آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۶

چکیده

In the contemporary world, the Liberal International Order (LIO) is widely recognised as a key force shaping the domestic and international agendas of states and numerous global institutions. As the dominant global order, its efficacy is fundamentally influenced by liberalism and its approach to justice. Given the direct impact of justice on both domestic and international peace and security, the LIO’s justice agenda warrants close scrutiny—especially at a time of escalating conflicts, geopolitical tensions, and growing resistance to liberal norms. Against this backdrop, the present article addresses the key question: How is the LIO’s pursuit of justice evaluated, and what major obstacles hinder its ability to promote peace and security at national and international levels? Employing qualitative content analysis, this article supports the hypothesis that the LIO’s conception and implementation of justice are fundamentally flawed—criticised not only by non-liberal states but also increasingly questioned within liberal democracies themselves. These endogenous and exogenous challenges have fuelled inequality, disillusionment, and instability in various regions. The article concludes that, without aligning its normative justice principles with more inclusive, coherent, and consistently applied practices, the LIO will remain ill-prepared to respond effectively to the growing peace and security needs of a rapidly multipolar world.

رویکرد نظم بین الملل لیبرال به عدالت: چشم اندازی بر صلح و امنیت

در جهان معاصر، نظم بین الملل لیبرال از عوامل اصلی تأثیرگذار بر دستور کار دولت ها در عرصه داخلی و خارجی و سیاست های نهادهای متنوع بین المللی شناخته می شود. این نظم که آرایش غالب حاکم بر جهان امروز را شکل می دهد اما به طور بنیادین متأثر از مکتب لیبرالیسم و رویکرد آن به مقوله عدالت است. لذا با توجه به تأثیر مستقیم مولفه عدالت بر صلح و امنیت در سطوح داخلی و بین المللی، لازم است رویکرد نظم بین الملل لیبرال به عدالت مورد مداقه قرار گیرد. خصوصاً اینکه جهان امروز شاهد گسترش مخاصمات، تنش های ژئوپلیتیک و مقاومت فزاینده در برابر هنجارهای لیبرال است. از همین رو است که مقاله حاضر در پی ارائه پاسخ به این پرسش کلیدی است که تحقق عدالت توسط نظم بین الملل لیبرال چگونه ارزیابی می شود و موانع اصلی که توانمندی آن در توسعه صلح و امنیت را در سطوح ملی و بین-المللی را به چالش می کشد کدام است؟ این مقاله، با رویکرد تحلیل کیفی محتوا، به دنبال اثبات این فرضیه است که مفهوم عدالت و نحوه اعمال آن در نظم بین الملل لیبرال دچار ضعف های اساسی است؛ به گونه ای که نه تنها از سوی دولت های غیرلیبرال، بلکه از درون دموکراسی های لیبرال نیز مورد مخالفت قرار گرفته است. همین چالش های درونی و برونی به تشدید نابرابری ها، سرخوردگی و بی ثباتی در مناطق مختلف دامن می زند. نهایتاً این نتیجه حاصل شده که بدون همسوسازی اصول هنجاری عدالت با رویکردهای فراگیرتر و رویه هایی که بطور منسجم و هماهنگ اعمال گردد، نظم بین الملل لیبرال توانمندی پاسخ گویی موثر به نیازهای فزاینده صلح و امنیت در جهانی چندقطبی را نخواهد داشت.

تبلیغات