با گسترش مشکلات اقتصادی و فشار سازمان های بین المللی، سادات و مبارک رو به سیاست های نئولیبرال اقتصادی آوردند. انجام این سیاست نیاز به گسترش متخصصانی داشت که دانشگاه آنها را پرورش می داد. با گسترش دانشگاه ها نیاز به گسترش ابزارهای نوین ارتباطی بیش از پیش احساس شد. سادات و مبارک، خواستها ناخواسته، طبقه متوسط جدیدی را گسترش دادند که روز به روز بر قدرت آنها افزوده می شد. نوشتار حاضر درصدد پاسخگویی به این سئوال است که طبقه متوسط جدید چه نقشی در جنبش اجتماعی مصر ایفا کرد؟ فرضیه مقاله مطرح می سازد که مهم ترین بازیگر در شکل گیری و تداوم جنبش اجتماعی مصر، طبقه متوسط رو به افول بود که در نتیجه سیاست های انفتاح رشد یافت. این سیاست ها به گسترش طبقه متوسط (در مفهوم غربی آن) ختم نشد بلکه به گسترش طبقه متوسط رو به افول ختم شد. این طبقه برخلاف طبقه متوسط در جهان غرب که از شأن و جایگاه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برخوردار است، تنها از شأن فرهنگی برخوردار بود. در نتیجه، این جنبش اعتراضی در جهت برطرف ساختن نیازهای اقتصادی و سیاسی طبقه متوسط رو به افول و رسیدن به آزادی و عدالت بود.
سؤال اصلی مقاله آن است که زمینه های ساختاری و کارگزاری نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی ایران چیست. برای پاسخ به این سؤال از نظریه ساختاریابی آنتونی گیدنز استفاده شده است. به نظر گیدنز ساختار و کارگزار دو روی یک سکه اند و باید از سطح تحلیل تلفیقی ساختار کارگزار برای تبیین پدیده های اجتماعی استفاده کرد. روش این پژوهش تحلیل اسنادی و تاریخی و از ابزار فیش برداری از اسناد برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. فرضیه تحقیق آن است که حضور همزمان علل ساختاری و کارگزاری باعث رخدادن نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در بعد ساختاری، در زمینه اقتصادی مهم ترین عوامل در نهضت ملی نفت مسئله نفت، در زمینه اجتماعی ائتلاف روحانیون، روشنفکران و بازاریان، در زمینه سیاست داخلی شیوه حکومتی دیکتاتوری و در سیاست خارجی حمایت قدرت های بزرگ از شاه، و در زمینه فرهنگی ایدئولوژی غالب ایدئولوژی ناسیونالیستی بوده است. اما در بعد ساختاری مهم ترین عوامل در انقلاب اسلامی در زمینه اقتصادی توسعه وابسته و ناموزون و دولت رانتی، در زمینه اجتماعی ائتلاف همه طبقاتی، در زمینه سیاست داخلی شیوه حکومتی دیکتاتوری مطلقه و در سیاست خارجی وابستگی به قدرت ها، و در زمینه فرهنگی ایدئولوژی غالب و بسیج گر ایدئولوژی تشیع بوده است. اما در بعد کارگزاری، در نهضت ملی، ائتلاف دکتر مصدق به عنوان نماینده جریان ملی و آیت الله کاشانی به عنوان نماینده جریان مذهبی مؤثر شد. در انقلاب اسلامی، باز هم ائتلاف میان نیروهای مذهبی، روشنفکری و بازاری صورت گرفت ولی رهبری منحصر به فرد انقلاب با امام خمینی (;) و جریان مذهبی به عنوان کارگزار اصلی آن بود.
:اعتماد به عنوان پایه و اساس تعاملات و روابط اجتماعی، خاصه در روابط بین مردم و حکومت اهمیت بسیاری دارد. نتایج مطالعات انجام شده در سطح کشور حاکی از این است که میزان اعتماد سیاسی از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون پیوسته یکسان نبوده است. این دسته از مطالعات، عوامل متفاوتی را برای این وضعیت برشمرده اند. این مطالعات به دانشجویان به عنوان کنشگران فعال سیاسی کمتر توجه داشته اند. این پژوهش سعی دارد تا با بهره گیری از روش پیمایش، عواملی را که با اعتماد سیاسی دانشجویان دانشگاه شیراز در ارتباط است، مورد بررسی قرار دهد. در این تحقیق سعی شد تا با استفاده از نظریه اینگلهارت تأثیر متغیرهای سرمایه اجتماعی، دینداری، رضایت از زندگی، استفاده از رسانه ها و ساختارهای فوق فرهنگی بر اعتماد سیاسی دانشجویان بررسی شود. در این تحقیق نظام سیاسی، کنشگران و نهادهای سیاسی به عنوان ابعاد اعتماد سیاسی در نظر گرفته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که تنها 7/26 درصد از افراد دارای اعتماد سیاسی پایین هستند، و 3/56 درصد از افراد دارای اعتماد سیاسی متوسط و 17 درصد از افراد دارای اعتماد سیاسی بالا می باشند و اعتماد به نظام سیاسی بیش از اعتماد به نهادها و کنشگران سیاسی است. بر اساس نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام می توان گفت که از بین متغیرهای وارد شده در رگرسیون چندمتغیره به ترتیب متغیرهای دینداری، استفاده از رسانه های داخلی، استفاده از رسانه های خارجی، عضویت در گروه های سیاسی ـ دینی، رضایت از زندگی، مذهب (شیعه) و عضویت در گروه های فرهنگی، باقی ماندند که در مجموع 1/47 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند. متغیر سرمایه اجتماعی درون گروهی رابطه مثبت معناداری با اعتماد سیاسی دارد ولی میزان درآمد دارای رابطه منفی معنادار با اعتماد سیاسی است. همچنین رابطه بین متغیرهای سطح تحصیلات و قومیت با اعتماد سیاسی معنادار شد.
جهشهای سریع اقتصادی در آسیا و اقیانوسیه نیاز کشورهای این منطقه را به انرژی به شدت افزایش داده است، چین که تا قبل از 1993 در شمار صادرکنندگان نفت خام بود اینک به سومین وارد کنندة نفت در جهان بدل گردیده، ژاپن رتبه دوم جهان را در واردات نفت به خود اختصاص داده و واردات روزانه کره جنوبی به عنوان نهمین کشور وارد کنندة نفت در جهان هم تقریباً با کل تولید نفت هر یک از کشورهای کویت، امارات متحده عربی و ونزوئلا برابر میباشد. تحت این شرایط تامین ثبات خاورمیانه به عنوان منطقهای که تداوم توسعه اقتصادی کشورهای آسیا و اقیانوسیه به استمرار جریان با ثبات نفت از آن بستگی تام یافته به موضوعی بدل گردیده که کشورهای آسیا و اقیانوسیه دیگر نمی توانند صرفاً با اتکا به سیاستهای ایجاد تنوع در منابع تامین انرژی آن را دغدغه قدرتهای صنعتی غرب و نتیجتاً مشکلی متعلق به "دیگران" بپندارند
نویسنده در این مقاله، با برشمردن مبانى فلسفى حقوق بشر غربى و مقایسه آن با مبانى حقوق بشر از منظر اسلام، تلاش مىکند مطلق یا نسبى بودن این حقوق را بررسى کند. ایشان انسانمدارى، عقلمحورى، نسبیت و عدم ثبات را از ویژگىهاى حقوق بشر غربى، و خداباورى، وحى محورى و ثبات را از ویژگىهاى حقوق بشر اسلامى مىداند.