فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۶۱ تا ۳٬۴۸۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۵
69 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در تاریخ معاصر ایران، مسئله علل پرهیز از قیام آیت الله حائری (ره) (1238 1315 ش) و آیت الله بروجردی (ره) (۱۲۵۴ 1340 ش) بر ضد رژیم پهلوی است؛ آنان برخلاف اهتمام امام خمینی (ره) برای قیام ضد رژیم پهلوی از قیام خودداری ورزیده اند. در این مقاله با روش تاریخی تحلیلی دانسته شد راز خودداری دو مرجع قبل از امام خمینی (ره) در حوزه علمیه، اختلاف نظرشان با امام خمینی (ره) در اصل برخورد با حاکم جور نبوده است و آنان قائل به جدایی حوزه از سیاست یا اکتفا به نظارت بر سیاست و حکومت نبوده بلکه مانند امام خمینی (ره) قائل به تصدی گری فقها در عصر غیبت در عرصه سیاست بوده اند. علت اساسی تمایز رفتار سیاسی آن دو مرجع بزرگ با امام خمین (ره) در برابر رژیم پهلوی، ظهور برخی موانع قیام در دوران مرجعیت آنان بود؛ موانعی چون فقدان زمینه برپایی حکومت اسلامی، بیم زوال حوزه و نابودی شیعه در ایران که زمینه قیام در برابر رژیم پهلوی را از بین برد.
تأثیرات جنگ عراق و ایران بر اتحاد استراتژیک ایران و سوریه و نفوذ منطقه ای ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۵
153 - 172
حوزههای تخصصی:
با وجود گذشت بیش از چهار دهه از جنگ عراق و ایران، به دلیل تأثیراتی که این جنگ بر ژئوپلیتیک و نظم منطقه ای و به صورت خاص رویکرد سیاسی امنیتی و سیاست منطقه ای ایران و نفوذ آن در منطقه غرب آسیا گذاشته است، توجه به آن دارای اهمیت است. ازاین رو سؤالی که مطرح می گردد آن است که جنگ عراق و ایران، چگونه بر روابط ایران و سوریه و گسترش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذاشت؟ بررسی مسئله با استفاده از رویکرد نوواقع گرایی تدافعی، روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی نمایان گر آن است که این جنگ، تنهایی استراتژیک ایران و انزوای ناخواسته و فقدان متحد آن را در منطقه آشکارتر ساخت و به نزدیکی راهبردی ایران و سوریه و گسترش دامنه همکاری امنیتی دو کشور از عراق به لبنان و فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی انجامید و توجه به نفوذ منطقه ای و عمق بخشی راهبردی و مقابله با تهدیدات امنیتی با کمک متحدان غیردولتی را در رویکرد سیاسی امنیتی منطقه ای ایران موجب شد. امری که در نهایت به افزایش نفوذ سیاسی ایدئولوژیک و عمق استراتژیک و قدرت بازدارندگی منطقه ای ایران در غرب آسیا منجر گردید.
دلالت های شروط لازم و کافی در جامعه شناسی انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
249 - 265
حوزههای تخصصی:
هدف ارائه فرضیاتی مربوط به علل یا شروط لازم و/یا کافی پدیده انقلاب امری متداول در بسیاری از تئوری های انقلاب در علوم اجتماعی بوده است. در حقیقت، بسیاری از آثار مهم و برجسته در حوزه مطالعات انقلاب بر این نوع فرضیات استوار شده اند. در مقاله حاضر تلاش شده است با توجه به برخی فرضیات مطرح شده در جامعه شناسی انقلاب، حد ادعای این نوع فرضیه ها و قضیه مبطل آنها برای آزمون تجربی مشخص شود. همچنین نشان داده شده است که هر فرضیه علّی از نوع شروط لازم و/یا کافی با حد ادعای مشخصشان تا چه حد می توانند در تبیین، پیش بینی و پیشگیری انقلاب و ستیزه خشونت بار سیاسی به کار آیند.
قانون اساسی: محتوای دینی در قالب عرفی بازخوانی حکومت اسلامی در اندیشه آیت الله منتظری و آیت الله بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
213 - 242
حوزههای تخصصی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آموزه ولایت فقیه را در کشور نهادینه و آن را بر تمام شئون مردم ایران چیره کرد. آیت الله حسینعلی منتظری و آیت الله سید محمد حسینی بهشتی به واسطه جایگاهشان در مجلس، نقشی بی بدیل در تدوین قانون اساسی داشتند. هر کدام از این دو درباره قانون اساسی و مفهوم آن در ذهنشان، تفاوت های مهمی داشتند. در این مقاله از دیدگاه هرمنوتیک روشی اسکینر، به تحلیل نقش این دو شخصیت برجسته انقلاب اسلامی در قانون اساسی پرداخته ایم. اینکه این دو از نظام سیاسی مستقر در قانون اساسی چه هدفی داشتند و عملاً چه کاری انجام دادند؟ آنها در دورانی که اسلام به شدت از سوی اندیشه غربی، تهدید به نابودی می شد، می خواستند نظام سیاسی اسلامی ایجاد کنند. منتظری، مفاهیم و احکام فقه حول اندیشه ولایت فقیه را برای اداره جامعه اسلامی کافی می دانست؛ بهشتی اما احکام و موازین اسلامی را در حول محور ولایت فقیه به عنوان چارچوبی می نگریست که درون آن به گونه ای گزینشی، مفاهیم مدرن دموکراتیک، مارکسیستی و حقوق بشری را بتوان استفاده کرد تا پاسخگوی جامعه کنونی ایران اسلامی باشد. در تحلیل نهایی در تدوین قانون اساسی، نظریه بهشتی دست بالا گرفت و حکومت اسلامی با ساختی عرفی را پدیدار کرد.
A Comparative Analysis of Mediation Efforts by Iran and Russia in the Karabakh Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۴, Issue ۳۷- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
153 - 164
حوزههای تخصصی:
Following the dissolution of the Soviet Union, the Karabakh conflict remains the longest and most significant conflict in the Caucasus region. This study examines the role of mediation, a key method in international conflict resolution, within international law, focusing particularly on the Karabakh conflict. The hypothesis suggests that mediation, a fundamental necessity for resolving international disputes, plays a crucial role in mitigating territorial conflicts, including Karabakh. Our findings highlight diverse perspectives regarding Iran's role in Central Asia, particularly in the Southern Caucasus during the conflict. Despite attempts by major powers like Russia, the USA, and Turkey to diminish its influence, Iran has maintained a stance of neutrality, asserting its significance as a neighboring state. Mediation, deeply rooted in various cultural traditions, including Islamic culture, has been strategically employed by Iran based on religious doctrines and national interests. Iran's mediation efforts, supported by cultural and historical commonalities, were conditional on the readiness of the conflicting parties and the appropriateness of the geopolitical context. The complexity of the Karabakh conflict is underscored by its multi-layered nature, the continued crisis, the geopolitical agendas of the mediators, and the number of involved actors. Iran's mediation aims to prevent a tripartite alliance among Azerbaijan, Armenia, and Turkey, stave off the conflict's expansion towards its borders, and curb the involvement of external actors like Israel and the USA. Russia, although geographically distant from Karabakh, plays a pivotal role in the region, amplified by its recent diplomatic maneuvers in response to the USA's attempts to reduce Russian influence in the Southern Caucasus.
From the Policy of Looking East to the Asian Policy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The policy of Looking East represents a strategic approach towards the regions beyond the eastern, southeastern, and northeastern borders of the Islamic Republic of Iran, aiming to deepen harmonious relations with actors present in these areas. Consequently, the country has devoted particular attention to fostering cooperation and forming alliances with these actors, both through bilateral engagements and collective collaborations within the framework of regional convergence institutions, to secure national interests and enhance the country's security coefficient. Following the emergence of the Ahmadinejad administration, the Eastern Look has garnered increased importance, although it had been a consideration for previous governments. Iran's confrontations with the West, particularly over nuclear sanctions, have driven it to adopt policies in response to Western actions. Under the Raisi administration, Iran's "look east" policy, which had initially gained traction in theory, was pragmatically pursued and further developed as part of its Asian and neighboring strategies. This research examines how Iran has strengthened its relations with neighboring and eastern countries through this policy and evaluates the outcomes it has produced. In response to this question, we hypothesize that the Islamic Republic of Iran, through the development of the looking East and Asian and neighboring policies, initially reduced the pressure of Western sanctions against itself, leading to results such as the free trade agreement with the Eurasian Economic Union, membership in the BRICS, membership in the Shanghai Cooperation Organization, and the expansion of relations with neighboring countries. This research utilizes a qualitative research method with a trend analysis approach, drawing from library resources and scientific articles.
ترسیم سناریوهای توسعه منابع انسانی صنعت بانکداری ایران با رویکرد تحلیل اثر متقابل در افق 1407(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۶
143 - 174
حوزههای تخصصی:
محیطِ اغلب صنایع بیش از پیش نامطمئن ش ده و عدم اطمینان فزاینده، برنامه ریزی منابع انسانی را به سمت رویکردهای جدیدی از جمله آینده نگاری هدایت کرده است. صنعت بانکداری ایران نیز در راستای مواجهه پیش دستانه با آینده های بدیل و ساخت آینده مطلوب، نیازمند آینده نگاری توسعه منابع انسانی خود بر مبنای سناریوپردازی است. لذا تحقیق حاضر با هدف ترسیم سناریوهای توسعه منابع انسانی صنعت بانکداری ایران با رویکرد تحلیل اثر متقابل انجام پذیرفته که از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت آمیخته و از نظر مسیر اجرا شامل مراحل پیمایش، ماتریس تحلیل تأثیر متقابل و روش سناریوپردازی است. نمونه آماری پژوهش حاضر، شامل خبرگانی است که به صورت آکادمیک یا تجربی در حداقل یکی از سه حوزه آینده نگاری، توسعه منابع انسانی و یا بانکداری دارای تخصص بوده و به دو حوزه دیگر نیز آشنایی نسبی داشته اند. شناسایی خبرگان به کمک «تکنیک گلوله برفی» انجام و تا جایی ادامه یافت که داده ها به اشباع نظری رسید. برای شناسایی پیشران های توسعه منابع انسانی در صنعت بانکداری بر اساس آراء خبرگان، از روش دلفی استفاده شد. بر اساس تحلیل سازگاریِ حالات مختلفِ عوامل کلیدی در نرم افزار سناریو ویزارد، امکان پذیری چهار سناریو با سازگاری درونی قوی نشان داده شد که این سناریوها نام گذاری و توصیف شدند. در انتهای پژوهش نیز پیشنهاداتی به مدیران و متولیان صنعت بانکداری ایران ارائه شد.
چهارچوب ارتقای ظرفیت نهادی بخش خصوصی در توسعه صنایع بالادستی نفت و گاز ایران با رویکرد حکمروایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰۷
205 - 240
حوزههای تخصصی:
براساس رویکرد حکمروایی، اداره مؤثر امور، مبتنی بر مشارکت گسترده ذی نفعان می باشد به گونه ای که سیاست گذاران و برنامه ریزان در حوزه های مختلف بدون استفاده از دانش و ظرفیت سایر بخش ها نمی توانند درباره راه حل های بالقوه و بهبود کارایی عملکرد سیاست ها و برنامه ها، تصمیم گیری کنند. این امر مستلزم مشارکت سازنده سایر ذی نفعان همچنین توسعه و ارتقای ظرفیت نهادی آن ها در اداره موفق و مدیریت کارآمد امور، اجرای دقیق اقدامات و حل مسائل در دستیابی به اهداف است. مقاله حاضر با هدف ارائه چهارچوب ارتقای ظرفیت نهادی بخش خصوصی در توسعه صنایع بالادستی نفت و گاز ایران با تأکید بر رویکرد حکمروایی صورت گرفته است. مقاله ازنظر هدف کاربردی و از منظر روش؛ کیفی با رویکرد پویش اسنادی است. جامعه آماری کلیه اسناد بالادستی مرتبط با صنایع نفت و گاز بوده اند که با استفاده از روش هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل با استفاده از روش تحلیل مضمون و رویکرد شبکه مضامین تجزیه وتحلیل شده اند. نتایج یافته ها نشان داده است که ارتقای چهارچوب ظرفیت نهادی بخش خصوصی درگرو تعامل عوامل مختلف در سه سطح: الف) فردی شامل: 1) سرمایه گذار؛ 2) سرمایه پذیر؛ 3) مدیران ارشد در مراجع سیاست گذاری؛ 4) تعهدات متقابل طرفین؛ 5) کارگروه / تسهیلگر شراکت؛ ب) سازمانی شامل: 1) زیرساخت های فنی؛ 2) الزامات سیاستی– قانونی در مراجع سیاست گذاری؛ 3) سازوکارهای قراردادی قوی؛ 4) سازوکارهای مالی – معاملاتی؛ 5) تأیید مراجع ذی صلاح، 6) سازوکارهای حمایتی؛ ج) زمینه ای شامل: 1) حوزه های شراکت؛ 2) کارکردهای شراکت؛ 3) شیوه شراکت؛ 4) حفظ و استمرار ارزش ها؛ 5) حوزه های مورد استفاده از قابلیت بخش خصوصی است.
بنیادهای نظری انقلاب اسلامی در حکمت سیاسی معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۰۳
9 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش اساسی است که حکمت سیاسی معاصر، چه تحلیلی از بنیادهای نظری انقلاب اسلامی به صورت استدلالی ارائه می کند؟ بر این اساس تمرکز این پژوهش بر بیان برهان های فلسفی حکیمان معاصر در چارچوب حکمت سیاسی اسلامی برای تبیین این بنیادهای نظری است و از این جهت، استحکام تحلیلی بنیادها را موجب می شوند. در این جهت، با روش استدلالیِ مبتنی بر تحلیل داده های بنیادین در آثار حکیمان سیاسی معاصر، تبیینی جامع از بنیادهای نظری انقلاب اسلامی در دو دسته بنیادهای نظری عام شامل تحول خواهی هدفمند، کمال طلبی اجتماعی، اصالت کرامت انسانی؛ و بنیادهای نظری خاص شامل بینش توحیدی، ضرورت حاکمیت دین و امر به معروف و نهی از منکر ارائه شده و جایگاه هر یک از بنیادها در الگوی انقلاب اسلامی به صورت برهانی مستدل گردیده است. نتیجه اینکه از منظر حکیمان معاصر، در میان مجموعه عوامل خرد و کلان مؤثر بر تحقق انقلاب اسلامی، عوامل مرتبط با ویژگی های انسانی و دینی جامعه، تأثیر بیشتری در روند انقلاب دارند؛ چنان که در مباحث امام خمینی نیز بر نقش حداکثری تحول روحی مردم و دغدغه ها و آرمان های دینی ایشان در شکل گیری انقلاب اسلامی تأکید متمایزی وجود دارد.
چالش های پیش روی افغانستان تحت زعامت طالبان و سناریوهای آینده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
156 - 181
حوزههای تخصصی:
از زمان سقوط کابل، پایتخت افغانستان، به دست گروه طالبان در ماه اوت 2021، افغانستان به منبع اصلی نگرانی برای کشورهای منطقه و به طور کلی برای جامعه جهانی تبدیل شده است، به ویژه که این کشور از سه چالش اصلی رنج می برد: بحران انسانی که باعث ناآرامی های اجتماعی-اقتصادی شده است. تهدید فزاینده تروریسم برخاسته از افغانستان به دلیل ناتوانی جنبش طالبان در مهار گروه های تروریستی حاضر در خاک افغانستان و همچنین امتناع این جنبش از همکاری منطقه ای یا بین المللی برای مقابله با این تهدید، عدم پذیرش مشارکت سیاسی سایر اقلیت های قومی توسط طالبان، مشروعیت رژیم این جنبش را برای مردم افغانستان و جامعه جهانی زیر سوال می برد و در نتیجه احتمال ناآرامی های سیاسی و امنیتی در کشور را افزایش می دهد. در چنین وضعیتی این سوال مطرح می شود که آینده حیات سیاسی و امنیتی افغانستان تحت زعامت طالبان چگونه خواهد بود؟ در پاسخ می توان گفت با توجه به با چالش های موجود سه سناریو «کودتای درون جنبشی»، «سقوط کابل تحت حاکمیت «سازمان حکومت اسلامی - استان خراسان»، «ظهور دولت موازی با احیای اتحاد شمال» برای آینده افغانستان می توان تصور کرد. روش پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر آینده پژوهی است.
دوگانه حق و خیر: از تقابل کهن تا ترکیب نو در نظریه عدالت رالز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
95-124
حوزههای تخصصی:
تأسیس مفهوم و نظام عدالت از موضوعات مهم اندیشه و فلسفه سیاسی و اخلاقیات از عهد باستان تاکنون بوده است. در تاریخ اندیشه، اغلب باورها درباره عدالت، بنیان خود را بر ایده ای عالی از خیر نهاده اند و گاه مقدماتی در باب خیر فراهم کرده اند که از آن می توان نظامی از حق و عدالت را استنباط کرد. با این حال تقابل میان حق و خیر به عنوان مفاهیمی که به دو نظام متفاوت از عدالت می انجامند، از مباحث مهم و طولانی اندیشه سیاسی بوده است. اهمیت بحث در آن است که تقدم مفهومی یکی بر دیگری می تواند تبعات گسترده ای در زندگی اجتماعی- سیاسی یک جامعه داشته باشد. «جان رالز»، فیلسوف سیاسی پرنفوذ سده بیستم، کوشیده تا ترکیبی از مفاهیم حق و خیر را در نظریه عدالت خود مطرح کند، به نحوی که حق از ایده های خیر قابل استنباط شود و خیر تابع نظام عدالت به عنوان شعبه ای از مفهوم حق باشد. در این مقاله، تبیین و تفسیری از تلاش پیچیده رالز برای ترکیب دو مفهوم متقابل حق و خیر و نیز چگونگی تقدم منطقی حق بر خیر در نظریه عدالت ارائه می دهیم.
مناسبت فرهنگ سیاسی حوزه نخبگی و حکمرانی خوب: دلالت هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
201-222
حوزههای تخصصی:
حکمرانی خوب، فرآیندی است در جهت حاکمیت قانون، شفافیت، مسئولیت پذیری، مشارکت، برابری، کارایی، اثربخشی، پاسخگویی، آزادی فردی، آزادی مطبوعات و همچنین وجود یک جامعه مدنی فعال. ادبیات حکمرانی خوب تاحدودی با حکمرانی دموکراتیک و شاخص های آن هم پوشانی دارد. هرچند این شاخص ها در هر یک از جوامع به تناسب پیشینه تمدنی، تاریخی، فرهنگی و ساختار اجتماعی، جنبه ای بومی به خود می گیرد و گاه در نهادینه شدن، تمایزاتی با جوامع دیگر دارند، یافته ها نشان می دهد که فرهنگ سیاسی نخبگان در صورت دموکراتیک بودن یا پذیرش حداقل ارزش های دموکراتیک، می تواند زمینه ساز پیشبرد دموکراسی یا توسعه سیاسی به مفهوم گسترش مشارکت و رقابت سیاسی باشد. اما در جوامعی که به دلایل مختلف و پیچیده، فرهنگ سیاسی نخبگان ضد مشارکتی به مفهوم غیر دموکراتیک است، در صورت وجود ساختارهای سیاسی اقتدارگرا و یک ایدئولوژی همخوان با آن، می تواند مانعی جدی برای پیشرفت شاخص های دموکراتیک باشد. آنچنان که نظریه های گذار به دموکراسی نیز می گویند، هرچه ارزش ها و ایستارهای مشارکتی و دموکراتیک در فرهنگ سیاسی یک کشور بیشتر باشد، می تواند بر توسعه سیاسی آن اثرگذار باشد و بالعکس.
نقش دیپلماسی در مقابله با تروریسم معاصر علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
35 - 68
حوزههای تخصصی:
تروریسم معاصر یا جدید یکی از پدیده های نوینی می باشد که تأثیرات مختلفی را بر زندگی بشر در قرن بیست و یکم مترتب نموده است. این دیپلماسی توسط نهادهایی نظیر شعام(شورای عالی امنیت ملی)، شاک(شورای امنیت کشور)، واجا(وزارت اطلاعات)، سازمان اطلاعات سپاه، واخ(وزارت امور خارجه) و غیره انجام می پذیرد. در این راستا، جریان اصلی مطالعات تروریسم و آراء اندیشمندانی نظیر ویلکِنسِن، جَکسِن، کِرچِلِس، اسمِلسِر و میچِل، هافمَن، راجِرز و ... به عنوان چارچوب نظری پژوهش حاضر انتخاب گردیده تا بتواند از عهده پاسخ گویی به پرسش اصلی پژوهش برآید. بنابراین، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اصلی که «نقش دیپلماسی د ر مقابله با تروریسم معاصر متوجه مردم و نظام سیاسی ایران چیست؟» این فرضیه را ارائه می دهد که «جمهوری اسلامی ایران به واسطه بهره گیری از دیپلماسی می تواند 9 اقدام اساسی ضدتروریستی را در مقابله با تروریسم معاصر انجام دهد: 1)کاهش انگیزه تروریست ها جهت حمله به اهداف در داخل خاک ایران به واسطه اعمال فشار بر کشورهای میزبان تروریست ها و محروم نمودن تروریست ها از فضای فیزیکی و سیاسی؛ 2)تقلیل قابلیت های عملیاتی تروریست ها به واسطه اعمال فشار بر کشورهای میزبان و حامی در جهت خلع سلاح تروریست ها؛ 3)مسدود نمودن یا مصادره منابع مالی و دارایی های تروریست ها؛ 4) اشتراک گذاری اطلاعات سازمان های اطلاعاتی خارجی با سرویس های اطلاعاتی ایران و بالعکس؛ 5) ایجاد شکاف در جبهه حامیان تروریسم ضد ایرانی و منفعل نمودن دولت های حامی تروریسم ضد ایرانی؛ 6) زمینه سازی جهت محکومیت بین المللی تروریست ها؛ 7) سازمان دهی فضای رسانه ای سنگین علیه تروریست ها؛ 8) ممانعت از دست یابی تروریست ها به تسلیحات و فناوری پیشرفته؛ 9) منفعل نمودن، بازداشت و حتی زمینه سازی جهت حذف مهره های کلیدی جریان های تروریستی». این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد.
لویاتان غایب و برافتادن جمهوری: آسیب شناسی ناکامی دموکراسی سازی در افغانستان (2001- 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش گروه طالبان در عرصه سیاست افغانستان در دهه ۱۹۹۰ و به دست آوردن قدرت از مهم ترین فراز های سرنوشت ساز این کشور محسوب می شود. سقوط آنان و آغاز دوره جمهوری در سال ۲۰۰۱ نوید ورود افغانستان به مسیر دموکراسی را می داد، اما پیدایی دوباره طالبان در تابستان ۲۰۲۱ جامعه جهانی را شوکه کرد. در این نوشتار می خواهیم ناکامی افغانستان در دموکراسی سازی در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ را از دریچه سنت توسعه پژوهی دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون و با تأکید بر سیاست، اقتصاد و تاریخ واکاوی کنیم. با رویکرد کیفی و روش جامعه شناسی تاریخی تبیینی در پی پاسخ این پرسش هستیم که دلیل ناکامی دموکراسی سازی در افغانستان و برآمدن دوباره و سریع طالبان برآیند چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که ماهیت دولت در افغانستان به دلیل ساختار و طراحی ضعیف و قدرت ضددموکراسی جامعه با لویاتان غایب هم خوانی دارد. در چنین بستری قفس هنجار ها تعیین کننده سیاست و مانع تقویت هم زمان دولت (بهروزی اقتصادی و اجتماعی) و جامعه (درونی شدن ارزش های جدید و هوشیاری) و برآمدن لویاتان مقید برای گذار به دموکراسی شده است. برایند این موارد راه را برای بازگشت دوباره اقتدارگرایی طالبان هموار کرد. داده های این نوشتار از راه مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است و در چارچوب نظریه عجم اوغلو و رابینسون بررسی و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که دموکراسی سازی در افغانستان هنگامی موفق است که لویاتان از حالت غایب خارج شود و به تقویت جامعه با محوریت فرسایش قفس هنجارهای ضدتوسعه نگاه ویژه داشته باشد.
تبیین الگوی امنیت دسته جمعی در سیاست جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
71 - 97
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل کشور ها تامین امنیت ملی است به طوری که دولت های ملی همواره در صدد تامین امنیت برای حفظ و پیشرفت کشور خود هستند؛ حتی برخی از اندیشمندان سیاسی، فلسفه وجودی دولت را حفظ امنیت و سبب کشور و یک دولت را پاسداری از حریم امنیت عنوان کرده اند؛ کشورها در گذشته و حال برای حفظ و کسب امنیت ملی الگوهای رفتاری متفاوتی را مورد استفاده قرار داده اند یکی از الگوهای که برای تامین امنیت مورد توجه است الگوی امنیت دسته جمعی است؛در این مقاله تلاش خواهد شد با روش تحقیق تحلیل مضمون به بررسی این نکته پرداخته شودکه الگوی امنیت دسته جمعی در سیاست جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که در آراء و اندیشه های رهبران جمهوری اسلامی ایران از یک سو و اسناد بالادستی از سوی دیگر؛ به عنوان منابع تاثیرگذار بر سیاست جمهوری اسلامی ایران؛ به صورت مستقیم و غیرمستقیم کدها و مولفه هایی دال بر توجه و تاکید بر الگوی امنیت دسته جمعی جهت تامین منافع و امنیت ملی وجود دارد.
مقایسه زبان تمدنی فارابی و امام خمینی (ره) بر اساس الگوی زبان شناختی سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران با محوریت ولایت مطلقه فقیه که اساساً برگرفته از اندیشه فقهی امام خمینی (ره) می باشد، در گام اول مشابهت هایی با نظریه فیلسوف شاه افلاطون و سپس راوی اسلامی آن یعنی فارابی به ذهن متبادر می کند. لذا همزبانی یا ناهمزبانی ساختار این دو نظام، محل بررسی و مسأله مقاله حاضر است، که در آغاز با شرحی مختصر از نظریه زبانی فردینان دوسوسور، سعی می شود نظام زبانی حاکم بر اندیشه فارابی و سپس رهگیری آن در نظام زبان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در این چارچوب بیان شود و با مطالعه تطبیقی این دو نظام، به دنبال نشان دادن این نظر می باشیم که علی رغم تفاوت در مشرب فقهی-فلسفی فارابی با مشرب فقهی امام خمینی (ره)، این دو نظام از همزبانی قابل توجه ای برخوردار می باشند. در پژوهش حاضر از داده های کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده و به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآمده است. می توان گفت که جستار حاضر یک مطالعه میان رشته ای است.
بحران در طبقه متوسط ایران؛ برآیندی از رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
81 - 111
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر میان سیاست خارجی و تحولات داخلی جامعه پیوند مستقیمی وجود دارد. در این میان بسط و تقویت طبقه متوسط و افزایش نقش آفرینی آن به عنوان پیشران توسعه جوامع تا حد زیادی متاثر از سیاست خارجی دولتها است. در همین راستا، هدف این پژوهش تبیین پیامدهای سیاست خارجی ج. ا. ایران بر جایگاه و سرنوشت طبقه متوسط جامعه می باشد. پرسش اصلی از این قرار است که «رویکردهای حاکم بر سیاست خارجی در طول حیات جمهوری اسلامی چه تاثیری بر وضعیت طبقه متوسط داشته و آیا به تقویت یا تضعیف جایگاه طبقه متوسط انجامیده است؟ فرضیه مقاله اینگونه تدوین یافته: «راهبرد حاکم بر سیاست خارجی ج. ا. ایران که مبتنی بر اولویت انگاره امنیت بر توسعه بوده، منجر به مغفول ماندن امر توسعه اقتصادی در سیاست خارجی و در نتیجه تضعیف جایگاه طبقه متوسط در ایران شده است.» چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر بهره ای آزادانه از ادبیات سیاست خارجی توسعه گرا در راستای تبیین مسئله پژوهش می باشد. روش پژوهش مقاله کیفی و از طریق منابع کتابخانه ای - اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل داده ها و اطلاعات پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که این طبقه کنشگر در دو دهه اخیر شانیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خویش را از دست داده و این مهم برآیند سیاست خارجی و تاثیر آن بر توسعه اقتصادی کشور و بر سرنوشت طبقه متوسط به عنوان پیشران تحولات و پویایی های جامعه است.
Populist thought (Narodniks) in Russia an analytical study from Spragens' point of view
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۳, No ۱ , ۲۰۲۳
145 - 161
حوزههای تخصصی:
The idea of populism or Narodniki in Russia has received less attention in Iran because it has been placed in the shadow of Russian communist leftist ideas. Conceptually, this idea is far beyond populism and Russian communism, and has had wide-ranging effects both in Russia and outside of this country. How this thought has been able to be so in-fluential is the main issue in this article that the authors have tried to analyze with the aim of investigating its roots, dimensions and consequences. In fact, the main question is how populist thought appeared in Russia and why did it become an effective and wide-spread trend? The hypothesis of this article is that the idea of populism emerged as a reaction to the neglect of the role of the people in the political life of Russia in the sec-ond half of the 19th century, and because of its acceptance by intellectuals and based on a combination of three British constitutional and democratic views. French socialism and Russian nativism were spread. To investigate this hypothesis, we have used the ana-lytical-descriptive method of political thoughts from the perspective of Thomas Spra-gens and in a qualitative format. The finding of this article is that social issues have aris-en and the intellectual responses of thinkers, despite their own timeliness, have been re-produced in a way for centuries and are still useful and very important for understanding the social and political conditions of the periods after that.
The Model of Participatory Security in West Asia with Emphasis on the Arab NATO
حوزههای تخصصی:
Despite benefiting from abundant resources and energy, countries in Western Asia have creat-ed a situation for the region that, in addition to the presence of major powers, interference in regional affairs, and insecurity, the formation of an effective and successful security system in the region fails. In this regard, the Arab NATO plan can be pointed out. In this research, in the framework of Barry Buzan's theory of regional collective security, with an emphasis on the Arab NATO, the patterns of participatory security in the West Asia region were examined and analyzed. The researchers of this study believe that the participatory security model in West Asia has not been successful for several reasons. For this reason, alliances such as the Arab NATO will not be successful if formed.
بررسی انتقادی رویکردهای مختلف در معیار فقهی بودن قوانین دولت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۲
۱۱۲-۹۳
حوزههای تخصصی:
مهم ترین شرط تحقق دولت اسلامی ابتنای نظام تقنین دولت اسلامی بر اصول و معیارهای دینی است. بحث از معیار دینی بودن قانون دولت اسلامی دیرینه ای نه چندان طولانی از عصر مشروطه تا به امروز داشته و با پرسش اساسی ضرورت و چیستی معیار دینی بودن قانون اسلامی عجین شده است. این پژوهش، در پی پاسخ به این پرسش، تلاش می کند با کنکاش در اندیشه های مطرح این حوزه و نقد و ارزیابی آنها، به پاسخی در خور نظام اسلامی دست یابد. این پاسخ مبتنی بر پیش فرض نظام وارگی اندیشه اسلامی، امکان سنجی عمل به فتوای فقیه حاکم و شمول و گستردگی آن نسبت به سایر دیدگاه های مطرح در این زمینه، با بهره مندی از روش تحلیلی انتقادی به تصویر کشیده می شود. بر این اساس فتاوای صادره از فقیه حاکم به دلیل شرایط، موقعیت و گستره موضوعی مورد ابتلا در مقام فتوا نزدیک ترین فتوا به مصالح عمومی و در نتیجه کارآمدترین در مقام عمل در نظام تقنین دولت اسلامی است.