۱.
از نخستین دهه های قرن بیستم میلادی کسانی چون ولادیمیر ایوانف از طریق انتشار اولیه متن بسیاری از نسخ خطی اسماعیلی، درهای تازه ای را پیش روی محققان این حوزه گشودند. با این حال، انتشار وسیع و عجولانه بسیاری از این متون بدون تصحیح انتقادی و دقت در محتوای آنها، سبب شده است شاهد وجود خطاهای مکرر در محتوای برخی از این متون باشیم. نخستین پیامد جدی این مسئله، بروز خطاهای مکرر در بازسازی تاریخ اسماعیلیان یا حتی قضاوتی نادرست در تحلیل محتوای تاریخی این متون است. در این مقاله، انتشار اولیه رساله «سیره الحاجب» توسط ولادیمیر ایوانف در جلد چهارم مجله کلیه الآداب مصر (1936م)، روایت حسام خضور از متن این رساله در سال 2007م. در سوریه براساس تنها نسخه باقیمانده از این رساله تاریخی و نیز منقولات باقیمانده از آن در دیگر آثار اسماعیلی متقدم، مورد نقد علمی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بیانگر وجود سه سنخ خطاهای تاریخی، زبان شناختی و زمینه ای در نشر این دو محقق است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. روش تحقیق در این مقاله به شیوه قیاسی و گردآوری داده ها مبتنی بر جست وجوی کتابخانه ای است.
۲.
«جای نام ها» انباشته ای فرهنگی از گستره واژگانی یک زبان اند که در گذر زمان دچار دیرینگی شده اند و آشکار ساختن آنها به معنی بازسازی هویت، فرهنگ، باورها، اسطوره ها، آداب و رسوم، ادبیات، موقعیت جغرافیایی و پیشینه تاریخی یک جامعه است. هدف و پرسش این جستار بازشناسی و بازخوانی قدمت و تداوم ریشه های زبانی و فرهنگی جای نام «بغداد» از زمان ظهور تا نام گذاری «مدینه السلام» به عنوان پایتخت توسط ابوجعفر منصور خلیفه عباسی است. پژوهش حاضر از نظر هدف در زمینه تحقیقات بنیادی و از نظر ماهیتْ تاریخی است. نتیجه این پژوهش از منظر ریشه شناسی مبیّن آن است که اصل واژه «بغداد» فارسی (زبان هند و ایرانی) است که از نیمه اول هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره اسلامی، در متون و منابع گوناگون به زبان های فارسی باستان، فارسی میانه، فارسی و عربی ثبت شده و با تغییر دین در ایران در دوران اسلامی، دیگر واژه «بغ» به معنی خدا دیده نمی شود و تنها به معنی بت و صنم از آن یاد شده است. البته نکته حائز اهمیت ارتباط مفهومی میان جای نام باستانی بغداد «خداداد» و نام مدینه السلام است. آنچه در این واژه «مدینه السلام» مستتر است، مفهوم اندیشه ایرانشهر است که مورخان و جغرافی دان مسلمان عرب آن را چنین بیان کرده اند. بغداد را بدان سبب مدینه السلام نامیده اند که سلام همان «الله» است و منظورشان «مدینه الله» (شهر خدا) بوده است؛ جایگاهی که فرامین الهی حاکم و نظم دهنده امور است.
۳.
قنات یکی از مهم ترین فنّاوری های ساخته شده به دست انسان است که نقش مهمی در رشد و توسعه جوامع ساکن در ایران داشته است. بیشتر پژوهشگران معتقدند که نخستین قنات ها حدود نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد ساخته شده اند. ایران با توجه به وجود تعداد بالای قنات ها، فنّاوری پیشرفته ساخت و فرهنگ مرتبط با آن، به عنوان مهم ترین نامزد محل ظهور و گسترش این فنّاوری ارزشمند شناخته می شود. با وجود این، پژوهش های باستان شناختی مستقل در زمینه پیشینه ساخت نخستین قنات ها در ایران، بسیار ناچیز است و دشت قزوین نیز از این امر مستثنی نیست. براساس مدارک مکتوب و شواهد باستان شناختی موجود، می توان متصور شد که این فنّاوری در دوران هخامنشی مورد استفاده جوامع ساکن در دشت قزوین بوده است. اگرچه شواهد مستقیمی از قنات های دوران پیشا هخامنشیِ منطقه در دسترس نیست، اما براساس وجود شواهدی از وقوع یک پدیده اقلیمی خشک، افزایش جمعیت، تشدید رقابت های سیاسی، توسعه دامداری به ویژه پرورش اسب، گسترش باغ های میوه و ساخت پردیس ها، انگیزه ها و محرکه های لازم برای ساخت این فنّاوری حدود نیمه دوم سده هفتم پیش از میلاد در منطقه فراهم بوده است.
۴.
با انقلاب مشروطه تلاش برای حضور زنان در جامعه و تغییر جایگاه آنان آغاز شد. در آغاز بر این موضوع تأکید می شد که با آموزش می توان عقب ماندگی زنان و دختران را جبران و آنها را آماده پذیرش نقش های جدید کرد. در این رویکرد، وظیفه زنان کار در خانه و تربیت فرزندان بود. این رویکرد علی رغم تغییر جایگاه زنان، در دوره رضاشاه هم با شدت بیشتری اجرا شد. با سقوط رضاشاه در شهریور 1320ش. و آزادی فضای سیاسی، گروه ها و فعالان زن به دنبال تغییر نقش و احقاق حقوق زنان برآمدند. یکی از مصادیق تغییر ذهنیت نخبگان جامعه ایرانی، موضوع اشتغال زنان بود. این مقاله با روش کارکردگرایی ساختاری و با تأکید بر مطبوعات، به این پرسش پرداخته است که نخبگان جامعه ایران در آن دوره چه درکی از کار زنان داشتند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که با وجود تلاش های صورت گرفته، گفتار غالبْ بر کار خانگی زنان و ایفای نقش مادری توسط آنها تأکید داشته و به نقش اقتصادی و اشتغال زنان توجه چندانی نداشته است.
۵.
با توجه به اینکه منابع آیینی اهل حق رمزواره بیان شده، تاریخ پیدایش آن در هاله ای از ابهام فرو رفته است. با رمزگشایی از متون اهل حق درمی یابیم که یارسانیان ظهور و بروز آن را به عصر حضرت علی(ع) برگردانده اند. مهد پیدایش اهل حق در قرن دوم قمری در کرمانشاه و لرستان بوده است. با ظهور سلطان اسحاق برزنجی در قرن هفتم و هشتم، تشکیلات آیین یاری (اهل حق) در اوراماناتِ کرمانشاه شکل گرفت. در مقاله حاضر به این پرسش پاسخ داده شده است که شکل گیری تشکیلات آیین اهل حق در «پردیور» چه نتایجی به دنبال داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که با حضور کاکه ای های برزنجه از توابع استان سلیمانیه عراق، یارسانیان غرب ایران و اشخاصی که از بلاد مختلف راهی پردیور شده بودند، دیوان یاری سامان یافت. در این دوره، قوانین و احکام آیینی آن توسط سلطان اسحاق و برخی از یارانش بیان گردید که فصل تازه ای در حیات اجتماعی، فرهنگی و آیینی این طایفه را به دنبال داشت و جغرافیای زیستی اهل حق فراتر از ایران و عراق گسترش پیدا کرد این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی، با تکیه بر متون اصلی آیینی و بهره برداری از آثار عالمان این طایفه، به تبیین و بررسی کیفیت شکل گیری تشکیلات (دیوان) آیین یارسان در پردیور پرداخته است. چگونگی توسعه و تقنین این آیین در عصر سلطان اسحاق، از دیگر اهداف این مقاله است.
۶.
عرایض را می توان از مهم ترین اسناد تاریخی به شمار آورد که با زندگی سیاسی و اجتماعی جامعه ارتباط وثیقی دارند و نمایانگر دغدغه ها و مشکلات جامعه ای اند که عموماً به دنبال عدم حل ّ و فصل مطالباتشان در مجاری رسمی، ناگزیر به نوشتن عریضه بوده اند. مقاله حاضر با هدف شناخت دغدغه ها و مسائل شهری کرمانشاهان عصر مشروطیت و با تکیه بر اسناد عرایض، به رشته تحریر درآمده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوا به خوانش و بررسی عرایض این دوره پرداخته و به این پرسش پاسخ داده است که مردم به عنوان طبقه فرودست، حلّ و رفع چه مسائلی را در این دوره به واسطه عرایض از مقامات بالادستی می خواستند؟ نتایج به دست آمده در بررسی مطالبات جامعه شهری کرمانشاهان در سه مقطع تاریخی در این دوره، نشان می دهد که مطالبات مذکور در قالب چهار مقوله اصلیِ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در پیوند با تحولات در نوسان بوده است. درحالی که در دوره اول و دوم مشروطه و جنگ جهانی اول، ساحت سیاسی مطالبات در صدر بوده، اما در دوره سوم با چرخشی بنیادین و با کاهش چشمگیر مطالبات سیاسی، مقوله اجتماعی با تنوع موضوعی و حجم بالایی از عرایض، در رأس جدول این مطالبات قرار گرفته و مقوله فرهنگی با تحرکی صعودی، در ردیف دوم جدول قرار گرفته است. از بُعد اقتصادی نیز در هر سه مقطع روند یکنواخت این گونه مطالبات را شاهدیم که عمدتاً در رابطه با سیستم مالیات گیری شکل گرفته بود.