۱.
گام های نخست شکل گیری سازمان های توسعه کارآفرینی در بوم سازگان نوآوری ایران در قالب «شهرک علمی- تحقیقاتی، پارک های علم و فناوری و مراکز رشد» به عنوان یکی از اولین و مهم ترین بسترهای شکل گیری ارتباط صنعت ، از سال 1379 توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان های مختلف برداشته شد. طی این سال ها 59 پارک علم و فناوری در قالب پارک منطقه ای، دستگاهی، دانشگاهی و خصوصی و بالغ بر 290 مرکز رشد در سراسر کشور توسعه یافته است. با آغاز فعالیت معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری، موج تازه ای از فضاهای توسعه کسب و کار در بوم سازگان نوآوری ایران مطرح گردید، بطوری که از ابتدای دهه 90، «مراکز نوآوری» (ذیل مراکز دانشگاهی، پژوهشی و پارک های علم و فناوری) و «شتاب دهنده ها» با شتاب زیادی توسعه یافتند. در اواخر این دهه، «کارخانه های نوآوری»،«مراکز نوآوری شرکتی» و «خانه های خلاق» به این بوم سازگان اضافه شد. طی این سال ها بالغ بر 350 مرکز نوآوری، 170 شتاب دهنده، 24 کارخانه نوآوری و 87 خانه خلاق به عنوان انواع دیگری از گونه های سازمان های واسطه ای، ایجاد و فعالیت نموده اند. تنوع و تعدد ساختارهای موجود حتی از چارچوب های یاد شده نیز فراتر رفته، بی آنکه مرز مشخصی برای نقش هر یک یا جایگاهشان در زنجیره ارزش نوآوری- بر پایه الگوهای جهانی و اقتضائات بومی- ترسیم شود.بنظر میرسد بوم سازگان نوآوری ایران به بازطراحی ساختاری و کارکردی در این حوزه نیاز دارد. زیرساخت های فیزیکی و سخت طی سال های اخیر رشد کرده اند، اما زیرساخت های نرم، از جمله مهارت مدیریتی و مربیگری، حکمرانی شبکه ای، و مدل های کسب وکار پایدار، کمتر توسعه یافته اند. اکنون زمان آن فرا رسیده که تمرکز از «ساخت فضا» به «ساخت معنا» معطوف شود؛ یعنی بازتعریف نقش، مأموریت و کارکرد هر یک از این سازمان ها بر اساس سطح آمادگی فناوری و نیازهای واقعی بوم سازگان ملی.
۲.
هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.
۳.
مراکز نوآوری به عنوان نهادهای واسطه ای کلیدی در بوم سازگان نوآوری، نقشی حیاتی در توسعه کارآفرینی، تسهیل تعامل بین بازیگران و ذی نفعان بوم سازگان نوآوری و در نهایت توسعه اقتصاد منطقه ای ایفا می کنند. این پژوهش با هدف طراحی مدل پارادایمی بومی برای توسعه مراکز نوآوری در ایران با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و داده های میدانی حاصل از مصاحبه با ۱۹ خبره بوم سازگان نوآوری ایران انجام شده است. ناکارآمدی مراکز نوآوری در ایران، به عنوان پدیده محوری این پژوهش در نظر گرفته شده است. بر این اساس، یافته ها نشان می دهد شرایط علّی شکل گیری و توسعه مراکز نوآوری در ایران شامل یادگیری سطحی و بدون بومی سازی مفهوم در شکل گیری مراکز نوآوری و عدم شفافیت نهادی و کارکردی در مراکز نوآوری است. شرایط زمینه ای نیز دربردارنده ضعف در حکمرانی نوآوری و بی توجهی به آمایش سرزمینی، وابستگی مالی و اداری مراکز نوآوری به منابع دولتی و ضعف در برنامه ها و خدمات پشتیبان است. ازسوی دیگر، شرایط مداخله گر مانند ساختارهای اجرایی ناسازگار با الزامات نوآوری و وفور نهادهای فاقد کارکرد اجرایی در بوم سازگان نوآوری، چالش هایی مهم بر سر راه توسعه مراکز نوآوری اثربخش در کشور ایجاد کرده اند. راهبردهای پیشنهادی این پژوهش شامل تحول در حکمرانی نوآوری، توسعه مهارت ها و توانمندی های نرم و سخت و توسعه شبکه های همکاری ملی و بین المللی است. براساس نظر خبرگان، اجرای این راهبردها، پیامدهایی شامل جهش متوازن توسعه بوم سازگان نوآوری در سطح ملی و بین المللی، رشد بهره گیری از ظرفیت قانون جهش تولید دانش بنیان جهت سرمایه گذاری بازیگران مختلف در بوم سازگان نوآوری و ارتقای کیفیت و اثربخشی مراکز نوآوری در بوم سازگان نوآوری را در پی خواهد داشت. این مطالعه با ارائه مدلی جامع و بومی، چهارچوبی برای سیاست گذاران و مدیران مراکز نوآوری فراهم می کند تا با عبور از چالش های ساختاری، به سمت نقش آفرینی مؤثر در بوم سازگان نوآوری کشور حرکت کنند.
۴.
پژوهش حاضر با هدف طراحی و رتبه بندی شاخص های ارزیابی مراکز رشد در بوم سازگان نوآوری ایران و با رویکردی آمیخته در سه فاز متوالی اجرا گردید. در فاز نخست با مرور نظام مند و انتخاب ۲۰ مقاله مرجع، ۳۱۲ معیار اولیه استخراج شد. در فاز دوم این معیارها به شاخص هایی قابل سنجش تبدیل گردید و پس از سه مرحله بازنگری مفهومی و دسته بندی، در قالب 4 لایه (ورودی، فرآیند، خروجی و پیامد)، 6 گروه و ۵3 شاخص سازمان دهی شد. سپس با استفاده از شاخص روایی محتوا و نظرات ۸ نفر از خبرگان، غربالگری و در نهایت ۴2 شاخص مهم انتخاب شد. در فاز سوم، ساختار نهایی با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره (روش بهترین- بدترین) و مشارکت ۱۰ خبره در دو سطح وزن دهی و رتبه بندی گردید. یافته ها نشان داد «خدمات پشتیبانی و رشد کسب وکار» و «منابع و پایداری مالی» در میان گروه ها و «حجم سرمایه تسهیل شده»، «میزان رضایت واحداها از خدمات»، «سهم اشتغال استانی» و «نرخ تجاری سازی» در میان شاخص های درون گروهی بیشترین اهمیت را دارند.
۵.
پارک های علم و فناوری به عنوان یکی از مهم ترین سازمان های واسطه ای در بوم سازگان نوآوری ایران، نقشی کلیدی در تجاری سازی فناوری، ارتقای همکاری های دانشگاه و صنعت و توسعه اقتصاد دانش بنیان ایفا می کنند. بااین حال، توسعه و کارکرد این نهادها با چالش های متعددی مواجه است که کارایی و اثرگذاری آن ها را محدود می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و ماهیت کاربردی و نیز با بهره گیری از چارچوب تحلیل نهادی و توسعه (IAD)، به شناسایی و واکاوی چالش های اصلی پارک ها در ایران می پردازد؛ سپس با صورت بندی این چالش ها در قالب چهار دسته، برای هر دسته مجموعه ای از مداخلات نهادی و اهرم های سیاستی متناظر در سه سطح عملیاتی، انتخاب جمعی و تأسیسی پیشنهاد می دهد. داده های پژوهش از طریق منابع ثانویه و اولیه (مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 22 نفر از خبرگان) گردآوری شده و با تحلیل محتوای کیفی و فرآیند کدگذاری با استفاده از نرم افزار MAXQDA، تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه می شود. همچنین، این پژوهش به لحاظ زمانی در نیمه اول سال 1404 انجام شده و قلمرو مکانی آن تمامی پارک های علم و فناوری کشور بوده است. نتایج نشان می دهد مسئله اصلی پارک ها «کسری نهادی» ناشی از ناهم راستایی قواعد با بافتار است که در چهار بعد درهم تنیده بروز می کند: ابهام مأموریت و چندمتولی گری در حکمرانی، فقدان قواعد عملیاتی و خدمات استاندارد در اجرا و زیرساخت، ناتوانی یادگیری نهادی و کمبود شایستگی های تسهیل گری در سرمایه انسانی، و ضعف هم ترازی منافع/تقاضای فناورانه در شبکه. راه حل، بسته ای از مداخلات هم زمان در سه سطح IAD است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مرجع سیاستی برای نهادهای تصمیم گیر، مدیران پارک ها و بازیگران بخش خصوصی در بهبود حکمرانی و عملکرد پارک های علم و فناوری مورد استفاده قرار گیرد.
.
۶.
پارک های علم و فناوری در سراسر جهان به عنوان ابزار سیاست گذاری نوآوری، از طریق هم جواری بنگاه های دانش بنیان و فناور و بهره گیری از اثرات تجمعی، به ارتقای کارآفرینی فناورانه کمک کرده اند. با وجود پژوهش های فراوان درباره تنوع ساختار، اهداف و نقش های پارک های علم و فناوری در سطح بین المللی، در ایران هنوز مطالعات نظام مند برای طبقه بندی و مقایسه میان پارک ها محدود است. مطالعه انجام شده، با هدف پرکردن این خلأ، به آرایه شناسی پارک های علم و فناوری ایران می پردازد. داده ها از اسناد راهبردی هفده پارک علم و فناوری که اسناد آن ها در دسترس بود، استخراج شد. تحلیل با نرم افزار مکس کیودا و از طریق کدگذاری باز و محوری، تدوین ماتریس تطبیق پارک-مأموریت و به کارگیری روش طبقه بندی انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد پارک های ایران را می توان در چهار طبقه مأموریتی اصلی دسته بندی کرد: (1) جامع/افقی با رویکرد پوشش طیف وسیعی از فناوری ها و خدمات، (2) حوزه ای/عمودی با تمرکز بر خوشه های تخصصی و زنجیره های ارزش مشخص؛ (3) شبکه سازی ملی و بین المللی با مأموریت میانجی گری برای اتصال بازیگران، توسعه بازارهای صادراتی و جذب سرمایه گذاری خارجی و (4) منطقه ای با جهت گیری حل مسائل بومی، توسعه نیروی انسانی و پیوند با سیاست های آمایش سرزمین. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی عملیاتی برای سیاست گذاران جهت طراحی ساز وکارهای حمایتی متمایز، تخصیص هدفمند منابع و توسعه شاخص های ارزیابی عملکرد مبتنی بر مأموریت فراهم آورد.
۷.
صندوق نوآوری و شکوفایی و پارک های علم و فناوری به عنوان نهادهای واسطه ای شبکه ساز نقش محوری در طراحی و تسهیل تعاملات میان شرکت های دانش بنیان دارند و این پژوهش با هدف بررسی نقش این نهادهای واسطه ای در شکل دهی به پیشران های نوآوری انجام شده است. در این راستا رویکرد تحلیل شبکه های اجتماعی برای تحلیل روابط بین شرکت های دانش بنیان بکار رفته است. داده های تحقیق شامل ۶۲۲۴ شرکت دانش بنیان حاضر در ۱۴۱۹ رویداد شبکه ساز صندوق است که یک شبکه هم حضوری با ۲۷۰۶۲۳ ارتباط را تشکیل می دهد. بر مبنای این داده ها شبکه هم حضوری مدل سازی و شاخص های ساختاری کلان (چگالی، میانگین درجه، قطر، ضریب خوشه بندی) محاسبه شد. سپس با به کارگیری الگوریتم های شناسایی اجتماع، خوشه های فناورانه طبیعی استخراج و چهار شاخص مرکزیت (درجه، بینابینی، نزدیکی و مقدارویژه) برای هر شرکت محاسبه گردید؛ این شاخص ها با روش تصمیم گیری چندمعیاره تاپسیس تلفیق شده تا فهرست شرکت های مستعد برای تشکیل پیشران تولید شود. نتایج نشان می دهد که شرکت های مستعد در حوزه های متنوع فناوری متمرکز شده اند؛ که به ترتیب در فناوری اطلاعات و ارتباطات (حدود ۲۲.۵٪)، برق و الکترونیک و سامانه های خودکار (حدود ۲۲.۳٪)، ماشین آلات و تجهیزات پیشرفته (حدود ۲۰٪) و مواد پیشرفته (حدود ۱۳.۷٪) و قرار دارند. همچنین تحلیل نقش نهادهای واسطه ای نشان می دهد که تقریباً یک سوم از شرکت های دانش بنیان مستعد برای تشکیل پیشران های فناوری در پارک ها و مراکز رشد مستقرند و این سهم بسته به خوشه فناورانه متفاوت است. بر اساس یافته های این پژوهش، جایگاه شرکت ها در ساختار شبکه همکاری که از طریق شاخص های مختلف مرکزیت و نتایج الگوریتم های اجتماع سنجی سنجیده شده عامل اصلی تعیین «قابلیت پیشرانی» آن ها است. بر این اساس، چارچوب ارائه شده می تواند ابزاری عملیاتی برای سیاست گذاران در هدف گذاری حمایت ها و طراحی برنامه های شبکه ساز فراهم کند.