فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۳ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲
119 - 131
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی نمایان ساختن رنجهای زن عرب در رمانهای «هیفاء بیطار»، نویسند? سرشناس سوری است. این نویسنده در نوشته های خویش روی هم رفته هم? دوره های زندگی زن عرب از نوجوانی و جوانی تا میانسالی را نشان می دهد. پژوهنده می کوشد رنجهای شخصیتهای زن را در رمانهای این نویسنده سوری بکاود. می توان گفت صدای زن تحصیلکرد? ناکام در سپهر زناشویی، صدای چیر? رمانهای پیش گفته است. در این رمانها، ما با رنجهای زن مطلقه یی آشنا می شویم که فرودست احساس شکست و سرخوردگی است؛ او می کوشد از رهگذر ارتباط با مردان به نبرد دیو تنهایی که سراسر هستی اش را گرفته است برود. از این رو بیشتر رمانهای بیطار، رنجهای زنی را می نماید که با سرکوب جامع? مردسالار عربی و گذر سنگین زمان می ستیزد.
سینمای ایران درجستجوی «ابژه غایب»؛ نقد روانکاوانه فیلم سینمایی به همین سادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲
163 - 182
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد صورت بندی تحلیل روانکاوانه ای از سینمای ایران در دهه هشتاد شمسی است. فیلم های شاخص این دوره در فضایی تولید شده اند که نظرگاه خویش را در بازنمایی زندگی روزمره و اخلاق زیستی طبقه متوسط شهری برساخته اند. ازهمین رو، با انتخاب فیلم سینمایی به همین سادگی (به کارگردانی رضا میرکریمی/ 1386)، به مثابه نمونه ای از این صورت بندی گفتمانی، به تحلیل گونه ای از بازنمایی زیست روزمره طبقه متوسط شهری پرداخته شده است که در این دهه به شکلی از پروبلماتیک فرهنگ ایرانی مبدل گشته اند. این فیلم، از درون روایت خویش، اشاراتی دال بر توجه به ابژه های غایبی دارد که در گوشه و کنارهای زندگی روزمره رسوخ کرده اند و از درونشان دلالت هایی شکل گرفته که مسیر امر روزمره را در جهت امر ناخودآگاه سوژه رهنمون کرده است. این مقاله، با تحلیلی روانکاوانه، قصد آن دارد که به تفسیر و تأویلی از ابژه های غایبی بپردازد که زیست روزمره این سوژه ها را (که اغلب نیز زن اند)، آن گونه که در این فیلم ها بازنمایی شده، برساخت می کند؛ ابژه های غایبی که در برساختن سوژه های خط خورده و ازهم پاشیده نقشی اساسی در زندگی روزمره امروزین بازی می کنند.
نشانه شناسی شخصیت زن در اشعار نزار قبانی با تکیه بر نظریه فیلیپ هامون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
517 - 539
حوزههای تخصصی:
فیلیپ هامون نظریه پرداز معاصر فرانسوی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی دقیق و جامع نسبت به عنصر شخصیت دارد که با رویکرد وی به دلیل در بر گرفتن آراء نظریه پردازان پیشین می توان به شناخت جامعی از معانی و مفاهیم نهفته در شخصیت ها رسید. در نظریه وی شخصیت ها براساس چهار اصل از نظر انواع، سطوح شخصیت، دال و مدلول شخصیت پردازش می شوند. با عنایت به اینکه عنصر زن در اشعار نزار قبانی نقش بسیار برجسته-ای ایفا می کند؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی – تحلیلی زن را در اشعار نزار براساس نظریه شخصیت فیلیپ هامون مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصله گویای آن است که یگانگی شعر و زن در شعر او به زیبایی نمایان است و شخصیت های زن موجود در عاشقانه های نزار عمدتا مجازی هستند که با محتوای کلی اشعار وی در جامعه آن زمان عرب که آغشته از فساد بود؛ سازگاری دارد و کاربست ضمیر مخاطب در بیان شخصیت های زن بیانگر این است که نزار اعتقاد چندانی به خواننده محوری نداشته است. همچنین سطوح توصیف شخصیت زن غالباً در لایه های ظاهری و روانی نمود یافته و بررسی مدلول نشان می دهد که بیشتر اطلاعات در مورد شخصیت زنان از جانب خود شاعر است، امّا تحلیل دال ها تناقض موجود میان شخصیت ها و عملکرد آن ها را تصویرسازی می کند.
بازنمایی جنسیت در گفتمان رمان (1375تا1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱ تابستان ۱۳۸۹ شماره ۴
55-74
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در پی چگونگی بازنمایی زنان در دوره ی اصلاحات (1384تا1375) از طریق رمان های به نگارش درآمده توسط زنان هستیم. مهم ترین ویژگی برخی از آثار تولیدشده در این دوران، گفتگوی درونی راوی با خود است. از آن جایی که چنین عنصری در ادبیات ایران نوظهور است درصدد پاسخگویی به این سوال هستیم زنان در این دسته از رمان ها چگونه بازنمایی می شوند؟ فرکلاف از یک سو به قدرت توجه ویژه ای نشان می دهد و از سوی دیگر به سوژه ی خلاق اعتقاد دارد و مفهوم فاعل گفتمان را مورد توجه قرار می دهد. به همین منظور با استناد به نظریه ی وی کوشیده ایم به بررسی این مهم بپردازیم. با استناد به نظریه ی فرکلاف رمان های چراغ ها را من خاموش می کنم، انگار گفته بودی لیلی و پرنده ی من انتخاب و با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان مورد تحلیل واقع شدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد؛ شخصیت اصلی این رمان ها دو تصویر از خویشتن بازنمایی می نمایند. آنان ابتدا در جهت هماهنگی با فرهنگ سنتی عمل می کنند اما در میانه ی راه در اثر رویارویی با تضادها و حوادث بیرونی زندگی شان دگرگون می شود، در معرض انواع آشوب ها و تلاطم های درونی و بیرونی واقع می شوند، و از همین ره گذر شروع به بازاندیشی پیرامون دنیای اطراف خود می نمایند. پس از بازاندیشی موفق می شوند دنیایی جدید را بنا کنند، دنیایی که با فرهنگ سنتی بسیار متفاوت است.
بررسی جلوه های کهن الگوی مادر در نمایشنامه «اسب های آسمان خاکستر می بارند» با تکیه برآرای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
413 - 435
حوزههای تخصصی:
کهن الگو بازتاب مفاهیم و تعابیر جهان شمول از یک موضوع واحد در ناخودآگاه جمعی است. یکی از مهم ترین مفاهیم آن کهن الگوی مادر است که به لحاظ تنوع در معنا و فرم در افسانه ها و داستان های کهن حضور گسترده ای داشته است. در این پژوهش بازتاب کهن الگوی مادر بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ در تصویرِ شخصیت زن در نمایشنامه ی «اسب های آسمان خاکستر می بارند» اثرِ نغمه ثمینی مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهش های پیشین تاکنون در زمینه ی بررسی کهن الگوی مادر در آثار ادبی مانند شعر و داستان بوده است. در این پژوهش که به روش تحلیلی توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت پذیرفته به این پرسشِ اساسی پرداخته می شود که: مؤلفه های کهن الگوی مادر در نمایشنامه ی «اسب های آسمان خاکستر می بارند» چگونه بازتاب یافته است؟ از اینرو فرضیه ی مقاله نشان می دهد که کهن الگوی مادر در عناصری همچون شخصیت پردازی، رویدادها و نمادهای نمایشنامه بازتاب دارد. در نتیجه گیریِ مقاله تأکید می شود که کهن الگوی مادر در وجه حقیقی شامل: آفرینندگی، حمایتگری، پاکی، الوهیت، امیدبخشی، رهایی، بازتاب زندگی در ضمیر ناخودآگاه(تردید، عقده مادری، درد، رنج، تنهایی) و در صور مجازی در عناصر طبیعی شامل: تأثیر زندگی گذشته در ضمیر ناخودآگاه به شکل نمادینِ زهدان مادر، تولدی دوباره، نگهبانی و امنیت بخشی است.
عملکرد نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی دوره سوم و چهارم (1367 تا 1375)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
133 - 149
حوزههای تخصصی:
مجلس شورای اسلامی به موجب قانون اساسی یکی از نهادهای مهم مردم سالار است و از منظر قانون گذاری و میزان اختیارات آن صحنه رقابت نیروهای سیاسی و اجتماعی است. انتخابات در این دوره ها در موقعیت متفاوتی برگزار شد. با رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی، پایان جنگ تحمیلی و شروع دولت سازندگی فضای سیاسی کشور تغییر کرد. در رقابت بین نیروهای موسوم به خط امام(ره) یا مکتبی دو جریان سیاسی اصول گرا (راست) اصلاح طلب (چپ) شکل گرفت. آن ها برای کسب اکثر کرسی های پارلمان به رقابت پرداختند. در این دوره ها، تعداد داوطلبان و نمایندگان زن نسبت به دوره های پیشین بیشتر شد. زنان نماینده براساس سیاست های کلی نظام با تصویب قوانینی برای حفظ تحکیم خانواده و احیای حقوق مادی و معنوی، زمینه های مشارکت بیشتر در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را فراهم کردند. این مقاله در پی آن است با رویکرد توصیفی تحلیلی به نقش و عملکرد زنان نماینده در این دوره ها بپردازد و فرضیه پژوهش این است: نمایندگان زن در این دوره ها با عنایت به آموزه های اسلامی و اسناد بالادستی و درک جایگاه زن با تصویب قوانینی به پیشرفت موقعیت زنان در جامعه ایران کمک کردند.
دگردیسی عکاسی مد در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
507 - 528
حوزههای تخصصی:
روند جهانی عکاسی مد برای تبلیغ مد اسلامی، جریان نوظهور عکاسی مد مادستی [1] را برگزیده است؛ جریانی که زادگاهش در خارج از مرزهای کشورهای مسلمان بوده، اما برای آشتی میان مد و عکاسی با عقاید مذهبی در سرزمین های اسلامی اهمیت وافری یافته است.در این پژوهش، به بررسی آثار خلق شده در حوزه عکاسی مد پوشاک اسلامی در نشریات (چاپی و آنلاین) ایرانی و مقایسه آن ها با آثار تولید شده در جهان در حوزه عکاسی مد مادستی پرداخته شده است و سپس برای درک ویژگی ها و تمایزهای میان این دو، برمبنای پیشینه فرهنگی و مذهبی و تاریخی، از منابع مکتوب استفاده شده است.و در آخر، بررسی تصاویر مد اسلامی نشان می دهد که برمبنای تقابل دائمی تابوهای فرهنگی مذهبی و نیازهای روانی جامعه، نوع متفاوتی از عکاسی مد در ایران پدید آمده است. این دگردیسی عکاسی مد در ایران، حاصل محدودیت های تصویری زن از یک سو و ناشناخته ماندن عکاسی مد مادستی به منزله گرایش متناسب با فرهنگ جامعه مسلمان از سوی دیگر است.
تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
599 - 626
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش اسنادی و به شیوه توصیفی-تحلیلی، و به استناد داده های تاریخی موجود درخصوص زنان در عصر صفویه، وضعیت آنان را براساس متغیرهای الگویی پیشنهادشده در نظریه کارکردگرایی ساختاری تالکوت پارسونز بازترسیم می کند تا مفروضاتی را آزمون کند. همچنین مقدماتی از تمرین تحلیلی یک امر تاریخی به استناد داده های تاریخی و براساس مبانی نظری مشخص را به سنتی میان رشته ای بدل سازد که علم تاریخ را به سایر دپارتمان های علوم اجتماعی متصل می کند. سؤال اصلی پژوهش آن است که زنان در عصر صفوی چگونه توانسته اند در سیستم اجتماعی عصر خود مؤثر باشند. فرضیه پژوهش آن است که زنان نقشی مؤثر در گذار جامعه وقت از وضعیت سنتی به پساسنتی داشته اند و این نقش را با عبور از نقش های انتسابی و عاطفی و عام گرا و کیفیتی، به نقش های اکتسابی و فراعاطفی و خاص گرا و عملکردی، تا حدودی فراهم ساختند و به تبدیل جامعه عصر صفوی به یک جامعه شبه انتقالی و پویا کمک کردند. نتایج نشان می دهد این گذار مقدماتی سبب شده است که انتقال انرژی و اطلاعات از نظام ها و خرده نظام ها با نقش آفرینی زنان، به جای آنکه صرفاً از طریق نقش های انتسابی و خاص گرا و... صورت بگیرد، از طریق نقش های اکتسابی و عام گرا و... نیز صورت بگیرد و مقدمات پیکره بندی جدیدی از سایبرنتیک سیستم عصر صفوی ایجاد شود.
موقعیت اجتماعی و فرهنگی زن در تمدن عیلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: بینش مذهبی انسان ابتدایی نمی توانست جز در «اصل مادینه هستی» قدرت های برتر آسمانی و زمینی را تجسم عینی بخشیده و بدان اقتدا کند. هر یک از جوامع کهن بر گرد نماد یا نمادهایی از اصل مادینه ی هستی که منشاء و مبنای بزرگ مادر اولیه است حلقه می زدند و آن را می پرستیدند. اندیشه ی مذهبی انسان باستانی در تحولات بعدی سرانجام به مرحله ای انجامید که در آن مرحله پرستش خدایان متعدد با صورت ها و اندام های انسانی پذیرفته شد. تاریخ ایران شاهد درخشش جایگاه زن در برهه های مختلف بوده است. زنان در ادوار مختلف نگهبان آتش، مخترع و سازنده ی ظروف سفالین، یابندگان نباتات، آزمایش کننده ی کشت و زرع، اداره کننده ی قبیله و در عین حال سلسله زنان زنجیر اتصال خانواده بوده است. آن ها با ساختن سفال به علم شیمی، هنگام رشتن و نخ تابی به علم فیزیک و از راه نساجی به علم مکانیک آشنا شدند. پژوهش در خصوص مقام و جایگاه زن در تمدن عیلام از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا ایرانی ها بخش عمده ای از فرهنگ و تمدن خود را از عیلام گرفته اند. مضافاً به این که «اصل مادینه هستی» در مرکز اندیشه ی مذهبی عیلامیان قرار داشته و خدایان مادینه در جرگه خدایان اصلی بوده اند. در تفکر حقوقی عیلامی، زن جایگاه انسانی و به حق خود را داشته و هرگز به نام «فرودست» در مقام خواهان یا خوانده دعاوی ظاهر نشده است. علاوه بر آن، کلیه آراء حقوقی نیز به نام خدایانی ظاهر شده که در غالب موارد جنسیت زن داشته اند. در جامعه ی عیلام شهادت زنان مانند مردان مورد قبول بوده و نام زنان در همه گزارش های قضایی به عنوان شهود به چشم می خورد. زن در زمان عیلامی ها اهمیت زیادی پیدا می کند تا جایی که شیروکدوه یکی از پادشاهان سلسله اپارتی (اپرتی) مادر خود را به عنوان سوکال شوش منصوب می کند.
ماهیت حقوقی طلاق معوض و تحلیل آثار فرهنگی و اجتماعی آن در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
117 - 130
حوزههای تخصصی:
اهمیت تشکیل خانواده و بقای آن در دین اسلام به حدی است که گسستن این پیمان، حتی در شرایطی که با درخواست طرفین هم باشد، نزد پیامبر اسلام(ص) مغبوض ترین اعمال است. درعین حال، از آنجا که اصل در اسلام دوام و بقای نکاح است؛ فرصتی برای بازگشت به خانواده با سازوکاری آسان با عنوان عده طلاق رجعی بنا نهاده که طرفین به راحتی این نهاد مقدس را از نو به پا دارند. با وجود این، انواعی از طلاق وجود دارد که با عنوان طلاق بائن پیمان زناشویی پایان می یابد و فقط با عقد جدید ازدواج ممکن می شود. در طلاق خلع با کراهت زن و طلاق مبارات با کراهت از طرفین و در هر دو صورت با پرداخت مالی از طرف زن به شوهر، طلاقی بائن، یعنی غیرقابل رجوع واقع، می شود. طلاق به عوض نیز حتی در صورت عدم کراهت از طرف زوجه یا زوجین و با پرداخت مالی از طرف زن به شوهر یا ابراء ذمه شوهر به نفقه گذشته یا مهریه یا سایر دِین های احتمالی منظور است. بررسی و تحلیل ماهیت حقوقی و آثار اجتماعی و فرهنگی این نوع طلاق سؤال این تحقیق است. درحقیقت، تسهیل در جدایی زوجین با پرداخت عوض و درعین حال تراضی طرفین به گسستن پیمان زناشویی، بدون وجود کراهتی از سوی طرفین، تأثیراتی در حوزه ازدیاد طلاق ایجاد می کند و به همین دلیل ضرورت توجه به آثار فرهنگی و اجتماعی آن را اجتناب ناپذیر می کند.
چرخش مضمونی در تبیین روابط زن و مرد در خانواده: ظهور جامعه شناسی صمیمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
109 - 131
حوزههای تخصصی:
مطالعات علمی اولیه درباره زنان و مردان در خانواده عموماً به مطالعه ساختار و کارکرد خانواده به مثابه نهادی اجتماعی و نقش های جنسیتی زنان و مردان در آن نهاد می پرداختند، اما در دهه های اخیر، جامعه شناسی خانواده دستخوش نوعی تحول مضمونی شده است: تغییر تمرکز از نهاد خانواده به روابط صمیمی زنان و مردان. این تحول فکری از دگرگونی های عمیق در زندگی خانوادگی معاصر و تحول نقش های زنان و مردان در خانواده ناشی می شود. جامعه شناسان و نظریه پردازان خانواده نظر به این دگرگونی ها، و لزوم اتخاذ شیوه هایی متناسب برای تحلیل پیچیدگی و تنوع شدید شکل های خانواده در دنیای معاصر، ناگزیر به بازتعریف سرشت موضوعی خود شده اند که این امر زمینه را برای ظهور حوزه جدید «جامعه شناسی صمیمیت» فراهم کرده است. تحول و چرخش مضمونی در جامعه شناسی خانواده و اتخاذ رویکردی نو به روابط صمیمی زنان و مردان می تواند واجد دلالت های پژوهشی و سیاسی گوناگونی باشد. مقاله حاضر با مرور و تحلیل تحولات نظری در جامعه شناسی خانواده می کوشد بروز نوعی تحول مفهومی یا به تعبیری، ظهور مفهوم صمیمیت را در این حوزه برجسته کند و وضعیت کنونی دانش خانواده را در چالش با تحولات معاصر با رویکرد تحلیل انتقادی تشریح و تبیین کند.
شیوه بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
83 - 99
حوزههای تخصصی:
رسانه ها نه تنها بازتاب دهنده واقعیت ها بلکه شکل دهنده آن اند و بر درک و شناخت ما از جهان پیرامون اثر می گذارند. به رغم آنکه زنان در دهه های اخیر در کنار نقش های سنتی خود به فعالیت در عرصه های اجتماعی، که در گذشته مختص مردان تلقی می شد، روی آورده و جایگاه خود را در بسیاری از آن ها تثبیت کرده اند، به نظر می رسد رسانه ها همچنان تصویری کلیشه ای از آنان ارائه داده و بیشتر بر نقش های سنتی و ویژگی های برساخته آنان تأکید دارند. در این مطالعه، به دنبال شناخت نحوه بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی ایران و مقایسه آن با نحوه بازنمایی زنان در تبلیغات تلویزیونی امریکا هستیم. ابتدا با مرور برخی تحقیقات انجام شده در مورد امریکا وضعیت زنان در این تبلیغات تشریح شده است. سپس مقوله های قابل مقایسه از این تحقیقات استخراج و در مطالعه مورد ایران به کار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تبلیغات بازرگانی این دو کشور در زمینه بازنمایی زنان تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و اغلب شبیه به هم عمل می کنند و هر دو نقش ها و ویژگی هایی کلیشه ای را به زنان نسبت می دهند.
تحلیل نمادین رنگ در دیوان فدوی طوقان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲
215 - 226
حوزههای تخصصی:
شاعران معاصر از تأثیر شگرف رنگ بر جسم و روح انسان سود جسته و برای بیان احساسات و عواطف درونی یا تشریح اوضاع اجتماعی و سیاسی زمانه خود از آن بهره گرفته اند. فدوی طوقان، شاعر متعهد و تأثیرگذارِ عرصه مقاومت فلسطین، نیز به کمک عنصرِ رنگ جلوه های مختلفی از دردمندی، دلتنگی، آرزومندی، و آرما نخواهی را در آثار خود به نمایش گذارده است. احساس زنانه و روح لطیف شاعر از ی ک سو و موقعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر سرزمین فلسطین از سوی دیگر، او را به سمت نمادگرایی و رنگ پردازی سوق می دهد. در این پژوهش، به روشی تحلیلی توصیفی، پربسامدترین مفاهیم نمادین رنگ از دیوان فدوی استخراج شده است . از یافت ه های پژوهش برمی آید که رنگ سیاه، سبز، و قرمز از پرتکرارترین رنگ ها به شمار می آیند. شاعر رنگ سبز را در معنی شادی، امید، نشاط، حرکت، و زیبایی یا سرزمین فلسطین و طبیعت این مرز و بوم به کار گرفته است. رنگ سیاه نیز بر مفاهیمی چون غم، اندوه، نومیدی، ظلم، خفقان، و حضور صهیونیست ها دلالت دارد. رنگ قرمزْ سرخی خون شهید، خروش همگانی، و عزم ملی را در اذهان متبادر م یسازد.
بازیابی کارناوالیته در نمایشگری عروسک های زنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
333 - 354
حوزههای تخصصی:
عروسک های زنده اصطلاحی برای دختران جوانی است که با عمل های جراحی و آرایش های سنگین خود را به شکل عروسک های بازی همچون باربی در می آورند و با گذاشتن عکس یا فیلم از ژست های حرکتی و رفتارهای خود در شبکه-های اجتماعی نمایشگری می کنند. در این نوشتار با بازخوانی کارناوال و کارناوالیته از منظر باختین، مرگ، نقاب، دیوانگی (نمود یافته در سه تیپ ابله، دلقک و ولگرد) و بازی به عنوان چهار مضمون اصلی آن معرفی و شناسایی می شوند. پیشینه ی تحقیق نشان می دهد، تجسم این مضامین در آثار ادبی یا پدیده های اجتماعی و سیاسی می تواند موجب تکوین امر کارناوالیته شود. در جستجوی عناصر کارناوالیته در عروسک های زنده به فصای مجازی به عنوان میدان کارناوال می رسیم. نمایشگری در فضای مجازی دو بخش دارد، یکی بازنمایی خود است که از نگاه گافمن وجه اجرایی دارد و دومی مکان اجرای آن در فضای مجازی و به طور مشخص شبکه های اجتماعی است؛ جایی که امکان ساخت هویت های متفاوت، ساختگی و ایده آل مورد نظر هر فرد را به او می دهد. عروسک زنده که پیشینه ای در منابع ادبی و نیز در تمایل دختران به شبیه انگاری با عروسک های بازی یا شخصیت های فیلم های انیمیشن دارد، انتخاب یک هویت غریب عروسک گون در فضای مجازی است. عروسک های زنده با بی جان انگاری و مرگ گونگی، نقاب چهره و بدن، ابله نمایی، سرکشی، فریبکاری و پرسه زنی و بازی در نقش عروسک بازی، چهار مضمون کارناوالیته را تجسم می بخشند و به این ترتیب نمایشگری خود در فضای مجازی را به کارناوالی از منظر باختین تبدیل می کنند.
پرسه زنی زنانه و گذار از ابژه بت واره به سوژه ناظر: مطالعه موردی فیلم کلئو از 5 تا 7(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در نظریه فیلم سال های اخیر، سینما در غالب موارد به مثابه تکنولوژی برآمده از ظهور کلانشهر مدرن و مدرنیته شهری در نظر گرفته می شود. تجربه ادراکی پرسه زن مرد (فلانور)، به منزله سرنمون تجربه ادراکی مدرنیته، اغلب به مثابه الگویی برای تحلیل تجربه ادراکی تماشاگر فیلم مورد مطالعه قرار می گیرد. بااین حال، به رغم آنکه پرسه زنی تا سال ها عملی ذاتاً مردانه محسوب می شد، زنان در سال های انتهایی سده نوزدهم کوشیدند جایگاه خود را به عنوان ناظر متحرک در میان فضاهای شهری به دست آورند. این مقاله تلاش دارد با تمرکز بر چگونگی ظهور زنان در شهر و فرایند پرسه زنی، ویژگی های پرسه زن مؤنث (فلانوس) را مشخص کند و تمایزهای آن را با پرسه زن مذکر آشکار کند. این پژوهش نشان می دهد تمرکز بر ویژگی های ادراکی پرسه زن مؤنث می تواند در به چالش کشیدن نگره های مسلط، که ادراک و نگاه سینمایی را ذاتاً ادراک و نگاهی مردانه در نظر می گیرند، یاری رسان باشد. مقاله حاضر با بررسی فیلم کلئو از 5 تا 7 ، ساخته آینس واردا، مشخصه های منحصربه فرد پرسه زنی زنانه را بازشناسی می کند و نحوه بازنمایی تعامل سوبژکتیو زنانه با شهر به هنگام عمل پرسه زنی را بررسی می کند.
شخصیت های اسطوره ای و نمادین زن، در شعر عزالدین مناصره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
135 - 148
حوزههای تخصصی:
عزالدین مناصره از شعرای برجسته معاصر فلسطینی است که در حوزه شعر مقاومت و فلسطین با طرح مضامینی نو در حوزه نقد با ارائه آرای خود جایگاه خاصی در ادب معاصر یافته است. حضور شخصیت های سنتی، به ویژه شخصیت های مؤنث اسطوری و فولکلوریک، در شعر وی از بسامد بالایی برخوردار است و شاعر تحت تأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی، با هنرنمایی خاص، در القای مفاهیم مورد نظر از آن الهام گرفته است. اسطوره ها و نمادهای به کار گرفته شده در شعر مناصره، بیشتر ملی، عربی، و بومی اند و صبغه مذهبی کم رنگی در آن ها دیده می شود. او بیشتر از اسطوره هایی بهره می گیرد که بیانگر پایداری و هویت و میراث ملی اند؛ همانند: زرقاء یمامه، مریم، و جفرا. این مقاله، که به روش توصیفی تحلیلی است، به بیان مفهوم اسطوره و بررسی و تحلیل شخصیت های اسطوره ای زنانه، که منشأ بومی و ملی و نیز اسطوره هایی که منشأ دینی و یونانی دارند، می پردازد. بنابراین، هدف از نگارش این مقاله بررسی و تحلیل شخصیت های اسطوره ای و نمادین زن و تنوع آن در شعر مناصره است.
آسیب شناسی رسانه در بازنمایی خانواده و گونه های آن (مطالعه موردی صداوسیمای مرکز ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
319 - 340
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، آسیب شناسی رسانه در سه مجموعه از سریال های محلی صداوسیمای مرکز ایلام بررسی و تحلیل شده است. به منظور دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر با اتکا به رویکرد نظریه بازنمایی و برمبنای قرائت نشانه شناختی از گفتارهای تبدیل شده به متن، سعی کرده است دلالت های معنایی و تصاویر فرهنگی ای را که سریال های قال وقواله ، برا و بش و هرکه را خوی بازنمایی می کنند تحلیل کند. تجزیه وتحلیل یافته ها چند نوع مفهوم مرتبط با آسیب اجتماعی خانواده در سیمای مرکز ایلام را نشان می دهد: برساخت تصویر دوگانه از خانواده، مناقشه برانگیز نمودن تفاوت ها و بازتولید کلیشه های نقشی مبتنی بر احترام به ساحت سنت. برمبنای نتایج این پژوهش در خانواده سنتی، پایبندی به آداب و رسوم محلی و مقاومت در برابر مدرنیته به منزله یک ارزش تصویر شده است؛ در این خانواده، زن معمولاً «زنِ پذیرنده » است و تصمیم گیرنده اصلی مرد است و آنجا هم که زن در موضوعی مهم تصمیم می گیرد، نتیجه نابهنجاری را رقم می زند. آنچه را در این سریال ها نمایش داده می شوند می توان در بطن جامعه هم دید. به عبارتی، می توان سمت و سوی شبکه استانی مرکز ایلام را در سریال های مورد مطالعه، تمرکز بر پذیرش مردانگی و زنانگی سنتی و سیطره آن بر سایر مردانگی ها و زنانگی ها دانست که در طول سال های پخش سریال ها (1388 1392) این نحوه بازنمایی، صورت مسلط بوده است.
بازنمایی جنسیت در آثار نقاشان خودآموخته از منظر نشانه شناسی اجتماعی تصویر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
65 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله مطالعه نحوه بازنمایی جنسیت در آثار نقاشان خودآموخته براساس الگوی نشانه شناسی اجتماعی تصویر است. خودآموختگان هنرمندانی تعلیم ندیده، فاقد آموزش رسمی و آکادمیک اند که به صورت خودجوش شروع به تولید آثار هنری می کنند. تجزیه وتحلیل این آثار با استفاده از دستور زبان بصری کرس و ون لیون در خوانش نشانه شناسی اجتماعی به رفع ابهام از تصاویر به عنوان سرگرمی صرف کمک و ایدئولوژی پنهان نقاشی ها را آشکار می کند. در این زمینه، 32 اثر نقاشی از 9 هنرمند خودآموخته، که در آن ها تصویر زن و مرد بازنمایی شده، انتخاب و تحلیل و بررسی شد. پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و برمبنای مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که آثار نقاش خودآموخته زن و مرد بیانگر تقسیم بندی جنسیتی نقش های اجتماعی است؛ با این تفاوت که نقاش زن به طور ضمنی یا علنی خود را به عنوان عنصر هسته ای برجسته نمایی و زن را کنشگر اصلی معرفی می کند. بنابراین، نقاش زن با آگاهی از سوگیری های جنسیتی اجتماعی سعی در تغییر آن به نفع خود دارد. نقاشان زن با وجه نمایی واقع گرایانه در آثار، نگاهی تبیینی به ویژگی و شرایط واقعی زنان دارند و از طرفی رویکردی برابرطلبانه به نقش زن و مرد دارند. درحالی که نقاش مرد نگاهی توصیفی دارد و به بازتولید نقش های کلیشه ای جنسیتی می پردازد.
تحلیل آنیما و تأثیر آن بر تفرّد و کامیابی امیرهوشنگ ابتهاج در غزل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
143 - 167
حوزههای تخصصی:
معشوق در ادبیّات غنایی به ویژه غزل، تجلّی گاه آنیماست؛ تصویر زمینی آن، نمودی از عنصرِ دگرجنس انسانِ دوجنسی است و نمود آسمانی آن بر ایزدان و ایزدبانوان مطابقت می یابد. تصویری اشباع شده از موجودی غریب؛ فرازمانی، ازلی و ابدی، خداگونه، با زیبایی بی حد، مهربان و پرستار و مجموعه همه خوبی ها، که به گونه ای ناهشیار بر آمیزه ای از معیارهای زیبایی شناختی تمام دوران ها و تمام اقوام بشری تطبیق دارد. آنیما از اساسی ترین کهن الگوهای ناخودآگاهِ جمعی یونگ است که در تکوین شخصیّت مرد، کارکردی اساسی دارد؛ نیمه زنانه در مردان، که به خاطر ملاحظات نظام مردسالاری، عموماً با سرکوب، مانعِ ابراز وجود او می شویم، غافل که هرچیزی را که سرکوب می کنیم، خاموش نمی شود، بلکه با انرژی بیشتری در زمان و شکلی نامناسب از ناخودآگاه فوران می کند. برای پیشگیری از طغیان آنیما، مرد لازم است یاد بگیرد که چگونه در ارتباط با نیمه زنانه بکوشد و او را در زیستِ خودآگاهی شرکت دهد، تا از موهبت های آن برای شکوفایی و تعالی خود بهره مند شود. پژوهش پیشِ رو به شیوه توصیفی تحلیلی و آماری، مطالعه و مطابقت کهن الگوی «آنیما» بر غزل هایی از هوشنگ ابتهاج است که هم خوانی و قابلیّت تفسیر آنیمایی داشتند؛ میزان کامیابی «سایه» با کوشش او در شناسایی عنصر زنانه روان، رابطه ای مستقیم دارد، امّا به نظر می رسد شاعر در ارتباط پایدار با عنصر زنانه کامیاب نبوده و در بخش قابل توجهی از غزل های او غلبه با آنیمای منفی باشد، ولی در برخی از غزل هایش ناهمواری های تفرّد را کم وبیش پیموده است.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان استفاده دانشجویان دختر از لوازم آرایش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۷ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
437 - 453
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد بررسی عوامل مؤثر بر میزان استفاده دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان از لوازم آرایشی است. روش پژوهش پیمایشی است و داده های آن از طریق پرسش نامه جمع آوری شده اند. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی کرمان (5413 نفر) و نمونه آماری نیز شامل 378 نفر است. چارچوب نظری مستخرج از نظریه های پیربوردیو، آنتونی گیدنز و برایان ترنر است. یافته ها نشان دادند که متغیر هایی از قبیل تنوع طلبی، مصرف گرایی، سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای، هویت بازاندیشانه و طبقه اجتماعی، گرایش به آرایش، سن، مقطع و ترم تحصیلی رابطه معناداری با میزان استفاده از لوازم آرایشی دارند. در مجموع، متغیرهای مستقل توانسته اند 37 درصد از متغیر وابسته را تبیین کنند. متغیر تنوع طلبی، بهترین پیش بینی کننده میزان استفاده دانشجویان دختر از لوازم آرایشی است.