ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۹۴۱.

تحلیل تفسیری از نقش فرهنگ بومی در شکل گیری نگرش خانواده ها به دانش آموزان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی نگرش خانواده های ساکن پیرانشهر نسبت به دانش آموزان با نیازهای ویژه و تحلیل نقش فرهنگ بومی در شکل گیری این نگرش ها انجام شد. روش ها : روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. نمونه ها به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای نظری انتخاب شدند و با ۱۲ نفر از والدین (۶ مادر و ۶ پدر) مصاحبه عمیق انجام گرفت. ملاک انتخاب شامل داشتن فرزند دارای نیاز ویژه، سکونت حداقل پنج سال در پیرانشهر، و تمایل به مشارکت صادقانه بود. نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه یافت. به منظور افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و همتایان بهره گرفته شد و معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتبار، قابلیت انتقال، اتکا و تأییدپذیری) رعایت گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد نگرش خانواده ها در چهار دسته کلی قابل تحلیل است: ۱) نگرش های محدودکننده فرهنگی که تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و هنجارهای سنتی بروز می یابند؛ ۲) نگرش های معنابخش مذهبی که ناتوانی را در قالب آزمون الهی معنا می کنند؛ ۳) نگرش های حمایتی و انسانی گرایانه که با پذیرش و مراقبت دلسوزانه همراه اند؛ و ۴) نگرش های مثبت و تحول گرا که به توانمندی ها و آینده کودک امید دارند. همچنین در پاسخ به سؤال دوم پژوهش، فرهنگ بومی پیرانشهر به عنوان عاملی تأثیرگذار و چندلایه شناسایی شد. در این زمینه چهار مضمون کلیدی استخراج شد: ۱) عناصر هویتی و پیوندهای اجتماعی که باعث ملاحظه کاری و احتیاط خانواده ها می شود؛ ۲) چارچوب های دینی و سنتی که به تفسیرهای خاصی از ناتوانی می انجامد؛ ۳) موانع فرهنگی و باورهای خرافی که موجب شرم زدگی و انزوا می شود؛ و ۴) تحولات نسلی که به باز شدن فضای ذهنی و افزایش مشارکت والدین جوان در حمایت از فرزندان منجر شده است. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد نگرش خانواده ها نسبت به فرزندان دارای نیازهای ویژه، متأثر از تعامل پیچیده ای میان باورهای فردی، زمینه های فرهنگی، دینی و اجتماعی است که در فرهنگ بومی پیرانشهر ریشه دارد.
۹۴۲.

آینده پژوهی نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۵
رشد شهرنشینی و پیچیدگی های روزافزون، اهمیت تاب آوری شبکه های ارتباطی در برابر بحران ها را افزایش داده است. در این شرایط، هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری با استفاده از فناوری های جدید، به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مدیریت پیش فعال و واکنش سریع در شرایط اضطراری مطرح می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر ارزیابی نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی در شهر کرمانشاه است پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و از حیث روش، ترکیبی از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی می باشد. قلمرو پژوهش، شهر کرمانشاه بوده است. جامعه آماری این پژوهش 50 نفر از کارشناسان حمل ونقل شهری، راه و شهرسازی و کارشناسان شهرداری است. جهت تجزیه وتحلیل دادها از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع(میک مک) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد از میان 46 عامل اصلی تأثیرگذار بر نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی، 27 متغیّر به عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده اند که این متغیّرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه نقش هوشمندسازی حمل ونقل درون شهری بر تاب آوری شبکه های ارتباطی شهر کرمانشاه دارند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل تاب آوری محیطی و عابر پیاده مانند پیاده روهای مسقّف، پیشران های اصلی سیستم هستند و بیشترین نیروی تأثیرگذاری را دارند. این در حالی است که شاخص های هوشمندسازی، به ویژه پارکینگ های هوشمند، عمدتاً تأثیرپذیر هستند؛ لذا موفقیت آینده در گرو اولویت دهی به زیرساخت های کالبدی تاب آوری برای ایجاد بستر مناسب جهت استقرار فناوری های هوشمند است.
۹۴۳.

تصمیم گیری ها و تحول نظم قضایی در پرتو کاربست هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
با پیشرفت سریع فناوری هوش مصنوعی و گسترش نفوذ آن در حوزه های مختلف، یکی از مسائل حیاتی و بحث برانگیز، امکان به کارگیری هوش مصنوعی در نظام قضایی و بررسی توانایی جایگزینی آن با قاضی انسانی است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که افزایش حجم پرونده ها، پیچیدگی قوانین و نیاز به تصمیم گیری سریع و دقیق، فشار قابل توجهی بر سیستم قضایی وارد کرده و بهره گیری از ابزارهای هوشمند می تواند به ارتقای کارایی، کاهش خطا و تسریع فرآیند دادرسی کمک کند. با این حال، داوری قضایی صرفاً اجرای مکانیکی قانون نیست و مستلزم تفسیر قواعد، تحلیل اخلاقی، رعایت اصول انصاف و ایجاد تعادل میان عدالت صوری و ماهوی است؛ ویژگی هایی که فهم و اعمال آن ها برای ماشین محدود و پیچیده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت ها، فرصت ها و تهدیدهای هوش مصنوعی در تصمیم گیری های قضایی و ارزیابی امکان جایگزینی آن با قاضی انسانی، با رویکرد توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. نتایج نشان می دهد سامانه هایی مانند چت جی پی تی، کیس تکست، لگال ربات و کایرا می توانند ابزارهای مؤثری برای پردازش اطلاعات، تحلیل داده های حقوقی و پشتیبانی از تصمیم گیری قضایی باشند، اما به دلیل ناتوانی در درک عمیق مفاهیم عدالت، تفکر مستقل حقوقی و قضاوت اخلاقی، قابلیت ایفای نقش کامل یک قاضی را ندارند. بنابراین، هوش مصنوعی می تواند به عنوان مکمل و ابزار کمکی برای قاضی انسانی مورد استفاده قرار گیرد، اما جایگزینی کامل آن با چالش های جدی و بنیادین مواجه است و نیازمند بازنگری های حقوقی و اخلاقی گسترده است.
۹۴۴.

واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
«تربیت الگویی» به عنوان یکی از کارآمدترین روش های تربیتی به سبب نقش آفرینی عینی و ملموس الگوها در فرایند یادگیری، به ویژه در دوران کودکی که عمدتاً یادگیری از مسیر مشاهده و همانندسازی رخ می دهد، همواره مورد توجه پژوهشگران تربیتی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در ادبیات کودک گروه سنّی «الف و ب» انجام شد. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل کتاب های داستانی حوزه کودک در سه دسته پیامبران الهی، معصومین(ع) و فرزندان ایشان در گروه های سنّی «الف و ب» از سال 1390 تا 1402 بود. طبقه بندی یافته ها در سه مرحله پایه، سازمان دهنده و فراگیر انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه های شخصیتی الگوهای دینی در جامعه پژوهش شامل 10 مضمون اصلی «راهنمایی و هدایتگری»، «خداپرستی و نفی طاغوت»، «مشروعیت دینی»، «قدرت های ماوراءبشری»، «حُسن خلق»، «مقبولیت اجتماعی»، «صبر در برابر سختی ها»، «خیرخواهی»، «عدالت جویی» و «خردورزی» بوده است. در مجموع، بازنمایی اسوه های دینی از انسجام شخصیتی کافی برخوردار نبوده و تمرکز بیش از حد بر برخی ابعاد، چهره ای یک سویه و کاریکاتوری از الگوها پدید آورده است. همچنین برخی روایت ها بدون در نظر گرفتن سطح درک عاطفی و شناختی کودک ارائه شده و از پیوند معناداری با دنیای واقعی او برخوردار نیستند. نتایج پژوهش بیانگر این است که بازنمایی فعال و الهام بخش از الگوها، ایجاد ارتباط معنادار میان روایت ها و زندگی کودک و بهره گیری از نمونه های معاصر می تواند به تعادل محتوایی و اثرگذاری بیشتر تربیت الگویی در ادبیات کودک منجر شود.
۹۴۵.

راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران از منظر بخش خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۴
اقلیم های متنوع و عرصه های پهناور ایران شرایط بسیار مناسبی را برای تولید گونه های مختلف گیاهان دارویی فراهم نموده است، با این وجود بررسی داده های تجاری 20 سال اخیر نشان می دهد که سهم ایران از تجارت جهانی رو به رشد این محصولات، ناچیز بوده و ارزش صادرات آنها نیز از رشد باثباتی برخوردار نبوده است. این تحقیق با هدف تدوین راهبرد توسعه صادرات گیاهان دارویی ایران جهت برخورداری از فرصت های رو به رشد بازار انجام شده است و از آنجاکه پیشبرد این راهبرد بدون مشارکت بخش خصوصی میسر نیست، لذا در تدوین آن نیز به نظرات تولیدکنندگان و صادرکنندگان این حوزه توجه ویژه ای شده است. در این راستا بر اساس نظرات خبرگان از روش تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) جهت تدوین راهبردها، از ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی (QSPM) جهت اولویت بندی برنامه ها و سیاست ها و از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویت بندی گونه های گیاهان دارویی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهند: 1- با توجه به مجموع امتیازات وزنی عوامل داخلی (4/2) و خارجی (5/2) از نظر تولیدکنندگان و کارشناسان راهبرد توسعه باید با رویکرد محافظه کارانه تدوین شود، در حالی که با توجه به ضرایب اهمیت عوامل داخلی (4/2) و عوامل خارجی (2/2) از نظر صادرکنندگان این رویکرد باید تدافعی باشد؛ 2- با توجه به ضرایب اهمیت، اجرای برنامه های ایجاد سیستم اطلاعات بازاریابی (0912/0)، افزایش ثبات در بازار (0832/0)، مدرن سازی صنایع تکمیلی و تبدیلی (0825/0)، تهیه و ترویج الگوی کشت گیاهان دارویی کشور (0789/0)، رفع موانع تجاری و ارائه مشوق های صادراتی (0732/0) و حمایت از مکانیزاسیون کشاورزی (0675/0) در اولویت قرار می گیرند؛ 3- با در نظر گرفتن شش معیار مهم اقتصادی و زیست محیطی مشخص شد که به ترتیب گیاهان با عصاره و صمغ های دارویی (338/0)، گیاهان دارویی معطر و اسانس دار (253/0) و گیاهان با دانه های دارویی (164/0) از اهمیت بالاتری برخوردارند. نتایج تحقیق حاکی از اینست که با رویکرد تدافعی، راهبرد نفوذ در بازار از طریق بهبود کیفیت محصولات فعلی و با رویکرد محافظه کارانه، راهبرد توسعه بازار از طریق تقویت بازاریابی خارجی می توانند فرصت های رشد مناسبی را جهت پر کردن شکاف برنامه ریزی استراتژیک در شرایط فعلی فراهم نمایند. لازمه پیشبرد راهبردهای مذکور، ارتقاء دانش و فناوری در زنجیره ارزش گیاهان دارویی است که برنامه ها و سیاست های حمایتی دولت نقش مهمی در تحقق آن دارند. علاوه بر این، ایجاد یک سیستم اطلاعات بازاریابی کارآمد در پیشبرد راهبردها از طریق ساماندهی زنجیره ارزش بر اساس نیازها، سلیقه ها و استانداردهای بازارهای هدف بسیار مؤثر است. در نهایت به منظور هدفمندی در اجرای برنامه ها، با توجه به ارزشگذاری خبرگان و ارزش های صادراتی پیشنهاد می شود گونه های شیرین بیان، آنغوزه، گل محمدی، زیره سبز، گشنیز و حنا به عنوان پیشران های توسعه صادرات در این حوزه در نظر گرفته شوند.
۹۴۶.

The Construct Validity and Measurement Invariance of the Teacher Emotion Questionnaire for Assessing EFL Teachers’ Emotions in the Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
his study investigated the construct validity and measurement invariance of the Teacher Emotion Questionnaire to introduce a valid and reliable instrument for assessing English-as-a-foreign-language (EFL) teachers’ emotions inside the classroom. Second language (L2) teacher emotions have been largely neglected, despite the fact that Educational Psychology has long recognized and researched the role of teacher emotions in different aspects of teaching and learning. To bridge this gap, the current study had 208 Iranian EFL teachers in private language institutes fill out the Teacher Emotion Questionnaire (TEQ), which assessed six emotions teachers experience in their classroom, i.e., Joy, Pride, Love, Anger, Fatigue/Exhaustion, and Hopelessness. The preliminary analysis of the data showed that six items from the TEQ had a factor loading below the minimum recommended level of 0.3, meaning that they contributed to the total variance in the participants’ score less than expected. The collected data were then submitted to confirmatory factor analysis (CFA) for the purpose of construct validation and establishment of the factorial structure of the TEQ. The CFA results indicated that the hypothesized six-factor analysis had more favorable goodness-of-fit indices than both a one-factor structure and a two-factor structure (e.g., positive versus negative emotions). Multilevel CFA revealed that the tested six-factor structure of the TEQ was invariant across male and female EFL teachers. The implications for the use of TEQ in EFL teaching contexts are discussed, and some suggestions are proposed for further validation of the TEQ in language teaching contexts.
۹۴۷.

Examining the National Development Fund's Investment Model in Upstream Oil & Gas Industries with Emphasis on Field Development Risks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
The present study examines the investment model of the National Development Fund (NDF) in the upstream oil and gas industries, focusing on the risks associated with field development. Given the NDF's recent entry into the investment arena, the challenges in this field have been analyzed in this article. Furthermore, the NDF 's investment policies and guidelines, project prioritization, and the Non-Meddle Investment model (I-HOPE) as the NDF’s main strategy to reduce risk and increase resource effectiveness are introduced and analyzed in detail. Finally, alongside a comparative review of the NDF’s investment model and field development challenges, solutions are proposed to improve the NDF’s investment process in this sector. This study, by evaluating the strengths and weaknesses of the I-HOPE model in confronting the inherent risks of field development, provides a framework for optimizing future investments. These measures help the NDF to optimally manage risks, increase resource returns, and play a more effective role in the country's economic development. Keywords: Non-Meddle Investment Model, Risk, Uncertainty
۹۴۸.

ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و هدف: سلامت روان زنان به عنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسش نامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترس پذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخص های کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخص های امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترس پذیری و سلامت روان در رتبه های بعدی قرار گرفتند. این یافته ها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفه های کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامه ریزان شهری به این ابعاد را یادآور می شود . نوآوری این پژوهش در تحلیل هم زمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
۹۴۹.

تحلیل و بهینه سازی پارامتریک نورگیر سقفی سالن ورزشی اقلیم سرد و کوهستانی ایران بر اساس شاخص های نور روز (نمونه موردی مطالعه: شهر قزوین)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
ورزشگاه ها و سالن های ورزشی چندمنظوره برای برآورده کردن نیازهای جامعه امری ضروری است. در این پژوهش تلاش شده به منظور تأمین روشنایی مطلوب نور روز در سالن های ورزشی، ضمن بررسی تأثیر نورگیرهای سقفی سالن ورزشی در اقلیم سرد و کوهستانی ایران به تحلیل پارامتریک آن بر اساس شاخص های نور روز نیز پرداخته شود. در پژوهش حاضر، پس از انجام مطالعات پیشین، به بررسی شاخص های روشنایی پرداخته شد و شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) به عنوان معیار اندازه گیری بهره مندی نور روز انتخاب گردید. پس از برداشت مقادیر میدانی با استفاده از دستگاه لوکسمتر، بررسی میزان خطای مقادیر برداشت شده با نتایج حاصل از شبیه سازی به کمک معادله ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تغییرات CV (RMSE) انجام پذیرفت و از این طریق اعتبارسنجی نرم افزار شبیه ساز مورد سنجش واقع شد. سپس با استفاده از یک رویکرد پارامتریک در نرم افزار راینو و افزونه گرس هاپر مدل تحقیق طراحی گردید و به کمک افزونه های هانی بی و گالاپاگوس و الگوریتم ژنتیک محاسبات تک هدفه تکاملی بهینه سازی بر روی متغیرهای تحقیق انجام پذیرفت. در این پژوهش، طول، عرض و زاویه نورگیرهای سقفی به صورت سقف خرپایی دندانه ای به عنوان متغیر های تحقیق در نظر گرفته شد و از انجام شبیه سازی مدل تحقیق و بهینه سازی محاسبات تک هدفه تکاملی این نتایج استخراج گردید که نورگیرهای سقفی نقش بسیار مؤثری در تأمین روشنایی نور روز سالن های ورزشی دارند و موجب توزیع نور یکنواخت داخل سالن و افزایش آسایش بصری تماشاگران و بازیکنان می شوند. دستیابی به ابعاد بهینه متغیر های تحقیق به روش الگوریتم ژنتیک از نتایج دیگر این پژوهش است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در شرایط بهره مندی از ابعاد بهینه به دست آمده برای نورگیرهای سقفی در 83.57 درصد مواقع سال سطح سالن از روشنایی نور روز مناسب بر اساس شاخص روشنایی مفید نور روز (UDI 300-3000 Lux) برخوردار خواهد بود و همچنین خطر خیر گی در این مدت برای تماشاگران و ورزشکاران حداقل است.
۹۵۰.

Negotiating Hybrid Identities in Diasporic “Translation Sites” of Pirzad’s a A Day before Easter(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۰
Pirzad's novel A Day Before before Easter, delves into the evolving identity of Iranian Armenians, highlighting their diasporic and transnational identities, despite acknowledging historical roots. Based on the ideas of “hybridity” and “translation sites” as the framework, this study explores at how translation sites as symbolic spaces influenced the development of multiple and hybrid identities of Armenian and Muslim characters as well as the possibility of linguistic and cultural interactions between them. Three distinct translation sites, the church, the school, and the graveyard, were identified in this study. These sites revealed how the characters' identities were developed based on their interactions with Muslim Iranians, affecting their language, religion, and society. The school functioned as zones of connection and communication between Muslims and Armenians where some Armenians display hybrid, multiplied identities while the church functioned as a site of “counter-translation,” where Armenians maintained a solidified and diasporic identity, enclosed by their religious and ethnic boundaries. The study suggests that identity conflicts at the translation sites in the story created a space for negotiation, fostering reconciliation and the blending of national and Armenian heritages among the characters.
۹۵۱.

مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعه مروری نظام دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
شوق یادگرفتن به عنوان یک مفهوم کلیدی در روان شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینه پژوهشی در باره مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک ها و مؤلفه های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائه تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد گرفتن با جست وجو در پایگاه داده ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دوره زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه های مرتبط با مفاهیم مذکور به طور جداگانه انجام شده است. جست وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست وجو؛ 125 مقاله در زمینه موضوع مورد بررسی به دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می توان شوق را به عنوان یک سازه انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به داشتن و نشان دادنِ میل، تمایل یا علاقه شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت بخش و بسیار هیجان انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت ها و شباهت های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.
۹۵۲.

بررسی نقش عناصر کالبدی تاثیر گذار در بوستان های شهری با رویکرد اجتماع پذیری (مطالعه موردی: بوستان علوی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
شناسایی و تحلیل عناصر تشکیل دهنده کالبدی موثر در پارک های شهری، به باز دهی پارک ها و میزان رضایت مندی شهروندان از عناصر طبیعی و مصنوع موجود در پارک در تحقق اجتماع پذیری و در نتیجه جلب بیشتر رضایت مردم کمک شایانی می نماید. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت و تاثیر گزار در فضای پارک باعث جذب و تجمع افراد شده ویژگی جمع پذیری آن را قدرت می بخشد. با توجه به موقعیت شهرقم به عنوان دومین شهر زیارتی کشور و قرار گیری بوستان علوی در این شهر به لحاظ موقعیت و وسعت از پتانسیل های بسیاری در جذب شهروندان، زائران و گردشگران برخوردار می باشد . از این رو پژوهش حاضر، ضمن مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل و عناصر اصلی تشکیل دهنده موثر و ارز یابی نارسایی های موجود به عنوان مسئله به بررسی نقش عوامل کالبدی تاثیرگذار که به جذب و تقاضای بازدید کنندگان و گردشگران در بوستان علوی شهر قم، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و مشاهده و بررسی های میدانی و گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و استدلال منطقی صورت گرفته است. جامعه مورد هدف 250 نفر از مراجعان به بوستان علوی شهر قم می باشد. برای انجام تحقیق از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه و نمونه ها به روش تصادفی ساده و تحلیل نرم افزاری (برنامه spss) سود جسته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عامل برای مراجعه به پارک بعد از پر کردن اوقات فراغت، استراحت و ارامش، انگیزه مراجعه و استفاده مکرر از پارک ها رابطه مستقیمی با نوع و میزان امکانات موجود در پارک را دارد.
۹۵۳.

از تجربه تا راهبرد: توسعه چارچوبی نظام مند برای طراحی منظر سبز مبتنی بر تحلیل پروژه های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
طراحی منظر سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در پاسخ به چالش های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای معاصر، مستلزم چارچوبی یکپارچه و چندبُعدی برای ارزیابی پایداری است. مرور مطالعات موجود نشان می دهد که به رغم تعدد شاخص ها و مدل های بین المللی، هنوز چارچوبی جامع و بومی پذیر برای ارزیابی پایداری منظر که بتواند هم زمان سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد، وجود ندارد. این خلأ نظری و عملی سبب شده است، ارزیابی پروژه های طراحی منظر در ایران فاقد ساختاری نظام مند و قابل سنجش باشد. هدف اصلی پژوهش، تدوین چارچوبی شاخص محور برای ارزیابی منظر سبز با تأکید بر یکپارچگی سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف، پنج نمونه برجسته بین المللی شامل پارک هوتان شانگهای (چین)، سوپرکیلن (دانمارک)، مگی دیلی و بلت لاین وست ساید (ایالات متحد) و پارک سبز هوشمند کاشیوا نو ها (ژاپن) و یک نمونه بومی، پارک آب وآتش تهران، به صورت تطبیقی تحلیل شده اند تا امکان شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و ظرفیت های بومی سازی فراهم شود. روش پژوهش بر مبنای تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد قیاسی-استقرایی است. در گام نخست، جستجوی نظام مند در پایگاه های Scopus و Web of Science برای استخراج شاخص های مرتبط با ابعاد سه گانه پایداری انجام شد. در گام دوم، پروژه های منتخب براساس معیارهایی چون تنوع جغرافیایی، اقلیمی و نوآوری طراحی، تحلیل محتوایی شدند. شاخص ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی طبقه بندی شدند تا چارچوب مفهومی هدف-شاخص-راهبرد شکل گیرد. در نهایت، یافته ها با نظر خبرگان و چارچوب های جهانی مانند (LSA، MEA و SITES) تطبیق داده شدند تا اعتبار و قابلیت کاربرد چارچوب تأیید شود. نتایج نشان می دهد در پروژه های بین المللی، بُعد محیط زیستی و به ویژه شاخص هایی نظیر اتصال زیست گاهی، مدیریت منابع آب و کیفیت زیست گاه اهمیتی بیشتر دارد؛ در حالی که در نمونه بومی، شاخص های اجتماعی مانند مشارکت جامعه و سرمایه اجتماعی پررنگ تر هستند. یافته ها همچنین بیانگر کمبود انسجام زیست گاهی و ضعف در مدیریت آب در پروژه های داخلی است. نوآوری پژوهش در ادغام استقرایی شاخص ها از ادبیات و پروژه های اجراشده، همراه با انسجام قیاسی بر پایه چارچوب های جهانی و بومی سازی در بستر ایران است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی و راهبردی برای معماران منظر، مدیران شهری و سیاست گذاران در مسیر توسعه پایدار استفاده شود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با به کارگیری روش های میدانی و مشارکتی، این چارچوب را اعتبارسنجی و بهینه سازی کنند.
۹۵۴.

از صنعت به جامعه؛ فرایند تحول یک منطقه صنعتی در فرانسه به یک محله پایدار(واکاوی نمونه موردی محله سنت اوئن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
رویکردهای مشارکتی در طراحی و مدیریت شهری، به ویژه در سطح محله، از اواسط دهه 1970 توجه جهانی را به خود جلب کرده اند. در فرانسه، مشارکت ساکنان در پروژه های توسعه شهری ازطریق برنامه ملی «محله پایدار» به شکل ویژه مورد توجه قرار گرفته است. از سال 2009، پروژه های توسعه محله متعددی در سراسر فرانسه تحت این عنوان اجرا شده اند. دستیابی به اهداف توسعه پایدار به ویژه با به کارگیری مسکن اجتماعی، فضاهای عمومی و بهینه سازی مصرف انرژی مرتبط بوده است. چهار مرحله تعریف شده برای توسعه پروژه های محله پایدار عبارتند از: برنامه ریزی، تحویل، تجربه و ارزیابی. علی رغم اجماع عمومی درباره موفقیت نسبی پروژه ها، نوع و سطح رویکردهای طراحی و مدیریت مشارکتی در ابهام باقی مانده است، به طوری که مسئله روابط بین بازیگران مختلف در طول زمان و نحوه شکل دهی و تغییر شکل تولید فضا توسط آنها نیاز به توضیح بیشتری دارد. به طور خاص، نقش فضاهای عمومی به عنوان یکی از ابزارهای رایج توسعه مشارکتی در این پروژه ها تا حدودی ناشناخته مانده است. بدین ترتیب، این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش ها است؛ شیوه های مدیریت مشارکتی محله پایدار در فرانسه چیست؟ فرایند برنامه ریزی این پروژه ها چگونه بر وضعیت فعلی آنها تأثیر گذاشته است؟ ویژگی های فرایند برنامه ریزی مشارکتی و مشارکت ساکنان در محله پایدار سنت اوئن چیست؟ این تحقیق با بررسی نمونه موردی سنت اوئن، قصد دارد ارتباط بین رویکرد مشارکتی در طول فرایند طراحی و مدیریت فضای عمومی و نحوه سکونت، تخصیص، استفاده و بازتولید فضا توسط جمعیتی که برای آنها برنامه ریزی شده است را روشن کند. در این پژوهش با روش مطالعه موردی، داده ها ازطریق مصاحبه، مشاهده میدانی و اسناد شهری گردآوری و تحلیل شدند. در مجموع هشت ذی نفع اصلی و تعدادی از ساکنان براساس نقش و میزان درگیری انتخاب و مضامین استخراج شده با رویکرد کدگذاری و در چارچوب نظری حکمرانی مشارکتی دسته بندی شدند. پروژه های محله پایدار در فرانسه ابتکاراتی هستند که از میل به تحقق یک ایده آل و سیاست ملی در مقیاس محلی سرچشمه می گیرند. این مسئله پیچیدگی های لجستیکی ایجاد می کند که نتیجه طبیعی تعدد ذی نفعان و طرح های تعریف و کنترل توسعه است. تحقق مشارکت در این پروژه ها به فرایندهای شفاف، مستمر و فراگیری بستگی دارد که صدای ساکنان را از مراحل اولیه در بر گیرد و با تحولات غیرقابل اجتناب زمینه در پروژه های شهری قابل تطبیق باشد. بر این اساس، فرایند مشارکت در پروژه های محله پایدار، به عنوان یک فرایند مداوم و چندلایه درک می شود که نیازمند سازگاری مداوم، شمول واقعی و هماهنگی مؤثر بین همه ذی نفعان در چارچوبی کل نگر است. در محله پایدار سنت اوئن، چالش هایی مانند نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، محدودیت های لجستیکی، جهت گیری های سیاسی و محدودیت های ذاتی پروژه، طرح را بیش از آنکه مشارکتی باشد به مشورتِ مرحله ای و مقطعی فروکاست داده اند. بدین ترتیب، مشارکت جزئی از خلال ابزارهای توسعه نظیر مسکن اجتماعی و یا جلسات شورای محله، تحقق نسبی ممکن شده است.
۹۵۵.

پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۹
پیشینه و اهداف: امروزه، پذیرش هوش مصنوعی در بازارهای بیمه در مراحل اولیه خود است و تحقیقات علمی درباره پیامدهای هوش مصنوعی بر مدل کسب وکار بیمه هنوز محدود است. بر همین اساس، در این پژوهش به شناسایی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت بیمه و ارائه مدل مناسب در این زمینه پرداخته شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر پایه پارادایم تفسیرگرایانه و روش استقرایی انجام گرفته است. این مطالعه با هدف پاسخ به یک مسئله کاربردی و پر کردن شکاف دانش در حوزه بیمه طراحی شده است و درعین حال با پیشنهاد یک مدل مفهومی جدید، جنبه توسعه ای نیز دارد. برای گردآوری داده ها، نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در میان خبرگان صنعت بیمه و فنّاوری اطلاعات به کار رفت و پس از رسیدن به اشباع نظری، ۴۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، کارشناسان شرکت های بیمه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA 2020 بررسی شد تا کدهای اصلی، مضامین کلیدی و الگوی مفهومی پژوهش استخراج شود. یافته ها: در این پژوهش، مجموعاً ۵۶۶ کد از مصاحبه ها استخراج شد که پس از ادغام و سازمان دهی، ۶۳ کد نهایی به دست آمد. این کدها در سه مقوله اصلی «پیشایندها»، «مؤلفه ها» و «پیامدها» طبقه بندی شدند. براساس چهارچوب فنّاوری –  سازمان –  محیط (TOE)، هریک از این مقوله ها به ابعاد سازمانی، فنّاورانه و محیطی تقسیم شدند. پیشایندها شامل پیشایندهای سازمانی (مانند مزیت نسبی و رقابتی، کاهش زمان و هزینه، خودکارآمدی ادراک شده، سودمندی و ریسک ادراک شده، تقلب، اعتماد، اندازه سازمان، رشد مطالبات بیمه ای)، فنّاورانه (پیچیدگی، تحول در قدرت محاسباتی) و محیطی (فشار رقابتی، پویایی بازار، انتظارات مشتریان) بودند. مؤلفه ها نیز به سه زیرمقوله سازمانی (زیرساخت، حمایت مدیریت ارشد، ایجاد اعتماد در ذی نفعان، آموزش، فرهنگ و دانش سازمانی، مهارت های مدیریتی، بودجه)، محیطی (حمایت دولت، دریافت کمک های مالی از بانک ها) و فنّاورانه (شایستگی های فنّاوری، دسترسی به دستورالعمل های پذیرش فنّاوری، کیفیت و دسترسی به داده ها) تقسیم شدند. همچنین، مقوله پیامدها شامل پیامدهای مثبت و منفی بود که از مهم ترین پیامدهای مثبت می توان به شخصی سازی خدمات، تعیین و ارزیابی ریسک پویا و کشف تقلب اشاره کرد.   نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدل مفهومی جامعی را برای شناسایی و طبقه بندی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی ارائه داده است که قابلیت اجرایی در صنعت بیمه را داراست. با توجه به جامعیت این مدل، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، مدل ارائه شده به طور کمّی بررسی و سنجش شود و در زیربخش های تخصصی بیمه مانند بیمه سلامت یا خودرو، اولویت بندی گردد. این رویکرد، امکان انتخاب مسیر بهینه توسعه هوش مصنوعی را برای سیاست گذاران و مدیران راهبردی صنعت بیمه فراهم خواهد کرد.
۹۵۶.

واکاوی ابعاد هویتی در توسعه مراکز خرید از منظر شهر ایرانی - اسلامی با رویکرد تحلیل ساختاری؛ نمونه موردی مراکز خرید شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۳
در دهه های اخیر، توسعه شتابان مراکز خرید شهری در ایران به ویژه در کلان شهرها، سیمای فضایی شهرها را به طور بنیادین دگرگون کرده است. این روند با وجود کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خود، در بسیاری موارد با غفلت از بسترهای هویتی و فرهنگی همراه بوده و به شکل گیری فضاهایی انجامیده که بیشتر بازتابی از الگوهای مصرفی و تجاری جهانی هستند تا ریشه های هویتی شهرهای ایرانی اسلامی. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف «شناخت آینده و شناسایی پیشران های کلیدی توسعه مراکز خرید از منظر ابعاد هویت اسلامی ایرانی» تألیف شده است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: «هویت شهر اسلامی ایرانی در مراکز خرید سنتی و معاصر شهرهای امروز چگونه نمود می یابد؟» و «پیشران های کلیدی توسعه آتی مراکز خرید در شهرهای امروز به ویژه تبریز بر اساس تحلیل ساختاری کدام اند؟». در مجموع، ۲۶ متغیر به عنوان شاخص های مؤثر بر هویت مراکز خرید شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد از میان ۲۶ متغیر، ۱۰ متغیر به عنوان پیشران های کلیدی در شکل دهی آینده مراکز خرید تبریز نقش اساسی ایفا می کنند. این پیشران ها شامل رؤیت پذیری، بهره گیری از نشانه های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، سرزندگی، تصویر ذهنی قوی، اوقات فراغت و تفریح، جلوه های تبلیغاتی، خوانایی، ایمنی و امنیت هستند. نتایج بیانگر آن است که توجه به این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز تقویت هویت اسلامی ایرانی در مراکز خرید معاصر شده و مانع از تبدیل آن ها به صرفاً عرصه های مصرفی شود. در مقابل، غفلت از این پیشران ها خطر تعمیق بحران هویتی و سلطه الگوهای مصرف گرایانه بر فضای شهری را به همراه خواهد داشت.
۹۵۷.

والدگری موفق نسل z از منظر متخصصان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۸۸
زمینه: با توجه به اینکه یکی از ابعاد والدگری در عصر حاضر، والدگری در مواجهه با نوجوانان نسل z است، توجه به زندگی دیجیتال نوجوانان و نقش مدیریتی و نظارتی والدین در عصر تکنولوژی و فناوری ارتباطی ضروری است که در مطالعات گذشته در زمینه الگوهای والدگری مغفول مانده است. هدف: هدف این مطالعه شناسایی و مفهوم پردازی مقوله های اصلی والدگری موفق برای نوجوانان نسل Z، بر اساس دیدگاه های متخصصان بوده است. روش: روش پژهش حاضر کیفی از نوع اکتشافی که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان حوزه تعلیم و تربیت خانواده (روانشناسان و مشاوران خانواده) شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 18 نفر از متخصصان که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران تدوین شده بود، استفاده شد. یافته ها: داده ها از طریق تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی قرار گرفت. به طوری که بعد از کدگذاری، مضامین اصلی به دست آمد. این فرآیند به شناسایی هشت مضامین اصلی و ۵۳ طبقه مضامین فرعی منجر شد. نتایج نشان داد که والدگری موفق برای نسل Z شامل مضامین اصلی؛ داشتن نگرشی مثبت به نوجوانی، برقراری ارتباط مؤثر، هدایت سازنده و متعادل، استفاده راهبردی از فناوری، تقویت استقلال و مهارت آموزی، و اصلاح باورهای محدودکننده والدینی است. نتیجه گیری: والدگری مؤثر در عصر دیجیتال مستلزم آگاهی از تفاوت های نسلی، حمایت عاطفی، انعطاف پذیری، و توانایی ایجاد روابطی محترمانه و باز با نوجوانان است. کاربرد نظری پژوهش در توسعه مدل های بومی والدگری نسل z در بافت فرهنگی ایران و کاربرد عملی نتایج نیز در طراحی برنامه های آموزشی و مداخله ای برای والدین، مشاوران، مربیان و سیاست گذاران است.
۹۵۸.

بسط مصادیق نظریه سیاسی-اقتصادیِ آنارکوکاپیتالیسم در رویه های افشاء اطلاعات متقارن با تأکید بر ارزش های اخلاق گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۰
هدف این پژوهش ارائه چارچوبی ماتریسی براساس نقاط مرجع استراتژیکِ مصادیق زمینه ای نظریه سیاسی/اقتصادی آنارکوکاپیتالیسم در جهت دهی به رویه های افشاء اطلاعات متوازن برای حفظ اعتلای منافع برابر در بین ذینفعان از منظر ارزش های اخلاق گرایی می باشد. در این مطالعه از پدیدارشناسی به عنوان مبنای علمی روش های پیاده سازی بهره برده شده است تا از طریق پایبندی به سازوکارهای استقرائیِ ارائه یک مدل انتزاعی نقشه راه استراتژیک ادغام زمینه های نظریه آنارکوکاپیتالیسم با دسته بندی رویه های افشاء اطلاعات ترسیم گردد. اَبزار جمع آوری داده ها شامل مصاحبه و تدوین چک لیست های امتیازی محقق ساخته می باشد. مشارکت کنندگان این مطالعه را گروهی از حسابداران رسمی، سیاستگذاران مالیه عمومی و اعضای کمیته های استانداردگذاری گزارشگری مالی به عنوان کنشگران تجربی تشکیل می دهند که به واسطه ی شناختِ ترکیبی که از نظریه های قابل تعمیم فلسفه های سیاسی و اقتصادی به دانش مالی داشتند، در سه مرحله یعنی مصاحبه برای شناسایی کدهای باز (مرحله اول)؛ امتیازدهی به مضامین گزاره ای در قالب چک لیست های مقیاس بندی شده ی محقق ساخته در شاکله گروه کانونی (مرحله سوم) و تفکیک مقوله ها برای قرار گرفتن در الگوی نهایی (مرحله چهارم) مشارکت فعال داشتند. نتایج بدست آمده از فرآیندهای مصاحبه گری مطالعه، حکایت از شناسایی «410» کد باز براساس 18 مصاحبه انجام شده دارد. سپس با دسته بندی کدهای باز شناسایی شده به مضامین گزاره ای، چهل و هشت مضمون برآمده از کدگذاری باز، وارد فرآیندِ غربالگری جهت مقوله یابی شدند و نتایج از تعیین هشت مقوله نهایی در ساختار الگوی ماتریسی نقاط مرجع استراتژیک براساس سه محور عمودی ]آنارشیست گرایی جریان اطلاعات[؛ افقی ]لیبرالیسم گرایی جریان اطلاعات[ و مورب ]سوسیالیسم گرایی جریان اطلاعات[ دارد.
۹۵۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود بر شرم از بدن و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان در بیمارستان طالقانی شهر تهران در تابستان سال 1404 بودند. سپس تعداد 40 نفر زن تشخیص داده شده دارای سرطان پستان انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 2 گروه شامل گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت خود قرار گرفت. از پرسشنامه شرم از تصویر بدن (BISS) دوارت و همکاران (2015) و پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36) وار (2000) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد مداخله درمانی در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر شرم از بدن و کیفیت زندگی داشته است (0/05>p). این یافته ها نشان می دهد که درمان مبتنی بر شفقت خود می تواند در یک زمینه درمانی برای کاهش شرم از بدن و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.
۹۶۰.

‘From Hitler to Hitler’: A New Paradigm of Wyndham Lewis’s Fascist Insights in Hitler (1931) and The Hitler Cult (1939)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۸۴
The present paper examines the juxtaposition of Wyndham Lewis's polemical and disputatious works Hitler (1931) and The Hitler Cult (1939) under the theoretical framework of the political trajectories of Fascism to present an intriguing lens through which to examine Lewis's evolving views on fascism and Adolf Hitler during the tumultuous peak and trough of the twentieth-century authoritarian regime. By delving into the nuanced language of Lewis's notorious writings on fascism, the conjectural boundaries of his intuitive, conceptual, and artistic framework established his reputation as an avant-garde advocate of fascism. In this fashion, the paper encapsulates Lewis's vision of his manifestation of the political insights of fascist predispositions, which reveal a loading towards specific socio-political matrixes over the course of the interwar period (1919-1938). Building logically on this political concept, the present study is meant a) to reflect Lewis's initial fascination with the fascist movement and its charismatic leader, Adolf Hitler, to portray him as a dynamic and transformative figure who embodies the spirit of the times and offers a viable substitute for the perceived failures of liberal democracy and socialism; and b) to represent a critical reassessment of Hitler and the fascist movement in light of the escalating tensions and atrocities of the late 1930s. In The Hitler Cult (1939), Lewis adopts a more skeptical and condemnatory stance toward Hitler and the cult of personality surrounding him by exposing the contradictions and hypocrisies of Hitler's regime and criticizing its propaganda techniques, suppression of dissent, and expansionist ambitions.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان