بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری
حوزههای تخصصی:
ادبیات سورئال به عنوان یکی از جریان های تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایه های ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم می ریزد و فضایی خلق می کند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم می آمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر می رود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل می شود. این رویکرد، نه تنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم می سازد. رمان بوف کور صادق هدایت، به عنوان نمونه ای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا می کند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکل گیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و به گونه ای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان می دهد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با بهره گیری از روش تحلیل نشانه شناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری می پردازد. از طریق تحلیل لایه های تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شده اند. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، می تواند زمینه ساز خلق فضاهایی چندلایه، درون نگر و تجربه محور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انسان اند.