فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۳
53 - 82
حوزههای تخصصی:
حوادث رانندگی هزینه مادی هنگفتی را بر جامعه تحمیل می نماید. گرچه چندین عامل در وقوع این حوادث ذی نقش هستند اما چنین پیداست که "کژرفتاری رانندگی" در صدر این عوامل جای دارد؛ از همین روی، در این پژوهش، نقش چند عامل روان آسیب شناختی در وقوع این نوع کژرفتاری ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه، با بهره گیری از روش تحقیق همبستگی و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه چند مرحله ای، نمونه ای به حجم 2900 نفر از رانندگان سراسر کشور انتخاب شد. آنگاه با استفاده از پرسش نامه های استاندارد، کژرفتارهای رانندگی و عوامل روان آسیب شناختی آنان اندازه گیری شد. روایی پرسش نامه نیز به ترتیب از طریق روایی صوری و منطقی و نیز پایایی آن به وسیله ضریب الفای کرونباخ به دست آمد. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های آماری همبستگی و رگرسیون چند متغیره، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و برای بررسی از آزمون آماری استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون درخصوص رابطه انواع اختلال روان شناختی با کژرفتاری در رانندگی نشان داد که پنج عامل روان شناختی همبستگی معناداری با کژرفتاری در رانندگی دارند؛ اما ضریب همبستگی نشانه های پاتولوژیک و اعتیاد با کژرفتاری بیش از رابطه سه عامل دیگر با این متغیر است. طبق نتایج، بین تمامی عوامل آسیب شناختی و کژرفتاری رانندگی، رابطه معناداری وجود دارد؛ همچنین، تحلیل رگرسیون آشکار ساخت که این عوامل(اعم از احساس جویی، پرخاشگری و علائم بالینی) حدود نیمی از واریانس کژرفتاری رانندگی را تبیین می نمایند.
رابطه انسان و فناوری در آموزش الکترونیک از چشم انداز نظریه کنشگرشبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
57 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی رابطه انسان و فناوری در آموزش الکترونیک و پاسخ به این پرسش که «فناوری اطلاعات در آموزش الکترونیک چه تغییراتی در امر آموزش و نیز کنشگران آن ایجاد می کند»؟ پاسخ به این سوال های فرعی که آیا فناوری ارتباطی در آموزش الکترونیک، نقش کنشگر انسانی را کمرنگ و بدل به تسهیلگر می کند؟ فناوری در آموزش مجازی چه اثراتی بر آموزگار، دانش آموزش، کلاس، محتوای درسی، نظام ارزیابی و تصور همگانی از آموزش دارد و چگونه شبکه آموزش را بازتعریف می کند؟روش پژوهش: برای بررسی اثر فناوری آموزش الکترونیک بر معلم، فراگیر، محتوای آموزشی و دیگر کنشگران و عناصر این عرصه از روشی اسنادی و توصیفی- تحلیلی استفاده می کنیم و با به خدمت گرفتن چهارچوب مفهومیِ نظریه کنشگرشبکه و به طور خاص مفاهیم وساطت های چهارگانه آن به عنوان یک ابزار تحلیلی در فهم ارتباط انسان و فناوری در حوزه آموزش الکترونیک، تحلیل و تفسیری از آموزش الکترونیک و عاملیت کنشگران آن ارائه می دهیم.یافته ها: فناوری اطلاعات در آموزش الکترونیک 1- هدف را تغییر می دهد (وساطت ترجمه)؛ 2- کنش را تغییر می دهد (وساطت تشکیل)، 3- زمان و مکان را در خود جمع می کند (وساطت جعبه سیاه سازی)، 4- دیگر کنشگران را نمایندگی می کند (وساطت نمایندگی).نتیجه گیری: فناوری اطلاعات در آموزش مجازی ابزاری صرف در دست آموزگار و در خدمت آموزش نیست. این فناوری هم کنشگرانِ این حوزه و هم امر آموزش را از جهات متعدد تغییر داده است که تحلیل این شیوه آموزش در قالب وساطت های چهارگانه فهمی روشن تر از این تغییرات ارائه می دهد. «آموزشِ تغییر یافته» با وساطت فناوری را باید از نو شناخت
بررسی نگرش استادان و دانشجویان درباره استفاده آموزشی از تلفن همراه (M-learning) در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۲ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۵
93 - 119
حوزههای تخصصی:
استفاده از تلفن همراه در تدریس و یادگیری به یک جزء مهم فناوری آموزشی در آموزش عالی تبدیل شده و امکان یادگیری، همکاری و به اشتراک گذاری ایده ها را برای دانشجویان فراهم کرده است. این مقاله با هدف بررسی نگرش دانشجویان و استادان درباره کارکردهای آموزشی تلفن همراه در دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدانتدوین شده است. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه جداگانه، برای دانشجویان و استادان استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، 1900 دانشجو و 75 عضو هیئت علمی بود که بر پایه جدول مورگان، 240 دانشجو و 53 تن از استادان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد، گردآوری و با استفاده از آماره های ضریب همبستگی، تی مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه و با کمک نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین نگرش دانشجویان درباره استفاده از تلفن همراه با مقطع و گرایش تحصیلی دانشجویان تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین یافته ها بیانگر این است که بیشتر دانشجویان و استادان نگرش نسبتاً مثبتی درباره به کارگیری آموزش از طریق تلفن همراه دارند. با توجه به تأثیر مثبت تلفن همراه، به عنوان یک فناوری آموزشی پیشنهاد می شود در نظام آموزش عالی به طور جدی مورد استفاده قرار گیرد.
پیشگیری و درمان حسد با تکیه بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از تحقیق حاضر، معرفی راهکارهای پیشگیری و درمان حسد از منظر اسلام بود. روش: تحقیق ، توصیفی- تحلیلی بود. در این پژوهش که از نوع تحقیقات کاربردی است، با استفاده از قرآن کریم، تفاسیر و کتب روایی، راهکارهایی برای پیشگیری و درمان حسد شناسایی شد و پس از عنوان دهی، دسته بندی و تجزیه و تحلیل شد. تفکیک راهکارهای درونی و بیرونی و نیز ارائه راهکارهای شناختی، عاطفی و رفتاری(طبق الگوی نظریه الیس) از ابتکارات این تحقیق است. برای این منظور، راهکارها به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم شد. یافته ها: با توجه به آیات و روایات، در خصوص راهکارهای درونی: شش راهکار شناختی، سه راهکار عاطفی و هفت راهکار رفتاری و در زمینه راهکارهای بیرونی: چهار راهکار خانوادگی و سه راهکار اجتماعی برای پیشگیری و درمان، شناسایی و معرفی شدند. نتیجه گیری: بینش صحیح نسبت به خدا و جهان هستی و نیز آموزه های دینی همچون: تقوا، توکل، صبر، دعا و ...، نقش مهمی در کاهش و درمان حسد دارند. البته با توجه به اینکه راههای پیشگیری و درمان در بیشتر موارد همپوشانی داشتند، از این رو، پیشگیری و درمان از هم تفکیک نشده است.
تأثیر فناوری های تحول آفرین در انتظام بخشی فضای مجازی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۵ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۸
113 - 146
حوزههای تخصصی:
پیدایش فضای مجازی یکی از بزرگ ترین نمادهای تحول جهانی در عصر حاضر است و فناوری های تحول آفرین آن زندگی بشر را در تمام سطوح و ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، دفاعی و انتظامی تحت تأثیر قرار داده است. امروزه، انتظام بخشی فضای مجازی از مهم ترین چالش های پیش روی دولت ها است. استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی افراد جامعه، مأموریت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است و با عنایت به درهم تنیدگی زندگی مردم در فضای واقعی و مجازی، برقراری نظم و امنیت در فضای مجازی نیز برعهده این نیرو می باشد و انجام این مأموریت مهم نیز فقط با استفاده از روش ها و شیوه های سنتی امکان پذیر نخواهدبود. فناوری های تحول آفرین فضای مجازی به دلیل ایجاد قابلیت های انتظامی جدید، رویکردی نو، برای رفع مشکلات و موانع می باشد. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی پیمایشی انجام شده است، به دنبال بررسی تأثیر فناوری های تحول آفرین بر انتظام بخشی فضای مجازی کشور است و جامعه آماری آن شامل مدیران و کارشناسان ارشد پلیس فتا، پلیس های تخصصی و مدیران مرکز مطالعات راهبردی ناجا می باشند. این پژوهش در پی تعیین مهم ترین حوزه ها و تأثیرات مثبت فناوری های تحول آفرین برای ارتقای مأموریت انتظام بخشی فضای مجازی نیروی انتظامی است که برخی از آنها عبارتند از افزایش تعامل پلیس در قالب سکوهای جدید انتظامی و اشتراک اطلاعات، پایش هوشمندانه صحنه حوادث و محیط عملیاتی پلیس، توسعه و تسهیل کشف جرم با کمک ادله دیجیتال و نیز توسعه و تعمیق شبکه اطلاعات مردم پایه.
سه تفاوت مبنایی در علم دینی و علم سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین سه سؤال مبنایی در خصوص 1) رابطه معرفت نفس با علم دینی، 2) نسبت بین علم انسان، علم خدا و جهان، و 3) مزیت نسبی علوم انسانی- اسلامی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است که با نگرشی تحلیلی- تطبیقی به منابع دینی و علوم انسانی رایج صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که: 1) توجه به معرفت نفس یکی از زمینه های لازم برای تحول در علوم انسانی است. 2) در تدوین نظریه علوم انسانی- اسلامی باید آموزه های وحیانی به عنوان دانش درجه اول قلمداد شود. 3) مزیت نسبی علم دینی، توانایی عبور از ظاهر به باطن امور است که از طریق درک جوهر اشیا حاصل می شود. نتیجه گیری: به دلیل تفاوتهای مبنایی در علم دینی و سکولار، رویکردهای تذهیبی و ترکیبی نمی توانند منتهی به تحول اساسی در علم رایج شوند و تنها یک فلسفه علم جدید می تواند کارساز واقع شود
ملاحظاتی در باب تحول در علوم اجتماعی با تأکید بر بنیانهای تحلیل اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحول در علوم اجتماعی، از جمله بسترهای تحول در ساخت اجتماعی جوامع است. تحقق جامعه اسلامی نیز متوقف بر تحول در علوم اجتماعی و ابتنای ساخت اجتماعی بر علومی اجتماعی برخاسته از مبانی اسلامی است؛ لذا امکان و چگونگی این تحول باید مورد مداقّه های علمی قرار گیرد. این مقاله با تمرکز بر حوزه مطالعات اقتصادی، دلایلی را برای موجّه بودن تحول در علم اقتصاد مبتنی بر آموزه های اسلامی ارائه داده است. روش: این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی به ارائه ملاحظاتی درباره تحول در علم اقتصاد پرداخته است. یافته ها: اعلام موضع صحیح و منطقی در باب تحول در علم اقتصاد، نیازمند سه ملاحظه مهم معرفت شناختی و روش شناختی است: 1. خاستگاه معرفت شناختی علوم اجتماعی مدرن؛ 2. کارکرد علم اقتصاد به عنوان یکی از علوم اجتماعی و نیز ماهیت فعالیت اقتصاددانان؛ 3. مبانی تحلیلهای اقتصادی متعارف و دوری از سطحی نگری در ارائه مطالعات منتسب به اقتصاد اسلامی. نتیجه گیری: با توجه به سه ملاحظه مذکور، می توان علم اقتصاد متعارف را دانش مبتنی بر قبول مبنایی اخلاقی برای حل تعارضات منافع تلقی کرد؛ لذا عرصه برای ورود ارزشها از مسیرهای مختلف به دستاوردهای علمی اقتصاددانان فراهم است. البته باید توجه داشت که تحول مدّ نظر در علم اقتصاد متعارف، در راستای تولید ایده ها و نظریات اقتصاد اسلامی، مستلزم دقتهایی است تا در این تحول مبنایی دچار خطاهای بنیادین معرفت شناختی و روش شناختی نشویم.
بررسی تطبیقی ایمان و عشق از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ایمان و عشق، دو ویژگی منحصر به فرد انسان است. هدف از نوشتار حاضر، شناسایی و بررسی عمیق تر ایمان و عشق از رهگذر مقایسه تطبیقی این دو ویژگی انسانی بر اساس دیدگاه ملاصدرا بود تا از رهگذر این مطالعه تطبیقی به شناسایی وجوه اشتراک و اختلاف آنها دست یابد. روش: روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از شباهتهای وجودی مانند عوامل مشترک ظهور، محل ظهور، موهبتی بودن، ذاتی بودن، شک ناپذیری، زوال ناپذیری، نهانی و شهودی بودن میان ایمان و عشق بود. همچنین تفاوتهای اساسی نظیر اختلاف در مفهوم، عینیت وجود با عشق و مغایرت وجود با ایمان، ماهیت زیباشناسی ایمان و ماهیت زیبابینی عشق، حاکی از عدم عینیت ایمان و عشق بود. نتیجه گیری: شباهتها و تفاوتها بیانگر این نتیجه است که با وجود تأثیرات مشترک ایمان و عشق بر رشد و تعالی انسانی، هر کدام اثرات منحصر به فرد و ویژه خود را در ظهور کمالات انسانی دارد.
تأملاتی پیرامون تمایز باور و پذیرش در معرفت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف محقق در این مقاله، تحلیل و بررسی انتقادی ماهیت باور و نسبت آن با پذیرش، از دیدگاه ون فراسن، جاناتان کوهن، آلستون و کلارک بود. ون فراسن با تفکیک باور و پذیرش درباره یک نظریه علمی، معتقد است پذیرش به معنای کارامد بودن و باور به معنای احتمال شخصی است. کوهن معنای باور را به گرایش به صدق قضیه و معنای پذیرش را حکم به نسبت موجود در قضیه تحویل برده است. آلستون نیز با پذیرش تمایز باور و پذیرش، مشخصه باور را یقین دانسته، نسبت این دو مفهوم را با ایمان بررسی کرده است. کلارک نیز با بیان ویژگی هایی همچون: امتداد زمانی، غیر ارادی بودن و مراتب داشتن باور، بر تمایز آن با پذیرش تأکید دارد. در مجموع، دیدگاهها در خصوص باور، با تمایز نهادن بین پذیرش و اعتقاد، ماهیت باور را بررسی کرده اند. روش: این پژوهش به روش توصیف و تحلیل عقلی کوشیده است با مقایسه دیدگاهها در خصوص چیستی باور، فهمی درخور از آن ارائه دهد. یافته ها و نتیجه گیری: مشخصه و ویژگی های باور عبارتند از: 1. رویکردی است از ناحیه فاعل شناسا نسبت به قضیه و نیز امور؛ 2. همواره ناظر به صدق است؛ 3. با احتمال سازگار نیست؛ 4. مستقیماً ارادی نیست؛ 5. بین باورهای مبتنی بر حواس و باورهای مبتنی بر سایر منابع باورساز، تفاوت است.
بررسی میزان آمادگی دانشجویان دانشگاه سمنان برای شرکت در نظام یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۱
113 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان آمادگی دانشجویان سمنان برای شرکت در نظام یادگیری الکترونیکی است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی و به روش پیمایشی است. جامعه آماری شامل 16500 نفر از دانشجویان سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در سال تحصیلی 94-93 و نمونه پژوهش 380 نفر از ایشان است. ابزار پژوهش پرسشنامه ای محقق ساخته است که روایی آن با استفاده از روش قضاوتی تأمین شده و پایایی آن برابر 92/0 است. یافته های پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشگاه سمنان از آمادگی نسبی و بیشتر از «حداقل آمادگی مورد انتظار» برای شرکت در یادگیری الکترونیکی برخوردار هستند؛ هر چند که در برخی عوامل از جمله «انگیزش» آمادگی آنها از حداقل آمادگی مورد انتظار کمتر بوده و نیازمند تقویت است. علاوه بر این، یافته های پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشکده «مهندسی برق و کامپیوتر» نسبت به دیگر دانشکده ها از آمادگی بیشتری برای یادگیری الکترونیکی برخوردار هستند.
برساخت هویت ملی در میان دانشجویان دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی برساخت هویت ملی دانشجویان دکتری با رویکرد کیفی و تکنیک نظریه زمینه ای بود. روش: ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود. برای انتخاب مصاحبه شوندگان، از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد، از نمونه گیری نظری استفاده شد. جامعه بررسی شده، دانشجویان دکتری مشغول به تحصیل در رشته های انسانی طی دهه گذشته بودند. یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، شرایط علّی این پژوهش، زبان، مذهب، ارزشمندی تمدن و اقوام موجود در ایران می باشند. ارزشمندی ملیت در عین نارضایتی، مقوله محوری است که در بستر ایدئولوژی و دموکراسی و موقعیت راهبردی ایران شکل گرفته است و دو مقوله سلطه جهانی و انسانیت ارجح بر ملیت، عوامل مداخله گر در این زمینه اند. آموزش مناسب و مطالبه گری و جایگاه مردم و تصمیم آگا هانه شخصی نیز مقوله های راهبردی معرفی شدند که پیامد و نتیجه این هماهنگی، انتخاب وطن برای زندگی و تمامیت ارضی و هویت ملی است.
بررسی نگرش میشل فوکو در باب علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: برای فهم عمیق علوم انسانی و مبانی و ریشه های آن، آشنایی با اندیشمندان و صاحب نظرانی که از جنبه های گوناگون به بررسی این علوم پرداخته اند، ضروری است. هدف این مقاله، آشنایی با اندیشه های میشل فوکو به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان غربی درباره علوم انسانی بوده است. روش: برای دستیابی به هدف، از منابع موجود به روش کتابخانه ای و با تکنیک فیش برداری، اطلاعات لازم گردآوری و سپس تحلیل شدند. یافته ها: بررسی ها نشان داد که فوکو شکل گیری علوم انسانی را مربوط به دوران مدرن می داند. وی بیان می دارد که با قرار گرفتن انسان به عنوان سوژه و ابژه علم بود که شرایط برای شکل گیری علوم انسانی در غرب فراهم شد. فوکو در شکل گیری علوم انسانی نقش قدرت را برجسته می کند و معتقد است بین این دو به نحو تفکیک ناپذیری رابطه وجود دارد. به گفته وی، علوم انسانی جایگاه مستقلی در بین سایر علوم ندارد و مشکلات مختلف علوم انسانی از همین مسئله ناشی می شود. وی همچنین فرجام مثبتی برای علوم انسانی در نظر نمی گیرد و این علوم با فروپاشی نظام دانایی مدرن، جای خود را به علومی مانند روان کاوی، زبان شناسی و مردم شناسی خواهند داد. نتیجه گیری: فوکو با ارائه تحلیلهای دقیق و نگرشی نقّادانه پیرامون علوم انسانی، بصیرتهای مهمی به پژوهشگران حوزه علوم انسانی می دهد تا بتوانند از طریق واکاوی این علوم، از کارکردهای آن برای بهبود جامعه استفاده کنند
بررسی مکاتب امنیتی موجود در ادبیات حوزه مطالعات امنیتی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
85 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی مقدماتی در جهت احصاء و صورتبرداری از دستاوردهای نظری حوزه مطالعات امنیتی در جهت زمینه سازی و تمهید تبیین مکتب امنیتی و انتظامی نظام جمهوری اسلامی است. در این پژوهش ضمن بررسی پیشینه نظری و عملی موجود در پژوهش های صورت گرفته، تعاریف ودیدگاه های موجود در موضوع نظم و امنیت، و دیگر مفاهیم اصلی همچون مکتب و مکتب امنیتی در چارچوب بررسی مکاتب امنیتی موجود در ادبیات حوزه مطالعات امنیتی اختصاص دارد. آشنایی با سبک های نظریه پردازی و مفهوم سازی در عمل و دستاوردهای مفهوم سازی و صورتبندی های نظری در کنار آگاهی از رهیافت ها و محتوا و مفاهیم مکاتب موجود در مطالعات امنیتی از اهداف اصلی این پژوهش بوده است. دستاوردهای این تحقیق گویای آن است که مکتب با دیگر سازه های نظری تمایزی اساسی دارد و به اجرا در آمدن صورت ذهنی نظم و امنیت مطلوب نیازمند الزامات و لوازم و ابزارها و کارگزارانی است.که همه باید در صورتبندی نظری از تعریف تا مقوله سازی ها و ابعاد و سطوح نظم و امنیت در نظر گرفته شود. ویژگی دیگر مکتب به نسبت دیگر سازه های نظری همانند نظریه، گفتمان و پارادایم این است که مکتب هم در حوزه نظر و هم در حوزه عمل انسجام و تصلب خاصی دارد. پیوستگی سطوح نظری(ایده) و سطوح عینی وعملی(ساختار، سازمان، اجرا و عمل) بسیار زیاد است.
بررسی تطبیقی نظریه مقاصد شریعت با اهداف شریعت از منظر تفکر شیعه و اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این نوشتار، بررسی تطبیقی نظریه مقاصد شریعت با اهداف شریعت از منظر تفکر شیعه و اهل سنت و واکاوی تأثیر اهداف شارع در تغییر احکام شرعی بوده است. روش: در این پژوهش از روش کتابخانه ای و فیش برداری استفاده کرده و با توجه به منابع معتبر علمی به ارزیابی و تحلیل موضوع پرداخته ایم. یافته ها: خداوند متعال در تشریع احکام الهی حتماً مقاصدی را در نظر داشته است که آن مقاصد از طریق قرآن، نصوص معتبر و عقل قابل فهم اند و با توجه به اینکه هدف خداوند از تکلیف بندگان خود، تأمین مصالح آنها بوده؛ اگر مصلحت دار بودن عملی با سند معتبر احراز شود، خداوند آن مورد را هدف تشریع احکام قرار خواهد داد. به بیان دیگر؛ چنانچه حتمی و تام بودن مصلحتی محرز شود، چنین مصلحتی حتماً از مقاصد شارع مقدس خواهد بود. نتیجه گیری: هر چند دلیل نقلی از شرع بر اعتبار مصلحتِ ذکرشده وجود نداشته باشد، اما می توان بتوان بین اهداف شریعت و مقاصد آن (با نگاه اهل سنت) فرق گذاشت، اما نمی توان با نگاه افراطی به اهداف شریعت دست از ظهور احکام شریعت برداشت.
تحلیل و بررسی دیدگاه نقیب العطاس درباره اسلامی سازی علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: «محمدنقیب العطاس» یکی از موافقان و نظریه پردازان ایده اسلامی سازی دانش در نیمه دوم قرن بیستم است. هدف این پژوهش، گزارش و ارزیابی فرایند تحقق علوم اجتماعی اسلامی از دیدگاه عطاس است. روش: در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و در بررسی آن از روش تحلیل فلسفی استفاده شده است. یافته ها: 1. دیدگاه عطاس تنها شامل تهذیب و تکمیل علوم موجود نیست، بلکه در بر دارنده دو مرحله تهذیب و تکمیل علوم موجود و تولید علوم جدید بر اساس مبانی و روش شناسی اسلامی است. 2. روش شناسی تحقق علوم اجتماعی اسلامی در اندیشه وی، شامل استفاده از روش ترکیبی(اجتهادی، شهودی، عقلی و تجربی)، اسلامی سازی زبان و به کارگیری روشهای تفسیر و تأویل در مطالعه پدیده های طبیعی و انسانی است. نتیجه گیری: الگوی علم دینی عطاس، هر چند درصدد اسلامی سازی در سطح مبانی و روش شناسی علوم است و از این رو، بسیاری از اشکالات منتقدان بر وی وارد نیست؛ اما دارای نقاط ابهام فراوانی است. آسیبهای روش شناسی وی نیز عبارتند از: مبهم و غیر شفاف بودن استفاده از روش ترکیبی آسیب؛ تکیه بیش از اندازه بر نقش اسلامی سازی زبان برای تحقق علوم اسلامی؛ مناسب مباحث فلسفی و عرفانی بودن روش تأویلی و کارایی نداشتن برای تولید معرفت علمی.
معماری ناجای آینده، رویکردی تمدنی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۳ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۸
93 - 124
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری در مراسم دانش آموختگی افسران ناجا در شهریور 1396 فرمودند: «نیروی انتظامی باید در طراز جمهوری اسلامی، دولت اسلامی و جامعه قرآنی باشد و تا رسیدن به این هدف فاصله داریم.» هنگامی که این خواسته را با تدابیر قبلی معظم له درباره اهداف و مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن بین المللی اسلامی) تحلیل کنیم، نقش بی بدیل امنیت و ناجا در رویکرد تمدنی مد نظر ایشان روشن می شود. تمدن نوین اسلامی ایرانی دارای ویژگی های مهمی در چهار مقوله اصلی فکر، علم، معنویت و زندگی است که ابعاد و مشخصات آن بر مبنای یافته های مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در قالب شش سرفصل مبانی، اصول، آرمان، رسالت، افق و تدابیر در مقاله تحلیل شده است. آماده سازی ناجا برای تحقق چنین تمدنی (با افق درازمدت حدود 50 سال) از طریق روش های مرسوم طرح ریزی و سازماندهی میسر نیست بلکه به الگوی خاصی نیاز است که به آن معماری سازمانی می گوییم. در این پژوهش با بهره گیری از اسناد ابلاغی به ناجا و پژوهش های انجام شده با روش توصیفی و کتابخانه ای، نظریات و چارچوب های مختلف معماری مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت یک الگوی کلان مرجع برای معماری ناجا ارائه شده است. در این الگو: اولاً، کلیت سازمان و کارکردهای آن ترسیم می شود. ثانیاً، با رویکرد آینده پژوهانه ویژگی ها و نقش های سازمان در محیط عمومی و تعاملی آتی تبیین می گردد. ثالثاً، اجزای اصلی و ارتباطات این اجزا با یکدیگر و با محیط تعاملی تعیین می شود. رابعاً، تمام فعالیت های فوق در چارچوب اهداف سازمان و ارزش های حاکم بر آن انجام می گیرد. خامساً، مشخصات و ویژگی های سخت افزاری و نرم افزاری زیرمجموعه تعیین و طراحی می شود.
گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳
45 - 69
حوزههای تخصصی:
هدف نوشتار پیش رو تبیین گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده در پاسخ به این پرسش است که نقطه کانونی گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده چیست؟ فرضیه خود را بر این قرار داده که نقطه کانونی گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده مشروعیت بخشی به اقدامات و وظایف محوله است که بار معنایی امنیت سازی را به عنوان دال مرکزی در نظر، باتوجه به سه محور مدیریت جهادی، سرمایه اجتماعی و قانون مداری و در عمل، با همراه ساختن دیگر دال ها شامل اعتمادسازی، معنویت سازی و رفتارسازی، زنجیره هم ارزی گفتمان ناجا را در معماری آینده این نیرو ترسیم می کند. روش مقاله توصیفی-تحلیلی و نوع آن بنیادی-کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات با تمرکز بر شیوه سندکاوی و با بررسی متون موجود انجام می شود. نتایج حاصل از بررسی حاکی از آن است که گفتمان سازی و معرفی جنبه های مختلف معماری ناجای آینده نیازمند ساخت منظومه فکری ِمناسب با تمرکز بر ایمان، عدالت و ولایت مداری به عنوان عناصر مشروعیت ساز از طریق توجه به شرایط گذشته (آنچه بود)، بررسی شرایط فعلی (آنچه هست) و تلاش برای قرارگرفتن در وضعیت مطلوب (آنچه باید باشد) به دست خواهد آمد. وضعیت مطلوب، زمانی است که نقش ناجا را در ترسیم نظام معنایی هندسه قدرت در بین کنشگران امنیت ساز با همراه کردن دال های اعتمادسازی، معنویت سازی و رفتار سازی برجسته خواهد کرد.
پیش بینی عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی بر اساس مدل رهبری هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
7 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشگاه ها ازجمله نظام های اجتماعی هستند که نیروی محرکه آگاهی بخش و برج فرماندهی فکر جوامع شناخته شده اند. هدف از اجرای این پژوهش، تعیین تأثیر رهبری هوشمند بر عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی شهر زاهدان بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی – همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل همه اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی شهر زاهدان به تعداد 666 نفر بود که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برآورد شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های رهبری هوشمند و عملکرد آموزشی (طراحی شده توسط دفتر نظارت و ارزیابی دانشگاه ها) استفاده شد. روایی محتوایی به تأیید متخصصان رسید، روایی سازه از طریق تحلیل عاملی و پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 97/0 و 93/0 محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری spss23 و Smart PLS بهره گرفته شد.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، رهبری هوشمند با ضریب مسیر ( 33/0) بر عملکرد آموزشی تأثیرگذار بوده است و مؤلفه رهبری جمعی با ضریب مسیر (38/0) بیشترین تأثیر را بر عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی دارد.نتیجه گیری: با برازش الگوی مفهومی پژوهش فرض بر آن شد که رهبری هوشمند به عنوان متغیر مکنون به طور مستقیم بر عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی تأثیر می گذارد. بنابراین، در انتخاب و تعیین سبک های رهبری دانشگاهی باید نهایت دقت به عمل آید؛ زیرا شیوه های تأثیرگذار بر رفتار اعضای هیئت علمی کاملاً متفاوت از آن چیزی است که در شرکت های بازرگانی سنتی (با تأکید بر قدرت سودجویانه) وجود دارد.
از علم النفس صدرایی تا فلسفه الاجتماع صدرایی: بررسی وجوه ضرورت و مزیت استفاده از الگوی انسان شناسی حکمی برای تمهید علم اجتماعی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله اثبات ضرورت بهره گیری از علم النفس صدرایی به عنوان یک الگوی جامع و برهانی برای بازسازی علم اجتماعی اسلامی است. به این منظور در سه بخش مجزا با روش توصیفی-تحلیلی و روش دلالت پژوهی وجوه ضرورت، جامعیت و وجاهت برهانی این الگو موردبحث و بررسی قرار گرفته است. در بخش نخست پس از ذکر چالش های بنیادین علوم اجتماعی در فهم رابطه انسان و طبیعت با ذکر ادله مختلفی نشان داده شده که این الگوی معرفتی می تواند به نحو بنیادین این مسئله را حل نماید و امکان تبیین و تفسیر و نقد ظاهر و باطن پدیده های اجتماعی را به صورت منسجم و هم افزا فراهم آورد. در بخش دوم توضیح داده شده که چرا برخلاف سایر الگوهای استعاری که برای شناخت جامعه استفاده می شوند این الگو به خاطر داشتن جامعیت می تواند تمامی ابعاد تبیینی، تفسیری و انتقادی پدیده های اجتماعی را در خود پوشش دهد و ما را دچار تقلیل گرایی در فهم پدیده های اجتماعی نکند و در بخش سوم توضیح داده شده است که دلالت های حاصل از این الگوی روشی تنها در حد یک تمثیل، اعتبار ظنی ندارند بلکه می توان با اتکا بر مباحث اصالت جامعه برهانی بودن دلالت های آن و نحوه تسری قواعد علم النفس به علوم اجتماعی را روشن و مبرهن ساخت و از این طریق پای بسیاری از قواعد علم النفس صدرایی را به شناخت پدیده های اجتماعی به گونه ای برهانی و اثرگذار باز نمود.
بررسی و نقد مبانی نظریه جامعه باز پوپر با نظر به مبانی جامعه معتدل الاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، نقد مبانی نظری «نظریه جامعه باز» یا همان «لیبرال دموکراسی منفی» کارل پوپر بود . روش: پژوهش حاضر به روش نقد معرفت شناختی و ابطال روش ابطال گرایی در فلسفه علم پوپر صورت گرفت. یافته ها: هرچند پوپر در نظریه اش خواهان تحقق جامعه ای مبتنی بر قبول اصالت فرد، محوریت قانون و تساوی در برابر آن، دموکراسی و آزادی بود، اما شرط تحقق همه این اصول را صرفاً بروز و نمود حذفی اراده های انسانی می دانست. نظریه وی بر فرض «جهانهای سه گانه» در هستی شناسی، «ابطال گرایی» در فلسفه علم و «استحاله کسب یقین» در معرفت شناسی استوار شده و در مقابل این نظریه، نظریه مردم سالاری دینی قرار دارد که در قرائت اسلام ناب بر پایه قبول مبدء و معاد و منزلتِ خلیفه اللهی انسان، مبتنی بر «رئالیسمِ» هستی شناختی، «اثبات گراییِ تجربی و عقلانی و وحیانی» در فلسفه علم و «امکان و بلکه ضرورت کسب یقین» در معرفت شناسی استوار شده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از مقاله حاضر می تواند تناقض موجود در ادعای «اصلاحات گام به گام منفی»، طرح شده از سوی اصلاح طلبان پوپری در دنیای اسلام و ایران اسلامی را عیان سازد و رهیافتی به یکی از بنیادی ترین و تاریخی ترین مسائل حوزه فلسفه سیاست؛ یعنی «مبانی مشروعیت در تحقق و بقای حکومت» باشد.