فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
491 - 509
حوزههای تخصصی:
آموزش فلسفه به دانش آموزان تا حد زیادی قدرت مواجه آن ها با بحران های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و انتخاب رشته، شغل، همسر و... را افزایش می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب مدیریت خانواده و سبک زندگی (ویژه دختران) پایه دوازدهم دوره دوم متوسطه می باشد. روش این پژوهش توصیفی، تحلیل محتوا و جامعه اطلاع رسان شامل یک جلد کتاب درسی دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1399-1400 و ابزار پژوهش فرم تحلیل محتوا باتوجه به معیارهای تفکر فلسفی (شامل سه حیطه استدلال، قضاوت و مفهوم سازی و دوازده مؤلفه) می باشد. به این صورت که پس از مشخص کردن واحد تحلیل و مؤلفه های مورد نظر به عنوان ملاک های تحلیل، با استفاده از تکنیک ویلیام رومی به تحلیل کتاب مذکور اقدام شد. علاوه بر این از آزمون خی دو جهت مشخص کردن نحوه توزیع مؤلفه ها در محتوای کتاب مزکور استفاده گردید. باتوجه به تحلیل ضریب درگیری (ISE=0/94) به دست آمده از محتوای کتاب مورد بررسی، می توان اظهار داشت که میزان توجه کتاب مدیریت خانواده و سبک زندگی (ویژه دختران) پایه دوازدهم دوره دوم متوسطه به مؤلفه های تفکر فلسفی، در حد نسبتا مطلوب (ضریب درگیری پایین تر از 1) و به صورت نیمه فعال می باشد. همچنین نتیجه حاصل از آزمون خی دو (Sig: 0/006، Chi-Square: 26.316) نشان داد که میزان توزیع مؤلفه ها در کتاب یادشده به طور معناداری نامتوازن می باشد. به گونه ای که مؤلفه شناخت با 36/5 درصد فراوانی، دارای بیشترین فراوانی و مؤلفه تمرکززدایی با 42/2 درصد فراوانی، کم ترین فراوانی را در مؤلفه های تفکر فلسفی به خود اختصاص داده اند.
مطالعه بین نسلی ایدئال های فرزندآوری زنان (مطالعه زنان متأهل در شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
489 - 515
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی برخی عوامل مؤثر بر ایدئال های فرزندآوری زنان متأهل شهر تبریز پرداخته است. در این زمینه، از نظریات مختلفی استفاده شده است که از منظر اقتصادی، اجتماعی، جمعیت شناختی و فرهنگی به بحث باروری و فرزندآوری پرداخته اند. روش تحقیق، پیمایشی است و جامعه آماری کلیه زنان متأهل 15 49 ساله شهر تبریزند. از طریق فرمول کوکران، حجم نمونه برابر 446 به دست آمده است. شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. این مطالعه در مقایسه نسلی دو گروه سنی 15 34 و 35 49 ساله را با یکدیگر بررسی و مقایسه کرده است. طبق یافته های تحقیق حاضر، در هر دو نسل از زنان متأهل 15 34 و 35 49 ساله هزینه فرزندان رابطه منفی و معنادار با ایدئال های فرزندآوری زنان داشته است. در نسل جوان تر (15 34 سال)، بین سن ازدواج و با ایدئال های فرزندآوری رابطه معکوس و معنادار وجود دارد، ولی این رابطه در نسل 35 49 سال معنادار نبوده است. همچنین در هر دو نسل، رابطه بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان و ایدئال های فرزندآوری معنادار نبوده است. براساس نتایج رگرسیون چند متغیره، برای دو نسل از زنان، متغیر هزینه فرزندان بر ایدئال های باروری نسل زنان متأهل 15 34 ساله تأثیر بیشتری داشته است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت: «هزینه فرزندآوری» به یکی از دغدغه های مهم خانواده ها در جامعه امروزی تبدیل شده است. بالا رفتن سن ازدواج و افزایش دغدغه های معیشتی و تربیتی خانواده ها می تواند بر تعیین بعد خانواده و آینده جمعیت کشور تأثیر بگذارد.
مطالعه کاشی نگاره هایی با نقوش زنان قاجاری در خانه های شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
577 - 594
حوزههای تخصصی:
هنر دوره قاجار به لحاظ محتوا و ماده، موضوع، و نحوه اجرا ویژگی های متمایز و منحصر به فردی دارد. وفور نقش مایه های زنانه در محصولات هنری عصر قاجار، از جمله در کاشی نگاره ها، در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی کاخ ها، و خانه های اعیان و اشراف از ویژگی های شاخص آن است. زنان قاجاریِ نقش بسته بر این کاشی نگاره ها در تعامل هویتی با هویت زن فرنگی، چهره نوینی از زن ایرانی را به نمایش گذاشته اند. با این حال، در بررسی نقوش زنان در هنر دوره قاجار، شاهد هم حضوری هویت ایرانی، اسلامی و فرنگی این زنان هستیم که درک آن نیازمند شناخت مفهوم سر اسطوره ها و عملکرد هم زمان اسطوره های چندگانه در فضای معناشناختی فرهنگ و هنر آن دوره است. این مقاله به بررسی ویژگی های هویتی زن در این زمان و کنش ها و خصوصیات شخصیتی او، با مطالعه تحلیلی مجموعه ای بی بدیل از اسناد تصویری، یعنی تک فریم های زنان در کاشی های آراینده خانه های به جا مانده از دوره قاجار در شیراز، پرداخته است. هدف این پژوهش، معرفی و ارائه مستندهای نگارگری شده ای است که نظریه معاصر سراسطوره ها را تبیین می کند
تحلیل نمونه هایی از نقوش زنان بر سفال دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۴ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲
63 - 82
حوزههای تخصصی:
موضوع تحقیق پیشِ رو، بررسی و تحلیل تعدادی از سفالینه های دوران اسلامی است که حاوی نقوش تزیینی زنان می باشند. هدف اصلی این مقاله، شناساییِ عوامل تعیین کننده استفاده از این نوع نقوش و پاسخ به سؤالات مهمی از این قبیل است: نقوش زن بیشتر در کدامیک از مقاطع تاریخیِ هنر سفالگریِ دوران اسلامی مشاهده می شود؟ این نقوش دارای چه ویژگی هایی بوده و چه عواملی در کاربرد آن ها تأثیرگذار بوده است؟ بدیهی است که پاسخ به سؤالات فوق می تواند ما را در شناخت هرچه بیشتر موقعیت و جایگاه سیاسی، اجتماعی و... زنِ مسلمان ایرانی و تفاوت های آن با دوران قبل از اسلام یاری کند. در همین راستا پس از بررسی نمونه های متعددِ سفال دوران اسلامیِ ایران به خصوص سفال های قرون میانی، تعدادی از مهم ترین و گویاترینِ آن ها انتخاب شد و سپس سایر عواملی که در کاربرد این نقوش مؤثر بودند مورد تحقیق قرار گرفت. بنا بر یافته های تحقیق، کاربرد نقوش زنان بر سفال دوران اسلامی به طور خاص طی ادوار سلجوقی و ایلخانی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله: ورود اقوام جدید با نگرش های نو به زن، شکوفاییِ ادبیات در قالبِ داستان های ملیِ ایرانیان مانند شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی و رواجِ مفاهیم خاص نجومیِ توأم با نمادهای مؤنث، صورت گرفته است.
مطالعۀ تطبیقی نقوش لباس بانوان در شهرستان میناب و سفال کلپورگان بلوچستان مبتنی بر رویکرد پیش متنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
301 - 325
حوزههای تخصصی:
همجواری سیاسی و جغرافیایی دو استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان در ایجاد اشتراکات فرهنگی آنها موثر می باشد، از جمله این اشتراکات، شباهت های موجود بین نقوش سفالینه های کلپورگان با نقوش لباس بانوان میناب است که خود مستلزم بررسی و پژوهشی مستقل است، لذا محور اصلی این پژوهش، بررسی پیش متن ها و نیز وجوه اشتراک و افتراق نقوش به کار رفته در دو صنعت هنری مذکور می باشد. پرسش های این مقاله عبارت است از اینکه پیش متن نقوش لباس بانوان میناب و سفال کلپورگان چیست و نقاط تشابه و تمایز بین آن ها چه می باشد؟ این تحقیق از نوع کیفی، به روش توصیفی - تحلیلی و دارای مبانی نظری مبتنی بر رویکرد بینامتنیت است. اطلاعات آن بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که کاربرد پیش متن های مشترک چون طبیعت، باورهای قومی و ذوق بانوان در ایجاد اشتراکاتی بین نقوش سفال کلپورگان و نقوش لباس بانوان میناب، نقشی کلیدی بر عهده داشته، این وجوه مشترک هم در کاربرد فنون بصری چون تکرار، تقارن و تعادل مشهود است و هم در ساختار طراحی نقوش که مشتمل بر سه نوع گیاهی، حیوانی و هندسی است، به ویژه کاربرد وسیع نقوش هندسی که در سفالینه ها عمدتاً در قالب اشکال دایره و لوزی جلوه گر شده و در نقوش لباس بانوان در شکل مثلث دیده می شود. وجود این مشترکات در کنار اندک تمایزها منجر به پیدایش وجوه مشترک در فرهنگ و هنرهای دیگر مناطق مذکور شده و بالطبع در تقویت ارزش های فرهنگی آن ها موثر بوده است.
بازنمایی تصویر زن در نگاره های خمسه برلاس بر اساس نظریه میدان پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
371 - 394
حوزههای تخصصی:
خمسه نظامی از اواخر قرن هشتم هجری به دلیل داشتن داستان هایی عاشقانه و غنایی مورد توجه نگارگران ایران قرار گرفته است. در بسیاری از داستان های خمسه، زنان قهرمانان اصلی هستند یا در داستان نقشی اساسی دارند که خود بیانگر میزان اهمیت زنان در منظومه های نظامی است. نظامی، برخلاف نگاه منفی رایج به زنان در جامعه، با رویکردی مثبت جایگاهی رفیع به آنان می بخشد. در دوره های مختلف نیز این داستان ها، به خصوص لیلی و مجنون ، خسرو و شیرین و هفت گنبد بهرام گور، که در آن زنان حضوری پررنگ دارند، مورد توجه نگارگران قرار گرفته و تصویرسازی شده است. با بررسی و تجزیه و تحلیل تصاویر زنان در خمسه های دوره های متفاوت می توان به زمینه فرهنگی اجتماعی و همچنین جایگاه زنان در هر دوره پی برد. لذا با مطالعه تصویر زنان در نسخه های مصور می توان به بررسی جایگاه زنان در دوره های مختلف پرداخت. این رساله به چگونگی بازنمایی زنان در تصاویر خمسه قرن نهم ( خمس ه برلاس ) می پردازد. بررسی این نگاره ها با توجه به تعریف جامعه شناسی هنر پی یر بوردیو و نظریه تأثیر میدان های مختلف در خلق اثر هنری صورت می پذیرد. میدان هایی چون میدان ادبی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... . میزان تأثیر این میدان ها در به تصویر کشیدن زنان در خمس ه یادشده، از جمله موارد مورد بحث در این رساله است. در نتیجه گیری نهایی می توان گفت بازنمایی تصویر زن در خمسه قرن نهم ( خمس ه برلاس ) به دلیل سبک هنری بهزاد و توجه او به واقع گرایی اجتماعی، بیشتر برگرفته از زمینه ها یا میدان های اجتماعی و فرهنگی عامه است.
تقابل گفتمان هویت غالب و مغلوب زنان ایرانی و مغولی در تاریخ جهانگشا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
557 - 572
حوزههای تخصصی:
تاریخ جهانگشای علاوه بر اهمیت تاریخی و اجتماعی، از منظر تحلیل نظام های گفتمانی نیز اثری درخور تأمل است. در غلبه نظام گفتمانی مسلط بر اثر، یعنی «گفتمان جنگ»، یکی از رویکردهای گفتمانی متمایز آن را باید در شیوه حضور اجتماعی زنان بررسی کرد. تمرکز پژوهش حاضر بر رویکرد نقش گرایی هالیدی است؛ رویکردی که الگوهای تجربه را در قالب فرایندها و از طریق فرانقش اندیشگانی در زبان بازنمایی می کند. با تمرکز بر این فرانقش به همه بخش هایی که هریک از زنان ایرانی و مغولی حضور داشتند توجه شده و با جمع آوری همه جملات مربوط به این مشارکان، ویژگی های هریک از این دو گروه ارائه شده است. هدف این پژوهش ذکر وقایع تاریخی و بیان جایگاه اجتماعی زنان در دوره مغول نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد، نوع تاریخ نگاری، شیوه بیان نویسنده و رابطه آن با دیدگاه وی است؛ یعنی شیوه بازنمایی حضور زنان در فرایندها و نوع نام گذاری آن ها که از طریق آن دیدگاه ذهنی متن یا نویسنده و نوع نگرش وی به منزله شاخص ترین نویسنده عهد مغول در ایران مشخص خواهد شد.
تبیینِ اجتماعیِ واژگونیِ جنسیت در سینمای مسعود کیمیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
283 - 299
حوزههای تخصصی:
سینمای مسعود کیمیایی به دلیل رویکردِ قهرمان پرورِ مردانه آن، زنان را به مثابه جنسیتی واژگون به تصویر کشیده است. این مقاله بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا شخصیت زنان در آثار کیمیایی خالی از هرگونه وجه زنانه، و برعکس، دارای وجهی مردانه و ثانویه هستند. در چند دهه اخیر، مقوله جنسیت در مرکزیت مطالعات جنسیتی در جامعه، فرهنگ و هنر قرار گرفته است. در این مطالعات، جنسیت، پدیده ای ساختاری و اجتماعی است که در طول زمان، در جامعه برساخته می شود. به عبارت دیگر، زن بودگی و مردبودگی، پدیده هایی برساخته تربیتِ تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. در آثار کیمیایی زنان به تبعِ مرد، نقش های واحد و یکسانی و نوعی دارند و بیشتر به مثابه ابزاری برای تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی و ... قهرمانِ مرد مبدل شده اند.نتایج بهدستآمده در این مقاله نشان از آن دارد که رویکرد کیمیایی نسبت به زنان، از منظر جنسیت شکلی از واژگونیِ جنسیت است. زنان در این فیلمها، به تبعِ مرد، نقشهای واحد و یکسانی و نوعی دارند و بیشتر به مثابه ابزاری برای تقویت جایگاه اجتماعی و سیاسی و... قهرمانِ مرد مبدل شدهاند. این مقاله، به روش کیفی و به صورت توصیفی- تحلیلی و به یاری از منابع کتابخانه ای و مشاهده فیلم، انجام گرفته است، با تشریح مقوله جنسیت و نظریه جامعه شناسیِ جنسیت، رویکرد شخصیت پردازیِ زنان در سینمای کیمیایی را مورد واکاوی قرار می دهد.
در جست و جوی ردپای زنان مادی در منابع تاریخی و بقایای باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
489 - 503
حوزههای تخصصی:
دانسته های ما درباره بخش های مختلف جامعه ماد، به دلیل کمبود منابع نوشتاری هم زمان و شواهد باستان شناسی روشن، بسیار ناقص و پراکنده است و به همین دلیل اظهار نظر دقیق درباره مواردی چون وضعیت زنان این دوره، دشوار و گاهی مخاطره آمیز است. نتایج این پژوهش که با تکیه بر همان منابع تاریخی کم شمار و مدارک باستان شناسی کمرنگ و مرتبط با دوره ماد به دست آمده، تاحدودی نشان می دهد که جامعه ماد نیز، همچون دیگر جوامع و مردمان روزگار خود، جامعه ای مردسالار بوده که در آن پدر در رأس خانواده قرار داشته و سایر اعضا، از جمله بانوی خانه، تابع وی بوده است. در جامعه سنتی ماد، مشاغل مردانه و زنانه مشخص و تعریف شده بود و هر دو جنس وظایف خاص خود را داشت که بر توانایی ها و قابلیت های فیزیکی و ذهنی آن ها استوار بود. علاوه بر آن، به نظر می رسد زنان نقش مهمی در تصمیم گیری های درون خانواده، استحکام بنیان های آن، حفظ و تداوم سنت ها و پویایی اقتصاد خانواده و جامعه ماد داشته اند.
مطالعه تجربه زنان عضو هیات علمی دانشگاه از ایفای مسئولیت های خانوادگی و شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
117 - 134
حوزههای تخصصی:
روند روبه افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی به عنوان عضو هیئت علمی و پذیرفتن نقش های اجتماعی هرچند از پیشرفت در عرصه علمی و اجتماعی نشان دارد، تعدد نقش های اجتماعی و خانوادگی در این حیطه چالش های جدیدی را به وجود آورده است. این مطالعه به درک پدیدار شناسانه از وضعیت زنان عضو هیئت علمی در جایگاه ایفای نقش های شغلی و خانوادگی آنان پرداخته است. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی از نوع تحقیق کیفی است. روش گردآوری داده ها از طریق مصاحبه مسئله محور انجام شد. مشارکت کنندگان 13 نفر از استادان خانم عضو هیئت علمی دانشگاه های تهران اند که براساس نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. در تحلیل نتایج از تحلیل مضمون و روش کولایزی استفاده شده است. یافته های تحقیق در چهار مضمون اصلی «نقش خانگی و ایفای نقش در خانواده»، «نقش شغلی و ایفای نقش در دانشگاه»، «توأمانی ایفای نقش های شغلی و خانوادگی « و «مواجهه با حل مسائل و مشکلات توأمانی ایفای نقش های دوگانه» طبقه بندی شد. از درک معنایی مقوله ها این گونه استنتاج شد که استادان هیئت علمی زن با چالش هایی در خصوص تعدد نقش های شغلی و خانوادگی مواجه اند که در صورت اتخاذ تدابیر و راهبردهای مناسب از سوی فرد، خانواده یا سازمان مربوطه به راحتی می توانند بین نقش ها و مسئولیت های خود تعادل ایجاد کنند.
تحلیلی جامعه شناختی از ضرب المثل های زنانه در شهرستان لامرد استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۴ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲
101 - 120
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها جملات کوتاهی هستند با مفاهیمی عمیق و برخاسته از قالب ها و تصورات اجتماعی که جهت گیری و تشخیص موقعیت های اجتماعی را فراهم می کنند. این مطالعه به دنبال بررسی بازتاب مفهوم زن و مسائل زنان در میان ضرب المثل های محلی شهرستان لامرد می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به گردآوری و تحلیل ضرب المثل هایی در خصوص زنان پرداخته شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان دهند? آن است که در این جامعه هیچ گونه نقش اجتماعی و یا حرفه ای برای زنان قائل نبوده و ضرب المثل ها پیرامون دو محور ویژگی های مختلف شخصیتی زنان و نقش های آن ها درون خانواده از جمله نقش مادری و همسری معطوف به مردسالاری موجود در این شهر شکل گرفته است.
تحلیل انتقادی گفتمان آثار دوره پس از انقلاب اسلامیِ چهار طنزپرداز زن براساس الگوی ون لیوون (1996م) (رباب تمدن، آذردخت بهرامی، رؤیا صدر و نسیم عرب امیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان آثار دوره پس از انقلاب اسلامی چهار طنزپرداز زن براساس الگوی ون لیوون است. این مطالعه برروی اشعار رباب تمدن در نشریه «آهنگر»؛ کتاب «آهن قراضه، نان خشک، دمپایی کهنه!» از آذردخت بهرامی؛ «ه ، مثل تفاهم» از رؤیا صدر و «نامه به دزد» از نسیم عرب امیری انجام شده است. مسئله پژوهش این است که جریان های سیاسی و اجتماعی، قدرت ها و ایدئولوژی های چهار دهه اخیر چه تأثیری بر گفتمان طنز زنانه و میزان صراحت و پوشیدگی کلامِ طنزپردازان زن داشته است؛ دیگر این که کنشگران «مرد» در آثار آنان چگونه بازنمایی شده اند. غالباً در حوزه پژوهش به آثار طنزپردازان زن بی توجهی شده است؛ این مقاله بر آن است تا با بررسی آثار شاخص طنزپردازان زن، این کوتاهی را جبران کند. در این پژوهش با کاربرد مؤلفه های الگوی ون لیوون شامل طبقه بندی، تشخص زدایی، نام دهی و...، ارتباط شیوه های بازنمایی کنشگران در آثار طنزآمیز با ایدئولوژی ها و مناسبات قدرت تبیین و تحلیل شده اند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که طنزپردازان زن با محافظه کاری در حوزه طنز سیاسی به پوشیده گویی تمایل دارند. «صدر» در بسیاری از نمونه های مؤلفه طبقه بندی، کنشگران را براساس جنسیت، بازنمایی و مردان سلطه جو را ارزش دهی منفی می کند. «بهرامی» با کاربرد مؤلفه طبقه بندی، نوع ارجاعی، پیوند زدن و تفکیک کردن از نظام مردسالاری انتقاد می نماید. «عرب امیری» از زیرمجموعه وارونگی برای تحقیر معشوق استفاده می کند. «تمدن» برخلاف سه طنزپرداز دیگر کمتر به دغدغه های زنان می پردازد.
نقش کنیزانِ رامشگر در موسیقیِ قرون اولیه اسلامی (دوره اموی و عصر اول عباسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
215 - 235
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر مطالعه جایگاه و نقش کنیزان در موسیقی قرون نخستین اسلامی است. نقش مهم کنیزان در پیشبرد موسیقیِ قرون اولیه اسلامی و دامنه فعالیت آن ها را می توان چنین برشمرد: نوازندگی، خوانندگی، آهنگ سازی، آموزش موسیقی، حفظ و انتشار ساخته های موسیقی دانان، نقد و مباحثه و ایجاد فضای پویای موسیقایی در جامعه. نظریه پردازیِ موسیقی تنها جنبه ای بود که بانوان به آن نمی پرداختند و بنا به دلایل علمی و تخصصی تر، حوزه ای مردانه به شمار می رفت. از مظاهر توانمندی زنان در موسیقی قرون اولیه اسلامی، نقش آنان در آموزش و تربیت موسیقی دانان نسل خود است. شاگردی کردن مردان نزد بانوان موضوع درخور توجهی است که در جامعه مردسالار آن زمان رایج بود. از دیگر یافته های تحقیق حاضر می توان به نوعی تضاد و دوگانگی در موقعیت و رفتارهای اجتماعی بانوانِ موسیقی دان اشاره کرد. از یک سو اشتغال به موسیقی باعث ارتقای جایگاه کنیزان می شد. آن ها با آموزش موسیقی به جایگاه بالای اجتماعی می رسیدند و همانند شاهزادگان شهرت و ثروت فراوانی کسب می کردند. اما، از سوی دیگر، اشتغال بانوانِ طبقات بالا و اشراف به موسیقی دون شأن اجتماعی و خانوادگی آن ها محسوب می شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای انجام شده است.
فضای مجازی و بازتعریف نقش های جنسیتی؛ برساخت تعارضات زنانگی در فیس بوک کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
47 - 73
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش استفاده از فیس بوک فضایی را برای کنشگری زنان کُرد فراهم کرده است که به صورت تاریخی مجال چندانی برای کنشگری نداشته اند. ما در این پژوهش به بررسی برساخت تعارض های زنانگی در فیس بوک کُردی پرداخته ایم. روش پژوهش مردم نگاری انتقادی مجازی است. داده های پژوهش طیف گسترده ای شامل مصاحبه های ساخت نیافته، تصاویر، مشاهده مشارکتی و غیرمشارکتی، یادداشت های میدانی و... است که با روش نظریه مبنایی برساختی تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این است که زنان در فیس بوک کردی دو بعد اصلی از زنانگی را برساخت می کنند: نقد بستر ساختار مردسالارانه و ستایش کنشگری زنانه. نقد بستر ساختار مردسالارانه شامل سیاست زدایی از زنانگی، مالکیت زدایی از تن زنانه و بسترزدایی فرهنگی از زنانگی است و ستایش کنشگری زنانه شامل مقاومت زنانه، نمایش به مثابه کنش، تقدیس رنج زنانه، سلبی شدن کنش و ستایش فردگرایی زنانه است. اما در این میان لایه های مختلفی از تعارض های زنانگی برساخت پیدا کرده است که عموماً دربرگیرنده نمایش وضعیت ستم دیدگی زنان کرد و نمایش این وضعیت است. در فیس بوک کردی شاهد نمایش وضعیت ستم دیدگی هستیم و تلاش چندانی برای تفسیر وضعیت ستم دیدگی و ارائه راهکارهای رهایی بخشی از این وضعیت وجود ندارد.
بازتاب اجتماعیِ کهن الگوی آنیموس در شخصیت های زن نمایشنامه های بیضایی (مطالعه موردی: نمایشنامه های پرده خانه و ندبه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
165 - 184
حوزههای تخصصی:
کارل گوستاو یونگ روان ناخودآگاه انسان را متشکل از دو قطب متقابل مؤنث و مذکر آنیما و آنیموس می داند. کهن الگوی آنیما نیمه زنانه در روان مرد و آنیموس نیمه مردانه در روان زن است. برقراری هماهنگی و اتحاد میان این دو نیمه از روان، حفظ تعادل در روان انسان را سبب می شود و استیلای هریک از این قطب های متقابل در فرد، سلسله ای از خصلت ها و ویژگی ها را پدید می آورد که از منظر اجتماعی و فرهنگی قابل مطالعه و بررسی است. مقاله حاضر، با رویکرد اسطوره شناختی، به چگونگی تجلی یافتن کهن الگوی آنیموس در دو اثر نمایشی پرده خانه و ندبه از بهرام بیضایی می پردازد. بیضایی در این دو اثر، شخصیت های زنی را به تصویر می کشد که بنا به موقعیت اجتماعی شان، آنیموس یا قطب مذکر پویا و فعال دارند. مطالعه خاستگاه و بازتاب اجتماعی و فرهنگیِ چیرگی آنیموس در شخصیت های زن این آثار، تأثیرپذیری کنش های روانی فرد از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین ارتباط تنگاتنگ و متقابل میان این دو ساختار را آشکار می کند.
واکاوی مسئله زن در گفتمان شعری بشری البستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
119 - 138
حوزههای تخصصی:
زبان از دیرباز با موضوعات اجتماعی در ارتباط بوده و درهم تنیده اند و ارتباط بین این دو امکان ناپذیر است. درحقیقت، تأکید تحلیل گران انتقادی گفتمان بر بافت اجتماعی گفتمان، نشان از این ارتباط ناگسستنی بین گفتمان به انواع مختلف آن و موضوعات اجتماعی دارد. از موضوعات مهم اجتماعی، که بخش گسترده ای از فضای آثار اندیشمندان را به خود اختصاص داده است، موضوع زن و جایگاه اجتماعی اش است. بشری بستانی، شاعر متعهد عراقی، یکی از روشن فکران بزرگ عرصه ادب و شعر معاصر عربی است، که در آثار شعری اش به موضوع زن به منزله ساختاری قومی تمدنی پرداخته است. وی در شعر خویش به دفاع از حقوق زن پرداخته و با وام گیری از بزرگانی چون جبران و ابن عربی و دیگران و با رد مردسالاری و مرگ فرهنگی اجتماعی زن، بر ایجاد توازن بین زن و مرد و رساندن جامعه به رشد و پیشرفت از این طریق همت گمارده است. بشری در گفتمانش برای بیان ایدئولوژی هایش زبانی آمیخته به سنت را به کار گرفته و با استفاده از واژگان نقش گرا و تصاویر فنی در پی تغییر است. در این جستار، سعی بر آن داریم که با روش توصیفی تحلیلی در اشعار بشری بستانی اندیشه این اندیشمند معاصر عرب را بررسی و کنکاش کنیم.
مقایسه انتظارات و هدف از ازدواج زنان و دختران ساکن در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
345 - 360
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه انتظارات و هدف از ازدواج زنان و دختران شهر شیراز بود. تعداد 180 شرکت کننده (90 زن و 90 دختر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه ساختار یافته و مقیاس نگرش و انتظار ازدواج (MAES) در نظر گرفته شد. آزمودنی ها پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس نگرش، و انتظار از ازدواج (36 سؤالی) را کامل کردند. برای تحلیل داده از روش توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمونt و کای دو استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین انتظارات از ازدواج زنان و دختران وجود داشت (05 / 0P<). یافته ها تفاوت معناداری بین دو گروه در سه خرده مقیاس اصلی انتظارات، قصد ازدواج، نگرش کلی به ازدواج، و انتظار از ازدواج را نشان داد. در خرده مقیاس های فرعی، تفاوت معناداری بین نگرش منفی به ازدواج، ترس/ شک و تردید و عشق در زنان و دختران وجود داشت. اما تفاوت معناداری در سایر خرده مقیاس ها از قبیل احترام، اعتماد، مسائل مالی، معنا، و صمیمیت جسمانی مشاهده نشد. همچنین، از نظر هدف از ازدواج بین اهداف با انگیزه عاطفی، مذهبی، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، و ایده آل گرایانه تفاوت معنا داری (01 / 0P<) مشاهده شد، اما بین اهداف جنسی تفاوت معنادار نبود. نتیجه کلی این مطالعه بیانگر این است که زنان نسبت به دختران انتظارات بالاتری از ازدواج داشتند و هدف از ازدواج زنان و دختران متفاوت بود.
بازنمایی زنانگی در نقاشی های زنان کُرد (تحلیل نشانه شناختی نقاشی های نگین وکیلی و اکرم کریمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
267 - 290
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار تحلیل نشانه شناختیِ بازنماییِ زنانگی در نقاشی های زنان کُرد است. میدان مطالعه، نقاشانِ زن در شهر سنندج در دو دهه اخیر است که دو تن از و پرکارترینِ آن ها، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند. تحلیل تابلوهای نگین وکیلی و اکرم کریمی، بر اساس مدل نشانه شناسیِ اجتماعی کرس و لیون، در سطوح سه گانه معانی بازنمودی و تعاملی و ترکیبی، بیانگر آن است که دو نقاش، به رغم اشتراک در مضمون و سبک بازنمایی، به دو نقطه متفاوت می رسند: زنانگیِ بازنموده در نقاشی های وکیلی نوعی جنسیت گرایی بازاندیشانه است، اما در آثار کریمی نوعی جنسیت گرایی منفعلانه. در تابلوهای وکیلی چون الگوی پیوندِ عناصر، روایتی است، راه برای بازاندیشی در هویت زنانه باز می شود، اما در تابلوهای کریمی عناصرِ تصویر بر اساس الگویی مفهومی به هم پیوند خورده اند و لذا ناخواسته نوعی جنسیت گرایی منفعلانه بازتولید می شود. وکیلی سوژه را در فضایی طبیعی و باز که یادآور جایگاه زن در تفکر اسطوره ای است نمایش می دهد، اما کریمی سوژه را در فضای خانه که تداعی گر جایگاه او در جوامع سنتی است بازنمایی می کند. تابلوهای وکیلی مخاطب را فرامی خوانند تا به نقش عوامل بیرونی در شکل بخشیدن به هویت و سرنوشت زنان توجه کند، اما تابلوهای کریمی مخاطب را به همدلی و همذات پنداری با زنی که محور اصلی زندگی خانوادگی است فرا می خوانند. سوژه بازنموده در آثار هر دو نقاش در متن عناصر نسبتاً مقدسِ جوامعِ سنتی (طبیعت و خانواده) به نمایش درمی آید، اما اولی ما را به تأمل انتقادی در آن وضعیت وادار می کند، و دومی ناخواسته ما را در نوستالژی آن وضعیت فرو می برد.
وضعیت سرمایه اجتماعی زنان در جامعه کار و تولید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
473 - 487
حوزههای تخصصی:
موضوع سرمایه اجتماعی مفهومی پیچیده، چند وجهی و بین رشته ای و همچنین از عناصر مهم پویای نظام اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تولیدی هر جامعه است که طی دهه های اخیر در کنار سرمایه های فیزیکی و انسانی مورد توجه جدی قرار گرفته است. به علاوه، یکی از معیارهای مهم جهت سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان به عنوان نیمی از جمعیت در آن کشور دارند. نقش زنان نه تنها به وسیله نظام اقتصادی، بلکه از سوی عوامل فرهنگی و اجتماعی تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین، هدف این تحقیق بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی در میان زنان شاغل است. روش این تحقیق پیمایشی است و به منظور سنجش پایایی و روایی ابزار مطالعه به ترتیب از ضریب آلفای کرونباخ و دو نوع اعتبار صوری و سازه استفاده شده است. یافته های تحقیق، که با استفاده از نمونه گیری تصادفی از زنان شاغل در محیط های کار و تولید شهرک های صنعتی شهر تهران از طریق پرسش نامه جمع آوری شده، بیانگر میزان سرمایه اجتماعی متوسط بین افراد بوده است.
درمان بومی در میان زنان ترکمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ بهار ۱۳۸۹ شماره ۳
59-78
حوزههای تخصصی:
این مقاله که بر اساس یک تحقیق میدانی انجام گرفته است، پیرامون شناخت و بررسی یکی از شیوه-های درمان بومی ترکمن ها می باشد. شیوه های درمان بومی در میان ترکمن ها متعدد است. از پرخوانی تا دامارتوتان و «ایشانی» و برخی دیگر. این پژوهش متمرکز بر شیوه ی «ایشانی» می باشد. شیوه ی درمان «ایشانی» در میان زنان ترکمن یکی از عجیب ترین پدیده های فرهنگی است که از درون این فرهنگ برخاسته است. این آیین سبب می شود این فرهنگ که ریشه هایش در فرهنگ اقوام آسیای مرکزی است، استحکام یابد. در این مقاله ضمن بررسی آیین «ایشانی» به ویژگی های زنان درمانگر ترکمن می پردازیم و شخصیتی را که از درون این آیین متحول شده است، مشاهده می کنیم. درمان های بومی به صورت مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهای گوناگون است که به صورت آیین و مراسمی خاص اجرا می شود. شفا و درمان بومی همواره به شیوه های سنتی در میان جوامع وجود داشته است. انسان و بیماری و یافتن راه های نجات از درد با فرهنگ انسان عجین بوده است. اطلاعات دانش بومی جوامع حاکی از شیوه های درمان بومی است. کشف، شناخت، بررسی و ثبت دانش بومی از سویی کمک به شناخت عمیق تر گوشه های تاریک و پنهان فرهنگی می کند و از سوی دیگر باعث شناخت شیوه های درمانی می شود که در هر اقلیمی شکل گرفته و متناسب با ویژگی های آن جامعه رشد نموده است. یکی از جنبه های درمان بومی این است که بیمار درمانگر را به چشم یک شفادهنده و رابطی میان جهان ماورایی و این جهان می نگرد. از نظر افراد بومی درمان جزء وظایف درمانگر نیست بلکه درمان گر واسطه ای است برای شفای بیمار. شفا در رابطه با نیروهای ماوراءالطبیعه قرار دارد و در باورها و اعتقادات مردم، شفا همواره جایگاه خاصی داشته است. این مقاله به شیوه ی درمان بومی تحت عنوان: «ایشانی» می پردازیم. درمان گران بومی که از شیوه ی «ایشانی» استفاده می کنند به نام «ایشان» در بین ترکمن ها شناخته میشوند. شیوه «ایشانی» از جمله آیین های درمانی است که با سایر درمان های بومی ترکمن ها خصوصاً «پرخوانی» تفاوت بسیاری دارد. در حالی که شیوه «پرخوانی» بیشتر متمرکز بر فرهنگ شامانی، آیین به جا مانده از زمانی که ترکمن ها با سایر اقوام مرکزی در آسیای میانه ساکن بودند، حکایت می کند، آیین «ایشانی» برتافته از فرهنگ اسلامی است و عجین با باورها و اعتقادات مذهبی است. این مقاله متمرکز بر معرفی این آیین درمان بومی ترکمن ها است.