ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۶۰۱.

الگوی یکپارچه ناب چابک در حکمرانی دولتی: بازسازی نظری مبتنی بر فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف: سازمان های دولتی در مواجهه با تحولات محیطی، پیچیدگی های نهادی و افزایش انتظارات شهروندان نیازمند ارتقای هم زمان کارایی و انعطاف پذیری هستند. رویکرد ناب چابک به عنوان چارچوبی تلفیقی، امکان هم افزایی میان حذف اتلاف و افزایش چابکی سازمانی را فراهم می کند. از این رو، هدف این پژوهش ارائه الگوی یکپارچه ناب چابک در سازمان های دولتی با استفاده از رویکرد فراترکیب می باشد. روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای و از نظر ماهیت، کیفی بود و به صورت مطالعه فراترکیب انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در پایگاه های علمی معتبر بین المللی در بازه زمانی 1998 تا 2025 بود که از میان 171 مطالعه شناسایی شده، تعداد 23 پژوهش بر اساس معیارهای پذیرش و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. داده ها از طریق تحلیل اسنادی گردآوری و با بهره گیری از کدگذاری باز تحلیل شدند؛ در این فرآیند 124 کد استخراج و سپس بر اساس تشابه مفهومی دسته بندی و ترکیب گردیدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که الگوی ناب چابک در سازمان های دولتی در قالب 5 بعد و 15 مؤلفه قابل تبیین بود. ابعاد شناسایی شده شامل تکنولوژی اطلاعات، ارتباطات درون سازمانی، منابع مالی سازمان، منابع انسانی متخصص و مدیریت دانش بودند که هر یک مشتمل بر مؤلفه های مشخصی در راستای تحقق کارایی و چابکی سازمانی بودند. بحث و نتیجه گیری: به کارگیری هم زمان ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده موجب تقویت ظرفیت تحول، افزایش پاسخگویی و ارتقای عملکرد سازمان های دولتی خواهد شد. استقرار این الگو زمینه شکل گیری حکمرانی کارآمد، منعطف و دانش بنیان را در بخش عمومی فراهم خواهد ساخت.
۱۶۰۲.

نقش بومی سازی مدیریت سایت موزه های باستان شناسی در توسعه پایدار گردشگری فرهنگی (مطالعه موردی: بندیان و وستمین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
سایت موزه ها به عنوان ابزارهای فرهنگی و آموزشی، نقش مهمی در حفاظت از میراث باستانی و ارتقای تجربه بازدیدکنندگان ایفا می کنند. این پژوهش با هدف ارائه مدلی بومی برای مدیریت سایت موزه های کشور ایران انجام شده و بر تحلیل مقایسه ای دو محوطه تاریخی «بندیان» و «وستمین» متمرکز است. روش تحقیق این مقاله، باستان شناسی با رویکرد کیفی بوده و داده ها از طریق مطالعات اسنادی، مصاحبه با کارشناسان و بازدید میدانی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که وضعیت مالکیت، شرایط فیزیکی و بهره برداری فعلی محوطه ها، تأثیر مستقیم بر موفقیت عملکرد سایت موزه ها دارند. همچنین، فقدان چارچوب مدیریتی مشخص و استانداردهای بومی برای حفظ، نمایش و ارائه محوطه ها به بازدیدکنندگان، مشکلاتی از جمله عدم بهره برداری کامل از ظرفیت گردشگری، ضعف در مرمت و حفاظت و کاهش جذب مخاطب را به دنبال داشته است. تحلیل تطبیقی نشان می دهد هر محوطه با توجه به شرایط خاص خود، نیازمند طراحی مدلی مدیریتی منعطف و قابل تطبیق است که شامل سازماندهی فضاها، حفاظت فیزیکی، فعالیت های فرهنگی-آموزشی و برنامه های گردشگری باشد. نتیجه گیری تحقیق بر ضرورت ایجاد مدلی بومی مبتنی بر ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ایران تأکید دارد که می تواند علاوه بر افزایش جذب بازدیدکنندگان، پایداری و حفاظت محوطه ها را تضمین کند. این مدل می تواند راهنمای عملی برای مدیران سایت موزه ها، برنامه ریزان فرهنگی و کارشناسان مرمت باشد و زمینه ساز توسعه پایدار گردشگری فرهنگی و افزایش تعامل جامعه با میراث تاریخی شود.
۱۶۰۳.

مقایسه اثر تمرینات مقاومتی و هوازی بر بیان ژن های IRS-1، PIK3R1 و Akt در عضله اسکلتی موش های مبتلا به دیابت نوع ۲(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
دیابت نوع ۲ یکی از اختلالات متابولیکی شایع است که با کاهش حساسیت به انسولین و تغییر در پاسخ مولکولی عضله اسکلتی همراه می شود. محور IRS-1/PIK3R1/Akt از مسیرهای مهم مرتبط با پاسخ انسولینی عضله اسکلتی است و تغییر در بیان ژن های این محور می تواند بخشی از سازگاری یا اختلال مولکولی عضله را در شرایط دیابتی نشان دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرینات هوازی و مقاومتی بر بیان ژن های IRS-1، PIK3R1 و Akt در عضله اسکلتی موش های مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. این مطالعه به صورت تجربی آزمایشگاهی بر روی ۴۰ سر موش نر C57BL/6 انجام شد. حیوانات به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی همراه با تمرین هوازی و دیابتی همراه با تمرین مقاومتی قرار گرفتند. دیابت نوع ۲ با رژیم پرچرب و تزریق دوز پایین استرپتوزوتوسین القا شد. برنامه های تمرینی به مدت ۸ هفته و ۵ جلسه در هفته اجرا شدند. بیان ژن های IRS-1، PIK3R1 و Akt در عضلات Soleus و EDL با روش Real-Time PCR اندازه گیری شد و داده ها با روش 2^-ΔΔCt نسبت به گروه کنترل سالم به عنوان کالیبراتور گزارش شدند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته دوطرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام شد. نتایج نشان داد دیابت نوع ۲ با کاهش بیان ژن های IRS-1، PIK3R1 و Akt در هر دو عضله همراه بود. هر دو مداخله تمرینی بیان این ژن ها را نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش دادند؛ با این حال، الگوی پاسخ ژنی در دو نوع تمرین یکسان نبود. بیان IRS-1 در گروه تمرین مقاومتی بیشتر بود، درحالی که PIK3R1 و Akt در گروه تمرین هوازی مقادیر بالاتری نشان دادند. همچنین اثر گروه، اثر عضله و اثر متقابل گروه و عضله برای هر سه ژن معنی دار بود. به طور کلی، تمرینات هوازی و مقاومتی با الگوهای متفاوتی از تغییر بیان ژن های مرتبط با محور IRS-1/PIK3R1/Akt در عضله اسکلتی دیابتی همراه بودند.
۱۶۰۴.

بلاک چین به مثابه یک تحول تاریخی: بازخوانی فرآیند رای گیری در پرتو فناوری های غیرمتمرکز (با تأکید بر چشم انداز کاربست در ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
هدف بررسی امکان استفاده از فناوری بلاک چین در نظام های رای گیری با رویکردی تاریخی-تحلیلی است. مسئله اصلی پژوهش، یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا بلاک چین می تواند به عنوان یک تحول تاریخی، چالش های دیرینه اعتماد، شفافیت و کارآمدی در فرآیندهای انتخاباتی را حل کند. روش پژوهش، آمیخته (Mixed Method) و شامل دو فاز کیفی (تحلیل اسناد و منابع کتابخانه ای معتبر شامل گزارش های بین المللی و مقالات علمی در بازه زمانی ۱۹۳۳ تا ۲۰۲۵) و فاز کمّی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیر تحول روش های رای گیری، تاریخ جستجوی مداوم برای حل «مسئله اعتماد» بوده است. فناوری بلاک چین با ویژگی های غیرمتمرکز، تغییرناپذیری و شفافیت، پتانسیل آن را دارد که به عنوان نقطه عطفی در این مسیر تاریخی عمل کند. با این حال، تجربه کشورهای پیشگام و نقدهای تجربی اخیر مؤید آن است که موفقیت این فناوری به بستر نهادی، فرهنگی، حقوقی و میزان اعتماد انباشته شده در هر جامعه وابسته است. تحلیل تطبیقی مدل های بلاک چین نشان می دهد که مدل کنسرسیوم با ایجاد تعادل میان شفافیت و کارایی، مناسب ترین گزینه برای انتخابات ملی است. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری با SmartPLS نشان داد که هر سه لایه زیرساخت (β=0.382)، عاملیت (β=0.314) و بافتار (β=0.357) تأثیر معناداری بر امکان پذیری پیاده سازی دارند و مدل نهایی ۶۵.۸ درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کند. نتیجه گیری مقاله تأکید دارد که برای کاربست این فناوری در ایران، ایجاد زیرساخت هویت دیجیتال فراگیر، تصویب قوانین شفاف حریم خصوصی، و اجرای پروژه های آزمایشی در مقیاس محدود به عنوان پیش نیازهای اساسی ضروری است. این مقاله با ارائه یک مدل مفهومی سه لایه (زیرساخت، عاملیت، بافتار) و اعتبارسنجی آن با SmartPLS، چارچوبی تحلیلی برای ارزیابی امکان پذیری پیاده سازی رای گیری مبتنی بر بلاک چین در ایران فراهم می آورد
۱۶۰۵.

شناسایی پیشران های فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۵
کاداستر اراضی کشاورزی یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت زمین و توسعه پایدار است که می تواند موجب شفاف سازی مالکیت، کاهش تعارضات حقوقی و بهبود بهره وری در بخش کشاورزی شود. چالش هایی همچون نبود داده های دقیق، ضعف قوانین و پیچیدگی های اداری مانع تحقق کامل این نظام در ایران هستند. در این پژوهش با هدف شناسایی پیشران های کلیدی و تحلیل آینده های محتمل کاداستر، از رویکرد آینده پژوهی و ابزار «ماتریس تأثیرات متقاطع» در نرم افزار MICMAC بهره گرفته شد. رویکرد تحقیق آمیخته بوده و با ترکیب داده های کمی و کیفی و استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزه های کشاورزی، منابع طبیعی، جغرافیا و فناوری اطلاعات بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار با روش دلفی و نظر خبرگان و پایایی آن با انتخاب دقیق مشارکت کنندگان تأیید شد. نتایج نشان داد که پیشران های اثرگذار بر نظام کاداستر در چهار دسته اصلی جای می گیرند: فناورانه، نهادی-حقوقی، اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی. متغیرهایی نظیر «شفافیت مالکیت»، «هماهنگی نهادی»، «پیشرفت فناوری های مکانی» و «سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال» بیشترین قدرت اثرگذاری و حساسیت را دارند. بر این اساس، موفقیت اجرای کاداستر در گرو توسعه فناوری های نوین، اصلاح چارچوب های حقوقی، افزایش مشارکت اجتماعی، همکاری نهادی و بهره گیری از مزایای اقتصادی آن است. یافته ها بیانگر آن است که کاداستر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه سامانه ای چندبعدی است که تحقق آن نیازمند توجه هم زمان به ابعاد مختلف حکمرانی زمین می باشد.
۱۶۰۶.

تحلیل روان شناختی تنظیم هیجان در قرآن کریم با تأکید بر رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: تنظیم هیجان به عنوان یکی از سازوکارهای بنیادین در دستیابی به سلامت روان، تاب آوری فردی و انطباق مؤثر با محیط، نقشی حیاتی در کیفیت زندگی ایفا می کند. ناتوانی در مدیریت و تعدیل هیجانات در مواجهه با موقعیت های استرس زا، فقدان، یا تهدیدهای روانی مستقیماً به اختلالات روان شناختی و کاهش عملکرد شناختی می انجامد. در پارادایم روان شناسی شناختی-رفتاری (CBT)، کانون توجه بر این فرض استوار است که ارزیابی های شناختی فرد از رویدادها، تعیین کننده اصلی نوع و شدت واکنش های هیجانی و رفتاری وی خواهد بود. بر این اساس راهبردهای CBT بر شناسایی و اصلاح شناخت های ناکارآمد، توسعه آگاهی هیجانی و به کارگیری تکنیک هایی همانند بازسازی شناختی تأکید دارند. در کنار این پیشرفت های مدرن، قرآن کریم با ساختار چندلایه و معناگرای خود، مجموعه ای غنی و نظام مند از توصیه های عملی برای مدیریت تجربه هیجانی ارائه می دهد. مفاهیمی چون صبر، توکل، رضا، خوف و پرهیز از حزن و یأس، جملگی دال بر وجود یک نظام منسجم از راهبردهای تنظیم هیجان در متون وحیانی است. این راهکارها غالباً ماهیتی درون زاد، شناخت محور و هدفمند دارند که از نظر کارکردی با اصول مطرح در CBT هم راستا هستند؛ با وجود این، پژوهش های پیشین عمدتاً در حوزه بررسی های اخلاقی یا تربیتی این مفاهیم متوقف مانده و تحلیل نظام مند و تطبیقی آنها با مؤلفه های نظریه تنظیم هیجان، به ویژه مدل فرایندی گراس (1998)، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی این سازوکارهای قرآنی و ارائه یک چارچوب مفهومی برای تلفیق حکمت اسلامی با مدل های روان شناختی مدرن است. سؤالات محوری عبارت اند از: 1. مؤلفه های تنظیم هیجان در قرآن کریم کدامند؟ 2. این مؤلفه ها تا چه حد با اصول و مراحل مدل CBT انطباق دارند؟ 3. الگوی قرآنی تنظیم هیجان چه سهمی در بهبود سلامت روان فردی دارد؟ روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر روش شناسی، کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، به طور قیاسی بر مبنای رویکرد شناختی–رفتاری و به طور خاص، مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس (1998) سامان یافته است. این مدل پنج مرحله اصلی (انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، توجه انتخابی، ارزیابی مجدد شناختی، و تعدیل پاسخ) را شامل می شود که مبنای کدگذاری نظری اولیه قرار گرفتند. جامعه پژوهش، کل متن قرآن کریم در حد توان نگارنده می باشد و واحد تحلیل، آیات یا عباراتی است که به نظر می آید احتمالاً دلالت روشن یا قابل استنباطی بر هیجانات انسانی (مانند خوف، حزن، خشم، امید) و راهبردهای مقابله ای دارند. نمونه گیری آیات به صورت هدفمند نظری و براساس چهار معیار اصلی انجام شد: وجود دلالت هیجانی، قابلیت انطباق با یکی از مراحل پنج گانه مدل گراس، برخورداری از پشتوانه تفسیری معتبر (با استناد به تفاسیری چون المیزان، تسنیم و مجمع البیان) و التزام کامل به چارچوب نظری از پیش تعیین شده برای پرهیز از تحلیل ذوقی. فرایند تحلیل شامل چهار مرحله بود: 1. تدوین چارچوب کدگذاری نظری (براساس مؤلفه های CBT)؛ 2. شناسایی و غربال آیات؛ 3. کدگذاری محتوای مفهومی (به صورت دستی و تحلیلی با اعمال کدگذاری چندگانه در صورت لزوم) و 4. تحلیل تفسیری و استنتاج نظری با تطبیق دلالت های قرآنی با مفاهیم CBT. برای تضمین اعتبار نتایج از مثلث سازی نظری (تطبیق داده ها با مدل گراس و تفاسیر) و شفافیت روش شناختی استفاده شد تا اطمینان از انسجام درون تحلیلی و اعتبار تفسیری حاصل شود. نتایج: تحلیل داده ها براساس چارچوب نظری مستخرج از CBT و مدل گراس به شناسایی هم راستایی های ساختارمندی بین آموزه های قرآنی و راهبردهای تنظیم هیجان انجامید. یافته های کلیدی نشان داد که به نظر نگارنده احتمالاً قرآن کریم به گونه ای نظام مند هر پنج مرحله تنظیم هیجان را پوشش دهد. در مرحله ارزیابی مجدد شناختی آیاتی مانند «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ…» (زمر، 53) با تکنیک بازسازی شناختی در CBT انطباق دارند. این آیه با جایگزینی شناخت ناکارآمد «من غیرقابل بخشش هستم» با باور قوی «من همچنان مورد رحمت هستم»، احساس شکست و ناامیدی را تعدیل می کند و تقویت امید و اصلاح تصویر از خود را در پی دارد. در حوزه توجه انتخابی، آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) کارکردی معادل ذهن آگاهی درمانی را نشان می دهد؛ ذکر الهی به عنوان یک تمرکز آگاهانه بر لحظه حال با محتوای معطوف به خداوند به تثبیت هیجانی و کاهش اضطراب ناشی از نشخوار فکری می انجامد؛ همچنین در مرحله تعدیل پاسخ رفتاری، فرمان قرآنی «الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» (آل عمران، 134)، الگویی فعال از کنترل تکانه رفتاری و انتخاب پاسخ جایگزین (عفو) به جای واکنش هیجانی زودگذر (انتقام یا پرخاشگری) را ارائه می دهد. درنهایت آیاتی مانند «وَلَاتَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران، 139)، بر اهمیت تاب آوری شناختی و حفظ عزت نفس در مواجهه با سختی ها تأکید دارند که بازتابی از تقویت باورهای برگرفته از توحید است. جدول تطبیقی ارائه شده در پژوهش، این موارد را به صورت نظام مند دسته بندی می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، فراتر از یک نظام اخلاقی، یک الگوی شناختی-رفتاری منسجم برای تنظیم هیجان ارائه می دهد که به نظر می آید با مراحل مدل فرایندی گراس  (1998) و اصول بنیادی CBT همخوانی دارد. این هم راستایی نشان می دهد که راهبردهای معنوی مانند توکل، صبر و ذکر، مکانیسم های روان شناختی مشخصی را در چارچوب درمان شناختی-رفتاری فعال می سازند؛ برای مثال صبر صرفاً تحمل منفعلانه نیست، بلکه یک راهبرد فعال شناختی برای ارزیابی مجدد موقعیت های تنش زا و حفظ کنترل پاسخ های رفتاری درونی و بیرونی است. این کشف، اهمیت بالایی در بومی سازی دانش روان شناسی دارد؛ زیرا یک مدل روان درمانی مبتنی بر حکمت اسلامی را پایه ریزی می کند که برای جوامع مسلمان دارای اعتبار درونی و فرهنگی بیشتری است. نکته قابل تأمل آن است که رویکرد قرآن، برخلاف برخی رویکردهای مدرن که ممکن است بر سرکوب هیجان تأکید کنند، بر هدایت هیجان به سوی هدفی متعالی تر استوار است؛ یعنی تبدیل هیجانات بالقوه مخرب به انرژی سازنده و معنادار. اگرچه ماهیت کیفی پژوهش مستلزم احتیاط در تعمیم های بالینی است، نتایج به طور قوی بر لزوم تلفیق این آموزه ها در مداخلات بالینی مبتنی بر CBT تأکید دارند. مطالعات آتی باید این یافته های نظری را از راه طراحی و اجرای پروتکل های مداخله ای کمّی و کارآزمایی بالینی مورد تأیید قرار دهند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مراتب قدردانی عمیق خود را نسبت به کلیه اساتید و متخصصانی ابراز می دارند که در مرحله اعتبارسنجی چارچوب نظری و تحلیل تفسیری این پژوهش همکاری کردند. دانش و وقت ارزشمند ایشان در ارتقای اعتبار علمی این مطالعه نقشی محوری داشته است. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی یا شخصی در انجام، نگارش و ارائه این پژوهش نداشته اند و تمام فرایند تحقیق براساس اصول علمی و حرفه ای انجام پذیرفته است.
۱۶۰۷.

مدل اعتیاد به بازی های آنلاین نوجوانان بر اساس حمایت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه نوجوانان پسر منطقه یک و سه شهر تهران بودند که از میان آنها نمونه ای به حجم 220 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر (1994)، حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، دلبستگی به همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987) و اعتیاد به بازی-های آنلاین وانگ و چانگ (2002) بود. روابط بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مجذورات جزئی انجام شد. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و با رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان رابطه مثبت و معنادار، بین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و بین دلبستگی به همسالان و رضایت از زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0>P). ارتباط غیرمستقیم حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین از طریق رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان مشخص شد. بنابراین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان نقش واسطه ای در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین داشتند. می توان نتیجه گرفت که پژوهشگران حوزه اعتیاد به اینترنت و بازی آنلاین باید بر نقش حمایت اجتماعی و دلبستگی به همسالان جهت برنامه ریزی برای اقدامات پیشگیرانه تأکید نمایند.
۱۶۰۸.

ارزیابی شاخص های بهداشت و درمان با استفاده از مدل تصمیم گیری چند شاخصه اِیداس (مطالعه موردی: شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
یکی از پیامد های منفی کمبود خدمات بهداشتی و درمانی در یک منطقه، کاهش سطح سلامت افراد است که باعث کاهش توان کار و درآمد و نهایتاً فقر اقتصادی می شود؛ بنابراین برای رفع مشکلات در زمینه برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی باید به شناسایی نواحی محروم در جهت ارائه خدمات دهی مناسب پرداخت. در این تحقیق، با استفاده از 54 شاخص بهداشتی و درمانی، به رتبه بندی شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی پرداخته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع «توصیفی – تحلیلی» می باشد. آمار و اطلاعات مربوطه از طریق کتابخانه ای و سالنامه آماری مرکز آمار ایران (سال 1395) استخراج گردید. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنتروپی شانون (جهت وزن دهی) و تکنیک ایداس (برای رتبه بندی) در قالب نرم افزار Excel و همچنین نمایش وضعیت شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از نقشه کریجینگ در قالب نرم افزار Arc GIS صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بعد بهداشت روستایی دارای وضعیت بهتر و بعد نهادی دارای وضعیت بدتری به لحاظ توزیع فضایی دارند. نتایج تکنیک ایداس نشان می دهد که از نظر شاخص های بهداشتی و درمانی، شهرستان شهرکرد با وزن 0.923 برخوردارترین شهرستان و بعد از آن شهرستان های فارسان با وزن 0.770، لردگان با 0.697، بروجن با 0.694، اردل با 0.573، کوهرنگ با 0.516، کیار با 0.478، سامان با 0.363، بن با وزن 0.352 به ترتیب در رتبه های دوم تا نهم و شهرستان خانمیرزا با وزن 0.163 در رتبه دهم (آخر) قرار گرفته است. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که تفاوت زیادی بین شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری از نظر خدمات بهداشتی و درمانی وجود دارد که منجر به پایین آمدن سطح سلامت در برخی از شهرستان ها شده است؛ بنابراین نگاه عدالت محور در توزیع خدمات بهداشتی و درمانی برای بهبود کیفیت سلامت شهروندان لازم است.
۱۶۰۹.

The Unlawful Israeli-U.S. Attacks on Iran in 2025: A Doctrinal Legal Analysis under International Law(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
The fundamental norms of the United Nations Charter, particularly the prohibition on the use of force and the inviolability of state sovereignty, have been repeatedly challenged in the modern security landscape. The June 2025 military attacks by Israel, with direct support from the United States, on Iranian territory and its safeguarded nuclear facilities represent a critical juncture in this historical context, testing the resilience of the international legal order. This article aims to provide a comprehensive legal assessment of the legality of these actions under international law. Employing a doctrinal legal research methodology, the study conducts a systematic analysis of primary legal sources, including the UN Charter, ICJ jurisprudence, and non-proliferation treaties, integrated with secondary scholarly commentaries and institutional reports. Findings demonstrate that the attacks constitute a manifest act of aggression in violation of Article 2(4) of the UN Charter and the jus cogens rule prohibition on the use of force, as they were undertaken without Security Council authorization or a valid claim to self-defense under Article 51. Furthermore, the targeting of IAEA-safeguarded nuclear facilities breached the NPT and the Convention on the Physical Protection of Nuclear Material, eroding the global non-proliferation regime. The study also concludes that Iran’s defensive response was a legitimate exercise of its inherent right to self-defense. In conclusion, the attacks underscore a profound crisis in the UN collective security system, exacerbated by the Security Council's paralysis. The article ends with normative recommendations for upholding accountability and reinforcing the integrity of international law against unilateral militarism.
۱۶۱۰.

ایده عدالت پیشرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
نظریه های عدالت لایه هایی از مفهوم عدالت را کاویده اند، اما نتوانسته اند دوگانگی میان عدالت و پیشرفت را در حد مطلوب مرتفع سازند. زیرا عموما معیار برخوداری از مواهب برای تأمین عدالت را نداشته های اشخاص دانسته اند. در حالیکه که اساس پیشرفت با ارتقای داشته ها نسبت دارد. از طرف دیگر، در نظریه های پیشرفت معمولا عدالت هدفی مستقل و محوری نیست. در این مقاله پس از مرور فشرده اهم نظریه های عدالت، که عموماً مبتنی بر انصاف شکلی به معنی برابری اشخاص یا برابری خصوصیتی از اشخاص است، مفهوم دیگری از انصاف تحت عنوان انصاف محتوایی معرفی می شود. انصاف محتوایی به معنی برابری موقعیت اجتماعی اشخاص با جایگاه بایسته آن ها در جامعه است. نیل به این جایگاه با شکوفایی استعدادها و توانشهای اشخاص به عنوان داشته های آنان و در ضمن جابجایی اجتماعی صعودی ایشان انجام می شود که به معنی پیشرفت اجتماعی است. بر این اساس، ایده دیگری از عدالت که عین پیشرفت است معرفی و تشریح می گردد. با تحق عدالت به معنی انصاف محتوایی نسبت به عموم اعضای جامعه، عدالت شکلی نیز برقرار می شود. زیرا اعضای جامعه در برخورداری از شکوفایی داشته ها و نیل به موقعیت اجتماعی بایسته خود، با هم برابرند. عدالت پیشرفتی بر حق و تکلیف همه اشخاص نسبت به جاری شدن انصاف به معنی یاد شده و مسئولیت جامعه در مساعدت به آن تأکید می ورزد. تحقق عدالت پیشرفتی علاوه بر شمول بر اشخاص، شامل جاری شدن عدالت نسبت به شایستگی های مادی و معنوی جامعه نیز هست. بنابراین، گسترده ای فراختر از گستره دیگر نظریه های عدالت را مطمح نظر قرار می دهد.
۱۶۱۱.

کشف ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سؤالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از یادگیری ماشین بدون نظارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۷
این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین بدون نظارت می پردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسه ای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آن ها به شمار می رود و از طریق پاسخ های کتبی و شفاهی آن ها به سؤالات درک مطلب جمع آوری شد. در مجموع 260 ویژگی واژگانی و نحوی از داده ها استخراج شد. چهار عامل برای داده های شفاهی و چهار عامل برای داده های کتبی شناسایی شد که بیش از 50 درصد از واریانس نمرات درک مطلب را توضیح می دهند. عوامل به شرح زیر نامگذاری و تفسیر شدند. برای داده های مربوط به پاسخ های شفاهی: عامل اول  پیچیدگی دستوری، عامل دوم، پیچیدگی واژگانی، عامل سوم ویژگی و تشابه کلمات و عامل چهارم تنوع واژگانی. چهار عامل داده های مربوط به پاسخ های کتبی عبارتند از: عامل 1، پیچیدگی دستوری، عامل 2 تنوع واژگان، عامل 3 پیچیدگی بند، و عامل 4 اختصاصی بودن کلمه. تحلیل رگرسیون چندگانه در پیش بینی درک مطلب بر اساس عوامل کشف شده نشان داد که عامل سوم (ویژگی و تشابه کلمات) تنها پیش بینی کننده معنادار درک مطلب در داده های شفاهی بود، در حالی که عوامل 1 (پیچیدگی دستوری)، 3 (پیچیدگی بند) و 4 (اختصاصی بودن کلمه) به طور معناداری درک مطلب را در داده های نوشتاری پیش بینی کردند. این یافته ها نشان داد که استفاده از کلمات خاص و مشابه با درک خواندن بالاتر در پاسخ های شفاهی و نوشتاری همراه است، در حالی که پیچیدگی دستوری و تنوع واژگان بسته به نحوه پاسخ، روابط متفاوتی با درک مطلب دارند. این مطالعه بینش های ارزشمندی را در مورد عوامل زمینه ای که به درک مطلب در زبان آموزان که انگلیسی زبان دوم آن ها است، کمک می کند و دستاوردهایی در توسعه روش های آموزش خواندن و ارزیابی مؤثرتر دارد.
۱۶۱۲.

بررسی ارتباط بین الگوهای رودباد و فرین های دمایی سرد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۶
فرین های دمایی سرد علاوه بر آسیب به بخش های انرژی، کشاورزی و محیط زیست، می تواند زندگی جانداران را به خطر بیندازد. از اینرو بررسی و شناخت این مخاطره و الگوهای جوی به وجودآوردنده آن به منظور درک بهتر و پیش بینی مناسب ضروری به نظر می رسد. رودبادهای تراز بالایی وردسپهر از عوامل مهم کنترل کننده و محرک دماهای فرین سطح زمین هستند. به منظور بررسی ارتباط بین فرین های سرد و رودبادهای تراز بالایی وردسپهر، از داده های دمای30 ایستگاه هواشناسی و داده های بازتحلیل باد تراز 300 هکتوپاسکال پایگاه ECMWF در بازه زمانی 32ساله استفاده شده است. ابتدا داده های شبکه ای رودباد با به کارگیری روش شبکه عصبی خودسامان-دهنده (SOM) خوشه بندی شد. سپس فراوانی رویدادهای فرین سردِ هر دسته، محاسبه و الگوهای سینوپتیکی مربوطه تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به روند افزایشی میانگین دمای هوای کشور بین سال های 1992 تا 2023، میانگین فراوانی رویدادهای فرین سرد کاهش یافته است. بیشترین فراوانی فرین های سرد در شرایطی رخ داده است که رودبادهای قوی در کشور حاکمیت داشته اند. این رودبادها حاصل ادغام دو رودباد جبهه قطبی و جنب حاره بوده و غالباً در ماه های سرد سال اتفاق افتاده اند. در مورد درصد کمی از رویدادهای فرین سرد که در فصل های پاییز و بهار پرتکرار بوده اند، الگوهای تراز 300 هکتوپاسکال نشان دهنده نبود رودباد قوی می باشد.
۱۶۱۳.

تحلیل معنایی دلالت های «قلیل» و مشتقات آن با محوریت تفسیر مجمع البیان و صافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
ماده «قلّ» و مشتقات آن 76 بار در 33 آیه قرآن کریم به اشکال مختلف به کار رفته است، و به نکات بسیار مهمی در زمینه تعالی بشریت سخن گفته است؛ معناشناسی واژه قلیل و بررسی مشتقات آن در قرآن به صورت های مختلف فعل ماضی، مضارع، اسم تفضیل و صفت مشبهه در حالات إعرابی سه گانه مرفوع، منصوب و مجرور، به نکته جالب توجه و زیبایی در قرآن اشاره دارد و مطالب مهمی همچون کم اهمیت بودن منافع مادی، اندک بودن مؤمنین و فرمانبرداران اوامر و نواهی الهی، اندک بودن سپاسگزاران و پند پذیران و ... که در پوشش واژگانی مثل قلیلاً، قلیلٌ، قلیلٍ، قلیلون و أقلّ بیان شدده را با روش توصیفی و تحلیلی، ارزیابی می کند؛. از بررسی موارد متعدد آیات مذکور این نتیجه به دست می آید: کسانی که شکر گزار نعمات الهی به انحاء گوناگون هستند، گروه اندکی هستند که قرآن از آنان یاد کرده است؛ وجود این افراد که به زیور تقوی و پاک بودن از هوا و هوس های نفسانی مزین هستند در تفاسیر گوناگون به آن ها اشاره شده است؛ پیمایش این موضوع با بهره مندی از تفاسیر مجمع البیان و صافی انجام گرفته است؛ تفسیر مجمع البیان، واژه «قلیل» را غالبا در معنای کم بودن نسبی مقدار یا تعداد بکار می برد و بر ذات کم بودن چیزی تاکید دارد، و تفسیر صافی، تمرکز بیشتر بر تحلیل لغوی و معنایی واژه دارد و تأکید می کند که «قلیل» به معنای «اندک»، «ناچیز» و «کم» است و گویای مقدار یا اهمیت محدود است.  
۱۶۱۴.

مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی اصفهانی در منظومه خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۶
منظومه خسرو و شیرین اثر محمدصادق نامی اصفهانی، یکی از نظیره های شاخص دوره بازگشت ادبی است که اغلب از منظر مقایسه روایی با شاهکار نظامی گنجوی بررسی شده است. هدف اصلی این پژوهش، فرارفتن از تحلیل های محتوایی و شناسایی، دسته بندی و تبیین مهم ترین نوآوری ها و هنجارگریزی های سبکی نامی در سطوح مختلف زبان است تا از این مسیر، محقق و تبین شود او نه یک مقلد صرف که شاعری صاحب سبک و خلاق است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایه اصول سبک شناسی لایه ای انجام شده است. برای این منظور، متن مصحَح منظومه خسرو و شیرین نامی اصفهانی به صورت دقیق واکاوی شده و انحرافات از زبان معیار و سنت ادبی (نوآوری ها و هنجارگریزی ها) در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و ساختاری، با ذکر شواهد شعری، استخراج و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد نامی اصفهانی آگاهانه نوآوری های سبکی قابل توجهی داشته است. در سطح واژگانی، ساخت افعال جعلی، ترکیبات نو و کهن گرایی برجسته است. در سطح نحوی، با جابه جایی ارکان جمله به برجسته سازی و موسیقی کلام دست یافته و در بلاغت، برخلاف پیچیدگی سبک هندی، از تشبیهات و استعاره های ساده و حسی بهره برده است. تغییرات کلان در پیرنگ داستان نیز در راستای همین رویکرد عمل گرایانه و ساده ساز انجام شده است. این نوآوری ها ثابت می کند که نامی اصفهانی در چهارچوب سنت نظیره گویی، با انتخاب های زبانی، امضای هنری خود را بر اثر حک کرده و داستان کهن را خلاقانه در گفتمان عصر زندیه بازآفریده است.
۱۶۱۵.

نشت اطلاعات اختصاصی و شفافیت اطلاعات حسابداری: تأثیر نقش تعدیلگری حمایت از حقوق مالکیت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: شفافیت اطلاعات حسابداری، به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام حاکمیت شرکتی، در افزایش اعتماد سرمایه گذاران، بهبود کارایی بازارهای مالی و ارتقای کارکرد نظام اقتصادی نقشی کلیدی دارد. شفافیت در گزارشگری مالی، به معنای ارائه اطلاعات قابل اتکا، جامع، به موقع و فهمیدنی است که امکان ارزیابی دقیق عملکرد و ریسک های واحدهای تجاری را فراهم می کند و زمینه را برای اتخاذ تصمیم های صحیح توسط ذی نفعان مهیا می سازد. در سال های اخیر و همگام با گسترش فعالیت های اقتصادی و پیچیده تر شدن فضای رقابت جهانی، مسئله نشت اطلاعات محرمانه و اختصاصی، به ویژه در حوزه تحقیق وتوسعه، به یکی از چالش های جدی در فرایند گزارشگری مالی بدل شده است. نشت این نوع اطلاعات، می تواند مزیت رقابتی شرکت ها را تضعیف کند، موجب از دست رفتن موقعیت های راهبردی شود و انگیزه مدیران را برای افشای داوطلبانه و شفاف اطلاعات کاهش دهد. در این میان، بررسی اثر نشت اطلاعات تحقیق وتوسعه بر شفافیت حسابداری و تحلیل نقش احتمالی حمایت از مالکیت معنوی در تعدیل این رابطه، ضرورتی علمی و عملی دارد؛ به ویژه در محیط اقتصادی ایران که با محدودیت هایی همچون تحریم های بین المللی، ضعف در سازوکارهای اجرایی و ناکارآمدی نهادی در حمایت از حقوق مالکیت فکری مواجه است. این پژوهش در چارچوب نظریه های هزینه مبادله، نمایندگی و محافظه کاری شرطی اجرا شده است. بر اساس نظریه هزینه مبادله، نشت اطلاعات محرمانه به منزله نوعی هزینه اضافی برای شرکت ها محسوب می شود که می تواند مدیران را به کاهش سطح افشا و شفافیت سوق دهد. همچنین از منظر نظریه نمایندگی، تضاد منافع میان مدیران و سهام داران در شرایط ضعف حاکمیت شرکتی تشدید می شود و این امر کاهش شفافیت اطلاعاتی را محتمل تر می سازد. روش: در این پژوهش از داده های ۱۰۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ استفاده شد. این شرکت ها بر اساس معیارهای خاصی از جمله ثبات فعالیت در دوره بررسی، انطباق سال مالی با پایان اسفندماه وعدم تعلق به گروه های سرمایه گذاری یا واسطه گری مالی انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از صورت های مالی حسابرسی شده و شاخص های مربوط به حمایت از مالکیت معنوی که توسط سازمان جهانی مالکیت فکری منتشر می شود، گردآوری شد. در این پژوهش، شفافیت اطلاعات حسابداری، از طریق ترکیب دو شاخص سود متهورانه و هموارسازی سود سنجیده شد و نشت اطلاعات تحقیق وتوسعه نیز با استفاده از تابع تولید کاب داگلاس اندازه گیری شد. شاخص ژینارته و پارک نیز به منزله معیار حمایت از مالکیت معنوی در نظر گرفته شد و سایر متغیرهای کنترلی همچون بازده دارایی ها، اهرم مالی، نرخ رشد دارایی ها، استقلال هیئت مدیره، اندازه شرکت و تمرکز صنعت لحاظ شدند. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون خطی و چندمتغیره در نرم افزار ایویوز ۱۱ انجام گرفت. یافته ها: نتایج به روشنی نشان داد که نشت اطلاعات تحقیق وتوسعه، بر شفافیت گزارشگری مالی اثری منفی و معنادار دارد؛ به گونه ای که ضریب برآوردشده، بیانگر کاهش ملموس شفافیت در اثر افزایش نشت اطلاعات است. این یافته هم سو با نتایج پژوهش های بین المللی است که نشان دادند شرکت ها در صورت افزایش خطر انتقال اطلاعات محرمانه به رقبا، به افشای شفاف اطلاعات تمایل کمتری دارند. از سوی دیگر، نقش تعدیل کننده حمایت از مالکیت معنوی در این رابطه تأیید نشد و مشخص شد که حتی با وجود قوانین حمایت از حقوق مالکیت فکری، ضعف نظام اجرایی و نظارتی در ایران مانع تأثیرگذاری این قوانین بر بهبود شفافیت اطلاعاتی می شود. نتیجه گیری: این یافته ها بیانگر آن است که وجود چارچوب های قانونی کافی نیست و کارآمدی و ضمانت اجرای قوانین در کاهش پیامدهای منفی نشت اطلاعات نقشی اساسی دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نشت اطلاعات تحقیق وتوسعه، یکی از عوامل تهدیدکننده مهم برای شفافیت اطلاعات حسابداری در شرکت های ایرانی است و در شرایطی که حمایت قانونی از مالکیت معنوی ضعیف و ناکارآمد است، مدیران و سرمایه گذاران هر دو در معرض ریسک کاهش کیفیت اطلاعات مالی قرار می گیرند. بر این اساس، تقویت نهادهای نظارتی، افزایش ضمانت های اجرایی قوانین و ارتقای فرهنگ حاکمیت شرکتی، از مهم ترین اقداماتی است که سیاست گذاران باید مدنظر قرار دهند. از سوی دیگر، مدیران شرکت ها نیز باید با به کارگیری راه کارهای داخلی همچون ایجاد سازوکارهای کنترل داخلی قوی تر و استفاده از ابزارهای نوین حفاظت از داده ها، ریسک نشت اطلاعات محرمانه را کاهش دهند. همچنین پژوهش های آینده می توانند به بررسی ابعاد دیگر نشت اطلاعات اختصاصی در حوزه هایی همچون تولید، بازاریابی و فناوری اطلاعات بپردازند و به نقش سایر متغیرهای نهادی و محیطی را در این رابطه توجه کنند. به طور کلی، این مطالعه با ارائه شواهدی تجربی، نشان داد که نشت اطلاعات تحقیق وتوسعه، نه تنها از جنبه رقابت پذیری شرکت ها، بلکه از دیدگاه کیفیت گزارشگری مالی نیز اهمیت دارد و بی توجهی به آن، می تواند به کاهش اعتماد سرمایه گذاران و تضعیف بازار سرمایه منجر شود.
۱۶۱۶.

اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجانات دانش آموزان دبیرستانی نو مزدوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دبیرستانی نو مزدوج بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون به همراه گروه انتظار بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متأهل متوسطه دوم منطقه رضویه مشهد در سال ۱۴۰۳ بود که به روش در دسترس، تعداد ۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۰ نفری آزمایش و انتظار جای گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش مهارت های بهبود ارتباط مبتنی بر برنامه PREP قرار گرفت، درحالی که گروه انتظار در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، منظور از نو مزدوج دخترانی است که کمتر از یک سال از عقد رسمی آنان گذشته و هنوز وارد زندگی مشترک نشده اند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه سواد عاطفی کیمیایی و همکاران (۱۳۹۱) و پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (۲۰۰۶) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه بهبود رابطه (PREP) منجر به بهبود معنادار سواد عاطفی و تنظیم هیجان در نمونه موردمطالعه در گروه آزمایش در مقایسه با گروه انتظار شد، درحالی که در گروه انتظار تغییر معناداری مشاهده نگردید. به طورکلی، یافته ها نشان می دهد که برنامه PREP می تواند در چهارچوب این پژوهش به عنوان یک مداخله حمایتی در برنامه های مشاوره ای و آموزشی باهدف تقویت مهارت های هیجانی زوجین در مراحل اولیه ازدواج موردتوجه قرار گیرد.
۱۶۱۷.

بازشناسی مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بازشناسی مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی و در چارچوب پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی بر اساس مدل براون و کلارک (2006) انجام شد. بر مبنای اصل اشباع نظری از تعداد 10 نفر از صاحب نظران مطلع حوزه موردمطالعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. برای سنجش اعتبار یابی داده ها از دو روش بازبینی دو کدگذار و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش، بازگشت به مصاحبه شوندگان استفاده شد. داده ها طی چند مرحله کدگذاری باز و محوری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش از فرم تحلیل محتوا از از طریق نرم افزار مکس کیودا 2022 استفاده شد. نتایج نشان داد مولفه های سواد هوش مصنوعی در دانش آموزان نسل Z با رویکرد فرهنگی مشتمل بر 6 دسته مولفه آگاهی از جهت گیری فرهنگی، حساسیت به تفاوت های فرهنگی، سواد مراقبتی، مسئولیت پذیری فرهنگی، آینده سازی فرهنگی با هوش مصنوعی و انعطاف پذیری فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که سواد هوش مصنوعی برای نسل Z نباید به مهارت های فنی محدود شود بلکه باید رویکردی فرهنگی-اجتماعی نیز داشته باشد.
۱۶۱۸.

تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۴
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت می شوند، در معرض بحران های عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر نظریه ذهن و خودپنداشت کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. داده های پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن کودکان بی سرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریه ذهن این کودکان رابطه ی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر می رسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسان گرا می تواند پایه ریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریه ذهن و خودپنداشت آن ها سوق دهد.
۱۶۱۹.

Post-war Victimization in Israeli Aggression against Iran (2025) From the Perspective of Cultural Criminology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
The Israeli aggression against Iran in June 2025—targeting defense infrastructure, military personnel, civilians including scientists, children, and women, as well as hospitals, schools, and national media—was not merely a military confrontation but a turning point in the collective and psychological victimization of Iranian society. The ensuing fear, urban displacement, partial economic collapse, and existential anxiety fractured Iran’s cultural and moral fabric, creating conditions for new forms of post-war violence. This study examines how collective victimization reproduces violence and breaks norms in the post-war context both at cultural and psychological levels, and explores the relationship between symbolic violence in media, political discourse, and everyday life (routine activity criminology). The central premise posits that aggression —and the enduring fear of its recurrence—erodes social cohesion, normalizes aggression, and embeds violent cultural patterns into civic life, generating a cyclical process of victimization and offending, wherein society itself perpetuates violence. From a cultural criminological perspective, this cycle reflects a normalization of deviance and a redefinition of social power through violence. Breaking it requires a shift in Iran’s criminal policy from a security-based to a cultural and restorative approach at legislative, judicial, and executive levels—prioritizing the symbolic reconstruction of trust, hope, and meaning alongside structural post-war recovery. The central hypothesis posits that aggression —and the enduring fear of its recurrence—erodes social cohesion, normalizes aggression, and embeds violent cultural patterns into civic life, generating a cyclical process of victimization and offending wherein society itself perpetuates violence. From a cultural criminological perspective, this cycle reflects a normalization of deviance and a redefinition of social power through violence. Breaking it requires a shift in Iran’s criminal policy from a security-based to a cultural and restorative approach at legislative, judicial, and executive levels—prioritizing the symbolic reconstruction of trust, hope, and
۱۶۲۰.

آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی: سناریوها و پیامدهای احداث دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
منطقه قفقاز جنوبی در دهه های اخیر به یکی از کانون های حساس ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان تبدیل شده است. احداث «دالان زنگه زور» به عنوان یک کریدور استراتژیک که جمهوری آذربایجان را از طریق ارمنستان به نخجوان و ترکیه متصل می کند، می تواند نقشه جغرافیای سیاسی منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین نماید. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه، با مرز مشترک در شمال غرب کشور و پیوندهای تاریخی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای قفقاز جنوبی، در معرض فرصت ها و تهدیدهای متنوع ناشی از فعال سازی این دالان قرار دارد. این پژوهش با هدف آینده پژوهی ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی و بررسی سناریوهای محتمل اثرگذاری دالان زنگه زور بر امنیت و توسعه ایران انجام شده است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی–کمی) طراحی گردیده است. در بخش کیفی، تحلیل اسنادی و مرور نظام مند منابع علمی و گزارش های سیاستی (۲۰۱۹–۲۰۲۵) انجام شده و در بخش کمی، از تکنیک «سناریونویسی مبتنی بر ماتریس بحران - عدم قطعیت» برای شناسایی متغیرهای کلیدی و ترسیم آینده های محتمل تا افق ۲۰۳۵ استفاده گردیده است. داده ها از منابع معتبر داخلی و خارجی، شامل مقالات علمی، گزارش های مراکز پژوهشی بین المللی و آمار رسمی سازمان های منطقه ای گردآوری شده اند. یافته های اولیه نشان می دهد که فعال شدن دالان زنگه زور می تواند دسترسی ایران به کریدورهای فرامنطقه ای را کاهش داده و جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را در برخی سناریوها تضعیف کند؛ درعین حال، با اتخاذ راهبردهای دیپلماسی فعال و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی، این دالان می تواند به فرصتی برای توسعه تجارت منطقه ای و تقویت همکاری های اقتصادی بدل شود. مقاله در پایان، مجموعه ای از راهکارهای سیاستی برای کاهش تهدیدات و افزایش بهره وری از فرصت های ناشی از تحولات قفقاز جنوبی ارائه می دهد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان