فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۷۴۱ تا ۲۰٬۷۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی نقش تعدیلی مالکیت نهادی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ریسک سرمایهگذاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1393 تا 1397 میباشد که در این راستا ریسک سرمایهگذاری به عنوان متغیر وابسته و عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر مستقل میباشند. مالکیت نهادی نیز به عنوان متغیر تعدیلگر میباشد. اندازه شرکت، اهرم مالی، ریسک سیستماتیک و فرصتهای رشد نیز به عنوان متغیرهای کنترل میباشند. نمونه آماری پژوهش از روش حذف سیستماتیک استفاده گردیده است که از جامعهی آماری مورد نظر، با توجه به شرایط و محدودیتها 116 شرکت می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی با رویکرد کاربردی میباشد. روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از روش کتابخانهای و در بخش آزمون فرضیات از روش اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. به طور کلی روش آزمون فرضیات از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است. نتایج پژوهش نشان داد بین عدم تقارن اطلاعاتی و ریسک سرمایهگذاری ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد و مالکیت نهادی موجب کاهش این رابطه میشود. بین مالکیت نهادی و ریسک سرمایهگذاری رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. نتایج مربوط به متغیرهای کنترلی نشان داد که بین اهرم مالی و ریسک سرمایهگذاری ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد و بین اندازه شرکت و فرصتهای رشد با ریسک سرمایهگذاری ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد.
ارائه مدل جهت خوشه بندی کشورهای درگیر ویروس کووید-19 با به کارگیری روش های خود سازمان ده
حوزههای تخصصی:
در اواخر دسامبر سال 2019، ویروس جدیدی، با نام کروناویروس جدید-2019، باعث آغاز شیوع پنومونی از ووهان، به سراسر کشور چین شد که در حال حاضر تهدیدات بهداشتی بزرگی را برای سلامتی عمومی جهان ایجاد کرده است. بیماری همه گیر کووید- 19 ناشی از کرونا ویروس جدید- 2019 در سراسر جهان، در حال گسترش است و تا اول مارس 2020 تعداد 67 کشور، از جمله ایران را مبتلا و درگیر کرده است. در این پژوهش، دادههای مرتبط با کرونا ویروس جدید- 2019 که از سایت بهداشت جهانی اخذ شده، به منظور خوشه بندی، از روش های خود سازمانده از جمله الگوریتمهای کوهونن و کا از میانگین و خوشه بندی دومرحله ای بهره گرفته شده است که هدف تمامی روش ها این است که کدام رکورد در کدام خوشه جای می گیرد، سپس با انجام آزمون، کارایی این سه تکنیک تعیین شده است. نتایج حاکی از آن است که روش خوشه بندی دومرحله ای کارایی بالاتری نسبت به دو روش دیگر دارد و در خوشه بندی شاهد نتایج مطلوب تری با بهره گیری از این روش هستیم.
ارزیابی طرح های اقتصادی صنعت سیمان با رویکرد سبز
حوزههای تخصصی:
موفقیت کامل یک طرح، به ثمر رسیدن ایده ها و ابتکارات ایجاد یک کسب و کار و یا راه اندازی یک طرح صنعتی منوط به ارزیابی صحیح و همه جانبه آن طرح ها پیش از اجرا می باشد. رویکرد سنتی به ارزیابی طرح های اقتصادی متمرکز بر حوزه های مالی طرح و سودآوری آن و ابعاد فنی و بازار می باشد. در دهه اخیر ورود مباحث سبز بودن طرح ها موجب شده است ابعاد توجیه پذیری طرح ها گسترده تر شده لذا داشتن رویکرد جامع به توجیه پذیر طرح ها انکار ناپذیر است. در این پژوهش با یک رویکرد جامع توجیه پذیری طرح ها و پروژه ها در پنج بعد اقتصادی، مالی، فنی، بازار و سبز بررسی می شود. رتبه بندی گزینه ها همواره از دغدغه های مهم مدیران است. به همین منظور در این پژوهش برای رتبه بندی کارخانه های سیمان فعال در صنعت سیمان در استان های غربی کشور که توسط تکنیک Topsis انجام می شود. هدف این پژوهش «ارزیابی طرح های اقتصادی صنعت سیمان با رویکرد سبز» میباشد که با استفاده از روش توصیفی و ابزار پرسشنامه اجرا شده است. پرسشنامه شامل یک سؤال ترکیبی از معیارها و عناصر ارزیابی صنعت سیمان با رویکرد سبز می باشد که توسط محقق و کارشناسان در این حوزه تهیه شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل صنعت سیمان منطقه غرب کشور در استان های کرمانشاه، کردستان و ایلام در سال 1394 بوده که کارشناسان و خبرگان به تعداد 120 نفر، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. اعتبارسنجی داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS انجام شده است. سیستم تصمیم گیری استفاده شده در این پژوهش سیستم Topsis می باشد.
بررسی وجود ریسک کژگزینی در صنعت بیمه درمان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عدم تقارن اطلاعات بین شرکت های بیمه و بیمه شدگان و مشکلات ناشی از آن یکی از مهم ترین مسائل مطرح در صنعت بیمه است که می تواند سود شرکت های بیمه را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و آنها را با ریسک های قابل توجهی مواجه سازد. در این بین، ریسک کژگزینی یکی از مهم ترین مشکلات ناشی از عدم تقارن اطلاعات است. در این راستا، مطالعه حاضر به بررسی وجود ریسک کژگزینی در صنعت بیمه درمان ایران پرداخته است. روش شناسی:در این مطالعه از داده های مستخرج از طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی ایران در سال 1395 استفاده شده است. برای بررسی وجود ریسک کژگزینی در صنعت بیمه درمان ایران، ابتدا متغیر سلامت پنهان هر خانوار با برآورد تابع تقاضای خدمات بهداشتی و درمانی به روش حداقل مربعات غیرخطی (NLS) محاسبه شده است. سپس، با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنف دو نمونه ای و همچنین مقایسه توزیع سلامت پنهان خانوارهای بیمه شده و بیمه نشده وجود ریسک کژگزینی مورد آزمون قرار گرفته است. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون کولموگروف-اسمیرنف دو نمونه ای نشان داد توزیع متغیر سلامت پنهان در دو گروه خانوارهای بیمه شده و بیمه نشده برابر نیست. به عبارتی، در وضعیت سلامت خانوارهای بیمه شده و بیمه نشده تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین مقایسه توزیع متغیر سلامت پنهان نشان دهنده پایین تر بودن سطح سلامت پنهان خانوارهای بیمه شده نسبت به بیمه نشده است. بنابراین، وجود ریسک کژگزینی در صنعت بیمه درمان ایران تأیید شد. همچنین، پارامتر ریسک گریزی خانوارها برای مصرف خدمات بهداشتی و درمانی ( ) برابر 1109/0 و برای مصرف سایر کالاها ( ) برابر 0226/0 به دست آمد. نتیجه گیری:نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از وجود ریسک کژگزینی در صنعت بیمه درمان ایران است. به علاوه، افراد در مصرف خدمات بهداشتی و درمانی ریسک گریزی بیشتری نسبت به مصرف سایر کالاها و خدمات دارند. بنابراین، با توجه به چارچوب تحلیل و نتایج حاصل از آن، راه کارهایی جهت به حداقل رساندن ریسک کژگزینی در شرکت های بیمه درمان ارائه شده است. طبقه بندی موضوعی: C14, I13, I11.
جایگاه و نقش المان ها در جامعه و هویت شهری
حوزههای تخصصی:
المان های شهری به عنوان عنصر شاخص از شهر ابزاری ارزشمند برای معرفی هویت شهر می باشند. المان ها می توانند آینه ای تمام نما، از هویت و فرهنگ شهر باشند. ازآنجایی که توجه به شاخص ها و نمادهای ایرانی- اسلامی، در طراحی معماری شهرها کمتر موردتوجه قرارگرفته و در مقابل استفاده از نمادهای مدرن و ناسازگار با هویت ایرانی- اسلامی افزایش یافته است. امروزه موضوع هویت یکی از بحث برانگیزترین مفاهیم در چند دهه ی اخیر بوده است و به دغدغه ای مهم برای صاحبنظران و برنامه ریزان تبدیل شده است. فضاها و محیط های انسان ساخت خود نماد اینه ایی است که هویت شهری را منعکس می کند. هویت در هر جامعه، نشان از فرهنگ آن جامعه است وفضاهایی همساز با هویت شهری موجب آرامش امنیت و مشارکت شهروندان می شود. فضاهای شهری محل تعاملات اجتماعی است و این تعاملات در مکان هایی دیده می شود که برای شهروندان حس امنیت و حس تعلق را فراهم نمایند. وجود المان های شاخص علاوه بر زیبایی، کیفیت فضا را ارتقا می دهد و این کیفیت است که بر ذهن انسان نقش می بندد و بر حس مکان و خاطرات جمعی شهروندان تاثیر می گذارد. هدف دیگر المان ها، ارتقای کیفیت و ایجاد سرزندگی فضاهای شهری و زیبایی و شادابی است.نصب نشانه های شاخص شهری و کمک گرفتن از ابزارهایی جهت زیباسازی آنها از عوامل مهم ایجاد محیط سالم و با نشاط برای زندگی شهروندان است.
الگوی ارتقای توان مدیریت جرم سرقت با رویکرد اطلاعات جنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
359 - 382
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اطلاعات جنایی، ابزاری برای جرم یابی است، اما آنچه مهم است فرآیند بهره برداری از اطلاعات جنایی در جرم یابی است که درحال حاضر با تکیه بر روش های سنتی پیش می رود و ضرورت ارائه الگوی خاص برای فرآیند اثربخش از اطلاعات جنایی احساس می شود، بنابراین هدف این پژوهش، ارائه الگوی ارتقای توان مدیریت جرم سرقت با استفاده از اطلاعات جنایی است. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد آمیخته انجام شد. در رویکرد کیفی، روش اکتشافی و در رویکرد کمی، روش توصیفی از نوع پیمایشی است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، خبرگان و صاحب نظران اطلاعات جنایی، به تعداد 20 نفر و در بخش کمی مدیران و تصمیم گیران پلیس آگاهی به تعداد حدود 500 نفر هستند و براساس جدول کرجسی و مورگان، 217 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از آزمون تحلیل عاملی استفاده شد. یافته ها : الگویی که متناسب با مدیریت سرقت باشد شامل 3 بعد به دست آمد که عبارت اند از: بعد افزایش توان پی جویی سرقت با تاکید بر کارکردهای اقدامات فنی و مخابراتی؛ جمع آوری اخبار و اطلاعات پیرامون چرخه زیست سرقت و استفاده از بانک های اطلاعاتی. بعد افزایش توان پیشگیری سارق محور با کارکردهای تشدید اقدامات پایشی علیه جمعیت سارقان و مالخران؛ نفوذ در سازمان سرقت و جامعه سارقان و مالخران؛ تعقیب و مراقبت جامعه سارقان و مالخران و بعد افزایش توان پیشگیری مالباخته محور با کارکردهایی چون شناسایی مناطق سرقت خیز، شناسایی جغرافیای جرم و مجرم و شیوه و شگردهای مجرمانه سارقان. نتایج : رتبه بندی عوامل متغیر افزایش توان مدیریت سرقت نشان می دهد که تأثیر پیشگیری سارق محور بر افزایش توان مدیریت سرقت در رتبه اول است و کارکرد تشدید اقدامات پایشی علیه جمعیت سارقان و مالخران، به عنوان موثرترین شاخص اثرگذار بر مدیریت سرقت است
زمانی که متهمان در برابر بازداشت مقاومت می کنند: گستردگی، همبستگی و دلالتها برای پلیس های میدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۳
131 - 156
حوزههای تخصصی:
استفاده پلیس از زور یکی از مهمترین مسائل پلیس است که تحقیقات، پیوسته نشان می دهد که مقاومت متهمان در بازداشت، بهترین پیش بینی کننده استفاده یا عدم استفاده از زور است؛ با این حال، مقاومت به خودی خود کمتر مورد تحقیق قرار گرفته است. این مطالعه از برنامه نظارت بر مصرف مواد مخدر استرالیا [1] (طولانی ترین بررسی چند جانبه مجرمان در این کشور) بر گرفته شده است. داده ها با استفاده از پسرفت استدلالی چند متغیره و چند سطحی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت تا عواملی را شناسایی و پیش بینی کند که باعث مقاومت متهمان هنگام بازداشت می شود که آیا مظنون به مقاومت در برابر دستگیری متهم شده است یا خیر. نتایج نشان داد که در حالی که مقاومت مظنون نسبتاً کم بود، در شرایط خاص شیوع بیشتری داشت. عوامل مرتبط با ویژگیهای جمعیت شناختی مظنون، نوع جرم، متغیرهای زمانی/مکانی و منطقه تحت نظر پلیس همگی در این موضوع دخیل است که آیا مظنون به مقاومت در برابر دستگیری متهم شده است یا خیر. علاوه بر این، نتایج نشان داد که منطقه تحت نظر پلیس، قویترین عامل برای پیش بینی این نکته است که آیا مظنون به مقاومت در برابر بازداشت متهم می شود یا خیر. این یافته ها ماهیت پیچیده و چند وجهی برخوردهای پلیس- شهروند را برجسته می کند.
بررسی تأثیر مدیریت تکنولوژی بر عملکرد تجاری از طریق نقش میانجی قابلیت های رقابتی (مطالعه موردی: شرکت های دانش بنیان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۱۸ بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۹
3 - 18
حوزههای تخصصی:
تغییرات و پیچیدگی های روزافزون به همراه رقابت شدید در محیط کسب و کارهای امروزی عمدتاً ناشی از رشد چشمگیر تکنولوژی است. شرکت های دانش بنیان و تکنولوژی محور ی که خود عامل ایجاد چنین شرایطی هستند خود نیز در معرض تهدیدهای ناشی از آن قرار دارند. به همین منظور این تحقیق بدنبال بررسی تاثیر مدیریت تکنولوژی بر عملکرد تجاری از طریق نقش میانجی قابلیت های رقابتی در شرکت های دانش بنیان می باشد. جامعه آماری پژوهش، مدیران و معاونین شرکت های دانش بنیانی می باشند که مراحل رشد خود را به طور کامل طی نموده و در شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان مستقر هستند.، که تعداد 86 شرکت به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی و داده ها از طریق پرسشنامه الکترونیکی جمع آوری و تجزیه وتحلیل آن ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام گردید. نتایج تحقیق نشان دادند که مدیریت تکنولوژی بر قابلیت های رقابتی تاثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین قابلیت های رقابتی بر عملکرد تجاری تاثیر مثبت و معنا داری داشته ولی تأثیر مدیریت تکنولوژی از طریق مسیر مستقیم بر عملکرد تجاری معنادار نمی باشد. سر انجام نتیحه مهمی که از این تحقیق حاصل گردید این است که مدیریت تکنولوژی می تواند از طریق متغیر میانجی قابلیت های رقابتی بر عملکرد تجاری تأثیر مثبت و معناداری داشته باشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، در صورتی که مدیریت تکنولوژی در شرکت های دانش بنیان بطور اصولی انجام شود قابلیت های رقابتی آن ها و در پی آن جایگاه رقابتی شان ارتقاء یافته و از این طریق دستیابی به عملکرد تجاری مطلوب برای آن ها امکان پذیر خواهد بود.
استانداردسازی راهبردی موثر جهت تسریع توسعه فناوری صنعتی در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی سال ۱۸ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲
3 - 16
حوزههای تخصصی:
علم و فناوری اولین نیروهای مولد ظهور یک اقتصاد دانش بنیان به حساب می آیند. سطح علم و فناوری، رابطه مستقیمی با موفقیت در توسعه فناوری و رشد صنعتی یک کشور دارد. یک گام مهم در موفقیت در توسعه و تکامل فناوری، استانداردسازی فناوری است. داشتن درک مناسب از مفاهیم و رویکردها استاندارد سازی فناوری، می تواند روند توسعه فناوری را تسریع و نفوذ به بازارهای بین المللی را تسهیل نماید. در این پژوهش، در یک مطالعه توصیفی-پیمایشی و با استفاده از تحلیل همبستگی متغیرها و مدل رگرسیونی چندگانه، به بررسی رابطه میان استانداردسازی و توسعه فناوری در برخی از صنایع خودروسازی کشور پرداخته شده است تا مشخص شود که استانداردسازی از طریق چه عواملی و چگونه، بر توسعه فناوری اثر می گذارد. نتایج نشان می دهد که در مجموع استانداردسازی همبستگی قوی، مثبت و معناداری با توسعه فناوری دارد و راهبردی موثر جهت تسریع توسعه فناوری در کشور محسوب می گردد. در میان عوامل استخراجی از مدل، دو عامل تحقیق و توسعه استانداردها و راه کار فنی، دارای بیش ترین همبستگی با توسعه فناوری می باشند و نقش بارزی در ارتقای آن ایفا می کنند. در نهایت نیز با توجه به نتایج، راه اندازی واحد تحقیق وتوسعه استانداردها و ادغام آن با واحدهای تحقیق وتوسعه فناوری به صنایع کشور پیشنهاد گردید.
کیفیت اطلاعات حسابداری و میزان حق الزحمه کارکنان میانی و عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تبیین توانایی درک کیفیت اطلاعات حسابداری توسط کارکنان عادی و چگونگی برخورد ایشان با میزان کیفیت اطلاعات حسابداری می باشد. نمونه آماری شامل 127 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره 5 ساله از 1393 تا 1397 انتخاب گردیده است. این تحقیق بر اساس اهداف، از نوع تحقیقات کاربردی و در فرضیات در حیطه تحقیقات همبستگی میباشد. داده های مربوط به این پژوهش از سایت بورس ویو و یادداشت های توضیحی همراه صورت های مالی استخراج گردید و به منظور طبقه بندی این داده از نرم افزار Excel2017 و همچنین برای آزمون فرضیه از مدل رگرسیونی حداقل مربعات تعمیم یافته در نرم افزار EViews10 استفاده شده است. و در ارتباط با اندازه گیری کیفیت اطلاعات حسابداری از چهار روش مختلف استفاده گردید . نتیجه آزمون فرضیه نشان می دهد کارکنان از توانایی لازم جهت درک کیفیت اطلاعات حسابداری برخوردارند چرا که رابطه معکوس و معناداری بین کیفیت اطلاعات حسابداری و میزان حقوق و دستمزد کارکنان یافت گردید.
بررسی رابطه سرمایه فکری با پاداش هیئت مدیره مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه سرمایه فکری در بنگاه های اقتصادی از مباحث بسیار مهمی است که توجه بسیاری از پژوهشگران بازارهای مالی را به خود جلب کرده است. از سوی دیگر پاداش هیئت مدیره در بنگاه ها نیز سبب ارزش آفرینی بیشتر می شود. بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه سرمایه فکری و اجزای آن با پاداش هیئت مدیره مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی مطالعه شده، سال های 1386 تا 1395 و نمونه انتخابی شامل 171شرکت می باشد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از رگرسیون چند متغیره و الگوی داده های ترکیبی انجام شده است. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های این پژوهش، با استفاده از الگوی پالیک (2000) بیانگر این است که حتی پس از بررسی اندازه شرکت و هیئت مدیره، ساختار بدهی (اهرم مالی) و استقلال هیئت مدیره، بین سرمایه فکری و پاداش هیئت مدیره رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. افزون بر این از میان اجزای سرمایه فکری با پاداش هیئت مدیره، رابطه مثبت و معناداری بین کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه به کار گرفته شده وجود دارد، اما رابطه بین کارایی سرمایه ساختاری و پاداش هیئت مدیره مثبت بوده، اما ازنظر آماری معنا دار نبوده است.
ارتباط بین بیش اطمینانی مدیریت، تأمین مالی داخلی و کارایی سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۱
209-238
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین بیش اطمینانی مدیریت، تأمین مالی داخلی و کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش:بدین ترتیب تعداد 130 شرکت برای دوره زمانی 1396-1386 انتخاب شد. کارایی سرمایه گذاری از طریق شاخص های سرمایه گذاری بیشتر و کمتر از حد اندازه گیری گردید. همچنین برای سنجش بیش اطمینانی مدیریت و تأمین مالی داخلی به ترتیب از مخارج سرمایه ای و سود انباشته بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بیش اطمینانی مدیریت و تأمین مالی داخلی، ارتباط مثبت وجود دارد. همچنین بین بیش اطمینانی مدیریت با سطح سرمایه گذاری و سرمایه گذاری بیشتر از حد، ارتباط مثبت و با سرمایه گذاری کمتر از حد، ارتباط منفی وجود دارد. از سوی دیگر، نتایج نشان داد که بین تأمین مالی داخلی با سطح سرمایه گذاری و سرمایه گذاری بیشتر از حد ارتباط مثبت و با سرمایه گذاری کمتر از حد ارتباط منفی وجود دارد. در نهایت یافته ها حاکی از آن بود که تأمین مالی داخلی بر رابطه بین بیش اطمینانی مدیریت و سطح سرمایه گذاری تأثیر مثبت دارد و تأثیر تعاملی تأمین مالی داخلی بر رابطه بین بیش اطمینانی مدیریت و سرمایه گذاری بیشتر از حد مثبت و معنا دار است، در حالیکه این رابطه برای شرکت های کم سرمایه گذار معنا دار نیست. نتیجه گیری:وجود منابع داخلی، انگیزه مدیران بیش اطمینان در مصرف منابع جهت منافع شخصی را افزایش داده و موجب رفتارهای سرمایه گذاری غیربهینه می شود. این فرایند از طریق افزایش سطوح سرمایه گذاری انجام می پذیرد.
بررسی تاثیر ارزش های گذشته بازار بر تصمیمات سرمایه گذاری و تغییرات اهرم تجمعی شرکتها از منظر تئوری زمانبندی بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۱۷ بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۵
61 - 83
حوزههای تخصصی:
شناخت و آگاهی از ساختار سرمایه شرکت ها از سویی برای سهامداران وسرمایه گذاران بالقوه حائز اهمیت است و از سوی دیگر، اطلاعات در مورد ساختار سرمایه، مورد استفاده اعتباردهندگان قرار می گیرد. تصمیمات تأمین مالی بسیاری از شرکت ها به ارزش بازار سهام بستگی دارد. شرکت ها برای تأمین مالی بیشتر، زمانی به انتشار سهام اقدام می کنند که ارزش بازار سهام زیاد است و زمانی به بازخرید سهام اقدام می کنند که ارزش بازار سهام کم است. هدف پژوهش بررسی تأثیر ارزش های گذشته بازار بر تصمیمات سرمایه گذاری و تغییرات اهرم تجمعی شرکت ها از منظر تئوری زمان بندی بازار است. دراین پژوهش بااستفادهازاطلاعاتمالی134شرکتپذیرفته شدهدربورساوراق بهادارتهرانطیدورهزمانی1391تا1397وبابهره گیریازروشتجزیه و تحلیل رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته(GLS) نظریهزمان بندیبازار با فرصت های رشد و تغییرات اهرم شرکت ها آزمون گردید.نتایجپژوهشبیانگر این است که در سطح اطمینان 95% فرضیه اول پژوهش مبنی بر اینکه ارزش های گذشته بازار بر تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر مثبت و معناداری دارد تائید شده و همچنین فرضیه دوم پژوهش مبنی بر اینکه ارزش های گذشته بازار بر تغییرات اهرم تجمعی تأثیر منفی و معناداری دارد نیز تائید گردید. اینشواهدنظریهزمان بندیبازار مبنی بر اینکه فرصت های رشد شرکت ها با استفاده از نسبت ( ) کنترل می شود و اهرم با نسبت ( ) رابطه معکوس داردراتأییدمی کند. همچنین متغیرهای نسبت دارایی های ثابت و اندازه شرکت بر تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری دارند در حالی که، سودآوری، اهرم دفتری، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و نقدینگی بر تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر مثبت و معناداری دارند. در نهایت سودآوری و نسبت کل بدهی ها به کل دارایی ها بر تغییرات اهرم تجمعی تأثیر منفی و معناداری دارند.
بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیران بر کیفیت و هزینه حسابرسی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر بیشاطمینانی مدیران، کیفیت حسابرسی و هزینه حسابرسی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. برای برآورد مدل و آزمون فرضیههای پژوهش، 128 شرکت طی دوره 1389 تا 1396 بهعنوان نمونه تعیین شد. پس از ارائه آمارهای توصیفی، نتایج آزمونهای مانایی و نتایج آزمون رگرسیونهای چند متغیره خطی ارائه شد. سپس آزمونهای چاو (اف لیمر) و هاسمن برای تعیین نوع مدل تخمین به اجرا در آمد. نتایج آزمونهای چاو و هاسمن، استفاده از روش پانل دیتا با اثرات ثابت را تعیین کردند. برای حصول اطمینان از تخمین مدل پانل دیتا نیز به بررسی نرمالبودن باقیماندهها و بررسی نموداری پسماندها پرداخته شد. نتایج آزمون فرضیهها نشان داد که بیشاطمینانی مدیران بر کیفیت حسابرسی و هزینه حسابرسی از یک طرف و کیفیت حسابرسی نیز بر هزینه حسابرسی ازطرف دیگر تأثیر مثبت میگذارد.
طراحی مدل اثرگذاری دانش مشتری بر عملکرد شرکت با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، طراحی مدل اثرگذاری دانش مشتری بر عملکرد شرکت و قیاس با وجوه عملکردی براساس چارچوب کارت ارزیابی متوازن، در شرکت های صنعت امنیت فناوری اطلاعات است. بدین منظور براساس روش نظریه داده بنیاد با خبرگان صنعت امنیت فناوری اطلاعات مصاحبه و به وسیله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با رویکرد پارادایمی، مدل اثرگذاری دانش مشتری بر عملکرد سازمان ترسیم و اجزای این مدل با وجوه عملکردی در مدل کارت ارزیابی متوازن مقایسه شد. نتایج این پژوهش علاوه بر ارائه مدل اثرگذاری دانش مشتری بر وجوه عملکردی شرکت، نشان می دهد دانش مشتری بر هر چهار وجه عملکرد مالی، مشتری، فرایندهای داخلی، رشد و یادگیری، براساس چارچوب کارت ارزیابی متوازن، اثر می گذارد. همچنین در این پژوهش نشان داده می شود برای اثرگذاری دانش مشتری بر عملکرد به بلوغ دانش و بلوغ دانش مشتری نیاز است. براساس نتایج پژوهش، شرکت های امنیت فناوری اطلاعات با ایجاد و توسعه مدیریت دانش مشتری می توانند علاوه بر ارتقای شاخص های عملکردی، شاخص عملکرد مالی را نیز بهبود بخشند. این مقاله از نخستین مطالعات درزمینه اثرگذاری دانش مشتری بر عملکرد شرکت ها با بررسی چهار جنبه مدنظر مدل کارت ارزیابی متوازن است که به صورت جامع اثر دانش مشتری بر عملکرد شرکت را نشان می دهد
مدل برنامه ریزی تصادفی انتخاب تأمین کننده پایدار- تاب آور و تخصیص سفارش تحت ریسک های اختلال (مورد مطالعه: زنجیره تأمین ایران خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهکارگیری همزمان اصول پایداری و تابآوری در فرایند انتخاب تأمینکننده و تخصیص سفارش، نقش بسیار مهمی در دستیابی به پایداری و تداوم فرایندهای کسبوکار در شرایط وقوع اختلالها دارد. در این پژوهش، رویکردی ترکیبی، شامل ارزیابی و رتبهبندی تأمینکنندگان براساس معیارهای پایداری و مدلسازی مسئله انتخاب تأمینکننده پایدار- تابآور و تخصیص سفارش تحت ریسکهای اختلال معرفی میشود. درحقیقت، برای تعیین امتیاز پایداری تأمینکنندگان، یکی از تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره (VIKOR) به کار میرود که نتایج حاصل از آن، پارامتر ورودی برای مدل ریاضی است. مدل ریاضی پیشنهادی از نوع برنامهریزی تصادفی دومرحلهای با هدف حداقلسازی هزینه کل و بیشینهسازی عملکرد پایداری در شرایط اختلال است که با استفاده از روش محدودیت اپسیلون حل و برای بررسی اثر تغییر پارامترها بر نتایج نهایی، تحلیل حساسیت نیز انجام میشود. همچنین برای نشاندادن عملکرد مدل پژوهش، از موردی مطالعاتی (زنجیره تأمین ایرانخودرو) استفاده میشود. نتایج نشان میدهد با افزایش ضریب اهمیت عملکرد پایداری در زنجیره تأمین، ارزش کلی فرایند تأمین در زمان اختلالها افزایش مییابد و منبعیابی چندگانه و استفاده از ظرفیت منعطف تأمینکنندگان، یک استراتژی مؤثر تابآور برای کاهش شدت اختلالهاست.
طراحی الگوی نقش های وزرا با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش، رفتاری است که با توجه به موقعیت و پایگاه اجتماعی، از افراد انتظار میرود. اهمیت نقشهای وزرا بر کسی پوشیده نیست. وزرا -در قله سیاست و مدیریت- مدیران سازمانهای بزرگی به نام وزارتخانهها هستند که کوچکترین تصمیمات آنها میتواند آثار بزرگی داشته باشد؛ لذا فقدان الگوی نقشها برای آنها، نهتنها آنها را از عملکرد بهینه، دور و آنها را با ابهامات و کشمکشهای زیادی مواجه میکند بلکه پیشرفت سازمانها را نیز کُند میکند؛ بنابراین، نظر به خلأ نظری موجود، این پژوهش بر طراحی الگوی نقشهای وزرا تمرکز کرد. سپس، ازآنجاکه بررسی و جمعبندی یافتههای مطالعات گذشته، گام مهمی در ترسیم تصویر جامعی از آنها است فراترکیب آنها را مدنظر قرار داد؛ پس در گام اول، با جستوجوی فراگیر منابع، 131 منبع به دست آمد که در پالایشی سهمرحلهای به 50 منبع مرتبط، کاسته شد؛ که پس از پالایش، تحلیل و جمعبندی شناسههای آنها به 27 مفهوم و 7 مقوله بدین شرح منتج شد: نقش روابط عمومی، نقش خطمشیای، نقش سیاسی، نقش اجرایی، نقش پارلمانی، نقش حزبی و نمایندگی مجلس و نقش بینالمللی. سپس یافتهها با روش دلفی اعتبارسنجی شد که درنهایت نقش حزبی و نمایندگی مجلس و دو مفهوم ذیل آن حذف شدند. این اعتبارسنجی نشان میدهد که نقش یادشده و مفاهیم آن، در ایران معتبر نیست.
تحلیل حقوقی_اقتصادی وضعیت معاملات سهام ثبت شده در سازمان بورس خارج از بورس اوراق بهادار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار سرمایه به دلیل ویژگیهای خاص خود، دارای پیچیدگیها و ملاحظاتی است که سبب گردیده قانونگذار، سازوکار متفاوتی برای معاملات اوراق بهادار که در سازمان بورس ثبت گردیده است، در نظر بگیرد. در این مقاله از میان اوراق بهادار در بازار سرمایه، سهام ثبتشده در سازمان بورس را برگزیدیم تا از منظر حقوقی و اقتصادی، اعتبار معاملات آنها را خارج از سازوکار بازار بورس اوراق بهادار موردسنجش قرار دهیم. آنچه این مقاله دنبال میکند، اثبات لزوم زدودن نگاه حقوق خصوصی و قواعد عمومی قراردادها در معاملات بازار بورس اوراق بهادار و لزوم توجه به حقوق اقتصادی است. سؤال این است که آیا عدول قانونگذار از اصل رضایی بودن در مورد این دسته از قراردادها و اعلام بطلان معاملات خارج از بورس اوراق بهادار، با مبانی حقوق معاملات در ایران و اصول اقتصادی سازگار است و آیا میتوان این بطلان را به معاملات آنلاین نیز تسری داد؟ فرضیه این است که بیاعتباری این معاملات با مبانی حقوق ما و اصول اقتصادی قابل توجیه بوده و در این میان تفاوتی بین محیط فیزیکی و آنلاین وجود ندارد. نوع تحقیق مبتنی بر نگاه توصیفی- تحلیلی حقوقی و اقتصادی هست.
ریسک سقوط قیمت سهام : احساسات سرمایه گذاران و نقش تعدیل گر مدیریت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۷
115 - 132
حوزههای تخصصی:
احساسات بهعنوان عاملی اجتنابناپذیر همواره معاملات سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار میدهد و سبب قیمتگذاری غیرواقعی سهام در بازار میشود. از سوی دیگر، مدیریت سود و ارائه گزارشهای خلاف واقع از سودآوری شرکت، میتواند بر احساسات سرمایهگذاران تأثیر گذاشته و آنها را به خرید یا فروش سهام تهییج کند. این فرآیند در نهایت میتواند موجب ایجاد حباب در قیمت سهام و به تبع آن افزایش ریسک سقوط قیمت در بازار شود. از این رو تحقیق حاضر برای اولین بار به بررسی تأثیر احساسات سرمایهگذاران بر ریسک سقوط قیمت سهام با اثر تعدیلگر مدیریت سود میپردازد. در این پژوهش برای محاسبه احساسات سرمایهگذاران از شاخص آرمز و برای ریسک سقوط قیمت سهام از چولگی منفی بازده سهام استفاده شده است و ارتباط بین متغیرها با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین جامعه آماری پژوهش متشکل از 102 شرکت از شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی سالهای 1392 تا 1397 است. نتایج نشان میدهد که هر چه احساسات مثبت و خوشبینانه نسبت به سهام یک شرکت افزایش یابد، ریسک سقوط قیمت آن در سالهای بعد بیشتر میشود. همچنین مدیریت سود به عنوان یک عامل تعدیلگر موجب تقویت این تاثیر میگردد.
شناسایی مؤلفه های هوشمندسازی صنعت گردشگری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
239 - 272
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مؤلفههای هوشمندسازی صنعت گردشگری در ایران بوده است. پژوهش از نوع آمیخته و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قراردادی در بخش کیفی و پیمایش در بخش کمّی انجام گرفته است. در بخش کیفی، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی تعداد سیزده نفر از مدیران گردشگری کشور مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. نمونه بخش کمّی نیز با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونهگیری تصادفی، تعداد 390 نفر از کارشناسان آژانسهای مسافرتی و گردشگران این سه شهر تعیین گردید. پس از تحلیل دادهها از طریق مدلیابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی، مشخص شد که تمامی متغیرهای مشاهدهپذیر و پنهان در سطح 05/0 معنیدار بوده و مورد تائید قرار گرفتند. بر اساس یافتههای پژوهش، چهار مؤلفه؛ حکمرانی هوشمند، توانمندسازی اجتماعی- فرهنگی، توسعه کاربرد فنّاوریهای نوین هوشمند و هوشمندسازی جامع خدمات گردشگری، بهعنوان مؤلفههای هوشمندسازی صنعت گردشگری در ایران شناسایی شدند.