فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۸٬۰۷۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
انتخابات مجلس سیزدهم در آخرین روزهای حکومت رضاشاه برگزار شده بود. نمایندگان مجلس سیزدهم اگرچه با کمک دربار و رضاشاه انتخاب شده بودند امّا با توجّه به اوضاع جدید،حاضر به سازش و سرسپردگی مطلقی که از آنان انتظار می رفت، نمی شدند.
در این دوره، مجلس به تدریج، قدرت بیشتری یافت و بیش از پیش در روند تحوّلات سیاسی کشور تأثیرگذار بود. محمدعلی فروغی، علی سهیلی و احمد قوام، افرادی بودند که توانستند از مجلس سیزدهم برای تصدّی منصب نخست وزیری رأی اعتماد بگیرند.
پس از عدم موفّقیت دولت های فروغی و سهیلی در مواجهه با مشکلات مملکت، احمد قوام مأمور تشکیل دولت گردید. در دورة نخست وزیری قوام، دولت و مجلس برای غلبه بر مشکلات در برهه ای به تعامل با یکدیگر و در برهه ای دیگر به مقابله با هم پرداختند. از جملة این تعاملات و تقابلات می توان به تصویب لایحة استخدام مستشاران خارجی و نیز مخالفت مجلس با تقاضای اختیارات تامدولت اشاره کرد.
در این مقاله سعی شده است که با ارزیابی تعاملا ت و تقابلات صورت گرفته بین مجلس سیزدهم شورای ملّی و دولت قوام به این سؤال پرداخته شود که آیا تعامل و تقابل بین دولت و مجلس، تأثیری در روند حل مشکلات کشور داشته است یا خیر؟
نقش زنان در منازعات سیاسی دوره تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان در تاریخ سیاسی ایران اغلب دارای جایگاه درخوری نبوده و نتوانستند نقش مؤثری نیز در فضای سیاسی نداشتند. اما، دوران مغولان و تیموریان از این لحاظ یک استثنا به شمار می آید. زنان در این دوران، نقش مؤثری در حوادث سیاسی ایفا نمودند و اشخاص قدرتمند و مشهور و ماندگاری از میانشان برآمدند. این زنان گاه در عرصه سیاست و نظامی گری وارد می شدند؛ گاه برای بر تخت نشاندن فرزند خود، دسیسه چینی و زمانی دیگر برای بخشش خطای بزرگان شفاعت می کردند؛ گاه سلاطین و شاهزادگان را به جنگ وامی داشتند و گاهی نیز سفیران صلح می شدند. پژوهش حاضر تصویری روشن و مستند از فعالیت ها و نقش زنان در تحولات سیاسی دوره تیموری به دست دهد. در این پژوهش، همسران، مادران، خواهران و دختران سلاطین تیموری حاکم در قلمرو ایران مورد توجه اند و همسرانِ امیران و وزیران دربار که از خاندان تیمور نبوده و منابع نیز به آنان نپرداخته اند و نیز تیموریان هند، موضوع این پژوهش نیستند.
نقشه و نقشه نگاری در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی یکی از چند تمدن اصلی و تاریخ ساز بشر است و نقشه، از جمله دستاوردهای با ارزش این حوزه ی تمدنی است که تا کنون به گونه ای شایسته، در کانون توجه محققان ایرانی قرار نگرفته است.
این مقاله با بررسی کرنولوژیک نقشه های جغرافیایی، نقشه نگاران و مکتب های نقشه کشی در تمدن اسلامی از تولد تا اوج و سپس انحطاط این رشته، با مراجعه به منابع و اطلاعات محدود و پراکنده ی موجود در این زمینه، به سیر تاریخی و ماهیت علمی نقشه کشی در تمدن اسلامی پرداخته و ضمن شناسایی تاثیر دستاوردهای اقوام پیشین در نقشه نگاری اسلامی، نشان می دهد که مسلمانان، چگونه با نوآوری ها و آفرینش های چشمگیرخود، به غنای علمی این حوزه افزودند.
باستان گرایی در نهضت فرهنگی شعوبیه
حوزههای تخصصی:
شعوبیه از نهضت های مهم در تاریخ و تمدن اسلامی است. پس از روی کار آمدن امویان اصل بزرگ برابری و مساوات که از زمان پیامبر(ص) و در حکومت علوی (ع) مبنا قرار گرفته بود؛ جای خود را به برتری نژاد عرب بر سایر اقوام و تحقیر موالی و ملل دیگر بخصوص ایرانیان داد. نهضت شعوبیه اولین حرکت در برابر موج برتری جویی اعراب بود و برای رسیدن به اهداف خود مراحلی همچون: حزب عربی، حزب تسویه و نهضت شعوبیه را طی کرد. در این میان نخبگان ایرانی برای تجدید استقلال و احیاء فرهنگ باستانی ایران تلاش نمودند و با اقدامات خود حس ملیت و انتقام را در ایرانیان برانگیختند. شعوبیه برای نشر عقاید خود و تحریک حس ملی ایرانیان اغلب از ابزار شعر و ادبیات استفاده کردند. این مقاله درصد است با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و منابع به بررسی موضوع بپردازد.
بنیاد امامت و سلطنت خاندان ابوسعیدی مسقط و عمان و چالش های حکومت های ایران در حوزه خلیج فارس و دریای عمان (قرون 18-19 میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیستم محرم سال 1060هجری/ 22 ژانویه 1650میلادی جنبش ضد استعماری مردم عمان به استیلای یکصدوپنجاه استعمار پرتغال پایان داد و سلسله نوبنیاد آل یعاربه در سایه قدرت دریایی و ضعف مفرط دولت های مرکزی، حمله و تجاوز به سواحل و جزایر و بنادر ایران را تشدید کردند. بدین ترتیب، تقابل دو کشور بر تعامل و پیوند پیشین سایه انداخت. در سال 1744میلادی احمد بن سعید ابو سعیدی ( 1693- 1783م)، با لقب الامام احمد بن سعید، به رهبری مردم برگزیده شد. این امامت و رهبری آغاز سلطنت پادشاهان ابو سعیدی است که در قرون 18 و 19 میلادی عنصری تاثیرگذار در تحولات سیاسی ، اقتصادی و نظامی خلیج فارس محسوب شدند. تقابل امامان سلسله یعاربی و سلاطین ابوسعیدی مسقط و عمان با حکومت های ایران و اجاره برخی از جزایر و بنادر ایران به وسیلة آنان، بخش مهمی از تاریخ حوزه خلیج فارس و دریای عمان است. بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سلاطین ال ابوسعید در عمانات ، تهاجم و استیلای آنان بر خطوط دریایی شمالی خلیج فارس و سیاست دستگاه حاکمه ایران در برخورد با انان، هدف اصلی این پژوهش است. در فرجام، نگارنده بر این باور است که این امر، توانمندی و تمرکز سیاسی و اداری و میزان نقش آفرینی ایران را در کرانه های آبی جنوبی، در خلال قرون 18تا 19 میلادی به چالش سختی کشانید.
کردهای فارس و زمینه های شکل گیری سلسله ملوک شبانکاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کردهای فارس صحراگردانی بودند که پیش از ظهور اسلام و در قرون اولیه اسلامی در فارس حضوری تاثیرگذار داشتند.در حدود اواسط قرن پنجم ه.ق با رهبری فضلویه چند طایفه از کردهای فارس با هم متحد شدند و تشکلی را با عنوان ((شبانکاره)) ایجاد کردند.شبانکارگان در سال های اولیه شکل گیری توانستند بر تمامی ایالت فارس و پس از آن نیز بر بخش هایی از این ایالت حکومت کنند.در اوایل قرن ششم ه.ق یکی از طوایف تشکیل دهنده گروه شبانکار،اسماعیلیان،توانستند سلسله ای را به نام ملوک شبانکاره ایجاد کنند.این سلسله موفق شد حدود دو قرن و نیم بر بخش هایی از فارس و کرمان حکومت کند
جایگاه اجتماعی طریقت قادریه از پیدایش تا پایان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلسله صوفیانه قادری بعد از تأسیس در نیمه دوم قرن ششم هجری، از معروف ترین طرایق صوفیانه شد و فضای اجتماعیِ بخش قابل توجهی از جامعه را تحت تأثیر آموزه های اجتماعی ـ فرهنگی خود قرار داد. روند رو به گسترش این طریقت در ابعاد اجتماعی، تا قرن نهم هجری در ایران و حتی کشورهایی چون هند ادامه یافت؛ اما، با ترویج مذهب تشیع در ایران روند محوشدن این طریقت از ساختار اجتماعی و فرهنگی رقم خورد.
در مقالة حاضر ابعاد نفوذ اجتماعی این سلسله صوفیانه بر جامعه بررسی می شود و همچنین به این مسئله پرداخته می شود که چرا و تحت چه شرایطی از قرن نهم هجری تا عصر صفوی، این سلسله صوفیانه جایگاه اجتماعی خود را در جامعه ایران از دست داد؟ در این مقاله با روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع اصلی و طریقتی، به بررسی موضوع پرداخته و تلاش شده است یافته های نوین ارائه دهد.
بر اساس یافته های تحقیق، این سلسله در طول حیات خویش سه دوره متمایز از یکدیگر را تا پایان عصر صفوی، به منظور حفظ نفوذ اجتماعی خویش در جامعه از سرگذراند. در دوره نخست (از بدو شکل گیری تا پیش از تهاجم مغول) ، سلسله قادریه با تأکید بیشتر بر جنبه فقاهتی، توانست در جامعه، به ویژه نزد اصناف، جایگاه ویژه ای به دست آورد. در دوره دوم پس از تهاجم مغول، سلسله قادریه تغییراتی در مشی طریقتی، با تأکید بیشتر بر جنبه صوفیانه ایجاد کرد، دوره سوم (از قرن نهم هجری به بعد) که هم زمان با مطرح شدن تشیع و فرقه های منجی گرا بود، قادریه رفته رفته پایگاه اجتماعی خود را از دست داد و با اعمال سیاست های ضد تسنن و تصوف صفوی کاملاً محو شد.
تأثیر سکاها و پارت ها بر حماسه ی ملی ایرانیان با تکیه بر شاهنامه
حوزههای تخصصی:
سکاها از کهن ترین اقوام بشری در منطقه ی آسیا می باشند که دارای فرهنگ و هنر غنی و تمدن با شکوه بوده اند. این قوم بدلیل این که سده های متمادی بر تمدن های بزرگ مجاور خود چون مادها نفوذ داشته اند، بسیاری از مظاهر زندگی آن ها در این تمدن ها و اقوام همسایه تبلور یافته و با شکل دیگری به حیات خود ادامه داده است. بنابراین نشانه های فرهنگ و تمدن سکاها را می توان در فرهنگ ایرانی مخصوصاً ادبیات فارسی کهن یافت که مهم ترین اثر در این زمینه شاهنامه ی فردوسی است که به صراحت از سکایی بودن یا سگزی بودن رستم و خاندانش یاد کرده است. در این پژوهش به این پرسش، پاسخ خواهیم داد، که سکاها و پارت ها چه تأثیراتی بر حماسه ملی ایرانیان (شاهنامه) داشته اند؟ سکاها در پهنای وسیعی از سرزمین های باستانی پراکنده شدند و به علت هجوم به اطراف، معمولاً از قبایل پر نفوذ و با ظرفیت های جنگاوری بالا بودند. آن چه که اشارات تأثیر قوم سکا را بر جوامع اطراف خود قابل پذیرش می کند، این است که یکی از این مؤلفه های اصلی و اساسی جغرافیای گسترده حضور و نفوذ این بیابانگردان و تعدد نام هایی است که در هر منطقه ی جغرافیایی به ایشان اطلاق می شده است. اهمیت تحقیق حاضر که به روش کتابخانه ای و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی است در این است که با استفاده از منابع دست اول که اطلاعاتی از سکاها و پارت ها می پردازد.
حمله به روم در تخیلات فاتحانه سلطان محمود غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود آنکه در کارنامه دوران فرمانروایی سلطان محمود غزنوی (389 – 421 ه.ق.) افتخارات سیاسی و نظامی چشمگیری وجود دارد؛ اما او بیشتر به دلیل فتوحات خویش در هندوستان از شهرتی ویژه برخوردار است. پیروزی های پی در پی سلطان محمود در لشکرکشی های گوناگون، ولع او را برای تصرف سرزمین های جدید، بیشتر بر می انگیخت. سلطان محمود که با لشکرکشی های مکرر، بر سرزمینی بسیار گسترده سلطه یافته بود، در سال 420 ه.ق. به شهر ری، پایتخت سلسله آل بویه مرکزی لشکر کشید و قلمرو مجدالدوله بویهی در عراق عجم را تصرف کرد و آن سلسله را بر انداخت. پس از آن، سرزمین های وسیعی از غرب ایران تا حدود ارمنستان، نسبت به آن کشورگشای خستگی ناپذیر اظهار اطاعت کردند. به این ترتیب، متصرفات سلطان محمود غزنوی با قلمرو امپراتور روم شرقی( بیزانس) هم مرز گردید. در آن هنگام، برای سلطان غزنوی، لشکر کشی به روم شرقی، جاذبه ای فراوان داشت، زیرا در صورت تصرف حتی بخش هایی از مملکت امپراتور بیزانس، او می توانست در زمره جهانگشایان بزرگ جهان به شمار رود ؛ اما مرگ محمود در پی شدت بیماری علاج ناپذیرش، او را از رسیدن به اهداف بلند پروازانه خود بازداشت. بدین صورت، سلطان محمود با ناکامی جهان را بدرود گفت، آرزوهای طلایی آن فاتح نامجوی در هجوم به بیزانس و پیروزی بر امپراتور روم، بر باد رفت.
نقد و بررسی دیدگا ه سفرنامه نویسان درباره فرهنگ غذایی ایرانیان در دوره قاجار
حوزههای تخصصی:
آداب غذایی مردم ایران یکی از شاخص های فرهنگی آنان به شمار می رود. اقوامی که دارای تمدن پیشرفته هستند از فرهنگ غذایی غنی برخوردار هستند. سیاحان خارجی که به ایران سفر کرده اند، فرهنگ ایرانی و اجزا و جنبه های مادی و معنوی آن را ارزیابی نموده اند. یکی از این جنبه ها، توجه به فرهنگ حاکم بر سفره ایرانیان، نوع خوراک، طرز تهیه غذاها و کیفیت آنها است. ازنظر سفرنامه نویسان، برخی از خوراک ها جنبه ملی داشت و برخی نیز مربوط به طبقات اجتماعی خاصی بود. بابررسی و نقد دیدگاه سیاحان مشخص می شود که فرهنگ غذایی ایران ریشه در ارزش های سنتی، مذهبی دارد و از قرن نوزدهم به بعد از تعامل با فرهنگ اروپاییان نیز تأثیر گرفته است. در این تحقیق نظرات سیاحان بررسی شده و برخی از دیدگاه های آنها مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است.
«بررسی کارکردهای سیاسی و فرهنگی زنان هیات حاکمه در حکومت های تُرک از دوره غزنویان تا پایان سده هشتم هـ .ق»
حوزههای تخصصی:
در برخی از دوره های تاریخ ایران به ویژه دوره باستان، زن در مسایل سیاسی به طور مقطعی تاثیر چشمگیری داشته است. در دوره ایران اسلامی نیز از میان حکومت های مختلف، در حکومت های ترک، نفوذ و آزادی عمل زنان هیات حاکمه بیشتر است و نیز از حیث تعداد زنان صاحب نفوذ، قابل توجه می باشد. با توجه به این امر پرسش هایی که مقاله حاضر برای پاسخ دهی به آنها سامان یافته است عبارتند از اینکه: درحکومت های ترک غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و حکومت های محلی قراختاییان کرمان و سلغریان فارس عملکرد سیاسی و فرهنگی زنان هیات حاکمه چه بود؟ علت نفوذ و آزادی عمل زنان در دوره های یاد شده به جزء دوره غزنوی چه بود و چرا در دوره غزنوی آزادی عمل زنان هیات حاکمه در مقایسه با دوره های یاد شده بعدی، کمتر است؟ یافته های مقاله حاضر، به بیان کارکردهای مختلف سیاسی و فرهنگی زنان، از جمله دخالت در امور مهم سلطنت و ... پرداخته و علت آزادی عمل بیشتر زنان در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی و حکومت های محلی یاد شده را در حاکم بودن روابط، آداب و رسوم و هنجارهای قبیله ای در آن حکومت ها می داند که تا آن زمان به همراه آیین شهریاری و مملکتداری ایرانی با قوت اعمال می شدند. و علت کمتر بودن آزادی عمل زنان هیات حاکمه در حکومت غزنوی را، در ساختار غیرقبیله ای (غلامی) حکومت غزنوی می داند.
جایگاه مذهب در مناقشه خوارزمشاهیان و خلفای عباسی (از آغاز تا دوره سلطان محمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تشکیل نهاد خلافت به خصوص در دوره عباسی، ایرانیان نیز با هدف بازیابی قدرت و هویت سیاسی خویش، نهاد سلطنت را تاسیس و با خلفای عباسی به رقابت و گاه دشمنی پرداختند. در دوره خوارزمشاهیان، خلفا و سلاطین با بهره گیری از عوامل مختلف از جمله سیاست های مذهبی، در پی بسط و توسعه قدرت و قلمرو خود بودند. عراق عجم مهمترین منطقه محل نزاع این دو نهاد در این دوره، به آوردگاه خلفای عباسی و خوارزمشاهیان و متحدان سیاسی آنان تبدیل شده بود. خلاء قدرت ناشی از اضمحلال سلاجقه بزرگ، طمع این دو قدرت را برای تصاحب میراث سلاجقه دو چندان ساخته بود. عباسیان در پی بازیابی قدرت سیاسی و خوارزمشاهیان به فکر تسلط بر بغداد و وادار نمودن خلفای عباسی به پذیرش سیطره سیاسی ـ نظامی سلاطین بودند که نتیجه این امر تلاش دو قدرت برای یارگیری در میان حکومت های محلی در ایران و درگیری های متعدد در عراق عجم و فرجام نهایی آن نیز شکست خوارزمشاهیان بود. مسأله مقاله پیش رو بررسی نقش و جایگاه مذهب در مناسبات و منازعات خلفای عباسی و سلاطین خوارزمشاهی از آغاز تا دوره سلطان محمد است. بر این اساس ابتدا داده های تاریخی با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی جمع آوری؛ سپس با استفاده از آخرین یافته های پژوهشی، تحلیل و تبیین گردیده است.
عوامل رونق و شکوفایی موسیقی در عصر عباسی از آغاز تا تسلط آل بویه بر بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: تمدن اسلامی در عصر عباسی، بستری مناسب را برای پیشرفت و تکامل علم و ادب و هنر فراهم آورد. چنانکه وقتی مسلمانان از مسئله فتوحات و جنگ و درگیری رهایی یافتند و ثروت و قدرت دولت رو به فزونی نهاد، گرایش به انواع هنر های زیبا در بین خلفا، بزرگان و طبقات مختلف جامعه بغداد افزایش یافت.در این میان هنر موسیقی، به عنوان ابزاری مهم برای جلوه گر ساختن شکوه و اقتدار خلفای بغداد، جایگاه ویژه ای داشت. این خلفا، تحت تأثیر فرهنگ ایران زمین و به شیوه شاهان ساسانی، با حمایت از نوازندگان و خوانندگانی چون ابراهیم و اسحاق موصلی، ابن جامع، منصور زلزل، زریاب، ابراهیم بن مهدی، مخارق، برصوما، علّویه، حکم وادی، عمرو بن بنان و بسیاری دیگر در پیشرفت موسیقی این دوره نقشی مهم ایفا کردند. چنانکه بخشیدن انعام و جوایز فراوان به موسیقیدانان و تعیین حقوق و مقرری برای ایشان، از سوی دربار، موسیقی این دوره را به درجه کمال رسانید. نهضت ترجمه و ظهور موسیقیدانان خلاق از عوامل دیگری است که در شکوفایی موسیقی این دوره تأثیر گذار بود. افزون بر این نقش ایرانیان را در ایجاد تحولی مثبت در این زمینه نمیتوان نادیده گرفت. پژوهش حاضر سعی داشته است، عوامل شکوفایی موسیقی را در عصر عباسی مورد بررسی قرار دهد. روش کار، توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از منابع، مآخذ و پژوهش های موجود سامان یافته است.
موسیقی، جشن و جنسیت در ایران از دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی
حوزههای تخصصی:
در ایران، موسیقی و جشن جزیی جدایی ناپذیر از یکدیگر بوده است که همواره به شکلی از مطربی، معمولاً توسط یک نوازنده در مناسبت های شاد اجرا می شد. گرچه در گذشته واژهٔ مطرب برای همهٔ نوازندگان بدون در نظر گرفتن جایگاه و تفاوت های نوازندگی آنان کاربرد داشت، اما از اواخر دورهٔ قاجار، نوازندگان متخصص در هنر موسیقی، خود را عمداً و به طور ملموسی از نوازندگانی که شغل آنان صرفاً نوازندگی در جشن ها بود، متمایز و جدا ساختند و این روند موجب شد تا اصطلاح مطرب به گروه دوم نسبت داده شود. بنا بر اطلاعاتی که از طریق سفرنامه های اروپاییان برجای مانده است، مطرب ها و گونهٔ موسیقی آنها از دورهٔ صفویه و به ویژه اواخر آن به تدریج رو به کاهش نهاد. با وجودِ اینکه سلسلهٔ زند و دربار صفوی علاقه وافری به مطرب ها داشتند اما این امر برای هنر موسیقی در آن زمان بسیار مضر بود. با این حال، در دورهٔ قاجار، به خصوص از عصر حکومتِ ناصرالدین شاه، فعالیت مطرب ها به علت گسترش و توسعه هنر/ موسیقی کلاسیک محدودتر شد. پس از آن، در دورهٔ پهلوی، به علت ظهور و رواج موسیقی غربی و انطباق هر چه بیشتر سبک های مدرن با مراسم و جشن ها، مطرب ها به حاشیه رانده شدند و بیشتر مورد استقبال و توجه طبقات سنتی تر جامعه قرار گرفتند. پس از انقلاب اسلامی، آن ها با مخالفت بیشتری رو به رو شدند و اینگونه به نظر می رسید که گویا پس از آن برای همیشه محو و ناپدید شدند.
بازتاب احیای فرهنگ و سنن عهد ساسانی در دو کتیبه عضدالدوله دیلمی در کاخ تچر تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مکان های مهم در مجموعه تاریخی تخت جمشید، کاخ تچر است. از دیدنی های این کاخ، تعدادی کتیبه است که به پادشاهان، امیران و حاکمان معروف، از پیش از اسلام تا دوره قاجاریه تعلّق دارد. از جمله این کتیبه ها، دو کتیبه عضدالدوله دیلمی است. عضدالدوله در یکی از کتیبه های خود به بیان واقعه حمله ابن ماکان به اصفهان و لشکرکشی به اصفهان برای دفع او می پردازد و کتیبه دوم از خوانده شدن کتیبه ساسانی توسط دو دانشمند ایرانی به فرمان او خبر می دهد. در این مقاله، ضمن بررسی واقعه تاریخی، به نکاتی که می توان از این دو کتیبه استنباط کرد، می پردازیم. پاسخ به این پرسش که چرا عضدالدوله در تخت جمشید از خود کتیبه ای به یادگار گذاشته است، ما را به یکی از سیاست های مهم عضدالدوله یعنی احیای برخی از آداب و سنن ایران باستان، رهنمون می سازد. همچنین، از این کتیبه ها می توان به استفاده از خط و زبان پهلوی در آن دوره و همچنین تسامح مذهبی آل بویه به ویژه عضدالدوله پی برد.
پیدایش و گسترش خانقاه در ایران
حوزههای تخصصی:
مقاله ی پیش رو در خصوص خانقاه و نحوه شکل گیری و گسترش آن در ایران می باشد. بیشتر این کانون های خانقاهی، از دیدگاه صوفیان، مرکزی بوده است برای امر تعلیم و تربیت اسلامی و تزکیه نفس نیز جایگاهی برای خویشتن شناسی و خدا یابی و خداشناسی. نخستین خانقاه صوفیان در محلی به نام رمله شام یا در جایی از عبّادان و تاریخی در حدود سال صد و پنجاه هجری تأسیس گردیده است. شکل گیری خانقاه به صورت رسمی در ایران توسط ابوسعید ابو الخیر 440ه ق. در خراسان و شهر نیشابور در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم بوجود آمد. تصوف در دوره ایلخانان دارای اهمیت بسیار می باشد. اوج رواج و رونق تصوف و خانقاه سازی در این دوره می باشد. اما در عین حال در این دوره تصوف دچار ابتذال گردید. چه بسیار بودند شیوخ ریاکار، قدرت طلب، فرصت یاب و کامجویی که به گردآوری مال، دست زدن به اعمال ناشایست و دخالت ناروا در کار سیاست می پرداختند و آنچه می کردند نه در راه خالق و خلق، بلکه در راه منافع شخصی و دنیایی بود.