فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۸۲۱ تا ۱۵٬۸۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
تنکیر یکی از اسالیب پرکاربرد در متون زبان عربی، بالأخص قرآن کریم است که معانی مختلف و متنوعی را در خود جای داده است. آگاهی از این معانی برای مترجم ضروری است و به او در انتقال درست مفهوم کمک می رساند. پژوهش حاضر در پی آن است که معانی نهفته در نکره را بررسی کرده و بازتاب آن را در شش ترجمه مختلف فارسی (ترجمه تفسیر طبری، قرآن قرن دهم، الهی قمشه ای، انصاری، رضایی اصفهانی و صفوی) از سوره بقره مورد نقد و بررسی قرار دهد. نتایج این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، حاکی از این است که مترجمان گرچه در مواردی، موفق به نمایاندن تنکیر کلمات متن اصلی در ترجمه های خود شده و از این حیث، رضایی اصفهانی بهترین و الهی قمشه ای ضعیف ترین عملکرد را به خود اختصاص داده اند، اما مجموع عملکرد ترجمه های شش گانه چنان نیست که بتوان آن را مناسب و موفق قلمداد کرد. ازجمله مواردی که نشانگر عملکرد ضعیف مترجمان است، عبارتند از: 1. انتقال نکره بودن کلمه و عدم انتقال معنای تنکیر؛ 2. بی اعتنایی به نکره در برخی نقش ها همچون حال؛ 3. توجه نکردن به کلمه ای که در یک آیه هم به صورت معرفه به کار رفته و هم به صورت نکره؛ 4. عدم عنایت کافی به واژه ای که در یک عبارت دو بار به صورت نکره ذکر شده است؛ 5. انعکاس تنکیر یک کلمه و عدم بازنمایی این ویژگی در واژه ای دیگر که به هم عطف شده اند.
تحلیل انتقادی دیدگاه هیوم در باب شکاکیت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۷
81 - 108
حوزههای تخصصی:
هیوم از فیلسوفان تجربه گراست که گاهی خود را فیلسوف شکاک می نامد و گاهی با شکاکیت مخالفت می کند؛ از این رو ارائه طرح منسجم از فلسفه هیوم یکی از مسائلی است که شارحان با آن روبه رو هستند. در این نوشتار کوشش می شود طرح منسجمی از آرای هیوم در باب شکاکیت ارائه شود. هیوم منطقاً شکاکیت را موجه و مستدل، اما به علل روان شناختی ناپایدار و موقت می داند؛ به همین دلیل ضمن دفاع از استدلال های شکاکانه در زمینه «سرایت احتمال خطا در هر استدلال عقلی» و «نفی عقلی بودن اعتقادات طبیعی (مثلاً اعتقاد به علیت و اعتقاد به وجود خارجی و اعتقاد به نفس)، از گریزناپذیری این اعتقادات دفاع می کند و می کوشد با بی اعتنایی به تردیدهای شکاکانه، این اعتقادات را حفظ کند. البته در این نوشتار مشخص می شود این موضع شکاکانه هیوم خالی از اشکال نیست؛ هم از این جهت که استدلال های شکاکانه مورد نظرش مخدوش است و هم از این جهت که راهکار روان شناختی او قادر به غلبه بر تردیدهای شکاکانه نیست؛ بنابراین موضع شکاکانه هیوم از جهات مختلفی پذیرفتنی نیست و نمی تواند جایگزین تبیین عقلی و صحیح فیلسوفان مسلمان برای این اعتقادات باشد
نقش عالمان دین در تحقق جامعه دینی در بیانیه گام دوم از منظر روایات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰شماره ۱۵
174 - 197
حوزههای تخصصی:
عالمان دین، یکی از مهم ترین ارکان جامعه دینی است که مردم دیندار وابسته به آن هستند رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم بر ضرورت علم و جایگاه علم و عالمان در گام دوم انقلاب تأکید نمودند و مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در سطح امت اسلامی و پس از آن در عرصه جهانی را تبیین کرده اند، بی شک تحقق این آرمان در گام دوم انقلاب منوط به نقش محوری عالمان دینی در بعد علمی و عملی در جامعه است. از این روی با توجه به اهمیت نقش و جایگاه عالمان دین در جامعه اسلامی و ضرورت روشن شدن نقش و جایگاه و وظایف عالمان دین در گام دوم انقلاب اسلامی، پژوهش حاضر به بررسی نقش محوری عالمان دین در جامعه دینی از منظر قرآن و حدیث با رویکرد آینده پژوهی گام دوم انقلاب اسلامی می پردازد. برخی نتایج به دست آمده در این راستا عبارت اند از: علما راهنما ی مردم بوده و زمام هدایت فکری و فرهنگی جامعه به دست آنان است، عالمان دین شناس پناهگاه مردم و مرجع حل مشکلات و معضلات دینی و اجتماعی آنان اند، کارویژه علما در جامعه دینی حل معضلات دینی و اجتماعی مردم، حفاظت از آنان در برابر هجوم فتنه ها و شبهات دشمنان، گسترش اخلاق در جامعه، دفاع از مظلومان و مستضعفان و مبارزه با ظالمین و مستکبرین است. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات و داده ها در این تحقیق مراجعه به اسناد و منابع نوشتاری است. همچنین برای استفاده بهتر و دقیق تر از منابع اسلامی از سامانه های رایآنهای و نرم افزار های علمی که در این زمینه تولید شده نیز استفاده شده است.
شیوه های استنباط مذهب راویِ مجهول یا مُهْمَل بر پایه تحلیل متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی سندی احادیث منتسب به معصومان(ع)، یکی از راه های بررسی صحت و سقم آنها میباشد. در این مرحله، گاه به راویانی برخورد میشود که صاحبان کتب رجال به شناختی از مذهب راوی دست نیافته و در نتیجه، وی را مجهول یا مُهْمَل خوانده اند. دستیابی به مذهب این قبیل راویان، علاوه بر اعتبارسنجی سند روایت، در میزان کاربست مرویات شان نزد فقها، متکلمان، مفسران، مورخان و... تأثیر فراوان دارد. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای سامان یافته، روایاتی را مورد بررسی قرار داده که رجالیان، برخی از راویان موجود در سند آن روایات را مجهول و مهمل خوانده اند و این مقاله، درصدد استنباط مذهب راویان مجهول و مهمل بر اساس منقولات آنها میباشد و تلاش دارد با تحلیل روایات آنان، به مذهب اینگونه راویان دست یابد. نتایج این مقاله نشان می دهد که ملاکهایی از قبیل «شیوه اِسناد دهی امام(ع) در نقل روایت»، «تأمل در مبانی اعتقادی راوی در نقل روایت»، «جهتگیری راوی در نقل روایت»، «توجه به شیوه پرسشگری راوی»، «مقایسه مضمون روایت با حکم فقهی یا آموزه های کلامی شیعه»، «مقایسه پاسخ امام به سؤال راوی مجهول یا مهمل با راوی معلوم الحال» و «شیوه یادکرد از امام معصوم(ع)» میتواند برای یافتن مذهب این دست راویان بسیار راهگشا باشد.
استقلال رویکرد خواجه نصیرالدین طوسی از نظر مشائیان درباب حصول ادراکات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجه نصیرالدین طوسی (597 -672ق) از فیلسوفان مشائی ای است که با اندیشه های فلسفی شهاب الدین یحیی سهروردی (549-587ق)، فیلسوف بزرگ اشراقی پیش از خود و ازجمله ایده علم شهودی و اشراقی او آشنایی داشت؛ اما به رغم این آشنایی و اعتقاد برخی به اشراقی بودن وی، تأثیر چندانی از مکتب اشراق در مباحث مربوط به علم و ادراک در آثارش دیده نمی شود. خواجه نصیرالدین علم حضوری را نپذیرفته و بر علم حصولی فاعل شناسا به غیر خود تأکید کرده است. از سوی دیگر، وی برخلاف ابن سینا ( 370-428 ق ) و دیگر فیلسوفان مشائی در تبیین ابصار، نظریه خروج شعاع را مختار دانسته و همچنین ادراکات عقلی را ازطریق فرایند انطباع (نه تجرید) تلقی کرده است. در این مقاله می کوشیم با بررسی آثار متعدد منطقی و فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی نشان دهیم وی در مباحث علم و ادراک، نه تابع دیدگاه فیلسوفان مشاء بوده و نه از سنت اشراقیون پیروی کرده؛ بلکه رویکردی نوین را درپیش گرفته است؛ از این روی، دیدگاه او را از دو جنبه می توان بررسی کرد: نخست، بُعد سلبی نظر طوسی که در این بخش نشان داده می شود او علم حضوری را نفی می کند؛ دوم، بُعد ایجابی که بیانگر نظریه انطباع ادراکات عقلی ازمنظر وی است.
بررسی و نقد فقهی بیمه در دولت اسلامی
منبع:
فقه دولت اسلامی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳
115-148
حوزههای تخصصی:
بیمه یک مسئله مهم اقتصادی و اجتماعی است که هم در علم فقه و هم در علم اقتصاد موردتوجه صاحب نظران قرارگرفته است. در علم فقه تلاش شده تا پس از تبیین ماهیت بیمه، به عنوان یک مسئله مستحدثه، حکم شرعی آن بیان گردد، اما وجود ابهام در ماهیت این موضوع موجب اختلاف نظر گسترده فقها درباره بیمه شده است. در علم اقتصاد از نقش بیمه در حمایت از اقشار آسیب دیده سخن به میان می آید و از ضریب پوشش صنعت بیمه به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه یاد می شود.بر اساس مطالعات انجام شده، صنعت بیمه یک رکن مهم نظام سرمایه داری است که اشکالات متعددی دارد و از جمله به عدالت اجتماعی آسیب می زند و اخلاق رذیله ای چون ترس و عدم خودباوری را در جامعه ترویج می کند تا مردم خود را تحت چتر حمایتی شرکت های بیمه قرار دهند و بخش مهمی از درآمد شان را به این شرکتها بپردازند. در این گفتار مسئله بیمه با روش تحقیق تحلیلی نظری مورد بررسی قرارگرفته و ناهماهنگی آن با اصول و ارزش های دینی تبیین شده است.
واکاوی نقش محبت به خدا در عبودیت از نگاه قرآن و حدیث با رویکردی بر نظرات آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبودیت به معنای اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است و اهمیت آن ناظر به ارتباط بدون واسطه ارزشهای اخلاقی در تعامل بنده با خداست و تأکید بر آن به جهت پیوند ارزشهای اخلاقی اسلام با رابطه انسان با خداوند ضرورت دارد.این مسئله معلول عوامل فروانی، از جمله محبت به خداوند است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش محبت به خدا بر عبودیت به روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای – نرم افزاری و استناد به آیات قرآن و روایات معصومان(ع) و همچنین با تأکید بر نظرات آیت الله جوادی آملی به این نتایج دست یافته است که محبت به خداوند، جز با خالی کردن دل از محبت غیر حق، دست یافتنی نیست و به عنوان نقطه شروع می تواند منشأ تحرک در انسان باشد، تحرکی که سبک زندگی را در جهت مسیر الهی قرار می دهد و فرد را به هدفی که خداوند برای خلقتش منظور کرده؛ اعلی ترین درجه عبودیت می رساند.در پرتو این فضیلت دستاوردهایی چون رسیدن به هدف عالی خلقت، اخلاص، شکر گزاری، نفی معبودهای غیر حق، اطاعت محض و واگذاشتن همه امور به خداوند حاصل می شود.
اصول مرتبط با حقوق کودک در محیط دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحث کودکان و محیط دیجیتال از دغدغه های مهم ازجمله در حیطه فقه، اقتصاد و حقوق است؛ اینکه حقوق کودکان در محیط دیجیتال چیست و رویکرد فقه و حقوق در خصوص تبلیغات تجاری با استفاده از کودکان در فضای مجازی چگونه است از موضوعات مهم در این خصوص است که در این مقاله تلاش شده موردبررسی قرار گیرد. مواد و روش ها: مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورداشاره پرداخته است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: طیف گسترده ای از حقوق کودکان شامل حریم خصوصی، دسترسی مناسب به محیط دیجیتال، حمایت در برابر سوءاستفاده جنسی و تبلیغات تجاری از مهم ترین اصول مرتبط با حقوق کودک در محیط دیجیتال است. در فقه به صورت مستقیم بحثی در این خصوص انجام نشده، اما از بررسی منابع فقهی ضرورت حمایت از حقوق کودک از جمله در تبلیغات تجاری در محیط دیجیتال قابل استنباط است. در حقوق موضوعه ایران اما قواعد محدودی به حقوق کودکان در محیط دیجتال پرداخته و قواعد حقوقی مشخص و منسجمی در زمینه استفاده از کودکان در تبلیغات تجاری در محیط دیجیتال در حقوق ایران وجود ندارد. نتیجه گیری: نظارت بر فعالیت کودکان در محیط دیجیتال، تدوین قوانین مناسب در این خصوص و افزایش سطح سواد و آگاهی کودکان در استفاده از محیط دیجیتال مهم ترین راهکارهای حفظ حقوق کودکان در این حیطه به ویژه در زمینه تبلیغات تجاری است.
نقش اصول اعتقادی در تدوین راهبرد امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام بهمن ۱۴۰۰ شماره ۲۹۰
37-48
حوزههای تخصصی:
شکل گیری هر مکتب امنیتی، ریشه در باورهای حاکم بر آن جامعه دارد. براین اساس، مقاله با روش تحلیلی و استنباطی نقش اصول اعتقادی در تدوین راهبردهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران را بررسی می کند. در این زمینه به چهار سؤال فرعی مبتنی بر اصول اعتقادی شیعه پاسخ داده می شود. به علاوه تمرکز پژوهش حاضر بر مهم ترین سند بالادستی، یعنی قانون اساسی استوار است. همچنین تلاش شده تا با بررسی تطبیقی قانون اساسی ایران و آمریکا، ویژگی ها و کارآمدی نظریه رقیب نیز مورد واکاوی قرار گیرد. یافته های پژوهش حاکی از نقش محوری آموزه های اعتقادی در هر دو الگو و ناکارآمدی الگوی رقیب در عرصه عمل است. برای نمونه تضعیف دین در غرب، منجر به کاهش امنیت مادی پس از دو جنگ جهانی شد. فقدان نظریه امنیتی و نظامی مصوب در ایران اسلامی، ازجمله اهداف نگارش پژوهش حاضر است، که یافته های آن می تواند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین اکتشافی بودن موضوع باعث شده تا از هیچ فرضیه ای در این پژوهش استفاده نشود.
الزمن الروائی فی القصص القصیره لکولیت الخوری علی ضوء نظریه جیرار جینیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
السردیه هی مجموعه من القواعد العامه حول أسالیب السرد والأنظمه التی تحکم السرد أو السرد القصصی وهیکل الحبکه. السرد هو نوع من التسلسل الزمنی ذی الوجهین؛ نقل الأحداث وزمن الروایه. إحدى القضایا المهمه التی تتناولها النظریه البنیویه هی العلاقه بین الزمن والسرد وکیفیه تبلور الزمن فی السرد. یعتبر جیرار جینیت، مع المنظرین مثل فلادیمیر بروب، إی. جی. غریماس وتزیفیتون تودوروف، روّاد هذا المنهج البنیوی الذین درسوا الأسالیب السردیه للنص الأدبی. وقام جینیت بتحلیل زمن السرد للنص بناءً علی النظام واللازمنیه والمدی والسعه والاستمرار و زمن السرد. وأما کولیت الخوری فهی کاتبه القصص القصیره منها الکلمه الأنثی وسنوات الحب والحرب وعبق المواعید وستلمس أصابعی الشمس، فهی کاتبه غزیره الإنتاج وسجلت العدید من الأعمال تحت اسمها. بسبب قضایا مثل التاریخ وقضیه المرأه، لم تتمکن کولیت الخوری من متابعه المسار الطبیعی والخط الروائی للأحداث. إنها تستخدم تقنیات السرد مثل الاسترجاع والاستباق لإیجاد الفراغ والتشویق فی القصه وتقدمها خلال أربع طرق للازمنیه کما تستخدم المدی والسعه والتواتر السردی فی قصصها. الإنجاز الأکثر أهمیه لهذه الأبحاث هو الاستفاده من المناهج الجدیده للنقد والتحلیل الأدبی والعلوم الجدیده، بما فی ذلک علم السرد فی دراسه مختلف النصوص الکلاسیکیه والحدیثه مثل القصص القصیره لکولیت الخوری.
بازپژوهی معنای واژه «مهجوراً» در آیه 30 سوره فرقان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مهجوریت قرآن کریم در قوم پیامبر اکرم موضوع آیه 30 سوره فرقان و از شکایات آن حضرت از ایشان در روز قیامت و در پیشگاه خدای سبحان است. امروزه بیشتر مفسران، واژه «مهجوراً» را به معنای «متروک» و معانی مترادف آن دانسته اند، ولی در گذشته معنای «سخن ناپسند»، «هذیان» و مانند آن نیز ترجمه شده است. در معنایی نزدیک به معنای اخیر، «مورد ناسزا و یا تمسخر واقع شدن» را نیز مطرح کرده اند. مؤلفان تفسیر فارسی مشهور به «ترجمه تفسیر طبری» امّا، این واژه را به معنای شاذ «بریده» دانسته اند که با توجه به تقدّم تألیف آن نسبت به تفاسیر متأخر، و نیز با توجه به وجود تعارضات آشکار در ابعاد مختلف دو معنای نخست، این معنا نیز درخور تحقیق است. پژوهش های موجود درباره آیه مورد بحث، با قبول معنای «متروک» و بدیهی دانستن آن، بدون اشاره به سایر معانی، به حواشی و ابعاد ترک قرآن پرداخته اند و تاکنون پژوهشی در واکاوی معنای واژه «مهجوراً» و ردّ و قبول معانی مطرح شده صورت نگرفته است. تحقیق حاضر، آرای لغویان و مفسران درباره معنای واژه «مهجوراً» در آیه مورد بحث را با روشی توصیفی- تحلیلی، نقل و تحلیل نموده و ضمن رویکردی انتقادی به آن آراء، با استعانت از قرینه متصل سیاق و قرینه منفصل روایات، معنای «بریده» را در مفهوم «قرآن جداشده از اهل بیت» تبیین نموده است.
منابع و گستره علم امام در «مشارق انوارالیقین بُرسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال بیست و یکم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۸
99 - 126
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ شیعی امام دارای فضائل، مناقب و اوصاف و صفات منحصر به فرد است و علم او فراتر از علم افراد عادی است زیرا علم او از مجاری و مبادی خاص الهی منشأ می گیرد. حافظ رجب بُرسی از علمای قرن هشتم(ق)، در کتاب «مَشارقُ اَنوارِالیقینِ فی اَسرارِ اَمیرِ الموُمِنینَ» بیش از هفتاد روایت را که ناظر به علم الهى، ائمه(ع) هستند ذکر کرده و براین باور است که روایات مذکور، مؤیّد الهی بودن علم ائمّه است ودر صدد بر آمده است تا مبانی آنهارا تبیین نماید. ازآنجا که آراء ونظرات بُرسی تا حدودی متفاوت از دیگر متفکران شیعی مذهب است، بر آن شدیم، اندیشه های وی را در قالب یک مقاله به نمایش بگذاریم. یافته های ما گواهی می دهد که بُرسی، هم منابع علم امام معصوم ونیز ابعاد مختلف علم وآگاهی اورا از روایات اهل بیت(ع) به خوبی استخراج واستنباط کرده و بر این باور است که علم امام، منحصر و محدود به دانستن معارف و احکام شرعی نیست، بلکه شامل اموری از قبیل: دانستن اسم اعظم الهی، علم جامعه، علم جَفر، علم به حوادث «ماکان» و «مایکون»علم به بلایا، وعلم تمام زبان ها، حتی زبان حیوانات، علم به کتب پیامبران پیشین، علم به عالَم برزخ و قیامت و احوال بهشت و جهنم؛ نیز می شود. هرچند برای تبیین بهتر وبیشتر مسائل مطرح در این مقاله از منابع متعدد ومختلفی بهره برده ایم، لیکن محور اصلی این پژوهش کتاب «مَشارقُ اَنوارِالیقینِ فی اَسرارِ اَمیرِ الموُمِنینَ(ع)» بُرسی بوده است. این مقاله، نخست با روش گردآوری داده ها و سپس با روش توصیفی وتحلیلی نوشته شده است.
بررسی امکان پیروی برخی از اعراب دوره پیشااسلامی از آئین مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن کلبی در مثالب العرب، به هنگام برشمردن ادیان موجود در میان قبائل اعراب، از ظهور زندقه در میان برخی از قریشیان خبر می دهد و بیان می کند که مسیحیان حیره، به تاجران قبیله قریش زندقه را تعلیم می دادند. او همچنین اسامی زندیقان قریش را ذکر کرده است. با توجه به شواهد تاریخی در به کار رفتن زندقه در معنای مزدک گرایی، در این مقاله به این پرسش پرداخته می شود که آیا زندقه ای که ابن کلبی از رواج آن در میان قریش سخن گفته است، می تواند به معنای مزدک گرایی باشد یا خیر؟ از این رو، با رویکردی تاریخی با روش کتابخانه ای، سعی در کشف شواهدی دالّ بر حضور آئین مزدک در عربستان شده است. تدقیق در گزارش ابن کلبی و تحلیل شواهد کتابخانه ای نشان می دهد که زندقه مزبور به معنای مزدک گرایی نیست و برای شناخت معنای زندقه مورد گزارش ابن کلبی، باید احتمال های دیگر را مورد بررسی قرار داد.
مقدمات و روش تبدیل بینانشانه ای قرآن (با رویکرد تصویرسازی از آیات قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبدیل بینانشانه ای، جایگزینی نشانه های یک متن در یک نظام نشانه ای با نشانه های متناظر آن در نظام نشانه ای دیگر می باشد. چنین فرایندی در گذشته انجام می شده اما با یک دیدگاه بسیار ابتدایی؛ مانند تصویرسازی بر مبنای یک متن. ولی اکنون پیچیدگی های متعدد علمی، هنری، تحلیلی و آموزشی یافته است. ضمن استفاده از علوم ریشه داری چون ترجمه و زبان شناسی، از مزایای چندین علم جدید نیز بهره برده است. قرآن کریم که اقیانوسی پرگهر و بی ساحل است، با داشتن ظرفیت ها و زمینه های گسترده ی ادبی، بلاغی، هنری و غیر آن، امکانات بسیار مناسبی برای تبدیل بینا نشانه ای از خود برجای می گذارد. محصول این تبدیل غالباً در جرگه ی یکی از انواع هنرها قرار می گیرد در نتیجه ابزار و روش های پرشمار آن هنرها در این میدان قابل استفاده اند. روش های تبدیل بینا نشانه ای شامل راه های رسیدن به چنین تبدیلاتی است؛ در مبدأ این راه ها همان علوم معمول ترجمه، بلاغت، تفسیر و امثالهم لازم است؛ اما در مسیر و مقصد آن، علوم و فنون دیگری مانند فلسفه هنر، مبانی هنرهای تجسمی، نشانه شناسی، روان شناسی و... ضرورت دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تبیینی و با گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای دریچه ای است به سوی کشف و مدل سازی روش تبدیل بینا نشانه ای قرآن. در این روش با بیان قدم به قدم فرایند تبدیل بیانشانه ای قرآن، طیّ ده مرحله، سعی شده مسیر روشنی برای این کار ارائه شود.
تناظر انسان شناسی عمل گرا و انسان شناسی اخلاقی کانت و نقش آنها در تحقق عملی اخلاق وی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در نظر کانت، فلسفه اخلاق به مکمّلی نیاز دارد تا بتوان از طریق آن انسان ها را برای عمل به اصول و قواعد اخلاق محض آماده کرد. وی این مکمّل را «انسان شناسی اخلاقی» می نامد و در تبیین آن به جای بررسی اصول محض، ماهیت انسان را به صورت تجربی مطالعه می کند. گرچه کانت اعتقاد دارد که اخلاق محض بنیادین بوده و از این رو مهم تر از این بخش مکمل است، به همان اندازه تأکید دارد برای اعمال دستاوردهای اخلاق محض در انسان ها، لازم است به این بخش نیز توجه کنیم. در این مقاله کوشیده ایم به روش توصیفی- تحلیلی، مفهوم انسان شناسی اخلاقی کانت را در پرتو انسان شناسی عمل گرای او بررسی و نقش آن را در فلسفه اخلاق وی و تحقق امر اخلاقی مشخص کنیم. نتیجه این شد که از دیدگاه کانت انسان شناسی اخلاقی با توجه به رسالت انسان و با بررسی راهکارها و موانع تحقق اخلاق، زمینه را برای استفاده از اصول اخلاق محض در موقعیت های جزئی و انضمامی آماده می سازد. البته برای تبیین انسان شناسی اخلاقی کانت لازم است نخست به بررسی انسان شناسی عمل گرای او بپردازیم. اخلاق کانت بر تجربه مبتنی بوده و برای زندگی روزمره سودمند است و انسان شناسی اخلاقی او، مجموعه ای از شرایطی را برای بشر فراهم می سازد که به نحو راحت تری اصول اخلاق را در زندگی این جهانی به کار گیرد.
شیوه های ارتباطی خداوند با انسان؛ تحلیلی از دیدگاه صوفیه درباره ولیّ پنداری خود و امکان مخاطبه مستقیم با خداوند(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
93 - 119
حوزههای تخصصی:
صوفیان با تفکیک میان سلسله انبیا و سلسله اولیا، ویژگی دسته اول را مخاطبه با واسطه خداوند با ایشان و ویژگی دسته دوم را که خود را نیز جزو ایشان معرفی کرده اند، مخاطبه بی واسطه خداوند با ایشان دانسته اند؛ بر این اساس این پرسش مطرح می شود که مبنای نظری صوفیان بر اینکه اولیای غیرپیامبر در جایگاهی برتر از مقام انبیا قرار می گیرند و به طور مستقیم با خداوند سخن می گویند، چیست؟ و نیز این مخاطبه مستقیم با چه مضامینی صورت می گیرد؟ در نوشتار حاضر با هدف پاسخ به این دو پرسش، افزون بر ایضاح ولایت صوفیانه، دو تجربه معراج گون صوفیان که در آن ادعای مخاطبه مستقیم با خداوند شده است، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می گردد: یکی معراج بایزید و دیگری اسراء ابن عربی. تحلیل این دو تجربه نشان می دهد که اولاً صوفیان برای خود امکان تجربه ای مشابه تجربه معراج پیامبر خاتم| قائل اند؛ به گونه ای که در طی آن چنان خود را به لحاظ وجودی به خداوند نزدیک می دیدند که هیچ واسطه ای، اعم از انس و ملک، میان ایشان و خداوند باقی نمی ماند و ثانیاً محور اصلی و نهایی گفتگوی ایشان با خداوند این همانی دو طرف گفتگو بوده است.
از بازنمایی تقلیدِ آفریده تا تقلیدِ آفرینش در هنر اسلامی از منظر استاد جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۷۸
1 - 24
حوزههای تخصصی:
هنر یکی از ارکان مهم فرهنگ و تمدن هر جامعه ای و عرصه تجلّی و روایت چیزی غیر خویش و خصیصه ای نفسانی است که منجر به بروز کارهای شگفت انگیز و زیبا از سوی هنرمند می گردد. در این میان هنر اسلامی نیز دارای جایگاه خطیری در تمدن اسلامی است و با نگاهی از دریچه فلسفه، هنری استوار بر قوه خیال و عالم مثال است. عالم مثالی که از ثمرات ذو مراتب بودن هستی و تشکیک وجود است. اکنون سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که در نگاه استاد جوادی آملی، غایت هنر اسلامی چیست؟ آیا غایت هنر اسلامی، بازنمایی واقعیت تازه ای است که به وسیله قوه خیال در نفسِ هنرمند ایجاد و انشاء می شود یا هدف، بازنمایی حقیقتی متعالی و فرا طبیعی است که توسط قوه خیال در نفس هنرمند اظهار می گردد؟ به عبارت دیگر در هنر اسلامی خیالِ هنرمند، فعّال است یا منفعل؟ در مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی این نتیجه حاصل شد، بر مبنای حرکت جوهری نفس، هنر اسلامی که ثمره عملکرد قوه خیال است، در ابتدا ثمره و حاصلِ انفعالِ خیال و مشاهده صور خیالی توسط نفس در عالم مثال متصل یا مثال منفصل است و هنرمند در این مرحله به تقلیدِ آفریده مشغول است و هنر وی بازنمایی و تجسیم تقلید آفریده در عالم طبیعت و خارج است، ولی در نهایت حاصل خلاقیت و فعالیت نفس و صدور صور خیالی و مثالی از سوی نفس است که در این مرحله نفسِ هنرمند به تقلیدِ آفرینش می پردازد و هنر وی بازنمایی تقلید آفرینش در عالم خارج و طبیعت است.
الگوی مفهومی آموزش همزیستی مسالمت آمیز در آیینه قرآن کریم با نظر به تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مهم ترین مسئله های بشر، ایجاد شرایط مناسب برای همزیستی مسالمت آمیز میان افراد است. اسلام می تواند یکی از منابع حل این مسئله باشد. برهمین اساس، قرآن کریم و به طور خاص تفسیر المیزان مورد توجه این پژوهش قرارگرفته است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر، احصای دلالت های تربیتی همزیستی مسالمت آمیز در تفسیر المیزان، به منظور ارائه یک الگوی مفهومی برای دستیابی به همزیستی مسالمت آمیز است. روش پژوهش به صورت ترکیبی بوده، به این ترتیب که برای دستیابی به پاسخ هرکدام از سؤالات اصلی از روش های متفاوتی استفاده شده است؛ لذا برای پاسخ به سؤال اول پژوهش از روش تحلیل مفهومی استفاده شده و برای پاسخ به سؤالات دوم و سوم از روش استنتاجی بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاکی از 6 مبنای انسان شناسی و 6 مبنای ارزش شناسی برای همزیستی مسالمت آمیز در تفسیر المیزان هستند. یافته های پژوهش همچنین به معرفی اصول و روش های همزیستی مسالمت آمیز، درقالب یک الگوی مفهومی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در این الگو، 12 مبنا، 7 اصل و 19 روش تربیتیِ همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر مرتبط بوده و مسیر دستیابی به همزیستی مسالمت آمیز را مشخص می کنند.
حوزه معنایی تربیت براساس واژ گان جانشین در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین و ابتدائی ترین نیازهای بشر که نقش مهمی در رساندن انسان به سعادت و کمال ایفا می کند، تربیت است؛ به ویژه اگر این تربیت برگرفته از منابع دینی باشد. ازآنجاکه شکل مصدری واژه تربیت در قرآن کریم به کار نرفته است، این مسئله اهمیت می یابد که قرآن که خود آخرین و کامل ترین کتاب تربیت الهی است برای این مفهوم از چه تعابیری استفاده کرده است و این تعابیر چه ارتباطی با مفهوم تربیت دارند؟ برای پاسخ به این پرسش و یافتن واژگان هم مفهوم، آیات قرآن کریم مورد بررسی و تبیین قرار گرفت و چهار واژه: تزکیه، اصلاح، رشد و هدایت به عنوان جانشین های مفهوم تربیت شناسایی شدند. با بررسی این واژگان در آیات قرآن به روش توصیفی و تحلیلی، این نتیجه حاصل شد که هریک از آنها در لایه ای از معنا با تربیت اشتراک دارند. تزکیه و اصلاح، مقدمه و لازمه تربیت هستند و زمینه رشد فرد را فراهم می سازند؛ بنابراین، رشد، مرحله بالاتر تربیت و حرکتی آگاهانه است، ازآنجاکه هدایت نیز مراتبی دارد، گویی تربیت، نخستین مرتبه هدایت است.
تعیین راهبردهای ارتقای بهره وری آموزش عمومی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه قرآن کریم، منبع بی بدیلی از راهنمای مسائل تربیتی انسان است، باید در نظام آموزشی مورد توجه ویژه ای قرار گیرد؛ همچنان که این توجه در نظام آموزشی ما جریان داشته است. نگاهی اجمالی به دستاورد این توجه در کشور نشان می دهد که نتایج نه با جایگاه ویژه قرآن در اسلام تناسب دارد و نه با میزان علاقه و اهمیتی که تمام آحاد مردم نسبت به قرآن قائلند. لذا باتوجه به این مسئله و نیز ضعف مطالعات علمی صورت گرفته در این حوزه، پژوهش حاضر درصدد است تا برای ارتقای بهره وری در این عرصه در چهار هدف (توانایی و التزام به تدبر، آشنایی با علوم و معارف قرآن، توانایی استفاده از قرآن و تبعیت از قرآن و عترت) به ارائه راهبرد بپردازد. روش پژوهش، کیفی (مطالعه اسنادی، مصاحبه، بارش فکری) است. نمونه گیری به صورت هدف مند و گلوله برفی انجام شده است. جامعه آماری در بخش مصاحبه، کارشناسان حوزه علوم قرآنی، در بخش پژوهش اسنادی، تمامی اسناد، مدارک، کتب و پیشینه های موجود شامل مقالات، طرح ها و کارهای پژوهشی بوده است. نمونه گیری در بخش اسنادی به صورت تعمدی بوده است. اطلاعات به وسیله کدگزاری تحلیل شده است. نتایج به دست آمده از کدگزاری شامل هشت راهبرد بوده که در جلسات بارش فکری توسط متخصصان علوم قرآنی و آموزش قرآن مورد بررسی، اصلاح، حذف و اضافه قرار گرفت. درنهایت 19راهبرد نهایی شد که به توصیه متخصصان همگی راهبردهای به دست آمده با سند بالادستی یعنی سند راهبردی آموزش عمومی قرآن مورد انطباق قرار گرفت و موارد جدید مشخص شد.