فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
آموزش و بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های علوم پزشکی نگاهی به گذشته، چشم اندازی از فردا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۷
49 - 76
حوزههای تخصصی:
اعضای هیئت علمی از عوامل زیر بنایی آموزش عالی هستند که توسعه کیفی آنها تأثیر بسزایی بر عملکرد دانشگاه ها دارد. و توجه به بالندگی اعضای هیئت علمی به عنوان مهم ترین نیروهای متخصص کشور ضرورتی انکارناپذیر است. با توجه به اهمیت علوم پزشکی در تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه، و تحولات سریع این علوم در دهه های گذشته، ضرورت توجه به آموزش پزشکی نوین بیش از سایر حوزه ها احساس می شود و توانمندسازی اعضای هیئت علمی به عنوان یک برنامه بنیادی و با رویکردی توسعه ای مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، ضمن مروری بر تجارب گذشته آموزش و بالندگی اعضای هیئت علمی در علوم پزشکی و تحولاتی که این حوزه روی داده، چشم اندازی از نقش های فردای اعضای هیئت علمی ترسیم شده است. همچنین چهار دهه فعالیت در آموزش و بالندگی اعضای هیئت علمی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور، بررسی شده که تجارب آزموده ای را در اختیار مدیران آموزش عالی و سایر دانشگاه های کشور قرار می دهد.
نگاهی بر ضرورت فرهنگ مدیریتی شایسته سالار در سازمان پیش بایست ها، چالش ها و پیامدها
حوزههای تخصصی:
ابعاد و مؤلّفه های آموزش مهندسی: تحلیلی مبتنی بر ائتلاف های بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۰
35 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تعیین ابعاد و مؤلّفه های آموزش مهندسی براساس تحلیل محتوای مدل های جهانی است. جامعه مورد مطالعه شامل مدل های مستخرج از سه ائتلاف و توافقنامه بین المللی بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها چک لیست و فرم های محقق ساخته بود و برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز و کدگذاری محوری استفاده شد. براساس تحلیل انجام شده، هفت بعد برای آموزش مهندسی تعیین شده که در مجموع دارای 27 مؤلّفه است. مدل های مورد بررسی بترتیب بر فلسفه و هدف های آموزشی، فضا و امکانات آموزشی، سنجش و ارزشیابی، برنامه درسی، هیئت علمی، دانشجویان و فرآیند تدریس- یادگیری بیشترین تأکید را دارند. وجود هدف های آموزشی مشخص و دقیق، تأکید آموزش مهندسی بر علم و عمل، تلفیقی بودن برنامه های درسی و فعالیت های یادگیری، وجود تجارب طراحی- اجرا در برنامه های درسی، فضای آموزشی مجهز و متناسب با یادگیری عملی و تجربی، تأکید بر نیازهای صنعت و جامعه، شایستگی اعضای هیئت علمی، پذیرش و هدایت دانشجو و بهبود مستمر برنامه های آموزشی از جمله نکات برجسته در مدل های مورد بررسی است.
بازسازی روش شناختی نظریه انتخاب عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله، بازسازی روش شناختی نظریه انتخاب عمومی است و روش داوری آن نیز بر استدلال عقلانی استوار است. نظریه انتخاب عمومی به مثابه یک الگوی نظری میان رشته ای به مثابه تحلیل اقتصادی سیاست و مبنای تئوریک اقتصاد سیاسی مدرن، به رغم کارایی قابل قبول در پیش برد پژوهش های علوم سیاسی، از چند منظر مورد نقد قرار گرفته است. این نظریه از نظر روش شناختی مبتنی بر فردگرایی روش شناختی است. مدعای مقاله آن است که مبنای فردگرایی روش شناختی نظریه انتخاب عمومی، به تنهایی از کفایت لازم برای تبیین تصمیمات بازیگران سیاسی برخوردار نیست. این مقاله می کوشد از رهگذر قراردادن نظریه انتخاب عمومی در یک زمینه ساختاری، راهی برای جبران ضعف های روش شناختی این نظریه پیشنهاد کند. بدین منظور تلاش می شود دستگاه نظری تلفیقی که حاصل بازسازی عقلانی نظریه انتخاب عمومی در چارچوب نظریه راهبردی-ارتباطی جسوپ -از رهیافت واقع گرایی انتقادی- است، ارائه شود.
ارزیابی وضعیت موجود و مطلوب مؤلفه های مدیریت دانش در بین کارشناسان پردیس فنی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
139 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش و همچنین بررسی تفاوت وضعیت موجود و مطلوب مدیریت دانش در پردیس فنی دانشگاه تهران است. برای سنجش مؤلفه های مدیریت دانش (در چهار بُعد: خلق دانش، تسهیم دانش، بکارگیری دانش و ذخیره دانش) بر اساس مدل عمومی نیومن ابزار پژوهش ساخته شد. این ابزار، بعد از تعیین روایی و پایایی در بین 118 نفر از کارشناسان آموزشی دانشکده های فنی به اجرا در آمد. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون تی تک متغیره و آزمون تی وابسته برای ارزیابی وضعیت و تفاوت بین وضع موجود و مطلوب مدیریت دانش مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که به جز دانشکده های مواد، مهندسی شیمی و گروه علوم پایه در بقیه دانشکده ها وضعیت مدیریت دانش در مجموع نامطلوب نیست. علاوه بر این به بررسی وضعیت موجود و مطلوب هر یک از مؤلفه ها در هر یک از دانشکده ها پرداخته که تنها در گروه مهندسی صنایع شکاف معنی داری بین وضعیت موجود و مطلوب مدیریت دانش مشاهده نمی شود.
اثرات مصرف درآمدهای نفتی بر فرهنگ مصرف در کشور
حوزههای تخصصی:
تحلیل محتوایی برنامه آموزشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی مصوب سال های 1375 و 1388(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فنّاوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین، آموزش کتابداری و اطلاع رسانی را همانند آموزش سایر علوم متحول کرده است. به همین منظور، شورای برنامه-ریزی آموزش عالی بعد از 14 سال، برنامه های درسی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی را بازنگری و در قالب 111 واحد درسی پایه، تخصصی اجباری، و تخصصی اختیاری تصویب کرده است. هدف از بررسی حاضر، مقایسه و تحلیل برنامه آموزشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی مصوب سال های 1375 و 1388 به روش تحلیل محتوایی بوده است. یافته ها نشان داد عناوین درسی دو برنامه فقط 25 درصد در محتوی اشتراک دارند که نشان دهنده نو بودن برنامه جدید است. دروس تخصصی و تعداد واحدهای عملی در برنامه های مصوب سال 1388 بیشتر شده است. در کل، 75 درصد واحدها در برنامه درسی جدید نسبت به برنامه درسی قبلی از نظر ایجاد دروس جدید، تغییر نام و ادغام دروس تغییر کرده اند. 44 درصد دروس در برنامه مصوب سال 1388 جدید بودند و 22 درصد دروس در ارتباط با فنّاوری های اطلاعاتی کاربردی در کتابخانه ها بودند. میزان همخوانی سرفصل های جدید رشته کتابداری و اطلاع رسانی ایران با سرفصل های درسی سایر کشورها نزدیک به 70 درصد است. با توجه به تغییرات صورت گرفته در عنوان رشته و برنامه های آموزشی کشورهای مختلف و نیز تغییرات انجام شده در برنامه درسی کشورمان و مطابقت عمده آن با کاربرد فنّاوری های اطلاعاتی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، به نظر می رسد زمان انتخاب نام جدید و مناسب برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی فرا رسیده است.
طراحی و تبیین الگوی تدوین خط مشی ملی تحول در علوم انسانی
حوزههای تخصصی:
تحول در هر یک از ابعاد زندگی انسانی نیاز به برنامه ای راهبردی دارد تا بتواند علاوه بر ایستادگی و مدیریت چالش های ذاتی ایجاد تحول مانند مقاومت انسانی، ایجاد آشفتگی در برنامه های کنونی و مورد پذیرش، برهم زدن رابطه میان افراد و نهادها و ... به صورت برنامه ریزی شده اجزای مختلف جامعه را نیز برای تحقق اهداف تعیین شده با خود همراه نماید؛ در این میان تحول در علوم خصوصاً علوم انسانی که نقش به سزایی در شکل گیری معرفت بشری ایفا می کنند از اهمیت و پیچیدگی فراوانی برخوردار است؛ به عبارت دیگر با وجود نقش تاریخی علوم تجربی و طبیعی در شکل گیری رفتارهای انسانی، اما علوم انسانی به دلیل تأثیرگذاری در محتوا و روش پرداختن به هستی و نیز نقش مؤثر در اولویت دهی پژوهشی و سیاست گذاری علمی، تأثیرات مستقیمی بر جنبه های عملی زندگی انسان امروزی دارد؛ پس باید توجه داشت که هرگونه برنامه ریزی در این زمینه نیاز به برنامه ای کلان و راهبردی در عرصه سیاست گذاری ملی دارد، در این مقاله تلاش می شود تا مبتنی بر روش مطالعات کتابخانه ای، پس از بررسی مختصری پیرامون اهمیت فوق العاده علوم انسانی در زندگی بشر، ابعاد مختلف مراحل تدوین خط مشی ملی تحول در علوم انسانی بیان و شرح داده شود.
معنایابی علوم انسانی اسلامی در گفتمان های اسلام گرای معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت و چالش های پیش روی اشتغال دانش آموختگان زن دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۰
81 - 98
حوزههای تخصصی:
هماهنگی بین میزان اشتغال به تحصیل در دانشگاه ها و اشتغال به کار می تواند به توسعه متوازن جامعه منجر شود. پژوهش حاضر از طریق نمونه گیری طبقه ای، به بررسی وضعیت اشتغال 380 نفر دانش آموخته زن دانشگاه گیلان پرداخت که در طی پنج سال (89-1385) از دانشکده های فنی-مهندسی، علوم پایه، کشاورزی، ادبیات و علوم انسانی و تربیت بدنی این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که 47% دانش آموختگان زن دانشگاه شاغل و 53% دیگر بیکار هستند. دانشکده تربیت بدنی با 100% بیشترین و دانشکده علوم پایه با 31% کمترین سهم اشتغال را دارا بوده اند. آزمون آماری 2χ تفاوت آماری معنی داری را بین سطح اشتغال و عدم اشتغال به طور کلی نشان نداد؛ البته این تفاوت اشتغال در بین دانشکده های مختلف معنی دار بود. میزان اشتغال زنان در بخش های مختلف نشان داد که اشتغال در بخش های صنعت 12%، کشاورزی 8% و خدمات 80% بود. بررسی میزان اشتغال در انواع مختلف مشاغل نیز نشان داد که 4/45% مشاغل دولتی، 11/3% مشاغل خصوصی و 5/9% تعاونی و 9% خوداشتغالی بوده است و آزمون آماری تفاوت معنی داری را در اشتغال بخش های مختلف نشان داد.
فرهنگ شهادت در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بیان فرهنگ و آموزههای شهادت مبتنی بر متن کلام وحی قرآن کریم است. به تعبیر دقیق قرآنی هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتاب خداوند از آن ذکر شده است. «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلاَ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَهٍ فِی ظُلُمَاتِ الاَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ». بررسی و تحلیل و تدوین مفاهیم و آموزه های شهادت در سایه سار وحی و برگرفته از متن قران کریم برای واکاوی علمی ـ پژوهشی معانی متجلی شهادت در فرهنگ اسلامی امری است ضروری و شایسته و بایسته، این مقاله بهدنبال پاسخگویی به سوالاتی همچون دیدگاههای وحی در باب شهادت چیست؟ دیدگاههای قرآن کریم در باب شهادت، چه جنبه هایی را مورد توجه قرار میدهد؟ میباشد. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از ابزار مطالعات کتابخانهای و انکشاف مفاهیم حاصله، از بستر تفاسیر قرآنی تدوین شده است. تدوین مدل فرهنگی آموزههای شهادت از منظر قرآن کریم هم از نظر بازتوجه و احیای ارزشهای اصیل اسلامی و هم به لحاظ معیارهایی که فرهنگ ما را بتواند به مفاهیم انسانی و آسمانی اسلامی شهادت نزدیکتر کند؛ واجد اهمیت شمرده میشود. نتایج حاصل از مقاله بیانگر امکان دستیابی به مدلی جامع در مورد آموزههای فرهنگی شهادت با بهرهگیری از متن قرآن کریم است.
تبیین رابطه درونی میان عقلانیت و عاطفه و دلالت های آن برای پرورش تفکر خلّاق در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۹
147 - 163
حوزههای تخصصی:
یکی از اقدامات اساسی برای بهبود وضعیت آموزشی و تقویت تفکر خلّاق، ابهام،زدایی از مبانی فلسفی و نظری خلّاقیت است. این مقاله در راستای تقویت مبانی نظری خلّاقیت تدوین شده و شامل یک بحث نظری در مورد ارتباط درونی سه عنصر عقل، عواطف و خلّاقیت، و همچنین، دلالت های آن برای ایجاد فضای یادگیری خلّاق در دانشگاه هاست.
نتایج به دست آمده نشان داد که عقلانیت انواع و سبک های گوناگونی دارد، و از میان این سبک ها، تنها عقلانیت الگوریتمی هیچ ارتباطی با عواطف ندارد؛ اما برخی دیگر از سبک های عقلانیت (عقلانیت قضاوتی، هدف-وسیله ای، رابطه ای و تأمّلی) با عواطف در هم تنیدگی دارند؛ بنابراین، روشن شد که عواطف، نه تنها مخل یا حتی مجزّا از عقل نیستند، بلکه بخش اجتناب ناپذیری از ساختار عقل و مکمّل فرایندهای عقلانی مانند تصمیم گیری هستند؛ از سوی دیگر، مشخص شد که در هم آمیختگی عواطف با عقل، از طریق ایجاد گشودگی ذهنی و ممانعت از انجماد عقل، باعث فعال سازی و تحریک خلّاقیت اکتشافی و فرارونده می شود. در پایان، پیشنهادهایی برای تلفیق عواطف و هیجانات با عقل ورزی در روش های تدریش، روش های ارزشیابی و فضای کلاس های درسی دانشگاهی مطرح شده است.
شناسایی و الویت بندی مولفه های فرهنگی -اجتماعی متاثر از انتقال فناوری
حوزههای تخصصی:
استراتژى هاى پیش رو در اجراى برنامه کلان کشورى کسب روزى حلال در شهر مقدس مشهد
حوزههای تخصصی:
ارزیابی سرمایه اجتماعی سازمانی: مطالعه موردی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۰
9 - 34
حوزههای تخصصی:
: هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه سرمایه اجتماعی سازمانی در پردیس های علوم انسانی و علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه، شامل کلیه کارشناسان دانشکده های پردیس های مذکور است. روش های نمونه گیری شامل سرشماری کامل و تصادفی طبقه ای بوده است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی سازمانی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ANOVA و t تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن بود که دانشکده مطالعات جهان در هر سه بعد (شناختی، رابطه ای و ساختاری) دارای بیشترین میانگین است و دانشکده علوم اجتماعی از نظر بعد شناختی و دانشکده اقتصاد از نظر بعد رابطه ای و ساختاری دارای کمترین میانگین ها هستند. یافته ها همچنین نشان داد که کارشناسان عامل مدیریتی را مهم ترین عامل در زمینه خلق و حفظ سرمایه اجتماعی سازمانی می دانند
تکنولوژی دینی: چیستی و امکان تحقق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله کنونی متکفل بحثی نقادانه از مفهوم تکنولوژی دینی است. کوشش شده است، ظرفیت متنوع معنایی این مفهوم، در ارتباط با شماری از پرسش های بنیادین هر چه بیشتر آشکار شود. استدلال اصلی مقاله این است که تکنولوژی دینی اولا امکان پذیر است و ثانیا، به شرط کاربرد صحیح، واجد مطلوبت ابزاری در جهت تقویت رویکرد های اخلاقی و دین مدارانه افراد است. جایگاه تکنولوژی دینی در نظام دینی، رابطه میان تکنولوژی های دینی و غیر دینی، شیوه های مناسب برای کمک به رشد تکنولوژی های دینی، از جمله مواردی است که در کنار شمار دیگری از پرسش ها در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
اعتبارسنجی آموزش عالی در هزاره سوم با محوریت برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۷
13 - 48
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، ابتدا، ضمن مروری کوتاه بر رویکردهای اتخاذ شده در رابطه با ارزیابی کیفیت در آموزش عالی، چالش های گریبان گیر نظام های اعتبارسنجی و تضمین کیفیت را مورد بررسی قرار داده و سپس با استفاده از رویکردی تحلیلی سعی بر این دارد تا الگوی مناسب و کارآمدتری را با رویکردی سیستماتیک و با محوریت برنامه درسی، که بتواند پاسخگوی چالش های ارزیابی آموزش عالی در هزاره سوم باشد را؛ ارائه نماید. چرا که برنامه درسی به عنوان قلب مراکز دانشگاهی و مهم ترین عنصر نظام آموزش عالی محسوب شده و در عین حال نقش تعیین کننده و غیرقابل انکار در تحقق اهداف و رسالت های آموزش عالی از نظر کمی و کیفی ایفا می کند. تمرکز بر برنامه درسی در ارزیابی و اعتبارسنجی، سبب شناخت و تجزیه و تحلیل هرچه بیشتر و بهتر اثر عوامل مختلف (درون و برون سازمانی) بر کیفیت آن و در نتیجه کیفیت دانشگاه می شود. در نتیجه، محوریت یافتن برنامه درسی در الگوی اعتبارسنجی تا حد زیادی می تواند چالش های حاصل از الگوی اعتبارسنجی فعلی را برطرف نماید.