فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
649 - 672
حوزههای تخصصی:
جین شینودا بولن (پیرو مکتب یونگ) با توجه به اسطوره های یونانی، هفت کهن الگو (آتنا، آرتمیس، هستیا، دیمیتر، پرسفون، هرا و آفرودیت) را در ناخودآگاه انسان متمایز کرد و به زنان امروزی تعمیم داد؛ چنانچه این کهن الگوها از حالت تعادل خارج شوند برخی ویژگی های شخصیتی به سایه فرو می روند؛ جهت تعادل کهن الگوها علاوه بر روش های روانکاوی می توان از تغییر سبک پوشش به عنوان یک راه بهبود تکمیلی استفاده کرد. پرسش این است که چگونه می توان بر اساس دیدگاه کهن الگویی جین شینودا بولن، لباس اجتماعی را که در جهت رفع سایه های شخصیتی (بانوان) مؤثر باشد طراحی کرد؟ در این زمینه می توان با شناخت سایه های شخصیتی، نقاط ضعف و قوت آن ها، و با توجه به تأثیری که پوشش بر روان دارد، اقدام به طراحی سبک پوششی کرد که در جهت تکمیل درمان ثمربخش باشد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و کمی است و ابزار مورد استفاده در جمع آوری داده ها پرسش نامه بوده است. جامعه آماری 254 نفر از بانوان 45-20 ساله شهر تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انجام شده است. طبق آمارگیری انجام شده، حدود 40 درصد از بانوان تهرانی دارای سایه شخصیتی هستند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در قالب آمار توصیفی به صورت فراوانی و درصد انجام شد. نتایج حاکی از آن است که چنانچه بتوان از طرح، نقش، فرم، رنگ، طراحی و... که شخص را درگیر ارتباط با خود کند در سبک پوششی استفاده کرد، می توان از آن به عنوان یک راه حل در کنار راه حل های روان کاوانه دیگر بهره برد.
ارزیابی انسجام دیدگاه علامه طباطبایی با مبانی فلسفی ایشان درباره برتری عقلی مرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
105 - 127
حوزههای تخصصی:
دیدگاه علامه طباطبایی درباره زن و خانواده به ویژه نظریات ایشان درباره برتری عقلی مردان نسبت به زنان و حیات احساسی زنان در مقابل حیات عقلانی مردان، برای پژوهشگران حوزه مطالعه جنسیت مهم و تأثیرگذار است. پژوهش حاضر باهدف بررسی انسجام دیدگاه علامه طباطبایی با مبانی فلسفی ایشان درباره برتری عقلی مردان نسبت به زنان به روش تحلیلی- اسنادی ازنوع اجتهادی انجام شد. بدین منظور پس از بررسی کلیه آثار علامه طباطبایی، نخست دیدگاه جنسیتی ایشان از این آثار به ویژه از کتاب تفسیر المیزان استخراج و اصول محوری آن استخراج شد. سپس، مبانی فلسفی مورد پذیرش علامه طباطبایی به شکل قواعدی فلسفی بیان و انسجام دیدگاه جنسیتی ایشان با آن اصول و قواعد ارزیابی شد. نتایج نشان داد که لازمه منطقی پذیرش مبانی فلسفه صدرایی، پذیرش درجات متفاوت عقلی انسان هاست، اما اینکه صنفی از نظر عقلی بر صنف دیگر رجحان داشته باشد، از این مبانی فلسفی استخراج نشد. ازسوی دیگر، باتوجه به مبانی ارزش شناختی علامه طباطبایی و تطابق نظام ارزشی و نظام وجودی در سنت فلسفی صدرایی، نوعی ناسازگاری و تناقض میان قول به برتری عقلانی مرد و تساوی ارزشی زن و مرد مشاهده می شود.
بازنمایی فضای شهر و معماری در خاطرات زنان قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
1 - 27
حوزههای تخصصی:
اولین شرح حال و خاطرات مکتوب زنان ایران، به زمان قاجار باز می گردد. ولی تاکنون پژوهشی درباره محتوای این سفرنامه ها صورت نپذیرفته و نگاه به زنان قاجار محدود، کلی و گاهی اغراق آمیز است. این درحالی است که نگاه از بستر سفرنامه و شرح حال، حقیقی و مبین واقعیت زمان خویش است. هدف این پژوهش، شناخت نگاه زنان قاجار از فضا و خوانش فضاهای تجربه شده آنها است. پرسش اصلی پژوهش آن است که فضاهای معماری و شهر در سفرنامه ها زنان عصر قاجار از چه جنبه هایی بازنمایی شده است؟ برای پاسخ، سفرنامه های زنان قاجار را انتخاب نموده و از خلال متون آن ها به چگونگی شرح و بازنمایی فضای شهر و معماری، پرداخته می شود. رویکرد پژوهش تاریخی-تفسیری و شیوه ی گردآوری داده ها، اسنادی و روش تحقیق، تحلیل مضمون است و نتایج بیانگر آن است که بازنمایی شهر و معماری در سفرنامه های زنان قاجار، طیفی از کیفیات بصری تا ویژگی های ذهنی را در برمی گیرد و شخصیت راوی، در کیفیت و نوع خوانش و شرح ویژگی مکان موثر است و با وجود موانع پیش روی این زنان، آن ها تا حد ممکن به شرح جزئیات مکان ها می پردازند، که این در خصوص شرح فضاهای شهری، توجه آنها به عظمت بناها، آبادانی و ازدحام جمعیت قابل تامل است.
چند پارگی ذهنیت زنان در تجربه زیسته زندگی خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
197 - 228
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های جامعه ایران پدیده ی چند پارگی ذهنیت است.از آنجا که خانواده یکی از مهمترین نهاد های اجتماعی متاثر از این چند گانگی است؛موضوع این مقاله مطالعه جامعه شناختی چند پارگی ذهنیت در تجربه زیسته ی زندگی خانوادگی زنان متاهل می باشد. با در نظرگرفتن سیر تحول مفهوم سوژه، رویکرد نظری ژولیا کریستوا به عنوان چهارچوب نظری انتخاب گردید. مشارکت کنندگان شامل 15 زن متاهل کارمند بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند.رویکرد ما در این مقاله، رویکردی پدیدار شناختی و روش به کار گرفته شده در راستای این رویکرد،روش تحلیل گفتمان پل جی و روث وداک، می باشد.در مرحله توصیف و تقطیع داده ها، گزاره های بیانی مصاحبه شوندگان با توجه به کنش های زبانی مورد نظر پل جی در ذیل دو کارکرد "اقتصاد" و "امورجنسی" مفهوم سازی شدند و در مرحله تفسیر متن، واسازی های صورت گرفته در مرحله توصیف، بازسازی شدند. بر آن بودیم تا لحظات تقابل و شکاف گفتمان های فردمحور مدرن و سنت محورکه در ذهنیت زن ایرانی با یکدیگر آمیخته اند را نشان دهیم. نتایج نشان داد که زن ایرانی با مسائل یکسان در کارکردهای مورد بررسی زندگی خانوادگی، برخورد هایی دو گانه دارد و جهان های ذهنی عقل-محور مدرن و ناعقل محور سنت گرا هر چند یکدیگر را به چالش می کشند و از یکدیگر سرپیچی می کنند، با هم می زی اند و ذهنیتی چند پاره را شکل می دهند.
بررسی تطبیقی رویکرد دو نشریه زبان زنان و نامه بانوان نسبت به مسایل زنان
منبع:
پژواک زنان در تاریخ سال ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
29-49
حوزههای تخصصی:
واکاوی ادله تأدیب زن ناشزه در فقه مقارن و حقوق کشورهای اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تأدیب زوجه در صورت نشوز، بر اساس آیه 34 سوره نساء و روایات وارده از معصومین((ع))، امری مشروع است. با توجه به مبانی قرآنی، روایی و نظرات فقیهان مذاهب اسلامی، نشوز موضوع این آیه، فقط نافرمانی در استمتاع جنسی شوهر را شامل می شود. برای علاج نشوز زوجه، رعایت ترتیب بین وعظ، هجر و ضرب لازم است. زدن در مقام تأدیب، نباید به حداقل مقدار ارش و دیه برسد. با توجه به این قیود و شرایط، باید گفت که این آیه، بیش از آنکه به دنبال مشروعیت بخشی به خشونت خانگی باشد، اتفاقاً درصدد محدود کردن خشونت علیه زنان است. بنابراین، آیه مذکور، مقرره طلایی نفی خشونت علیه زنان در قرآن است. در قوانین جزایی کشورهای اسلامی، دراین زمینه سه رویکرد، قابل مشاهده است: برخی از کشورها صراحتاً آن را مشروع تلقی کرده و جرم ندانسته اند؛ برخی نیز به صورت ضمنی آن را پذیرفته اند. قوانین برخی دیگر از کشورها مانند ایران، در این موضوع، ساکت است. بااین وجود، ازآنجاکه تمامی قوانین مزبور، این حق را بر اساس شریعت پذیرفته اند، از نظر حقوق دانان این کشورها، رعایت حدود شرعی توسط شوهر لازم دانسته شده است. با توجه به قیود و شرایط مطرح شده، که مورد تأدیب زوجه را بسیار محدود، مضیق و متفاوت از مواردی از قبیل تأدیب فرزند کرده است، سکوت قانون ایران، بهترین موضع گیری است. در صورت تعدی شوهر از حدود مزبور، علاوه بر ایجاد مسئولیت کیفری و محکومیت به قصاص یا دیه حسب مورد، می تواند مجوز درخواست طلاق توسط زوجه به استناد عسر و حرج باشد.
نقدی بر پنداره جواز فسخ نکاح به علت زنای زوج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
117 - 135
حوزههای تخصصی:
ازجمله مواردی که ممکن است زوجه به دلیل آن درخواست فسخ نکاح نماید، ارتکاب زوج به زنا می باشد. پژوهش حاضر باهدف بررسی نظرات مشهور فقهای امامیه در این موضوع و نقد پنداره جواز فسخ نکاح به دلیل زنای زوج انجام شد. ازاین رو، آثار فقهی- حقوقی مکتوب در این مسئله مطالعه و داده ها به شیوه تحلیلی- اسنادی بررسی و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مشهور علما براساس روایات خاص، روایات دال بر حصر اسباب خیار و اصل لزوم بر این باورند که زنای مرد موجب پدیداری حق فسخ برای زن نمی شود، درحالی که برخی فقها با استناد به روایات خاص، قاعده لاضرر و تخلف از شرط صفت، این حق را برای زن محفوظ می دانند. تحلیل داده ها نشان داد اگرچه روایات مورد استناد دسته دوم، مشکل سندی ندارد، باتوجه به ضعف دلالی، اعراض فقها و نیز تعارض با ادله قوی تر، از استحکام کافی برخوردار نیست. باتوجه به قرائن و مؤیدات موجود، باید احادیث وجوب تفریق را بر استحباب طلاق حمل کرد، در غیر این صورت، نمی توان میان احادیث متعارض جمع نمود و باید به تساقط آنها قائل شد و به ادله عام لزوم عقد رجوع کرد. براین اساس، حمل روایات تفریق بر تقیه و فرض شهرت زنا، همچنین استناد به قاعده لاضرر و تخلف از شرط صفت، با اشکالات متعددی روبه روست و نمی توان با آن حق فسخ را اثبات کرد.
کرونا، قرنطینه خانگی و دورکاری:مطالعه تجربه زیسته زنان هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۹
63 - 89
حوزههای تخصصی:
همه گیری کروناضمن ایجاد چالش های عدیده بر زندگی زنان با تغییر سبک زندگی اثراتی را بر وضعیت تعاملات و امور خانواده و و ضعیت شغلی بانوان برجای گذارد که تا مدت ها بعد از پایان همه گیری نیز این تاثیرات همچنان باقی خواهد بود. بدین جهت این پژوهش پدیدارشناسانه،درصدد مطالعه تجارب زیسته زنان عضو هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشگاه هادر خصوصتاثیرات دورکاری در ایام کرونا با استفاده از رویکرد کیفی و بهره گیری از نمونه گیری هدفمند بوده است. در این مطالعه با 30 نفر از بانوان هیئت علمی،مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. یافته های مطالعه حاکی از آن است که دورکاری بانوان هیئت علمی با تبعات مثبتی نظیر دیجیتالی شدن و فرصت آفرینی های جدید،مدیریت زمان برای امور شغلی و خانوادگی و خانگی شدن زندگی همراه بوده است؛ روایت زنان هیئت علمی از قرنطینه ایام کرونا از نکات مثبت شامل:تجربه مراقبت از خود و دیگران،اخلاق مراقبتی در زندگی فردی و اجتماعی،تغییر شکل سبک تعاملات خانواده،تغییر شکل اوقات فراغت در خانه و تغییر شکل برنامه های مناسبتی بوده است؛ هرچند برخی از مشارکت کنندگان به چالش های قرنطینه و دورکاری هم اشاره داشتند.
Investigating the relationship between virtual education activity of women teachers and family function, marital conflict and boredom in corona quarantine(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Research in the field of psychological issues of women teachers is one of the basic activities that has a multifaceted effect on the condition of women, families, and students.The purpose of this study was investigating the relationship between virtual education activity of woman teachers and family function, marital conflict and boredom in COVID-19 quarantine.MethodThe research method was descriptive-correlational and the statistical population included all woman teachers in Mashhad, Tabadakan district which 390 people were selected by available and voluntary sampling method. The required information was collected through the Epstein et al, Family Functioning Scale( 1983), the Sanai and Barati Marital Conflict Scale (2003) and the Pinnes Marital Boredom Scale (1996). Pearson correlation test and regression analysis were used to analyze the data using SPSS software version 21ResultsFindings showed that there is a significant relationship virtual education activity of woman teachers and family function, conflict and Marital Boredom in corona quarantine virtual education (p <0.05) and the variable of virtual education activity is able to measure family function, marital conflict and boredom.ConclusionConsidering that, in the future, virtual education is a part of educational programs, it is suggested to pay attention to the empowerment of women teachers in virtual education and to formulate methods of virtual education that are compatible with the functions of the family in order to improve the quality of family functioning and reduce marital conflict and burnout among woman teachers
مطالعه ی عوامل مداخله گر در آسیب پذیری زنان پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۲
157 - 178
حوزههای تخصصی:
عوامل مداخله گر می توانند منجر به کاهش یا افزایش آسیب پذیری زنان پس از طلاق شوند. این پژوهش با هدف واکاوی عوامل مداخله گر در آسیب پذیری زنان پس از طلاق، در قالب طرح کیفی، مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی، رهیافت تحلیل محتوای قراردادی، از طریق نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع، با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 35 زن انجام شد. مثلث سازی داده ها به سه روش مختلف مشاهده، مصاحبه و مطالعه ادبیات طلاق انجام شد. طبق یافته ها 2 تم اصلی، 5 مقوله و 25 زیر مقوله شناسایی شد. نتایج نشان داد که به طور کلی عوامل مداخله گر فردی و فرا فردی در آسیب پذیری زنان پس از طلاق اثر گذارند. اگرچه امکان مداخله در همه عوامل شناخته شده وجود ندارد، یکی از عوامل شناخته شده امکان پذیر جهت مداخله روانشناختی، افزون بر خود فرد، خانواده زنان است که می توان با آگاهی بخشی در مورد شرایط استرس زا طلاق و ایجاد فرهنگ سازی مراجعه والدین به مشاور جهت یادگیری نحوه برخورد مناسب با دخترشان پس از طلاق، شدت آسیب پذیری زنان را کاهش داد.
رابطه بین خشونت خانگی و ناپایداری ازدواج با میانجی گری نگرش ناکارآمد بر تعهد زنان شهر کرج طی همه گیری کووید- 19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کووید-19 منجر به تاثیرات فراوانی بر سلامت روان و مسائل مربوط به خانواده شده است. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین خشونت خانگی و ناپایداری ازدواج با میانجی گری نگرش ناکارآمد بر تعهد زنان شهر کرج طی همه گیریکووید-19 انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان متأهل ساکن شهر کرج در سال 1401-1400 بود. تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه تعهد زناشویی، پرسشنامه خشونت خانگی، پرسشنامه استاندارد بی ثباتی ازدواج، پرسشنامه نگرش ناکارآمد پاسخ دادند. مدل پیشنهادی با روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و آموس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد مسیرهای مستقیم شامل تأثیر خشونت خانگی بر تعهد زنان، ناپایداری ازدواج بر تعهد زنان، نگرش ناکارآمد بر تعهد زنان و خشونت خانگی بر ناپایداری ازدواج در افراد نمونه در سطح 05/0 دارای همبستگی و رابطه معنادار است. همچنین اثرات غیرمستقیم ناپایداری ازدواج و خشونت خانگی از طریق نگرش ناکارآمد بر تعهد زناشویی دارای همبستگی و رابطه بین آنها معنادار است. مدل ساختاری اصلاح شده پژوهش برازش مطلوب و خوبی با داده های پژوهش داشت. نتایج نشان داد که داده های جمع آوری شده روی مدل ساختاری موردنظر همخوانی دارند بنابراین مدل خوبی بوده و روایی آن تایید شد. بنابراین رابطه بین خشونت خانگی و ناپایداری ازدواج با میانجی گری نگرش ناکارآمد بر تعهد زنان شهر کرج طی همه گیری کووید-19 تایید می شود. یافته های پژوهش با نظریه اقتدار جانسون، نظریه تعهد استانلی و مارکمن نیز مورد بحث قرار گرفت.
Relationship Between Communication Patterns and Distress Tolerance Among Married Women: the Mediating Role of Family Emotional Atmosphere(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۱)
84 - 101
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the mediating effect of family emotional atmosphere on the association between communication patterns and distress tolerance in married women. The study employed a correlational design and utilized path analysis. The research sample comprised 217 married women residing in Tehran in the year 1400, who were selected using convenience sampling methodology. The research instruments included the Couple's Communication Patterns, the Family Emotional Atmosphere, and Distress Tolerance. The results of the path analysis revealed a statistically significant association between communication patterns and distress tolerance, with the emotional atmosphere of the family serving as a mediator in this relationship. The mediating role of family emotional atmosphere is found to be significant in the relationship between non-reciprocal constructive relationship and distress tolerance (P=0.22, β=0.001) and the relationship between mutual avoidance and distress tolerance (P=0.001, β=-0.19). The research findings suggest an idea for implementing an intervention targeting contributing and causal factors, specifically communication patterns and the emotional atmosphere within families, which impact the distress tolerance of married women.
ارائه الگوی جایگاه زن در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی، باعث برهم خوردن نظام دوقطبی جهان و ظهور ایده جدید حاکمیت جدیدی گردید که حاکمیت را از آن خداوند می داند. این نظام اصول و چارچوب های خود را بر اساس ایدئولوژی اسلامی بنا نموده که آرمان ها، اهداف، برنامه ها و سیاست گذاری ها بر مبنای آن ها طراحی و اجرا می گردد. حکمرانی مطلوب و عالی، یکی از اهداف عالیه نظام اسلامی است. جامعه اسلامی برای رسیدن به حکمرانی عالی و تمدن جهانی نیازمند آن است که برای تمامی عاملین و کنشگران جامعه طرح و برنامه ارائه دهد. لذا ازآنجایی که بیش از نیمی از جامعه را «زنان» تشکیل می دهند بر حکومت اسلامی لازم است تا الگویی در حکمرانی خود برای آنان داشته باشد. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی تحلیلی برای توضیح حاکمیت اسلامی و الزامات مطرح شده استفاده شده است. حاصل این تحقیق الگوی حکمرانی اسلامی در حوزه زنان با تشریح شاخص های مرتبط است. یافته های تحقیق را باید در مجموعه ای منظم و مرتبط در سه نظام معرفتی-فلسفی، ارزشی و انگیزشی و ساختاری دنبال کرد. درواقع برای رسیدن به الگوی حکمرانی زنان باید سه نظام مذکور همانند یک هندسه مشخص عمل کنند که نتیجه آن نمونه «الگوی سوم زنان» است.
مطالعه نقش زنان در ادبیات نمایشی دوران تکوین در ایران براساس تحلیل و گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
119 - 139
حوزههای تخصصی:
حضور شخصیت های زن در نمایشنامه های دوران تکوین ادبیات نمایشی ایران، یعنی قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم، حالات و جلوه های متفاوتی یافته و به شکلی متناقض نما [1] طرح شده است. دگرگونی های جامعه شناختی در سده سیزدهم خورشیدی که حاصل رویارویی با جهان غرب بود، رشد موقعیت زنان را ضروری می کرد و به ترس و اضطرابی دامن می زد که با برجسته شدن این جایگاه همراه بود. این دوران هم زمان با شکل گیری ادبیات نمایشی و تئاتر در ایران به مثابه پدیده ای جدید است که نویسندگان و کنش گران این عرصه آن را بستر مناسبی برای طرح مسائل اجتماعی و سیاسی تلقی می کردند. در پژوهش حاضر با ابتنا به رویکرد بازتاب در جامعه شناسی هنر که آثار هنری را آینه ای در برابر اجتماع تلقی می کند، تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامه های شاخص این دوران از نویسندگانی مانند آخوندزاده، میرزاآقا تبریزی، کمال الوزاره محمودی، عبدالحسین نوشین، حسن مقدم و رفیع حالتی صورت گرفته است. نمایشنامه های منتخب به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه ای که نورمن فرکلاف پیشنهاد می دهد، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده اند. در سطح توصیف به پلات نمایشنامه به منزله یکی از مهم ترین جنبه های درام و کارکرد شخصیت های زن در آن پرداخته شده است. در سطح تفسیر با نگاهی به وقایع اجتماعی مربوط به زنان در این دوره، مقایسه ای میان کنشگری زنان در نمایشنامه و میزان و نقش آنان در جامعه انجام شده است. درنهایت در مرحله تبیین، علت فاصله تغییر الگوهای اجتماعی و نقش زنان در نمایشنامه ها بررسی شده است. نتیجه تحلیل نمایشنامه ها در بستر گفتمانی دوران نشان می دهد با اینکه در این زمان همواره بر نقش کلیدی زنان در اجتماع و ارتقای آنان تا حد سوژه سخنگو به عنوان یکی از نمودهای پیشرفت تأکید می شود، همچنان حاکمیت گفتمان مردسالارانه و هراس از برکشیدن زنان، با اقتدار بر نمایشنامه های این دوران صدساله سایه افکنده است؛ به طوری که نقش زنان یا با مفاهیمی مانند مکر، فریبکاری و توطئه همراه است یا شخصیت های نمایشی زن در حد ابژه نظربازی مردان و اغواگری باقی می مانند.
بررسی نقش سرمایه اجتماعی در تامین مالی و موفقت کسب وکارهای خانگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
69 - 106
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای خانگی برای راه اندازی، در حین انجام و گسترش کار نیازمند منابعی برای تأمین مالی هستند. صاحبان این کسب وکارها، که اکثریت آنان زنان هستند، در دستیابی به منابع نهادهای رسمی مشکلاتی دارند، بااین حال، راه حل هایی برای تأمین مالی پیدا می کنند که عموماً ناشی از سرمایه های اجتماعی آنان است. هدف بررسی شیوه های تأمین-مالی این کسب وکارها و ارتباط آن ها با سرمایه اجتماعی و موفقیت آنهاست. این امر ابتدا با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با زنانی که صاحبان کسب وکارهای موفق خانگی هستند و سپس در پیمایشی با صاحبان کسب وکارهای خانگی بررسی شد. مشخص شدکه در مرحله راه اندازی کسب وکار خانگی "روش تأمین خود راه انداز" و در ادامه برای گسترش از روش "تأمین مالی از طریق وام بانکی، صندوق و نهادهای حمایتی" و روش هایی که اتکای بیشتری بر سرمایه اجتماعی افراد دارد، استفاده می شود. پیمایش نشان داد که کسب وکارهای خانگی موفق نسبت به ناموفق ها از هر دو روش تأمین مالی بهره بیشتری برده اند و سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، که به آن ها در بهره مندی بیشتر از روش های تأمین مالی کمک می کند. هرچه قدر سرمایه اجتماعی افراد افزایش می یابد دسترسی آن ها به منابع مالی دیگران از طریق قرض، پرداخت با تأخیر، وام و ... بیشتر می شود، به عبارتی آنان سرمایه اجتماعی را تبدیل به سرمایه اقتصادی می کنند.
تأملی در رویکرد جدید مقنن نسبت به سقط جنین در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
108 - 127
حوزههای تخصصی:
ماده (56) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مصوب (1400)، به مسأله مهم سقط جنین اختصاص یافته است. در این مقرره تلاش شده تا کاستی ها و نیز اشکالات بنایی و مبنایی که در ماده واحده سقط درمانی مصوب (1384) و تبصره واحده ماده (718) قانون مجازات اسلامی مصوب (1392) وجود داشته است، برطرف شود. این تلاش ستودنی اما با برخی کم توجهی ها همراه شده که مجموعاً منتهی به بروز ابهامات و اشکالاتی در ماده مذکور شده است. ابهام در مرجع صدور مجوز سقط، ترکیب توجیه ناپذیر اعضای کمیسیون سقط قانونی و شرایط ابهام آلود اعضای آن، ابهام در مفهوم جدی بودن تهدید، پافشاری بر فعلی بودن و غیرقابل تحمل بودن حرج، ابهام در کیستی ولی و بالاخره ابهام در نشانه های ولوج روح از مهمترین چالش ها و ابهاماتی است که در ماده (56) قانون حمایت از خانواده وجود دارد. نویسنده در این نوشتار، ضمن مراجعه به منابع کتابخانه ای، با اتخاذ رویکردی توصیفی و تحلیلی کوشیده است مفاد ماده فوق الذکر را واکاوی نماید و مهمترین اشکالات موجود در این مقرره را بررسی نماید و بدین ترتیب راه را برای اصلاح و تقویت این مقرره هموار سازد.
الگوی ذهنی متخصصان روان شناسی و جامعه شناسی در خصوص علل و آسیب های فرهنگی کودک همسری در دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی ذهنی متخصصان روان شناسی و جامعه شناسی در خصوص علل و آسیب های فرهنگی کودک همسری در دختران بود. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان روان شناسی و جامعه شناسی می باشد. نمونه مورد پژوهش16 مصاحبه شونده از متخصصان روان شناسی و جامعه شناسی بود که به روش نمونه گیری گلوله برفی داده های گردآوری شده به اشباع نظری رسیدند. روش پژوهش توصیفی پیمایشی و از نوع پژوهش های آمیخته (کیفی-کمی) بود. در پژوهش حاضرجهت گرد آوری دادهها از تکنیک روش شناسی کیو(Q)استفاده شد.مجموعه عبارات کیو(Q)در 29 آیتم از بین مصاحبه های عمیق با متخصصین و پیشینه پژوهش به دست آمد. روایی محتوا و صوری نمودار کیو و آیتم ها به تأیید متخصصین رسید. یافته ها نشان داد که ذهنیت متخصصان به ترتیب اولویت در شش الگوی ذهنی مختلف اعتقاد گرایان، کلان گرایان، خانواده گرایان، اجتماع گرایان، مذهب گرایان و فرد گرایان طبقه بندی شد. هم چنین علت اصلی کودک همسری دختران را افرادی که الگوی ذهنی اعتقاد گرایان را داشتند مسائل اعتقادی ، کلان گرایان مسائل کلان ،خانواده گرایان مسائل درون خانواده ای، اجتماع گرایان مسائل اجتماعی، مذهب گرایان مسائل مذهبی و فرد گرایان مسائل فردی را گزارش کردند. طبق نظر روان شناسان و جامعه شناسان، فرهنگ سازی نقش اصلی و اساسی در پیشگیری از کودک همسری دختران را ایفا می کند و لازم است در این زمینه فعالیتهای بیشتری صورت گیرد. استفاده از ظرفیت های رسانه ها برای نشان دادن عواقب و پیامدهای ناشی از کودک همسری دختران به صورت های مختلف می تواند در انتقال پیام ها و ممانعت از این عمل موثر واقع شود.
تعارض فرهنگ عرف با احکام فقهی مرتبط با زنان و اثر آن بر سبک زندگی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تعارض فرهنگ عرف با احکام فقهی مرتبط با زنان و اثرآن بر سبک زندگی خانواده بود. جامعه پژوهش کلیه متون مرتبط با تعارض فرهنگ عرف با احکام فقهی در مورد زنان و اثرآن بر سبک زندگی درخانواده می باشد. نمونه پژوهش متون تعارض فرهنگ عرفی، احکام فقهی و سبک زندگی در خانواده بود. پژوهش توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات با استفاده از روش کتابخانه ای و به صورت فیش برداری از منابع فقهی و روان شناسی جمع آوری شد. داده ها به صورت تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که یکی از عمده ترین مشکلی که نظام اجتماعی را تهدید می کند وجود ارزش ها و سبک زندگی متفاوت و متناقض است که به زنان و به نسل های آینده منتقل می شود. تغییر در نحوه الگوهای فرهنگ مصرف و الگوهای مرجع در کاهش پایبندی به ارزش های دینی، سنتی وتضعیف روابط خانوادگی تأثیر داشته است اما به وسیله ی فرهنگ سازی، سبک زندگی وآموزش، می توان جامعه زنان را برای پذیرش احکام و قوانینی غیر از فرهنگ عرفی که به آن عادت کرده و آن را باور نموده اند، آماده نمود و گرایش و تفکر آن ها را تغییر داد. فرهنگ و عرف فاسد باعث محرومیت جامعه از ثمرات حضور زنان مؤمن و متخصص، بحران های اجتماعی و ناهنجاری در خانواده به خصوص بانوان، افت منزلت زن و ضایع شدن حقوق آنان و در مواردی افزایش گناه و فساد در جامعه را فراهم می کند. دگرگونی ارزش ها در زنان یک جامعه بستر بسیار مناسبی برای تغییرات ساختار ارزش های فرهنگی و اجتماعی را فراهم می کند.
طراحی و اعتباریابی الگوی والدگری دوره نوجوانی بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی والدگری دوره نوجوانی بر اساس منابع اسلامی به روش آمیخته(کیفی و کمّی) از نوع اکتشافی متوالی در سال 1399 انجام گرفت. در بخش کیفی پژوهش، ابتدا با استفاده از روش داده بنیاد و بر اساس تحلیل معنایی، منابع اسلامی بررسی و از میان بیش از 500 گزاره اسلامی، با توجه به اصل اشباع 166 گزاره انتخاب شد که با تحلیل گزاره ها، 194 کد باز، 88 کد محوری و 18 کد انتخابی به دست آمد. در بخش کمّی، با استفاده از روش دلفی، میزان مطابقت کدهای محوری با کدهای باز و گزاره ها، همچنین میزان مطابقت کدهای انتخابی با کدهای محوری و گزاره ها توسط متخصصان (77/84CVI >و96/0CVR >) تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد الگوی والدگری اسلامی برای دوره نوجوانی از 5 مقوله مبنایی(شرایط علّی، شرایط واسطه ای، مقوله محوری، راهبردها و پیامدها) و هر مقوله از یک یا چندین مؤلفه تشکیل شده است. در نتیجه ی تقسیم بندی کدها در مقوله های پنج گانه روشن شد که یک کد به عنوان شرط علّی، هشت کد به عنوان شرایط واسطه ای و هفت کد به عنوان راهبردها اختصاص یافت و دو کد نیز با هم ترکیب و مقوله هسته ای را شکل دادند. روایی الگوی والدگری اسلامی نیز توسط متخصصان مطلوب (99/0 CVI >و92/0CVR >) ارزیابی شد. نتیجه این که منابع اسلامی، از غنا و ظرفیت بالایی برای استخراج الگوی والدگری برخوردار است که برای دوره نوجوانی از 18 مؤلفه تشکیل و با اعتبار است.
واکاوی قصد رفتاری زنان روستایی عضو صندوق های خرد محلی استان لرستان نسبت به خود اشتغالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
943 - 973
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان روستایی، یکی از راهکارهای درآمدزایی، کاهش فشار بر منابع و در پی آن توسعه روستایی است. در این بین بخش تعاون می تواند در زمینه اشتغال زنان روستایی، نقش بسزایی داشته باشد. اما موضوع مهمی که در این راستا حائز اهمیت است، عواملی است که بر تصمیم و قصد زنان روستایی عضو صندوق های خرد محلی برای شروع سرمایه گذاری و فعالیت در تشکل های تعاونی اثرگذار است. در این راستا، این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر قصد رفتاری زنان روستایی عضو صندوق های اعتباری خرد استان لرستان به خوداشتغالی در قالب تشکل های تعاونی به روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری زنان روستایی عضو فعال صندوق های اعتباری خرد استان لرستان شامل 1087 نفر است که به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتساب، متناسب با حجم نمونه و بر پایه جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای 307 نفری برای تحقیق انتخاب شدند. گردآوری داده ها در این پژوهش با پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. پس از تهیه پرسشنامه، روایی شکلی و محتوایی آن توسط متخصصان موضوعی و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای مختلف تحقیق تأیید شد. برای تعیین عامل های مؤثر بر قصد زنان روستایی به خوداشتغالی در تعاونی ها از مدل معادله های ساختاری و نرم افزار AMOS24 استفاده شد. یافته ها نشان داد متغیر علائق، بیشترین تأثیر مستقیم را بر قصد زنان روستایی به اشتغال در تعاونی ها دارد و خودکارآمدی، دارای بیشترین تأثیر غیرمستقیم بر قصد زنان روستایی به اشتغال در تعاونی ها است.