فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۲۱ تا ۱۱٬۸۴۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
53 - 70
حوزههای تخصصی:
بر اساس ادبیات پژوهش، عوامل بهزیستی روانشناختی نقش مهمی در تبیین پیامدهای کارآفرینانه دارند، ولیکن تأثیر این عوامل در کسب وکارهای روستایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه دو عامل بهزیستی روانشناختی یعنی درگیری و فرسودگی شغلی با عملکرد کسب وکارهای روستایی در شهرستان نهاوند بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارآفرینان روستاهای شهرستان نهاوند بود (200 = N) که با روش نمونه گیری در دسترس، 110 کارآفرین به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری Smart PLS 3 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد فرسودگی شغلی رابطه مستقیمی با عملکرد کسب وکار ندارد، ولیکن به طور غیرمستقیم و از طریق درگیری شغلی رابطه منفی با عملکرد کسب وکار دارد. به عبارت دیگر، فرسودگی شغلی باعث کاهش درگیری شغلی کارآفرینان می شود و کاهش درگیری شغلی هم به نوبه ی خود منجر به کاهش عملکرد کسب وکارهای روستایی می شود. این یافته ها درک ما از چگونگی تأثیر عوامل روانشناختی بر پیامدهای کارآفرینانه را بهبود می دهد و به کارآفرینان پیشنهاد می کند که می توانند با بهبود بهزیستی شغلی خود به افزایش عملکرد کسب وکار خویش کمک کنند.
بررسی اثرات سیاست های سازمانی ادراک شده بر بی نزاکتی در محیط کار از طریق تاب آوری ادراک شده کارکنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات سیاست های سازمانی ادراک شده بر بی نزاکتی در محیط کار از طریق تاب آوری ادراک شده کارکنان است، جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه انتخاب انتخاب شدند. برای گردآوری داده های مورد نیاز در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد استفاده گردید و روایی و پایایی آنها مورد آزمون قرار گرفت که از روایی و پایایی بالایی برخوردار بوده اند. نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده در پژوهش نشان داد که سیاست های سازمانی ادراک شده از طریق بی نزاکتی در محیط کار بر تاب آوری کارکنان ادراک شده تاثیر دارد. با توجه به خروجی وارپ مقدار معناداری برای تاثیر مستقیم سیاست های سازمانی ادراک شده از طریق بی نزاکتی در محیط کار بر تاب آوری کارکنان ادراک شده معنادار است.
Technical Assessment of Various Image Enhancement Techniques using Finger Vein for personal Authentication(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Information Technology Management , Volume ۱۴, Security and Resource Management challenges for Internet of Things, ۲۰۲۲
200 - 224
حوزههای تخصصی:
The most important aspects of image processing are image enhancement. The visual form of an image can be enhanced by using image enhancement techniques for better human interpretation. In this research paper we discuss an outline and analysis of commonly used image enhancement techniques using finger vein image or personal authentication. Also, experiments are carried out to compare performance of various types of filters for removal of noise from the noisy images through evaluation performance parameter such as mean square error (MSE), peak signal to noise ratio (PSNR) values and structural similarity (SSIM). It was found that application of max filter technique ensures an improved quality of the finger vein image. The mean filter is most advanced in de-noising the images. Mean filter is most efficient in eliminating the salt and pepper noise. From the experiments performed on finger vein image using SDUMLA-HMT database, it is proven that Weiner filters are outstanding for elimination of Gaussian Speckle and Poisson noises and thus, Weiner filter is found to be most appropriate and well-suited for eliminating nearly all types of noise.
رقابت در بازار محصول و نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش تعدیلگری چرخه تجاری
حوزههای تخصصی:
وجه نقد نقش بسزایی در بقا و ادامه حیات واحد تجاری دارد. شرکت ها اگر نقدینگی کافی برای سرمایه گذاری های احتمالی آتی داشته باشد متحمل هزینه های معاملاتی مربوط به تبدیل دارایی ها به وجه نقد و یا هزینه تامین مالی از خارج شرکت نخواهد شد و قادر خواهد بود سریعا به تغییرات بازار پاسخ دهد. پس شرکت ها برای ماندگاری در رقابت از سطح نگهداشت وجه نقد بیشتری استفاده می کنند. از طرفی در شرایط رکود اقتصادی، واحد تجاری برای حفظ سطح رقابت خود ترجیح می دهد برای دستیابی به اهداف یا حفظ تراز نقدی خود برای تحمل شوک های منفی بازارهای سرمایه خارجی، وجوه نقد خود را ذخیره کند. اما به دلیل نبود شواهد علمی و تجربی مناسب، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین رقابت در بازار محصول و سطح نگهداشت وجه نقد شرکت با تاکید بر اثر تعدیلگری چرخه تجاری می پردازد. در همین راستا نمونه ای مشتمل بر 130 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار طی بازه زمانی 1391 - 1396 انتخاب و آزمون شده است. نتایج با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که رقابت در بازار محصول منجر به افزایش میزان سطح نگهداشت وجه نقد می شود و همچنین، نتایج فرضیه دوم نشان داد چرخه تجاری تاثیر تعدیلگری بر رابطه بین رقابت در بازار محصول و افزایش میزان سطح نگهداشت وجه نقد ندارد.
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی آنلاین و آفلاین بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی آنلاین و آفلاین بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری اطلاعات از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی، شامل 11629 نفر از کارکنان می باشد. حجم نمونه این پژوهش شامل 384 نفر از کارکنان می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین و انتخاب شده است. دراین پژوهش از پرسشنامه سرمایه اجتماعی در جهان واقعی و جهان مجازی از مقیاس (ISCS) متعلق به دیمیتری ویلیامز (2006) و پرسشنامه ارزیابی عملکرد سازمانی (مقیمی، 1390) استفاده شده است. جهت بررسی آزمون کلموگروف اسمیرنوف، آزمون رگرسیون، جهت سنجش فرضیه های تحقیق استفاده شده است. نتایج نشان داد که: سرمایه اجتماعی آنلاین و آفلاین بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر دارد. سرمایه اجتماعی درون گروهی (پیوندی) و سرمایه اجتماعی برون گروهی (پل زننده) در فضای مجازی آنلاین بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر دارد. سرمایه اجتماعی درون گروهی (پیوندی) و سرمایه اجتماعی برون گروهی (پل زننده) در فضای آفلاین بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر دارد.
تاثیر بیش اعتمادی مدیران بر روش های تأمین مالی
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سعی داریم تاثیر بیش اعتمادی مدیران بر روش های تأمین مالی شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران بپردازیم. جامعه آماری کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1390 الی 1399 می باشد . برای این منظور ابتدا شرکت هایی که یکی از اهداف افزایش سرمایه شان مشخص نموده و سپس یکسری فاکتورهایی که در هر شرکت بررسی نماییم. این فاکتورها می تواند موارد زیر باشد: اهرم مالی ، افزایش سرمایه ، بیش اطمینانی ، مالکیت نهادی . ابتدا مراجعه به سایت سازمان بورس اوراق بهادار و در آنجا با بررسی شرکت هایی که یکی از اهداف افزایش سرمایه شان، اصلاح ساختار مالی بوده، شرکت هایی را واجد شرایط بودند انتخاب گردید. و بعد در میان شرکت های انتخاب شده، شرکت هایی که دارای شرایط تعدیلی جامعه آماری بود بررسی شد، درنهایت 167 شرکت برگزیده گردید. بعد از انتخاب شرکت ها، برای محاسبه متغیرها، اطلاعات را از سه صورت مالی اصلی: ترازنامه، صورت سود وزیان و صورت جریان وجوه نقد شرکت استخراج گردید. با توجه به آزمون فرضیه ها مشخص گردید اهرم مالی و افزایش سرمایه بعد از اصلاح ساختار سرمایه (بافت مالی) تفاوت معناداری دارد و در بقیه متغیر ها چنین رابطه معناداری مشاهده نگردید.
بررسی نقش و قابلیت های سیستم های خبره در سیستم آموزشی
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از سیستم های خبره در زمینه آموزش نسبت به گذشته گسترش چشم گیری یافته است؛ چرا که این سامانه ها هزینه های جمع آوری شواهد و ارائه خدمات آموزشی را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داده است. استفاده از این سامانه ها در آموزش سبب می شود تا با صرف وقت کمتر و صرف نیروی انسانی کمتر بتوان عرصه های بیشتری را تحت پوشش قرار داد. با اهمیت این موضوع پژوهش حاضر با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات میدانی و اسنادی به بررسی نقش سیستم های خبره در سیستم آموزش پرداخته است. جامعه آماری پژوهش را 43 نفر از اساتید دانشگاهی متخصص در زمینه سیستم های خبره و آموزشی تشکیل می دهند که به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب گردیده است. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری T تک نمونه ای و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهمترین نقش و قابلیت سیستم های خبره در نظام آموزشی با آماره 8.311 تشکیل پایگاه جامع داده و اطلاعات آموزشی و سهولت دسترسی به آن و ایجاد زمینه آموزش بر اساس توانایی ها و آگاهی های کاربر و آموزش گیرنده با آماره 8.083 بوده است. هم چنین نتایج این پژوهش در سطح 99 درصد اطمینان نشان می دهد که با ضریب 0.703 رابطه معناداری میان ایجاد سیستم های خبره در نظام آموزشی و کارایی و بهره وری در این نظام وجود دارد.
راهکارهای افزایش کارآمدی و اثربخشی بازار برای خانم ها
حوزههای تخصصی:
برای درک ما در مورد چگونگی برقراری ارتباط با زنان بازاریابی روابط، فن آوری برای ایجاد رابطه و عدم اعتماد زنان به برندها و سازمانها بسیار مهم است. در این پژوهش چگونگی تأثیرگذاری آنها بر زنان را مشخص و معنای آنها را برای بازاریابها مورد بررسی خواهد شد. این مقاله با سه دلیل که چرا باید بازاریابان روشهای بازاریابی خود برای زنان را اصلاح کنند، نگارش شد. اولاً تشریح شد که اکنون بازاریابی به سمت دوران رابطه محوری و تأکید بر حفظ و گسترش روابط با مشتریان حرکت کرده است. زنان ارزش زیادی برای روابط قائل هستند و اغلب روابطشان را بر خود مقدم میدارند. من نشان دادم که پذیرش فرهنگ بازاریابی به صورت خاص برای زنان باید به سازمان کمک کند تا بتواند روابطی عمیق و ماندگار با همه مشتریان خود برقرار کند. دوماً داده هایی ارائه شد تا نشان بدهم که زنان بیشتر از مردان پذیرایی فن آوری شدهاند و بیشتر از آنها از رسانه های اجتماعی استفاده میکنند. رسانه های اجتماعی به زنان این امکان را میدهند که بتوانند روابط خود را با دوستان، خانواده و همکاران و همچنین سازمان و برندهای آن؛ حفظ کنند. زنان دوست دارند داستان موفقیتها و شکستهای خود و تصاویرشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، حرفهای دیگران را بشنوند و با آنها همدردی کنند. ثالثاً شواهدی ارائه شد که نشان میدهد مشتریان به شکل فزاینده ای نسبت به برندهای بزرگ بیاعتماد شدهاند. زنان برای کسب اطلاعات درباره محصولات و برندها بیشتر به دوستان، خانواده، همسر یا شریک زندگی خود متکی هستند.
بررسی نقش تجربه مربیگری و آموزش مربی بر آموزش مهارت های درک شده زندگی مربیان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش تجربه مربیگری و آموزش مربی بر آموزش مهارت های درک شده زندگی مربیان می پردازد. مربیان ورزش دبیرستان های کانادا (N=1356) پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه مهارت های زندگی مربیگری در ورزش را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که مربیان با تجربه تر نسبت به مربیان کم تجربه تر، شناخت بهتری از خود در زمینه بحث ،تمرین و انتقال مهارت های زندگی دارند. تفاوت معناداری بین مربیان بر اساس اینکه دوره آموزشی مربیگری را گذارنده اند یا خیر، مشاهده نشد و اثر متقابل بین تجربه مربیگری و آموزش مربی غیرمعنادار بود. پیامدهای برنامه های آموزش مربی با توجه به آموزش مربیان به منظور آموزش صریح مهارت های زندگی از طریق ورزش مورد بحث قرار می گیرد.
مدل سازی عوامل مؤثر بر تعارض کار- خانواده و شاخص های آن با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری- تفسیری جامع فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
424 - 478
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر تعارض کار خانواده و شاخص های آن و تفسیر روابط بین شاخص ها اجرا شده است تا به شناخت بهتر موضوع و اقدام های مربوط به آن، از جمله، تعیین اهداف، برنامه ریزی، تصمیم گیری، اقدام های پیشگیرانه و مقابله ای برای کارکنان و مدیران بانک ها کمک کند.
روش: پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی صورت گرفت. در بخش کیفی، از فراترکیب و در بخش کمّی از مدل سازی ساختاری تفسیری جامع فازی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش، 3204 پژوهش انجام گرفته در حوزه تعارض کار خانواده بود که در نهایت 391 مقاله به عنوان نمونه باقی ماند. جامعه آماری پژوهش بخش کمّی، کلیه کارکنان بانک های ملی، ملت، پاسارگاد، شهر، سپه، تجارت، ایران زمین و رفاه کارگران شهر لار بود که از بین آن ها، 22 خبره برگزیده، به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی با شرط 8 سال سابقه کار و مسلط به پدیده تعارض کار خانواده انتخاب شدند.
یافته ها: طبق یافته های بخش کیفی عوامل مؤثر بر تعارض کار خانواده، در چهار حوزه عوامل شغلی، خانوادگی، فردی و محیطی، طبقه بندی شدند. همچنین شاخص های تعارض کار خانواده عبارت اند از: شک و تردید و احتیاط، اضطراب و پریشان حالی، تهی شدگی شخصیتی، مشکلات جسمی، مشکلات شغلی و مشکلات خانوادگی. یافته های بخش کمّی نشان داد که بین عوامل مؤثر بر تعارض کار خانواده و شاخص های آن، رابطه علت ومعلولی وجود دارد. عوامل و شاخص ها در 8 طبقه سطح بندی شدند.
نتیجه گیری: در پایین ترین سطح، فشار تقاضای شغلی و معماری انسان محور سازمانی، بیشترین تأثیرگذاری را دارند؛ به گونه ای که توجه صرف به فشار تقاضای شغلی، موجب اهمیت بیش ازحد شغل، فشار زمانی کار و تعارض ها و خطرهای شغلی می شود و همچنین، بی توجهی به معماری انسان محور سازمانی، نگاه ابزاری به نیروی انسانی را سبب می شود و حمایت در محل کار را تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت، به احساس پوچی و غیرانسانی در فرد می انجامد. پیامد بی توجهی به این موارد، رخدادهای ناخوشایند است و در بالاترین سطح، کیفیت زندگی خانوادگی، بالندگی روان شناختی و رفتار انطباق پذیر فرد را با مشکلات زیادی مواجه می کند و وی را به سمت تهی شدگی شخصیتی و مشکلات خانوادگی سوق می دهد.
بررسی رابطه بین حضور مدیران زن و ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﺑﻬﺒﻮد وﺿﻌﯿﺖ زﻧﺎن در ﺟﺎﻣﻌﻪ و آﺷﮑﺎر ﺑﻮدن اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﻓﺮاوان و ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎی آﻧﺎن در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ و ﻧﯿﺰ ﺗﺎﯾﯿﺪ اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮐﻪ زﻧﺎن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ در ﻣﺤﯿﻂ ﺧﺎرج از ﺧﺎﻧﻪ ﺣﻀﻮر ﯾﺎﺑﻨﺪ، ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ آﻧﺎن در اﻧﺠﺎم اﻣﻮر اﺟﺮاﯾﯽ و ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ بیش از ﭘﯿﺶ روﺷﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد. در این پایان نامه سعی شده است رابطه بین حضور مدیران زن و ساختار سرمایه در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گیرد. پس از طراحی شاخص های ارزیابی متغیرها، اطلاعات معاملات انجام شده در دوره پژوهشی پنج ساله 1395 تا 1399 از سازمان بورس اوراق بهادار و نرم افزار ره آورد نوین و سایت Codal.ir جمع آوری گردید. نمونه آماری مشتمل بر 223 شرکت می باشد که با روش حذف سیستماتیک انتخاب شده است که در مجموع 1115سال - شرکت بودند. در این تحقیق برای بررسی فرضیات پژوهش از رگرسیون خطی و همبستگی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیات تحقیق از نرم افزار Eviews استفاده شده است. آنچه در جمع بندی و نتیجه گیری کلی آزمون فرضیه های تحقیق می توان عنوان کرد، این است که بین حضور مدیران زن و ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج به دست آمده در این پژوهش با مستندات اشاره شده در چارچوب نظری تحقیق و ادبیات مالی مطابقت دارد.
سخن سردبیر: پلتفرم های رسانه ای و سیاست گذاری عمومی
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
256-257
حوزههای تخصصی:
پلتفرمهای رسانهای، در سالهای اخیر رشد بسیار سریعی را تجربه کردهاند و به همین نسبت، جنبههای مختلفی از زندگی مخاطبان/کاربران را تحت تأثیر قرار دادهاند. این پلتفرمها، بهواسطۀ موفقیت در رقابت با همتایان سنتی خویش در صنعت رسانه، توانستهاند بازارهای رسانهای را بهراحتی تسخیر کنند. صنعت رسانه، بهطور سنتی، همیشه تأمینکنندۀ اطلاعات بوده و همیشه، زنجیرۀ تولید و توزیع اطلاعات را در دست داشته است؛ بهمیزانی که صنعت رسانه در تولید و توزیع دادهها و اطلاعاتِ باکیفیت، موفق عمل کرده است، جوامع با رشد و توسعه همراه بودهاند و هر زمان که این صنعت در تولید و توزیع داده و اطلاعات موفق نبوده، فرایند توسعۀ جوامع نیز کُند شده است. اکنون، بهواسطۀ قابلیتهای بسیار زیاد پلتفرمهای رسانهای در تولید و توزیع دادهها، این پلتفرمها نقش تأمینکنندگان اصلی داده و اطلاعات را در جوامع برعهده دارند. میتوان گفت، قابلیت ذخیرهسازی و تحلیل دادههای تولید شده توسط کاربران در پلتفرمهای رسانهای، سرآغاز تحولات اخیر در صنعت رسانه بوده است. مرتبط با تحول یاد شده در صنعت رسانه، یکی از حوزههای پژوهشی نوپدید، حوزۀ پلتفرمهای رسانهای و ارتباط آن با سیاستگذاری در مسائل عمومی است. اکنون پرسشهایی از این دست که دادههای پلتفرمهای رسانهای چگونه میتوانند در مراحل مختلف فرایند سیاستگذاری عمومی دخیل شوند؟ از جمله پرسشهای مهم این حوزه محسوب میشود. محیط عمومی که سیاستهای دولتها در آن اجرا میشود، در واقع حوزۀ افکار عمومی است که همۀ ذینفعان سیاستهای مختلف در آن حضور دارند. این محیط، به سیاستهای مختلف واکنش نشان میدهد و موفقیت یا شکست سیاستها در این محیط رقم میخورد. سیاستگذار باید از این محیط پیچیدهای که ذینفعان در آن حضور دارند، آگاهی کافی داشته باشد. تأکید بر نیاز به جمعآوری و تولید دادههایی بر مبنای درگیرسازی همۀ ذینفعان سیاستگذاری نیز، بر همین اساس بهوجود آمده است. پلتفرمهای رسانهای، بهترین بستر جمعآوری چنین دادههای مشارکتی از عموم کاربران و در واقع، ذینفعان سیاستگذاری است که میتواند در اختیار فرایند سیاستگذاری قرار گیرد. درگیر شدن همۀ ذینفعان در قالب پلتفرمهای رسانهای با یک گزینۀ سیاستی، در واقع، توسعۀ قابلیتهای سیاستگذار محسوب میشود که عموم مردم را در تدوین و اجرای سیاستها، درگیر میسازد. این دادههای کلان، غیررسمی و پراکنده، بهصورت لحظهای در موضوعات مختلف در پلتفرمهای رسانهای، تولید و توزیع میشوند. این دادهها میتوانند کارکردهای مختلفی در سیاستگذاری عمومی داشته باشند. از جمله این کارکردها، شناسایی مسائلی است که عموم مشارکتکنندگان نسبت به آن حساسیت و دیدگاه دارند. شناسایی ابعاد مختلف ارزشِ کلان دادۀ پلتفرمهای رسانهای، جهت بهرهبرداری از آن در سیاستگذاری عمومی، از دسته فعالیتهای پژوهشی و عملیاتی است که متخصصان علوم رسانه و سیاستگذاری در کنار متخصصان علوم کامپیوتر، روی آن کار میکنند. شیوههای استخراج دانش از این دادۀ انبوه و استفاده از آن برای تدوین سیاستها، بهینهسازی اجرای آن و ارزیابی سیاستهای اجرا شده، میتواند سیاستگذاریها را تسهیل و به کارآمدی آنها کمک کند. چگونگی استفاده از آنها در فرایند سیاستگذاری عمومی، مسئلهای است که فضای پژوهشی جذابی برای پژوهشگران علاقهمند به حوزههای میان رشتهای ایجاد کرده است. پژوهشگران جوان رشتۀ مدیریت رسانه که به حوزۀ سیاستگذاری علاقهمندند، میتوانند از این دریچۀ نوظهور به تحلیل دادۀ پلتفرمهای رسانهای و ارتباط آن با حوزۀ سیاستگذاری بپردازند.
بررسی رویکرد اقتصاد رفتاری در مطالعات رسانه: مروری نظام مند
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
258 - 278
حوزههای تخصصی:
هدف: رویکرد نوین اقتصاد رفتاری با بهره گیری از علوم روان شناسی و جامعه شناسی توانسته است با ارائه تصویری واقعی از رفتار انسان ها، تحلیل های واقعی از نحوه عملکرد مخاطب مصرف کننده ارائه دهد و به همین دلیل، در کانون توجه صاحب نظران شاخه های مختلف علوم انسانی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با نگاهی جامع به مفروضات و مفاهیم بنیادی مفهوم اقتصاد رفتاری در تحلیل رفتار انسان ها، در مقایسه با مکاتب اقتصادی پیش از خود، تلاش دارد به عنوان پژوهشی پیش گام در صنعت رسانه، افق های جدیدی را فراروی متخصصان رسانه بگشاید. روش: این پژوهش نوعی مطالعه مروری نظام مند است که در آن، جمع آوری اطلاعات از طریق جست وجو در پایگاه علوم وب آو ساینس انجام پذیرفته است. جست وجو در این پژوهش بدون محدودیت زمانی و با استفاده از املاهای متنوع مفهوم «اقتصاد رفتاری» در موضوع منابع (شامل عنوان، چکیده و کلیدواژه ها) صورت گرفته است؛ از میان مراجع، مقالات و کتب مرتبط، آن هایی انتخاب شدند که مؤلفان صاحب نام و مجربی داشتند و بارها مورد استناد قرار گرفته بودند. یافته ها: از میان تعداد منابع احصا شده در مرحله جست وجو، ده منبع با بیشترین ارجاع و مؤلفان صاحب نام در حوزه اقتصاد رفتاری انتخاب شدند که شامل پنج کتاب مرجع علم اقتصاد رفتاری و 5 مقاله علمی پژوهشی با ارجاع بالا در پایگاه علوم بود. برای ارائه تصویری روشن از علم اقتصاد رفتاری، مفروضات بنیادین این حوزه با مکاتب پیش از خود (مکتب نئوکلاسیک و مکتب نهادی) مقایسه و بر اساس یافته های پژوهش، نقطه نظر این مکاتب به صنعت و اقتصاد رسانه به تصویر کشیده شد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با ارائه تصویری روشن از بنیان های نظری علم اقتصاد رفتاری و فهرست کردن تفاوت ها و تشابه های این رویکرد نوین در مقایسه با رویکردهای پیش از خود و همچنین، نوع نگاه آن ها به صنعت رسانه، به عنوان پژوهشی پیش گام، مسیر جدیدی را به روی پژوهشگران در جهت تحلیل رفتار کنشگران بازار رسانه گشوده است.
ارائه الگوی مسئولیت اجتماعی شرکتی در راستای توسعه صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
695 - 716
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف کلی طراحی الگوی مسئولیت اجتماعی شرکتی در راستای توسعه صنعت بانکداری انجام شد.
روش: پژوهش حاضر به روش آمیخته اجرا شده است؛ بدین صورت که ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی نظریه داده بنیاد، الگوی مسئولیت اجتماعی شرکتی طراحی شده و در رویکرد کمّی، آزمون مدل انجام شده است. داده های بخش کیفی، از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15نفر از خبرگان دانشگاهی و نظام بانکی کشور، در سطح بانک های دولتی و خصوصی جمع آوری شدند. در بخش کمّی نیز از نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد؛ بدین صورت که پس از انتخاب کردن مناطق 1 و 4 شهر تهران، پرسش نامه ای که بر اساس الگوی طراحی شده تنظیم شده بود، به طور تصادفی بین 248 نفر از مدیران و کارمندان شعب و سرپرستی بانک ملت در این دو منطقه توزیع و جمع آوری شد. روش تجزیه وتحلیل داده های مصاحبه، کدگذاری های حقیقی و نظری و استفاده از رویکرد گلیزری بود. در بخش کمّی نیز، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس استفاده شد.
یافته ها: یافته های بخش کیفی، به طراحی الگوی مسئولیت اجتماعی شرکتی در صنعت بانکداری بر مبنای دیدگاه خبرگان دانشگاهی و نظام بانکی منجر شد و پس از تأیید روایی و پایایی آن، فرضیه های بخش کمّی تدوین شدند. آزمون فرضیه ها اعتبار مدل را تأیید کرد.
نتیجه گیری: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکتی در صنعت بانکداری، پنج بُعد را دربرمی گیرد که عبارت است از: ابعاد اقتصادی، سیاسی قانونی، فرهنگی اخلاقی اجتماعی، بشردوستانه و عوامل فناوری. افزون بر این، نتایج بخش کمّی حاکی از آن بود که این پنج بُعد مسئولیت اجتماعی شرکتی در بانک ملت معنادار است.
طراحی چارچوب یکپارچه فرایندهای منابع انسانی مدل ۳۴۰۰۰ بر اساس رویکرد AMO(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
531 - 553
حوزههای تخصصی:
هدف: همیشه این دغدغه در میان مدیران ارشد وجود داشته است که سرمایه گذاری در حوزه منابع انسانی، چه تأثیرهایی روی عملکرد کسب وکار دارد تا جایی که محققان، ارتباط بین منابع انسانی و عملکرد را به جعبه سیاهی تشبیه کرده اند که هنوز، داخل آن به طور کامل کشف نشده است. افراد وقتی توانایی های خوبی دارند، سرشار از انگیزه می شوند، محیط کار آن ها فرصت هایی را برای مشارکت فراهم می کند و عملکرد بالایی دارند. به همین علت، در این پژوهش تلاش شده است که چارچوبی یکپارچه از ارتباط فرایندهای منابع انسانی مدل 34000 با ابعاد توانایی، انگیزه و فرصت های مشارکت ارائه شود تا به عملکرد بهتری از نتایج منابع انسانی و سازمانی بینجامد. روش: فلسفه پژوهش رئالیست انتقادی، رویکرد پژوهش پس کاوی، راهبرد پژوهش مطالعه موردی چندگانه، روش گردآوری اطلاعات مصاحبه و بررسی مستندات و روش تحلیل داده ها از طریق تعقیب فرایند علّی است. بدین منظور سه سازمانی که در جایزه استاندارد 34000 رتبه های برتر را کسب کردند، به عنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. یافته ها: پس از بررسی، کدگذاری کیفی و تحلیل های صورت گرفته، 4 بُعد اصلی، شامل «بسترهای محیطی»، «عوامل فرصت زای سازمانی»، «عوامل تهدیدزای سازمانی» و «فرایندهای منابع انسانی» در قالب 6 تم فرعی و 27 مفهوم تبیین شد. هر یک از این ابعاد، اجزای مختلفی را دربرمی گیرد که روی ابعاد توانایی، فرصت و انگیزه تأثیرگذارند. نتیجه گیری: در جمع بندی کلی می توان گفت که بسترهای سازمانی و محیطی، بر فرایندهای منابع انسانی تأثیرگذارند .فرایندهای توان زا عبارت اند از: شایسته سالاری تزئینی؛ شایسته گزینی؛ یادگیری تعاملی؛ یادگیری 180 درجه؛ مدیریت عملکرد کارکنان. فرایندهای انگیزه زا عبارت اند از: نظام پیشنهادها؛ تیم سازی؛ جبران خدمات کور؛ جبران خدمات عملکردگرا؛ مدیریت عملکرد کارکنان؛ ارزیابی عملکرد سوسیالیستی. در نهایت، فرایندهای فرصت زا عبارت اند از: نظام پیشنهادها؛ توسعه رهبری و رفتاری؛ اطلس دانشی؛ منابع انسانی هوشمند؛ گریدینگ شغل؛ گریدینگ شاغل؛ طراحی ساختار.
عوامل موثر بر پایداری مالی در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
221 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام تأمین اجتماعی ابزار استقرار امنیّت، عدالت اجتماعی، رفاه و ثبات اجتماعی است، و توسعه پایدار هر کشور با کمّیت و کیفیّت خدمات نظام تأمین اجتماعی رابطه ای مستقیم دارد. روش: این تحقیق دارای یک طرح کیفی است و داده های لازم از طریق مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شده است. نمونه گیری آماری به روش نمونه گیری هدفمند از بین خبرگان سازمان تامین اجتماعی انتخاب شده است. یافته ها: نتایج بررسی تحلیل عاملی تأییدی، اعتبار ابزارهای اندازه گیری را تأیید کرد. ضریب تعیین تعدیل شده بیان کرد که بیش از 61 درصد از تغییرات پیامدها تحت تأثیر متغیرهای مورد مطالعه در پژوهش است و مابقی عواملی هستند که در مدل درنظر گرفته نشده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که عواملی مانند اقتصادی- سیاسی، بسترهای فرهنگی، مداخلات سیاسی و سیاست-گذاری بیمه ای ، مدیریت منابع- مصارف، امنیّت سرمایه گذاری، انتصابات مدیریّتی و انباشت بدهی دولت ، محاسبات اکچوئری، نهاد تنظیم گری، نظام دادرسی تأمین اجتماعی، اجرای صحیح قوانین بیمه ای، نظام نظارتی- کنترلی، نظام چندلایه تأمین اجتماعی، فضای کسب و کار، اصلاح نظام بازنشستگی، اصلاح و بهسازی سیستم های تأمین مالی، مدیریّت سرمایه گذاری، تفکیک وظایف نظام حمایتی- بیمه ای، یکپارچه سازی سیستم اطّلاعاتی ، اجرایی شدن تعهّدات دولت می تواند موجب بهبود پایداری مالی سازمان تامین اجتماعی شود. دانش افزایی: این پژوهش می تواند زمینه را برای اصلاح مقررات و بهبود فرآیندهای سازمان تامین اجتماعی فراهم کند و باعث بهبود پایداری مالی در آن سازمان شود.
طراحی مدل کج رفتاری ناشی از سوگیری های ذهنی مشتریان در صنعت مالی؛ مطالعۀ موردی: مشتریان بانک و بورس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی کج رفتاری های مشتریان درنتیجۀ سوگیری های ذهنی مؤثر بر آنها درزمینۀ سرمایه گذاری (در بانک و بورس) است که براساس مطالعات موجود و واقعیت بازار سرمایه اهمیت زیادی در مسیر توسعۀ اقتصادی کشور دارد. این پژوهش به روش آمیخته (کیفی و کمّی) انجام شده است. پس از مطالعه و گردآوری مصادیق کج رفتاری و سوگیری های ذهنی مؤثر بر کج رفتاری مشتریان و سرمایه گذاران ازطریق منابع علمی و انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 17 صاحب نظر و تحلیل آن به شیوۀ تحلیل مضمون، پرسشنامه ها بین مشتریان خدمات سرمایه گذاری (بانک و بورس) توزیع و جمع آوری شد که ازطریق تحلیل عاملی اکتشافی و با کمک نرم افزارهای SPSS 22 و AMOS 24 داده های جمع آوری شده (384 پرسشنامه) تحلیل شد. به عبارت دیگر، پس از تعیین مصادیق کج رفتاری مشتریان با کمک خبرگان، سوگیری های ذهنی که به وقوع این کج رفتاری ها در حوزۀ خدمات سرمایه گذاری منجر می شود، شناسایی و مطالعه و دسته بندی شدند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود 3 دسته سوگیری ذهنی در بین مشتریان صنعت خدمات مالی است که گروه جدیدی از عوامل با عنوان «سوگیری های ارزشی یا اعتقادی» در این پژوهش برای نخستین بار کشف و بررسی شد. به طور کلی، در این پژوهش علاوه بر شناسایی 5 نوع کج رفتاری در بین مشتریان، همۀ سوگیری های ذهنی مشتریان خدمات مالی (بورس و بانک) در سه گروهِ سوگیری های قضاوتی یا شناختی، سوگیری های حسی یا ترجیحی و سوگیری های ارزشی یا اعتقادی دسته بندی شدند.
ارائه الگویی برای پیاده سازی و به کارگیری روش های نوین حسابداری مدیریت در شرکت های تولیدی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۵
21 - 40
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به ارائه الگویی برای پیاده سازی و به کارگیری روش های نوین حسابداری مدیریت در شرکت های تولیدی ایرانی می پردازد. بر اساس این الگو مدیران، حسابداران مدیریت و نهادهای مربوطه می توانند با استفاده از موارد شناسایی شده تمهیدات لازم جهت بهبود وضعیت شرکت های تولیدی ایرانی فراهم نمایند. برای گردآوری داده های پژوهش از 20 مصاحبه نیمه ساختاریافته از افراد آگاه به حسابداری مدیریت و دارای تجربه در شرکت های تولیدی ایرانی استفاده شده است. با استفاده از روش تحلیل تم نتایج پژوهش نشان داد که از بین روش های نوین حسابداری مدیریت شرکت های تولیدی ایرانی در حال حاضر به سیستم اطلاعاتی یکپارچه و سیستم بهایابی مبتنی بر فعالیت نیازمند هستند. مراحل پیاده سازی و به کارگیری سیستم اطلاعاتی یکپارچه و سیستم بهایابی مبتنی بر فعالیت در این پژوهش به ترتیب تشکیل تیم، نیازسنجی، تعیین فرآیندها، آموزش، اجرا و پشتیبانی می باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که وجود سیستم اطلاعاتی یکپارچه باعث دسترسی آسان و سریع به اطلاعات صحیح، دقیق، به موقع و با قابلیت اتکای بیشتر می گردد و نیز استفاده از سیستم بهایابی مبتنی بر فعالیت باعث می شود که بهای محصولات با دقت و صحت بیشتری محاسبه گردد و در نتیجه تصمیم گیری در رابطه با تولید با صحت بیشتری اخذ گردد.
بررسی رابطه تمایلات احساسی سرمایه گذاران، رقابت در بازار محصول و اعتباری تجاری شرکت
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه تمایلات احساسی سرمایه گذاران، رقابت در بازار محصول و اعتباری تجاری شرکت در بین شرکت های بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر نوع داده کمی، ازنظر منطق اجرا استقرایی و ازنظر نحوه اجرا توصیفی-همبستگی می باشد. در این تحقیق از منابع مختلفی ازجمله کتب، مقالات داخلی و خارجی و اینترنت استفاده شده است. روابط بین متغیرها با استفاده از مدل های همبستگی و رگرسیون چندگانه با رویکرد پانل پویا آزمون شده است. ابتدا داده های گردآوری شده در نرم افزار اکسل طبقه بندی و پس از ساماندهی و محاسبه متغیرها، جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار آماری R بهره گرفته شد. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش، نمونه آماری از شرکت های پذیرفته شده از بورس اوراق بهادار تهران به روش جامعه در دسترس طی سال های 1390-1399 در نظر گرفته شد. بر اساس تحلیل آماری و تخمین رگرسیون ها نتایج حاصل از بررسی فرضیه در سطح خطای مورد انتظار نشان داد بین تمایلات احساسی سرمایه گذاران و اعتبار تجاری شرکت رابطه معنی داری وجود دارد. رقابت در بازار محصول رابطه بین تمایلات احساسی سرمایه گذاران و اعتبار تجاری شرکت را تعدیل نمی کند.
بررسی اثرات متقابل سیستم ارزی و تورم بر رشد اقتصادی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۰۴
47 - 74
حوزههای تخصصی:
دستیابی به رشد اقتصادی بالا و مناسب با رشد جمعیت یکی از مهمترین اهداف اقتصادی در ایران است. این موضوع همواره به دلیل وجود مشکلات ساختاری محقق نشده است. تورم با کاهش قدرت رقابت پذیری بنگاه های داخلی در برابر رقبای خارجی، زمینه ساز کاهش تولید و خارج شدن آن ها از چرخه کسب و کار و تضعیف اقتصاد ملی شده است. در راستای حفظ قدرت رقابتی بنگاه های داخلی، سیاست افزایش نرخ ارز یا تعدیل شدن نرخ ارز بر حسب تورم داخلی می تواند به عنوان مهمترین عامل در جهت افزایش قدرت اقتصادی شرکت های داخلی مورد توجه قرار بگیرد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثرات متقابل سیستم ارزی و تورم بر رشد اقتصادی ایران است. در این مطالعه از روش الگوی خود توضیح با وقفه های گسترده ( ARDL ) در بازه زمانی 1360-1398 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در اقتصاد ایران افزایش در دو متغیر تورم و انعطاف پذیری سیستم ارزی به طور مستقیم بر رشد اقتصادی تاثیر منفی دارند؛ ولی افزایش در متغیر متقابل سیستم ارزی و تورم بر رشد اقتصادی ایران مثبت است. این مطالعه نشان می دهد که سیستم ارزی ثابت و کاملاً شناور برای تورم و رشد اقتصادی ایران مناسب نبوده است و پیشنهاد می کند که برای مرتفع کردن اثرات تورم بر رشد اقتصادی ایران لازم است تا در اقتصاد ایران رژیم های ارزی میانه اجرا شود.