ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۵۹٬۱۱۸ مورد.
۲۱.

طراحی الگوی نقش آفرینی احزاب سیاسی نوپا در ارتقای حکمرانی مشارکتی و توسعه اجتماعی : مطالعه موردی جمعیت تحول و پیشرفت ایران اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: با افزایش پیچیدگی مسائل حکمرانی و ضرورت تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری، نقش احزاب سیاسی، به ویژه احزاب نوپا، در تحقق حکمرانی مشارکتی و توسعه اجتماعی اهمیت فزاینده ای یافته است. با وجود این، نبود الگویی بومی و جامع برای تبیین نقش آفرینی این احزاب، یکی از خلأهای پژوهشی این حوزه محسوب می شود. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی نقش آفرینی احزاب سیاسی نوپا در ارتقای حکمرانی مشارکتی و توسعه اجتماعی، با مطالعه موردی جمعیت تحول و پیشرفت ایران اسلامی، انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و بررسی اسناد مرتبط گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل شد. نمونه گیری به صورت هدفمند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و الگوی نهایی بر اساس مضامین استخراج شده تدوین گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد الگوی نقش آفرینی احزاب سیاسی نوپا بر مؤلفه هایی همچون تقویت مشارکت سیاسی و اجتماعی، ارتقای سرمایه اجتماعی، توسعه تعاملات شبکه ای، افزایش شفافیت و پاسخگویی، توانمندسازی نخبگان و بهبود کیفیت سیاست گذاری استوار است. از خروجی تحلیل داده ها ۶ مضمون فراگیر، ۱۸ مضمون سازمان دهنده و ۵۴ مضمون پایه استخراج و تایید گردید. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد نقش آفرینی مؤثر احزاب سیاسی نوپا می تواند زمینه تقویت حکمرانی مشارکتی، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی را فراهم سازد. الگوی ارائه شده، چارچوبی بومی برای هدایت فعالیت احزاب سیاسی نوپا و مبنایی برای سیاست گذاری و تصمیم گیری نهادهای مرتبط در جهت ارتقای حکمرانی مشارکتی و توسعه اجتماعی ارائه می دهد.
۲۲.

طراحی الگوی مدیریت کیفیت فراگیر فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری در مدارس همواره یکی از چالش های اساسی نظام آموزشی بوده است و مطالعات نشان داده اند که نبود یک الگوی جامع در مدیریت آموزشی می تواند مانع بهبود پایدار کیفیت شود. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت کیفیت فراگیر متناسب با نیازهای مدارس انجام شد. این پژوهش با طرح کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه اسناد، منابع علمی و مطالعات معتبر مرتبط با مدیریت کیفیت فراگیر و فرایند یاددهی–یادگیری بود و بر اساس نمونه گیری هدفمند، ۴۸ منبع برای تحلیل انتخاب شد. داده ها با روش کدگذاری سه مرحله ای شامل کدگذاری اولیه، محوری و انتخابی تحلیل شدند و فرایند تحلیل با مقایسه مستمر مضامین و بازبینی مکرر کدها انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی به دست آمده شامل شش مؤلفه اصلی رهبری آموزشی، تمرکز بر یادگیرنده، توانمندسازی معلمان، برنامه ریزی و بهبود مستمر، مدیریت فرایندهای آموزشی و ارزیابی کیفیت بود که هر یک دربردارنده مجموعه ای از مضامین فرعی بودند و در کنار هم به ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری منجر شدند. این مؤلفه ها نشان دادند که هماهنگی بین رهبری، توسعه حرفه ای معلمان، سازمان دهی فرایندهای آموزشی و ارزیابی مستمر می تواند نقش اساسی در بهبود تجربه یادگیری و عملکرد آموزشی داشته باشد. بر اساس یافته ها، به کارگیری این الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی کارآمد برای برنامه ریزی، هدایت و پایش کیفیت آموزشی در مدارس فراهم آورد و زمینه ارتقای مداوم یادگیری دانش آموزان را ایجاد کند.
۲۳.

باز شناسایی مولفه های محیط کاری دوستدار مغز مبتنی بر ادراکات کارکنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: محیط کاری دوستدار مغز باید به گونه ای طراحی شود که مغز کارکنان در حالت مساعد قرار گیرد. هدف این پژوهش، طراحی الگوی محیط کاری دوستدار مغز با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، کیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 41 نفر از خبرگان حوزه های مدیریت، روانشناسی صنعتی-سازمانی و علوم اعصاب که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، تحلیل داده ها در سه سطح کدهای باز، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر انجام گرفت. برای روایی داده ها از بازبینی مشارکت کنندگان، و جهت پایایی از دو روش بازآمونی و توافق درون بینی بین کدگذاران استفاده شد یافته ه ا: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون منجر به استخراج 44 مضمون فراگیر شامل طراحی فیزیکی و زیبایی شناختی محیط کار، اقلیم روانی ایمن و پیش بینی پذیر، کرامت انسانی و بازخورد شناختی، فرهنگ سازمانی مغزدوست، زمان، انرژی و فیزیولوژی محیط کار، یادگیری و خوداثربخشی، رشد سازمانی، مدیریت حمایتی، و عدالت محیطی و سیستم های اجتماعی سازمان شد. هر مضمون فراگیر شامل چندین مضمون سازمان دهنده و مضمون پایه بود که در مجموع شبکه ای جامع از عوامل مؤثر بر ایجاد محیط کاری دوستدار مغز را تشکیل دادند. نتیجه گیری: ایجاد محیط کاری دوستدار مغز نیازمند توجه همزمان به ابعاد فیزیکی، روانی، اجتماعی و سازمانی است و الگوی به دست آمده می تواند به عنوان چارچوبی جامع برای طراحی و بازطراحی محیط های کاری در سازمان های دولتی مورد استفاده قرار گیرد
۲۴.

تدوین چارچوب چندبعدی ملاک های طراحی و اجرای بازی وارسازی در آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۱
در پژوهش حاضر با هدف تدوین یک چارچوب چندبعدی برای ملاک های طراحی و اجرای بازی وارسازی در آموزش، از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده شد. داده های پژوهش شامل ۱۴ مقاله معتبر (۱۰ مطالعه خارجی و ۴ مطالعه داخلی) در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ و ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ بود که پس از جست وجو و غربال گری بر اساس معیارهای ورود، به صورت هدفمند انتخاب شدند. فرایند تحلیل شامل مطالعه مکرر متون، استخراج واحدهای معنایی مرتبط با ملاک های بازی وارسازی، کدگذاری اولیه، خوشه بندی کدها، بازبینی و نام گذاری مضامین و در نهایت استخراج مضمون فراگیر بود. در نتیجه تحلیل، ۲۰ کد اولیه شناسایی شد که در قالب ۱۲ زیرمضمون (مضامین پایه) سازمان یافت و این زیرمضمون ها در ۵ مضمون سازمان دهنده قرار گرفتند. مضامین سازمان دهنده شامل: «هدف مندی و هم راستایی آموزشی»، «منطق طراحی تجربه یادگیری و انسجام اجزا»، «عدالت و فراگیری»، «اجرای عملی و پایداری»، و «سنجش پذیری و بهبود مرحله ای» بود. مضمون فراگیر به دست آمده نشان داد بازی وارسازیِ باکیفیت زمانی محقق می شود که از اجرای پراکنده و عنصرمحور فراتر رود و به یک فرایند معیارمحور، زمینه مند و بهبودپذیر تبدیل شود؛ فرایندی که در آن تصمیم های طراحی با واقعیت های اجرا پیوند بخورد، شاخص های سنجش روشن باشد و امکان پایش و اصلاح تدریجی فراهم شود. یافته های پژوهش حاضر افزون بر روشن کردن ملاک های کلیدی، یک نقشه عملی برای معلمان و طراحان آموزشی ارائه می دهد تا بازی وارسازی را هم سو با هدف های یادگیری طراحی کنند، عدالت آموزشی را رعایت کنند، اجرای پایدار را در شرایط واقعی ممکن سازند و با سنجش و بازنگری مرحله ای، کیفیت مداخله را ارتقا دهند.
۲۵.

تدوین چارچوب قیمت گذاری اختیارات معامله واقعی با استفاده از الگوریتم های کوانتومی کلاسیک هیبریدی و شبیه سازی مونت کارلو پیشرفته در ارزیابی پروژه های زیرساختی هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۹
تحولات فناورانه در حوزه رایانش کوانتومی و ظهور الگوریتم های هیبریدی کوانتومی-کلاسیک، فرصت های جدیدی را برای حل مسائل پیچیده مالی و سرمایه گذاری فراهم ساخته است. یکی از مهم ترین چالش های موجود در ارزیابی پروژه های زیرساختی هوشمند، عدم قطعیت های چندبعدی مرتبط با هزینه های سرمایه گذاری، تقاضا، نرخ های بهره، تغییرات فناوری و سیاست های حاکمیتی است. روش های سنتی ارزش گذاری نظیر جریان نقدی تنزیل شده (DCF) به دلیل فرض انعطاف ناپذیری تصمیمات مدیریتی، قادر به انعکاس کامل ارزش فرصت های راهبردی نهفته در این پروژه ها نیستند. در مقابل، نظریه اختیارات معامله واقعی با در نظر گرفتن انعطاف پذیری مدیریتی، چارچوبی مناسب برای تحلیل تصمیمات سرمایه گذاری در شرایط عدم قطعیت ارائه می دهد.هدف این پژوهش، توسعه یک چارچوب نوین برای قیمت گذاری اختیارات معامله واقعی در پروژه های زیرساختی هوشمند از طریق ترکیب الگوریتم های کوانتومی کلاسیک هیبریدی و شبیه سازی مونت کارلو پیشرفته است. در چارچوب پیشنهادی، ابتدا متغیرهای تصادفی مؤثر بر ارزش پروژه مدل سازی می شوند. سپس با بهره گیری از روش های مونت کارلوی چندسطحی و شبه تصادفی، مسیرهای احتمالی ارزش پروژه تولید می گردد. نتایج نظری نشان می دهد که ادغام روش های کوانتومی با شبیه سازی های پیشرفته می تواند ضمن افزایش دقت ارزش گذاری، هزینه محاسباتی را نسبت به روش های کلاسیک به میزان قابل توجهی کاهش دهد. همچنین چارچوب ارائه شده قابلیت کاربرد در پروژه های شهر هوشمند، شبکه های انرژی هوشمند، سامانه های حمل ونقل هوشمند و زیرساخت های دیجیتال را دارا است. این پژوهش با ایجاد پیوند میان اقتصاد مهندسی، مالی محاسباتی و رایانش کوانتومی، مسیر جدیدی برای تصمیم گیری سرمایه گذاری در محیط های پیچیده و پویا فراهم می آورد.
۲۶.

طراحی و تحلیل مدل تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
در این پژوهش تقاضای بنزین و سوخت های نیروگاهی در دوره زمانی 1381 الی 1401 با استفاده از رویکرد خود توضیح برداری با وقفه های توزیعی مورد برآورد و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصله نشان داد که مصرف با یک دوره تأخیر، درآمد و قیمت به ترتیب از عوامل اثرگذار بر تقاضای بنزین بوده و اثر درآمد با علامت مثبت و بیشتر از اثر قیمت است. همچنین مصرف با یک دوره تأخیر، نسبت به متغیرهای درآمد و قیمت بیشترین تأثیر را بر تقاضای بنزین داشته است. کشش درآمدی نفت کوره برابر 33/0 بوده و کشش قیمتی هرچند که معنادار نیست از لحاظ مقداری بسیار پایین بوده و بی کشش بودن نفت کوره ی مورد تقاضای نیروگاه را نشان می دهد. این مسئله حاکی از آن است که قیمت ها دستوری بوده و چندان روی تقاضای نفت کوره تأثیر ندارند. با افزایش یک درصدی مصرف دوره قبل نفت گاز نیروگاه، تقاضای آن 79/0 درصد افزایش یافته و بعد از این متغیر، درآمد بیشترین تأثیر را بر تقاضای نفت گاز داشته است. با افزایش یک درصدی درآمد، تقاضای نفت گاز نیروگاه به میزان 21/0 درصد افزایش داشته است. هرچند که ضریب قیمت نفت گاز علامت مورد انتظار را داشته و معنادار بوده، اما کشش قیمتی بسیار کم بوده و دستوری بودن قیمت در مورد این سوخت مورد تقاضای نیروگاه نیز واضح و آشکار است.
۲۷.

آیین نامه 98 شورای عالی بیمه و پوشش های اضافی بیمه مسئولیت کارفرما: ابهامات و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
پیشینه و اهداف: شورای عالی بیمه در جلسه مورخ 17/07/1398 در اجرای ماده 17 قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری، «شرایط عمومی بیمه مسئولیت مدنی کارفرما در قبال کارکنان» را مشتمل بر 24 ماده و 2 تبصره تصویب کرد. این آیین نامه با هدف یکسان سازی مقررات این بیمه نامه تدوین شده است. هرچند آیین نامه یادشده سعی بر رفع ابهامات آیین نامه شماره 80 داشته و از تاریخ ابلاغ جایگزین این آیین نامه شده است؛ باوجوداین، مستلزم بررسی انتقادی است. هدف از این پژوهش، شناسایی خلأهای موجود در آیین نامه شماره 98 و بیمه نامه مرتبط و ارائه راهکارهایی برای رفع آن ها، به منظور ارتقای عملکرد این رشته بیمه ای است. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی –  تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: بیمه نامه مسئولیت مدنی کارفرما از حیث شرایط عمومی، تابع مفاد آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه بوده و درعین حال مستند به قوانین و مقررات جاری کشور است. آیین نامه مزبور که با هدف رفع ابهامات و اصلاح آیین نامه شماره ۸۰ صادر شده، همچنان در موارد متعددی از جمله تعریف دقیق اصطلاحات کلیدی، فرایند جبران خسارت و ... دارای ابهامات و برداشت های تفسیری متفاوت در میان ذی نفعان است. این امر در برخی موارد به بروز اختلاف نظر میان بیمه گذاران و بیمه گران و نیز نارضایتی آن ها منجر شده است. ازاین رو، شایسته است موارد مزبور در فرایند بازنگری و اصلاح آتی این آیین نامه مورد توجه و مداقه قرار گیرد. نتیجه گیری: آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه، به عنوان یک سند کلیدی حاکم بر بیمه مسئولیت کارفرما، مستلزم بازنگری و اصلاح است تا به طور جامع تر و دقیق تر به نیازهای در حال تحول و پیچیده بازار بیمه پاسخ دهد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که برخی بندها و مفاد آیین نامه، به دلیل ابهام در تعاریف و دامنه پوشش، به تفاسیر متنوع و گاه متناقض بین بیمه گذاران و شرکت های بیمه منجر شده است. در پاسخ به این چالش ها چندین پوشش الحاقی یکسان برای پوشش بهتر ریسک ها و نیازهای خاص بیمه گذاران و ایجاد رویه ای مشابه بین بیمه گران معرفی شده است. بااین حال، این اقدام به تنهایی کافی نیست و بازنگری جامع آیین نامه با رویکردی انتقادی و مشارکتی، با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان، بیمه گذاران و سایر ذی نفعان، ضروری به نظر می رسد.
۲۸.

The Impact of Religious Beliefs and Cultural Values on the Adoption of Emerging Technologies and the Resilience of Women Entrepreneurs in Health Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
Health tourism, a rapidly expanding global sector, integrates medical services with cultural, ethical, and spiritual experiences. Women entrepreneurs play a central role in this domain; however, their engagement with emerging technologies and their entrepreneurial resilience are strongly shaped by religious beliefs and cultural values. Despite growing scholarly attention, the spiritual and cultural dimensions of women’s entrepreneurship in health tourism have not been systematically reviewed or conceptually synthesized. To address this gap, this article conducts a systematic literature review of 70 peer-reviewed studies published between 2018 and 2025, following the PRISMA protocol and using thematic synthesis. The review identifies and integrates recurring themes that link religion, culture, resilience, and technology adoption among women entrepreneurs in health tourism. Findings show that religious beliefs—particularly within Muslim-majority contexts—are conceptualized as forms of spiritual capital that strengthen women’s resilience, ethical leadership, legitimacy, and adaptive capacity. Cultural values such as collectivism, gender norms, and uncertainty avoidance emerge as both barriers and facilitators to technology adoption. Based on these synthesized insights, this review presents an integrative conceptual framework that maps how spirituality and culture interact to influence adaptive, technology-driven entrepreneurial strategies. The framework advances theoretical understanding at the intersection of tourism, culture, and spirituality, offers cross-cultural and gender-sensitive insights, and provides guidance for policymakers and practitioners to design empowerment and digital training programs aligned with religious and cultural contexts. Ultimately, this review contributes to the development of inclusive, ethics-driven, and sustainable health tourism ecosystems worldwide.
۲۹.

چرخه عمر و دیرش ضمنی سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف: زمان بندی جریان های نقد مورد انتظار و مدت زمان مورد نیاز برای بازگشت اصل سرمایه، از ملاحظات مهم و مدنظر سرمایه گذاران سهام عادی است. دیرش مکالی، معیاری برای تعیین دوره بازگشت سرمایه و همچنین، معیار سنجش حساسیت اوراق با درآمد ثابت نسبت به تغییر نرخ بهره است. دیرش ضمنی سهام، تعمیم یافته دیرش اوراق با درآمد ثابت به سهام عادی است. در دهه های اخیر، تلاش برای درک بهتر تصمیم های اتخاذ شده در طول زمان و شناسایی الگوهای رفتاری شرکت ها، موجب شده است تا پژوهشگران به چرخه عمر شرکت ها توجه کنند. چرخه عمر شرکت، به دنبال آن است که با تجزیه وتحلیل استراتژی ها و ساختارهای شرکت، چگونگی رشد، بلوغ و افول یک شرکت را به تصویر بکشد. ماهیت تئوری چرخه عمر شرکت نشان می دهد که تصمیم های سرمایه گذاری، تأمین مالی و عملکرد مالی شرکت، به شدت تحت تأثیر تغییر قابلیت های سازمانی شرکت طی مراحل چرخه عمر قرار دارد. به عبارتی، ساختار مالی شرکت ها در طول چرخه عمر تغییر می کند. هدف این مقاله، بررسی رابطه بین چرخه عمر و دیرش ضمنی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: در این پژوهش، برای محاسبه دیرش ضمنی سهام، چرخه عمر و متغیرهای دیگر، از داده های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۱ به مدت ۱۳سال استفاده شده است. نمونه آماری ۱۴۵ شرکت تولیدی بوده است و داده ها با استفاده از نرم افزار ایویوز و رگرسیون چند متغیره، تحلیل شده اند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین چرخه عمر شرکت ها (معیار سود انباشته به حقوق مالکانه) و دیرش ضمنی سهام شرکت ها، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به عبارتی با افزایش نسبت سود انباشته به حقوق مالکانه، دیرش سهام کاهش می یابد؛ ولی رابطه معناداری بین معیار دیگر چرخه عمر (سود انباشته به مجموع دارایی ها) و دیرش ضمنی سهام وجود ندارد؛ هرچند ضریب آن، منفی است. با توجه به تعیین مراحل چرخه عمر، مشخص شد که در دوران رشد، رابطه بین چرخه عمر (معیارهای سود انباشته به حقوق مالکانه و سود انباشته به مجموع دارایی ها) و دیرش ضمنی سهام، معنادار نیست. در دوران بلوغ و افول، رابطه چرخه عمر (معیارهای سود انباشته به حقوق مالکانه و سود انباشته به مجموع دارایی ها) و دیرش سهام، منفی و معنادار است؛ ولی در مرحله افول، کاهش بیشتری را نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، در شرکت های مرحله افول، با توجه به کاهش فرصت های سرمایه گذاری و همچنین، دسترسی مناسب به منابع مالی داخل و خارج از شرکت، مدیریت تمایل بیشتری به توزیع سود بین سهام داران دارد؛ بنابراین دیرش ضمنی سهام شرکت های در مرحله افول نسبت به مرحله بلوغ، از کاهش بیشتری برخوردار است. کاربرد مفهوم دیرش، به استراتژی سرمایه گذاران و تحمل ریسک آن ها بستگی دارد. سرمایه گذاران ریسک گریز، می توانند در سهام شرکت های مرحله افول یا شرکت هایی که در پایان مرحله بلوغ هستند، سرمایه گذاری کنند و از بازده متناسب بهره ببرند و سازوکاری برای مصون سازی پرتفوی خود فراهم کنند. همچنین، سرمایه گذارانی که از ریسک بیشتری استقبال می کنند، می توانند شرکت های در مرحله بلوغ را انتخاب کنند. گفتنی است که رابطه بین چرخه عمر بر دیرش سهام در مرحله رشد، معنادار نشده است.
۳۰.

تأثیر کارایی عملیاتی موقت و پایدار بر عملکرد کوتاه مدت و ارزش شرکت براساس تابع مرزی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
افزایش فزاینده علاقه به ایجاد ارزش به افزایش فشار سهام داران به شرکت ها برای بهبود کارایی عملیاتی منجر شده است. در چنین شرایطی، شرکت ها با هدف ارزش آفرینی و افزایش سهم خود از بازار در جهت پویایی و موفقیت آتی خود، باید از منابع موجود واحد تجاری به صورت کارا و مؤثر استفاده کنند؛ بنابراین، بر پایه این استدلال، پژوهش حاضر تأثیر کارایی عملیاتی موقت و پایدار را بر عملکرد و ارزش شرکت بررسی کرده است. برای سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار از تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نمونه ای شامل 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 تا 1401 و با بهره گیری از تابع مرزی تصادفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم افزار استتا نسخه 17 بررسی شد. یافته ها نشان داد که متغیرهای بهای تمام شده کالای فروش رفته، دارایی های ثابت مشهود و هزینه های فروش، اداری و عمومی با تأثیر مثبت بر جریان های نقدی شرکت نقش تعیین کننده ای در اندازه گیری و تفکیک کارایی عملیاتی پایدار و موقت شرکت دارد؛ اما دارایی های نامشهود نقش مؤثری در تبیین کارایی عملیاتی ندارد. در ادامه نتایج پژوهش نشان داد که کارایی عملیاتی پایدار شرکت، تأثیر منفی بر بازده دارایی های شرکت (عملکرد کوتاه مدت) دارد و با افزایش کارایی عملیاتی پایدار، شاخص کیوتوبین نیز کاهش پیدا می کند؛ اما کارایی عملیاتی موقت تأثیر مثبتی بر بازده دارایی ها دارد. از طرفی، کارایی عملیاتی موقت، تأثیری بر ارزش بازار شرکت ندارد. نوآوری این پژوهش در به کارگیری تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) در سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار شرکت ها است؛ علاوه براین، متغیرهای تعیین کننده کارایی عملیاتی موقت و پایدار شناسایی شدند و تأثیر اجزای کارایی عملیاتی بر سودآوری و ارزش شرکت بررسی شد. در تبیین نتایج می توان گفت که سیاست های مدیریت، بیشتر در جهت نتایج کوتاه مدت تدوین و اجرا شده است و ارزش آفرینی در بلندمدت و در بازار، هدف اصلی مدیریت نبوده است؛ بنابراین، بیشتر شرکت ها با افزایش سطح کارایی موقت (در یک سال) در تلاش هستند که حتی با فروش های غیرنقدی و مخارج غیرسرمایه ای سود کسب کنند، حتی اگر اندک باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای سرمایه گذاران، تحلیلگران، مدیران، کارآفرینان و سیاست گذاران بازار مفید باشد.
۳۱.

More than Helping: Exploring Youth Motivations and Meaningful Co-Creation in Volunteer Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱
This study explores how volunteer tourism fosters empathy and meaningful impact by examining the motivations and experiences of young participants in Ho Chi Minh City, Vietnam. Drawing on data from 522 youth engaged in volunteer tourism, the research focuses on three key dimensions: support for local communities, altruistic values, and the desire for co-created, emotionally rich experiences. The findings indicate that participants are not only motivated by a commitment to address social, economic, and environmental challenges, but also by a deep sense of empathy, ethical responsibility, and a need for cultural immersion. Emotional safety, mutual understanding, and interpersonal connection emerged as critical components of a meaningful volunteer tourism experience. The results also revealed statistically significant differences across demographic groups, underscoring the need for inclusive and adaptive program designs in volunteer tourism initiatives. Theoretically, the study contributes to a more holistic understanding of youth volunteer tourism by integrating emotional, ethical, and experiential perspectives. Practically, it calls for volunteer program designs that balance service activities with opportunities for personal growth, cross-cultural learning, and sustained community engagement .
۳۲.

بررسی نقش تعدیلگر شرایط نااطمینانی اقتصادی و سودآوری بر رابطه بین قیمت سهام و افشای ریسک آینده نگر با استفاده از رویکرد ایستا و پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
در بازار سرمایه انواع مختلفی از ریسک وجود دارد. یکی از این انواع ریسک، ریسک آینده نگر است. سهام داران بااطلاع از نوع راهبردهای شرکت، می توانند استنباط مناسبی از اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، عملکرد و حجم افشای اطلاعات آینده نگر توسط شرکت ها داشته باشند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با تمرکز بر نقش تعدیلگری شرایط عدم اطمینان اقتصادی و سودآوری، تأثیر این عوامل بر ارتباط ارزشی افشای ریسک آینده نگر در گزارش های سالانه بررسی شده است. متغیر وابسته پژوهش قیمت سهام، متغیر مستقل افشای ریسک آینده نگر و متغیر تعدیلگر نااطمینانی اقتصادی و سودآوری است؛ بدین منظور 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1396 تا 1402 با روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند و به منظور افزایش درجه اطمینان از نتایج حاصل از آزمون فرضیات، از روش پیشرفته گشتاورهای تعمیم یافته استفاده شده است. برای اندازه گیری افشای ریسک آینده نگر از روش فراوانی واژگان بهره گرفته شده است. طبق یافته های پژوهش، افشای ریسک آینده نگر بر قیمت سهام تأثیر منفی و معناداری دارد و نااطمینانی اقتصادی و سودآوری به عنوان تعدیلگر بر رابطه بین افشای ریسک آینده نگر و قیمت سهام به ترتیب تأثیر مثبت و منفی معناداری می گذارد. می توان ادعا کرد که بازار اوراق بهادار تهران بیشتر متأثر از متغیرهای اقتصادی است؛ بنابراین، سیاست گذاری در حوزه های کلان برای افزایش افشای ریسک آینده نگر اقتصادی لازم به نظر می رسد.
۳۳.

بررسی مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی در پلتفرم های دیفای با بهینه سازی منحنی پیوسته مبتنی بر یادگیری تقویتی چند عامله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۲
گسترش سریع امور مالی غیرمتمرکز موجب ظهور سازوکارهای نوینی برای مبادله دارایی های دیجیتال شده است که بازارسازهای خودکار از مهم ترین اجزای آن به شمار می روند. با وجود موفقیت گسترده این سازوکارها، آسیب پذیری آن ها در برابر استخراج ارزش قابل برنامه ریزی( MEV) به یکی از چالش های اساسی اکوسیستم دیفای تبدیل شده است. حملاتی نظیر فرانت رانینگ، ساندویچ اتک و آربیتراژ مخرب می توانند موجب کاهش رفاه کاربران، افزایش لغزش قیمت و کاهش کارایی بازار شوند. پژوهش حاضر به طراحی یک مکانیزم بازارساز خودکار مقاوم در برابر MEV از طریق بهینه سازی پویا و تطبیقی منحنی های قیمت گذاری پیوسته می پردازد. در این چارچوب، محیط بازار به صورت یک سیستم چندعامله مدل سازی شده است که شامل معامله گران عادی، آربیتراژگران، استخراج کنندگان MEV و بازارساز خودکار می باشد. برای یادگیری رفتار بهینه بازارساز از الگوریتم های یادگیری تقویتی چندعامله استفاده شده است تا پارامترهای منحنی قیمت گذاری در زمان واقعی و متناسب با شرایط بازار تنظیم شوند. تابع پاداش طراحی شده به گونه ای است که ضمن حفظ نقدینگی و کارایی بازار، فرصت های استخراج MEV را به حداقل برساند. نتایج شبیه سازی های انجام شده نشان می دهد که مدل پیشنهادی در مقایسه با بازارسازهای سنتی مبتنی بر حاصل ضرب ثابت، قادر است میزان سود استخراج شده توسط مهاجمان MEV را به طور معناداری کاهش داده و همزمان کیفیت اجرای معاملات و رفاه کاربران را بهبود بخشد. یافته های این پژوهش می تواند زمینه توسعه نسل جدیدی از بازارسازهای هوشمند و مقاوم در برابر حملات اقتصادی را در پلتفرم های دیفای فراهم آورد.
۳۴.

تدوین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۷۱
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین الگوی شکل گیری برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال است. در موقعیتی که فناوری های نوین، همچون هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی، داده کاوی و سامانه های گزارشگری هوشمند، بنیان های حرفه حسابداری را دستخوش تغییر کرده اند، برنامه های رسمی آموزشی به تنهایی پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دانشجویان نیستند. در این میان برنامه پنهان، که شامل مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها، نگرش ها و رفتارهایی است که به طور غیررسمی در جریان فرایند یاددهی یادگیری منتقل می شود، در آماده سازی دانشجویان برای محیط کار جدید نقش کلیدی دارد. با توجه به خلأ موجود در ادبیات پژوهش در زمینه ماهیت و ابعاد این برنامه پنهان در بستر دیجیتال، این پژوهش در پی آن است که بر اساس داده های میدانی، چارچوبی نظری و بومی برای تبیین این پدیده ارائه کند. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به کارگیری روش نظریه داده بنیاد بر مبنای مدل استراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی رشته حسابداری، در دانشگاه های سطح یک ایران بوده است. داده ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه ساختاریافته در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ گردآوری شد. انتخاب مصاحبه شوندگان به صورت هدفمند آغاز شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه از دل داده ها استخراج و در قالب مقوله های اولیه دسته بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، ارتباط بین مقوله ها در چارچوب الگوی پارادایمی (شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها) بازسازی شد. در نهایت، در کدگذاری انتخابی، مقوله محوری شکل گیری برنامه پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، به عنوان هسته مرکزی شناسایی و الگوی نهایی تدوین شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برنامه پنهان در آموزش حسابداری در عصر دیجیتال، تحت تأثیر چندلایه اصلی شکل می گیرد. در سطح شرایط علّی، گسترش فناوری های آموزشی (کلاس های آنلاین، هوش مصنوعی، نرم افزارهای حسابداری)، شیوه یادگیری، تعاملات و انتظارات کلاسی را دگرگون می سازد و درباره ضرورت مهارت هایی چون شبکه سازی، یادگیری مستقل و حل مسئله فناورمحور، پیام های ضمنی منتقل می کند. در سطح شرایط زمینه ای، ساختارها و رویه های نهادی مانند نمره محوری، بی تفاوتی به تقلب و ارزیابی های سنتی، به نگرش های سطحی و گاه غیراخلاقی بعضی از دانشجویان شکل می دهد؛ در حالی که تعاملات غیررسمی در گروه های مجازی، بستر انتقال ارزش ها و الگوهای جدید است. شرایط مداخله گر همچون نگرش و مهارت فناورانه استادان، قوانین آموزشی، ابزارهای دیجیتال و فشارهای اجتماعی، می توانند تقویت کننده یا تضعیف کننده برنامه پنهان باشند. در برابر این شرایط، راهبردهای متفاوتی شکل می گیرد: برخی استادان و دانشجویان از برنامه پنهان برای تقویت اخلاق، مهارت های نرم و تجربه های عملی بهره می گیرند، در حالی که گروهی دیگر با رفتارهای سطحی یا غیراخلاقی آن را در جهت منفی بازتولید می کنند. در نهایت، پیامدهای این فرایند دوگانه است: ۱. رشد شایستگی های دیجیتال، هویت حرفه ای و شبکه سازی حرفه ای و ۲. تقویت نمره گرایی، یادگیری سطحی و تضعیف تعهد اخلاقی. بنابراین شکاف میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی بازار کار، دانشجویان را به سمت مسیرهای غیررسمی سوق می دهد که هم می تواند فرصت ساز و هم تهدیدآفرین باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در عصر دیجیتال، برنامه پنهان بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است؛ زیرا بسیاری از شایستگی های مورد انتظار حرفه حسابداری، نه از طریق برنامه رسمی، بلکه از طریق تعاملات غیررسمی و محیط های یادگیری ضمنی شکل می گیرند. الگوی به دست آمده بیانگر آن است که شکل گیری این برنامه، تابعی از تعامل پیچیده بین فشارهای فناورانه، زمینه های آموزشی و راهبردهای کنشگران دانشگاهی است. از این رو، سیاست گذاران آموزشی و مدیران دانشگاه ها، باید علاوه بر بازنگری در برنامه های رسمی، به مدیریت و هدایت برنامه پنهان توجه جدی داشته باشند. فراهم آوردن زیرساخت های دیجیتال، تقویت سواد فناورانه استادان، ارتقای فرهنگ سازمانی پذیرای تغییر و حمایت از راهبردهای یادگیری خلاقانه، می تواند پیامدهای مثبت برنامه پنهان را تقویت و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. از جنبه نظری، این پژوهش با ارائه الگویی بومی، شکاف موجود در ادبیات را پُر می کند و ابعاد پنهان آموزش حسابداری در عصر دیجیتال را آشکار می سازد. از جنبه عملی نیز یافته ها می تواند به عنوان راهنمایی برای دانشگاه ها، انجمن ها و سازمان های حرفه ای، در راستای تربیت حسابداران آینده نگر و توانمند در محیط دیجیتال به کار گرفته شود.
۳۵.

A Multi-Objective Optimization Model for Assignment and Scheduling of Tour Guides in War Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴
This study aimed to provide a mathematical model for tour guides' simultaneous allocation and scheduling. Human resource downsizing was one of the main objectives of the problem studied. At the same time, another objective was to match the capabilities of tour guides with their locations. Each of them visits many different tourist sites according to their interests and expertise. The tours and allocations of tour guides and tourists to these tours were scheduled in an integrated manner using a linear programming approach. By reviewing the available documents and data, conducting field observations, and holding interviews with key stakeholders, a clear gap in the field of Assignment and Scheduling was identified. Then various constraints and goals were thoroughly analyzed and modeled as a multi-objective problem to ensure practicality. Finally, a detailed case study was also conducted, which indicated that the derived allocation rule led to significant improvements according to various goals compared to the current allocation system.
۳۶.

Animal Tourism and Ethics: Integrating Islamic Teaching and Ethical Beliefs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
Given the remarkable growth of animal tourism worldwide and the increasing concerns about animal welfare, this study was conducted to examine the role of Islamic teachings and ethical beliefs in shaping tourists’ awareness, attitudes, and behaviors toward ethical animal tourism in Iran. The study population comprised all individuals who had experienced animal tourism in the past five years. From this population, 145 participants were selected using non-probability convenience sampling, and a questionnaire was used to collect the data. Data were analyzed using SPSS and SmartPLS software, and structural equation modeling was employed to test the study’s conceptual model. The findings showed that Islamic teachings and ethical beliefs have a significant positive effect on awareness of ethical issues and on attitudes toward ethical animal tourism. Moreover, awareness and positive attitudes significantly influenced co-creation behaviors, participation, and behavioral intentions in the context of animal tourism. The results underscore the importance of religious and ethical values in promoting responsible tourist behavior. Strengthening education, raising public awareness, and developing ethical frameworks aligned with Islamic culture can play an effective role in improving animal welfare and supporting sustainable tourism development.
۳۷.

طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور (مورد مطالعه: یک سازمان بیمه گر اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۳
پیشینه و اهداف: امروزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور یکی از مفاهیم مورد مطالعه گسترده در ادبیات مدیریت، پایداری و نوآوری است. علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. از طرفی یکی از بحران های جدی پیش روی آتی در سطح کشور، بحران ناپایداری مالی کسب و کار صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و پیشروی بحران به سمت نقطه ای غیرقابل بازگشت باشد. بنابراین طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص این نوع کسب و کارها می تواند به عنوان یک راهکار مدنظر قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس روش مطالعه موردی در خصوص بزرگترین سازمان بیمه گر اجتماعی کشور برای نخستین بار می باشد. روش شناسی: در این پژوهش از روش مطالعه موردی استفاده گردیده است. به دلیل ویژگی های خاص مورد مطالعه، مطالعه تک موردی در خصوص سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفت. بدین منظور از ابزارهای مستندات و اسناد بایگانی (62 مستند)، مصاحبه (23 مصاحبه) و مشاهده مشارکتی محقق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده گردید. در ادامه میزان پشتیبانی از هر یک از مولفه ها و رتبه بندی با استفاده از آنتروپی شانون تعیین گردیده است. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با تحلیل محتوای داده های کیفی حاصله و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، مورد تحلیل و دسته بندی گردید. بر این اساس 63 مولفه و 279 کد در مورد ویژگی های مدل کسب و کار پایدار و نوآور سازمان تامین اجتماعی و در سه سطح پیشران ها، مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها شناسایی گردید. نتایج رتبه بندی نشان می دهد در بخش پیشران ها مولفه قابلیت-های پویا، در مدل کسب و کار مولفه نوآوری های افزایش وصول حق بیمه (حق بیمه اجباری، حق بیمه غیراجباری و حسابرسی دفاتر قانونی) و کاهش هزینه های تعهدات (کوتاه مدت، بلندمدت و درمان) و در پیامدها مزیت رقابتی و بازار مهمترین مولفه ها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش در قالب ارائه یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص مورد مطالعه ارائه گردید. مدل ارائه شده در بخش پیشران ها (درونی و بیرونی)، مدل کسب و کار (بر اساس چارچوب ارائه شده منابع علمی و در چهار زیربخش ایجاد ارزش، ارزش پیشنهادی، بهره برداری از ارزش و تحویل ارزش ها) و در بخش پیامدها (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) می تواند به عنوان یک راهنمای عملی توسط مدیران در صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و سیاست گذاران در حوزه های رفاه و تامین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت پژوهش در حوزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور در حوزه خدمات دارای نوآوری عملی می باشد.
۳۸.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف: هدف این پژوهش، تعیین مؤلفه ها و شاخص های هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری با استفاده از مرور جامع مجموعه ای از مقاله های علمی منتشر شده در سطح بین المللی و بررسی تناسب این شاخص ها با شرایط بومی کشور و جامعه حسابداران و درنهایت اولویت بندی آن هاست. روش: این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و برحسب روش تحقیق، آمیخته (کیفی و کمی) است و از روش های تحلیل محتوا، روش دلفی فازی و تکنیک ساختاری تفسیری بهره برده است. ابتدا به منظور شناسایی شاخص های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران، در صورت دیجیتالی شدن حرفه، از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ بنابراین برای تعیین و ارزیابی مقاله های حوزه تحقیق، روش مرور نظام مند به کار گرفته شد. اسناد و مقالات مرتبط با هویت حرفه ای حسابداران و دیجیتالی شدن حرفه حسابداری که در بازه زمانی ۱۹۸۳ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی خارجی و از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در پایگاه های علمی داخلی منتشر شده اند، بررسی شدند. از میان انبوه مقاله های اولیه، ۵۵ مقاله با روش پریزما شناسایی و در نهایت ۱۰۲ شاخص استخراج شد. سپس با بهره گیری از روش دلفی فازی و کسب اجماع خبرگان، ۱۵ شاخص متناسب با شرایط ایران معرفی شد. در آخر، از طریق تکنیک ساختاری تفسیری و با تشکیل ماتریس دستیابی، لایه های مؤثر بر هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه بررسی شد تا معین شود که چگونه می توان هویت حسابداران را در زمینه حرفه ای و عملی در دنیای دیجیتال حفظ کرد. یافته ها: در این پژوهش، تحلیل احساسات و هم افزایی، مهم ترین و اثرگذارترین شاخص های مؤثر در هویت حرفه ای حسابداران در صورت دیجیتالی شدن حرفه حسابداری تعیین شد. بدیهی است که با پیشرفت تکنولوژی و افزایش تعاملات دیجیتال، تحلیل احساسات به ابزاری ضروری برای حسابدارانی تبدیل می شود که می خواهند هویت حرفه ای خود را در محیطی پویا و رقابتی حفظ کنند و آن را توسعه دهند. این امر هم به نفع خود حسابدار و هم به نفع مشتریان و کل جامعه حرفه ای خواهد بود. هم افزایی نیز در هویت حرفه ای حسابداران نقش بسیار مؤثری دارد. بدون هم افزایی در حرفه حسابداری، نمی توان زمینه پذیرش دیجیتالی شدن را در گروه حرفه ای حسابداری ایجاد کرد. هم افزایی میزان درجه وفاداری و تعهد و اعتماد متقابل را بین حسابداران و شرکت ها و جامعه به وجود می آورد. تأثیرپذیرترین و کم اهمیت ترین شاخص های مدنظر از دیدگاه خبرگان، عبارت بودند از: نقش پیش نیازهای حسابداران، مزایا و موانع به کارگیری دیجیتالی شدن، اطلاعات پایه، تصویر، کلیشه، نگرش به دیجیتالی شدن و اثرهای دیجیتالی شدن در حوزه حسابداری. نتیجه گیری: با توجه به مدل ارائه شده در این پژوهش و سطح بندی انجام شده، نتایج نشان می دهد که دیجیتالی شدن در صورتی که به درستی مدیریت شود، می تواند به افزایش هم افزایی و تحلیل احساسات در حرفه حسابداری منجر شود. از یک سو افزایش تحلیل احساسات می تواند به حسابداران کمک کند تا بهتر درک کنند که عموم مردم و ذی نفعان چه احساسی به آینده حرفه حسابداری دارند و از سوی دیگر، همکاری حسابداران با متخصصان، مشتریان و سایر ذی نفعان هموارتر می شود. این اطلاعات به حسابداران و سازمان های حرفه ای کمک می کند تا استراتژی های مناسبی را برای مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت ها تدوین کنند.
۳۹.

طراحی الگوی دیاثت سازمانی: رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: از چالش های نظام اداری ایران، سیاست زدگی، اعمال نظرهای شخصی و تقدم منافع شخصی بر منافع سازمانی است. شناسایی آفت ها و کژکارکردهای مدیریتی موجود از اهمیت بالایی برخوردار است. پدیده دیاثت سازمانی از جمله رفتارهای مخرب و منفی است که آفت های مدیریتی محسوب می گردد. هدف این تحقیق، طراحی الگوی دیاثت سازمانی می باشد. روش تحقیق: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر راهبرد داده بنیاد می باشد. گردآوری داده ها با بهره گیری از رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان صورت گرفت. الگوی مورد نظر با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA تدوین شد به منظور بررسی پایایی، از مصاحبه از روش توافق درون موضوعی دو کدگذار با محاسبه درصد توافق استفاده شد. یافته ها: در نتیجه تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 16 کد محوری، 43 کد باز و 219 کد یا مفهوم اولیه استخراج شد که در قالب مدل پارادایمی شرایط علی (ضعف شخصیتی، ضعف ارزشی-اخلاقی و ضعف کارکردی)، پدیده محوری (بعد رفتاری، بعد وظیفه ای و بعد نگرشی)، راهبردها (رفتاری، مدیریتی و ساختاری)، شرایط زمینه ای (ویژگی های نظام اداری و ویژگی های نظام اجتماعی)، شرایط مداخله گر (محیط خرد و محیط کلان)، پیامدها (پیامدهای معطوف به کارکنان، پیامدهای معطوف به سازمان و پیامدهای معطوف به جامعه) شکل گرفت. نتیجه گیری: الگوی دیاثت سازمانی به عنوان دستاورد پژوهش می تواند به فهم بیشتر این شکل از رهبری مخرب در سازمان ها کمک نماید. با توجه به جدید بودن موضوع، می توان ادعا کرد تحقیق حاضر اولین تلاش در راستای تبیین مفهوم پدیده دیاثت سازمانی می باشد.
۴۰.

شناسایی شاخص های انتخاب مدیران شایسته در نظام حاکمیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: انتخاب مدیران شایسته در دستگاه های اجرایی، یکی از مؤلفه های بنیادین تحقق امور حاکمیتی دولت و ارتقای کیفیت حکمرانی در سطح ملی و محلی به شمار می آید. هدف این پژوهش شناسایی شاخص های انتخاب مدیران شایسته در نظام حاکمیتی می باشد. روش تحقیق: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی- کمی انجام شد. در فاز نخست، از روش تحلیل مضمون و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و خبرگان دستگاه های اجرایی شهرستان کرمان، داده های کیفی گردآوری و تا دستیابی به اشباع نظری تحلیل شد. در فاز دوم به منظور اعتبارسنجی شاخص های استخراج شده، ابزار پرسشنامه طراحی و با روایی 91/0 و پایایی 84/0 داده های کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: یافته های کیفی نشان داد که شاخص های انتخاب مدیران در جهت تحقق امور حاکمیتی دولت بر هفت شاخص فراگیر استوار می باشد: قانون مداری مدیر با رویکرد حل مسئله، اخلاق مداری و رفتار حرفه ای، کارآمدی و توان اجرایی، مدیریت تحول دیجیتال و داده محوری، عدالت محوری و پاسخگویی به مردم، مدیریت بومی گرا و هم افزایی منطقه ای و توسعه شایستگی های رهبری مدیران. این مضامین در قالب ۲۱ مضمون سازمان دهنده و ۶۹ شاخص رفتاری قابل مشاهده تبیین شدند. نتایج بخش کمی نشان داد ابعاد شناسایی شده از توان تبیین و پیش بینی مطلوبی برخوردارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، سهمی در توسعه ادبیات مدیریت دولتی و شایسته گزینی مدیران دارد و از نظر کاربردی می تواند مبنایی برای اصلاح فرآیندهای انتخاب، ارزیابی، آموزش و جانشین پروری مدیران قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان