مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۲۱ تا ۲٬۸۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
گچبری های خانه شفایی آمل از نمونه های برجسته معماری دوره قاجار در مازندران است که لایه های نمادینی فراتر از زیبایی ظاهری را در بر دارد. این تزیینات نه تنها جلوه ای از هنر و زیبایی شناسی آن دوره است، بلکه در پیوند با نشانه ها و نمادهایی از دنیای باطنی و باورهای مردم مازندران است. این پژوهش در تلاش است تا به پرسش های ذیل پاسخ دهد: چه ارتباطی میان نقش مایه پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و باورهای عامیانه مازندران وجود دارد؟ نمادهای پرنده حاوی چه مفاهیمی است و نقش آن در زندگی روزمره مردم چیست؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با بهره گیری از تجزیه و تحلیل کیفی به بررسی نمادشناسی نقش مایه پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و ارتباط آن با باورهای عامیانه مازندران می پردازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تحلیل دقیق نمادشناسی پرندگان در گچبری های خانه شفایی آمل و موقعیت مکانی و ترکیب بندی متنوع پرندگان در گچبری ها، نشانگر اهمیت جایگاه پرندگان در باورهای عامیانه مردم مازندران است که فراتر از موجودات طبیعی، حامل پیام ها و نمادهای عمیقی هستند و به ابعاد مختلف زندگی انسان از جمله طبیعت، روحانیت و ارتباط با جهان ماوراء اشاره دارند. این پژوهش نه تنها به غنای دانش در حوزه هنر و معماری ایرانی اسلامی می افزاید بلکه به درک و شناخت بهتر از باورهای عامیانه و فرهنگ مردم مازندران نیز کمک می کند.
نقش روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی کاربر با شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای: مطالعه موردی باران شدید
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 244
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارکرد روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی میان کاربر و شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای می پردازد. هدف پژوهش، تبیین این نکته است که چگونه انتخاب های فردی و عاملیت کاربر در پیشبرد داستان می تواند منجر به شکل گیری پیوندهای عاطفی قوی و ماندگار با شخصیت های بازی شود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با استفاده از روش تحلیلی تفسیری و از طریق مطالعه موردی بازی رایانه ای باران شدید انجام شده است. داده های پژوهش از طریق تجربه مستقیم بازی، ثبت تصمیمات کاربر و مشاهده واکنش های احساسی شخصیت ها گردآوری شده و با استناد به منابع نظری مرتبط با روایت تعاملی بازی ها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ساختار غیرخطی روایت و سیستم انتخاب های اخلاقی موجود در باران شدید ، به کاربر این امکان را می دهد تا به طور مستقیم در شکل گیری داستان دخیل شود و با هر تصمیم خود، تأثیر عاطفی قابل توجهی در روابط میان شخصیت های داستانی ایجاد کند. به عنوان مثال، انتخاب های اخلاقی پیچیده ای نظیر نجات یا فدا کردن یک شخصیت، باعث بروز احساساتی مانند گناه، همدلی، پشیمانی یا حتی شادی در کاربر می شود. همچنین، تعامل فیزیکی و خاص با دسته های بازی نیز حس حضور واقعی کاربر در داستان را تقویت کرده و تجربه ای عمیق و شخصی از بازی رایانه ای فراهم می آورد. این مطالعه نشان می دهد که روایت های تعاملی، با فراهم کردن بستری برای درگیر شدن فعال کاربر در روند داستان، می توانند تجربه بازی را از یک سرگرمی ساده به یک تجربه احساسی عمیق تبدیل کنند. یافته ها تأکید دارند که عاملیت کاربر در انتخاب های داستانی، نه تنها مسیر روایت را تغییر می دهد، بلکه زمینه ساز شکل گیری پیوندهای عاطفی ماندگار با شخصیت های بازی می شود؛ امری که درنهایت به توسعه تجربه زیسته کاربر در بستر بازی های رایانه ای منجر می شود.
راهکارهای مصون سازی مخازن مایع در برابر تهدیدات انفجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
41 - 62
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تهدیدات انفجاری به عنوان یکی از چالش های مهم در حفاظت از مخازن مایع زنجیره تأمین انرژی، موردبررسی قرار گرفته است. مخازن مایع به دلیل آسیب پذیری بالا در برابر تهدیدات انفجاری، در صورت عدم حفاظت مؤثر، می توانند منشأ اثرات زنجیره ای و خسارات گسترده در زنجیره تأمین انرژی باشند. این پژوهش با رویکردی آمیخته از روش های کمی و کیفی، به ارائه نقشه راهی برای مصون سازی مخازن مایع در برابر این تهدیدات می پردازد. نتایج نشان می دهد که توجه به اصول تاب آوری نظیر جذب، آمادگی، سازگاری و بازیابی و همچنین الگوهای تاب آوری زنجیره تأمین از جمله آموزش و توانمندسازی کارکنان، افزایش ظرفیت ذخیره سازی و مراکز توزیع، سرمایه گذاری در زیرساخت های مقاوم، پراکنده سازی زنجیره تأمین و توزیع مراکز، بهره گیری از روش های متنوع حمل ونقل و تدوین برنامه های پاسخ اضطراری و دستورالعمل ها، نقشی مؤثر در کاهش آسیب ها و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین انرژی دارد و چهارچوب علمی جامعی برای مصون سازی مخازن ارائه می کند. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش در سه قسمت طبقه بندی شده اند: مقاوم سازی مکان استقرار مخازن، مقاوم سازی سازه مخازن و راهبردهای مقابله و بازیابی از حوادث انفجاری. به عنوان نمونه، پراکنده سازی مخازن، مکان یابی، استفاده از سخت کننده های دیواره، دیوارهای محافظ و تدوین دستورالعمل های مدیریت بحران از جمله راهکارهای کلیدی پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند. در این مطالعه، روش های مدل سازی ریاضی نظیر لاگرانژی دلخواه-اویلری (ALE)، اویلری و هیدرودینامیک ذرات نرم (SPH) به عنوان ابزارهایی برای شبیه سازی انفجار و به کارگیری نقشه راه پیشنهادشده اند. نقشه راه پیشنهادی به مهندسان این امکان را می دهد تا با حرکت در مسیر آن مصون سازی مخازن مایع را به ارمغان آورند.
شناسایی عوامل مؤثر بر دولت همراه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
309 - 348
هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر دولت همراه از طریق رویکرد فراترکیب است. رویکرد پژوهش، کیفی است و از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. به این ترتیب که با مراجعه به همه منابع مرتبط با حکمرانی هوشمند و عوامل ضروری وابسته به آن، مشتمل بر 1354 مقاله، کتاب و پایان نامه از منابع معتبر داخلی و خارجی منتشر شده از پایگاه اطلاعات علمی در بازه زمانی 1401-1390 خورشیدی و 2010 تا 2022 میلادی صورت گرفته است. سپس با در نظر گرفتن میزان ارتباط با موضوع پژوهش، منابع اولیه غربال و تعداد 118 منبع انتخاب و کدگذاری روی مفاهیم مستخرج از آنها انجام شد. درمجموع، براساس نتایج مرور نظام مند و رویکرد فراترکیب، مدل پژوهش در قالب پنج بُعد یا کد انتخابی عوامل اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی، سیاسی و فرهنگی و ۱۰ کد محوری شامل خدمات الکترونیک، مشارکت الکترونیک، بهره وری، سیاستگذاری و خط مشی، سرمایه انسانی، توانمندسازی کارکنان، قانونگذاری، زیرساخت ها، پشتیبانی و حمایت و آموزش به دست آمد. به منظور سنجش پایایی و کنترل کیفیت، از روش کاپا استفاده شده است. مقدار شاخص کاپا برای عوامل دولت همراه در سطح توافق عالی قرار گرفت. نتایج این پژوهش براساس نظریات مدیریت دولتی به سمت افزایش شفافیت فعالیت های دولتی و نیز پاسخگویی بیشتر دولت مردان پیش رفت. چنانچه بتوان با پیاده سازی دولت همراه، جریان اطلاعات سریع تر به شهروندان برقرار شود و با چابکی و از میان برداشتن مرزهای زمانی و مکانی، خدمات مورد نیاز ایشان عرضه شود؛به طوری که ارائه خدمات دولتی بر بستر دولت همراه می تواند به یکپارچگی بین سازمان های دولتی و نتیجه برد-برد برای دولت و شهروندان منجر شود.
تحلیل عاملیت و ساختار در بستر مجازی؛ پاییدن آزارگون مجازی از منظر تئوری کنش موقعیت مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پاییدن آزارگون مجازی که با استفاده نادرست از فناوری های ارتباطی برای مزاحمت، تهدید یا نظارت آزاردهنده بر سایر کاربران بازنمایی می شود، یکی از اشکال نوپدید رفتارهای مخرب در شبکه های اجتماعی است. هدف اصلی این مقاله شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بازدارندگی ادراکی و بستر اخلاقی بر وقوع پاییدن آزارگون مجازی در دوگانه عاملیت و ساختار است. روش مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران می باشند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 304 نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزارهای این مقاله عبارت اند از: مقیاس های پاییدن آزارگون مجازی، ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS نسخه 4 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که هر دو سازه تمایلات کجروانه (ضریب بتا: 41/0) و بستر جرم زا (ضریب بتا: 37/0) تأثیر معناداری بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی دارند. به طور مشابه، مسیر تعدیل گر تمایلات کجروانه × بستر جرم زا بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی (ضریب بتا: 17/0) نیز معنادار است. یافته ها نشان دهنده اهمیت هم زمان عاملیت، ارزش های اخلاقی و خودکنترلی، ساختار، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی در بروز پاییدن آزارگون مجازی است. بر این اساس، طراحی مداخلات آموزشی و فرهنگی با هدف ارتقای ارزش های اخلاقی و تقویت خودکنترلی در میان دانشجویان ضروری به نظر می رسد. همچنین، بازنگری در سیاست های نظارتی و آموزشی برای ایجاد بستری سالم تر در فضای مجازی توصیه می شود.
راهنمای گام به گام مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست نامه علم و فناوری دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها نقش مهمی در توسعه نظریه ها و کاربردهای عملی مدیریت ایفا می کنند، اما کیفیت و اثربخشی آن ها به فرآیند نمونه گیری دقیق و جامع از منابع بستگی دارد. بسیاری از مطالعات مدیریتی منتشرشده نتوانسته اند استانداردهای لازم را رعایت کنند که این امر ناشی از ضعف دستورالعمل های فعلی در زمینه نمونه گیری است. در پاسخ به این چالش، این مطالعه راهنمایی گام به گام و جامع برای نمونه گیری منابع در مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها ارائه می دهد که بر اساس معتبرترین استانداردهای بین المللی مانند راهنمای کوکران، چارچوب PRISMA و بیانیه TARCiS طراحی شده است. این راهنما در چهار مرحله تدوین شده و با ارائه توصیه های روش شناختی کاربردی، شفافیت فرآیند نمونه گیری را افزایش می دهد. هدف آن ارتقای کیفیت مرورهای نظام مند در حوزه مدیریت است، اما قابلیت تعمیم به سایر رشته های علوم اجتماعی نیز دارد.
Dashboard‑Driven Machine Learning Analytics and Conceptual LLM Simulations for IIoT Education in Smart Steel Manufacturing(مقاله علمی وزارت علوم)
Through advanced analytical models such as machine learning (ML) and, conceptually, Large Language Models (LLMs), this study explores how Industrial Internet of Things (IIoT) applications can transform educational experiences in the context of smart steel production. To mitigate the shortage of authentic industrial datasets for research, we developed an industry-validated IIoT educational dataset drawn from three months of operational records at a steel plant and enriched with domain-specific annotations—most notably distinct operational phases. Building on this foundation, we propose an IIoT framework for intelligent steel manufacturing that merges ML-driven predictive analytics (employing Lasso regression to optimize energy use) with LLM-based contextualization of data streams within IIoT environments. At its core, this architecture delivers real-time process monitoring alongside adaptive learning modules, effectively simulating the dynamics of a smart factory. By promoting human–machine collaboration and mirroring quality-control workflows, the framework bridges the divide between theoretical instruction and hands-on industrial practice. A key feature is an interactive decision-support dashboard: this interface presents ML model outcomes and elucidates IIoT measurements—such as metallization levels and H 2 /CO ratios—through dynamic visualizations and scenario-based simulations that invite risk-free exploration of energy-optimization strategies. Such tools empower learners to grasp the intricate multivariate dependencies that govern steel manufacturing processes. Our implementation of the Lasso regression model resulted in a 9% reduction in energy consumption and stabilization of metallization levels. Overall, these findings underscore how embedding advanced analytics within IIoT education can cultivate a more engaging, practice-oriented learning environment that aligns closely with real-world industrial operations.
Explainable Diabetes Prediction via Hybrid Data Preprocessing and Ensemble Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
Accurate and early prediction of diabetes is crucial for initiating prompt treatment and minimizing the risk of long-term health issues. This study introduces a comprehensive machine learning model aimed at improving diabetes prediction by leveraging two clinical datasets: the PIMA Indians Diabetes Dataset and the Early-Stage Diabetes Dataset. The pipeline tackles common challenges in medical data, such as missing values, class imbalance, and feature relevance, through a series of advanced preprocessing steps, including class-specific imputation, engineered feature construction, and SMOTETomek resampling. To identify the most informative predictors, a hybrid feature selection strategy is employed, integrating recursive elimination, Random Forest-based importance, and gradient boosting. Model training uses Random Forest and Gradient Boosting classifiers, which are fine-tuned and combined through weighted ensemble averaging to boost predictive performance. The resulting model achieves 93.33% accuracy on the PIMA dataset and 98.44% accuracy on the Early-Stage dataset, outperforming previously reported approaches. To enhance transparency and clinical applicability, both local (LIME) and global (SHAP) explainability methods are applied, highlighting clinically relevant features. Furthermore, probability calibration is performed to ensure that predicted risk scores align with true outcome frequencies, increasing trust in the model’s use for clinical decision support. Overall, the proposed model offers a robust, interpretable, and clinically reliable solution for early-stage diabetes prediction.
ظرفیت های پرسش انکاری برای اثرگذاری بر مخاطب در امثال و حکم دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
53 - 72
حوزههای تخصصی:
پرسش انکاری نوعی پرسش بلاغی است که در زبان و ادبیات کاربرد فراوان دارد و سخنوران به مقتضای حال، برای اقناع مخاطب از آن استفاده می کنند. کاربرد پرسش انکاری در کتاب امثال وحکم دهخدا نیز چشمگیر است، به طوری که بیشترین درصد پرسش های بلاغی در این کتاب از نوع انکاری است و افزون بر این، پرسش های انکاری در مقایسه با دیگر پرسش های بلاغی ویژگی های خاصی دارد. با توجه به این دو نکته، این تحقیق درصدد پاسخ به این سؤال است: پرسش های انکاری برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، با کدام شیوه های بیانی و معنایی تقویت شده است؟ این تحقیق از نوع کتابخانه ای است که با شیوه توصیفی و تحلیلی ارائه می شود و برای تحلیل یافته های پژوهش از مبانی علم بیان و معانی و همچنین در مواقعی از مبادی علم منطق استفاده خواهد شد؛ زیرا چنان که شواهد استخراج شده از کتاب امثا ل وحکم نشان می دهد، پرسش های انکاری قدرت تأثیر کافی برای تأکید جمله انکاری را دارد؛ بدین دلیل که پرسش های انکاری، با امکانات بیانی ازجمله تمثیل، تلمیح و مذهب کلامی همراه شده است و از سوی دیگر، محتوای برخی پرسش های انکاری در امثال وحکم از نوع مواد قیاس به ویژه مقبولات، متواترات و مشهورات است و به همین دلیل قدرت اقناع کنندگی خاصی دارد.
ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
مطالعه موردی انطباق ترانه های قدیمی با ممیزی های فعلی کلامِ آثار موسیقایی در حقوق ایران
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
127 - 153
حوزههای تخصصی:
حقوق اداری ایران برای مواجهه با محصولات فرهنگی و هنری، همواره بر پایه نظام صدور مجوز بوده است. لذا اساساً محصولات فرهنگی و هنری تولید شده بدون مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و زیرمجموعه های آن را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه آن را جرم هم تلقی می کند. تولید آثار موسیقایی باکلام هم از این قاعده، مستثنی نیست. با این تبصره که برای بررسی و مجوزدهی ترانه های آثار، قانون خاصی وجود ندارد و مقرره ای محل تامل به تاریخ 3/6/1400 مصوب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ملاک است. اما سلیقه هیأت تصمیم گیر نیز، نقش پررنگی در فرایند صدور مجوز دارد. این پژوهش ضمن استخراج و گروه بندی ملاک های ممیزی کلام در آثار موسیقایی از میان رویه های موجود در کنار آیین نامه یادشده، به تطبیق و تحلیل کارهای اجرا شده توسط یکی از خواننده های موسیقی پاپ ایرانی در دهه 1350 تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته تا مشخص شود چه میزان از این آثار با معیارهای امروزین ممیزی جهت دریافت مجوز، تطابق دارد. در این مقاله، 47 اثر خواننده که در سال های 1350 تا 1357 اجرا شده اند، با نگاه سنجه های ممیزی وزارت فرهنگ و رویکردی سخت گیرانه، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد نیمی از ترانه ها اساساً هیچ مشکلی با توجه به معیارهای امروز ممیزی نداشته و قابلیت اخذ مجوز دارند. بنابراین اگر پای عوامل فراحقوقی در میان نباشد و صرف آثار و کلام، مطمح نظر باشد، در بسیاری از موارد، منعی برای دریافت مجوز ندارد و برای بعضی آثار هم با اعمال اصلاحاتی مختصر، می توان مجوز گرفت.
تسلیم کالا جهت معامله آتی و ضمان آن از منظر فقه امامیه و حقوق موضوعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و حقوق خصوصی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
24 - 48
حوزههای تخصصی:
هنگامی که کالایی جهت معامله آتی از سوی مالک به طرف مقابل تسلیم می شود، رابطه طرفین می تواند در قالب عقد، ایقاع یا اذن صرف باشد. بنابراین ماهیت این رابطه بستگی به نیّت طرفین داشته و منعی از لحاظ شرع نسبت به آن وجود ندارد. این فعل در هر صورت آثاری دارد که مشخص شدن این آثار در تعیین نوع روابط معامله کنندگان و دادرسی بین آنان ضروری است. از جمله این آثار ضمان نقص و تلف کالاست که از نظر برخی فقها و حقوق دانان بر عهده مالک و از نظر برخی دیگر برعهده گیرنده می باشد. اما از آنجا که مالک با رضایت و اذن خود کالا را به طرف مقابل تسلیم می کند، بعید است بتوان گیرنده را ضامن دانست، مگر در فرض تفریط یا تعدی. در نتیجه، ضمان کالا در صورت نقص یا تلف بر عهده مالک است. در تحقیق حاضر با ارزیابی آرای مختلفی که در باب ماهیت و آثار نهاد مذکور وجود دارد، می توان آنها را به عنوان نظر واحد برگزید. در این صورت مشکلات احتمالی تجار در این حوزه برطرف شده و زمینه برای دادرسی نسبت به آن هموار خواهد شد.
Cloud-Native Architectures: Transforming Enterprise IT Operations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
259 - 286
حوزههای تخصصی:
Background: The cloud-native architectures have reinvented the original strategies of the companies’ IT infrastructure approach and became popular due to the concepts of modularity, scalability, and resilience. These architectures respond to the shortcomings of the monolithic architectures to meet the new business challenges and workloads, including embracing innovation technologies like Artificial Intelligence and big data processing solutions. Objective: This study was designed with the objective of assessing the performance and business viability of cloud-native systems, based on critical indicators such as availability, resilience to failure, resource use, and compatibility with innovative technologies. The objective was to define the barriers and possibilities for improving cloud native architectures in various enterprises. Methods: A cross-sectional research, consideration, experiment test and case study and performance analysis. Response time, CPU and memory consumption and recovery time were compared across the range of throughput from 1000 to 12000 requests per second. To enhance the interpretational framework, key usage scenarios in the three sectors of healthcare, retail and finance were collected and compared with the results. Results: Cloud-native systems proved to provide high availability rates (> 99.9%), resource scalability, and component resource efficiency. With the use of AI in combination with big data analytics, improvement in performance was realized. But some of the problems that were seen include vendor lock, integration issues, and fluctuating peak load issues. Conclusion: All identified improvements signify the potential of cloud-native architectures for improving enterprise IT functioning. It is thus possible to continue perfecting the identified challenges to enhance their effectiveness, optimal for the current dynamic digital environment.
The Role of Edge Computing in Enhancing IoT Performance in 2025(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
525 - 549
حوزههای تخصصی:
Background: The growth of the number of connected devices and the extent of Internet of Things (IoT) integration has led to new and emerging needs such as the management of big data, real-time reaction, efficient bandwidth utilization, and security considerations. Due to the intrinsic latency, network load and argue of scalability, standard cloud computing models do not suffice these requirements. In response to this, edge computing the function of analyzing data closer to its source hence leading to performance gains. Objective: This article explores the impact of incorporating edge computing in the optimization of IoT systems specifically in aspects like latency minimization, bandwidth utilization, security, processing capability, flexibility in expansion, and data reliability. Methods: A combined computational model was used to mimic edge and cloud platforms. Performance metrics were evaluated under three primary IoT scenarios: traffic management of smart cities, industrial applications, and health care management applications. Regression models and confidence intervals also provided general support to the findings. Results: The findings showed edge computing to be a more effective substitute for cloud-based systems; proving that latency can be reduced by 82%, and data bandwidth by 65-68%. Perennial threats including interception of data were cut by 50-66% while processing was done at 73% higher efficiency. Other criteria such as scalability and data consistency also pointed out the application of edge computing for resilience in more extensive IoT environment. Conclusion: Essentially, edge computing helps overcome limitations of cloud-based IoT systems, and is therefore imperative to real-time, secure, and scalable IoT. Future work should consider the integration of hybrid edge-cloud models, self-healing schemes, and more robust rigorous security solutions in order to fine-tune its applicability.
The Role of UAVs in Enhancing Network Resilience During Natural Disasters(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
933 - 966
حوزههای تخصصی:
Background: Failures of communication usually occur during natural disasters, therefore signaling the importance of flexible networks. Unmanned Aerial Vehicles (UAVs) are anticipated to solve this problem by acting as on-the-move networks in the disaster-stricken regions. However, barriers that include challenges in UAV control coordination, resources allocation as well as security of the data being drawn are still pushing the technology backward. Objective: The article seeks to design and analyze enhanced heuristics for employing UAVs in disaster communications to enhance performance, availability, and security. Methods: Both primary, semi-structured interview and survey and post-disaster reports as well as secondary, computational analysis based on MATLAB and NS - 3 simulations were used as the data collection technique. Five algorithms: Multi-UAV Coordination, Dynamic Resource Allocation with Security, Hybrid Communication Framework, AI-Driven Path Optimization, Privacy-Preserving Data Sharing were implemented and incorporated. Theoretical models built on the basis of multi- objective optimization and the theory of games confirmed work ability to scale. Results: The introduced algorithms increased coverage by 75%, decreased latency by 27 percent, and also introduced 30 percent energy efficiency. Average privacy compliance levels floated above 90%, and an advanced resource allocation model achieved equal distribution. All these enhancements were affirmed in urban, rural and mountainous regions further proving versatility and stability. Conclusion: The article proposes a framework for UAV-enabled disaster communication system that can incorporate advanced algorithm and theoretical models to overcome the coordination challenge while ensuring the efficiency and security of the system. The presented results can be considered to be the reliable base for the UAVs usage in disaster situations.
Drone-Assisted Network Maintenance as a Revolutionizing Telecom Infrastructure(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1309 - 1339
حوزههای تخصصی:
Background: Telecommunication infrastructure requires regular maintenance and upkeep for its networks’ matrices, but existing approaches have been associated with issues such as time consumption and concern costs, as well as safety hazards. Newer developments in drone technology present progressive opportunity through the improvement of current maintenance processes by means of automation, predictability, and real time computation. Objective: The article seeks to assess whether the use of drone in telecommunication maintenance enhances the operational productivity through increasing the efficiency, reducing cost, safety, environmental and scalability and in different terrains. Methods: The methods followed included the conduct of experimental surveys with drone operations in five different telecommunication settings. These areas of interest were inspection efficiency, the accuracy of condition-based maintenance, signal received signal power, delay reduction through edge computing, and energy consumption. Sophisticated numerical computations, like Kalman filters and various frameworks of edge computing, were used in this context to draw analytical insights on the collected data. Results: The methods that used drones lowered the time needed for inspections by ¾ and cut the expenses by 49.3% and increased safety and quality of the coverage. Predictive maintenance was found to have achieved 89.7% accuracy with the system response time being 246ms at different site. The results of energy consumption model depicted the errors under 2% confirming this approach’s suitability for operational planning. Conclusion: By evaluating the applicability of drones in telecoms maintenance, the paper shows that the notion of drones in this context is promising both now and in the future. These results signal existing and potential applications of drones is to incorporate drone technology into infrastructural management solutions to address emerging needs in the industry.
مقام «هورقلیا» یا «پختگی معنوی» در حکمت اشراقی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 77
حوزههای تخصصی:
شیخ شهاب الدین سهروردی در آثار خود از اصطلاح «هورقلیا» استفاده کرده است که در مورد معنای آن میان محققان اختلاف نظر وجود دارد. در پژوهش های مختلف ریشه این واژه را فارسی (پهلوی)، یونانی، سریانی و یا عبری دانسته اند. این واژه در مکتب کلامی شیخیه نیز به کار رفته است و به نظر می رسد کاربرد خاص آن در مکتب شیخیه به غلط بر معنای آن در مکتب اشراقی سهروردی تاثیر گذاشته است. در این مقاله ضمن معرفی و بررسی معانی نُه گانه ای که تاکنون در مورد این واژه پیشنهاد شده است، معنای جدیدی برای آن پیشنهاد شده است. بر این اساس جزء اول این واژه از «هور» به معنای خورشید تشکیل شده است. «قَلیا» در جزء دوم آن اصطلاحی در طب و طبیعیات قدیم به معنای بریان کردن و تفت دادن است و «هور قلیا» در مجموع در لغت به معنای «پختگی توسط خورشید» است. این اصطلاح در نظام حکمت سهروردی، مقامی معنوی برای سالکینی است که به پختگیِ معنوی توسط خورشید حقیقت دست یافته اند و بدین ترتیب قادر به انجام اموری خارق العاده شده اند. این مقام پیش از خرّه کیانی است و به سالکان متوسط در میانه راه سلوک اختصاص دارد. در این مقاله به کمک عباراتی از رساله المشارع و المطارحات سهروردی، معنای اصطلاحی این واژه تشریح شده است.
تحلیلی نو از خیال و نقش آن در شکل گیری عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 152
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساحت عواطف انسانی از موضوعات مهم و کاربردی است و هدف ما از این پژوهش، ارائه تصویری از نحوه پیدایش و مدیریتِ عواطف توسط ساحت خیالی انسان است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی، به این نتیجه رسیدیم که ملاصدرا خیال را از یک قوه ادراکیِ منفعل، به یک مرتبه وجودی تحول داده که فعال و دارای قدرتِ آفرینندگیِ صور است و نه یک قوه بلکه یک ساحتِ وجود انسانی است که هم صورتگری میکند، هم معانی را می فهمد، هم صور و معانی را ذخیره و انبار و حفظ میکند، هم در آنها یا به مدد عقل و یا مستقلا تصرف میکند. بر اساس قاعده «النفس کل القوی»، ساحت خیال در مرتبه خود به ایجاد، تدبیر و مدیریت عواطف انسانی نیز می پردازد و به ترکیب و تجمیعِ مبادی ادراکی و گرایشی عواطف پرداخته، عاطفه های فرد را با تلفیق باورها و گرایشها شکل می دهد. عواطف در این نگرش، تلفیقی هنرمندانه از ادراکات و گرایشهای موجود در نفس آدمی هستند که مبتنی بر درجه وجودی نفس آدمی و مرتبه ساحت خیالیِ ساخته شده، زیست بوم های انسانی را شکل میدهند. عواطف انسانی، هم ماهیت شناختی و هم ماهیت گرایشی دارند و ساحتِ خیالی انسان، میتواند با مدیریت این دو ساحت، عواطف را شکل دهد. در خوانشِ صدرایی، ساحتِ خیالی قادر است سه کارِ قوای ادارکی یعنی ادراک، حفظ و نگهداری، و تصرف را بعلاوه ابداع و ترکیب فعالانه صور و معانی انجام دهد و کارکرد سه قوه واهمه، متخیله، متصرفه در خوانش مشائی را ایفاء کند.
ناسازگاری نظریه های اشیای داستانی در فلسفه تحلیلی معاصر با نظریه های اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
161 - 183
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، ادبیات گسترده ای در خصوص هستی شناسی اشیای داستانی شکل گرفته است. این هستی شناسی ها ذیل رویکردهای رئالیستی تا ضدرئالیستی مختلفی قابل رده بندی هستند. فیلسوفان درگیر این ادبیات، به رغم اختلافات بنیادین، در این امر توافق دارند که آنچه درباره متافیزیک و هستی شناسی هویات داستانی می گویند قابل بسط به هویات اساطیری نیز است. اما اگر مشخصات هویات اساطیری را، بر مبنای اسطوره شناسی های سده اخیر، مد نظر قرار دهیم، دیده می شود که این هویات در جهان واقعی کارکرد دارند، جنبه ای ناخودآگاه و جمعی دارند، و نهایتاً در تحقق بخش های متفاوت می توانند تحقق بیابند. این مشخصات الزاماتی را برای یک هستی شناسی قابل بسط به هویات اساطیری ایجاد می کند. اعمال این الزامات بر هستی شناسی های اشیای داستانی روشن می کند که این هستی شناسی ها را نمی توان به نحو مناسبی به هویات اساطیری بسط داد. بنابراین هستی شناسی های اشیای اساطیری، مجزا از هستی شناسی های داستانی، باید ادبیات بحث خود را مبتنی بر تتبعات اسطوره شناسانه و متکی بر ابزارهای تحلیلی خلق کنند.









