۱.
بسیاری از آموزه های قرآن به اقامه جامعه ای توحیدی اختصاص دارد و آفرینش را در تکوین و تشریع تحت قیمومت خدای یگانه می داند؛ در حقیقت قرآن قیم جامعه و هادی آن به بااستقامت ترین سنن است؛ زیرا آموزه های تربیتی، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى آن، خالى از ابهام، خرافات و افراط و تفریط و برخوردار از ویژگی همسویی ظاهر و باطن، عقیده و عمل و هماهنگی با کل آفرینش است. با این همه نوع رویارویی جوامع اسلامی با قرآن، دستیابی به ثواب و پاداش الهی و بهره گیری عملی حداقلی است و اقامه جامعه توحیدی را با مشکل روبرو ساخته است. می توان یکی از مسائل مهم امروز جوامع اسلامی را اهتمام ندادن به اقامه قرآن به معنای ضعف التزام به بینش ها، گرایش ها و کنش های قرآنی دانست. این مقاله با روش کتابخانه ای و تحلیلی و با هدف تمهیدگری برای تحقق مرجعیت قرآن، پس از بیان مفاهیم، دلایل و اهداف اقامه قرآن، قلمروی آن را تبیین کرده، به این نتیجه رسیده است که جامعه اسلامی مکلف به اقامه قرآن با همه تشریعات و دستورهای آن با هدف تحقق هویت اسلامی است. همچنین فلسفه اقامه قرآن در هدایت تشریعی بشر همسویی با فلسفه آفرینش هستی، رشد و تکامل انسان است و قلمروی اقامه قرآن کریم تابعی از قلمروی مأموریت آن است؛ به این معنا که بیان امور دینی و ارزش های اخروی به معنای اختصاص هدایتگری قرآن به آن ارزش ها نیست، بلکه سامان دادن به فرهنگ، اقتصاد، سیاست و قضاوت جامعه بر اساس عدالت از حوزه های هدایتی قرآن کریم است.
۲.
این پژوهش در پی روشی برای افزایش تأثیر پیام بر مخاطب و در نتیجه تغییر رفتار اوست. گرایش ها و تمایلاتی در انسان وجود دارد که هرکدام انسان را به رفتاری مناسب با خود سوق می دهد؛ مثلاً میل به اکتشاف و کسب علم، او را به فراگیری بیشتر فرا می خواند؛ اما راحت طلبی یا گرایش به ثروت اندوزی او را به رفتار دیگری می کشاند که از علم آموزی باز می دارد؛ بنابراین بسیاری از آیات و روایات و به طورکلی پیام هایی که با هدف اصلاح رفتار بیان می شوند، چه بسا مخاطب آن را مخالف تمایلات و گرایش های درونی خود به حساب آورد؛ ازاین رو آن را نپذیرد. این پژوهش در پی یافتن روشی است که مخاطب چنین پیام هایی را موافق تمایلات خود به حساب آورد و در نتیجه انگیزه انجام آن رفتار را در او ایجاد و یا تقویت کند. به کارگیری این روش به مبلِّغان، گویندگان و نویسندگان و همه مربیان کمک می کند تا پیام های خود را با شناخت گرایش های انسان، با شیوه ای که برای مخاطب جذاب تر و مؤثرتر باشد، بیان کنند. این نوشتار با رویکرد توصیفی- تحلیلی، با بررسی آیات قرآن و روایات، روش های تأثیرگذاری بر مخاطب و تغییر رفتار او را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد: «هماهنگ کردن پیام با حب ذات» بهترین شیوه تغییر گرایش و در نتیجه تغییر رفتار است. بر این پایه، محتوا باید به گونه ای بیان شود که مخاطب با شنیدن پیام نه تنها احساس نکند آنچه از او می خواهند برخلاف میل اوست، بلکه احساس کند محتوای پیام همسو و موافق با تمایلات و گرایش های اوست.
۳.
یکی از روش های مؤثر برای درک عمیق تر و کشف ظرافت های معنایی متون دینی، تحلیل روابط مفهومی واژگان و بررسی دقیق ساختارهای معنایی آنهاست. این رویکرد بویژه در تحلیل متون قرآنی که از غنای زبانی و معنایی برخوردارند، اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با رویکردی نظام مند در تحلیل معناشناسی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به شناسایی و تحلیل معنایی مفهوم «خروج» و کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این مفهوم دارند، پرداخته است. ننایج تحقیق نشان می دهند: «خروج» به معنای عمومی ظهور و بروز است. «بروز» به معنای خروج و ظهور پس از پنهانی بودن است که بیشتر به صحنه های جنگ و نبرد اشاره دارد. «بُزوغ» به آغاز طلوع و ظهور و شکافتن تدریجی تأکید دارد. «شروق» بر جهت و مکان طلوع دلالت دارد. «طلوع» به معنای ظهور و بروز، نیز برآمدن و اشراف پیداکردن است. «ظهور» به معنای آشکارشدن پس از پنهان بودن است. «بُدُوّ» به هر چیزی اطلاق می شود که یک باره و ابتدایی به وجود آمده، کاری نو و جدید آغاز کرده است. «فطور» به معنای شکافتن و گشودن چیزی سخت و محکم به طور طولانی است. با وجود اشتراک معنایی در مفهوم کلی «خروج»، این واژگان دارای تفاوت های معنایی ظریفی هستند که تأثر مهمی در کاربرد دقیق آنها در بافت های مختلف قرآنی دارند. این تفاوت ها نه تنها در درک معنای دقیق آیات، بلکه در تفسیر و تأویل آنها نیز نقش بسزایی ایفا می کنند.
۴.
بررسی دلایل و وجوه اعجاز قرآن، با عنوان روشن ترین و محکم ترین دلیل رسالت رسول خدا (ص)، ضروری است و پاسخی محکم در برابر شبهات مخالفان خواهد بود. اندیشمندان علوم قرآنی، چندین وجه برای اعجاز قرآن برشمرده اند که یکی از برجسته ترین وجوه اعجاز قرآن، اعجاز ادبی آن است. اعجاز بیانی یا ادبی، مشهورترین وجه از وجوه اعجاز قرآن، در سوره واقعه نمودی پررنگ دارد و نشان دهنده اوج فصاحت و بلاغت در این سوره است. جلوه این نوع اعجاز را در گزینش واژگان سوره مانند کلمه واقعه و ...، سبک و شیوه بیان بی نظیر این سوره و به کارگیری صنایع ادبی گوناگون، نظم آهنگ گوش نواز آن با تناسب آوایی و محتوای کلمات و آیات و نیز وحدت موضوعی پیرامون موضوع معاد می توان مشاهده نمود. به طورکلی وجود گونه های مختلف اعجاز در این سوره بویژه اعجاز بیانی، مهر تأیید دیگری بر وحیانی بودن قرآن و اثبات نزول آن از سوی خداوند قادر متعال بر پیامبر اکرم (ص) است.
۵.
یکی از جنبه های برجسته شخصیت رهبر معظم انقلاب، بُعد قرآنی ایشان است. این بُعد مبتنی بر روش هایی است که می توان از آن در مطالعات و فعالیت های قرآنی مدد جست. کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» از بهترین آثاری است که بر اساس آن می توان به این مطلوب دست یافت. این کتاب سرشار از روش های خلاق و الهام بخشی است که برای همه بویژه مدرسان و مربیان و اهالی قرآن قابل توجه و استفاده است. این تحقیق در صدد است با استفاده از روش اسنادی کتابخانه ای و توصیفی تحلیلی، روش های خلاق و الهام بخش رهبر معظم انقلاب را در کتاب یادشده، بررسی نماید. از مهمترین دستاوردهای این نوشتار، آشنایی بهتر و کامل تر با مهارت های علمی و عملی مانند تبیین نظام ها و شبکه سازی آیات، نوع ورود در مباحث، سبک تدریس و کلاسداری است که معظم له صورت داده، محققان، معلمان و مربیان می توانند آنها را اجرا کنند.
۶.
این پژوهش با هدف بازخوانی آیه233 سوره بقره (لَا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا...)، با ارائه نخستین تحلیل ترکیبی زبان شناختی، تفسیری و فقهی از این آیه، به نقد بنیادین خوانش تربیتی آن می پردازد و نشان می دهد چنین خوانشی بر گسستی معناشناختی از دلالت های اصلی آیه مبتنی است. برخی آثار فقهی معاصر، این فقره را ناظر به نهی از آسیب رسانی تربیتی والدین به فرزند دانسته و «ترک تربیت» را مصداق اصلی اضرار شمرده اند. این پژوهش در پنج محور، نادرستی این استناد را روشن می سازد: نخست، در ساختار «لَا تُضَارَّ» در رسم الخط، تفاوتی میان صیغه معلوم و مجهول نیست. دوم، جمله ساختاراً خبری است و ظهور در جعل حکم تکلیفی ندارد. سوم، متعلق ضرر در آیه، «اجرت رضاع» است و توسعه آن به حوزه تربیت، با اشکالاتی چون ساختار صرفی، عدم صدق ضرر بر افعال سلبی و ناتمام بودن ادله تعدّی روبه روست. چهارم، با آنکه جمله خبری است، مخاطب حکمی آن پدر است. پنجم، موضوع حکم، مطالبه اجرت مادر بابت رضاع است. بر این اساس، تفسیر آیه در چارچوب نهی از اضرار مالی، با سیاق و دلالت های آیه سازگاری بیشتری دارد. این پژوهش، به روش توصیفی - تحلیلی صورت گرفته، در بخش تحلیل و استنباط، از روش اجتهادی برای استخراج حکم شرعی و از روش تحلیل مفهومی برای واکاوی دلالی واژگان کلیدی بهره گرفته است. بر پایه یافته های تحقیق، عبارت مذکور (لَا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا...) درواقع ناظر به حل تعارضات مالی میان والدین در زمینه اجرت رضاع است، نه به اداره یا تربیت کودک.