فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
اقتصاد بازار و دموکراسی
منبع:
آیین دی ۱۳۸۵ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
نگاهی به کلیسای ارتدوکس روسیه
حوزههای تخصصی:
مقاله: هویت فرار
حوزههای تخصصی:
الگوی مردم سالاری دینی و نسبت آن با بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی مردم سالاری دینی در نظریه حضرت امام (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای مبتنی بر تفکیک مفهوم دموکراسی و دین نیست، بلکه مردم سالاری دینی در این نظریه یک مفهوم است. این مفهوم درون دین قرار دارد و چیزی جدای از دین نیست. قرارداشتن این مفهوم درون دین و برآمدن آن از فرهنگ اسلامی موجب شده است ماهیت مردم سالاری دینی در این نظریه با نظریه های دیگر، اعم از غربی و غیرغربی، متفاوت باشد.
اندیشمندان غربی تلاش کردند تا لیبرال دموکراسی را برترین الگوی حکومتی در جهان امروز معرفی کنند. اگر مردم سالاری دینی به منزله الگویی از دموکراسی در برابر دیگر الگوها قرار داشت، توانایی به چالش کشیدن لیبرال دموکراسی را ازدست می داد، زیرا در این صورت الگویی از دموکراسی بود و نمی توانست برتری بر دیگر مدل ها داشته باشد. حال آن که در نظریه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری مردم سالاری دینی مدلی از دموکراسی نیست و به همین علت توانسته است لیبرال دموکراسی را به چالش بکشد. به چالش کشیده شدن الگویی که به ادعای اندیشمندان غربی بی بدیل بود از علل مهم جریان بیداری اسلامی است.
نقش قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران در جنبش بیداری اسلامی جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وقوع جنبش بیداری اسلامی در جنوب غربی آسیا، اندیشمندان داخلی و خارجی زیادی، به ظرفیت های الگوی انقلاب اسلامی ایران، به عنوان یک عامل مؤثر، در ایجاد، تقویت و استمرار جریان های اخیر پرداخته اند. تحولات اخیر در جنوب غربی آسیا در قالب انقلاب های مردمی توانسته چشم انداز نوینی جهت تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران در گسترش این انقلاب ها به وجود بیاورد. نقاط مشترکی چون ضدیت با رژیم اسراییل، ضدیت با استبداد و تقویت هویت اسلامی- ملی بین انقلاب ایران و انقلاب های منطقه وجود دارد. مهم ترین شباهت این انقلاب ها با انقلاب اسلامی ایران در مردمی بودن این انقلاب ها با محوریت اسلامی و دینی است. همین موضوع می تواند در کنار ظرفیت های عدالت محوری و سلطه ستیزانه ی انقلاب اسلامی، یک الگوی واقعی و منطقی برای این انقلاب ها در راستای شکل گیری حکومت های مردمی و اسلامی محسوب شود. در این میان، نقش حمایت های آشکار ایران از گروه های مقاومت در خاورمیانه و مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال اقدامات اسرائیل و در مقابل، ضعف و سستی حکام کشورهای عربی در برابر این رژیم، آرزوی برقراری حکومتی مستقل و مردمی را نظیر آنچه در ایران بر سر کار است در دل ملت های منطقه، تقویت کرده است. در یک نگاه کلی به نظر می رسد گرانیگاه این جنبش ها ساختارشکنی از نهادهای سنتی و روش های کهنه و پوسیده حکومت داری و روی آوردن به ارزش هایی چون عدالت و آزادی است که ریشه در تفکر اسلامی دارد.
این پژوهش درصدد است تا به بررسی الهام بخشی الگوی انقلاب اسلامی ایران به خیزش های موسوم به «بیداری اسلامی» در منطقه جنوب غربی آسیا بپردازد و ابعاد مختلف این موضوع و نوع نگرش های غالب بر این تحولات را تبیین نماید.
عوامل اثرگذار بر مهاجرت افغان ها به ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
1067 - 1092
حوزههای تخصصی:
در دهه پنجاه به دلیل رونق نفتی کشورهای خاورمیانه، کارگران افغانی در بازار کار ایران حضور یافتند. ولی این مهاجرت پس از شرایط سیاسی جنگ سرد، شتاب بیشتری به خود گرفت و پس از خروج شوروی ها از افغانستان این کشور دچار مشکلات ساختاری نوینی شد که پیامد آن، تأثیر بر زندگی مهاجران بود. پس از دوران جنگ سرد و پیدایی وضعیت های جدید در منطقه از جمله خروج شوروی از کشورهای آسیای میانه و کشور آذربایجان و کشف مقادیر عظیم نفت و گاز در این کشورها و ت وجه جهانی به آن نیز تغییرات و تحولات منطقه ای، اشکال جدیدی از وضعیت ها را شاهدیم که بر ماندگاری یا بازگشت مهاجران افغان تأثیرگذار بوده است. در این مقاله به شناسایی عوامل داخلی، منطقه ای و جهانی اثرگذار بر مهاجرت افغان ها به ایران می پردازیم.
انقلاب اسلامی و عرفان با رویکردی به آرای امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روح الهی ـ توحیدی و روحیه معنوی ـ عرفانی امام در حدوث و بقای انقلاب اسلامی تأثیر کامل داشته و گفتمان حاکم بر آن شده است. مقاله حاضر به بررسی نقش عرفان (البته با قرائت امام خمینی) بر انقلاب اسلامی و انقلاب اسلامی بر عرفان گرایی و معنویت گروی و رویکردی انتقادی به نسبت عرفان و سیاست در اندیشه برخی متفکران و عرفان واره های جدید پرداخته است.
مسئله اصلی مقاله، تحلیل ترابط و تعامل عرفان و انقلاب اسلامی است تا نشان دهد که عرفان امام خمینی+ نقش بنیادین از حیث معرفت شناختی ـ جامعه شناختی در آن داشته و قرائت امام از عرفان، قرائتی جامع و کامل، جهادی ـ حماسی و عدالت خواهانه است.
جامعه ایرانی و اصل چهار ترومن
حوزههای تخصصی:
درسال 1947 سفارت انگلیس در واشنگتن به وزارت امور خارجة امریکا اطلاع داد که دولتش دیگر قادر به جلوگیری از فعالیت کمونیستها در یونان نیست. در پی این خبر غوغایی در آمریکا برپاشد که منجر به برنامة اصل چهار ترومن برای دفاع از دولتهای غیر کمونیستی همچون ایرانی در برابر نفوذ شوروی بود. این مقاله به اختصار به شرح نقشه و فعالیتهای اصل چهار ترومن در ایران میپردازد.
سیاست خارجی ترامپ و جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله حاضر این است که دولت جدید ایالات متحده آمریکا چه سیاست و راهبردی در عرصه بین المللی به طور عام و در قبال جمهوری اسلامی ایران به طور خاص در پیش خواهد گرفت؟ در پاسخ به این سوال، علاوه بر طرح چهارچوب مفهومی کوتاه، عوامل موثر در شکل گیری سیاست خارجی دولت جدید آمریکا در دو سطح ملی و بین المللی طرح، اصول و رویکرد آن تشریح و راهبرد آن با توجه به تناقض ها و موانع احتمالی توضیح داده شده است. به نظر می رسد دولت ترامپ به دلیل ایجاد شکاف های سیاسی و ساختاری در داخل آمریکا و بی توجهی به بنیان های تاریخی نظام بین الملل و سیاست خارجی آمریکا در تأمین اهداف و منافع آمریکا با موانع و مشکلات بزرگی روبرو شده و ناگزیر به تعدیل در مواضع اعلامی خود در سیاست خارجی خواهد شد.
گفتمان فقر و خشونت
جهانی شدن و تحول مفهوم کشور
حوزههای تخصصی:
دین و جامعه مدنی
روش شناسی تاریخی اسلامی( با تاکید برابن خلدون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثرات طغیان اندیشه نوین غرب برضد فلسفه قدیم در هیچ رشته ای به اندازه تاریخ پردامنه نبوده است. نقادان متاخر بر این باورند که فلسفه قدیم نیز چیزی جز فلسفه تاریخ نبوده است. آنان مدعیاند که نه تنها تمام واقعیات، تاریخی هستند بلکه همه حقایق نیز تاریخی هستند. بر این اساس این مقاله میپرسد که مورخان اسلامی به ویژه ابن خلدون نوع نگاهشان به مباحث تاریخی چگونه بوده است؟ نگارنده معتقد است که ابن خلدون تا حدزیادی در چارچوب مقولات چارگانه علیت، عینیت، تبیین و ارزش ها، علل و عوامل تکوین، استمرار و زوال دولت ها را بیان کرده است. لذا مقاله با مروری به کلیت بحث تاریخ و حوزه های چارگانه آن، اندیشه و روش تاریخی برخی از مهم ترین مورخان اسلامی را بررسی کرده و روش تاریخی این خلدون را به عنوان نوع آرمانی بحث خود با تفصیل بیشتری بررسی خواهد کرد. بدیهی است هرگونه تلاش برای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی به عنوان پدیده ای برساخته از متن فرهنگ اسلامی باید بردوش تلاش های فکری دانشمندان اسلامی استوار باشد و از این رو این گونه مطالعات برای شناخت علمی و روشمند انقلاب اسلامی ضرورتی تام دارند.
فرهنگ مردم مصر
حوزههای تخصصی:
پارتیزان عصر شبیه سازی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دیدگاههای ژان بودریا، جامعهشناس معاصر فرانسوی، میپردازد. وی از منتقدان جدی دستاوردهای فرهنگ لیبرالدموکراسی و اندیشه سرمایهسالاری غرب است که جدیدترین پدیدههای معاصر از شبیهسازی و دنیای مجازی گرفته تا مقولاتی چون تروریسم، جهانی سازی و پایان تاریخ را تجزیه و تحلیل کرده است. وی ریشه و بنیادِ بحرانها و آسیبهای کنونی جامعه مدرن را تغییر نگرش نسبت به ارزشها و فضیلت، از یک سو، و تحول در مفهوم حقیقت، از سوی دیگر، میداند.
آیا دموکراسی لیبرال، جهان شمول است؟
حوزههای تخصصی:
جهانشمول بودن دموکراسى لیبرال امروزه بیشتر از سوى توسعهگرایان تبلیغ مىشود. اما این دیدگاه از عنصر تنوع فرهنگى و تاریخى در تحلیل پدیدهها غافل است و از این رو با اصل قرار دادن مسیر نوگرایى در غرب، خواهان از میان رفتن گوناگونى و همسانسازى جوامع غیرغربى، براى رسیدن به مدل توسعه لیبرال دموکراسى است. نویسنده از پایهها و پیشفرضهاى این نظریه پرده بر مىدارد و ضمن بررسى انتقادى آن، به تفصیل از نقش عمده صهیونیسم و فرماسونرى در ارائه این تفکر سخن مىگوید. از این رو، نویسنده معتقد است که در برخورد با الگوى توسعه غربى باید به گزینش عالمانه و متناسب با فرهنگ خودى دست زد و به دلیل پیچیدگىهاى موضوع، این گزینش سخت دشوار و پرمخاطره است.(1)آیا مقارن شدن تجدد در غرب با نفى سنتها حاکى از آن است که تجددگرایى الزاماً با حفظ نهادهاى سنتى ناسازگار است؟ آیا همه جوامع محکوم به پیمودن راهى هستند که در غرب طى شده است؟ تمدن غرب مدتهاست که خود را در چنین موضعى مىداند و این اعتقاد نادرست براى برخى از اندیشمندان غربى پدید آمده است که تمدن غرب قافلهسالار و پیشتاز تمدنهاى بشرى است و جوامع دیگر دوران طفولیت خود را سپرى مىکنند و چارهاى جز پیمودن راه غربیان را ندارند. جوامع غربى نه تنها نهادهاى سیاسى و اقتصادى بلکه راه و رسم زندگى و فرهنگ خود را نیز جهانشمول و قابل تسرى به همه جوامع مىدانند. تلاش بىوقفه غرب براى تحمیل نظام دموکراسى لیبرال بر دیگر جوامع را مىتوان نمادى از امپریالیسم سیاسى غرب دانست. ریشهیابى چنین بینشى حایز اهمیت فراوان است و لازم است مورد نقد و بررسى علمى قرار گیرد.