مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۸۱ تا ۲۰٬۱۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اشعه ایکس متداول ترین روش درمان سرطان است. به نظر می رسد که آسیب های جانبی ناشی از درمان اشعه ایکس استفاده از آن را با چالش مواجه می کند.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به 4 گروه (کنترل سالم، کنترل اشعه ایکس، تمرین تناوبی سالم و اشعه ایکس به همراه تمرین تناوبی) تقسیم شدند. در گروه های اشعه ایکس 4 گری به صورت کل بدن و تک دوز اشعه ایکس دریافت کردند. گروه های تمرینی تناوبی را به مدت 8 هفته اجرا کردند. جهت اندازه گیری سرمی متغیرهای MDA، TAC، CAT از روش الایزا استفاده شد. همچنین ارزیابی های استرولوژی حجم بیضه، حجم لوله های منی ساز و بافت بینابینی با استفاده از دستگاه پاساژ و فرمول های وابسته انجام شد. داده ها با آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه در نرم افزار SPSS در سطح معناداری 0.05 تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: اشعه ایکس موجب افزایش معنادار MDA، کاهش معنادار TAC و CAT در کنترل اشعه ایکس نسبت به گروه کنترل سالم شد (0.05≥P). MDA در گروه اشعه ایکس به همراه تمرین تناوبی نسبت به گروه کنترل اشعه ایکس کاهش معنادار یافت (0.05≥P). همچنین سطح سرمی TACو CAT در گروه اشعه ایکس به همراه تمرین تناوبی نسبت به گروه کنترل اشعه ایکس افزایش معنادار مشاهده شد (0.05≥P). همچنین اشعه ایکس موجب کاهش معنادار حجم بیضه و حجم لوله های منی ساز و قطر لوله های منی ساز در گروه کنترل اشعه ایکس نسبت به کنترل سالم شد (0.05≥P). از طرفی تمرین تناوبی موجب افزایش معنادار متغیرهای (حجم بیضه، حجم لوله های بینابینی و قطر لوله های منی ساز) در گروه اشعه ایکس به همراه تمرین تناوبی نسبت به گروه کنترل اشعه ایکس شد (0.05≥P).بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین تناوبی می تواند از طریق بهبود ساختار بیضه و همچنین شرایط استرس اکسیداتیو سرمی،کاهش عملکرد بیضه ناشی از القاء اشعه ایکس را بهبود دهد. این بهبود نیز در ساختار بیضه بویژه متغیرهایی مانند حجم بیضه، حجم لوله های بینابینی و قطر لوله های منی ساز بود.
تأثیر تمرینات ورزشی بازی محور بر فرایندهای شناختی سطح بالای دانش آموزان دیرآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی ورزشی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۹
63 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تمرینات ورزشی بازی محور بر فرایندهای شناختی سطح بالای دانش آموزان دیرآموز بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه های کنترل و آزمایش بود. دوازده دانش آموز 9-10 ساله که در دسته دانش آموزان دیرآموز قرار داشتند، انتخاب شدند و پس از انجام پیش آزمون، به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (شش نفر) و گروه کنترل (شش نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش هر هفته سه جلسه و درمجموع دوازده جلسه 60 دقیقه ای در پروتکل تعیین شده شرکت کرد. ابزار اندازه گیری نرم افزار دسته بندی کارت های ویسکانسین بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره با سطح معناداری 05/0 مشخص شد که بین گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنادار وجود داشت و گروه آزمایش نمرات بهتری کسب کردند.نتیجه گیری: بنابراین توصیه می شود با قراردادن تمرینات ورزشی بازی محور در برنامه تربیت بدنی مدارس به عنوان برنامه ای مکمل، شاهد تأثیر مثبت این تمرینات بر تقویت فرایندهای شناختی سطح بالای دانش آموزان دیرآموز و کیفیت تحصیل و زندگی آینده آنان باشیم.
کارکردگرایی؛ چارچوبی برای ارزیابی راه کارهای همکاری متقابل ایران-سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
85 - 124
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و سوئد در سال های اخیر، روابطی پرتنش بوده است. سطح روابط دو کشور از مسیر اصلی خود یعنی روابط سیاسی و دیپلماتیک تبدیل به امنیتی سازی شده است. نگاه از زاویه سیاسی، سبب ناهموار شدن روابط شده و به نظر می رسد نیاز به رویکردی غیرسیاسی برای بهبود روابط بین ایران و سوئد امری اجتناب ناپذیر است. سوالی که در این جا به وجود می آید. این است که صرفه جویانه ترین الگو برای بهبود روابط ایران و سوئد جهت کنترل روابط بحرانی چیست؟ این پژوهش با استفاده از چارچوب نظری کارکردگرایی معتقد است که در شرایط اختلافات شدید بین بازیگران و عدم اطمینان طرفین به نیات یکدیگر، هنگامی که همکاری ها در یک حوزه فنی نضج گرفت، این وضعیت به سایر حوزه ها گسترش خواهد یافت. 6 مقوله اصلی، 10 مقوله فرعی و 48 کد باز در مصاحبه با خبرگان (علمی و دیپلماسی) احصا شده و روابط دو کشور بر اساس بیشینه شاخص های فنی به حلقه های پنج گانه (مطلوب، مناسب، نسبتا مناسب، خوب و نامناسب) تقسیم شده و تاکید می شود که تمرکز بر دو حلقه مطلوب و مناسب می تواند روابط دو کشور را در حوزه میان کارکردی تغییر دهد.
نسبت و تعامل چپ نو در ایران با اندیشه یورگن هابرماس (با تمرکز بر نقش حلقه ارغنون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
151 - 182
حوزههای تخصصی:
جریان چپ در ایران همپای تحولات جهانی، تطوراتی داشته است. به طور خاص در ایران نیز بعد از تغییرات ناشی از فروپاشی کمونیسم و مطرح شدن تأملات انتقادی ژرف تر درباره دغدغه های مارکسیسم و چپ گرایان در اموری همانند سلطه، نقد کلیت مناسبات فرهنگی و زیست -جهان معاصر، چپ نو به بازاندیشی برخی مفاهیم خویش پرداخته و صورت بندی جدیدی در این حوزه را ارائه نموده است. یکی از مهم ترین دستاویزهای این جریان، استمداد از نظریه انتقادی به طور عام و آرای اندیشمندان مکتب فرانکفورت به شکل خاص بوده است. در بین این نحله فکری نیز آرای یورگن هابرماس از اهمیت خاصی برخوردار شده است. در این نوشتار با تأکید بر جریان چپ نو و به ویژه نماینده شاخص آن یعنی مراد فرهادپور تلاش شده بدین سوال پاسخ داده شود که شرایط گرایش و نیز فاصله گرفتن و حتی گذار جریان چپ نو در ایران از هابرماس چه بوده است؟ در پاسخ، با استفاده از هرمنوتیک قصدگرای کوئینتین اسکینر، برآنیم که جریان چپ نو در دوران متأخر در ایران همسو با جریانات مشابه جهانی در کنار استفاده از دیدگاه انتقادی هابرماس، به سبب بروز مسائل و چالش های عمیق تر در بحث سلطه و تعمیق آن با نوعی گذار از پروژه فکری هابرماس به سوی دیدگاه های انتقادی رادیکال تر منبعث از جریان چپ گرایش یافته و همواره چه در تقّرب به هابرماس و چه فاصله گرفتن از آرای وی، پروژهایی اجتماعی را مدّنظر داشته است.
Examining the Effect of a Strength-Based Approach on Distress Tolerance and Frustration Tolerance in Divorced Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Dealing with stress is one of the transformative changes that divorce introduces in personal and family lives, leading to the disruption of mental health, cognitive conflicts, and identity crises among women. Thus, the current study aimed to investigate the effectiveness of a strength-based approach on distress tolerance and frustration tolerance in divorced women. Methods: The research was applied in nature and semi-experimental in design, featuring a pre-test and post-test with one experimental group and one control group, along with a two-month follow-up. Consequently, the study population consisted of all divorced women who visited counseling centers in District 6 of Tehran in 2022. From this population, 40 women were selected through purposive sampling and randomly assigned to an experimental group (20 participants) and a control group (20 participants). The experimental group underwent a strength-based approach program based on a protocol developed by Darbani and Parsakia (2022). Data collection tools included the Harrington Frustration Tolerance Questionnaire (2005) and the Simons and Gahr Distress Tolerance Questionnaire (2005). Descriptive statistics utilized frequency distribution tables, and inferential analysis was conducted using mixed ANOVA with repeated measures and Bonferroni post-hoc tests, employing SPSS software version 26. Findings: Considering the F-values and significance levels in the mixed ANOVA for frustration tolerance (F = 10.49, p = 0.002) and distress tolerance (F = 8.81, p = 0.003), it can be concluded that the intervention employed in this study, namely the strength-based approach as an independent variable, significantly altered the dependent variables (frustration tolerance and distress tolerance). Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that the strength-based approach is effective in improving distress tolerance and frustration tolerance among divorced women. Therefore, techniques from this approach can be utilized in post-divorce counseling for divorced women.
اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
157-179
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و همچنین، به لحاظ نوع داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی که در بخش کیفی فراترکیب و در بخش کمی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاه های داده داخلی (1380-1402) و خارجی (2000-2023) و در بخش کمی شامل اساتید رشته های علوم تربیتی در دانشگاه های آزاد اسلامی بود. حجم نمونه در بخش کیفی حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما و در بخش کمی 20 نفر بر اساس نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی اسناد کتابخانه ای و در بخش کمی پرسشنامه سنجش اعتبار الگو بود. در بخش کیفی به منظور محاسبه روایی چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی روش ضریب کاپای کوهن استفاده شد و در بخش کمی به منظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و سازه و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارها بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون (مضامین پایه، فراگیر و سازمان دهنده) بود. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا دارای ابعاد بعد اجتماعی شخصیت انسان، خودآگاهی و شناخت خویشتن، مدیریت عواطف و تعادل درونی و تجربه و درس آموزی از زندگی بود که این ابعاد دارای مؤلفه های همدلی و ارتباط با دیگران، تعهد اجتماعی و احساس تعلق، تعامل سازنده و همکاری، ارزش های اخلاقی و معنوی، والایش و تعالی روحی انسان، تفکر و خردورزی، پذیرش مسئولیت های فردی و عدم فرافکنی، رشد و شکوفایی فردی، انتقادپذیری، عدم عیب جویی، تنظیم هیجانی، ابراز مناسب هیجانات، بهزیستی، دل بستگی، رویکردها و نگرش ها و مدیریت چالش ها بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا شامل ابعاد مختلفی مانند آگاهی از خود، تنظیم هیجانی، تعاملات اجتماعی، و رشد فردی است که با مؤلفه های رویکردهای شناختی و انسان گرایانه هم پوشانی دارد. این نتایج می توانند در حوزه های آموزش، روان شناسی شخصیت، و توسعه فردی مورد استفاده قرار گیرند.
The Role of the Europeans in the Midst of the US-Iran Crisis in January 2020: the Dilemma of bei0ng a Normative Power in an Amoral World(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
EU's foreign policy instruments have been mainly designed with a normative approach for contribu-tion to stability and peace in a changing political landscape. However, EU foreign policy faces differ-ent challenges that constantly test its ability related to conflict resolution, international understand-ing, and the defence of its Interests, namely, the crisis between the US and Iran in January 2020. This research is to answer the following question: What were the failures of the EU's foreign policy in the middle of the crisis between the US and Iran in January 2020? This paper aims to determine the shortcoming of the EU foreign policy affecting its role as a Global Power during the US-Iran crisis in January 2020. Main objective is to determine the failures of the EU's foreign policy affecting its role as a Global Power in the middle of the crisis between the US and Iran in January 2020 and specific objectives are to summarize the role of the EU as a Global Power in the middle of conflicts, to identi-fy the failure of the European foreign policy during the US-Iran crisis in January 2020 and to suggest a change in the EU foreign policy approach for improving Europeans' role in the international sys-tem.
تحلیل فقهی معاملات متکی بر اطلاعات نهانی در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
719 - 764
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اطلاعات نهانی، اطلاعات بااهمیت و محرمانه ای است که در صورت انتشار عمومی، بر قیمت اوراق بهادار و یا تصمیم سرمایه گذاران برای معامله اوراق بهادار تأثیر می گذارد. اشخاصی که از این اطلاعات استفاده نمایند می توانند قبل از تأثیرگذاری اطلاعات بر قیمت، اوراق بهادار را در قیمت های پایین تر خریداری نموده یا در قیمت های بالاتر بفروشند و پس از انتشار عمومی اطلاعات، کسب سود نموده یا از زیان خود جلوگیری کنند. مواد و روش ها: در این پژوهش جهت تحلیل فقهی معاملات متکی بر اطلاعات نهانی از روش اجتهاد چندسطحی استفاده شده است. بر این اساس ابتدا موضوع شناسی این معاملات انجام شده و پس ازآن ابعاد فقهی موضوع، شناسایی شده و این معاملات با روش توصیفی تحلیلی از جنبه فقه فردی و فقه حکومتی تحلیل گردیده است. در تحلیل فقهی به بررسی و تطبیق معاملات یادشده با قواعد و عقود فقهی مرتبط پرداخته شده است. در مرحله بعد موارد مبهم و چالش برانگیز از مراجع تقلید و فقها استفتاء شده و درنهایت تحلیل فقهی به همراه پاسخ استفتائات در گروه کانونی صاحب نظران فقه اقتصادی بررسی گردیده است. یافته های تحقیق: براساس نتایج پژوهش وجود تدلیس در این معاملات موجب ثبوت خیار تدلیس و وجود غرور موجب ضمان می گردد. تطبیق این معاملات با تصرف غیرمجاز در ودیعه و خیانت درامانت امکان عزل مدیران مرتکب این معاملات توسط سهامداران را فراهم می نماید. عدم رعایت عدالت و مصلحت با رواج این معاملات در حکم وضعی تأثیری نداشته و موجب حرمت تکلیفی می شود. بحث و نتیجه گیری: براساس جمع بندی انجام شده حکم وضعی و تکلیفی معاملات یادشده در سطح فقه فردی به استناد قواعد اکل مال به باطل و لاضرر و در سطح فقه حکومتی به استناد قواعد حفظ نظام و لاضرر باطل و حرام است.
طراحی چارچوب تجارب کلیدی مدیران در صنعت نفت و گاز با رویکرد توسعه تجربه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
89 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در حوزه آموزش و توسعه مدیران و با تمرکز بر صنعت نفت و گاز، و برمبنای یکی از جدیدیترین رویکردهای توسعه ای انجام گرفته است. رویکرد توسعه تجربه محور موضوعی ریشه دار و اعتبارسنجی شده در جوامع پیشرفته و مورد مطالعه از اواسط قرن بیستم می باشد و غالبا روانشناسان و فیلسوفان فرانسوی-انگلیسی به بسط و توضیح این متدولوژی پرداخته اند. هدف پژوهش حاضر دست یابی به چارچوبی ناظر به تجارب یا رویدادهای توسعه دهنده در مسیرشغلی مدیران موفق در صنعت انتخابی بوده که ثمره استخراج چنین محتوایی دستیابی به یک ابزار توسعه برای جانشین پروری و برنامه ریزی نیروی انسانی در سطح سازمان جهت پرورش مدیران عامل توانمند از بدنه صنعت باشد. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران ارشد در صنعت نفت و گاز هستند؛ لذا یکی از ملاک های انجام مصاحبه، انتخاب مدیران در این سطح از سازمان بوده است. یافته های حاصل از فرایند مصاحبه شامل 130 عبارت در قالب 35 کدگذاری باز و در 5 حوزه کلیدی تجربه جمع بندی شده است. این پنج حوزه کلیدی تجربه شامل: توسعه، نوآموزی و استادمحوری؛ توسعه و همراهی، تحقیق و توسعه، توسعه و محدودیت، توسعه و بسط رویکرد می باشد که در قالب چارچوب تجارب کلیدی مدیران ارائه گردیده؛ همینطور تحقیق حاضر از نظر فلسفه یا پارادایم، کاربردی و همچنین روش پژوهش انتخابی داده بنیاد است که از جمله روش های مناسب برای پژوهش های کیفی به شمار می رود.
تمایز تداعی های برند آقایان مسعود پزشکیان و سعید جلیلی در انتخابات چهاردهم ریاست جمهوری (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
145 - 170
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تمایز تداعی های برند دو نامزد انتخابات چهاردهم ریاست جمهوری، آقایان مسعود پزشکیان و سعید جلیلی، در میان دانشجویان دانشگاه های تهران می پردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل تصویر ذهنی و تداعی های مثبت و منفی مرتبط با این دو نامزد است تا از این طریق بتوان رفتار انتخاباتی رای دهندگان را تحلیل و پیش بینی کرد. روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از مصاحبه و روش نقشه مفهومی برند انجام شده است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های تهران بوده و داده ها از طریق مصاحبه با 79 نفر جمع آوری و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که برند سیاسی مسعود پزشکیان با تداعی های مثبتی مانند مردمی بودن، صداقت و ساده زیستی شناخته می شود، اما در عین حال، تداعی های منفی مانند بی برنامگی، کارنابلدی و تداوم روحانی نیز در ذهن رای دهندگان وجود دارد. از سوی دیگر، برند سعید جلیلی با تداعی های مثبت همچون انقلابی بودن، استکبارستیزی و با برنامه بودن همراه است، اما تداعی های منفی مانند تندروی و اطرافیان تندرو نیز به شدت با برند او گره خورده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگرچه تعداد تداعی های مثبت جلیلی بیشتر است، اما شدت تأثیر تداعی های منفی او به ویژه تندروی، ممکن است بر تصویر برندش تأثیر منفی بگذارد. در مقابل، تداعی های مثبت پزشکیان به دلیل انسجام و تکرار بیشتر، از قدرت بالاتری برخوردار بوده و توانسته اند بر تداعی های منفی او غلبه کنند. این پژوهش نشان می دهد که تداعی های برند شخصیت های سیاسی در بستر رقابت های انتخاباتی به ویژه در فضای دو قطبی می تواند تأثیر قابل توجهی بر رفتار انتخاباتی رای دهندگان داشته باشد.
واکاوی همکنش قصد متکلم با ناخودآگاه و سایه های معنایی در تفاسیر ارزش افزایانه قصدگرا از متون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
173 - 190
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به مقصود ماتن مهمترین هدف است؛ اما از دخالت ناخودآگاه در سایه های معنایی و فرایند خوانش متن نمی توان، غفلت ورزید. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است می کوشد به بررسی نقش پرکاربردترین قسم ازانواع همراهی قصد متکلم با سایه های معنایی در حوزه ناخودآگاه به منظور دستیابی به تفاسیر ارزش افزایانه قصدگرا بپردازد. در این سبک تفسیری از آنجایی که معنا در فراشد تعامل ناخودآگاه ماتن، متن و مفسّر تولید می شود دیگر ادعای جزمیت معنا نمی توان نمود و تفاسیری موسع از متن ارائه خواهد شد اما در تمامی متون این امکان وجود ندارد و باید قائل به تفصیل شد؛ به این معنا که در مورد ماتن زمینی از آنجایی که ماتن بر معانی احتمالی که در اثر خوانش به دست می آیند تسلطی ندارد، این امکان وجود دارد که معانی برداشت شده با دخالت ناخودآگاه مفسر خارج از دامنه معانی مقصود ماتن باشد و خللی به خوانش متن وارد نسازد ، اما در بحث ماتن آسمانی که به واسطه علم محاطی خویش بر تمامی احتمالات معنایی متن تسلط دارد نمی توان قائل به امکان فهم بهتر از ماتن شد اما دخالت ناخودآگاه مفسر در تفسیر اجتناب ناپذیراست.
نخستین قنات های دشت قزوین (با تکیه بر یافته های باستان شناختی و منابع مکتوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قنات یکی از مهم ترین فنّاوری های ساخته شده به دست انسان است که نقش مهمی در رشد و توسعه جوامع ساکن در ایران داشته است. بیشتر پژوهشگران معتقدند که نخستین قنات ها حدود نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد ساخته شده اند. ایران با توجه به وجود تعداد بالای قنات ها، فنّاوری پیشرفته ساخت و فرهنگ مرتبط با آن، به عنوان مهم ترین نامزد محل ظهور و گسترش این فنّاوری ارزشمند شناخته می شود. با وجود این، پژوهش های باستان شناختی مستقل در زمینه پیشینه ساخت نخستین قنات ها در ایران، بسیار ناچیز است و دشت قزوین نیز از این امر مستثنی نیست. براساس مدارک مکتوب و شواهد باستان شناختی موجود، می توان متصور شد که این فنّاوری در دوران هخامنشی مورد استفاده جوامع ساکن در دشت قزوین بوده است. اگرچه شواهد مستقیمی از قنات های دوران پیشا هخامنشیِ منطقه در دسترس نیست، اما براساس وجود شواهدی از وقوع یک پدیده اقلیمی خشک، افزایش جمعیت، تشدید رقابت های سیاسی، توسعه دامداری به ویژه پرورش اسب، گسترش باغ های میوه و ساخت پردیس ها، انگیزه ها و محرکه های لازم برای ساخت این فنّاوری حدود نیمه دوم سده هفتم پیش از میلاد در منطقه فراهم بوده است.
ضوابط تشخیص مقتضای ذات عقد در حقوق ایران و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
109-146
حوزههای تخصصی:
مقتضای ذات عقد عبارت است از اثری که مقصود اصلی از انعقاد عقد است که مستقیماً از ذات عقد ناشی می شود. در اهمیت تشخیص مقتضای ذات عقد همین بس که هر شرط خلاف مقتضای عقد، به جهت تناقض با اثر اصلی عقد، مبطل عقد است. اکنون مسئله آن است که بر اساس چه معیاری می توان مقتضای ذات عقد را تعیین کرد؟ در این پژوهش که بر اساس روش توصیفی_تحلیلی نگارش یافته است نگارنده کوشیده است تا معیارهایی را که منجر به کشف مقتضای عقد می شود تبیین کند و ضابطه صحیح تر را بیابد. این معیارها شامل مواردی مانند جعل شارع، عرف، تأثیر توأم عرف و شرع و قانون می شود که فرضیه این است که قانون تأثیر بیشتری داشته باشد. پس از بررسی ضوابط فوق، نتیجه حاصله آن است که نظر به اینکه تعاریفی که قانون گذار از ماهیت عقود به عمل آورده برای این واژگان حقیقت قانونی به وجود آورده است، مهم ترین مأخذ برای تشخیص مقتضای عقد، قانون است. پس از قانون مهم ترین معیار، عرف است، زیرا برای کشف مقتضای عقد باید به بستر شکل گیری عقد رجوع کرد. دیدگاه های فقهی نیز در شناخت مقصود قانون گذار و عرف بسیار مؤثر است، زیرا منبع اصلی قانون مدنی هستند و ماهیت عرفی عقود در این دیدگاه ها تبلور یافته است.
همبسته های تعارض زناشویی: همجوشی شناختی، ذهن آگاهی و طرحواره ی ناسازگار اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعارض بین زوج ها امری اجتناب ناپذیر است که می تواند به اختلال در روابط بین فردی منجر شود. هدف این مطالعه بررسی رابطه همجوشی شناختی، ذهن آگاهی و طرحواره ی ناسازگار اولیه با تعارض زناشویی بود. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1401 بود که 180 نفر به روش دردسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تعارض زناشویی، ذهن آگاهی، طرحواره ی ناسازگار و همجوشی شناختی پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد بین همجوشی و طرحواره ی ناسازگار اولیه با تعارض زناشویی همبستگی مثبت و بین گسلش و ذهن آگاهی با تعارض زناشویی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همچنین همجوشی، بریدگی، طرد و گوش به زنگی بیش از حد، 46 درصد از واریانس تعارض زناشویی را پیش بینی کردند. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت همجوشی شناختی، ذهن آگاهی و طرحواره ی ناسازگار اولیه در تعارض زناشویی نقش دارند و باید به آنها توجه جدی شود.
تبیین مدل مفهومی سرزندگی محیطی: مطالعه تطبیقی در علوم اجتماعی و معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزندگی یکی از مؤلفه های اصلی در طراحی می باشد، اما مفهوم پیچیده و چند وجهی است که در ابعاد گوناگون آن همپوشانی وجود دارد. بدین جهت با توجه به خلأ نظری آن در معماری و در نظر گرفتن میان رشته ای بودن آن، با کنار هم قرار دادن و همپوشانی تفاوت ها و تشابه ها سرزندگی در حوزه روان شناسی و جامعه شناسی با تعاریف در معماری و همچنین بررسی تفاوت سرزندگی با دیگر مفاهیم نزدیک به آن در معماری و شهرسازی شامل کیفیت زندگی، زیست پذیری و پایداری، در نهایت مدل تعریف سرزندگی و مدل عوامل سرزندگی محیطی ارائه شد. بدین جهت مقاله حاضر با پارادایم تفسیرگرا، رویکرد کیفی، روش تطبیقی و منطق استدلال قیاسی انجام شد که به لحاظ هدف نظری و نوع نتایج آن تبینی می باشد. هدف از این پژوهش پاسخ سؤالاتی پیرامون تعریف سرزندگی محیطی، رویکرد مناسب پژوهش پیرامون سرزندگی، مقیاس مناسب پژوهش سرزندگی، عوامل مؤثر بر سرزندگی محیطی و ارائه مدل تحلیلی- تطبیقی سرزندگی جهت ارزیابی آن می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد، سرزندگی محیطی مفهومی نسبی وابسته به مکان و زمان می باشد که نمی توان عواملی را به طور مشخص برای سرزندگی همه مکان ها در همه کشور ها و در همه دوره های زمانی بیان کرد بلکه باید عوامل به صورت محلی با توجه به مکان مشخص شود. عوامل مؤثر بر سرزندگی محیطی به دست آمده در این مقاله شامل مؤلفه های کالبدی، تجربی و زیباشناختی، اجتماعی می باشد و با توجه به فرهنگ جمع گرا و جایگاه شادی های جمعی در کشورمان توجه به عواملی از سرزندگی که باعث افزایش جنبه های اجتماعی فضا، جذب و مشارکت افراد شود می تواند راهگشا باشد. واژگان کلیدی: شادی، نشاط اجتماعی، مطالعه تطبیقی، سرزندگی محیطی [1]. این مقاله برگرفته از رساله دکتری معماری تحت عنوان " سرزندگی محیطی بومی در مجتمع های تجاری: تدوین مدل ارزیابی عوامل معماری مرتبط با سرزندگی محیطی در مجتمع های تجاری شهر تهران " می باشد که به راهنمایی استادان دکتر منوچهر فروتن و دکتر محمد مهدی سروش و مشاوره دکتر سارا جلالیان در دانشگاه آزاد اسلامی همدان به انجام رسیده است. [2]. نویسنده مسئول: همدان، بلوار امام خمینی، خیابان دانشگاه آزاد اسلامی، بلوار پروفسور موسیوند، ساختمان هنر و معماری، گروه معماری.
اولویت بندی مؤلفه های ساختاری فساد اداری در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
87 - 108
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به این سؤال پاسخ داده می شود که اولویت بندی مؤلفه های ساختاری فساد اداری در ایران معاصر چیست؟ بر اساس یافته های این پژوهش، علل فساد اداری به ترتیب عبارتند از: ساخت قدرت سیاسی، دولت رانتیر، دولتی بودن و غیررقابتی بودن اقتصاد، عدم حاکمیت قانون، فرهنگ سیاسی تابعیت، ضعف نهادهای مدنی، عدم شفافیت، نبود رسانه های آزاد، بی ثباتی سیاسی و مدیریتی، ضعف نهاد قضایی و سازمان های نظارتی، ناکارآمدی و ساختار سازمان، عدم پاسخگویی، وسعت بیش از اندازه دولت، وضعیت اخلاقی طبقه حاکم، ویژگی های ارزشی جامعه، وضعیت احزاب و رقابت های سیاسی. کاستن از وابستگی به نفت، حاکمیت قانون در جامعه، شفاف سازی، تدوین و تنقیح قوانین و مقررات و نظارت بر اجرای صحیح آن ها، رفع انحصار و افزایش رقابت، کاهش تصدی گری و اندازه دولت، تقویت بخش خصوصی، توانمندسازی دستگاه های نظارتی، ثبات سیاسی، تقویت مردم سالاری و نهادهای مدنی، تقویت و حمایت از رسانه های آزاد و مستقل، اصلاح ساختار نظام اداری، تحقق دولت الکترونیک، ارتقای شفافیت و دسترسی به اطلاعات، زمینه سازی برای نظارت مردمی، افزایش پاسخگویی، ترویج فرهنگ و سبک زندگی دینی و تقویت کنترل های درونی و آموزش و ارتقای آگاهی ها، پیشنهاداتی است که برای مقابله با این مسئله طرح شده است.
بررسی تطبیقی جوهریت نفس سینوی و فلسفه ذهن معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۷
39 - 75
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به جوهریت نفس ناطقه نزد ابن سینا دیدگاهی بنیادی بوده و از امهات انسان شناسی سینوی به شمار می رود. مسأله جوهریت نفس برای ابن سینا اساسی است چرا که تبیین کننده مسأله جاودانگی نفس ناطقه انسانی است و بدین جهت وی بصورت مفصل و با ذکر چندین نوع دلیل به دفاع از این آموزه می پردازد. در عوض اغلب دیدگاههای معاصر در فلسفه ذهن منکر جوهریت نفس بوده و حداکثر آن را خاصیتی نشأت گرفته از فرآیندهای فیزیولوژیک و مغزی تلقی می کنند. با اینکه عمده دلیل ابن سینا بر تجرد نفس متکی به تمایز ادراک عقلی از سایر فرآیندهای بدنی است ولی در ضمن ادله دیگر و با رویکردهای پدیدارشناختی ادراکات و تامل در روابط نفس و بدن نیز به دفاع از تجرد و جوهریت تفس پرداخته و در ساخت و پرداخت برهان معروف انسان معلق در فضا از این دست شواهد تجربی بهره برده است. در این نوشتار ضمن معرفی دیدگاه ابن سینا ادله وی از دیدگاهی تطبیقی و با در نظر گرفتن دیدگاههای معاصر فلسفه ذهن و پیشترفتهای علوم بیولوژیک و عصب شناسی بررسی شده و این آموزه مورد بررسی انتقادی قرار خواهد گرفت.
Evolution of Perception: Farabi to Avicenna(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
47 - 61
حوزههای تخصصی:
Maintaining strong flavor of Aristotelian theory of perception, Farabi as well as Avicenna have appended new phases to the theory. Depicting imaginary perception with its crucial jobs, Farabi explains these three activities: storing sensory forms, composing and decomposing sensory forms, as well as imagery. What Farabi names the imaginary faculties, is conceptualized as three inner perceptions, i.e., imagination, estimative and memory faculties in Avicenna’s works. Evolving existing theories of perception, Avicenna delivers an account of five inner perceptions. Beforehand Farabi did not consider any difference between imaginary perception and motekhayelah. However, he mentioned one faculty doing both activities and was usually calling it motekhayelah and sometimes imaginary perception. Conceptualizing imaginary perception with its functions, Farabi deals with three primary activities: storing sensory forms, composing and decomposing sensory forms, and imagery. In other words, Avicenna defines what Farabi calls the imaginary faculties as three inner perceptions, i.e., imagination, estimative and memory faculties.
تحلیل کارآیی انرژی و ردپای بوم شناختی مزارع تولید گوجه فرنگی در شهرستان اسدآباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی و توسعه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۲۵
223 - 254
حوزههای تخصصی:
مطالعه جنبه های زیست محیطی نظام های زراعی بسیار اهمیت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارزیابی پایداری زیست محیطی تولید گوجه فرنگی در شهرستان اسدآباد بود که با بهره گیری از روش های ارزیابی ردپای بوم شناختی و کارآیی انرژی انجام شد. نمونه آماری پژوهش متشکل از 210 گوجه فرنگی کار بود که از جامعه آماری شامل 569 گوجه فرنگی کار به صورت تصادفی انتخاب شدند. رویکرد پژوهش حاضر کاربردی و روش آن پیمایشی با واحد تحلیل مزرعه بود. اطلاعات مورد نیاز پژوهش با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه رو در رو جمع آوری شد. روایی پرسشنامه از طریق روایی ظاهری و محتوایی و پایایی آن با روش پیش آزمون- پس آزمون تعیین شد. نتایج مطالعه نشان داد که شاخص کارآیی و بهره وری انرژی به دست آمده از نسبت انرژی خروجی حاصل از محصول گوجه فرنگی به انرژی های ورودی ناشی از نهاده های مصرفی به ویژه برق با 9/38 درصد، کود ازته با 9/26 درصد و گازوئیل با 2/15 درصد، (در مجموع، 81 درصد،)، به ترتیب، برابر با 34/0 و 42/0 مگاژول است. عامل اصلی پایین بودن کارآیی و بهره وری انرژی، مصرف بی رویه نهاده ها به ویژه برق و کودهای ازته است. افزون بر این، ردپای بوم شناختی تولید گوجه فرنگی 62/3 هکتار جهانی (ردپای مستقیم 2/2 و غیرمستقیم 42/1 هکتار جهانی) برآورد شد؛ به دیگر سخن، 42/1 هکتار زمین بهره ور جهانی لازم است تا آلاینده های تولیدشده در اثر تولید گوجه فرنگی را جذب کند. یافته های تحقیق نشان دهنده عدم پایداری تولید گوجه فرنگی در شهرستان اسدآباد بر اثر تولید و انتشار آلاینده های ناشی از کاربرد بی رویه و غیراصولی نهاده ها است. با توجه به میزان مصرف بالای برق در پمپ های آبیاری می توان با اﻧﺘﺨﺎب پمپﻫﺎ و ﻣﻮﺗﻮرﻫﺎی ﺑﺎ راﻧﺪﻣﺎن ﺑﺎﻻ، ﺳﺮوﯾﺲ و ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻣﺮﺗﺐ ﺗﺠﻬﯿﺰات، آﺑﯿﺎری در ﺳﺎﻋﺎت ﻏﯿﺮ پیک، اﺳﺘﻔﺎده از کاﻧﺎﻟ ﻬ ﺎی ﺑﺘ ﻮنی ﺑﺠ ﺎی کاﻧﺎل های ﺳ نتی ﻣﻮﺟ ﻮد، اﺳ ﺘﻔﺎده از اﺳ ﺘﺨﺮ و ﻣﺨ ﺎزن ذﺧﯿ ﺮه آب و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺳامانهﻫﺎی آﺑﯿﺎری ﺳﻨﺘی ﺑﻪ سامانهﻫﺎی ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر، مصرف این نهاده را کمتر کرد. همچنین، از طریق به کارگیری انواع نهاده های آلی و ارگانیک و روش های مبارزه زیست شناختی (بیولوژیک) با آفات (گل جالیز گوجه فرنگی) به جای مصرف انواع نهاده های شیمیایی و نیز استفاده از ادوات ترکیبی و پیشرفته کشاورزی برای کاهش عملیات زراعی و بررسی و معاینه فنی ماشین آلات کشاورزی و در نتیجه، مصرف کمتر گازوئیل، می توان اثرات زیست محیطی این نظام تولیدی را کاهش داد؛ همچنین، برای بهبود کارآیی و بهره وری انرژی، جایگزینی بذرهای اصلاح شده به جای بذور محلی توصیه می شود.
آسیب شناسی قوانین ناظر بر پیشگیری از فساد اقتصادی در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت و حقوق سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
23 - 48
حوزههای تخصصی:
فساد اقتصادی امری چندوجهی و یکی از موضوعات مبتلابه جامعه کنونی ایران است که آثار مخرب اقتصادی و اجتماعی متعددی به دنبال دارد و لذا در دوره کنونی، پیشگیری از فساد اقتصادی امری ضروری است. علیرغم تلاش های متعدد، مبارزه و مقابله با فساد، آن گونه که باید در نظام جمهوری اسلامی ایران نتیجه بخش نبوده و پیشگیری از فساد در معنای راهبردهای کنشی سیاست جنایی ایران مبتنی بر سلسله قوانین و مقررات موجود با هدف هنجارمندسازی و نظام مند کردن پاسخ های کنشی به جرایم اقتصادی با ناکارامدی مواجه گردیده است. پیشگیری از فساد اقتصادی در قوانین متعدد همانند قانون ارتقاء نظام سلامت اداری مدنظر قرار گرفته است و علیرغم وجود مبانی مهم و الگوی راهبردی برای پیشگیری از فساد در برخی قوانین، تعدد مراجع قانونگذاری، تعدد متولیان پیشگیری و همچنین تشتت، ابهام و ناکارامدی قوانین از جمله آسیب هایی است که مانع کارامدی قوانین موجود گردیده است. در مقاله حاضر در راستای ارزیابی قوانین ناظر به یشگیری از فساد با روش توصیفی- تحلیلی و متکی به منابع کتابخانه ای جوانب موضوع مذکور با هدف اثبات فرضیه فقدان دستاورد عینی پییشگیری کیفری و غیرکیفری از جرایم اقتصادی طی سالیان اخیر آسیب شناسی و پیشنهاداتی مبنی بر چگونگی اصلاح قوانین با هدف اثربخشی پیشگیری از فساد اقتصادی ارائه گردیده است.









