ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۱۹۶۱.

ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها با استفاده از رویکرد یکپارچه مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه و اهداف: مگاپروژه ها به عنوان سرمایه گذاری های پیچیده و در مقیاس بزرگ تعریف می شوند و توسعه و ساخت آن ها سال ها به طول می انجامد. افزایش زمان و هزینه رایج ترین چالش ها در مگاپروژه ها در سراسر جهان هستند. افزایش هزینه نسبت به بودجه برنامه ریزی شده و افزایش زمان نسبت به برنامه زمان بندی، عوامل شکست بسیاری از مگاپروژه ها هستند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه در مگاپروژه ها است. روش ها: در این پژوهش، برای اولین بار جهت تجزیه و تحلیل علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها از رویکرد یکپارچه روش FMEA مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در سه فاز استفاده شده است. در فاز اول این رویکرد و بر اساس ادبیات، علل و ریسک ها با استفاده از روش FMEA شناسایی شده و عوامل تعیین کننده امتیاز RPN مقدار دهی می شوند. در فاز دوم، با بهره گیری از روش بهترین-بدترین توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z، وزن های شاخص ها محاسبه می شوند. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجی های فاز های قبل، گزینه ها با استفاده از روش مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z اولویت بندی می شوند. علاوه بر تخصیص وزن های مختلف به شاخص ها و در نظر گرفتن عدم قطعیت، قابلیت اطمینان نیز به واسطه تئوری اعداد Z در این رویکرد در نظر گرفته شده است. یافته ها: رویکرد پیشنهادی این تحقیق در ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها پیاده سازی گردید و ۱۷ علت شکست در برنامه زمان بندی و افزایش هزینه در مگاپروژه ها، با استفاده از رویکرد یکپارچه Z-BWM-MARCOS ارزیابی و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج، برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف، کمبود نیروی کار ماهر و طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان به عنوان علل اصلی شناسایی شده اند. تخصیص نادرست منابع، شناسایی نادرست ریسک ها و ایجاد گلوگاه هایی در اجرای مگاپروژه از جمله پیامد های برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف در مگاپروژه ها است. پیاده سازی استراتژی هایی نظیر استفاده از ابزارهای پیشرفته مدیریت پروژه و هوش مصنوعی برای پیش بینی دقیق تر، یکپارچه سازی مدیریت ریسک برای پیش بینی عدم قطعیت ها و تاخیرهای احتمالی، اجرای برنامه ریزی مشترک با مشارکت تمام ذینفعان برای یکپارچه و همسوسازی اهداف و انجام ممیزی های منظم برنامه های پروژه برای شناسایی انحرافات و اصلاح آن ها به حل این مشکل کمک می کند. کمبود نیروی کار ماهر مستقیماً بر بهره وری، کیفیت کار و پایبندی به برنامه های زمانی در مگاپروژه ها تأثیر می گذارد. استراتژی هایی نظیر، سرمایه گذاری در برنامه های توسعه و ارتقاء مهارت نیروی کار، پیش بینی تقاضای نیروی کار و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد و جبران خدمات کارکنان عادلانه و شفاف، به رفع این مسئله کمک می کنند. طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان، باعث ایجاد اختلال در فرآیندهای تامین و تحویل شده و منجر به کمبود مواد اولیه، تأخیرات و افزایش هزینه های غیرمنتظره می شود. ایجاد سیستم متمرکز مدیریت زنجیره تأمین، توسعه روابط استراتژیک بلندمدت با تأمین کنندگان کلیدی بر اساس اهداف مشترک، استفاده از فناوری بلاک چین برای ردیابی و افزایش شفافیت در زنجیره تأمین و پیاده سازی اصول زنجیره تأمین ناب برای کاهش اتلاف و ساده سازی فرآیندها از جمله استراتژی های مقابله با این مسئله هستند. برای اعتبارسنجی روش پیشنهادی، نتایج ارزیابی علل با برخی روش های موجود در ادبیات نظیر FMEA، مارکوس فازی و روش توسعه یافته مورا بر اساس تئوری اعداد Z مقایسه شد، که نتایج نشان می دهد برخی کاستی های روش های FMEA و مارکوس فازی نظیر عدم ارائه رتبه بندی کامل گزینه ها، در رویکرد پیشنهادی به واسطه در نظر گرفتن عدم اطمینان در کنار عدم قطعیت پوشش داده شده است. همچنین نتایج رویکرد پیشنهادی با روش مورا توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در اولویت بندی علل شکست تقریبا مشابه بوده و ضریب همبستگی ۰.۹۰۹ را نشان می دهد. نتیجه گیری: مگاپروژه ها مستعد افزایش قابل توجه هزینه ها و تأخیرهای زمانی هستند که این موضوع، چالش های مهمی را برای مدیریت پروژه به همراه دارند. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی نشانگر قابلیت و برتری آن در مقایسه با سایر روش ها نظیر FMEA و مارکوس فازی در تعیین علل اصلی علل افزایش هزینه ها و تأخیرهای زمانی مگاپروژه ها بوده است.
۱۹۶۲.

نظریه های شخصیت و بازی وارسازی: فراروش و فرانظریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
بازی وارسازی به عنوان یک راهبرد مؤثر، با استفاده از عناصر بازی در محیط های غیربازی و جدی، توانسته است توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کند. این رویکرد نه تنها مشارکت و تعامل کاربران را افزایش می دهد، بلکه با ایجاد انگیزه درونی و بیرونی، به بهبود، تعامل، عملکرد و یادگیری در زمینه های مختلف منجر می شود. یکی از عوامل کلیدی که اثربخشی اقدامات بازی وارسازی شده را تحت تأثیر قرار می دهد، ویژگی های شخصیتی کاربران است. پژوهش های پراکنده ای در این خصوص صورت گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی جایگاه نظریه های شخصیت در مطالعات این حوزه است. در این پژوهش با یک رویکرد مرور نظام مند به بررسی مقالات موجود در پایگاه های داده وب آف ساینس و اسکوپوس پرداخته و انواع نظریه ها و تیپ های شخصیتی در این حوزه را مورد بررسی قرار می دهد. با بررسی 3282 مقاله و حذف مقالات غیرمرتبط، 96 مقاله مورد استفاده قرارگرفت. نتایج، نشان داد که پرکاربردترین نظریه در بازی وارسازی نظریه هکساد است. همچنین روش تحقیق کمی، بیشترین استفاده را میان روش تحقیق های موجود داشت و حوزه هایی که بیشترین فراوانی را در بازی وارسازی شخصی سازی شده داشت، به ترتیب صنایع کامپیوتر، آموزش و بازاریابی بودند. در این مطالعه، با بررسی نظام مند نظریه های شخصیت، جایگاه تفاوت های فردی کاربران را در طراحی سامانه های بازی وارسازی شده تبیین می کند. توجه به این تفاوت ها نه تنها به شخصی سازی تجربه کاربران منجر می شود، بلکه اثربخشی بازی وارسازی را در حوزه های مختلف ازجمله آموزش، سلامت و بازاریابی افزایش می دهد. ازاین رو، این پژوهش گامی نوین درجهت بهینه سازی تعامل انسان با فناوری ازطریق درک عمیق تر از شخصیت افراد محسوب می شود.
۱۹۶۳.

اثر رهبری زامبی بر سکوت سازمانی؛ با نقش میانجی صخره شیشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
سکوت سازمانی، یکی از چالش های مهم در محیط های کاری معاصر است و عومل متعددی بر تشدید آن در سازمان اثرگذار است، بنابراین، پژوهش پیش رو با هدف تعیین میزان اثرات رهبری زامبی بر سکوت سازمانی با نقش میانجی صخره شیشه ای انجام شد. ازنظر فلسفی، اثبات گرایانه با رویکرد قیاسی، راهبرد توصیفی، از  نوع کمّی و مقطعی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان زن کمیته امداد امام خمینی(ره) استان کردستان و مراکز نیکوکاری می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده و با استفاده از روش کوهن تعداد 107 نفر از کارکنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پایایی مدل اندازه گیری ازطریق بارهای عاملی، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ، همچنین روایی همگرا با معیار AVE و روایی واگرا توسط شاخص HTMT بررسی و تأیید شد. نتایج تحلیل داده ها با نرم افزار پی.ال.اس نشان داد که رهبری زامبی به طورمستقیم و غیرمستقیم ازطریق متغیر میانجی صخره شیشه ای بر سکوت سازمانی اثرگذار است. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس با نرم افزار اس.پی.اس.اس نشان داد که بین میانگین نظرات ازلحاظ متغیرهای محل خدمت، تجربه و نوع استخدام تفاوت معنادار وجود دارد. درخصوص سایر متغیرها تفاوتی مشاهده نشد. جنبه نوآوری پژوهش این است که مطالعات پیشین متغیرهای مذکور را در فرهنگ های غربی بررسی کرده اند. لیکن پژوهش حاضر متغیرها را به طور هم زمان و در فرهنگ و بستر غیرغربی (ایران) بررسی کرد.
۱۹۶۴.

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه: این مطالعه با هدف شناسایی عوامل حیاتی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر انجام شده است. درک این عوامل بسیار مهم است؛ زیرا افراد را قادر می سازد از اشتباهات گذشته درس بگیرند، استراتژی های خود را اصلاح و ساختارهای تجاری بهبود یافته ای را پیاده سازی کنند. شناسایی زودهنگام عوامل شکست بالقوه می تواند برنامه ریزی کسب وکار را بهبود بخشد و از هدر رفتن سرمایه جلوگیری کند. با توجه به ماهیت پویای صنعت نشر و چالش های منحصربه فردی که کارآفرینان سریالی هیبریدی با آن مواجه هستند، این پژوهش به دنبال ارائه تحلیل جامعی است که می تواند توسط کارآفرینان فعلی و مشتاق در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. روش شناسی: این پژوهش با رویکردی کاربردی و استقرایی- قیاسی و با استفاده از روش آمیخته متوالی، به انجام رسیده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با 15 کارآفرین سریالی هیبریدی که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و همگی تجارب متنوعی در صنعت نشر داشته اند، جمع آوری و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل مضمون، بهره گرفته شد؛ چراکه بینش های کیفی، درکی غنی از چالش های پیشروی این کارآفرینان را فراهم می کند. پس از آن، داده های کیفی با استفاده از روش بهترین- بدترین برای تعیین و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست، تحلیل کمی شدند. یافته ها: این مطالعه 22 عامل مهم را شناسایی کرد که در شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی نقش دارند. در میان این عوامل، چندین عامل حیاتی تر بودند. تداوم مشکلات مالی به عنوان یک موضوع غالب برجسته شد که اغلب ناشی از مسائل اقتصادی کلان و یا هزینه های عملیاتی بالای صنعت نشر است. عامل اصلی دیگر، عدم آشنایی با چارچوب های راه اندازی کسب وکار بود که مانع از مدیریت و رشد مؤثر کسب وکار می شد. علاوه بر این، عدم تناسب بین درآمد و هزینه ها که نشان دهنده یک ناهماهنگی اساسی در برنامه ریزی مالی است، جزو عوامل کلیدی شکست محسوب می شود. همچنین فقدان تجربه و دانش در زمینه های خاص مرتبط با صنعت نشر، این چالش ها را تشدید می کند و کارآفرینان را برای حرکت در چشم اندازهای پیچیده با مخاطره روبرو می کند. در مقابل، عواملی مانند ترس از شکست، تغییر در مسیر زندگی و شکست همکاران، اهمیت کمتری داشتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: تداوم نوسانات مالی، به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شکست کسب وکارهای صنعت نشر مشخص گردید. این یافته بر اهمیت برنامه ریزی و مدیریت مالی قوی برای کارآفرینان سریالی هیبریدی تأکید می کند. برای کاهش این خطرات، ضروری است که کارآفرینان این درک را در فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک خود بگنجانند و اطمینان حاصل کنند که برای مقابله با بی ثباتی مالی آماده هستند. علاوه بر این، نیاز اساسی به نهادهای دولتی برای توسعه برنامه های حمایتی جامع وجود دارد که می تواند به جلوگیری از بحران ها و حفظ ثبات بخش نشر کمک کند. این موضوع ممکن است شامل برنامه های کمک مالی، ابتکارات آموزشی برای بهبود دانش خاص صنعت و چارچوب هایی برای حمایت از مدل های کسب وکار نوآورانه باشد. با پرداختن به این عوامل کلیدی، هم کارآفرینان و هم سیاست گذاران می توانند در جهت تقویت صنعت نشر تاب آورتر و پر رونق تر، همکاری کنند.
۱۹۶۵.

Creative Tourism in the City of Isfahan: Challenges and Opportunities for the Hospitality Industry from a Cultural and Historical Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
This research explores the challenges and opportunities facing Iran’s hospitality industry from a cultural and historical perspective, with a particular focus on creative tourism. Given the nature of the subject, the study employs a descriptive research method. In terms of data collection, a qualitative approach was adopted. The statistical population comprises managers and deputies within the hospitality industry in Isfahan province. To determine the appropriate number of participants, the saturation rule was applied, ultimately resulting in a sample of 20 individuals selected through purposive sampling. Data collection was conducted using field methods and a semi-structured interview process. The collected data were then analyzed using MaxQDA software. The findings highlight several key strategies for enhancing creative tourism in Isfahan’s hospitality sector. These include developing local experiences, improving the quality of creative services, diversifying tour offerings, establishing local collaboration networks, leveraging technological marketing, and supporting local businesses. 
۱۹۶۶.

تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری بر انطباق استراتژیک با چرخش استراتژیک در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
کسب وکارهای کوچک بستر مناسبی برای توسعه فعالیت های کارآفرینی هستند. یکی از عوامل موفقیت کسب وکارهای کوچک این است که چرخه افول خود را با موفقیت پشت سر بگذارند. می توان از چرخش و انطباق استراتژیک برای مقابله با چرخه زوال در کسب وکارها استفاده نمود. از این رو، هدف پژوهش، بررسی تأثیر ادراک مدیران، گستره تغییر و رهبری انطباقی در شکل گیری انطباق استراتژیک با نقش میانجی چرخش استراتژیک است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی و از حیث ارتباط بین متغیرهای پژوهش از نوع علّی است. روش کار  پیمایشی بوده، جامعه آماری پژوهش را کسب وکارهای نوپای شهر بوشهر تشکیل داده که تعداد آن 80 شرکت است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه در مقیاس پنج گزینه ای بود. برای سنجش روایی از روش اعتبار محتوا و برای آزمون پایایی پرسش نامه از شیوه آلفای کرونباخ استفاده شده است. بر اساس نتایج مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای گستره تغییر، ادراک مدیران، رهبری انطباقی، انطباق استراتژیک و چرخش استراتژیک به ترتیب برابر با 983/0، 887/0، 931/0، 990/0، 975/0 محاسبه گردید، که مقداری بیشتر از7/0 هستند. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ادراک مدیران بر انطباق استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری ندارد؛ گستره تغییر بر چرخش استراتژیک؛ رهبری انطباقی بر چرخش استراتژیک؛ و چرخش استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری بر انطباق استراتژیک دارد؛ در انتها، بر اساس یافته های پژوهش رهنمودهایی به مدیران کسب وکارهای نوپا ارائه شده است.
۱۹۶۷.

نقش شایستگی های فنی مدیران مالی در تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی (موردمطالعه حوزه منابع انسانی فرهنگ و رسانه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۵
تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی، به ویژه در حوزه فرهنگ و رسانه که با محدودیت منابع و پیچیدگی های سیاسی مواجه است، اهمیت ویژه ای دارد. مدیریت ناکارآمد بودجه موجب اتلاف منابع و کاهش اثربخشی برنامه ها می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شایستگی های فنی مدیران مالی در تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی فرهنگ و رسانه انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل ۲۵۰ مدیر مالی در دستگاه های اجرایی حوزه فرهنگ و رسانه بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۱۵۰ نفری به روش تصادفی ساده انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۸۷ تأیید شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت. نتایج نشان داد بین ابعاد شایستگی های فنی مدیران مالی (دانش مالی، شناخت ماهیت حساب ها، دانش حسابداری و آشنایی با قوانین و استانداردهای مالی) و تخصیص بهینه بودجه رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد (p<0.01). تحلیل رگرسیون نشان داد این متغیرها در مجموع ۶۹٪ از واریانس تخصیص بهینه بودجه را تبیین می کنند که در میان آن ها، شناخت قوانین و استانداردهای مالی با ضریب بتا ۰.۳۵ بیشترین تأثیر را دارد. بر این اساس، شایستگی های فنی مدیران مالی نقش مهمی در بهبود کارایی تخصیص بودجه ایفا می کند. سرمایه گذاری در آموزش و توانمندسازی این مدیران می تواند از هدررفت منابع جلوگیری کرده و دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان را تسهیل کند. این یافته ها با پژوهش های پیشین همسو است و بر اهمیت سرمایه انسانی در مدیریت مالی بخش عمومی تأکید دارد.
۱۹۶۸.

شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازی کارکنان در دانشگاه های نسل چهارم: رویکرد تلفیقی فراترکیب و IPA-G-FGAHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
کارکنان توانمند یکی از ارکان کلیدی تحقق دانشگاه های نسل چهارم به شمار می آیند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازی کارکنان در دانشگاه های نسل چهارم است. از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر روش شناسی، دارای رویکرد تلفیقی کیفی–کمی است. در بخش کیفی، با استفاده از روش فراترکیب، ۵۹ مقاله مرتبط شناسایی و پس از غربالگری، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شد. در بخش کمی، شاخص های نهایی با نظر ۹ نفر از مدیران عالی و میانی دانشگاه مورد مطالعه، ارزیابی شد. برای تحلیل داده ها از مدل تلفیقی IPA–G–FGAHP استفاده شد. ۱۴ شاخص کلیدی در سه بعد فردی، گروهی و سازمانی شناسایی شدند. طبق نتایج، شاخص های «نگرش»، «تفویض اختیار»، «روابط سازمانی» و «تعهد» در اولویت اول بهبود قرار گرفتند. مقادیر به دست آمده از مدل نشان داد که این شاخص ها بیشترین شکاف موزون و بالاترین توانمندی بهبود را دارند. در مقابل، شاخص هایی نظیر «شایستگی» و «چالشی بودن شغل» در ناحیه چهارم ماتریس قرار گرفتند و نیاز فوری به اقدام ندارند. نتیجه گیری نشان می دهد که برای تحقق دانشگاه های نسل چهارم، تمرکز بر توسعه توانمندسازی کارکنان در ابعاد نگرشی، ارتباطی و تعهد سازمانی ضروری است. همچنین، نتایج تأکید می کند که ارتقای فرهنگ اعتماد، آموزش هدفمند و سبک رهبری مشارکتی می تواند مسیر دستیابی به دانشگاه نسل چهارم را هموار سازد.
۱۹۶۹.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه زیرساخت ها در تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه در پی تحولات ناشی از فناوری اطلاعات، گردشگری هوشمند به عنوان یکی از شکل های نوظهور گردشگری، به گامی متمایز در تکامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در گردشگری تبدیل شده و ابعاد فیزیکی و حکمرانی گردشگری در حال ورود به عرصه بازی دیجیتال هستند. این مفهوم در مناطقی از جمله آسیا و اروپا به طور گسترده ای به یک اولویت استراتژیک در راستای توسعه گردشگری تبدیل شده و هم اکنون کشورهای مختلفی از سراسر جهان پروژه هایی را در جهت تحقق این نوع از گردشگری آغاز کرده اند. آمارها نشان می دهد اگر چه مفهوم هوشمندی در صنعت گردشگری سابقه ای طولانی ندارد، حجم بازار سفرهای هوشمند در جهان در سال 2023 رقمی در حدود 28/8 میلیارد دلار آمریکا را به ثبت رسانده است و با در نظر داشتن نرخ رشد مرکب سالانه 16 درصد، این مقدار به حدود 126/8 در سال 2033 خواهد رسید. در نتیجه، گردشگری هوشمند و مزایای متعدد آن برای گردشگران، ساکنان، مدیران و سایر ذی نفعان مقصد ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این مسیر بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است که این موضوع در روند سیاست گذاری و سرمایه گذاری بسیاری از کشورها نیز مد نظر قرار گرفته است. لذا تحقق گردشگری هوشمند مستلزم وجود زیرساخت های مناسب در مقیاس مختلف است که به عنوان پایه ای برای توسعه و اجرای استراتژی های نوآورانه در گردشگری عمل می کنند و دستیابی به مزایای پایداری، رقابت پذیری و رضایت ذی نفعان را امکان پذیر می سازند.  در ایران، علی رغم پتانسیل های فراوان گردشگری، تحقق مقاصد گردشگری هوشمند با چالش هایی مواجه است. توسعه گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور، نیازمند توجه ویژه به زیرساخت های مدرن و فناوری های نوین است. در این راستا، مطالعه حاضر با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته تلاش دارد تا مهم ترین زیرساخت های مورد نیاز برای تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران را شناسایی کند و با مشخص کردن روابط بین عوامل و تأثیرات آن ها بر یکدیگر در قالب تحلیل آینده پژوهی، از طریق ارائه راهکارها و پیشنهادهای کاربردی گامی مؤثر در جهت توسعه این مفهوم بردارد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به روش آمیخته انجام شده است. بخش اول انجام پژوهش از نوع کیفی بوده و با روش تحلیل مضمون انجام شده است و هدف آن، شناسایی زیرساخت های پیش نیاز تحقق گردشگری هوشمند با درنظر داشتن شرایط روز کشور ایران است. به این منظور برای جمع آوری داده ها، ابزار مصاحبه انتخاب شد و برای انتخاب خبرگان به منظور انجام مصاحبه، از روش قضاوتی و در دسترس استفاده شد که با تکنیک گلوله برفی ادامه پیدا کرد. به این ترتیب، با افرادی که همگی فعالان حوزه هوشمندسازی یا گردشگری در شهر تهران بودند، ارتباط برقرار و جلسات مصاحبه ای با سؤال های نیمه ساختار یافته برگزار شد و بعد از مصاحبه با 12 نفر، اشباع داده ها حاصل شد.  سپس برای تجزیه و تحلیل داده ها و استخراج مضامین از فرایندی جامع متشکل از 6 گام استفاده شد. در گام اول لازم است پژوهشگر با عمق و غنای محتوا کاملاً آشنا شود. در گام دوم، از کدها برای تقسیم داده های متنی به قسمت های قابل فهم تر استفاده می شود. سپس در گام سوم کدهای مختلف در قالب مضامین مرتب می شوند و در گام چهارم این مضامین پالایش می شوند. در گام پنجم مضامین کشف شده بر اساس اهداف و ادبیات تحقیق تعریف و نام گذاری شده و در گام ششم به عنوان آخرین گام از تحلیل، تحلیل و تدوین گزارش نهایی صورت می گیرد.  سپس در فاز بعد برای بررسی شبکه زیرساخت ها و اثرگذاری آن ها بر یکدیگر در مسیر تحقق و پیاده سازی و انجام تحلیل آینده پژوهی در این زمینه، از تحلیل کمّی تأثیرات متقابل به کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. در این راستا زیرساخت های شناسایی شده در بخش اول، در قالب ماتریس هایی طراحی شده و از خبرگان خواسته شد برای مشخص کردن تأثیرات متقابل هر بخش از زیرساخت ها، این ماتریس ها را تکمیل کنند. یافته ها در مجموعه نهایی 15 مضمون شناسایی شد و بر اساس مصاحبه های انجام شده با افراد آگاه و مطالعه پیشینه تحقیق، زیرساخت های بسترساز تحقق گردشگری هوشمند به دو دسته کلی فیزیکی و دیجیتال به عنوان مضامین فراگیر تقسیم بندی شدند. زیرساخت های فیزیکی براساس مضامین سازمان دهنده شامل سیستم های حمل ونقل هوشمند، امکانات و ابزارهای خدماتی و اقامتی هوشمند، فضای شهری هوشمند، جاذبه های گردشگری مجهز، تجهیزات ایمنی و امنیت فیزیکی و مراکز اطلاع رسانی و فرهنگی هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نشان داد حدود 67 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها سخت افزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. در کنار زیرساخت های فیزیکی، توسعه زیرساخت های دیجیتال نیز اهمیت بسزایی در تحقق گردشگری هوشمند دارد. براساس مضامین سازمان دهنده این زیرساخت ها شامل ابزارهای بهره برداری از کلان داده ها، ابزارهای هوشمند مدیریتی دربرگیرنده داشبوردها و دستیارهای هوشمند، سامانه های اطلاعاتی گردشگری، اینترنت رایگان و در دسترس، پلتفرم های آنلاین رزرو و برنامه ریزی، سیستم های پرداخت هوشمند، امنیت دیجیتال و حفاظت از داده های گردشگران و شبکه یکپارچه دستگاه های متصل هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نیز نشان داد حدود 71 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها اینترنت در دسترس و امنیت دیجیتال بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. نتیجه گیری گردشگری هوشمند یکی از انواع نوظهور در صنعت گردشگری است که مزایای متعدد آن ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این زمینه بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است. در این راستا در پژوهش حاضر زیرساخت های پیش نیاز برای تحقق گردشگری هوشمند به وسیله انجام مصاحبه با خبرگان و به کارگیری تحلیل مضمون استخراج شد. نتیجه این اقدام به مجموعه دسته بندی شده ای از 15 مضمون سازمان دهنده در قالب 2 مضمون فراگیر منجر شد. براساس یافته ها، توسعه زیرساخت های فیزیکی اولین بُعد از بسترسازی در مسیر تحقق مقاصد گردشگری هوشمند است که با پشتیبانی از کارکردهای گردشگری هوشمند در مقصد از جمله امکان فراهم کردن امکان جمع آوری و ارائه اطلاعات بلادرنگ و دسترسی به آن ها، برقراری ارتباطات مؤثر و افزایش امنیت و راحتی موجب بهبود کیفیت و ارتقای سطح خدمات در مقصد می شود که افزایش رضایت گردشگران و بهبود تجربه آنان را به دنبال دارد. به کارگیری این سخت افزارها ضمن پشتیبانی از تجربه ای توأم با فناوری برای گردشگران، به مدیران کمک می کند تا برنامه ریزی بهتری داشته باشند و منابع را به صورت بهینه تری مدیریت کنند. دومین بُعد از بسترسازی برای دستیابی به مقاصد گردشگری هوشمند نیز توسعه زیرساخت های دیجیتال است که به کارگیری آن ها در کنار زیرساخت های فیزیکی علاوه بر ارتقای تجربه گردشگران و رضایت آن ها، به مدیریت کارآمد مقصد، استفاده بهینه منابع و کاهش هزینه ها منجر می شود. در نهایت، زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات به توسعه پایدار، رقابت پذیری و رشد اقتصادی جوامع میزبان کمک می کند. از این رو، سرمایه گذاری در این حوزه و بهره گیری از نوآوری های تکنولوژیکی می تواند به ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و جذب بیشتر گردشگران منجر شود. یافته های این پژوهش نشان داد تحقق مقاصد هوشمند گردشگری نیازمند رویکردی جامع است که در آن زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال به عنوان دو بُعد مکمل و به صورت هم افزا عمل کنند و علاوه بر تسهیل عملیات مدیریت هوشمند مقصد، نیازهای اساسی گردشگران را برآورده سازند و در نهایت، تجربه کلی سفر را بهبود بخشند. علاوه بر این، نتایج تحقیق تأکید می کند که زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال باید در چهارچوب یک استراتژی یکپارچه و به گونه ای طراحی شوند که نه تنها نیازهای حال حاضر را برآورده سازند، بلکه ظرفیت انعطاف پذیری و انطباق با فناوری های نوظهور در آینده را نیز داشته باشند.  در نهایت می توان گفت که در تکمیل تحقیقات پیشین که غالباً بر تحلیل وضعیت موجود یا شناسایی موانع تمرکز داشتند، پژوهش فعلی با شناسایی جامع ابعاد زیرساخت های لازم، مدلی یکپارچه برای رسیدن به نقطه ایده آل ارائه داد که مسیر روشنی برای طراحی و پیاده سازی استراتژی های هوشمندسازی مقاصد گردشگری فراهم می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران گردشگری کشور، برنامه ریزی جامعی را برای اولویت بخشی به توسعه زیرساخت های بسترساز گردشگری هوشمند تدوین کنند. تحقق این اهداف می تواند به مواردی نظیر ایجاد اشتغال و افزایش رفاه اجتماعی منجر شود که همه از اهداف کلان توسعه ملی به شمار می آیند.
۱۹۷۰.

کاوش در مؤلفه های بازاریابی دیجیتال در شرکت های بیمه ای: ارائه الگویی توسعه محور با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۵
این پژوهش با هدف کاوش در مؤلفه های کلیدی بازاریابی دیجیتال در شرکت های بیمه ای و ارائه الگویی توسعه محور، با بهره گیری از رویکردی کیفی انجام شد. روش تحقیق حاضر، کیفی از نوع اکتشافی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان تحقیق شامل ۲۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و متخصصان صنعت بیمه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون با رویکرد کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) استفاده شد.نتایج تحلیل ها نشان داد که مؤلفه هایی نظیر تناسب محصول یا خدمت با نیاز مشتری، زیرساخت های دیجیتال، دسترسی به ابزارهای فناورانه، بازاریابی محتوا، تدوین راهبرد دیجیتال، شناسایی مخاطب هدف، نگرش مدیریت، امنیت اطلاعات، آمادگی سازمانی و بهره مندی از فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ارکان کلیدی بازاریابی دیجیتال در شرکت های بیمه ای مطرح هستند.بر اساس یافته ها، مدلی مفهومی برای توسعه بازاریابی دیجیتال در صنعت بیمه طراحی و ارائه گردید که می تواند به عنوان راهنمایی کاربردی برای تصمیم سازان و مدیران این صنعت مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۷۱.

بررسی تأثیر مولفه های اعتقادی و رفتاری دینی بر پایبندی به اصول کسب و کار حلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
تلاش برای کسب معیشت، بخش مهمی از فعالیت های زندگی هر انسانی را شکل می دهد. اما آنچه که برای جامعه انسانی بسیار ضروری است، حاکمیت اخلاق و قانون بر این فعالیت هاست. سازوکارهای درونی و بیرونی برای نگهداشت انسان از رفتارهای غیراخلاقی و نادرست، در جوامع مختلف وجود دارد. در جامعه اسلامی، باورهای اعتقادی مانند خداباوری و آخرت گرایی از جمله موضوعاتی است که می تواند این کنترل درونی را تقویت کند. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر خداباوری و آخرت گرایی و انجام عبادات بر پای بندی به اصول کسب و کار حلال در دو موضوع قیمت گذاری و تبلیغات است. این پژوهش در شهر تهران و با روش نمونه گیری دردسترس به صورت میدانی و حضوری از فروشندگان پوشاک انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بر خلاف انتظار اولیه که خداباوری و آخرت گرایی، نمی تواند تأثیری در پای بندی به کسب و کار حلال داشته باشد، این در حالی است که متغیر انجام عبادت دارای تأثیر معنی دار و مثبتی بر پای بندی به کسب و کار حلال است. تفسیر چرایی حصول این نتایج، باید گفت که شکلی از دین باوری در میان جامعه ظهور کرده که اگر چه خود در درون خود، احساس می کنند به خدا و قیامت باور دارند، اما در مقام رفتاری تأثیر این باورها دیده نمی شود و این زنگ هشداری برای دستگاه فرهنگی کشور است که ارتباط وثیقی بین باور و عمل در میان دین باوران جامعه وجود ندارد. اما انجام عبادات طبق آموزه های اسلامی توانسته است کنترل کننده رفتار و بازدارنده انسان از گناه محسوب شود. بر این اساس، بازار اسلامی باید ارتباط بیشتری با نماز، مسجد و اعمال عبادی برقرار کند تا بتواند به پاکی و طهارت بیشتری نائل شود.
۱۹۷۲.

تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مراغه انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کادر اداری و آموزشی مدیریت آموزش و پرورش مراغه به تعداد 453 نفر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 209 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل 4 پرسشنامه استاندارد می باشد. به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه علّی بین متغیرهای پژوهش و سنجش تطابق داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر خودکارآمدی شغلی و آمادگی برای تغییر سازمانی تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی نقش میانجی ایفا می کند.
۱۹۷۳.

واکاوی نقش سرمایه فکری در ارتقاء کارایی زنجیره ارزش، افزایش جریان های نقدی و کاهش ریسک ورشکستگی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۷
در شرایط اقتصادی پیچیده و مدرن کنونی، شرکت هایی می توانند به مزیت رقابتی دست پیدا کنند که علاوه بر دارایی های مشهود از دانش، تجربه و توانایی های کارکنان بهره بیشتری ببرند. شرکت هایی که سرمایه فکری بالاتری دارند می توانند با بهره گیری از همه توانمندی های خود، استراتژی مطلوبی برای موفقیت شرکت اتخاذ کنند و ضمن بهبود عملکرد شرکت به نتایج عملیاتی پایدار دست پیدا کنند. بر این اساس، ابتدا میزان کارایی زنجیره ارزش شرکت با استفاده از تابع مرزی تصادفی اندازه گیری شده و سپس، تأثیر سرمایه فکری بر کارایی زنجیره ارزش، جریان های نقدی و ریسک ورشکستگی آن بررسی شده است. اگرچه جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، اما با توجه به محدودیت هایی که برای دستیابی به نتایج قابل اتکای پژوهش اعمال شده است با استفاده از غربالگری تعداد 142 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده که داده های آن ها در دوره زمانی یازده ساله از سال 1392 تا سال 1402 موردبررسی قرار گرفته است. فرضیه های پژوهش نیز با استفاده مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار SmartPLS موردبررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد، سرمایه فکری شرکت بر کارایی زنجیره ارزش و جریان های نقدی آن تأثیر مثبت دارد، اما بر ریسک ورشکستگی شرکت تأثیر منفی دارد. از طرفی، کارایی زنجیره ارزش، جریان های نقدی را افزایش می دهد، درحالی که ریسک ورشکستگی شرکت را کاهش می دهد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای پژوهشگران در پژوهش های آتی، برای تحلیلگران و سرمایه گذاران در پیش بینی قیمت سهام بر اساس ارزیابی جامع سرمایه و منابع شرکت، برای مدیران در جهت برنامه ریزی، تدوین و تغییر استراتژی شرکت و هم چنین برای دولت مردان در جهت دهی به بازار سرمایه مفید باشد.
۱۹۷۴.

تأثیر فرهنگ سازمانی بر حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش به منظور تأثیر فرهنگ سازمانی بر حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان با توجه به نقش میانجی ساختار سازمانی طراحی و اجرا شده است. نوع این تحقیق توصیفی و کاربردی است و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از رویکرد پیمایشی استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان در استان های جنوب شرقی ایران می باشد (497 نفر). نمونه گیری به روش کل شمار انجام شد. در این پژوهش، برای اندازه گیری متغیرهای اصلی، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها نیز با تأیید شش تن از اساتید مدیریت ورزشی مورد ارزیابی قرار گرفت و روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم تأیید گردید. برای بررسی پایایی ابزارها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن برای تمامی متغیرها بیشتر از 0.70 به دست آمد و به همین دلیل تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده با نرم افزار PLS Smart استفاده شد. نتایج نشان داد ساختار سازمانی به عنوان یک عامل تأثیرگذار، با ضریب تأثیر 0.331 و فرهنگ سازمانی با ضریب تأثیر آن 0.712 بر حکمرانی خوب تأثیر دارند. همچنین نتایج آزمون سوبل که نقش میانجی ساختار سازمانی را در ارتباط بین فرهنگ سازمانی و حکمرانی تأیید گردید. این یافته ها نشان می دهند که برای بهبود حکمرانی خوب در ادارات ورزش و جوانان، توجه به توسعه فرهنگ سازمانی و ساختارهای سازمانی مؤثر امری حیاتی است. بنابراین، ارتقاء فرهنگ سازمانی که بر همکاری، شفافیت و پاسخگویی تأکید دارد، می تواند به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و در نهایت به ارتقای کیفیت حکمرانی کمک کند.
۱۹۷۵.

تأثیر معاملات با اشخاص وابسته و اجزای آن بر بهای خدمات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۰
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر بهای خدمات حسابرسی انجام شده است. بر اساس نظریه تضاد منافع، این معاملات ممکن است به صورت فرصت طلبانه مورداستفاده قرار گیرند و ریسک ذاتی شرکت ها را افزایش دهند. ازاین رو، پژوهش حاضر به تحلیل رابطه بین اجزای مختلف این معاملات، شامل خرید، فروش، تسهیلات و مبالغ دریافت و پرداخت، با میزان حق الزحمه حسابرسی می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و با رویکرد پس رویدادی است که بر داده های مالی ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ متمرکزشده است. اطلاعات موردنیاز از منابع مالی رسمی جمع آوری شده و با استفاده از مدل های رگرسیونی پانلی تحلیل شده است. نتایج نشان داد که معاملات با اشخاص وابسته ارتباط مستقیم و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. به طور خاص، افزایش مبلغ خرید، فروش، تسهیلات و دریافت ها و پرداخت های فی مابین با افزایش هزینه های حسابرسی همراه بوده است. این نتایج تأیید می کند که پیچیدگی و حجم بالای معاملات با اشخاص وابسته موجب افزایش ریسک حسابرسی و درنتیجه، افزایش هزینه های مرتبط با آن می شود. بر اساس یافته های پژوهش، شرکت هایی که حجم بیشتری از معاملات با اشخاص وابسته دارند، هزینه های حسابرسی بالاتری متحمل می شوند. این افزایش هزینه به دلیل نیاز به بررسی دقیق تر، افزایش ریسک تحریف صورت های مالی، و تلاش بیشتر حسابرسان برای ارزیابی صحت اطلاعات گزارش شده است. بنابراین، کاهش معاملات با اشخاص وابسته می تواند به مدیریت بهتر هزینه های حسابرسی کمک کند. پژوهش حاضر با بررسی تفکیکی اجزای معاملات با اشخاص وابسته (خرید، فروش، تسهیلات مالی و دریافت و پرداخت های فی مابین) و تأثیر آن ها بر بهای خدمات حسابرسی، دیدگاهی دقیق تر نسبت به رابطه میان این متغیرها ارائه می دهد. درحالی که اغلب مطالعات پیشین صرفاً به بررسی اثر کلی این معاملات پرداخته اند، پژوهش حاضر با لحاظ متغیرهای کنترلی متنوع و دوره زمانی ده ساله، تحلیلی جامع تر ارائه کرده است. نتایج حاصل می تواند در بهبود تصمیم گیری حسابرسان، ارتقای شفافیت مالی و مدیریت هزینه های حسابرسی مؤثر واقع شود.
۱۹۷۶.

ارزیابی کارایی ارائه محصول تامین مالی زنجیره ای به مشتریان بر مدیریت نقدینگی و ریسک بانک های تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۲
در سال های اخیر، تأمین مالی زنجیره ای به عنوان ابزاری کلیدی برای تسهیل جریان های فیزیکی، اطلاعاتی و مالی در زنجیره های تأمین در سطح جهانی موردتوجه قرارگرفته و نقش آن در افزایش سودآوری و بهبود عملکرد زنجیره به اثبات رسیده است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تاثیر محصول تامین مالی زنجیره ای بر مدیریت نقدینگی و ریسک در بانک های تجاری است. پرسشنامه ها به 150 نفر از مدیران و کارشناسان بانک های تجاری (شامل؛ تجارت، سپه و شهر) به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. سپس، داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای اس پی اسس و استاتا تجزیه وتحلیل شد. در این فرآیند، از ابزارهایی همچون ضریب همبستگی و آزمون های آماری برای بررسی روابط بین متغیرها استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهند که در تأمین مالی زنجیره ای، ریسک های مختلفی وجود دارند که به طور قابل توجهی بر عملکرد بانک ها تأثیر می گذارند. این ریسک ها شامل مشکلات فناوری مانند نقص های سخت افزاری و امنیتی، خطاهای اطلاعاتی، مشکلات بین نهادی، ریسک های عملیاتی و ریسک های اعتباری هستند. هر یک از این ریسک ها می توانند چالش های قابل توجهی برای شناسایی و مدیریت مؤثر ریسک ها در سیستم های مالی ایجاد کنند. به طورکلی، تمامی ریسک های مطرح شده تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد بانک ها دارند. از میان این ریسک ها، ریسک فناوری بیشترین تأثیر منفی را بر نقدینگی و کارایی عملیاتی دارد، درحالی که ریسک های اطلاعات نادرست، بین نهادی، عملیاتی و اعتباری نیز به ترتیب بر کیفیت خدمات، هماهنگی زنجیره تأمین، هزینه های عملیاتی و سودآوری بانک ها تأثیرگذار هستند.
۱۹۷۷.

پایداری محیطی در عمل: عملکرد رهبری مولد و سبزشویی در بهبود عملکرد زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۲
هدف این پژوهش بررسی تأثیر افکار پایداری محیطی بر عملکرد زیست محیطی با بررسی نقش تعدیل گری سبزشویی و نقش میانجی گری رهبری مولد است. این پژوهش از نظر روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بوده و از نظر گردآوری داده ها از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط ایران است. حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 396 نفر از مدیران رده میانی و عالی رتبه برآورد شد. در نهایت پرسشنامه استانداردی بر اساس طیف لیکرت توزیع و جمع آوری شد و با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و SMART PLS4 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مثبت و معنی دار افکار پایداری محیطی بر عملکرد زیست محیطی است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که رهبری مولد این ارتباط را میانجی گری می کند و سبزشویی این ارتباط را تعدیل نمی کند. با توجه به نتایج این پژوهش، شرکت ها می توانند با ایجاد و توسعه افکاری که موجب پایداری محیطی می شوند، عملکرد منفی زیست محیطی خود را کاهش داده و در جهت حفظ محیط زیست گام هایی را بردارند که رهبری مولد می تواند در اجرای این امر تأثیرگذار باشد. از سویی دیگر این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران این امر مفید بوده و با ایجاد درک و بینش ی در این خصوص آن ها را راهنمایی کند.
۱۹۷۸.

تحلیل و پیش بینی تصمیم های استخدامی با استفاده از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: هدف این مقاله، بررسی استفاده از یادگیری ماشین و الگوریتم های یادگیری عمیق برای پیش بینی نتایج تصمیم های استخدام است. انتخاب نیروی انسانی مناسب، یکی از مسائل مهم و اساسی در همه سازمان ها و نهادهاست که بر ویژگی های عملکرد و بهره وری تأثیر مستقیمی دارد. از آنجایی که فرایند استخدام بسیار پیچیده و پیش بینی موفقیت در استخدام دشوار است، استفاده از تکنیک های مدرن مانند یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق، برای بهبود دقت و صحت انتخاب پیشنهاد می شود. هدف این پژوهش بررسی توانایی این تکنیک ها برای کمک به سازمان ها در اتخاذ تصمیم های استخدامی بهتر و دور نگه داشتن آن ها از تصمیم گیری های پُرهزینه است. روش: در این پژوهش از داده های مختلف شامل سن، تحصیلات، سابقه کار، توانایی های فنی و مهارت ها و ویژگی های شخصیتی متقاضیان شغل استفاده شد. این داده ها به کمک الگوریتم های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق، برای پیش بینی احتمال موفقیت متقاضیان در مشاغل مختلف تجزیه وتحلیل شدند. مدل های طبقه بندی برای شبیه سازی رفتارهای استخدام و پیش بینی تصمیم ها در سطوح مختلف ویژگی و به عنوان بخشی از مدل های یادگیری ماشین استفاده شد. علاوه براین، رابطه بین ویژگی های متقاضی و نتایج استخدام از طریق مدل های یادگیری عمیق، برای شناسایی هرگونه روابط غیرخطی و پیچیده مورد بررسی قرار گرفت. مدل ها روی تمام داده های به دست آمده از منابع مورد اعتماد و بازبینی شده ای به دقت پردازش شدند، آموزش دیدند و ارزیابی شدند.   یافته ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که استفاده از یادگیری ماشینی و مدل های یادگیری عمیق، در افزایش دقت پیش بینی تصمیم های استخدامی تأثیر بسزایی دارد. در بین مدل های ارزیابی شده، الگوریتم کتبوست (CatBoost) بهترین عملکرد را داشت و به صحت 9533/0، دقت 9540/0 ، بازیابی 8925/0 و امتیاز F1 برابر با 9222/0 دست یافت که به طور چشمگیری از سایر الگوریتم ها بهتر بود. به طور مشابه، مدل های جنگل تصادفی (Random Forest) و اکس جی بوست (XGBoost) نیز عملکرد خوبی داشتند و به ترتیب به دقت 9213/0 و 9500/0 دست یافتند. نتایج تحلیل ویژگی ها نشان داد که مهارت های فنی، استراتژی استخدام و امتیاز مصاحبه، مهم ترین عوامل مؤثر در تصمیم گیری استخدام بودند. علاوه براین، مدل های یادگیری جمعی، به ویژه کتبوست، قادر بودند اثرهای پیچیده تر ویژگی های شخصیتی متقاضیان را شناسایی کنند؛ در حالی که مدل های یادگیری ماشین سنتی قادر نبودند آن را درک کنند. نتیجه گیری: در این مطالعه استفاده از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق برای کمک به تصمیم گیری بهتر درباره انتخاب نیروی کار نشان داده شده است. کتبوست بهترین عملکرد را داشت؛ زیرا می توانست روابط پیچیده تر و غیرخطی تر بین ویژگی های متقاضی و نتایج استخدام را شبیه سازی کند. این الگوریتم ها باعث کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت استخدام و بهره وری سازمان می شوند. با این حال، برای دستیابی به بهترین نتایج، سازمان ها باید با دقت و به طور مداوم، داده های متقاضی را جمع آوری و پردازش کنند و به طور منظم، مدل های یادگیری ماشین را برای حفظ و بهبود دقت پیش بینی ها با تغییر بازار کار به روز کنند.
۱۹۷۹.

نقش اشتیاق شغلی بر رابطه اخلاق حرفه ای حسابرسان با عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
با توجه به اینکه اخلاق حرفه ای و جو اخلاقی می توانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی و تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان با نقش تعدیلی اشتیاق شغلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان(حسابداران رسمی)، به تعداد 3152 نفر بود. تعداد 347 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند. برای سنجش اشتیاق شغلی کارکنان ازپرسشنامه استاندارد اسچافل و باکر (2006)، پرسشنامه اخلاق حرفه ای عزیزی (1389)، اشتراک دانش از پرسشنامه هوی و همکاران (2010) و عملکرد شغلی بر اساس عملکرد وظیفه ای بیرنه و همکاران(2005) و عملکرد زمینه ای کونوی(1999) استفاده شد. روش تحلیل داده ها، تحلیل آماری معادلات ساختاری می باشد. نتایج نشان داد، اخلاق حرفه ای حسابرسان بر عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد. رعایت اصول اخلاق حرفه ای بر عملکرد حسابرسان تاثیر بسزایی دارد. همچنین حسابرسان با تجربه و کارآمد، از لحاظ عملکردی، توانایی تحلیل، شناسایی و کشف تقلب، نس بت ب ه حسابرسانی که تازه وارد عرصه حسابرسی شده اند، برتری دارند. پایبندی به اصول اخلاقی منجر به نگرش مثبت حسابرسان نسبت به انتقال دانش و تجربه به دیگر حسابرسان شده و در رشد حرفه نقش بسزایی دارد. براساس یافته های پژوهش، اشتیاق شغلی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی حسابرسان را تقویت می کند ولی بر رابطه اخلاق حرفه ای با تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان تاثیری ندارد.
۱۹۸۰.

واکاوی قابلیت های پویا در شرکت های دانش بنیان حوزه پالایشی صنعت نفت و گاز (با رویکرد ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف: قابلیت های پویا به ظرفیت سازمان برای ایجاد، گسترش یا تغییر پایگاه منابع خود به طور هدفمند اشاره دارد. فرض اساسی چارچوب قابلیت های پویا این است که شایستگی های اصلی باید برای اصلاح موقعیت های رقابتی کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد که می تواند برای ایجاد مزیت رقابتی بلندمدت استفاده شود. در تمام کشورهای جهان صنعت نفت و گاز هر کشور نقش مهمی در اقتصاد و رشد آن دارد و ما در عصری هستیم که تغییرات سریع جهانی و نوآوری های تکنولوژیکی رخ می دهد و پالایشگاه های نفت و گاز تحت تاثیر این تغییرات قرار می گیرند. دیدگاه قابلیت های پویا با هدف تبیین چگونگی دستیابی و حفظ مزیت های رقابتی شرکت های دانش بنیان به ویژه در محیط های ناپایدار، نامشخص، پیچیده و مبهم ایجاد شده است.صنایع نفت و گاز سهم قابل توجهی از اقتصاد ملی ایران را به خود اختصاص و توسعه و پیشبرد این صنعت نقش مهمی در رشد اقتصادی کشور ایفا می کند. بنابراین با توجه به اهمیت این صنایع در پیشبرد اهداف کشور، شناسایی قابلیت های پویا مختص این صنایع اهمیت دو چندان پیدا می کند. هدف این مطالعه پرداختن برای درک بهتر قابلیت های پویا و ادغام یافته های تجربی پراکنده با تئوری با معرفی یک طبقه بندی جامع و ملموس است که مبتنی بر بررسی ادبیات نظام مند تحقیقات تجربی به همراه مولفه-های شناسایی شده حاصل از مصاحبه با خبرگان شرکت های دانش بنیان صنایع نفت و گاز کشور است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان