
104 - 77
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به همراه توسعه تکنولوژی و ارتباطات در سال های اخیر در کشورمان موجب گرایش گویشوران زبان های بومی و اقلیت به زبان فارسی شده است و این روند تهدیدی برای بقای زبان های اقلیت به حساب می آید. دراین بین، نگرش زبانی گویشوران نسبت به زبان مادری شان یکی از عوامل مؤثر و تعیین کننده در سرنوشت این زبان هاست. این پژوهش به بررسی نگرش های زبانی گویشوران نسبت به زبان مازندرانی و فارسی در استان مازندران و هم چنین تأثیر برخی عوامل اجتماعی مانند سن، جنسیت و شهرنشینی بر این نگرش ها پرداخته است. جمعیت نمونه شامل 1200 گویشور مازندرانی از سه گروه سن ی، در پنج شهر و دوازده منطقه روستایی و از دو گروه جنسیتی زن و مرد می باشند. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که بسیاری از گویشوران مازندرانی به قابلیت و اهمیت این زبان اعتقاد چندانی ندارند و درمجموع نگرش های منفی نسبت به مازندرانی غالب است. هم چنین تحلیل ها نشان دادند که درمجموع گروه های سنی پایین تر گرایش بیشتری به زبان فارسی دارند و زنان بیش از مردان و شهرنشینان بیش از روستانشینان به زبان فارسی علاقه مندند. با توجه به گسترش شهرنشینی از یک سو و نقش نسل جوان و به ویژه دختران به عنوان مادران آینده، در انتقال زبان مادری به نسل آینده، می توان پیش بینی کرد که خطر زوال، مازندرانی را تهدید می کند.
قلمرو صلاحیت قانون گذار عادی در تعیین شرایط نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی؛ رویه شورای نگهبان در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
725 - 754
حوزههای تخصصی:
قانون اساسی جمهوی اسلامی ایران در اصل 62 ضمن تصریح بر مستقیم بودن شیوه انتخاب نمایندگان ملت، تعیین شرایط انتخاب کنندگان، انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را به «قانون» احاله داده است. یکی از چالش هایی که همواره در ارتباط با این اصل وجود داشته، ابهام در حدود صلاحیت مجلس شورای اسلامی برای تعیین شرایط انتخاب شوندگان هم از جهت نوع شروط و الزامات و هم از جهت کیفیت قانون گذاری در آن ساحات بوده است. این مقاله درصدد است با روش توصیفی تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که صلاحیت قانون گذار عادی در تعیین شرایط نمایندگی مجلس در پرتو نقد رویه شورای نگهبان دارای چه حدود و ثغوری است؟ یافته ها حاکی است که علی رغم اطلاق صلاحیت مجلس در تعیین شرایط انتخاب شوندگان به موجب قانون، صلاحیت مجلس شورای اسلامی با دیگر اصول قانون اساسی از جمله بندهای «1» و «9» اصل 3 و هکذا اصل 67، مقید شده است و در چارچوبی خاص معنا می یابد، که شورای نگهبان نیز به درستی به این موضوع توجه داشته است. در عین حال، در همین چارچوب، کیفیت و طریق تعیین شرایط نامزدها امری است که باید در اختیار قانون گذار عادی باشد و در نتیجه، اعلام مغایرت آن دسته از مصوبات مجلس با قانون اساسی توسط شورای نگهبان که ضمن رعایت چارچوب حاکم صرفاً به تغییر طریق نظر دارد، واجد ایراد بوده و این رویه بی گمان مداخله در امر قانون گذاری قلمداد می شود.
اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۳۰۴-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
بررسی و ارزیابی تغییرالگوی کاربری اراضی شهری با رویکرد جای پای بوم شناختی (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
40 - 21
حوزههای تخصصی:
طی سه دهه اخیر، بهره برداری بی رویه و غیراصولی از اراضی و تغییرکاربری ها باعث عکس العملهای متفاوت اکوسیستم ها شده است.کلانشهر تبریز، مرکز استان آذربایجان شرقی می باشدکه در طول چند دهه اخیر رشد نامتوازن و پراکنده ای داشته، به گونه ای که گسترش بی رویه شهر موجب تخریب فضاهای پیرامون و خارج شدن شهر از شکل متقارن و استاندارد خود شده است. امروزه رشد ناموزون و گسترش بی رویه شهر از مسایل و معضلات کلانشهر تبریز محسوب می شود. روش پژوهش حاضر، کاربردی- تحلیلی بوده تا با گردآوری اطلاعات در طی دوره زمانی 25 ساله یعنی دهه 1375-1400 به صورت اسنادی-کتابخانه ای، پیمایش میدانی به صورت مراجعه به سازمان ها و ادارات مربوطه و استفاده از روش محاسباتی جای پای بوم شناختی، به سؤال اصلی تحقیق یعنی؛ «تغییرات کاربری اراضی کلانشهر تبریز طی دوره زمانی 25 ساله چه اثراتی بر روی محیط زیست و ظرفیت بوم شناختی تبریز گذاشته است؟» پاسخ دهد و راهکارهایی را برای بهبود وضعیت تغییرات اراضی و توان بوم شناختی شهر و توزیع متناسب جمعیت در کلانشهر تبریز ارائه نماید. از جمله نتایج به دست آمده در تحقیق حاضر این است که افزایش نرخ رشد جمعیت و به تبع آن گسترش و توسعه بی رویه کالبدی- فیزیکی شهر، طی این سال ها موجب افزایش تغییرات کاربری اراضی به ویژه تبدیل کاربری های زراعی و باغی به شهرک ها و مناطق مسکونی شده است. که این میزان تغییرات از توان اکولوژیکی کلانشهر تبریز خارج بوده و نیازمند مدیریت دقیق و منضبط می باشد. که در غیر این صورت با تدام یافتن این نوع چالش، کلانشهر تبریز طی سال های آتی دچار بحران و مشکلات قابل ملاحظه و تجدید ناپذیری خواهد شد.
ارزیابی کیفیت محیطی پیاده راه های شهری از منظر کاربران (نمونه موردی: پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
289 - 262
حوزههای تخصصی:
کیفیت محیطی بخشی از رضایت مندی انسان ها از محیط را تشکیل می دهد. با این که رویکرد پیاده مداری در طراحی فضاهای شهری نقش مهمی در ارتقاء کیفیت محیطی ایفاء می کند، اما رویکردهای یکسان و بدون توجه به ماهیت فضایی، پتانسیل ها و ظرفیت های محیطی در احداث پیاده راه های شهری نه تنها موجبات ارتقاء کیفیت محیطی و رضایت مندی را به دنبال نخواهد داشت، بلکه موجب تنزل کیفیت اجتماعی و اقتصادی فضاهای شهری می شود. هدف از این پژوهش ارزیابی مؤلفه های کیفیت محیطی در پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان از منظر کاربران در راستای پاسخگویی به نیازهای شهروندان و رضایت مندی کاربران می باشد. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام توصیفی- تحلیلی است. شاخص ها و معیارهای مورد سنجش در ارتباط با کیفیت محیطی با مروری بر متون معتبر علمی، استخراج شده و سپس به وسیله پرسش نامه اقدام به گردآوری نظرات شهروندان و شاغلان شد. جامعه آماری در این تحقیق نامحدود بوده که با استفاده از روش بررسی جامعه نامحدود، حجم نمونه در این تحقیق 200 نفر انتخاب گردید. جهت اعتبار پایایی از آلفای کرونباخ و سنجش روایی از شاخص KMO و آزمون کرویت بارتلت استفاده شده است. برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی و به منظور مقایسه دو پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان از آزمون تی دو نمونه ای مستقل در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل عامل اکتشافی نشان می دهد عامل «حضورپذیری»، «پاسخ دهندگی محیط»، «تنوع فعالیت فرهنگی و اجتماعی»، «آسایش و امنیت» و «سهولت تردد و دسترسی» به ترتیب بالاترین سهم را در تببین کیفیت محیط می گذارد. همچنین نتایج مقایسه عوامل کیفیت محیطی نشان می دهد که پیاده راه بوعلی در عامل حضورپذیری، پاسخ دهندگی محیط، تنوع فعالیت فرهنگی- اجتماعی در وضعیت مناسب تری قرار گرفته است.
ارائه چارچوب مفهومی ظرفیت سازی توسعه ورزش همگانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
69 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش، شناسایی مضامین کلیدی و ارائه چارچوب مفهومی ظرفیت سازی توسعه ورزش همگانی در ایران بود. روش شناسی : روش پژوهش از نوع کیفی با رویکرد تماتیک بود. مشارکت کنندگان پژوهش شامل صاحب نظران علمی (اساتید و پژوهشگران دانشگاهی) و صاحب نظران اجرایی (مدیران و کارشناسان سازمان ها) موضوع پژوهش بودند. تعداد نمونه بر حسب رسیدن به اشباع نظری 15 نفر و به روش نظری (قضاوتی) انتخاب شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه اکتشافی (نیمه هدایت شده) به همراه مطالعه کتابخانه ای و اسنادی بود. روایی ابزار و نتایج پژوهش براساس مطلوب بودن شایستگی علمی و اجرایی مصاحبه شوندگان، تایید روایی محتوای چارچوب مصاحبه توسط پژوهشگران خبره و میزان توافق بین دو مصحح کدگذاری ارزیابی و تایید شد. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای استفاده شد. یافته ها : چارچوب مستخرج از یافته های کیفی شامل 4 تم اصلی، 9 تم فرعی، 30 مضامین کلیدی و 88 مفهوم محوری بود. چهار تم مفهومی به توالی اثرگذاری-اثرپذیری کلی مضامین زیرمجموعه آن ها در مدل شامل بستر محیطی ظرفیت سازی (پیشران ها و بازدارنده ها)، قابلیت سیستم فرابخشی ظرفیت سازی (راهبردها، فرایند و سطوح)، ظرفیت سازی محورهای توسعه (محورهای منابع و سازوکارها) و کارکردهای ظرفیت سازی ورزش همگانی (توسعه ظرفیت ها و ظرفیت های توسعه پایدار) می باشد. نتیجه گیری : ظرفیت سازی توسعه ورزش همگانی به استفاده از ظرفیت های پایدار کشور وابسته است و قابلیت های محیطی و محدودیت های ادارک شده بر یکپارچه سازی سیستم راهبردی و چندسطحی مدیریت ورزش همگانی اثرگذار است. از این رو، به مدیران حوزه ورزش همگانی پیشنهاد می شود برای برنامه ریزی و تحقق ظرفیت سازی این حوزه از چارچوب و مولفه های این پژوهش به عنوان راهنمای توسعه ورزش همگانی استفاده نمایند.
شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه ی میان افزای شهر زابل با استفاده از تکنیک چانگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد توسعه میان افزا پیشنهاد می شود که به جای زیر ساخت و ساز بردن زمین های حاشیه ای شهرها، اراضی خالی و اراضی بافت تخریبی مانده ی درون شهری هدف توسعه قرار گیرند. با توجه به این مهم، در این مقاله سعی شده است به شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه ی میان افزای شهر زابل با استفاده از تکنیک چانگ پرداخته شود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بررسی های پیمایشی (میدانی) است. جامعه آماری برای شناسایی موانع توسعه میان افزا شامل کلیه ساکنان شهر زابل در سال 1401 می باشد که حجم نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران، 384 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری، تصادفی هدفمند بوده و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 80/0 محاسبه گردید. با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای (t-test) در نرم افزار آماری SPSS موانع شناسایی و همچنین برای اولویت بندی موانع پیش رو، اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق واقعیت های موجود شهر مذکور و پرسشنامه که از 20 کارشناس مرتبط تهیه شد، سپس با استفاده از تکنیک چانگ (AHP- FUZZY) داده ها و اطلاعات مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد مهم ترین مانع اجرای طرح توسعه میان افزای شهر زابل، شاخص اقتصادی با وزن نهایی (483) می باشد.
بررسی کارکردهای رمز ارزها از منظر حقوقی و نظم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
245 - 267
حوزههای تخصصی:
رمز ارزها دسته ای از ارزهای دیجیتال هستند که از تکنیک های رمزنگاری برای تامین امنیت اطلاعات خود استفاده می کنند. رمزارزها به صورت متمرکز و یا غیرمتمرکز ارائه می شوند که رمزارز بیت کوین به عنوان اولین رمزارز، از حالت غیرمتمرکز استفاده می کند. با توجه به تبعات اخلاقی و اجتماعی رمز ارزها در سال های اخیر پژوهش حاضر به بررسی کارکردهای رمز ارزها از منظر حقوقی و نظم اجتماعی پرداخته است. این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و مرور منابع انجام شده است. با بررسی جایگاه و اعتبار رمز ارزها در حقوق قراردادها و حقوق بانکی ، نتایج گویای آن است که در ایران در حوزه ی خریدوفروش رمز ارزها تنها قانونی که در استفاده از رمزارزها مورد تصویب واقع شده است ؛ استفاده از رمز ارزها که از سوی متعاملین ، مشمول حمایت و ضمانت از سوی دولت و نظام بانکی نبوده و استفاده از آن در مبادلات داخل کشور مجاز نیست و تنها استثنا در این مورد، استخراج فرآورده های پردازشی رمزنگاریشده رمزارزها (ماینینگ ) با توسل به اخذ مجوز از سازمان وزارت صنعت ، معدن و تجارت است ؛ در حقوق بانکی نیز استفاده از رمز ارزها و میزان عرضه آن از سوی خود بانک مرکزی تنظیم و به طورکلی تابع قوانین و مقررات نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. از منظر اختلال در نظم اجتماعی و بعد اخلاقی و فقهی نیز دارای شبهاتی بوده که در این نوشتار به آن ها نیز پرداخته شده است.
انقلاب در زبان شاعرانه: تلفیق امر نشانه ای و نمادین ژولیا کریستوا در دیوان شمس مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ژولیا کریستوا متفکری پسا ساختارگراست که اندیشه هایش در تحلیل متون ادبی نور تازه ای بر فهم متون پیچیده ی ادبی و هنری تابانده است. بخشی از نظریه های وی مربوط به امر نشانه ای و نمادین در زبان است. در اندیشه ی کریستوا زبان حاصل ترکیب این دو ساحت می باشد و تصور کارکرد یکی از این دو ساحت به تنهایی غیر ممکن است. پژوهش حاضر در پی این است تا بر اساس چارچوب نظریه ی زبان کریستوا و روش تحلیلی-توصیفی تلفیق اعجاب انگیز و تمام عیار امر نشانه ای و نمادین را در غزلیات دیوان شمس مولانا ردیابی کند و نور تازه ای بر ابعاد ناشناخته ی هنر کلامی او بگستراند. از دید این رهیافت، دیوان شمس تجسم عالیترین نمونه ی نظریات کریستوا در حوزه ی زبان و روانکاویست چرا که از برآیند تلاقی و آمیزش دو امر نشانه ای و نمادین در زبان شعری غزلیات شمس، نابترین نمونه ی یکپارچکی و درهم تنیدگی این دو ساحت به نمایش گذاشته می شود و نوعی ژوئیسانس شعری پدیدار می شود. در این اثر مفاهیم و مضامین عرفانی و فلسفی عمیق در قالب و شکل به غایت موسیقایی و زیبایی شناختی ارائه شده اند.
بررسی محیط اقتصاد کلان بر ریسک اعتباری متقاضیان ضمانتنامه های اعتباری در صندوق ضمانت صادرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مالی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۱)
213 - 234
حوزههای تخصصی:
صندوق ضمانت صادرات ایران طی دهه اخیر حدود 8/15 میلیارد دلار از طریق صدور انواع ضمانتنامه و بیمه نامه، ریسک پذیرفته است که بیشترین مبلغ خسارت مربوط به ضمانتنامه های اعتباری صادره به نفع اعتبار دهندگان می باشد. لذا در این تحقیق سعی شده است تاثیر محیط اقتصاد کلان بر ریسک اعتباری متقاضیان ضمانتنامه های اعتباری صندوق ضمانت صادرات ایران شناسایی گردند. برای این منظور برای اولین بار داده های 2170 مورد اعتبار اعطایی این صندوق، جمع آوری شده است. همچنین با توجه به ماهیت متغیر وابسته یعنی احتمال تسویه اعتبار اعطا شده– که یک متغیر موهومی می باشد- از دو مدل اقتصادسنجی لوجیت و پروبیت برای برآورد مدل تجربی تحقیق استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، متغیرهای مهم اقتصاد کلان یعنی نرخ رشد اقتصادی کشور تاثیر مثبت و نرخ سود واقعی تاثیر منفی بر احتمال تسویه اعتبار دریافتی دارند. سایر نتایج تحقیق نشان می-دهد، تعداد پرسنل شاغل در شرکت وام گیرنده و نسبت جاری اثر مثبت و دوره گردش عملیات مالی اثر منفی بر احتمال تسویه اعتبار دریافتی دارد.
سوژه-ابژه میان تصویر و کلمه (بررسی غزلی از مولانا در پیوند با گزارش افلاکی از آن، بر پایه ی اسطوره و شمایل نگاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
17 - 34
افلاکی در مناقب العارفین ، گزارشی را از غزل «وه چه بی رنگ و بی نشان که منم» می آورد. این روایت، مواجهه ی سه قلمرو ادبیات، نقاشی و گزارش تاریخی را نشان می دهد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی مبتنی بر نظریه هایی درپیوند با اسطوره شناسی، شمایل نگاری و نقاشی این موضوع را بررسی و تحلیل می کند. هدف پژوهش، ترسیم نسبت این سه قلمرو (ادبیات، نقاشی و گزارش تاریخی) و سرانجام، چگونگی مواجهه و ترکیب گفتمان های شکل گرفته، در تعامل میان گزارش افلاکی و غزل مولوی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سه قلمرو ادبیات، نقاشی، گزارش تاریخی و تقابل های درون متن و برون متن، ساختار طرد و ترکیب حاکم است: تقابل های برون متن، مبتنی بر دو گفتمان است؛ یکی(گرجی خاتون) که به بازنمایی تصویر و شمایل نگاری باور دارد و دیگری (مولانا)که بازنمایی را ناممکن می داند و نیز تقابل های درون متنی که گذار به وضعیتی متمایز با تقابل ها را نشان می دهند. سرانجام، تقابل های برون متنی با استحاله ی شمایل به کلمه در گفتمان اول و شکل گیری انسان-سخن در گفتمان دوم و در پیوند با آن، تقابل های درون متنی نیز با شکل گیری زبان شطح گونه، به قلمرو مشترک بی زمانِ زبان، وارد می شوند؛ این ترکیب و همسانی، حاصل حذف و طرد تصویر، زمان و سخن(به مثابه ی پوست و جامه برای معنا)است.
تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعه ابن سینا: بررسی متون و سیاق آن
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
105 - 143
حوزههای تخصصی:
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه اش با عنوان «ابن سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه های اصلی فلسفی) در آثار ابن سینا، بر اساس روش شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعه ابن سینا (و حتی به روان شناسی و معرفت شناسی او) و به طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه مند هستند، تحقیقات پیشگامانه دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائه چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش های تخصصی تر در آینده هموار کرده و گنجینه ای ارزشمند را برای علاقه مندان به این حوزه گشوده است. به عنوان نشانه ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم های صاف و یال و دمی بلند)، صرف نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی که مفاهیم «موجود» و «شیء» به طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می شود.
نشانه شناسی «پرستو» در شعر معاصر فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
95 - 121
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی رویکردی علمی مبنی بر فهم دلالت های بنیادین نشانه ها است، این مفهوم را می توان ازجمله تئوری های برجسته علم منطق دانست. عمده توجّه نشانه شناسی مربوط به چیستی نشانه ها و عملکرد آن ها است. عدول از دلالت صریح و عرضه تصویری ضمنی از یک نشانه، بارزترین کارآیی نشانه شناسی می باشد. در این پژوهش سعی بر این است که نماد «پرستو» را در شعر برخی شاعران معاصر فارسی و عربی مورد بررسی قرار دهیم. در این بین نمونه هایی از اشعار معاصر شاعران برجسته عرب و ایرانی را به عنوان دامنه پژوهش برگزیده ایم. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با مورد توجّه قرار دادن نظریه نشانه شناسی، مطالعه ای میان دو حوزه شعر معاصر فارسی و عربی به شمار می آید و خواهان نمایان ساختن دلالت های معنایی ضمنی از نماد «پرستو» است. بدین منظور قصد داریم مدلول های به کار رفته در خصوص نماد پرستو را مطالعه و از وجوه مثبت و منفی این نشانه ها و عوامل شکل گیری آن ها در شعر شاعران معاصر فارسی و عربی پرده برداریم. از این رو محورهای پژوهش حاضر دلالت هایی مثبت و منفی از نماد پرستو را دربرمی گیرد. یافته های پژوهش نشان از بازتاب اساسی این پرنده در شعر شاعرانی است که تحت تأثیر فضای سیاسی، اجتماعی و دغدغه های شخصی به دنبال آرمان شهر خویش بوده اند و دلالت هایی چون آزادی، بازگشت به وطن، انسان دوستی و زایایی را به واسطه این نشانه بیان کرده اند. شاعران در پی استفاده از نماد پرستو بیش از آنکه منفی نگر باشند، نگرشی مثبت نسبت به موضوعات داشته اند و این مهم در سروده هایشان منعکس شده است.
The Role of Knowledge and Practice in Human Happiness from the Perspective of Sadr Al-Mota'allehin(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 116
حوزههای تخصصی:
Are opinion (as the product and perfection of theoretical reason) and practice (as the result and perfection of practical reason) involved in the ultimate happiness of humans? Why and how? According to a well-known perspective, Sadr Al-Mota'allehin regards the perfection of theoretical reason as the foundational structure of ultimate human happiness and the perfection of practical reason as a means of removing obstacles toward achieving theoretical reason's perfection, which constitutes ultimate happiness. Furthermore, he advances a related theory suggesting that ultimate happiness not only stems from the knowledge derived from theoretical reason but also requires detachment from material concerns—a practical virtue and outcome of practical reason. This detachment is an intrinsic affirmative act within the core structure of ultimate happiness. In this view, the perfection of theoretical reason (knowledge) is the principal element of ultimate happiness, while the perfection of practical reason (virtuous dispositions) forms its supporting framework. Finally, Sadr Al-Mota'allehin identifies the highest human ascent as annihilation, where theoretical and practical faculties unify and merge in the Divine Essence, culminating in ultimate happiness.
تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر گسترش فرهنگ مصرفی در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
14 - 27
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین گسترش نمودها و نشانه های فرهنگ مصرفی در کلان شهر تهران است. ساکنان کلان شهرها به طور مستمر و فزاینده در معرض هجوم ایماژها، نشانه ها و نمودهایی از فرهنگ مصرفیِ برآمده از نظام بازار هستند که وفور، تکثر و اثرات قوی آن، فردیت و خودآگاهی و قدرت انتخاب مصرف کنندگان را دایماً در معرض تهدید و تخریب قرار می دهد. این وضعیت اثرگذاری قاطعی بر عواطف، احساسات، سلایق، خلق و خوها و سبک های زندگی کنشگران دارد، طوری که گاهی می توان از شیوع سبک های زندگی مصرف گرا در میان ساکنان کلان شهر صحبت کرد که پیامدهای نظیر ناخرسندهای عاطفی، ملالت های روانی و فرسودگی های ذهنی را در پی دارد. میدان مطالعه پژوهش حاضر ساکنان کلان شهر تهران است. روش مورد استفاده، کمی و از نوع پیمایشی است که داده های آن با استفاده از پرسشنامه محقق ساز گردآوری شده است. شیوه نمونه گیری از نوع احتمالی است که بر مبنای آن 363 نفر موفق به تکمیل پرسشنامه شده اند. از آنجا که داده ها از توزیع و پراکندگی تقریباً نرمالی برخوردار بوده است، از روش های پارامتریک آماری استفاده شده است. یافته ها نشان دهنده آن است که بین فرهنگ مصرفی و متغیر های موردبررسی رابطه معنا داری وجود دارد. در بین عوامل زمینه ای بین متغیر های سن و درآمد و فرهنگ مصرفی ارتباط معناداری دیده شده است و فرضیه لوکس گرایی با 59درصد قوی ترین تبیین کننده و پیش بینی کننده فرهنگ مصرف گرایی بوده است. این امر را می توان معلول همان نظام بازار سرمایه داری و متنوع جامعه مدرن دانست. فرهنگ مصرفی به عنوان سازه ای اجتماعی با کمیت و کیفیت متفاوت در وضعیت های رفاهی گوناگون افراد، از نظام جهانی و ابعاد متفاوت آن تأثیر می پذیرد.
ضرورت و الزامات سیاست هماهنگ مالی و اعتباری برای رشد تولید
منبع:
امنیت اقتصادی دوره ۱۳ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۳۶)
85 - 94
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی اقتصاد ایران، فقدان هماهنگی میان سیاست های مالی و اعتباری نه تنها مانعی جدی در مسیر تحقق رشد پایدار تولید ملی شمرده می شود، بلکه تهدیدی ساختاری برای امنیت اقتصادی کشور نیز به شمار می رود. وابستگی به منابع ناپایدار مانند درآمدهای نفتی و استقراض از شبکه بانکی همراه با ناکارآمدی سیاست های اعتباری در تخصیص بهینه منابع به بخش های مولد، منجر به شکل گیری چرخه ای معیوب از کسری بودجه، افزایش نقدینگی و کاهش سرمایه گذاری و تولید شده است. همچنین، فشار بر شبکه بانکی در قالب تسهیلات تکلیفی و به دور از اهداف تولیدی موجب شده است تا سیاست های مالی نه تنها در هماهنگی با سیاست های اعتباری عمل نکنند، بلکه خود به عاملی در راستای تقویت بی ثباتی اقتصاد تبدیل شوند. در چنین شرایطی، تدوین و اجرای چارچوبی هماهنگ میان سیاست های مالی و اعتباری، ضرورتی راهبردی برای تقویت تاب آوری اقتصادی کشور و تحکیم بنیان های امنیت ملی تلقی می شود. تحقق این هدف مستلزم اقداماتی همچون هدایت اعتبار از طریق خطوط اعتباری هدفمند با اصلاح الگوی اجرا، تأمین مالی و مشارکت بانکی در طرح های عمرانی و کاهش کسری بودجه و اصلاح ساختار درآمدی دولت است. چنین تمهیداتی می تواند ضمن تسهیل مسیر رشد تولید، زمینه ساز تحکیم ثبات اقتصادی کشور نیز باشد.
بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی: عوامل مؤثر بر تمایل مصرف کنندگان در ارومیه، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
164 - 151
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد شتابان پلتفرم های دیجیتال و تغییر بنیادین روش های بازاریابی، بررسی میزان تمایل مصرف کنندگان به استفاده از بازارهای دیجیتال در بخش کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر تمایل مصرف کنندگان به استفاده از بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی در شهر ارومیه می پردازد. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته از ۳۸۵ پاسخ دهنده جمع آوری و با استفاده از مدل رگرسیون لوجیت تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که مفید بودن، سهولت استفاده، اعتماد، کیفیت اطلاعات و تأثیر اجتماعی به طور معنادار و مثبتی بر تمایل مصرف کنندگان تأثیر دارند. همچنین، عوامل جمعیت شناختی نظیر سن (با اثر منفی)، سطح تحصیلات و درآمد (هر دو با اثر مثبت) نقش مهمی ایفا می کنند. تجربه قبلی خرید آنلاین یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تمایل می باشد و حساسیت به قیمت تأثیر منفی نسبتاً معناداری دارد. این مطالعه با ارائه شواهد تجربی از یک کشور در حال توسعه و مدل جامعی برای درک رفتار مصرف کننده در بازاریابی دیجیتال کشاورزی، به ادبیات موجود کمک می کند. از جمله پیامدهای این مطالعه برای بازاریابان می توان به طراحی پلتفرم های کاربرپسند، اولویت دادن به سازوکارهای ایجاد اعتماد و تدوین راهبردهای متناسب با ویژگی های جمعیت شناختی مختلف اشاره کرد.
کهن ترین هنر قطاعی در موزه قرآن آستان قدس رضوی از دوره سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
193 - 213
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تحلیل کهن ترین هنر قطاعی به کار رفته در نسخه ها و مصاحف خطی موجود در موزه قرآن آستان قدس رضوی است.
روش پژوهش: این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و به روش توصیفی و تحلیلی با نمونه گیری هدفمند انجام گرفته است. با توجه به عدم دسترسی به اصل منابع، ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است و چک لیستی از اطلاعات نسخه شناسی دو سری جزوات که نمونه های آن ها به شماره4240 و 82 موجود در موزه قرآن است، تهیه شده و سپس اطلاعات از طریق جداول مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که تمام ارکان نسخه شناسی مصاحف از جمله کتابت و تذهیب آن ها توسط خاندان هبه الله الحسینی یا زیر نظر ایشان انجام گرفته است. با تطبیق ارکان نسخه شناسی این جزوات مشخص شد که تمام جزوات به یک شیوه کتاب آرایی شده اند؛ بنابراین، هر دو جزوه 4240 و 82 در یک دوره کتابت و تذهیب شده اند. یافته ها، نشان دادند که در اوراق هنر قطاعی دو الگو، یکی حفاظتی در جزوه 4240 و دوم الگوی حفاظتی و تزئینی در جزوه 82 به کار رفته است.
نتیجه گیری: یافته های به دست آمده از بررسی نسخه شناسی مصاحف نشان داد که هنر قطاعی این آثار توسط خاندان هبه الله الحسینی انجام گرفته است و به نوعی هنرمند یا استادی که هنر قطاعی را انجام داده، در کانون کتابت ایشان به فعالیت می پرداخته است. از نتایج دیگر این پژوهش شناخت کهن ترین هنر قطاعی مربوط به دوره سلجوقی است که به صورت ساده یا طرح های گره بندی هندسی انجام گرفته است. الگوهای به دست آمده نشان داد که هنر قطاعی در مصاحف دیگری از دوره سلجوقی به کار رفته است و از این طریق محل کتابت آن ها را می توان شناسایی کرد. در نهایت، مشخص شد که این هنر در دوره سلجوقی بروز فراوانی داشته و می توان قدمت این هنر را مربوط به این دوره معرفی کرد.
L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.









