فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۸۱ تا ۳٬۴۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
125 - 153
حوزههای تخصصی:
موقعیت استراتژیک منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در اتصال به سه دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس به انضمام دارا بودن ذخایر سرشار هیدروکربوری، بازار مصرف و نیز ظرفیت جذب سرمایه گذاری های سود آور در زیرساخت های آن، توجه قدرت های نوظهور از جمله چین را به منطقه یاد شده معطوف نموده است. اقتصاد سیاسی چین با ظرفیت گسترده مازاد سرمایه و ضرورت صدور آن، تراکم تولیدات صنعتی، نیاز به دسترسی به بازارهای مصرف و منابع انرژی مواجه است. از دیگر سو چین متعاقب تراکم قدرت اقتصادی به دنبال توسعه نفوذ سیاسی- معنوی در مناطق مختلف و در بستر رقابت قدرت جهانی است. برآیند این مهم رویکرد توسعه و تثبیت قدرت چین در ساختارهای اقتصاد سیاسی جهانی به طور عام و در منطقه منا به طور خاص به عنوان دستور کار اصلی اقتصاد سیاسی سیاست خارجی این کشور است. در پژوهش حاضر به این پرسش پرداخته می شود که جایگاه منطقه منا در اقتصاد سیاسی چین و رویکرد این کشور به منطقه یاد شده چگونه است؟ فرضیه پژوهش با تکیه بر رهیافت اقتصاد سیاسی بدین صورت طراحی شده که جهت گیری چین به منطقه منا تجلی رویکرد سه جانبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور به قدرت در اقتصاد سیاسی جهانی است. پژوهش حاضر تکاپوی چین در منطقه منا را در چارچوب تحقق بخشی به اهداف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فناورانه چین و اتصال اقتصاد سیاسی آن به فرماسیون اقتصادی- اجتماعی جغرافیای پیرامون دور و نزدیک خود به طور خاص در منطقه منا به بحث بگذارد
چرایی عدم سلطه فلسفه سیاسی ارسطویی بر مدار تفکر در جهان زیست اسلامی، سده میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
143-172
حوزههای تخصصی:
تدوین تمدن اسلامی در قرن دوم هجری با انتقال علوم مختلف از یونان به تمدن ایرانی و از آنجا به جهان اسلام همراه بود. این تمدن در فرآیند برسازی ساختارهای عینی، چونان حکومت، پشتوانه های ذهنی خود را از یونان و فلسفه افلاطونی و ارسطویی برگرفت. در این مسیر به دلیل ویژگی های فرهنگ عربی و عناصر دینی آن و نیز تجربه ایران شهری که در حال انتقال به جهان زیست اسلامی بود، فلسفه افلاطونی و افلاطون گرایی با اتکا به امر متافیزیکی مورد توجه قرار گرفت؛ در حالی که فلسفه ارسطویی که به واقعیت گرایی نزدیک است، در عرصه حکومت اندیشی مورد اغفال قرار گرفت. بدین معنا که دشواره های امر سیاسی در برسازی حکومت اندیشی جهان زیست اسلامی از مدار فلسفه ارسطویی اندیشیده نشد؛ بلکه از زاویه فلسفه سیاسی افلاطونی مورد تأمل واقع شد. از این چشم انداز، سؤال مطرح این است که چرا فلسفه سیاسی ارسطویی در این فرآیند مورد بی توجهی قرار گرفت؟ در صورت توجه به فلسفه سیاسی ارسطویی، ساخت های عینی برساخته تمدن اسلامی چگونه سازمان دهی می شدند؟ فرضیه مطرح در این مقاله این است که در تمدن اسلامی، ساخت ها و سازه هایی ذهنی و عینی وجود داشت که باعث به حاشیه رفتن فلسفه سیاسی ارسطویی شد. سازه های فکری چونان دوگانگی ذهنی همراه با سلطه انگاره های دینی باعث تجلی ساخت هایی متأثر از این تصور در عرصه سیاسی شد. اندیشه دینی و انگاره های اسطوره ای، عامل بنیادین گرایش به افلاطون گرایی برای اندیشیدن امر سیاسی و ساختار حکومتی بود. البته تجربه حکومت اندیشی در جهان زیست ایرانی دوره ساسانی که نوافلاطون گرایی، پشتوانه فکری حل دشواره های سیاسی قرار گرفته بود نیز به مثابه یک الگو در اندیشیدن دشواره های اجتماعی مورد اقبال مسلمانان قرار گرفت. اما در مقابل فلسفه ارسطویی چون مبتنی بر واقعیت های اجتماعی و رویکرد عقلانی استوار بود، در این فرآیند به حاشیه رفت. بدین منظور ما با رهیافت روش تفسیری ویتگنشتاین به تحلیل موضوع می پردازیم.
ارتباطات میان فرهنگی و آمریکایی زدایی از ارتباطات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
69 - 92
رویکرد غالب در مطالعات ارتباطی در جهان و ایران، به دلیل خاستگاه عمدتاً آمریکایی آن که بر مطالعات رسانه ای متمرکز بوده است، از پاردایم «ارتباطات انتقالی» در مطالعات ارتباطی تبعیت می کند. این موضوع، باعث در حاشیه قرار گرفتن برخی گرایش های مطالعات ارتباطی مانند ارتباطات میان فرهنگی شده است. این مقاله ضمن طرح مساله روند انتقالی شدن ارتباطات از نیمه دوم قرن نوزدهم، به این پرسش پاسخ داده است که این روند چه پیامدهایی در زمینه ارتباطات این کشور و بسط و غلبه رویکردی خاص به فناوری های ارتباطی داشته است؟ به منظور پاسخ به پرسش یادشده، ضمن تبیین دو رویکرد اصلی در ارتباطات یعنی ارتباطات انتقالی و ارتباطات آیینی، به امتداد یافتن آنها در سطح کلان جهانی، در قالب «جهانی سازی ارتباطات» و «ارتباطات میان فرهنگی»، پرداخته شده است. در این راستا ضمن مروری بر پیشینه هر یک از رویکردهای ارتباطی(انتقالی و آیینی) و تطورات آنها در قرن بیستم، بر ویژگی ها و تمایزات آنها تمرکز شده و جهانی سازی ارتباطات (با تمرکز بر توسعه فناوری های اطلاعات و ارتباطات) به مثابه یکی از ابعاد مختلف مگاپروژه جهانی سازیِ برآمده از نگاه آمریکایی به حهان و ارتباطات جهانی، بازخوانی شده شده است. در این مقاله با رویکرد توصیفی-تبیینی و با استفاده از روش مطالعه اسنادی داده های مورد نیاز برای تحلیل، گردآوری شده است. نتیجه مطالعه نشان می دهد اتخاذ رویکرد فعالانه گسترش ارتباطات میان فرهنگی ایران، به ویژه در منطقه غرب آسیا و حوزه جغرافیای فرهنگی ایران، در بلندمدت، فرصت ها و مزیت های فرهنگی، و بالتبع آن، مزیت های اقتصادی، سیاسی و امنیتی فراوانی را در برخواهد داشت.
Islam Sociology as a Novel Approach in the Sociological Sciences (With Emphasizing on a Critical Reinterpretation of the "Sociology of Religion")(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The distinction between "Religion" and "Religiosity culture and religious beliefs in the sensory and phenomenological perspective" has sociological significance and demonstrates a distinct pattern of sociology. The present study in the first section with critically approaches to the "Sociology of Religion" explains the inadequacy of its conceptual and perceptual organization in explaining sociological relationships of religion, with an emphasis on the inherently reductionist and methodological nature of this prevalent discipline. To this aim, the author explains that a "Correct understanding of religion - especially Islam - can be considered as a foundation that influences the existing understanding of sociology of religion" and examines the relationship between religion and society from a distinct perspective compared to the prevailing literature worldwide, highlighting the distinction of this approach compared to the intradisciplinary literature, which mainly involves an essentialist and fixed perception of religion and religious society in the dominant intellectual-religious traditions in the Islamic world. The author argues in this field with an "Ijtihadi" and "Intra-religious" approach about the combined and creative role of "Social Traditions of God" with "Faith and distinctive characteristics of Islamic spirituality" in constructing a new identity for society. By referring to the idea that "When people take steps towards God and the kingdomin a planned manner, they become closer to each other and a global community takes shape," it reaches a new level of religious and Islamic society. In fact, forming the institutions with common and distinct featuressuch as mosques, pilgrimage, and recently the Arbaeen of Imam Hussein (AS) in relation to the historical and glorious experience of the Islamic community in Medina shows that the Islamic society is a society established on justice and fairness, which follows its principles by creating sensitivity towards "Perceptive and Cognitive" levels, "Moral and Inclination" values, and "Behavioral and Action" aspects, within the framework of "Faith and Righteous Deeds."
Identifying and Prioritizing the Components of Public Culture Effec-tive in the Political Development of Iran Case study: The Islamic Republic period(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۳, No ۲ , ۲۰۲۳
111 - 139
حوزههای تخصصی:
This article aims to identify and prioritize the components of public culture that are effective in the political development of Iran; It has been considered using Analytic Hierarchy Process (AHP). In the first step, based on the studies and literature on public culture and political development, a researcher-made questionnaire with 5 options on the Likert scale was created, distributed, and collected among experts. These factors were identified and categorized in the three dimensions of the government, civil socie-ty, and citizens separately. In the next step, in the form of a paired questionnaire and with the help of Expert Choice software, these dimensions and components were prior-itized and weighted. According to the results of the second questionnaire, the bulk of civil society with a weight of (0.413); The government with a weight of (0.327), and citizens with a weight of (0.260) respectively have the most importance in the political development of Iran. Therefore, it is suggested that officials, decision-makers, and policy-makers strongly pay weight and rank to each of the dimensions and components in order to be able to make the most of the results of the uncle's culture in political de-velopment.
الگوی مردم سالاری دینی به مثابه شیوه زیست مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، ناکامی بسیاری از نظام های نودموکراتیک عمدتاً به این مسئله برمی گردد که سیاستمداران این جوامع تصور می کردند با ایجاد چند نهاد حزبی و پارلمانی قادر به تأسیس مردم سالاری بوده و از تعمیق آن در سطوح پایینی جامعه غفلت ورزیدند. این در حالی است که به اعتقاد برخی از اندیشمندان سیاسی، مردم سالاری صرفاً یک شیوه حکومت نبوده بلکه نوعی زیست و سلوک سیاسی و اجتماعی است. آراء آیت الله خامنه ای نشان می دهد که ایشان به مفهوم مردم سالاری دینی نگاه وسیع تری داشته و این مفهوم را به مثابه یک شیوه زیست اجتماعی در نظر می گیرند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش اجتهادی، پاسخ به این سؤال است که مفهوم و مؤلفه های مردم سالاری دینی به مثابه شیوه زیست، چیست؟ مبتنی بر رهیافت فوق، الگوی مردم سالاری دینی عبارت است از شیوه زندگی مردمی که در چهارچوب قوانین و آموزه های اسلامی، در تمامی عرصه های زیست اجتماعی و در کلیه فرآیندهای تصمیم سازی/گیری، اجرا و نظارت مشارکت فعال داشته باشند. مؤلفه های شناسایی شده الگوی مردم سالاری به مثابه زیست اجتماعی عبارت اند از: مشارکت فعال و گسترده در تمامی عرصه ها، تعاون و همیاری، تمرکززدایی، مشورت و گفتگوی آزاد در حوزه عمومی، بسط جامعه مدنی و حلقه های میانی و امربه معروف و نهی از منکر.
ایدئولوژی و عمل گرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: مطالعه موردی دوره حسن روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
235 - 265
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی استراتژی طراحی شده به وسیله سیاست گزاران یک کشور در مقابل سایر دولت ها و بازیگران بین المللی برای رسیدن به اهداف ملی و تامین منافع ملی است. تأمل در رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از وجود هنجارها، اصول و اهداف ایدئولوژیکی وعمل گرایی بسیاری حکایت دارد که طی دهه های اخیر بروز یافته است. سیاست خارجی عمل گرایانه با پذیرش واقعیت های موجود، بدنبال استفاده حداکثری از فرصت ها در راستای منافع ملی کشور است. پژوهش حاضر بدنبال پاسخی برای این سوال است که جایگاه و نقش ایدئولوژی و عملگرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولت حسن روحانی چگونه بوده است؟ و کدام یک از این دو از اصالت و وزن بیشتری برخوردار بوده است؟ دراین راستا روش تحقیق پژوهش حاضر تحلیلی- تاریخی و باتکیه بر منابع و اسناد کتابخانه ای می باشد. نتایج این پژوهش نشان داده است در دولت روحانی، هسته سخت رفتار سیاست خارجی ایران براساس ترجیحات ایدئولوژیک مهمترین عامل در تعیین راهبردها و سیاست های ایران در حوزه روابط خارجی است. دولت روحانی در این مورد متأثر از دال متعالی خود، گرایش به اعتدال داشته و باوجود اینکه گفتمانی اسلامی بوده وعناصر آن برپایه ارزش ها و اصول انقلابی ایران شکل گرفته است، تدبیر خردگرایانه و متوازن خود را که مبتنی بر نتیجه-گرایی است، به منظور شالوده شکنی ساختار نظام بین الملل به کار بسته است.
تبیین راهبرد دیپلماسی اقتصادی ایران در افغانستان پسا طالبان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۳
268 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین راهبرد دیپلماسی اقتصادی ایران در افغانستان دوران پس از طالبان است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و کاربردی (عملی) است و جامعه آماری تحقیق نیز مشتمل بر کارشناسان و استادان دانشگاه در حوزه های مرتبط با روابط بین الملل، ژئوپلیتیک و علوم سیاسی می باشد. حجم نمونه بر اساس مدل کوکران، تعداد 35 نفر تعیین گردیده و تجزیه و تحلیل یافته ها نیز با استفاده از نرم افزار spss انجام شده است. نتایج بیانگر آن است که نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیک شرق پیرامونی در افغانستان، تابع عوامل و متغیرهای مربوطه در سه سطح داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای است. عوامل متعدد داخلی و ژئوپلیتیک جدید افغانستان در دوره پساطالبان و توانایی های ایران در نقش آفرینی آن، تنوع قومیتی در افغانستان، حاکمیت پشتون ها در قدرت و نقش آفرینی های جمهوری اسلامی ایران با توجه به ویژگی های تمدّنی خویش در افغانستان، از اصلی ترین و مهم ترین عوامل نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیک شرق پیرامونی با تأکید بر افغانستان به شمار می آید. دیپلماسی اقتصادی ایران در افغانستان پس از به قدرت رسیدن طالبان ، در حوزه تجارت کالا با اشکالاتی مواجه شده است ، اما روندهایی برای احیای دس تاوردهای دوران حضور نیروهای خارجی در جریان اس ت . در حوزه صادرات انرژی ، چالش های کمتری وجود دارد. در حوزه ترانزیت با بیشترین پیچیدگی ها و نوعی عدم قطعیت مواجه ایم؛ هرچند چشم اندازهایی برای تداوم سیاست های گذشته وجود دارد . چالش های حقوقی در اختلافات آبی، مهاجرت های غیرقانونی قاچاقچیان مواد مخدر از افغانستان به ایران، دخالت کشورهای بیگانه در امور داخلی افغانستان و مهاجرت های غیرقانونی اتباع افغان به ایران، مهم ترین این چالش ها هستند. در زمینه فرصت های دیپلماسی اقتصادی ایران و افغانستان پس از قدرت یابی طالبان، نتایج نشان داد که عواملی مانند زبان مشترک میان مردمان دو کشور، تبادلات فرهنگی میان دو کشور، اهمیت ایدئولوژی اسلام در هر دو کشور و ظرفیت های فراوان بازار مصرف افغانستان در اختیار ایران، از مهم ترین فرصت های دیپلماسی اقتصادی ایران و افغانستان به شمار می آیند.
عدالت جهانی در نظریه جهانشمول گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۶)
147 - 167
حوزههای تخصصی:
جهانشمول گرایی از رهیافت هایی است که هم زمان با تحولات جهانی شدن، در مطالعات علوم سیاسی و روابط بین الملل تأثیر بسزایی از خود بر جای گذشته است و با طرح مباحث نو، درصدد ارائه راه حل برای مسائل جهان امروز است. تلاش برای تحقق عدالت جهانی از مهم ترین شاخصه های نظری جهانشمول گرایان است. با وجود تفاوت در رویکردهای جهانشمول گرایی، نظریه پردازان این رهیافت با وام گیری از اندیشه های جان رالز، دست یابی به عدالت جهانی را ممکن می دانند. آنها با عنایت به اصل فردگرایی برابرطلبانه و شهروندی جهانی، بر مؤلفه هایی مانند مسئولیت جمعی ملی، ترتیبات نهادی بین المللی، احترام به حقوق بشر، دولت جهانی، کم رنگ شدن حاکمیت دولت ملت ها و اصلاح ساختار نظام بین الملل برای تحقق عدالت جهانی تأکید می کنند. این مقاله هم درصدد درک مفهوم و حل مسئله عدالت جهانی در نظریه جهانشمول گرایی است و این پرسش را مطرح می کند که جهانشمول گرایان چه راهکارهایی برای تحقق عدالت جهانی مطرح می کنند؟ از این منظر، جهانشمول گرایان با نقد مداوم نابرابری های جهانی در همه سطوح، ایده مسئولیت اخلاقی و هنجاری همه ابنای بشر را با اصلاح رژیم ها و نهادهای بین المللی تلفیق کرده و به تحقق عدالت جهانی باور دارند.
تبیین امنیت ملی افغانستان در پرتو منازعۀ امریکا و ایران (2001-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره بیست ساله حضور امریکا در افغانستان پس از سال 2001 یکی از دوره هایی بود که طی آن کماکان منازعه و ناامنی در افغانستان رواج داشت. عوامل مختلفی برای این ناامنی می توان ذکر کرد که یکی از آنها، رقابت های خارجی در میدان افغانستان بوده است. اکنون که حضور مستقیم نظامی امریکا در افغانستان به پایان رسیده، فرصت مناسبی برای بررسی پیامدهای حضور این کشور برای امنیت افغانستان از منظرهای مختلف است. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که رقابت و منازعه آمریکا و ایران چه پیامدهایی برای امنیت ملی افغانستان به همراه داشته است؟ فرضیه ی پژوهش این است که منازعه آمریکا و ایران در میدان افغانستان از بعد نظامی با افزایش منازعات مسلحانه، از بعد سیاسی با تضعیف دولت مرکزی، و از بعد اقتصادی با کاهش رشد مناسبات تجاری میان ایران و افغانستان باعث تضعیف امنیت ملی افغانستان شده است. جهت بررسی فرضیه از چارچوب نظری امنیت ملی و روش تبیینی استفاده شده است. در این راستا، از یکسو برخی مسائل منطقه ای و بین المللی مورد منازعه میان دو کشور و از سوی دیگر برخی اختلافات میان آنان در رابطه با افغانستان، زمینه ی رقابت و منازعه میان آنها در میدان افغانستان را فراهم آورده است. از این رو سیاست گذاری دو کشور در قبال افغانستان کاملا مبنای امنیتی داشته و پیگیری طرفین جهت تامین منافع ملی خود منجر به اقدام آنان علیه منافع یکدیگر در خاک افغانستان شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اقدامات مذکور پیامدهایی برای امنیت ملی افغانستان در ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی به همراه داشته است.
منطقه ای شدن مداخلۀ قدرت های بزرگ و سیاست خاورمیانه ای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور فهم چارچوب مند سیاست خاورمیانه ای روسیه نگاهی فراتر از ایده های غالب مطرح می کند. براساس دیدگاه های جریان اصلی، غرب نقش محوری در شکل دهی به سیاست خاورمیانه ای روسیه دارد و کم و کیف حضور خاورمیانه ایِ مسکو به طور عمده تابعی از سطح تنش و تشدید اختلافات روسیه با ایالات متحده بوده است. چنین ایده هایی بدون توجه به پویایی های بین المللی و پیچیدگی های محیط در حال تغییر خاورمیانه همچنان براساس یک ذهنیت تئوریک جنگ سردی از احیای نقش شوروی در منطقه و تصمیم روسیه در به چالش کشیدن ایالات متحده سخن می گویند. در مقابل، ایده اصلی این مقاله در عین بهره برداری از مفروضه های کلیدی جریان اصلی، به منطقه ای شدن سیاست و امنیت در خاورمیانه و نقش فزآینده کنشگران و پویایی های نوظهور منطقه ای تأکید می کند که ناگزیر گزینه ها، منافع و دغدغه های متفاوتی پیش روی مداخله قدرت های بزرگ به ویژه روسیه قرار می دهد. براساس چارچوب منطقه ای شدن مداخله قدرت های بزرگ، سیاست خاورمیانه ای روسیه و مداخله فزآینده آن در معادلات منطقه ای بیش از آنکه متأثر از متغیرهای سیستمیک همچون پویایی های روابط با غرب باشد، تحت تأثیر پویایی های سیاسی، امنیتی و اقتصادی درون خاورمیانه است که به طور فزآینده ای پیشران های تعیین کننده آن منطقه ای شده اند و فرصت ها و تهدیدات متنوعی را در حوزه های مختلف تروریسم، انرژی، فروش تسلیحات، و روابط خارجی با دولت های منطقه پیش روی رهبران عمل گرای روسیه گذاشته است. چنین حضوری برای روسیه به معنای بازگشت به طرح های تجدیدنظرطبانه و هژمونیک جنگ سردی نیست.
نقش صوفیه در گسترش تشیع در شیراز از آغاز تا ظهور صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اعتقادی سیاسی سال اول زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
107 - 121
حوزههای تخصصی:
صوفیه به عنوان گروهی با اوصاف و جاذبه هایی چون زهد و وارستگی و بعضاً دارای کشف کرامات و نیز معلومات دینی و اخلاقی قابل توجه از بعد نظری و فرهنگی جزو گروهای خاص جامعه محسوب می شوند. طبعاً سمت و سوی حرکت فکری و فرهنگی آنان می تواند یکی از شاخص های مهم وضعیت فکری و فرهنگی جامعه لحاظ گردد. از سوی دیگر، در ناحیه شیراز در دوره اسلامی، دست کم از آغاز قرن سوم هجری ما شاهد حضور و فعالیت یک جریان تصوّف شیعی و دست کم متشیّع هستیم که تقریباً همیشه فعّال بوده است. بر اساس این تحقیق آنچه به دست می آید این است که، شاخه های متعددی از صوفیه هستند که علاوه بر خرقه، سلسله مشایخ خود را به یکی از ائمه اطهار (ع) رسانده اند و بعضا با بیان کراماتی از امامان معصوم (علیهم السلام)، عشق و علاقه خود را به خاندان عترت ابراز نموده اند و در میان آنان چهره های برجسته ای به چشم می خورد که در خط فکری مردم اثرگذار بوده اند.هدف از این پژوهش، شناخت نقش صوفیه در گسترش تشیع در شیراز از آغاز تا ظهور صفویه است.این تحقیق به روش تاریخی (توصیفی– تحلیلی) انجام شده است و داده های تحقیق به صورت کتابخانه ای گردآوری شده است.
Cultural Invasion and ways to Counter it in the Thought of The Supreme Leader with Emphasis on Media Invasion(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
In this article, we seek to investigate what cultural invasion is and ways to deal with it in The Supreme leader's thought, emphasizing on media invasion. The research method is descriptive-analytical, and the collection of information is done by library-document method. The findings of this research show that The Supreme leader considers the cultural invasion of the West to the foundations of Islamic beliefs and to the corruption and destruction of Islamic societies. To deal with the cultural invasion, he suggests a correct knowledge of the enemy and a rational and logical defense of the right. At the level of media attack, his emphasis is to counter Western cultural and media propaganda through satellite networks and especially Hollywood, and considers the way to counter it to be paying attention to Islamic culture, promoting religious models, and encouraging young artists and believers in the field of art. As a result, the solution to deal with the cultural invasion should be followed by policies in the cultural and media arena, which can be mentioned as follows: creating national self-confidence through the display of the country's authority, unity and security by the responsible institutions, especially the radio and television, showing convergence and solidarity as a prominent cultural characteristic of Iranians, especially against the foreign enemy, high-lighting the commonalities of ethnic identity with Iran's national identity, attention to the Iranian-Islamic style in life according to the emphasis of the Supreme Leader, providing awareness in the field of divisive satellite networks and paying special attention to Iranian art, especially music, which has a high power of attraction among young people.
Threats and Opportunities Facing the Foreign Policy of Ebrahim Raisi's Government from the Perspective of "Statement of the Second Step of the Revolution" Using the SWOT Model(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۳, No ۳ , ۲۰۲۳
131 - 149
حوزههای تخصصی:
The "Statement of the Second Step of the Revolution" that Ayatollah Khamenei, as the leader of the Islamic Republic of Iran, published in 2018 is a document that defines the future strategy of the Is-lamic Republic of Iran; And governments in the Islamic Republic must adjust their policies accord-ingly, foreign policy is no exception to this rule. Ebrahim Raisi's government has tried to adjust its "justice-oriented idealist" foreign policy according to the statement of the second step. One of the characteristics of this "statement" is that it can be found references to internal and external oppor-tunities and threats facing the Islamic system, and by analyzing that text, certain things can be iden-tified. By analyzing the "second step statement" based on the SOWT model, it is possible to deter-mine the opportunities, threats, weaknesses, and strengths, and determine the appropriate strategies for the foreign policy of Ebrahim Raisi's government. Based on the SOWT analytical model, four strategies in the SOWT model, namely SO strategy, ST strategy, WO strategy and WT strategy, are the basis of the analysis. As a result, based on the statement of the second step of the Islamic Revo-lution, four strategies can be designed for the government of Ebrahim Raisi in the period after the 40th anniversary of the Islamic Revolution. First, the Islamic Revolution's "advanced" strategy fo-cusing on internal forces and external opportunities. Second: the "defense" strategy of the Islamic Revolution, looking at internal forces and external threats. Third, the "competitive" strategy of the Islamic Revolution focusing on external opportunities and internal weaknesses. And fourth, the "re-sistance" strategy of the Islamic Revolution, looking at internal weaknesses and external threats.
سیاست موازنه قدرت ایران در شبکه سازی امنیتی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
37 - 69
حوزههای تخصصی:
تبیین اصول و اهداف سیاست موازنه قدرت ایران در شبکه سازی امنیتی خلیج فارس هدفی است که در پرتو پرسش اصلی یعنی: «سیاست موازنه قدرت ایران در شبکه سازی امنیتی خلیج فارس مبتنی بر چه اصول و اهدافی می باشد؟» سعی دارد با روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر داده های کتابخانه ای، متغیرهایی چون موازنه قدرت و شبکه سازی را در جغرافیای خلیج فارس با تمرکز بر سیاست جمهوری اسلامی بررسی نماید. یافته های مقاله نشان می دهد: جمهوری اسلامی با تلاش در راستای کاهش نگرانی ها و حل و فصل تعارضات، همراه با اجرای سیاست منافع محور و تأکید بر اعتمادسازی در روند همکاری های منطقه ای با کشورهای حوزه خلیج فارس تلاش می نماید که از گسترش تنش های درون منطقه ای جلوگیری به عمل آورد. سرانجام، وقتی اعتماد متقابل بین اعضا شکل گرفت می توان از مکانیزم هایی برای امضای توافقنامه های دو یا چندجانبه مرتبط با امنیت منطقه استفاده کرد. جمهوری اسلامی ایران در قالب این استراتژی تلاش کرده تا کشورهای خلیج فارس را به این باور برساند که؛ نخست با هیچ تهدید امنیتی از سوی ایران مواجه نیستند و در وهله دوم هر نوع خطری برای امنیت ایران، تهدیدی برای کل امنیت کشورهای منطقه است. سیاستی که با رویکرد شبکه سازی از سوی جمهوری اسلامی توانسته موازنه قدرت را حفظ و امنیت را به طور مطلوبی در کشور حفظ کند.
بررسی دیپلماسی فرهنگی چین در برابر آمریکای در حال افول(مقاله علمی وزارت علوم)
دیپلماسی فرهنگی به عنوان یکی از ابزارهای تحقق قدرت نرم کشورها، از مقولاتی است که امروز مورد توجه بسیاری از بازیگران نظام بین الملل قرار دارد. در همین ارتباط دیپلماسی فرهنگی به عنوان یک راهبرد، نه تنها امری در خدمت تامین منافع سیاسی و اقتصادی کشور چین که از حیثی مهم تر به مثابه عاملی شکل دهنده به تصویر بین المللی این کشور در دوران جدید است. پژوهش حاضر از منظر یاد شده بر ارائه تصویری از نگاه چینی به آینده جهان و نوع راهبردهای فرهنگی این قدرت جهانی متمرکز است. این نوشتار به عنوان یک تحقیق توسعه ای مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش اسنادی و با استفاده از ابزار و داده های کتابخانه ای در پی پاسخگویی به این سؤال بر می آید که: آیا با تحلیل مختصات راهبردی دیپلماسی فرهنگی چین، می توان به این نتیجه دست یافت که پکن راهبرد رویارویی فرهنگی با آمریکای رو به افول را در دستور کار خویش قرار داده است؟ نتایج مقاله حاکی از آن است که نگاه چین به مساله افول آمریکا با قرائت عمومی از این موضوع متفاوت است و چینیان جهان آینده را در فضایی چندقطبی تصویر می کنند که آمریکا در آن به عنوان یکی از قطب های تأثیرگذار به ایفای نقش می پردازد.
مفهوم سازی حرم به مثابه مشقی برای سیاست خارجی دولت اسلامی در عصر دولت- ملت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
11 - 36
حوزههای تخصصی:
عصر مدرن که پس از تعریف انسانِ جایگزین خدا در مکتب اومانیسم ظهور یافت، علیرغم دستاوردهای مادی بسیار، با بحران معنا مواجه شد. انسانِ اروپایی، در راستای رفع این بحران از طریق هویت های برساخته ای مانند ملی گرایی عمل کرد. اما تکیه بسیار بر هویت ملی خود منجر به بحران جدیدی به نام ملت پرستی و تلاش برای نشان دادن برتری قومی و نژادی یک ملت بر ملت های دیگر شد. این بحران در جهان اسلام نیز با شکل گیری دولت-ملت خود را نشان داد و سوالی که ذهن اندیشمندان اسلامی و از قضا این پژوهش را درگیر خود کرده، این است که مسلمانان، علیرغم تاکید دین بر امت واحده و به حاشیه راندن هویت های ملی، در عصر ملت گرایی و شکل گیری مرزهای سیاسی، چه نگاهی به ملت باید داشته باشند؟ به تعبیر دیگر در دوگانه ملت-امت کدام ارجحیت دارد؟ در پاسخ به این سوال سه دسته نظریه-ملی گرایی، اسلامگرایی، ام القرا- مطرح می شود، که در این پژوهش با اتکا به روش اسنادی، ضمن تحلیل و نقد این سه نظریه، کنش، منش و بینش شهید سلیمانی در این خصوص تدقیق می شود. به نظر می رسد اصطیاد منش سلیمانی، مشق خوبی برای حل این بحران در عصر مدرن باشد. می توان گفت ایشان در این خصوص «نظریه حرم» را مطرح می کند.
راهبردهای توسعه نقش های نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
69 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف: با در نظر گرفتن شرایط مختلف در هر منطقه از دنیا، نیروهای دریایی نقش های مختلفی را ایفا می کنند که عبارتند از: نقش های نظامی، دیپلماسی دریایی، پلیسی انتظامی، امدادی و بشردوستانه که به طور معمول از یک نیروی دریایی آب های عمیق انتظار می رود قادر به ایفای آن ها باشد. ازاین رو هدف این مقاله تدوین راهبردهای توسعه نقش های نداجا است.روش شناسی: در این مقاله کاربردی-توسعه ای از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد آمیخته و بهره گیری از روش بهینه تدوین طرح راهبردی موجود در دانشگاه عالی دفاع ملّی استفاده شده است. داده های این تحقیق به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده و جامعه آماری تعداد 70 نفر از خبرگان مرتبط با موضوع هستند و با بهره گیری از روش SWOT راهبردهای مدنظر تدوین شده اند.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده های حاصل از محیط شناسی 22 عامل به عنوان نقطه قوت، 10 عامل به عنوان نقطه ضعف، 8 عامل فرصت و 8 عامل تهدیدزا در توسعه نقش های نداجا شده اند.نتایج: نتایج این تحقیق حاکی از تدوین هشت راهبرد زیر به منظور توسعه نقش های نداجا است. حضور عملیاتی مورد انتظار در دریاهای آزاد و اقیانوس های دنیا، ساخت تجهیزات عمده موردنیاز منطبق بر سبد آرمانی فناوری های برترساز دفاع دریایی، تشکیل ائتلاف دریایی با همسایگان، برقراری صلح و ثبات در منطقه، کاهش آثار تحریم های اقتصادی، توسعه بندرها و پسکرانه ها، توسعه اقتصادی دریا محور، توسعه سواحل مکران.
تبیین روند تحولات مدیریت زنجیره تأمین در مسیر هوشمندی: مطالعه مبتنی بر رویکرد علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
119 - 155
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گسترش روزافزون فناوری های نوین دیجیتالی موجب تغییر در مدیریت زنجیره تأمین شده است. بنابراین تحقیق حاضر به دنبال تبیین روند تحولات مدیریت زنجیره تأمین در مسیر هوشمندی، مطالعه مبتنی بر رویکرد علم سنجی بوده است.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تجزیه و تحلیل کتاب سنجی است. تجزیه و تحلیل با انتخاب 744 مقاله در بین سالهای 2002 تا 2023 آغاز و سپس با استفاده از نرم افزار VOSviewerتحلیل شد.
یافته ها: در این پژوهش 15 مجله پیشرو که به طور گسترده در مورد فناوری های نوظهور دیجیتالی و هوشمند در زنجیره تأمین منتشر شده اند و همچنین ده مقاله و کلمات کلیدی پراستناد شناسایی شده اند.
نتایج: نتایج تحقیق بر اساس کلمه کلیدی، ادبیات فناوری های نوظهور دیجیتالی و هوشمند در زنجیره تأمین و لجستیک بر روی «بلاک چین»، «کلان داده»، «پایداری»، «هوش مصنوعی»، «قابلیت ردیابی»، «اینترنت اشیا» و «صنعت4.0» متمرکز شده است
شروع و پایان فرایند انقلابیِ انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
7 - 54
حوزههای تخصصی:
انقلاب یک پدیده اجتماعی مقطعی است و درنتیجه شروع و پایانی دارد، درعین حال این موضوع در اکثر انقلاب ها مبهم است. با توجه به اهمیت مشخص شدن زمان شروع و پایان یک انقلاب و پیامدهای آن، هدف این مقاله مطالعه این موضوع درباره انقلاب اسلامی است. سؤال اصلی تحقیق این است که چه زمانی را می توان شروع فرایند جنبش انقلابیِ انقلاب اسلامی و چه زمانی را می توان پایان فرایند انقلابی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی دانست؟ با تدوین دو چارچوب مفهومی برای مشخص کردن شروع و پایان فرایند انقلابی و عناصر پنجگانه حاصل از هر یک از آنها و با استفاده از روش اسنادی، این پژوهش نشان داد که می توان زمان شروع جنبش انقلاب اسلامی را در آذرماه 1356، یا به طور دقیق تر در ۱۱ آذرماه 1356، مصادف با برگزاری مراسم چهلم حاج مصطفی خمینی در قم و زمان تثبیت و قطعیت یافتن جمهوری اسلامی و درنتیجه پایان فرایند انقلابیِ انقلاب اسلامی را در مهرماه 1360، مصادف با شروع ریاست جمهوری آیت الله سید علی خامنه ای، دانست.